رهبر معظّم انقلاب اسلامي در پيام نوروزي خود، سال 1388 را سال حرکت به سمت اصلاح الگوي مصرف و دهۀ فرارو را، دهۀ پيشرفت و آباداني کشور ناميد. اين پيام، متضمن بيم و اميد براي جامعه بود. اميد به پيشرفت و آباداني کشور و بيم از موانعي که ميتواند اين پيشرفت را دچار اختلال نمايد.
بيشک يکي از پايههاي مهم پيشرفت؛ توليد، سازندگي، ابتکار، خلاقيت، نوآوري و جهش علمي است که سال 1387 به عنوان مقدمۀ پيشرفت و تحقق اين هدف مهم، سال نوآوري و شکوفايي علمي ناميده شد. ليکن پايۀ مهم ديگر آن، اصلاح الگوي مصرف است که به منظور تعيين الگوي مناسب، با هدفگذاري پيشرفت و آباداني و تغيير الگوي نامطلوب در جامعه، با توجه به شرايط و نياز امروز کشور، ضروري است که مورد عنايت آحاد جامعه اعم از مديران دولتي، قانونگذاران، برنامهريزان و تودۀ مردم قرار گيرد.
در کشورهايي که الگوي مصرف آنها بر اصول علمي و شاخصهاي کارشناسي مبتني نيست و فرهنگ عمومي پذيراي کاهش مصارف نا به جا و غير ضرور نميباشد، ساليانه حجم انبوهي از سرمايههاي ملّي آنها که ميتواند پشتوانۀ پيشرفت و سازندگي قرار گيرد، به سادگي نابود شده که خود در زنجيرۀ علل و عوامل عقبماندگي آن کشور تأثيرگذار خواهد بود. از اينرو کشوري مانند ايران که برنامههاي بلندمدّت و ميانمدّت و سند چشمانداز توسعه را طرّاحي ميکند و پيشرفت و آباداني را سرلوحۀ اهداف خويش قرار داده، ميبايست الگوي مناسبي را در بهرهگيري از منابع مختلف سرمايهاي؛ انساني، اقتصادي، اجتماعي و غيره، طرّاحي نمايد تا بر پايۀ آن به نحو مطلوب بدون هدر دادن، نابود کردن، استفادۀ نابهجا، اين سرمايهها را در راستاي اهداف پيشرفت به کار بندد.
با طرح اصلاح الگوي مصرف به دو شيوه ميتوان برخورد کرد:
1ـ برخورد شتابزده، شعاري و سطحينگري در انجام برخي اقدامات حذفي و کاهشي به صورت بخشنامهاي و تصميمگيري فردي مديريتي و يا برپايي برخي همايشها و جلسات هزينهبر. اينگونه واکنشهاي شتابزده مورد نظر رهبري انقلاب نبوده است چرا که به مثلهکردن پيام منجر خواهد شد و به صراحت در پيام ايشان آمده که امسال، سال شروع حرکت به سمت اصلاح الگوي مصرف است و اين، نياز به تداوم و استمرار دارد.
2ـ برنامهريزي درازمدّت مبتني بر پژوهش گسترده و مطالعهاي همهجانبه با هدف فرهنگسازي و پذيرش عمومي الگوي مصرف در همۀ ابعاد جامعه، و اين مسيري است که از خانواده شروع ميشود و در نهادهاي آموزشي تعليم داده ميشود و در پيکرۀ جامعه نهادينه ميشود.
مخاطب اين پيام چند دسته ميتواند باشد:
1ـ صاحبان انديشه و قلم و نهادهاي آموزشي (مدارس و دانشگاهها، حوزه ها و...).
2ـ اصحاب رسانهها (ديداري، شنيداري و نوشتاري).
3ـ مديران سازمانها، نهادها و ادارات دولتي و خصوصي.
4ـ تودۀ مردم.
صاحبان انديشه و قلم در چند محور ميتوانند در اين باره به ايفاي نقش بپردازند:
1ـ تبيين اصل الگوي مصرف و ضرورت اصلاح آن.
2ـ آسيبشناسي و بازنگري الگوي فعلي مصرف.
3ـ بررسي موانع (نظري، فرهنگي و اداري) اصلاح الگو.
4ـ راهکارهاي عملي اصلاح الگوي مصرف.
نهادهاي آموزشي رسمي و مراکز غيررسمي مانند آموزش و پرورش، دانشگاهها، حوزههاي علميه، سازمانهاي تبليغي، فرهنگي، تريبونهاي نماز جمعه و مراسم مذهبي و...، به منظور ترويج پايدار اصلاح الگوي مصرف در آموزشها و مباحث خود، بايد جايگاهي براي اين موضوع اختصاص دهند و به شيوۀ علمي و مستدل در تبيين آن بکوشند.
رسانههاي عمومي با اطلاعرساني و آگاهيبخشي به مردم و تهيۀ برنامههاي پُرمحتوا و پژوهشي، با هدف فرهنگسازي و آموزش مستمر جامعه، بايد وارد عمل شوند و الگوي مناسب مصرف را به يک فرهنگ عمومي تبديل کنند.
قانونگذاران و سياستگذاران جامعه ميتوانند با ارائۀ طرحها و لوايح مؤثر در جهت اصلاح الگوي مصرف، برنامههاي مدوّن و کارآمدي را در دسترس جامعه قرار دهند.
در محور تبيين، چند نکته لازم است مورد بحث قرار گيرد: تبيين ضرورتهاي اصلاح الگوي مصرف، مباني و آموزههاي ديني آن (قرآن کريم و روايات)، مباني عقلي و ضرورتهاي طرح آن در ارتباط با مقولۀ پيشرفت و آباداني کشور، ضرورتهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي آن.
در محور آسيبشناسي ضروري است که الگوي فعلي مصرف در ابعاد مختلف بررسي و بازنگري شده و اشکالات و نقايص هر مورد دستهبندي گردد، مواردي چون، منابع مالي و مالياتها، انرژي؛ نفت، گاز، بنزين، گازوئيل، برق، شبکۀ آب و وسايل مصرفي آن، جنگلها و مراتع و محيط زيست، نان مصرفي، خودرو و لوازم آن، محصولات دامي و زراعي، مسئلۀ ترافيک و آلودگي محيط زيست، شبکۀ توزيع کالا، نظام بانکي، ادارات دولتي، مصالح ساختماني، تزئينات و ساختمانهاي نهادها و ادارات، تجملات زندگي و مصارف خانوادهها، لوازم آرايشي، همايشهاي پُر هزينه و غير ضرور، سفرهاي زيارتي و سفرههاي نذورات و افطاري، مجالس عروسي و پذيراييها، هزينههاي جشنها و اعياد و ديدارها و تبليغات انتخاباتي، کار و توليد و موارد ديگر.
در اين امور ميبايست با بررسي علمي و کارشناسي و ارائۀ آمار و ارقام، وضع موجود بررسي شود تا آگاهي و اطلاعات لازم در اختيار مردم، مسئولان، برنامهريزان و طراحان اصلاح الگوي مصرف قرار داده شود و بر پايۀ اين آگاهي، طرح جامع، تدوين و از برنامههاي شتابزده و سطحي جلوگيري شود.
بيشک در الگوي جديد، سياستگذاريها بايد به گونهاي باشد که در امور زير، نه تنها کاهش صورت نگيرد بلکه افزايش چشمگيري رخ دهد:
افزايش: کار مفيد کارکنان دولت، توليد و اشتغال، مشارکت جمعي، همبستگي و وفاق ملّي، سلامت و بهداشت فردي و اجتماعي، سطح دانش عمومي، قدرت خريد، سطح مطالعۀ عمومي، حجم توليد محصولات زراعي و دامي، پژوهش و اکتشافات و اختراع، سلامت شبکۀ توزيع، درآمد نا خالص ملّي، توليد علم، ذخيرۀ ارزي، ارزش پول ملّي، اعتبار جهاني و...
در اين موارد، صرفهجويي، خسّت، کمکاري و عدم سرمايهگذاري نه تنها نفعي در پي ندارد که به زيان پيشرفت و آباداني کشور ميباشد. زيرا اصلاح الگوي مصرف، ناظر به دو جنبه است. يکجنبه، صرفهجويي و جلوگيري از اسراف منابع است، جنبۀ ديگر، افزايشي است يعني در الگوي مناسب بايد علاوه بر سطح خانوادهها و نهادهاي دولتي، اين الگو به زيرساختهاي توليدي، توزيعي به منظور توليد ثروت، اشتغال و افزايش ميزان کار مفيد و مواردي که پيشتر بر شمرده شد، بيانجامد.
براي حصول الگوي جامع و مناسب مصرف که هم به صرفهجويي منجر شود و هم به افزايش سطح رفاه عمومي و رضايتمندي مردم و در نتيجه به تحقّق سطح مطلوب توسعه و پيشرفت بيانجامد، از برآيند دو نگاه؛ اسراف منابع براي پيشرفت و يا امساک بيش از حد به قصد صرفهجويي (افراط و تفريط) بايد الگوي حدّ وسط يا ميانهروي را برگزيد. در آموزههاي ديني، بر نکوهش دو شيوۀ اسراف و امساک (خسّت) و ترغيب ميانهروي و اعتدال، تأکيد فراوان شده است که در اين نوشته به چند مورد از آيات شريفه و روايات اشاره ميشود:
1ـ امّت اسلام، امّت وسط و گواه معرفي شده است."وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ..." (و بدينسان شما را امّتي ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد...)/ سورۀ مبارکۀ بقره؛ آيۀ شريفۀ 143.
2ـ راه راستي که بندگان مسلمان، هدايت به آن را از خداوند درخواست ميکنند، راه ميانه انعامشدگان است، نه راه غضبشدگان و نه راه گمراهان."اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ"/ سورۀ مبارکۀ حمد؛ آيات شريفۀ 7ـ6.
3ـ در برابر آنها که دنياگرايند و آخرتگريز و آخرتطلبان دنياگريز، رفتار آنها ستوده شده که گويند: «...پروردگارا! ما را [هم] در دنيا نيکي عطا کن و [هم] در آخرت و ما را از عذاب آتش [دوزخ] نگاه دار» "...رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ"/ سورۀ مبارکۀ بقره؛ آيۀ شريفۀ201.
4ـ در احسان و انفاق نيز سفارش به ميانهروي و اعتدال شده است. «نه دستت را [به خسّت] به گردن خويش ببند و نه يکباره [به بخشش] بگشاي که ملامتزده و حسرتخورده بماني» "وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا"/ سورۀ مبارکۀ اسراء؛ آيۀ شريفۀ29 .
5ـ از آنچه خداوند در اختيار انسان قرار داده، سفارش شده که هم در طلب ثواب و سعادت در آخرت بکوشد و هم بهرۀ خود را از دنيا فراموش نکند. "وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا..." (و در آنچه خداوند به تو داده، سراي آخرت را بطلب و سهم خود را [نيز] از دنيا فراموش نکن...)/ (سورۀ مبارکۀ قصص؛ آيۀ شريف77.
6ـ در سخن گفتن و حتّي خدا را به دعا خواندن و در نماز و نيايش نيز سفارش به اعتدال شده، نه چنان با صداي بلند و نه بسيار آهسته. "...وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ..."/ سورۀ مبارکۀ لقمان؛ آيۀ شريفۀ19.
7ـ يکي از سفارشهاي لقمان حکيم به فرزندش، اقتصاد و ميانهروي در زندگي است. "وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ..."/ سورۀ مبارکۀ لقمان؛ آيۀ شريفۀ19.
8ـ بيم و اميد يا خوف و رجا، حالتي است که بندگان شايسته نسبت به ثواب و عتاب الهي دارند. نه مأيوس از رحمت خداوند و نه آن چنان در غرور و غفلت. " قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا..." (بگو: اي بندگان من که بر خويشتن زيادهروي روا داشتهايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد. همانا خداوند، همۀ گناهان را [به شرط توبه] ميآمرزد...)/ سورۀ مبارکۀ زمر؛ آيۀ شريفۀ53.
"لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ..." (تا بر آنچه از دست شما رفته است، اندوه نخوريد و به آنچه به شما داده، سرمست نباشيد...)/ سورۀ مبارکۀ حديد؛ آيۀ شريفۀ 23.
امام صادق(ع) ميفرمايند: «به خدا اميدوار باش اما نه اميدي که تو را در نافرماني و معصيت گستاخ کند و از خدا بترس نه ترسي که تو را از رحمت خدا نااميد کند». (مشکاةالانوار؛ ص303)
9ـ در ميان اهل کتاب، آنها که ميانهرو و معتدل بوده، در برابر آنان که بدعمل و ستمکار بوده و با مسلمانان به جنگ و ستيز ميپرداختند، ستايش شدهاند. "...مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ"/ سورۀ مبارکۀ مائده؛ آيۀ شريفۀ66 .
10ـ از امّت پيامبر هم گروهي به خويش ستم ميکنند و گروهي راه عدل ميپيمايند و برخي به هر عمل خير سبقت گيرند. "...فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ..." (...که از آنها برخي بر خود ستمکارند و برخي ميانهرو، و گروهي به اذن خدا در نيکيها پيشگامند...)/ سورۀ مبارکۀ فاطر؛ آيۀ شريفۀ 32.
11ـ در خوردن و آشاميدن (مصارف زندگي و حوائج روزانه) نيز ميانهروي توصيه شده است. "...وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا..." (...و بخوريد و بياشاميد و زيادهروي نکنيد...)/ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آيۀ شريفۀ 31.
ليکن در مقولۀ اسراف، با شدّت بيشتري از آن پرهيز شده و دستور به نهي از آن شده است. "...إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ" (...که او [خدا] اسرافکاران را دوست ندارد)/ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آيۀ شريفۀ 31.
"...كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ" (...[غفلت و غرور و کفران] اينگونه براي اسرافکاران، اعمالي که انجام ميدادند، زينت داده شده است)/ سورۀ مبارکۀ يونس؛ آيۀ شريفۀ 12.
"...إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ" (...به راستي فرعون در آن سرزمين بسيار سرکشي داشت و او از مسرفين بود)/ سورۀ مبارکۀ يونس؛ آيۀ شريفۀ 83.
"...أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ" (...مسرفين اهل آتش دوزخند)/ سورۀ مبارکۀ غافر؛ آيۀ شريفۀ 43.
"...وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا * إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ..." (...ولخرجي و اسراف مکن * چرا که اسرافکاران برادران شيطانند...)/ سورۀ مبارکۀ اسراء؛ آيات شريفۀ 27ـ26 .
در روايات نيز توصيهها و تأکيداتي بر ميانهروي و پرهيز از اسراف شده است.
امام علي(ع) در سخنان شيوايي فرمودهاند: «...أليَمين والشِّمالُ مَضَلَّةٌ، و الطَّرِيقُ الوُسطي هِيَ الجادَّةُ...» (...چپ و راست گمراهي، و راه ميانه، جادۀ مستقيم الهي است که قرآن و آثار نبوت، آن را سفارش ميکند...)/ نهجالبلاغه؛ خطبۀ16.
«نَحنُ النُّمرُقَةُ الوُسطَي بِها يَلحَقُ التَّالِي، وَ إلَيها يَرجِعُ الغالِي» (ما تکيهگاه ميانهايم، عقبماندگان به ما ميرسند، و پيشتاختگان به ما باز ميگردند)/ نهجالبلاغه؛ حکمت 109.
«ما عالَ مَنِ اقتَصَدَ» (آن که ميانهروي کند، تهيدست نخواهد شد)/ نهجالبلاغه؛ حکمت140.
«اندازهگيري، نصف زندگي است»/ تحف العقول؛ ص113.
«کُن سَمَحاً وَلا تَکُن مُبَذَّراً، وَکُن مُقَدِّراً وَلا تَکُن مُقَتَّراً» (بخشنده باش، اما زياده روي نکن، در زندگي حسابگر باش اما سختگير مباش)/ نهجالبلاغه؛ حکمت33.
«روش ما ميانهروي و مسلک ما رشد و هدايت است»/ تحف العقول؛ ص120.
«بهترين روشها، روش راه ميانه است»/ غررالحکم؛ ص396.
«فرو کاستن صوت و فرو پوشيدن نگاه و اعتدال زندگي از دستورهاي ايمان و نيکي دينداري است»/ غررالحکم؛ ص397.
«از بيجا و بياندازه دادن و خرج کردن دوري گزينيد»/ غررالحکم؛ ص387 ـ و پرهيز از اسراف در نامههاي 3 ،21، و خطبۀ 126.
دکتر جهانبخش ثواقب



