مواد زائد جامعه که پس‌مانده ناخواسته زندگي بشري است ،خود موجبات مسائلي نظير انتقال بيماريها ، ازدياد حشرات موذي و موش، بو و منظره نامطبوع و گاهي اوقات آتش سوزي و تصادفات و صدمات بدني گرديده است. ازدياد جمعيت از يک طرف و افزايش توليد سرانه مواد زائد از خانه‌ها ، کارخانه‌ها و مؤسسات و تخريب و تغييرات در بناها و فضاهاي سبز و گياهان از طرف ديگر ابعاد مسأله را از نظر حجم مواد و مسائل حمل و نقل و دفع نهايي بصورت تصاعدي افزايش داده است ؛ زيرا دفع ميزان محدود مواد زائد آسان است ولي وقتي به هزاران تن در روز افزايش يافت ، مسائل پخش در محيط و بيماريهاي منتشره توسط مگس ، سوسک ، موش ، گربه ، سگ و مسائل ماشين‌آلات حمل  و نقل و هزينه تهيه وسائل انتقال و دفن يا دفع نهايي به طريق ديگر همگي در هم ضرب مي‌شود و ابعاد بهداشتي و اقتصادي مسأله به حالت وحشتناکي بزرگ و مشکل‌آفرين خواهند شد.

عدم مديريت صحيح و مقررات صريح براي جمع‌آوري و دفع و بازيافت بيش از 38 هزار تن زباله در روز در ايران که تقريباً 76% آن مواد قابل تبديل به کود بوده و هزاران تن پلاستيک و کاغذ و کارتن را در بردارد ، اکنون به شکلي بي‌رويه به دل خاک سپرده شده و يا در حوالي شهرها پراکنده مي‌شوند که صرف‌نظر از خطرات بهداشتي زيانهاي اقتصادي کلاني را نيز در بردارند.

طبق يک محاسبة کلي هموطنان ما در زمينه‌هاي مختلف سالانه متحمل هزينه‌هايي حدود 8 ميليارد تومان براي جمع‌آوري و دفع زباله مي‌شوند که قسمت بزرگي از آن با اعمال مديريت صحيح و بکارگيري تکنولوژي مناسب کاهش پذير است ؛ زيرا 80% اين هزينه به مخارج پرسنلي و ماشين‌آلاتي منحصر مي شود که صرف جمع‌آوري و حمل زباله مي‌گردد و مبادرت به بازيافت مواد از زباله که استفاده مجدد از آنها را در پي دارد ، پاسخ‌گوي بسياري از هزينه‌هاي گزاف دفع زباله مي‌شود. کاهش 50% از حجم زباله‌هاي شهري در اثر بازيافت ، صرفه‌جويي در مواد اوليه و کاهش آلودگي‌هاي محيط زيست که مثلاً در اثر بازيافت کاغذ ، 74% در آلودگي هوا و 35% در آلودگي آب بررسي شده است (4). بين کشورهاي جهان آلمان ، انگليس ، هلند و به ويژه ژاپن که نيمي از زباله‌هاي خود را بازيافت مي‌کند، در اين زمينه برنامه‌هاي بسيار وسيعي را به اجرا گذاشته و موفقيّت‌هاي بسياري را کسب نموده‌اند. بازيافت زباله که در همه روش‌ها مطرح مي‌شود ، با توجه به مقدار و نوع و مواد متشکله زباله جايگاه اقتصادي ويژه‌اي دارد. ايجاد صنايع کمپوست و ترتيب برنامه‌هاي دفع بهداشتي زباله‌هاي بيمارستاني با دستگاه زباله‌سوز و يا هر روش پيشرفته ديگر و از همه مهمتر بازيافت مواد از زباله در مراکز توليد ، به شکلي که از هرگونه وابستگي به خارج مبرا باشد، از جمله اهداف اين طرح است.

بازيافت به دو صورت امکان‌پذير است : نخست استفاده مجدد، مانند پرکردن مجدد شيشه‌هاي نوشابه و دوم بازيافت ، مانند استفاده مجدد از لاستيکهاي کهنه که به روکشي براي خيابانها بدل مي‌شوند.

ارزشمندترين مادة بازيافت شده از زباله بر حسب درآمد ، انواع مختلف فلزات است. هر چند که تعداد زيادي از مواد ديگر زباله مانند استخوان ، کاغذ ، کارتن ، پارچه ، پلاستيک ، مو ، فضولات کشتارگاه‌ها و غيره نيز اهميت ويژه‌اي دارند و ليکن همة مواد بازيافتي از زباله ارزش ورود به صنعت بازيافت را ندارند.

عوامل مؤثر بر بازيافت

يکي از عوامل مؤثر و غالب در بازيافت عامل اقتصادي است. افزايش چشمگير و مؤثر قيمت نفت و محصولات آن محرکي است تا تمامي کشورهاي صنعتي نسبت به کشف امکانات بازيافت مواد ، بعنوان جلوگيري از افزايش قيمت نفت اقدام کنند. در زمينة دفن در زمين معمولاً مناطق پست و کم‌ارتفاع به عنوان اراضي محل دفن انتخاب مي‌شوند و نهايتاً پس از فشردن و متراکم کردن جهت جلوگيري از نشت هرگونه مادة سمي به آبهاي زيرزميني ، با لايه‌اي از خاک رس پوشش داده مي‌شوند. بيشتر اين زمين‌ها در شهرهاي بزرگ در نواحي کم جمعيت واقع شده‌اند و کاميونهاي حامل زباله بايد فرسنگ‌ها راه بپيمايند و مقدار زيادي گازوئيل و يا بنزين مصرف کنند تا به جايگاه دفن بهداشتي زباله برسند که مستلزم هزينه و نيروي کار زيادي است و از اشکالات موجود در روش دفن زباله ، موضوع ناهماهنگي و نامتجانس بودن مواد است.

بازيافت زباله معمولاً بر ساير روش‌هاي دفع همچون دفن يا سوزاندن مقدم است ، زيرا علاوه بر صرفه‌جويي در هزينه ، انرژي و منابع طبيعي ، آلودگي محيط را نيز کاهش مي‌دهد.

طبق يک بررسي، جمع‌آوري مواد قابل بازيافت براي هر تن زباله حدود 35 دلار و دفن روزانه هر تن مواد زائد در يک محل حــدوداً تا 80 دلار هزينه در بردارد. بازيافت تا 50% يا بيشتر حجم مواد پس مانده را کاهش داده و هزينه‌هاي سيستم جمع‌آوري زباله‌ها را بطور مؤثر کاهش مي‌دهد. کشور ژاپن موفق‌ترين برنامه بازيافت را در سطح جهان به خود اختصاص داده است. حدود يک سوم زباله‌هاي ژاپن سوزانده شده و فقط يک ششم آن دفن مي‌گردد.

خانواده‌هاي ژاپني پس‌مانده‌هاي خانگي خويش را در هفت قسمت جداگانه و در روزهاي مختلف جمع‌آوري و بازيافت مي‌نمايند.

در آمريکا روزانه تعداد 2 ميليون درخت قطع مي‌شود که ضرر بزرگي به محيط زيست است. بازيافت کاغذ در يک روز يکشنبه موجب جلوگيري از قطع 7500 درخت مي‌شود و با بازيابي يک تن آلومينيم 4 تن بوکسيت و 700 کيلوگرم ذغال کک نيز ذخيره شده و باعث جلوگيري از ورود 35 کيلوگرم آلومينيم فلورايد به هوا مي‌شود.

عــــمل بازيابي مصرف انرژي و آلودگي هوا را کاهش مي‌دهد. با بازيابي بطري‌هاي پلاستيکي 60-50% انرژي مصرفي براي ساختن بـــطري‌هاي نو صرفه‌جويي مي‌شود .

در ايران با جمعيت حدود 60 ميليون نفر ، روزانه بيـش

از 38 هزار تن زباله توليد مي‌شود که هزينه‌هاي جمع‌آوري و دفع آنها تنها در شهرها روزانه حدود 21 ميليون تومان برآورد مي‌شود. طبق يک بررسي فقط بهاي کاغذ و کارتن و پلاستيک جدا شده از زباله که به ترتيب 27/8% و 11/4% کل زباله‌هاي پنج شهر کوچک و بزرگ کشور را تشکيل مي‌دهد که رقم قابل توجهي است. بررسي‌هاي اخير که در شهرهاي مختلف کشور انجام گرفته است، نشان مي‌دهد که مواد آلي از 6/76-35% و کارتن از 7/4 – 9/2% و پلاستيک از 3/6-1/2% مهمترين اجزاي قابل بازيافت زباله کشور ما را تشکيل مي‌دهند (4). و ليکن عليرغم اينکه فرهنگ بازيافت مواد از قديم در ايران موسوم بوده است در سالهاي اخير ، بازيافت بي‌رويه ( زباله دزدي ) مواد بعلت تنوع مواد، در عدم مديريت صحيح و نيز محدوديت ورود مواد اوليه خطرات و بحران‌هاي بهداشتي خاصي را در کشور به وجود آورده است. کاغذ ، آلومينيم ، لاستيک و مواد پلاستيکي و شيشه از جمله زوايد بسيار با ارزش هستند که مي‌توان آنها را بازيابي کرد.

بازيافت کاغذ

معمولاً کاغذهاي باطله مثل روزنامه ، مجلات و غيره قابل بازيافت هستند ، ولي کاغذ شيرهاي پاکتي ، نوشابه‌ها، کاغذهـــاي فتوکپي ، آلومينيومي و شايد کامپيوتري براي استفادة مجدد چندان مناسب نيستند. استفاده مجدد از پس‌مانده‌هاي کاغذي موجب احياي جنگلها و منابع طبيعي مي‌گردد که خود اقدامي اساسي براي مقابله با آلودگي هواست. منافع اقتصادي و عدم وابستگي در جهت ورود خمير کاغذ از خارج ، محاسن زير را نيز در پي دارد :

صرفه‌جويي در مصرف انرژي ، کمک مستقيم به سيستم جمع‌آوري و دفع زباله‌هاي توليدي ، کاهش بار آلودگي و نهايتاً عادت دادن مردم به جلوگيري از اسراف و تبذير از نتايج بازيافت کاغذ است.

در کشور ما مصرف سرانة کاغذ سالانه بالغ بر 11 کيلوگرم است. توليد يک تن خمير کاغذ 40 کيلوگرم ضايعات آلوده‌ساز وارد محيــط مي‌کند که از جنبه بهداشتي قابل تعمق است. محاسبه کلي بهاي کاغذهاي بازيافت شده از زباله در جهان مي‌تواند سهم عظيمي از هزينه‌هاي جمع‌آوري و دفع زباله را بخوبي جبران نمايد و تحقيقات نشان داده است که اگر در پروسه توليد کاغذ ، مقداري کاغذ باطله به مخلوط اصلي اضافه شود به همان مقدار از بار آلودگي آب و هواي حاصل از اين پروسه کاسته مي‌شود.

بازيافت پلاستيک

مصرف پلاستيک به علت سبکي وزن و عدم شکستگي بسيار رايج است و به ندرت در اثر تجزيه بيولوژيکي و شيميايي از بين مي‌رود. پلاستيک‌ها يکي از منابع عمده ايجاد زباله هستند. مواد پلاستيکي از نظر بازيافت طبقه‌بندي شده و با خواص مختلف حرارتي مثلاً از نوع ترموپلاستيک‌ها تقسيم مي‌شوند. از اين مواد معمولاً پلاستيک‌هاي نرم ، بطري‌هاي فشارپذير ، گلدان اسفنجي ، پرده‌هاي روشن و غيره و يا فيلم و ورقه‌هاي پلاستيکي ساخته مي‌شود. اگر اين مواد در انواع ويژه جداسازي شوند، مي‌توان دوباره آنها را ذوب کرد و به محصولات جديد و مفيد ديگري تبديل نمود. مثلاً مي‌توان پلي‌اتيلن ، تري‌فتالات را از بطري‌هاي نرم نوشابه‌ها بازيابي کرد و از آن بالش ، لباس اسکي و کيسه‌خواب ساخت. از مخلوط اين پلاستيک‌ها با يکديگر پايه‌هاي زهکشي ، نرده‌هاي پلاستيکي ، بلوک‌هاي سنگ فرش ، تسمه نقاله و ديگر لوازم مشابه قابل تهيه است. بر اساس قوانين بهداشتي ، ساخت ظروف غذا يا نوشابه از پلاستيک‌هاي بازيافت شده ممنوع است. دسته‌اي از پلاستيکها قابليت ذوب ندارند که پلاستيک‌هاي سخت هستند که نه قابل سوخت هستند ، نه قابل بازيافت. بنابراين دفن دائم آنها تنها راه محوشان به شمار مي‌رود.

استفاده از مواد پلاستيکي براي کفپوش ، ايزولاسيون و در ماشين‌آلات و استفاده از مواد پلاستيکي در بسته‌بندي به جاي کاغذ يا کاربرد آن به جاي شيشه و چوب براي صرف هزينه کمتر نيز خود يکي از علل ازدياد آنهاست. قابل توجه است که برخي از مخازن و ديگهاي حرارتي حتي لوله‌هاي فشار قوي بخارآب از مواد پلاستيکي ساخته مي‌شود.

جلوگيري از اتلاف منابع مالي و طبيعي کشور که براي توليد پلاستيک مورد استفاده قرار مي‌گيرد ، جلوگيري از ورود مواد اوليه و وابستگي به خارج ، حفاظت محيط زيست و جلوگيري از انتشار آلودگي به آب ، خاک و هوا از محسنات بازيافت پلاستيک است. متأسفانه پلاستيک‌هاي بيمارستاني به علت مرغوبيت و رنگي نبودن خريداران زيادي دارد که مخاطرات بهداشتي آن را بيشتر مي‌کند.

 بازيافت فلزات آهني

بازيافت فلزات آهني جزئي از صنعت آهن و فولادي به حساب مي‌آيد. توليد فولاد و چدن هميشه با بازيافت مواد زائد همراه بوده است. کيفيت بازيافت اين مواد به خلوص آنها و مواد اوليه متشکله آنها بستگي دارد.

بازيافت فلزات غيرآهني

ارزش فلزات غير آهني در مقايسه با ساير مواد موجود در زباله‌هاي شهري بسيار بالاست. اخيراً ازدياد قوطي‌‌هاي آلومينيمي در زباله‌هاي شهري نيز ديده مي شود و نتايج بازيافت آن بسيار خوب است و صنايع خاصي نير بدين منظور بوجود آمده‌اند.

فلز مس در زباله از سيم‌کشي‌ها، وسايل متروکه و لوازم برنجي به دست‌ مي‌آيد، سرب از پس‌مانده‌هاي صنايع بطري سازي و لوله‌کشي جدا مي‌شود.

بازيافت شيشه

علاوه بر کمبود مواد خام اوليه که براي بازيافت شيشه خود دليل موجهي است، استفاده از شيشه‌هاي دست دوم (خرده‌شيشه) نيز از نظر اقتصادي بسيار مقرون به صرفه است، زيرا نقطه ذوب خرده‌شيشه از مواد خام اوليه پايين‌تر بوده و باعث کاهش مصرف سوخت مي‌گردد. کاهش هزينه، کاهش زمان و نقصان آلودگي از مزاياي ديگر استفاده از خرده شيشه مي‌باشد که در خور اهميت هستند.

بازيافت لاستيک

افزايش لاستيک‌هاي مستعمل در سالهاي اخير مشکلات زيادي را در سطح جهان به وجود آورده است. در بسياري از موارد لاستيک‌هاي غير مستعمل روي هم انباشته شده و به شکل کوهي از زباله مناظر زشتي را بوجود آورده و خطر آتش‌سوزي را نير همراه دارد. دودهاي سياه و مضر در اثر سوختن حتي يک حلقه لاستيک، مناطق بسيار وسيعي را آلوده کرده و محيط زيست را به مخاطره مي‌اندازد. اخيراً به وسيله ماشين‌هاي جديد و پر قدرت، لاستيک‌هاي کهنه آسياب شده و پس از ذوب به لاستيک‌هاي جديدي تبديل مي‌شوند.

اگر ضايعات لاستيک‌ها را با آسفالت خيابانها مخلوط کنند روکش با دوامي براي سطح جاده‌ها و باند فرودگاهها بوجود مي‌آيد. روکش مخلوط شده از لاستيک‌هاي باز يافتي در آسفالت خيابان به سادگي ترک نخورده و موجب صرفه‌جويي ميليونها دلار در بازسازي ، لکه‌گيري و جلوگيري از آسفالت دوباره خيابان‌ها مي‌گردد.

بازيافت پس‌مانده‌هاي آلي

مواد آلي مربوط به آشپزخانه، سبزي‌ها و گياهان زائد پس مانده‌هاي آلي هستند که توسط ميکروارگانيسم‌ها تجزيه شده و قادرند ميلياردها متر مکعب گاز متان توليد کنند. تجزيه پس‌مانده‌هاي آلي به جاي دفن، داراي دو مزيت کودسازي و توليد گاز متان است. نوعي از منابع بزرگ پس مانده‌هاي جامد خانگي، پوشک بچه‌هاست. شرکت پروکترگمبل در آمريکا پس از جداسازي پوشش پلاستيکي و ضد عفوني لاية جاذب اين پوشکها آنها را به کود تبديل کرده و مورد مصرف قرار داده است.

کود کمپوست تهيه شده در کشورهاي اروپايي که حدود 14درصد افزايش محصول ايجاد مي‌کند، به کشورهاي آسيايي مثل عربستان صادر مي‌شود. کودسازي از زباله در مقياس کوچک و با روشهاي بسيار ساده سنتي براي شهرهاي نه چندان بزرگ به خوبي امکان‌پذير است. در مورد استفاده از انرژي و توليد گاز متان از فضولات شهري و روستايي در سالهاي اخير توجه ويژه‌اي مبذول شده است.

از آنجائي که مبحث دفع زباله‌ها در مورد زباله‌هاي سمّي و خطرناک، از جمله موضوعاتي است که در حال حاضر مورد بررسي است ، نکاتي از مشکلات دفع زباله‌هاي خطرناک و سمّي به منظور ايجاد انگيزه در تفکيک زباله‌ها در مبداء به خاطر داشتن اين نکته که مشکلات زباله‌ها به اين موارد محدود نمي‌شود ، مطرح مي‌گردد. در کشورهاي پيشرفته بعد از بازيافت اوليه مواد ، بازيافت و دفع زباله‌هاي خطرناک مورد تحقيق است و دغدغة آنها از دفع زباله به صورت عام گذشته است. بازيافت در ايران 10 درصد و در ژاپن 50% است. زباله‌هاي سمي و خطرناک مواد زائد خطرناک ، مواد زائد جامد يا مايعي هستند که بعلت کميّت ، غلظت و يا کيفيت فيزيکي و شيميايي يا بيولوژيکي مي‌توانند موجب ازدياد مرگ و مير يا ناراحتي و بيماريهاي بسيار جدي شوند   .

اين زوائد ممکن است خصوصياتي از قبيل انفجاري بودن ، شعله‌ور شدن ، راديواکتيو و يا سمي و شيميايي بودن داشته باشند. اين مواد به صورت مايع ، جامد ، خميري و يا گازي شکل وجود دارند که بايد از نظر ايجاد آلودگي در آب ، هوا و خاک کنترل شوند. آنچه بايد در اين زمينه انجام بگيرد :

•  مواد مصرفي را پس از خريد تماماً مصرف کنيد و مازاد آن را به کسي که نياز دارد بدهيد. اگر مايليد چيزي را نگه داريد آن را در ظرف اصلي منحصر به خودش که داراي برچسب صحيحي باشد ، قرار دهيد.

•  سوخت ديزل ، نفت سفيد ، گريس و چربي و روغن موتور آلوده شده يا مستعمل را به مراکز سرويس خودرو ، ايستگاههاي بازيابي روغن يا مراکز مجاز جمع‌آوري بدهيد.

•  باطري کهنه اتومبيل را در زباله‌دان نيندازيد ، آن را به مراکز مجاز برگردانيد ، ظروف و قوطي‌هاي سمي را وقتي که خالي شدند عمل کنيد. پيش از دور انداختن قوطي‌ها ، همواره آنهايي را که حاوي مواد زيان‌آور هستند ، کاملاً مشخص کنيد.

•  همه دستورالعمل‌هاي توصيه شده روي برچسب قوطي‌ها را رعايت کنيد.

•  تمامي قوطي‌هاي اسپري‌کننده را بوسيله فشردن دکمه آنها کاملاً خالي کنيد تا هيچ ماده‌اي پيش از پيچاندن آنها در روزنامه و دورانداختنشان با ساير زباله‌ها درون آنها باقي نمانده باشد. هرگز قوطيهاي خالي ايروسل را در کوره يا دستگاه پرس نيندازيد.

•  درمورد هر ماده‌اي که فکر مي‌کنيد از لحاظ دفع مسئله‌ساز باشد، با اداره بهداشت يا نمايندگي محيط زيست محلي تماس بگيريد.

•  براي اطلاع از نوع و نحوه سيستمهاي دفع زباله جامعه‌اي که در آن بسر مي‌بريد ، با بهداشت محيط محل تماس بگيريد تا مشخص شود چه مواردي را نبايد همراه با سيستم معمول جمع‌آوري زباله شهري دفع کرد.

•  مايعات شيميايي را روي زمين جاري نساخته و يا داخل مجاري فاضلاب رها نکنيد.

•  ظروف و قوطي‌هاي مواد شيميايي خالي را در حياط خانه دفع نکنيد.

•  ظروف و قوطي‌هاي حاوي ته‌مانده مواد شيميايي را نسوزانيد.

•  هرگز قوطي‌هاي حشره‌کش يا مواد شيميايي را براي مقاصد ديگر مورد استفاده قرار ندهيد ، زيرا پس مانده مواد درون قوطي با موادي که دفعتاً در آن ريــــخته شود، واکنش نشان داده و مسئله‌ساز خواهد شد.

•  از به کار بردن مجدد قوطي‌هاي اسپري‌کننده اجتناب کنيد.

•  فضولات شيميايي را با يکديگر مخلوط نکنيد.

•  هيچ ماده شيميايي را در امتداد جاده‌ها رها نکنيد.

مواد زائد راديواکتيو يا زباله‌هاي اتمي

مواد و عناصري که از خود پرتوهاي يونيزه ساطع کنند ، مواد راديواکتيو ناميده مي‌شوند. چون اين مواد باعث بروز خطرات بهداشتي و ناراحتي‌هاي ويژه‌اي براي انسان و موجودات محيط زيست مي‌شوند ، در طبقه‌بندي مواد زائد سمي و خطرناک منظور شده‌اند.

خصوصيات زباله‌هاي هسته‌اي هنگام دفع عبارتست از :

 •  جامد بودن.

 •  هدايت گرمايي مناسب.

 •  حداقل حلاليت در آب و کنترل نشت آن.

 •  مقاوم در برابر تجزيه‌هاي شيميايي ، تشعشعات دروني ، ضربه و فشار.

•   حداقل حجم ممکن.

خطرات و زيانهاي زباله اتمي يکسان نبوده به نوع و ميزان مواد راديواکتيو موجود در آنها بستگي تام دارد. با توجه به مقدار مواد راديواکتيو و خاصيت زيان‌بخشي اينگونه مواد ، آنها به سه گروه تقسيم‌بندي مي‌شوند :

الف ) زباله‌هاي اتمي داراي مواد راديواکتيو قوي.

ب ) زباله‌هاي اتمي داراي مواد راديواکتيو متوسط.

ج ) زباله‌هاي اتمي داراي مواد راديواکتيو ضعيف.

زبالــــــــه‌هاي داراي مواد راديواکتيو قوي عموماً در نيروگاه‌هاي هسته‌اي بوجود مي‌آيند که بسيار قوي است.

 زباله‌هاي داراي مواد راديواکتيو متوسط نيز در نيروگاه‌هاي اتمي هنگام بازيابي از ميله‌هاي سوخت و همچنين در زمان توليد عناصر سوخت اتمي حاصل مي‌شوند. زباله‌هاي اتمي داراي مواد راديواکتيو ضعيف در تمامي اماکني که انسان ، به نحوي با اشعه راديواکتيو سروکار داشته باشد مانند لابراتورهاي تحقيقاتي و پزشکي به دست مي‌آيند.

مهمترين آسيب‌هاي ناشي از زباله‌هاي اتمي : بيماري‌هاي سرطاني و ايجاد اختلال در ژن‌ها، هستند.

مدت زمان خطر زباله‌ها بين چند ثانيه تا چندين ميليون سال متفاوت است. خوشبختانه قسمت عمده زباله‌هاي اتمي دنيا از نوع کوتاه عمر و يا زودگذر و زوداثر هستند.

مواد زائد شيميايي

مواد شيميايي و پس مانده آنها جزء گروه موادي هستند که به سادگي نمي‌توان از خواص آني و يا آتي آنها چشم پوشيد. بيشتر زباله‌هاي شيميايي خطرناک در چهار گروه اصلي طبقه‌بندي مي‌شوند :

الف ) مواد آلي.

ب ) فلزات و مواد معدني شامل نمک‌ها ، اسيدها و بازها.

ج ) مواد قابل احتراق.

د ) مواد قابل انفجار.

اين گونه مواد ابتدا در مخازن ويژه‌اي جمع‌آوري شده و پس از انبار کردن اگر جامد باشند، با مخازن و در حالت مايع به وسيله پمپاژ به درون خودروهاي مجهز به علائم ويژه انتقال مي‌يابند. مخازن يا شبکه‌هاي جمع‌آوري مواد در بسياري از موارد مهر و موم شده و تحت کنترل شديد قرار مي‌گيرند. تماس مستقيم دست با اين گونه مواد در همه مراحل شديداً ممنوع اعلام گرديده است.

مــــديريت مواد زائد خطرناک شامل کاهش مواد زائد

تصفيه و دفع است. روشهاي تصفيه‌اي که قبل از دفع مواد زائد انجام مي‌شوند، عبارتند از : سم‌زدايي مواد خطرناک ، جداسازي و تغليظ اين مواد و تثبيت و جامد نمودن به منظور جلوگيري از نشت مواد زائد ، دفن در زمين آخرين مرحله مديريت مواد خطرناک مي‌باشد.

بحث و نتيجه‌گيري

يافته‌هاي آماري نشان مي‌دهند که در هر روز تقريباً 30 هزار تن و در سال بيش از 9 ميليون تن زباله در کشور جمع‌آوري مي‌شود که قسمت اعظم اين مواد قابل بازيافت است. براي مثال روزانه 5000 تن زباله‌ نان خشک و سالانه 182500 تن نان خشک بعنوان مواد دورريختني وارد سيستم مواد زائد مي‌شود که اگر بطور جداگانه جمع‌آوري شود، مي‌توان از آن استفاده‌هاي متعدد بعمل آورد .

طبق آمار سرانه مصرف در کشور ما در بعضي موارد زياد است که خود اين مصرف زياد باعث افزايش توليد زباله مي‌شود. اولين نکته در اين خصوص مصرف بهينه و جلوگيري از تبديل امکانات به زباله است.

مقام معظم رهبري فرموده‌اند: ‹‹ من شنيدم طبق برخي آمارهايي که به ما دادند مقدار ضايعات نان ما برابر است با مقدار ناني که ما از خارج وارد مي‌کنيم آيا اين جاي تأسف نيست؟ ››

•  ايران ، ژاپن و روسيه کمتر از 45% شکر مورد نياز خود را از داخل تأمين مي‌کنند ، سرانه شکر در ايران 28 کيلوگرم و در چين 7 کيلوگرم ذکر شد .

•  واردات کالاهاي اساسي (گندم ، برنج ، ذرت ، شکر) يک سوم درآمد ارزي کشور را مي‌بلعد.

•  عمر متوسط اسکناس‌ها در ايران 3 سال و در کشورهاي پيشرفته بيش از 10 سال است. ما در سال 700 ميليون برگ اسکناس را از چرخه خارج مي‌کنيم که اين جايگزيني اسکناس فرسوده و جمع‌آوري آنها هر سال 100 ميليارد ريال هزينه بر دولت تحميل مي‌کند .

•  هرسال 30% محصولات غذايي در ايران ضايع مي‌شود که ارزش آن حدود 15 ميليارد تومان است.

•  هر عدد انار در ژاپن 5 دلار بفروش مي‌رسد ؛ قيمت 6 عدد انار برابر يک بشکه نفت است.

•  ارزش صادرات يک بشکه رب معادل 6 بشکه نفت و ارزش صادرات 2 کارتن ترشي برابر با يک بشکه نفت است .

يکي از صفات خداوند متعال «غيور» است. غيرتمندي صفتي است الهي که پهنة وسيعي از مسئوليت را پيش روي انسان‌ها مي‌گشايد. اسراف و تبذير در امکانات، يک منکـَر ديني ، اقتصادي و اجتماعي است.

 مقام معظم رهبري فرموده‌اند: « در سطح جامعه منکراتي وجود دارد که مي‌شود از آنها نهي کرد و بايد نهي کرد ، از جمله اتلاف منابع عمومي و حياتي ، اسراف در نان ، اين همه ضايعات نان داريم؛ اين منکر است. يک منکر ديني ، اقتصادي و اجتماعي است »

در ژاپن براي دفع زباله ، زباله‌هاي فشرده شده را داخل تور سيمي قرار داده و مدت 10 دقيقه در قير مذاب يا سيمان مايع نگهداري مي‌کنند و بعداً بلوکهاي حاصل را به مصرف مي‌رسانند.

در برخي نقاط دنيا که زمين کافي براي دفن زباله به طور بهداشتي در اختيار ندارند، اقدام به احداث جزاير مصنوعي کرده و جزيره را با زباله به وجود مي‌آورند. براي اين کار قسمتي از آب دريا را محصور کرده و پس از تخليه آب آن زباله را در آن ريخته و به ازاء هر متر زباله 20-25 خاک ريخته و پس از فشرده شدت عمليات را به همــــان منوال ادامه داده تا جزيره کاملاً پر گردد و سطحي از آب دريا بالا بيايد بعد از اينکه ساختمان جزيره به پايان رسيد خيابانهاي لازم در آن احداث کرده و پس از کاشتن درخت و نباتات ديگر بعنوان پارک عمومي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

بحث اقتصادي بازيافت بحدي وسيع است که طبق مقاله‌اي درآمد کارخانه‌اي با بازيافت از 200 ميليون دلار به 6 بيليون دلار رسيد (5) به ازاي 340 کمپاني جداسازي 148 ايستگاه انتقال 151 زمين دفن زباله 95 مرکز احيا در

42 ايالت قرار دارد .

در سطح دنيا پس مانده 20% و در ايران 76% زباله را شامل مي‌شود.

سرانة مصرف از دهة 60-50 از 480 گرم به 760 گرم در دهة 70 رسيده است.

جداسازي زباله‌ها فقط در حد تر و خشک مصرف کمتر انرژي ، آلودگي کمتر هوا ، آب ، محيط و زمين دفن زباله را به همراه دارد.

جداسازي پلاستيکها و کاغذ و شيشه از زباله‌ها بهداشت و کيفيت بالاتر مواد بازيافتي را به همراه دارد.

پيشنهادات

• 1. مصرف بهينه و جلوگيري از اسراف و تبذير.

• 2. تبليغات در اين زمينه از سوي رسانه‌‌هاي عمومي بخصوص راديو و تلوزيون.

• 3. تفکيک زباله‌ها در مبدأ.

• 4. بازيافت از زباله‌هاي تفکيک شده توسط مسئولين امر


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:39 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

توجه به الگوى صحيح و اصلاحى مصرف در نظام اجتماعى عاملى بنيادين جهت هدفدارى آن و ايجاد اصولى پايدار و قوانين نظام‌مند براى زندگى اجتماعى انسان‌ها به شمار مى‌آيد. الگوى اصلاحى مصرف، به آدمى شناخت هدف صحيح زندگى را آموخته و نشاط، شادابى و تلاشى اميدوارانه را براى وى به ارمغان مى‌آورد. همچنين بر آگاهى آدمى از ارزش‌ها و هنجارهاى ايده‌آل اجتماعى جهت افزايش كاركردهاى مثبت نظام خانواده و عمل بدان‌ها مى‌افزايد و به او مى‌فهماند كه هر گونه عبث گرايى و بيهودگى در آفرينش انسان منتفى است.(1)

به طور كلى هدفدارى نظام اجتماعى با الگوى صحيح مصرف و اصلاح اساسى آن رابطه‌اى متقابل دارد؛ زيرا:

1ـ انسان را مقيد به عمل پسنديده و صالح جهت سعادت دنيوى و اخروى نموده و حضور سرافرازانه وى را بدين جهت در اجتماع موجب مى‌شود.

2ـ انسان را از افسردگى و پوچى و احساس بى‌شخصيتى در درون فردى و نظام اجتماعى رها مى‌سازد و مصونيت مى‌بخشد.

3ـ مهمترين هدف انسان را دستيابى بر كمال انسانى و رحمت والاى الهى مى‌داند و برنامه نظام‌مند فردى و اجتماعى وى را بر اين اساس تنظيم مى‌كند.

4ـ موجب مى‌گردد انسان‌ها در نظام اجتماعى و در عرصه‌هاى مختلف آن تلاش و كوشش فراوان نموده و هيچگاه از آن دست برنداشته، بلكه تلاش‌هاى خود را در زندگى دنيوى جهت‌دار نموده و بدان‌ها رنگ و بوى الهى و اخروى دهند.

5ـ انضباط و تعهد اجتماعى را به انسان‌ها هديه مى‌كند.

6ـ از اتلاف بيهوده‌ى عمر و اوقات زندگى انسان‌ها را رها مى‌سازد و بارقه‌ى نااميدى و پريشانى را از دل‌هاى پاك آنان دور مى‌سازد.

7ـ به انسان‌ها تعليم مى‌دهد كه عبادت‌ها را به موقع انجام دهند، آنها را با رياكارى و زهد دروغين نابود نسازند، حقوق ديگران را رعايت نموده و به گناه و گناهكارى مبتلا نشوند.

8ـ هدفدارى نظام اجتماعى، سير تربيتى انسان‌ها را در مصرف و مسير اقتصادى خانواده و اجتماع اصلاح نموده و برنامه‌هايى اساسى، چون اداى امانت، راستگويى و حسن همجوارى را براى آنان تنظيم مى‌نمايد و راس همه‌ى اين برنامه‌ها را تقوا و ترس از خدا مى‌داند.

9ـ جامعه‌ى اسلامى را از زيان‌هاى اسراف و تبذير آگاه نموده و محيط آن را از بى‌دينى و بى‌بند و بارى رها مى‌نمايد و آشوب‌ها و فسادهاى اجتماعى را از سطح جامعه پاك نموده و دور مى‌كند.

سيماى قرآنى فاصله گيرندگان از الگوى صحيح مصرف در جامعه اسلامى

فاصله گيرندگان از الگوى صحيح مصرف، از ديدگاه قرآن، همان »مسرفين و مبذرين« هستند كه به دليل عدم رعايت و اصلاح الگوى مصرف، به اين نام و صفت خوانده مى‌شوند و تعابير سخت و جانكاهى در مورد آنان در قرآن به عنوان سيماى ظاهرى، درونى و سرنوشت دنيوى و اخرويشان به كار رفته است:

1ـ مسرفان اهل هلاكت و از اصحاب دوزخند.(1) و (2)

2ـ جامعه اسلامى و نظام اجتماعى را به فساد مى‌كشند. آنان در زمين فساد مى‌آفرينند و در پى اصلاح نيستند. (3 )

3ـ خدا آنها را هدايت نمى‌كند و عامل انحراف ارزش‌ها در جامعه اسلامى هستند(4)

4ـ اعمال آنها شيطانى است و شيطان اعمال نارواى ايشان را آراسته و زيبا مى‌نمايد(5)

5ـ آنان عامل گمراهى و ضلالت اعضاى جامعه اسلامى و برادران و همراهان شيطانند(6)

6ـ الگوهاى عملى ايشان، ستمگران و مستبدان هستند، لذا برنامه‌ها و طرح‌هاى عملى آنان موجب خسارت‌هاى جبران‌ناپذير براى اجتماع انسانى محسوب مى‌گردد(7)

7ـ محبوب خدا نيستند و اهل تعامل و معاشرت‌هاى پايدار و صحيح اجتماعى نمى‌باشند(8)

8ـ فاقد اهداف عقلايى در برنامه‌هاى مصرف و كاربرد امكانات مادى و معنوى هستند و الگوى آنان افرادى چون فرعون و نظام طاغوتى اوست(9)

9ـ سرچشمه‌ى بسيارى از فقرها و تبعيض‌ها و شكاف‌هاى طبقاتى هستند.

10ـ پايه و اساس بسيارى از ناكامى‌ها، خودنمايى‌ها و همچنين اضمحلال شخصيت‌هاى اجتماعى انسان‌ها به شمار مى‌روند و عاقبتى بس وخيم و خطرناك دارند(10)

پى نوشتها:

1. سوره انبياء، آيه 9

2. سوره شعرا، آيات 151 و 152

3. همان

4. سوره غافر، آيه 28

5. سوره يونس آيه 12

6. سوره اسرا، آيه 27

7. سوره يونس، آيه 83

8. سوره انعام، آيه 141

9. سوره يونس، آيه 83

10. سوره حجر، آيه



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:33 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

دين اسلام، دين اعتدال، ميانه روي و دوري از افراط و تفريط است. اسلام سعي مي كند با برنامه هاي متعدد پيروان خويش را در راه راست و خط اعتدال نگه دارد و با افراط و تفريط در هر امري مخالف است و آن را براي زندگي دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي مسلمانان مضر مي داند.

جايگاه و اهميت كسب و كار حلال

در آيين اسلام، درآمدهاي مشروع و كسب و كار و اموال حلال، جايگاه ويژه اي داشته و قرآن مجيد آن را مايه قوام و هستي شخص و جامعه و مايه زينت و آرامش در زندگي اين دنيا مي خواند؛ آنجا كه مي فرمايد: «ولاتوتواالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...«.

در جاي ديگري مي فرمايد: «المال و البنون زينه الحياه الدنيا...». قرآن افراد متمكن را كه از طريق مشروع اموالي به دست آورده اند، افراد خوب معرفي مي كند و اساسا داشتن مال و تمكن مادي را نوعي امداد الهي به حساب آورده و عنايت و تفضل معبود را در حق بندگان خدا بيان مي كند.

رسول خدا (ص) مردانگي را در اين دانسته اند كه فرد مسائل و امور مادي اش را بهبود ببخشد و امام صادق (ع) فرموده اند: «شايسته نيست كسي از تلاش مالي و مادي باز ايستد كه در سايه آن مي تواند آبرويش را حفظ كند و قرض هايش را بپردازد و به بستگانش كمك كند

با توجه به آيات و رواياتي كه در زمينه كسب و درآمد حلال و مشروع آمده است، مي توان چنين بيان نمود كه مال و ثروت نه تنها خوب است، بلكه هر مسلمان آگاه وظيفه دارد در كسب و تحصيل آن تلاش كند و خود و جامعه اش را در رشد اقتصادي ياري رساند.

نظام اقتصادي اسلام هم كه توجه به سعادت انسان را هدف اصلي خود مي داند، استفاده عاقلانه از منابع طبيعي و امكانات خدادادي را در راه نيل به هدف مقدس خويش، مورد تاكيد قرار داده است.

الگوي مصرف در اسلام علاوه بر مخالفت با «اسراف» با پديده ناشايست «تجمل گرايي» نيز به عنوان يك بيماري اقتصادي مقابله كرده است.

انسان نيازهايي دارد كه با توجه به امكانات موجود به رفع آنها مي پردازد و براي رسيدن به مقصود خود، در سايه فكر و تدبير، روش هاي متعددي را به كار مي گيرد. از ديدگاه قرآن، انسان موجود نيازمندي است كه خداوند براي رفع نيازهايش زمين را براي او رام كرده و امكانات و منابع آن را در اختيار وي قرار داده تا مصرف كند.

قرآن با مطرح كردن مسئله اسراف و بيان مضرات آن و دعوت به اعتدال و ميانه روي در تمام امور زندگي، در حقيقت بهترين الگوي مصرف را براي زندگي سعادتمندانه به آدميان ارائه مي دهد.

قرآن در آيات متعددي به بحث اسراف پرداخته و جنبه هاي مختلف اين امر مذموم را بررسي كرده است.

آياتي كه اعلام مي دارد خداوند اسراف و مسرفين را دوست ندارد، نشان دهنده اين حقيقت است كه اسراف موجب مي شود تا شخص مسرف، با وجود دارا بودن همه فضايل اخلاقي و اعمال صالح، نتواند به مقام محبت و قرب الهي برسد.

امام صادق (ع) در اين باره فرمودند: «دعاي چهار گروه مستجاب نمي شود، يكي از آنها كسي است كه مالي داشته باشد و آن را ضايع كند و سپس از خداوند درخواست كند تا به او روزي عنايت كند. خداوند نيز در جواب مي فرمايد: آيا به تو دستور ميانه روي و اعتدال در مصرف نداده بودم؟«

امام عسکري (ع) نيز در نامه اي كه براي يكي از شيعيان فرستادند، او را به توانگري بشارت داده و توصيه فرمودند: «بر تو باد به ميانه روي و اعتدال و برحذر باش از اسراف؛ زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است

اسراف نكردن تنها در خوردن و آشاميدن نيست، بلكه موارد آن بسيار گسترده و همه جانبه است و طبق دستور قرآن اسراف نكردن و اعتدال و ميانه روي در همه امورات زندگي، امري لازم و ضروري است.

روزي پيامبر اسلام (ص) از راهي مي گذشت، ناگاه چشم حضرت به يكي از يارانش به نام «سعد» افتاد كه در حال وضو گرفتن بود، ولي آب زيادي مي ريخت. حضرت خطاب به او فرمود: اي سعد! چرا اسراف مي كني؟ سعد عرض كرد: يا رسول الله! در آب وضو نيز اسراف است؟ حضرت فرمود: بله اگر چه از آب جاري استفاده كني!

اين آيه بخشش نامتعادل را مجاز نشمرده و آن را باعث حسرت و گرفتاري بخشنده مي داند و در آيه ديگري پس از بيان نشانه هاي بندگان صالح و شايسته خدا، در مورد حدود احسان و بخشش مي فرمايد: «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما». در اين آيه نيز زياده روي در احسان را روشي ناپسند بر شمرده است.

نه اسراف، نه خست

قرآن اسراف را نمي پذيرد و در نقطه مقابل آن سختگيري در مخارج زندگي را نيز قبيح و ناپسند مي شمارد و اجازه نمي دهد كه افراد حريص و مال اندوز و تنگ نظر، به بهانه پرهيز از اسراف در دامن خساست و سخت گيري در مصرف بيفتند.

امام علي (ع) فرموده است: «هر كه ثروتي دارد، مبادا آن را تباه كند؛ زيرا صرف كردن بي مورد آن ريخت و پاش و اسراف است. اين كار او را در ميان مردم كوته بين بلند آوازه مي كند اما در نزد خدا بي مقدار است. (15) رسول خدا (ص) نيز فرموده است: «نشانه مسرف چهار چيز است: به كارهاي باطل مي نازد، آنچه را فراخور حالش نيست مي خورد، در كارهاي خير بي رغبت است و هر كس را كه به او سودي نرساند، قبول ندارد

برخي به غلط گمان كرده اند كه حرام كردن زينت ها و پرهيز از غذاها در روزهاي پاك و حلال نشانه زهد و پارسايي و قرب به خداوند است. قرآن خطاب به آنان مي فرمايد؛ «قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هي للذين امنوا في الحياه الدنيا خالصه يوم القيامه؛ اي پيامبر! بگو زيورهايي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و روزهاي پاكيزه را چه كسي حرام گردانيده؟ بگو: اين نعمت ها در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آورده اند و روز قيامت نيز خاص آنان مي باشد

نقش رعايت اعتدال در زندگي

در اسلام همان طور كه تجمل گرايي افراطي كه از آن به تجمل پرستي تعبير شده، مردود است؛ محروم كردن خود از زيبايي هاي پاك و حلال مانند لباس زيبا و مناسب و زيبايي هاي طبيعت و... پسنديده نيست؛ زيرا انسان زيبايي پسند است. امام مجتبي(ع) هنگامي كه به نماز برمي خاست، بهترين لباس خود را مي پوشيد. پرسيدند: چرا بهترين لباس خود را مي پوشيد؟ فرمودند: «خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد. از اين رو من لباس زيبا را براي راز و نياز با پروردگارم مي پوشم، همو كه دستور داده زينت خود را به هنگام بيرون رفتن به مساجد برگيريد

زندگي اسراف گرانه علاوه بر اينكه روح عاطفي و انساني را از بين مي برد و انسان را از درد و سوز ديگران بي خبر مي سازد، از نظر اقتصادي نيز به شخص مسرف و بلكه به اجتماع آسيب مي رساند؛ چرا كه سرمايه ها را پايان مي بخشد و فرد و جامعه را به نابودي مي كشاند. امام علي(ع) مي فرمايد: «هركس اعتدال و ميانه روي را خوب رعايت نكند، بر اثر اسراف گري به نابودي كشيده مي شود

بنابراين راه نجات و موفقيت در اعتدال است و اين روش باعث ثبات و پيشرفت مي شود. كسي كه آن را ترك كند، بي ترديد گرفتار آفت ها مي شود و سرانجام به هلاكت معنوي از يك سو و تهي دستي از سوي ديگر دچار خواهد شد.

امام علي(ع) در اين باره فرموده اند: «ناديده گرفتن برنامه اعتدال در زندگي باعث فقر و بدبختي مي گردد

دوري از خداوند و هدايت او، جزو ياران شيطان قرار گرفتن و هلاكت دنيوي و اخروي از جمله كيفرهايي است كه خداوند براي اسرافكاران درنظر گرفته است.

قرآن ميانه روي را الگوي مصرف و عامل پايداري خانواده و جامعه معرفي مي كند. «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما«.

»قوام» به معناي حد وسط و اعتدال است. اقتصاد اسلامي براي افراد و جوامع دو ارمغان مهم دارد: بشر را از بزرگ ترين رنج تاريخي او كه مسئله معيشت و غصه تأمين نیازمندی های زندگي است، نجات مي دهد. هم چنين جامعه و فرد را از عوارض شوم فقر كه سوءاخلاق و فساد و فحشا و حتي كفر و بي ديني است، محفوظ نگه مي دارد.

يكي از تدابير مهم اسلام براي تأمين زندگي و جلوگيري از فقر ارائه الگوي صحيح است. امام صادق(ع) فرموده است: «ضمانت مي كنم كسي كه ميانه روي كند، فقير نشود.»

رعايت اعتدال در هزينه هاي زندگي به قدري مهم است كه امام علي(ع) درك لذت ايمان واقعي را منوط به آن دانسته و فرموده اند: «انساني كه اين سه خصلت را نداشته باشد، حقيقت ايمان را نخواهد چشيد: ژرف انديشي در علم دين، شكيبايي در حوادث، اندازه گيري نيكو در امر معيشت

امام كاظم(ع) نيز فرموده اند: «هيچ انساني با ميانه روي نيازمند نمي شود.»

لزوم صرفه جويي و قناعت

صرفه جويي و قناعت در زندگي و هزينه هاي مختلف، مايه آرامش روحي و رواني است و كسي كه آن را سرلوحه زندگي خود قرار مي دهد، از فقر و بدبختي نجات مي يابد و شرافت و عزت اجتماعي و رضايت و خشنودي الهي را به دست مي آورد. اگر قرآن به مومنين صالح وعده خوشبختي وحيات طيبه داده است. طبق فرمايش امام علي(ع) مراد از آن قناعت در زندگي است.

رسول خدا(ص) بهترين فرد از امت اسلامي را كسي مي داند كه صرفه جويي پيشه كرده و به روزي حلال قانع باشد و بدترين فرد از امت اسلامي را كسي دانسته كه حريص دنيا باشد.

طبيعت انسان بر آمال و آرزوها سرشته شده است، اگر انسان بدون تربيت نفس پيش رود و دسترسي به مربي آگاه پيدا نكند، در چنين حالتي در آرزوهاي مادي و شهوي باقي مي ماند و هرگز به كمالات انساني نمي رسد، اما اگر از تعاليم آسماني بهره برده و بر نفس خود چيره شود و رسيدن به دنيا و اهل آن را هدف قرار ندهد، به سعادت دنيوي و اخروي خواهد رسيد. راه عملي قناعت و اجتناب از اسراف، باور كردن حساب و بازدهي اعمال در روز رستاخيز و همسويي با نيكان و دوري از اهل دنياست.

امام باقر(ع) فرمودند: «با دوري از حرص و طمع به ميدان قناعت وارد شو.» امام علي(ع) نيز فرموده اند: «هيچ گاه قناعت پيش نيايد جز آنكه حرص و طمع از ميان برود

الگوهاي فكري و حركتي نبايد اهل دنيا باشند وگرنه انسان را به دنبال خود مي كشانند كه در آن صورت هر چه فرد تلاش كند، به جايي نمي رسد. فرهنگ صحيح مصرف را علاوه بر اينكه از آياتي كه در مورد اسراف و زيان هاي آن صحبت مي كند، مي توان به دست آورد، از مكتب اهل بيت(ع) نيز مي توان دريافت. امام سجاد(ع) در اين خصوص فرموده اند: پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست و پرده اي بين من و اسراف حايل كن و با درپيش گرفتن انفاق و ميانه روي به زندگي من قوام بخش و راه هاي صحيح مصرف و اندازه گيري در معيشت را به من تعليم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذير بركنار دار

با توجه به اين فرمايش امام سجاد(ع) تمتع و انتفاع از مواهب الهي، قناعت و پرهيز از اسراف و تبذير سه اصل اساسي است كه اسلام به عنوان الگوي صحيح مصرف ارائه مي دهد.

توجه به اعتدال و صرفه جويي در هزينه هاي زندگي مايه بقا و توانايي مالي در زندگي و حافظ مناعت و شخصيت انساني آدمي است. درآمد زندگي همچون چشمه آبي است كه در بستر رود به جريان مي افتد كه اگر مهار نشود، هر اندازه كه متراكم و انبوه هم باشد، يا به هدر مي رود يا به دريا مي ريزد؛ اما اگر در جاي مناسبي سد شود و با دقت و محاسبه مقدار ورودي آن معين و بر همين اساس راه هاي خروجي آن اندازه گيري شود، نه تنها از هدر رفتن آن جلوگيري مي شود بلكه با برنامه ريزي صحيح مي توان از آن در جهات مختلف به صورت بهينه استفاده كرد.

اندازه گيري در مخارج نسبت به درآمد براساس ضرورت ها و پس انداز مقداري از مازاد مصرف، بنيان خانواده را تا حد زيادي در مقابله با خطرات محافظت خواهد نمود. اسراف بر هم زننده تعادل و موازنه بين دخل و خرج و نيز نابودكننده توانايي مالي زندگي و ضايع سازي ثروت و امكانات حيات است و حال آنكه قناعت عامل عزت، بي نيازي، خودكفايي، آرامش روحي و رضايت ابدي است

خوشا به حال كسي كه به ياد رستاخيز بوده و با عمل نيك، خود را براي محاسبه آماده مي سازد، و به آنچه خداوند روزي مي دهد قناعت نموده، از خدا راضي مي باشد.»

از همين روست كه رسول خدا(ص) فرمودند: «بر شما باد به صرفه جويي زيرا آن گنجي است تمام نشدني»!

زهرا رضاييان


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:33 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

بخشی از الگوهای مصرفی جامعه ما نتیجه روشها و ساز و کارهائی است که چندان در کنترل مصرف کننده نیست و به عبارتی به وی تحمیل شده است.
بخشی از الگوهای مصرفی جامعه ما نتیجه روشها و ساز و کارهائی است که چندان در کنترل مصرف کننده نیست و به عبارتی به وی تحمیل شده است. این ساز و کارهای نادرست و اجباری، که متاسفانه حاصل عملکرد دولتها و شهرداریها در طول سالهاست، مردم را خواسته یا ناخواسته در مسیر مصرف بیشتر قرار می دهد و برای اصلاح الگوی مصرف بایستی به تصحیح آنها همت گماشت.
نمونه های اجبار به مصرف و پرداخت هزینه های تحمیلی و ناخواسته در زندگی ما کم نیست.
یکی از مهمترین این موارد نظام ساختمان در کشور ماست که متاسفانه مصرف ناخواسته ای را به بسیاری از مردم ما تحمیل می کند و با این وضعیت اصلاح مصرف و صرفه جوئی امکان پذیر نیست.
اصلاح این موارد از پیش نیازهای اساسی هدفمند سازی یارانه ها و اصلاح الگوی مصرف در کشور است.
مواردی از این اشکالات در ساختمانهای ما که موجب مصرف بی رویه می شود و لازم است در مورد آنها اقدام عاجلی صورت گیرد به قرار زیر است:
۱. کنتورهای مشترک گاز و آب در آپارتمانها
این کنتورها مشترک موجب می شود افراد مسرف، که متاسفانه در میان ما کم نیستند، با علم به اینکه هزینه اسراف توسط خود آنها پرداخت نخواهد شد و دیگران این هزینه را خواهند پرداخت، همچنان به مصرف مسرفانه خود ادامه دهند. در حقیقت بدلیل کنتورهای مشترک عملا بسیاری افراد بیش از نیاز مصرف می کنند و هزینه آن را نیز نمی پردازند.
در چنین موردی افزایش قیمتها و حذف یارانه ها عملا موجب زیان بیشتر گروههای صرفه جو خواهد شد که مجبورند هزینه اسراف دیگران را بپردازند و مسرفین نیز همچنان به رفتار نادرست خود ادامه خواهند داد.
۱-۱ راه کار پیشنهادی :
با دستور دولت و شوراهای شهر و شهرداری ها بایستی نصب کنتور مستقل گاز و آب کلیه اپارتمانهائی که هنوز پایان کار نگرفته اند مورد تاکید قرار گیرد و ارائه پایان کار به کلیه مجتمع های آپارتمانی دارای کنتور آب و گاز مشترک در سراسر کشور ممنوع اعلام گردد.
در مورد آپارتماهای فعلی نیز با اعلام مهلت از همه آنها خواسته شود نسبت به تفکیک و مستقل نمودن کنتورهای گاز و آب اقدام نمایند.
در جهت ضمانت اجرائی این تصمیمات دولت می تواند اعلام کند که مثلا از یکسال بعد هزینه محاسبه آب و گاز کنتورهای آپارتمانی مشترک ۵۰٪ نسبت به کنتورهای مستقل افزایش خواهد یافت.
چنین تاکیدی ظرف کمتر از یک سال همه آپارتماهای کشور را دارای کنتور آب و گاز مستقل خواهد ساخت و این امر تاثیر فوق العاده ای بر کاهش مصرف مسرفانه خواهد داشت و موجب می شود افراد مسرف تنبیه شده و افراد صرفه جو پاداش صرفه جوئی خود را با پرداخت کمتر دریافت دارند.
افزایش قیمتهای آب و گاز و چنین تغییر ساده ای در مجتمعهای آپارتمانی می تواند در ظرف کمتر از یک سال الگوهای مصرف آب و گاز را در کشور ما را کاملا دگرگون ساخته و آن را بسوی یک مصرف عاقلانه و اقتصادی سوق دهد.
اگر در صدور چنین دستوری درنگ شود، قطعا با تداوم وضع فعلی وحتی افزایش قیمتها؛ انگیزه و امکان صرفه جوئی چندانی در بین آپارتمان نشینان بوجود نخواهد آمد.
۲ -استفاده از پکیج در آپارتمانها به جای موتورخانه مرکزی
یکی از نقاط ضعف بزرگ نظام ساختمان سازی ما استفاده از موتورخانه مشترک برای آب گرم و حرارت همه آپارتمانهاست.
بعلاوه این امر از محلهای اختلاف جدی بین ساکنین در مجتمع های آپارتمانی است زیرا معمولا طبقات پائین از گرمای زِیاد ناراحتتد و طبقات بالا از سرما و عدم رسیدن حرارت مینالند.
علاوه بر این آپارتمانهای خالی و آپارتمانهائی که ساکنین آنها به سفر رفته اند مجبورند هزینه موتورخانه را بپردازند و زمانی که بیشتر ساکنین در مسافرت هستند موتور خانه کل ساختمان بایستی برای اقلیتی روشن باشد و اکثریت غایب مجبورند هزینه اقلیت حاضر را بپردازند.
این روش خود بخود از موارد مصرف بالا و غیر لازم انرژی و سوخت در آپارتمانهاست.
۱-۲- راه کار پیشنهادی
با دستور دولت و شهرداری ها می توان کلیه ساختمانهائی که هنوز پایان کار نگرفته اند را بجای استفاده از موتورخانه مرکزی به استفاده از پکیج موظف نمود.
با استفاده از پکیج مستقل، هر منزل در حد نیاز خود دسترسی به آب و هوای گرم خواهد داشت و مجبور نخواهد بود هزینه غیر لازم دیگر ساکنین را بپردازد.
در مورد ساختمانهای فعلی نیز می توان با یک مهلت حداکثر ۲ساله برای دفاتر اداری و تجاری و ۳ ساله برای منازل آنها را وادار به تبدیل موتورخانه مرکزی به پکیج نمود.
۳. اجباری شدن استفاده از پنجره های دوجداره
به دلیل قیمت بسیار ارزان انرژی و از آن مهمتر عدم اعمال مقررات مربوطه در ساختمانها، امروزه در نظام ساختمان سازی ما پنجره های دوجداره به یک کالای لوکس تبدیل شده است. در صورتی که برای کنترل مصرف انرژی؛ استفاده از آنها در تمام نقاط کشور ضروری است. ساختمانهای بدون پنجره دوجداره، مردم را نا خواسته به مصرف بیُشتر مجبور می کند.
۱-۳ - راه کار پیشنهادی
با دستور دولت و شهرداری ها کلیه ساختمانهائی که هنوز پایان کار نگرفته اند موظف شوند از پنجره های دوجداره استاندارد استفاده کنند.
در مورد ساختمانهای فعلی نیز می توان با یک مهلت حداکثر یکساله برای دفاتر اداری و تجاری و ۲ ساله برای منازل؛ آنها را وادار به تبدیل پنجره های موجود به پنجره های دوجداره استاندارد کرد.
این امر می تواند صرفه جوئی قابل ملاحظه ای را در مصرف سوخت و برق در کل کشور ایجاد نماید.
ضمنا از انجا که این پنجره ها عایق صدا نیز می باشند آرامش و سکوت بیشتری نیز در ساختمانها حکمفرما خواهد شد.
۴- توزیع مصرف برق در شبانه روز با استفاده از کنتورهای جند تعرفه ای
در حال حاضر در ساختمانها و آپارتمانهای مسکونی ما کنتورهای برق معمولی نصب است که همه برق مصرفی خانوارها در طول شبانه روز با یک تعرفه محاسبه می شود. بهمین دلیل خانوارها توجه چندانی به توزیع مصرف برق در ساعات مختلف و عدم استفاده در ساعات پیک مصرف ندارند. این امر باعث می شود کشور در ساعات محدود پیک مصرف با کمبود برق مواجه شده و در ساعات غیر آن، مازاد تولید داشته باشد.
۱-۴- راه کار پیشنهادی
استفاده از کنتورهای چند تعرفه ای، که تعرفه مصرف در ساعات پیک را افزایش می دهد، می تواند مصرف ساعات پیک را بشدت کاهش داده و مصرف برق را در ساعات غیر پیک توزیع نماید.
این کنتورها که در حال حاضر در کشور ساخته می شود بسهولت قابل نصب و آموزش هستند و می توان با یک برنامه کوتاه مدت کلیه کنتورهای منازل مسکونی را جایگزین نمود.
۵- عایق کاری ساختمانها
می دانیم متاسفانه مقررات عایق کاری در ساختمانها اجباری نیست و این امر موجب می شود که ساختمانهای ما به مصرف سوخت و انرژی بیشتری برای گرم شدن و سرد شدن نیازمند باشند.
۱-۵- راه کار پیشنهادی
با دستور دولت و شهرداری ها کلیه ساختمانهائی که هنوز پایان کار نگرفته اند موظف شوند عایق کاری های مقرره را در ساختمان به انجام رسانند.
در مورد ساختمانهای فعلی نیز می توان با یک مهلت حداکثر ۲ساله برای دفاتر اداری و تجاری و ۳ ساله برای منازل آنها را وادار به عایق کاری ساختمانها نمود.
این امر نیز می تواند صرفه جوئی قابل ملاحظه ای را در مصرف سوخت و برق در کل کشور ایجاد نماید.
۶- استفاده از تکنولوژی های جدید
لازم است در کشورمان استفاده از تکنولوژی های جدید و کم هزینه برای گرم کردن خانه ها؛ نظیر سیستم گرمایش از کف؛ به جای روشهای پرهزینه نظیر رادیاتور ترویج شود و مورد استفاده قرار گیرد.
ملاحظه می شود که با کاربست راه کارهای فوق زمینه تحقق مصرف کمتر و الگوهای مصرف اقتصادی و منطقی در کشور فراهم خواهد شد و مردم مجبور به مصرف بالا و پرداخت هزینه های گزاف آن نخواهند بود.
ایجاد چنین بستر و زمینه هائی می تواند امکان توفیق هدفمند سازی یارانه ها و اصلاح الگوی مصرف را در کشور دوچندان سازد.
بعبارت دیگر در صورتی که زمینه ای فراهم سازیم تا افراد هزینه مصرف خود را بپردازند کار بزرگی صورت گرفته است زیرا متاسفانه بسیاری ما ایرانیان عملا هزینه مصرف حود را نمی پردازند و بهمین دلیل علاقه ای نیز به صرفه جوئی و درست مصرف کردن ندارِند.
اگر هرکس هزینه مصرف واقعی خود را بپردازد خواهیم دید که مصرف به سرعت کاهش خواهد یافت.
برای ایجاد اطمینان در مردم و تشویق آنان به راه کارهای فوق بهتر آنست که کلیه دستگاهها و موسسات دولتی در انجام چنین تغییراتی در ساختمانهای خود پیشقدم شوند.
به دلیل اهمیت کار و لزوم تشویق مردم به انجام آنها، می توان وام های های کم بهره نیز برای این امور در نظر گرفت.
انجام راه کارهای فوق بیش از هر چیز نیاز به هماهنگی بین دستگاههای دولتی و شهرداریها دارد و امید که چنین اموری در سال نو در سرلوحه اقدامات آنها قرار گیرد.

دکتر لطفعلی بخشی

عضو هیُات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی

منبع شهر ساز



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:29 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اصلاح الگوی مصرف شعار بنیادین ایران در سال 1388 است که از سوی مقام معظم رهبری در پیام نوروزی اعلام گردید.

پیامی که با توجه به روند روبه رشد مصرف به ویژه در رابطه با انواع انرژی و از سوی دیگر شرایط اقتصاد جهانی، ضرورتی اساسی است که باید از سوی تمامی مردم و مسئولین مخصوصا سازمان ها مورد توجه جدی قرار گیرد.

اما اینکه این الگو در شرکت ملی صنایع پتروشیمی چگونه عملی شود فرایندی است که به نظرمی رسد نگاه به آن با دیگر شرکت های تابعه وزارت نفت و هم عرض با پتروشیمی تا حدودی تفاوت دارد. پتروشیمی با افزایش کیفیت محصول و هر چه بیشتر استاندارد کردن آنها و کاهش هزینه های تولید می تواند در راستای اصلاح الگوی مصرف گام بردارد.

فعالیتی که در راستای بهینه سازی مصرف، می تواند کاهش مصرف انرژی در فرایند تولید محصولات را به همراه داشته باشد.

از سوی دیگر شرکت هائی مانند گاز و پالایش و پخش فراورده های نفتی در فعالیت های مربوط به بهینه سازی مصرف، به ویژه در ارتباط با مردم نحوه درست مصرف کردن و راهکارهای مربوط به این اقدام را اطلاع رسانی کرده و در کنار آن به روش هائی که بکارگیری آنها موجب جلوگیری از سوء مصرف می شود اشاره می کنند. این شیوه اطلاع رسانی روشی است که بیشتر بر محور مصرف نکردن، کمتر مصرف کردن یا در قالب شعار بهینه سازی یعنی" درست مصرف کردن" می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

شرکت ملی صنایع پتروشیمی علیرغم اینکه بخشی از مجموعه بزرگ وزارت نفت محسوب می شود ولی روند تولید و فرایندی که در جهت کسب درآمد طی می کند تا حدودی متفاوت از شرکت هائی مانند پالایش و پخش، گاز و حتی سازمان هائی مانند آب و برق است که بخش عمده ای از خدمات خود را به صورت یارانه ای به مردم عرضه می کنند. پتروشیمی در حال حاضر به جز کود های شیمیائی دیگر محصولات تولیدی خود را به قیمت آزاد عرضه می کند.

لذا باید گفت مشکل فعلی پتروشیمی یا به عبارتی دغدغه های پیش روی این صنعت از زاویه های دیگری قابل بررسی هستند:

- پتروشیمی سازمانی است که برای کسب درآمد و ادامه کار و تولید نیازمند افزایش هرچه بیشتر تولید و به طبع آن افزایش مصرف توسط مشتریان است. به عبارتی لازمه افزایش درآمد، کسب سود و بدست آوردن سرمایه برای توسعه و اجرای طرح های جدید برای تحقق برنامه استراتژیک 20 ساله، فروش هر چه بیشتر محصول می باشد نه کاهش مصرف آن.

- پتروشیمی با اتکاء به اعتبار بین المللی بدست آمده طی سال های گذشته توانسته بخش عمده ای از نیاز ارزی برای اجرای واحد های جدید را از طریق مذاکره مستقیم و دریافت وام یا فاینانس از شرکت ها و موسسات مالی بین المللی تامین و از محل فروش محصولات تولیدی آنها را بازپرداخت نماید لذا اگرچه تا کنون عملا فشاری بر بودجه عمومی دولت تحمیل نکرده است ولی در حال حاضر با توجه به شرایط فعلی اقتصاد جهانی و از سوی دیگر تحریم های اعمال شده علیه کشورمان یقینا نیازمند حمایت دولت و مجلس می باشد.

- پتروشیمی سازمانی است که از پیشگامان خصوصی سازی در کشور بوده ، در مراحل نهائی خصوصی نمودن کل مجموعه تحت مدیریت خود( از جمله در قالب هلدینگ) می باشد. لذا سازمانی است که برای جلب رضایت مشتریان وامکان فروش سهام و حفظ ارزش سهام ارائه شده در بازار بورس نیازمندکسب درآمد است تا بتواند با تولید و سودآوری جذابیت لازم برای جلب خریداران سهام را داشته باشد.

بر این اساس می توان گفت که نگاه به پتروشیمی یا به عبارت دقیق تر نگاه مسئولین پتروشیمی به سازمان خود باید نگاه یک بنگاه اقتصادی در جهت کسب درآمد و سود، حفظ توان رقابت در عرصه داخلی و بین المللی و توسعه بازارهای فروش باشد. یک مثال داخلی در این رابطه می تواند نگاه شرکت های خود روسازی داخلی کشور و یا شرکت های عرضه کننده سیم کارت تلفن همراه می باشد. به طور مثال ایران خودرو یا سایپا اگرچه در جهت جلب رضایت مردم تلاش می کنند که خدمات مطلوب تری در تولیدات خود داشته باشند، ولی تبلیغات و فعالیت اصلی آنها ارائه راهکارهای هر چه موثرتری است که بتواند موجب فروش بیشتر خودروهای تولیدی آنها شود و در این رابطه انواع وام ها و لیزینگ هائی که مردم به خرید خودرو تشویق شوند را تدارک دیده اند. بر همین اساس می بینیم که تعبیر آنها از اصلاح الگوی مصرف به هیچوجه این نیست که مردم را تشویق به عدم خرید خودروهای مدل بالاتر یا جدید و در مقابل حفظ و نگهداری خودروهای قدیمی آنها نمایند، حتی آمادگی خود برای دریافت و تعویض خودروهائی با عمر کمتر از 10 سال، برای تعویض با خودروی جدید و صفر کیلومتر را نیز اعلام کرده اند و تبلیغات آنها در جهت کشاندن افکار عمومی برای خرید به این صورت است که مدل های جدید مصرف کمتری دارند پس بیائید باز هم از ما خودروی نو و جدید را بخرید! این مثال در تبلیغاتی که شرکت های خدمات تلفن همراه هر روزه از رسانه های گروهی پخش می کنند نیز به خوبی قابل مشاهده است.

راهکار پیشنهادی:

پتروشیمی بنگاهی اقتصادی است که نیاز به فروش محصول برای کسب درآمد دارد و شرایط فعلی اقتصاد جهانی محصولات پتروشیمی کشور را تحت تاثیر قرار داده است. لذا مجموعه مدیریت پتروشیمی نیازمند مشارکت و همفکری تمامی کارکنانی است که می توانند در این رابطه ایده نو عرضه کنند.

ایده پیشنهادی حاضر فرایندی است که می تواند منجر به این شود تا تمامی پرسنل پتروشیمی از محل حقوق دریافتی خود به حفظ روند تولید و فروش پتروشیمی کمک کنند. وقتی در تاریخ از چگونگی مشارکت مردم در کمک به رفع بحران از این واقعه مهم یاد می شود که زنان ژاپنی جواهرات خود را فروخته یا پول های خود را از بانکها خارج کرده و اجناس مختلفی می خریدند تا اقتصاد آنها هر چه سریع تر به تحرک درآمده و از رکود خارج شود مطمئنا این امکان برای مردم ایران و در بخش پتروشیمی برای کارکنان این صنعت وجود دارد تا به گردش موثر چرخه تولید کمک نمایند.

تولیدات پتروشیمی جزو صنایع مادر محسوب می شود که به طور مستقیم توسط مردم قابل مصرف نبوده و باید توسط صنایع مصرفی به کالاهای نهائی قابل مصرف تبدیل شود. پتروشیمی می تواند با چنین کارخانجاتی به این صورت قرارداد ببندد که در ازاء فروش محصول به آن کارخانجات از آنها محصول نهائی تولید شده را خریداری نماید. به عبارتی معامله میان خود با آنها را به صورت کالا با کالا انجام دهد و پس از این کار، کالای نهائی خریداری شده را به صورت اقساط با سود بسیار کم به پرسنل خود بفروشد. این پیشنهاد در نگاه اول ممکن است خیلی موثر یا مشکل گشا نشان ندهد لذا لازم است با مثال روشن و دقت به تبعات مثبتی که می تواند برای ادامه تولید و از سوی دیگر افزایش روحیه کار و تلاش در سازمان به همراه داشته باشد مورد ارزیابی قرار گیرد.تصور کنید پتروشیمی با ایران خودرو قرارداد ببندد که در ازاء فروش مقدار X تن پلی اتیلن و دیگر محصولاتی که در تولید قطعات پلاستیکی خودروها به کار می رود و کل مبلغ آن Y میلیون تومان می شود تعداد Z دستگاه خود رو تحویل بگیرد. سپس بر اساس تقسیم بندی خود اعلام کند به هر شرکت و در بخش ریز تر آن هر واحد چند تعداد مشخص خودرو تحویل می دهد که می توانند با اقساط چند ساله و سود کمی که تماما از حقوق پرسنل کم می شود آن را به کارکنان نمونه خود بدهند و مدیران می توانند با در نظر گرفتن معیارهای مشخص برای ارزیابی، بهترین نفرات خود را معرفی کنند تا مشمول دریافت این امتیاز یعنی خودرو شوند. و هر چند ماه یک بار شامل دیگر افراد شایسته هم می شود. اگر فکر می کنیم ممکن است کسی این وام یا حواله خودرو را نخواهد، کافی است ببینیم کدام یک از کارکنان تا کنون وام مسکن فعلی، وام 10 میلیون تومانی تبدیل به احسن و یا همین وام خرید خودروئی که به پست های B به بالا تعلق می گیرد را به هر دلیلی نگرفته اند؟ و چه تعداد متقاضی دریافت وام خرید خودرو هستند که در حال حاضر با معرفی به بانک ها می توان گرفت؟ فروش و تحویل محصول می تواند با هماهنگی شرکت های خودروسازی به کارخانجاتی تحویل شود که قطعات مورد نیاز خودرو را تولید می کنند. این مثال می تواند در رابطه با شرکت های دیگر نیز صورت بگیرد به طور مثال با شرکت هائی مانند" سامسونگ یا ال جی" برای خرید محصول توسط شرکت مادر خارجی یا نماینده اصلی در ایران و در ازاء آن تحویل معادل لوازمی مانند" کولر یا لوازم صوتی و تصویری" که خرید آن توسط اکثر خانواده های پتروشیمی در سراسر کشور و حتی بستگانشان به احتمال زیاد با استقبال مواجه می شود.

تحریم هم مثل جنگ اقدامی ناجوانمردانه است که توسط کشور های قدرتمند برای تحت سلطه نگهداشتن دیگر کشورها اعمال می شود. اما رکود و بحران فعلی اقتصاد جهان مشکلی است که همان کشورهای قدرتمند را بیشتر از ما گرفتار کرده است. معامله با آنها به این صورت برای آنها نیز مفید می باشد و کاهش قیمت محصولات پتروشیمی با انجام معاملات تهاتری با آنان و دریافت کالاهای ارزان شده آنها حداقل سودش ادامه روند تولید پتروشیمی می باشد. ایجاد رقابت میان کارکنان و افزایش روحیه کار و تلاش برای بهترین شدن از جمله نکاتی هستند که می توان انتظار داشت از پی آن بیایند. درآمد حاصل از این مشارکت کارکنان را هم نباید ناچیز بدانیم چرا که سود اصلی ایجاد باور موثر بودن در فرد فرد نیروها و افزایش روحیه تعلق سازمانی خواهد بود.

نویسنده: عبدالرسول دشتی

منبع ایران پترو


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:28 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری بر این که صنعت پیش قراول توسعه هر کشوری است و این که امسال نیز به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف در نظر گرفته شده است باید سهم صنعت را از عواید حاصل از این صرفه جویی به صورت کامل مشخص کرد تا به صورتی هدفدار به این بخش نگریست

با توجه به اینکه در سال های اخیر در زمینه رشد و توسعه صنعت بسیار شنیده ایم بایستی بیش از قبل بر روی این مسئله تمرکز صورت بگیرد تا سهم بخش صنعت در بودجه های سالانه و برنامه های میان مدت ۵ ساله سهمی واضح تر بوده و با توسعه این بخش بتوان در مسیر هدف کاهش وابستگی بودجه ای به نفت حرکت کرد که بدون این مسئله این حرکت اصلا ممکن نیست و نمی توان بر روی کاهش وابستگی به نفت هیچ کاری صورت داد.

با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری بر این که صنعت پیش قراول توسعه هر کشوری است و این که امسال نیز به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف در نظر گرفته شده است باید سهم صنعت را از عواید حاصل از این صرفه جویی به صورت کامل مشخص کرد تا به صورتی هدفدار به این بخش نگریست.

رشد و توسعه اقتصادی هرکشوری در گرو رشد وتوسعه صنعتی آن است زیرا زمینه بارورسازی اقتصادی سایر بخش های فعال در جامعه را از طریق افزایش توان مادی انسان ها و افزایش تولید و بهره وری سایر بخش نیز فراهم می کند.درواقع آنچه درخصوص تجربه موفق کشورهای توسعه یافته مسجل شده،توجه به این نکته است که رشد و توسعه صنعتی نیروی محرکه این کشورها در توسعه اقتصادی‌شان است..دراین میان ایران نیز در طی روند مذکور مثتثنی نیست وبه عنوان کشوری که دارای منابع و امکانات طبیعی و بالقوه فراوانی برای دست یابی به توسعه اقتصادی است ، باید در مسیر توسعه صنعتی گام بردارد.

صنعت، توانایی تولید مناسب محصولات مورد نیاز با مشخصات مطلوب و به مقدار مناسب است که به دو شکل کالا و خدمات (فیزیکی و غیرفیزیکی) عرضه می شود. هدف بخش صنعت توسعه اقتصادی است در این راستا توسعه اقتصادی در گرو توسعه صنعتی مستتر شده و اقتصادی که محوریت آن حول یکی از زیربخشهای تولید، کالا و خدمات مانند کشاورزی، معدن، تولید کالاهای مصرفی، حمل و نقل یا تجارت است، فقط با تعریف و اجرای ادبیات صنعتی شدن امکان توسعه خواهد داشت.

اولین گام های توسعه صنعتی در ایران 

تفکر قرار گرفتن در مسیر توسعه اقتصادی به سده بیستم میلادی باز می گردد.به نظر می رسد اولین اقدام عملی و جدی ایران توسعه صنعتی در ایران ، ملی شدن صنعت نفت است که درسال ۱۳۳۲ توانست ایران را ازنظر دسترسی به منابع نفتی خود مستقل تر از قبل کرده و عواید حاصل از فروش نفت را در مسیر توسعه به کار گیرد.

پیش اززمان پهلوی و از میانه سده نوزده میلادی تا اوایل سده بیستم،ناتوانی دولت سنتی قاجار از ایفای نقش توسعه‌ای در اقتصاد و تحمیل آزادی تجارت مانعی اساسی در جهت حمایت از صنایع نوپای داخلی ‌شد و به همین دلیل اولین تجربه کشور در زمینه صنعتی شدن به شکست انجامید.

در دوره بین دو جنگ جهانی، دولت ایران نوسازی شد و نقش توسعه‌ای خود را از طریق اصلاح نظام اداری و مالی و پولی کشور، تأمین امنیت داخلی، وضع قوانینی که موجب تحکیم حقوق مالکیت بود، اصلاح نظام آموزشی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فیزیکی و برقراری حمایت گمرکی در اقتصاد کشور ایفا کرد و زمینه مناسبی را برای سرمایه‌گذاری دولت و بخش خصوصی در صنایع ماشینی فراهم آورد و در این دوره بنیاد صنایع ماشینی ایران استوار شد. اما درفاصله سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ اشغال ایران توسط متفقین، اختلال در تجارت جهانی در سال‌های جنگ، بی ثباتی مزمن سیاسی و اقتصادی به دلیل ضعف دولت مرکزی و تحریم نفتی ایران به علت خواست ایران و ملی شدن صنعت نفت در اواخر این دوره با رشد سریع صنعتی منافات پیدا کرد. همچنین در سال های ۱۳۳۴تا ۱۳۵۷ قرار گرفتن ایران در حوزه نفوذ غرب و افزایش کمک های خارجی و درآمدهای نفتی، پایه‌های قدرت دیکتاتوری را در کشور تحکیم شد، و یک بار دیگر، دولت نقش جدیدی در توسعه اقتصادی و صنعتی کشور به عهده گرفت. در همین دوره بود که با ایجاد سازمان برنامه وبودجه و اجرای چهار برنامه عمرانی، دولت به سرمایه‌گذاری عظیم برای ایجاد زیرساخت‌های فیزیکی، توسعه سرمایه انسانی و ایجاد ظرفیت‌های تولیدی به ویژه در بخش صنعت اقدام کرده و از شکل‌گیری و بسط قدرت اقتصادی طبقه جدید سرمایه داران صنعتی حمایت کرد.پس از انقلا ب اسلامی ایران نیز ۴ برنامه ۵ ساله توسعه ای در ایران به اجرا در آمد. در حال حاضر در اواخر برنامه چهارم هستیم و این در حالی است که به جز در دو صنعت خودرو و نفت آن هم به شکلی محدود هنوز نتوانسته ایم به دستاورد قابل ملاحظه ای در بخش صنعتی کشور دست پیدا کنیم وبه رغم گذشت حدود ۶۰ سال از آغاز اولین گام های توسعه صنعتی در ایران، در مرحله ای غیر قابل قبول قرار داریم.

فرصت هایی که از صنعتی شدن ایران گرفته شد 

اقتصاد ایران درسه دوره فرصت صنعتی شدن را ازدست داد. فرصت اول ، با دوران حکومت صفویه به ویژه سلطنت شاه عباس اول مصادف بود که پیوستگی اقتصاد ایران با نظام جهانی فرصت طلائی تحول اقتصادی ایران را به وجود آورد.

این فرصت دردورانی بود که اقتصاد اروپا به سمت صنعتی شدن می رفت وبررسی های تاریخی درآن زمان ایران نشان می دهد که کشور ایران نیز ازلحاظ بستراقتصادی، قدرت تولید و منابع و ارتباطات بازرگانی به طوربالقوه می توانست اقتصاد خودرا به سمت صنعتی شدن حرکت دهد.

دومین فرصت دردوران قاجاریه به ویژه اواخر عصر ناصرالدین شاه ودراوایل حکومت مظفرالدین شاه به ویژه دوره مشروطیت پیش آمد. دراین دوران حجم مبادلات تجاری ایران ومهم تر ازآن عزم جدی برخی ازبازرگانان برای تاسیس کارخانجات و ورود تولیدات صنعتی به کشور قابل توجه است وبه اعتقاد برخی ازتحلیل گران ایران می توانست با ایجاد یک بستر مناسب وارد اقتصادصنعتی شود.

سومین فرصت را اواخر دهه ۱۳۴۰ مورد ارزیابی قرار می دهند . دراین دوران اقتصاد ایران توانست بدون اتکاء به درآمد های کلان نفتی رشد بالائی به دست آوردو عملا راه را برای اقتصاد صنعتی هموارکند. اما این آرزو با تزریق درآمدهای کلان نفتی به اقتصاد کشور به یاس تبدیل شده وانحراف جدی را دراقتصاد ایران به وجود آورد که این انحراف کماکان ادامه دارد.

مشکلات و چالش های بخش صنعت در ایران 

تاکید رهبر معظم انقلاب نیز در خصوص بخش صنعت کشور "پیش قراول توسعه اقتصادی کشور بخش صنعت است "کاملا تعببن فرموده اند.این در حالی است که کشور ایران با وجود داشتن تمامی این امکانات بالقوه از قبیل امکانات بی نظیر برای دست یابی به بازارهای مهم دنیا،خطوط هوایی و دریایی سهل الوصول،امکانات زمین و خاک و چهارفصل بودن و از همه این مسایل مهمتر وجود ذخایر و منابع عظیم معدنی و زیرزمینی ، هنوز نتوانسته است در مسیر توسعه یافتگی قرار گرفته و به عنوان کشوری پیشگام در عرصه صنعت و تکنولوژی در میان حداقل کشور های آسیایی مطرح شود.

صنعت کشور همچنان با مشکلاتی مانند نبود استراتژی توسعه صنعتی مدون و فرا دولتی و فرا حزبی، کمبود نقدینگی، واردات بی رویه که در نتیجه کاهش تعرفه کالاها صورت می گیرد ، همچنین معضلات قانون کار کمبود قوانین و ضعف وابهام در آن ها و مهمتر از همه این ها نبود مدیریت منسجم،یکپارچه و طولانی مدت برای توسعه صنعت در کشور و اعمال سلایق دردوره های مختلف تصدی مسئولیت ها و مراکز متفاوت آمار دهی و اختلاف نظر میان آن ها رنج می برد،زیرا این تعدد آمار ها و سلایق، مشکلات فراروی بخش صنعت در کشور را که بستر تمامی بخش های اقتصادی است،عمیق تر می کند بدون اینکه راه درمانی برای آن ها بیابد.

با توجه به اینکه در سال اصلاح الگوی مصرف هستیم بایستی به فرصت های از دست رفته توسعه صنعتی کشور و سهم سرمایه گذاری در این بخش به صورتی عمیق تر نگریست.صنعت باید اولویت اول در عواید حاصل از هر اقدام صرفه جویانه ای باشد و از همین ابتدای سال با شناخت ظرفیت های مربوط به آن باید در جهت افزایش این سرمایه گذاری ها در این باره اقدام کرد.

منبع آفتاب



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:27 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

واحدهاي صنعتي اين روزها درحالي با مشكل بدهي معوق و كمبود سرمايه در گردش دست و پنجه نرم مي‌كنند كه براي بهينه سازي توليدات خود در جهت كاهش مصرف انرژي چشم اميد به تسهيلات بانكي دارند.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، سهم 16 درصدي بخش صنعت از انرژي مصرفي كشور و برنامه‌ريزي انجام شده براي كاهش 20 درصدي آن از طريق اصلاح الگوي مصرف انرژي واحدهاي صنعتي نيازمند اعطاي تسهيلات بانكي به اين بخش است، اين در حالي استكه هم اكنون واحدهاي صنعتي با مشكل بدهي معوق و كمبود سرمايه در گردش مواجه‌اند و علاوه بر اين، اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها نيز باعث افزايش قيمت تمام شده توليد اين واحدها خواهد شد و به اين ترتيب توليدكنندگان براي صرفه جويي در مصرف انرژي و اصلاح الگوي مصرف در واحدهاي خود نيازمند صرف هزينه قابل توجهي هستند.

از اين رو كارشناسان پيش بيني مي‌كنند در صورتي كه مشكل مالي بنگاه‌هاي صنعتي هرچه سريعتر برطرف نشود اين واحدها در آينده اي نزديك با مشكلات بيشتري روبرو خواهند شد.

به گفته كارشناسان در حال حاضر ميزان مصرف انرژي در ايران تقريبا چهار برابر ميانگين جهاني است و بر اساس برنامه ريزي انجام شده،اين ميزان تا سال 93 به متوسط جهاني نزديك خواهد شد.

در حال حاضر سهم انرژي در قيمت تمام شده صنايع مختلف، متفاوت است ولي اين رقم در اكثر صنايع حدود چهار درصد است كه با اصلاح الگوي مصرف ميتوان اين سهم را حدود 20 درصد كاهش داد.

حدود دو ماه پيش مشاور وزير صنايع از برنامه‌ريزي انجام شده براي معرفي 500 واحد صنعتي به سيستم بانكي جهت دريافت تسهيلات مالي به منظور پياده‌سازي الزامات اصلاح الگوي مصرف انرژي در اين واحدها خبر داد و به فارس گفت: تاكنون 10 واحد صنعتي براي دريافت اين تسهيلات به بانك صنعت و معدن معرفي شده‌اند.

به گفته وي متوسط اعتبار اعطايي به واحدهاي معرفي شده به سيستم بانكي 300 ميليون تومان است.

بر اساس برنامه ريزي وزارت صنايع، اصلاح الگوي مصرف در واحدهاي توليدي در سه بخش شامل كم‌هزينه، با هزينه متوسط و با هزينه بالا امكان پذير است كه بخش زيادي از اقدامات لازم‌الاجرا در كارخانه‌ها در بخش اول خلاصه مي‌شود و هزينه اجراي آنها در هر واحد صنعتي كمتر از 10 ميليون تومان است.

دسته دوم شامل اقدامات با هزينه متوسط است كه هزينه لازم براي اجراي آنها بين 10 تا 300 ميليون تومان برآورد مي‌شود و پروژه هاي اصلاح الگوي مصرف با هزينه بيش از 300 ميليون تومان در دسته اقدامات با هزينه بالا قرار مي‌گيرند.

از سويي بيش از 70 درصد اقدامات لازم براي اصلاح الگوي مصرف انرژي در واحدهاي صنعتي در گروه اقدامات كم‌هزينه قرار مي‌گيرند، 25 درصد اين اقدامات با هزينه متوسط و پنج درصد بقيه نيز با هزينه بالا قابل اجرا هستند و گروه آخر شامل برخي صنايع بزرگ مانند آلومينيوم مي‌شود كه ممكن است داراي تكنولوژي قديمي باشند.

براورد هزينه انجام شده از سوي مسئولان وزارت صنايع در شرايطي صورت گرفته كه واحدهاي صنعتي در وضعيت مناسبي از توليد و تجهيزات قرار داشته باشند تا هزينه اضافه‌تري بر آنها تحميل نشود.

اين در حالي استكه با وجود نياز مالي صنايع به منابع مالي براي اجراي طرحهاي بهينه سازي مصرف انرژي، بسياري از واحدهاي توليدي با مشكل بدهي معوق نيز روبرو هستند.

هرچند وزير صنايع دو ماه پيش از استمهال بدهي معوق 6 هزار و 700 واحد صنعتي و معرفي اين واحدها به سيستم بانكي كشور خبر داد ولي تاكنون آماري از ميزان تحقق اين موضوع منتشر نشده است.

به گفته محرابيان كل بدهي اين واحدها 25 هزار ميليارد ريال برآورد شده و اين اقدام بر اساس مصوبه كارگروه حمايت از توليد صورت مي‌گيرد و به اين ترتيب واحدهايي كه بدهي معوق آنها به سيستم بانكي كمتر از 2 ميليارد تومان است، مشمول طرح استمهال بدهي معوق مي‌شوند.

* الزامات اصلاح الگوي مصرف انرژي واحدهاي صنعتي

اصلاح الگوي مصرف در واحدهاي صنعتي نيازمند استفاده از تجهيزات كارآمد و مناسب است تا از اين طريق ميزان مصرف انرژي صنايع كاهش يابد. اين امر نيز در برخي موارد نيازمند برخورداري واحدهاي صنعتي از تسهيلات بانكي است كه هم اكنون وضعيت چندان مناسبي را در اين خصوص شاهد نيستيم و اكثر صنعتگران نسبت به عدم همكاري سيستم بانكي گلايه مندند.

اين در حالي استكه وزارت صنايع طي يك دو سال اخير بحثهايي مبني بر توافق با سيستم بانكي براي اعطاي تسهيلات بيشتر به صنعتگران مطرح كرده اما عملا چنين اتفاقي نيفتاده است.

عبدالحميد قديمي، دبير انجمن صنايع ريخته‌گري در اين مورد مي‌گويد: اصلاح الگوي مصرف در صنعت ريخته‌گري نيازمند تخصيص اعتبار 300 ميليون دلاري است.

وي با مقايسه ميزان مصرف انرژي در اين صنعت با استانداردهاي جهاني معتقد است: مصرف انرژي واحد‌هاي ريخته‌گري ايران بين 30 تا 50 درصد بالاتر از متوسط جهاني است و اين درحالي است كه حدود 60 تا 70 درصد مصرف برق صنعت ريخته‌گري به بخش ذوب اختصاص دارد.

توتونچيان، يك فعال صنعت غذا نيز در اين مورد مي‌گويد: سوق دادن پرداخت تسهيلات به سمت بانكهاي خصوصي باعث شده تا نرخ سود اين تسهيلات در واقع به حدود 48 درصد برسد كه اين موضوع به ضرر بخش صنعت است.

در چنين شرايطي به نظر مي‌رسد صنعت خودروسازي و قطعه سازي نيز آمادگي چنداني براي حركت به سمت اصلاح الگوي مصرف ندارد.

احمد نعمت‌بخش، دبير انجمن خودروسازان در پاسخ به اين سؤال فارس كه با توجه به شرايط موجود در صورتيكه اعطاي تسهيلات به صنعت خودروسازي همچنان با بي‌ميلي بانكها روبرو باشد بايد چه راهكاري براي نجات اين صنعت اتخاذ كرد؟ مي‌گويد: در اين صورت مي‌توان با ايجاد يك مؤسسه مالي يا بانك شرايط لازم را براي حمايت از صنعت خودرو فراهم كرد و يا به روشهاي مختلف فروش در جهت مرتفع كردن كمبودهاي مالي خودروسازان حركت كرد.

وي با بيان اينكه كمبود نقدينگي بزرگترين چالش صنعت خودروسازي كشور محسوب مي‌شود، معتقد است: بانكها به اندازه صنايع رشد نكرده‌اند به طوريكه هم‌اكنون گردش مالي خودروسازان بيش از 25 هزار ميليارد تومان است ولي بانكها توانايي پرداخت اين ميزان تسهيلات را ندارند.

محمدرضا نجفي منش، دبير انجمن قطعه سازان هم نياز مالي صنعت قطعه‌سازي را به تسهيلات بانكي 700 ميليارد تومان عنوان كرده و مي‌گويد: ما مشكلات واحد‌هاي قطعه‌ساز را به وزارت صنايع اعلام كرده ايم هرچند در تهيه ليست واحد‌هاي مشمول استمهال بدهي معوق نظرسنجي از انجمن صورت نگرفته است.

* نگاه همه جانبه به موضوع بهينه سازي مصرف انرژي

اما اصلاح الگوي مصرف انرژي علاوه بر اعطاي تسهيلات مناسب به واحدهاي صنعتي نيازمند اعمال سياستهاي مناسب در برخورد با اين واحدهاست كه تعيين تعرفه هاي قابل قبول براي واردات مواد اوليه مورد نياز صنايع و محصول نهايي به كشور و همچنين به كارگيري ماشين آلات با مصرف انرژي پايين و معرفي اين نوع تجهيزات به توليدكنندگان از جمله اين سياستها است.

محمد حسين فلاح، عضو هيأت مديره كنفدراسيون صنعت در اين مورد با اشاره به حجم بالاي واردات ماشين آلات چيني به كشور مي‌گويد: ميزان مصرف انرژي اغلب اين تجهيزات در حد بالايي است كه در جهت اصلاح الگوي مصرف بايد از واردات آنها جلوگيري شود.

وي ادامه مي‌دهد: پس از جنگ شاهد واردات ماشين آلات صنعتي از كشورهاي اروپاي غربي بوديم ولي هم اكنون بيشتر ماشين آلات موردنياز صنايع از چين و هند خريداري و به كشور وارد مي‌شود كه مصرف انرژي بالا و راندمان پاييني دارند.

وي با تأكيد بر لزوم حمايت از واردات ماشين آلات با بهره‌وري بالاتر مي‌گويد: براي واردات و خريد اين نوع تجهيزات بايد تسهيلات مناسبي در نظر گرفته شود تا صنعتگران به خريد چنين ماشين آلاتي تشويق شوند، البته اين در حالي است كه هم اكنون در تعيين تعرفه‌ها توجه كافي به اين مسئله نمي‌شود و نوع تجهيزات و ميزان مصرف انرژي آنها در نظر گرفته نمي‌شود.

در اين ميان كاهش ضايعات صنعتي در جهت اصلاح مصرف انرژي اين بخش از اهميت بالايي برخوردار است كه دستيابي به آن نيازمند اجراي برنامه اي مدون است.

علي اصغر يوسف‌نژاد، مخبر كميسيون صنايع مجلس در اين زمينه معتقد است: مصرف زياد انرژي و حجم بالاي ضايعات صنعتي در واحدهاي توليدي از جمله مهمترين ايرادات بخش صنعت است كه بايد اصلاح شود.

به گفته وي مديريت بر منابع موجود و استفاده منطقي از آن، كاهش ضايعات و استفاده بهينه از اهميت بالايي برخوردار است كه باعث رشد بهره‌وري و كارايي صنايع مي‌شود.

هرچند وزارت صنايع اصلي ترين دستگاه در ارتباط با اصلاح الگوي مصرف انرژي در واحدهاي صنعتي محسوب مي‌شود اما تعامل اين وزارتخانه با ديگر وزارتخانه ها و دستگاههاي مرتبط از اهميت بالايي برخوردار است تا به اين ترتيب امكان ارائه تسهيلات بانكي و همچنين اعمال سياستهاي همه جانبه فراهم شود.

منبع فارس



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:26 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

امسال كه از سوي مقام معظم رهبري به نام اصلاح الگوي مصرف نام گرفته، اصلاح اين الگو در حوزه ساختمان مي تواند در اقتصاد كلان كشور بسيار موثر باشد.

بخش ساختمان در كشور ما بزرگترين بخش اقتصادي است و اگر چه ما با اقتصاد نفت و انرژي تعريف مي‌شويم، اما گردش بخش ساختمان بسيار وسيع است. به گفته كارشناسان اين بخش بطور مستقيم و غيرمستقيم در ايجاد اشتغال موثر است و فعال بودن و رونق آن مي‌تواند به شكوفايي صنايع كشور بينجامد.

بديهي است كه ساخت و ساز اصولي به معناي استفاده درست و بهينه از مصالح ساختماني، منابع مالي، زمان وانرژي سبب ميشود سرمايه گذاريهاي عظيم انجام شده در احداث ساختمانها به هدر نرود و در واقع بتوانيم بر منابع و زمان مديريت داشته باشيم.

امسال كه از سوي مقام معظم رهبري به نام اصلاح الگوي مصرف صورت گرفته، اصلاح اين الگو در حوزه ساختمان ميتواند در اقتصاد كلان كشور بسيار موثر باشد. از اين رو مركز تحقيقات ساختمان و مسكن در راستاي وظايف خود توصيه‌ها و پيشنهاداتي را براي استفاده صحيح از مصالح پر مصرف ساختماني و بهينه‌سازي مصرف انرژي ارائه داده است.

با استفاده از روش‌هاي صحيح توليد، حمل و استفاده از اتلاف و دور ريز مصالح جلو گيري شود. از مصالح ساختماني با كيفيت مناسب، استاندارد و با دوام استفاده شود تا از تخريب زود رس جلو گيري به عمل آيد. در اين صورت مقدار مصالح مورد نياز براي بازسازي و يا عمليات تعمير كتهش يافته و در نتيجه در مصرف مصالح و در مصرف سوخت براي توليد آن صرفه‌جويي شود.

از قطعات بنايي استاندارد و با كيفيت مطلوب (مانند آجر، بلوكهاي سيماني و گچي) استفاده شود تا هنگام تخليه و حمل و نقل از خرد شدن آنها جلوگيري به عمل آيد و در نتيجه از هدر رفتن منابع طبيعي و نهايتاً مصرف انرژي براي توليد بيشتر جلوگيري شود.

مصالحي مانند سيمان، گچ، آهك و سنگدانه در بسته بنديهاي كوچك براي تعميرات و كارهاي بنايي عرضه شود.

از قطعات بنايي مانند بلوكها و پنلهاي مدولار در ساخت و ساز استفاده شود. با استفاده از واحدهاي مدولار، بدون شكستن و بريدن مصالح ساختماني و ايجاد ضايعات ديوار، سقف و كف اجرا شود.

نظارت جدي و دقيق بر اجراي عايقكاري حرارتي ساختمان مطابق با مبحث 19 مقررات ملي صورت گيرد.

براي اجرا كنندگان اصولي عايقكاري حرارتي تشويق‌هاي لازم در نظر گرفته شود.

از ضايعات و اوارهاي ساختماني در ساخت و ساز به ويژه در راه‌سازي استفاده شود.

استفاده از سيستمهاي پيش ساخته در ساخت و ساز به ويژه در راه‌سازي رايج شود تا از مصرف انرژي و مصرف مصالح جلوگيري به عمل آيد.

سيمان

-از سيمان بنايي استاندارد در بخش‌هايي از ساختمان كه نياز به مقاومت زياد ندارد، مانند تهيه ملات براي چسباندن قطعات بنايي به يكديگر، درز بندي، بندكشي و اندودكاري استفاده شود.

-از مواد معدني مانند سنگ آهك و پوزولان به منظور جايگزين كردن بخشي از سيمان براي توليد سيمانهاي آميخته و سيمان بنايي استفاده شود. با استفاده از اين مواد در مصرف سوخت صرفه‌جويي زيادي به عمل مي‌آيد، چون سيمان در دماي بسيار زياد 1400 درجه سلسيوس و با صرفه مقادير زيادي سوخت فسيلي توليد مي‌شود.

- از سيمان پوزولاني در كارهاي ساختماني و عمراني استفاده شود. پوزولان‌هاي طبيعي مانند خاكسترهاي آتشفشاني و پوزولاني‌هاي مصنوعي مانند سرباره كوره ذوب آهن در كشور فراوان در دسترس است.

-انبار كردن سيمان بايد به گونه اي صورت گيرد كه نم و هواي نمناك به آن نرسد.

-نگه‌داري سيمان فلهاي، فقط در سيلو مجاز است.

- در مناطقي كه رطوبت نسبي هوا از 90 درصد بيشتر است، سيمان نبايد بيش از شش هفته در كيسه و بيش از سه ماه در سيلوهاي مناسب نگه داري و ذخيره شود، در غير اين صورت، سيمان بايد قبل از مصرف آزمايش شود.

شن و ماسه

-هنگام حمل لازم است شن و ماسه پوشانده شود يا داخل مخزني قرار گيرد تا از اتلاف آن جلو گيري به عمل آيد.

- چنانچه مشخصات سنگدانه شكسته بازيافتي از نخاله‌هاي ساختماني با ويژگي‌هاي استاندارد سنگدانه بتن مطابقت داشته باشد، مي‌توان در ساخت و بتن غير سازه‌اي از آن استفاده كرد. به اين وسيله به كاهش مصرف سوخت و مواد اوليه و همچنين حفظ محيط زيست كمك مي‌شود.

- با استفاده از شن و ماسه با دانه‌بندي استاندارد ميتوان در مصرف سيمان صرفه‌جويي قابل ملاحظه‌اي به عمل آورد.

ملات بنايي

- در مورد ملات خشك آماده و روش كار و مزاياي استفاده از آن فرهنگ‌سازي شود. به اين وسيله از هدر رفتن مصالح ساختماني به ميزان زيادي جلو گيري مي‌شود.

- -براي جلو گيري از ايجاد ضايعات هنگام تهيه و حمل ملات (و همچنين بتن) بايد دقت شود كه اين مصالح از آسيب ناشي از يخبندان، باران، آفتاب و ساير عوامل جوي محافظت گردد.

- - از سيمان بنايي(با ميزان كمتر سوخت مورد نياز هنگام توليد) براي ساخت ملات بنايي استفاده شود.

- -براي جلو گيري از خوردگي فلزات به ويژه سرب، روي و آلومينيوم در تماس با ملات‌هاي آهكي، آنها را بايد بيش از اجرا با مواد مناسب مانند قير اندود كرد.

- - از شستن آجر كاري (كه با ملات سيماني چيده شده است) با آبهاي شور خودداري شود.

- -از پاشيده شدن گچ بر روي ملات سيماني، به خصوص در مناطق مرطوب، اجتناب شود. در نقاط مرطوب ملات و بتن نبايد مستقيماً در مجاورت گچ و فراوردههاي گچي قرار گيرند.

بلوك بتني

- -تهيه و كاربرد بلوك‌هاي بتني بيشتر در مناطقي رايج است كه خاك ناسب براي تهيه آجر وجود نداشته باشد. از فوايد ديگر مصرف بلوك‌هاي بتني، صرفه‌جويي در مصرف مصالح، حمل آسان و عايق بودن نسبي حرارتي است.

- - نبايد در داخل بلوك بتني سوراخ‌دار نخاله، بتن و مصالح سنگين ديگر قرار داد. چون باعث ميشود كه انتقال حرارت به راحتي انجام شده و مصرف انرژي براي سرمايش و گرمايش بسيار زياد باشد، داخل سوراخ‌هاي بلوك را بايد از مواد سبك عايق حرارت چه به صورت قطعهاي و چه به صورت فل‌هاي پر كرد. قطعات پلي استايرن منبسط و دانه‌هاي ورميكوليت، پرليت، رس منبسط(ليكا) و پلي استايرن براي اين كار مناسب است.

- -بلوكهاي بتني هوادار اتو كلاوي و بلوكهاي بتني سبكدانه خواص عايقكاري خوبي دارد.

آهك

-آهك زنده را بايد در جاي خشك و در ظروف مخصوص يا كيسه‌هاي آب‌بندي شده نگهداري كرد تا از نفوذ هوا، رطوبت و يا آب در آن جلوگيري شود.

-آهك هيدراته بايد در محل مناسبي نگهداري شده و از نفوذي دي اكسيد كربن هوا تابش آفتاب مصوب باشد.

آجر

-در آجركاري بايد عمليات كارگاهي مانند اندازه كردن، برش و ساب به حداقل برسد تا دور ريز كاهش يابد، توصيه مي‌شود جهت كاهش دور ريز از آجرهاي ربعي، نيمه و سه چهارم كه بايد در كارخانه توليد شود، استفاده گردد.

-ضايعاتي به نام آجر جوش را كه عمدتاً در حين توليد ايجاد مي‌شود، مي‌توان در شيب‌بندي بام استفاده كرد.

همچنين آجر جوش را مي‌توان آسياب كرد و به عنوان پوزولان در بتن و ملاتت به كار برد.

-بارگيري، حمل و باراندازي انواع آجر بايد دقت انجاكم شود. به نحوي كه ضايعات به حداقل ممكن برسد. آجرهاي مهندسي و نما بايد بر روي پالت‌هاي چوبي و با پوشش نايلوني بسته‌بندي شود. به طور كلي بايد ترتيبي اتخاذ كرد كه با بسته‌بندي صحيح و يا چيدن درست آجرها در هنگام حمل و نقل از ايجاد ضايعات ممانعت به عمل آيد.

-آجرها بايد در محل تميز و سر پوشيده به طور جدا از هم دسته بندي شده و از تماس آنها با خاك، مواد مضر، رطوبت، يخ و برف جلوگيري شود.

-با اضافه كردن خاك اره، فوم پلي‌استايرن و باطله ذغال سنگ به خاك رس آجرپزي مي‌توان آجر سبك توليد كرد. استفاده از آجر سبك مي‌تواند باعث صرفه جويي قابل ملاحظه‌اي در مصرف انرژي و مواد اوليه شامل موارد ذير مي‌شود:

-صرفه‌جويي در مصرف سوخت هنگام پخت (بدليل سوختن مواد افزودني آلي(

-كاهش مصرف سوخت وسايل نقليه هنگام حمل و نقل آجر (به دليل كاهش وزن آن(

-صرفه‌جويي در مصرف خاك رس (كه مادهاي تجديد ناپذير است(

-كاهش ضريب انتقال حرارت ساختمان و در نتيجه صرفه‌جويي در مصرف انرژي هنگام بهره‌برداري (به دليل خواص عايق‌كاري مناسب آجرهاي سبك(

بلوك‌هاي سفالي

-براي جلوگيري از شكستن و اتلاف بلوك‌هاي سفالي بايد از طبق (پالت) براي بسته‌بندي و حمل استفاده شود.

هنگام حمل بايد تمهيدات لازم به عمل آيد تا از شكستن بلوكهاي ضايع شدن آنها به حداقل برسد.

- با توليد بلوكهاي سفالي با كيفيت مناسب از مصرف بي‌رويه ذخاير خاك رس جلوگيري شود.

-با توليد بلوكهاي نيمه و چارك ميتوان اتلاف مصالح هنگام اجرا و كاهش داد.

-استفاده از بلوك‌هاي سفالي با خواص مناسب عايق‌كاري حرارتي مي‌تواند نقش مهمي در صرفه‌جويي در مصرف سوختهاي فسيلي داشته باشد، نوعي از اين بلوك‌ها با قرار دادن قطعات پلي استايرن يا پشم معدني در داخل سوراخهاي آن استفاده مي‌شود.

-قرار دادن قطعات عايق را مي‌توان در كارخانه يا در كارگاه ساختماني انجام دادريا، ولي جاسازي در كارخانه ارجحيت دارد. تغييرات در اندازه و تعداد سوراخ‌هاي بلوك نيز مي‌تواند صرفه‌جويي قابل ملاحظه‌اي در انرژي گرمايشي و سرمايشي ساختمان باعث شود.

نماي ساختمان

-در مناطق با تابستان‌هاي گرم از مصالحي با رنگ روشن در نماي خارجي ساختمان استفاده شود، زيرا نور خورشيد بازتابش زيادي داشته و از اتلاف انرژي سرمايشي جلوگيري مي‌شود.

-از نماهاي پيش ساخته عايق در ساختمانها استفاده شود. اين نماها سبك بوده و علاوه در و علاوه بر زيبايي ظاهري، عايق‌كاري حرارتي ساختمان را نيز تامين مي‌كند.

-نماهاي بتني بايد در مقابل بارانهاي اسيدي با استفاده از پوشش مناسب حفاظت شوند.

سنگ ساختماني

در كارخانه‌هاي سنگبري سنگ ساختماني را بايد بسته بندي كنند. بسته بندي باد با دوام و مناسب باشد، به گونه‌اي كه سنگ در حين حمل و قل و انبار كردن آسيب نبيند. بسته‌بندي بايد به شكلي باشد كه از تكان خوردن و حركت كردن سنگ در داخل بسته‌ها جلوگيري شود.

بسته‌ها بايد از وزن و ابعاد مناسب براي حمل برخوردار باشند. همچنين امكان جابه جايي آنها به وسيله ليفتراك، بالابرها و ساير وسايل رايج به نحو مناسب وجود داشته باشد.

-با توجه به نوع آب و هواي منطقه، سنگي ماسب با شرايط اقليمي انتخاب شود.

مثلاً در مناطق سرد و مرطوب، سنگ بايد داري تخلخل و جذب آب بسيار كم باشد، تا امكان متلاشي شدن در اثر يخبندان كاهش يابد، يا در محل‌هايي كه امكان ورزش طوفان‌هاي شديد وجود دارد، سنگ با مقاومت سايشي مناسب به كار رود.

گچ

-در مكان‌هايي كه رطوبت نسبي هوا در بيشتر اوقات بيش از 60 درصد باشد، بايد از گچ‌هاي اصلاح شده (پايدار در برابر رطوبت) استفاده شود.

چنانچه گچ يا فراورده‌هاي گچي به خصوص در مناطق مرطوب در مجاورت قطعات فولادي قرار گيرند، بايد پيش از گچ كاري، قطعات فولادي با رنگهاي ضد رنگ پوشانده شوند.

-در نقاط مرطوب، گچ و فراورده‌هاي گچي نبايد مستقياً در مجاورت بتن و ساير فراورده‌هاي سيماني مورد استفاده قرار گيرند.

-گچ را بايد از اثر اب و رطوبت حفظ و همانند سيمان در ظروف مخصوص يا كيسه‌هاي آب بندي شده نگهداري كرد.

عايق رطوبتي

-براي جلوگيري از ضايعات و تخريب عايق رطوبتي رول‌ها بايد در هواي خشك و در انبار سر پوشيده داراي كف تخت با دماي 5+ تا 35+ درجه سلسيوس به طور عمودي نگهداري شوند. مدت نگهداري عايق رطوبتي از تاريخ توليد تا نصب نبايد بيشتر از شش ماه باشد.

-چنانچه حموله در فضاي باز انبار مي‌شود بايد روي پالت نگهداري شده و روكش پلي ايتلن رنگي روي آن كشيده شود. اما نمي‌توان آن را بيشتر از يك هفته در فضاي باز انبار كرد، رولها بايد به شكلي كنار هم قرارگيرند كه جريان هوا بتواند از بين آنها عبور كند. هيچگاه دو رول را نبايد روي هم قرار داد.

- رولا هميشه بايد بطور عمودي حمل شوند و هنگام حمل بايد دقت شود كه لبه عايق پاره نگردد. هنگام تخليه بايد از پرتاب كردن رولها خوداري شود.

-عايق رطوبتي پيش ساخته بايد مطابق استاندارد و ضوابط فني مورد تاييد نصب شود. براي افزايش دوام عايق‌هاي رطوبتي بام توصيه مي‌شود كه اين عايقها با يك لايه سنگدانه معدني، موزاييك با ساير مصالح پوشانده شوند.

عايق حرارتي

-در زمينه روش انتخاب و استفاده از عايق‌هاي حرارتي در ساختمان فرهنگ‌سازي شود.

-رطوبت جذب شده توسط عايق اثر قابل ملاحظه‌اي بر ميزان ضريب هدايت حرارتي آن دارد. بنابراين هنگام حمل و انبارداري عايق‌هاي حرارتي بايد تمهيدات لازم در نظر گرفته شود، توصيه مي‌شود مواد و فراورده‌هاي عايق حارتي در محلي سر پوشيده، دور از رطوبت و خطر آتش‌سوزي به روش مناسب نگهداري شوند.

-عايق حرارتي به ويژه آنهايي كه جذب آب زياد دارند بايد در بسته‌بندي‌هاي مناسب پلاستيكي حمل شوند. هنگام انبار كردن، نبايد بار وارده بر لايه‌هاي زيرين باعث تخريب آنها شود.

-عايق حرارتي پلي استايرن منبسط و هر لايه همراه نبايد با هيچ مصالحي در ساختمان كه با پلي استايرن واگنش نشان مي‌دهد و سبب انحلال يا متورم شدن آن مي‌گردد تماس داشته باشد. اين مواد ممكن است براي مثال بعضي چسباننده‌هاي بر پايه حلال، حافظ چوب و غيره باشند.

شيشه

-جام‌هاي شيشه بايد با پوشال محكم بسته‌بندي و در جعبه‌هاي چوي مقاوم گذارده شوند. بين هر دو جام برگ‌هاي كاغذي يا نظير آن گذاشته شود تا از تماس دو سطح شيشه جلوگيري گردد.

پليمر

-در هنگام بسته بندي پليمرها بايد به مايع يا جامد بودن آن توجه نمود. پليمرهاي مايع در ظروف فلزي مقاوم در برابر خوردگي حمل شوند. ظروف مخصوص بسته‌بندي و حمل پليمرهاي مايع بايد كاملاً آب بند بوده و از نفوذ هر ماده خارجي و يا خروج مواد محتواي آن جلوگيري نمايد.

همچنين اين ظروف باديتحمل بارهاي اضافي را داشته باشند و ريزش مواد محتوي آن نگردد.

-پلاستيك‌ها و پليمرهاي جامد در بسته‌بندي‌هاي كارتني و يا پلاستيك‌ها بايد دقت شود كه فشار زياد به قطعات وارد نشده و يا از شكل اوليه خارج نشوند.

- در صورتي كه ماده پليمري يا پلاستيك به نور، رطوبت و يا حرارت حساس باشد، در هنگام بسته‌بندي و حمل بايد از ورقههاي پلاستيكي مات و يا ظروف مات و يا بسته‌بندي كامل استفاده شود.

- از آنجا كه شرايط محيطي مي‌تواند از روي تركيب درصد، شيمي و خصوصيات پلاستيك‌ها و حتي شكل پذيري آنها اثرگذار باشند، بنابراين در هنگام نگهداري اين مواد بايد به عواملي هم چون رطوبت محيط، دماي محيط و حضور نور و صدمات مكانيكي توجه نمود.

حلالها بايد در دمايي زير نقطه اشتعال نگهداري شده و رزينها بايد در دمايي حفظ شوند كه ژل نشوند. بنابراين نگهداري مواد پليمري و پلاستيكي و حلالها در يك انبار، كاري حساس بوده و نياز به برنامه‌ريزي و اجراي تدابير خاص دارد.

رنگ و پوشش

-جنس سطح از نظر خاصيت ذاتي قليايي(مثل سطوح بتني) يا اسيدي بودن، اثر بزرگي روي انتخاب نوع رنگ يا پوشش دارد. در اين شرايط استفاده از رنگها يا پوشش‌هاي سازگار و مقاوم توصيه مي‌گردد.

-شرايط مناسب اعمال رنگ با توجه به شرايط محيطي محل (شامل دما، رطوبت و باد) بايد فراهم باشد. معمولاض دماي كار در محدوده 7 تا 40 درجه سلسيوس است و محيط اعمال بايستي عاري از جريان هواي شديد باشد.

-منطقه اعمال رنگ و پوشش از نظر شرايط اقليمي(همچون ميزان بارش، حداقل و حداكثر دما، متوسط رطوبت نسبي ساليانه و جريان باد و شرايط سايش محيطي) بايد مورد توجه قرار گيرد.

-رعايت اصول ايمني براي خودداري از ايجاد و با نزديك كردن عله به رنگها و پوشش‌هاي حلالي و يا حلال ضروري است. در مناطقي كه دماي محيط بالاست استفاده از رنگها و پوشش‌هايي كه نقطه اشتعال بالاتر از دماي محيط دارند الزامي است.

-ظروف مخصوص بسته‌بندي رنگ و پوشش مي‌بايست از استحكام مناسبي برخوردار باشند تا در حين حمل و صدمه نديده و از ورود هوا به داخل ظرف و يا ريزش آن به بيرون جلو گيري شود. مواد مصرفي براي ظروف بسته‌بندي (ظروف پلاستيكي و فلزي) بايد نسبت به حلال و ديگر مواد مصرفي در رنگ يا پوشش مقاوم باشند.

نگهداري رنگ و پوشش بايد با توجه به زمان انبارداري مجاز در انبارهاي داراي تهويه مناسب، با كنترل دما و رطوبت محيط صورت گيرد


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:24 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

این واقعیت که ایران در منطقه خشک و نیمه‌خشک قرار دارد و منابع آبی نقشی حیاتی برای کشور دارند بر هیچ کس پوشیده نیست.

اعلام سال جدید به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف یکبار دیگر این موضوع را گوشزد می‌کند که آب و مصرف آن مساله‌ای انسانی و حیاتی برای کشور است.

ساختار مهندسی و کشاورزی کشور به گونه‌ای است که متوسط مصرف سرانه آب بیش از ۲ برابر استانداردهای جهانی است.

نکته قابل توجه در بخش آب در ایران که باید مدنظر همه قرار گیرد ثابت بودن طرف عرضه است اما با توجه به افزایش جمعیت طی سال‌های آینده تقاضا نیز افزایش چشمگیر خواهد یافت. برای تعادل‌بخشی بین عرضه و تقاضای آب ناچار به مصرف بهینه این مایع حیات‌بخش هستیم.

مهندس سیداسدالله اسداللهی، معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت مدیریت منابع آب ایران اعتقاد دارد، اصلاح الگوی مصرف آب باید در جهت تولید ثروت ملی تفسیر شود.

در این میان بی‌مناسبت ندیدیم با توجه به آمار و ارقام موجود در خصوص مصرف فعلی آب در بخش‌های مختلف از یک سو و محدود بودن منابع و امکانات از سوی دیگر در نشستی با مهندس‌سید‌اسدالله اسداللهی به کنکاش پیرامون راهکارهای اصلاح الگوی مصرف این ماده حیاتی - به لحاظ نقشی که در توسعه آینده کشور دارد- بپردازیم که در پی آمده است.

مصرف آب در ایران در چه وضعی قرار دارد؟‌ 

ـ در مصرف آب در ایران باید به سرانه مصرف هر بخش توجه شود و پس از استخراج مصرف واقعی برنامه‌هایی در جهت بهینه کردن مصرف انجام داد.

نکته اولویت‌دار در بخش مصرف بهینه آب اتخاذ تصمیمات و راهکارهای زنجیره‌ای و به هم پیوسته است.

آمارها حکایت از آن دارد که متوسط مصرف آب در بخش شرب ۳۵۰ لیتر در روز است که با توجه به شرایط کشور و براساس الگو باید به ۱۵۰ لیتر در روز برسد.

از سویی در برخی از کشورهای همسایه ایران که از سطح بهداشت و رفاه مناسب و خوبی نیز برخوردارند، متوسط مصرف به ۹۰ لیتر در روز رسیده است.

از طرف دیگر متوسط مصرف در بخش کشاورزی به ازای هر هکتار ۱۵ هزار مترمکعب است که این رقم باید به ۶۵۰۰ مترمکعب برسد.

این الزام بر کاهش مصرف از کجا ناشی می‌شود؟ 

ـ‌ براساس سند ملی آب که در سال ۱۳۷۵ در دولت وقت تصویب شده الگوی مصرف بهینه آب در بخش کشاورزی و دشت‌ها تعیین شد و در برنامه‌های دوم، سوم و چهارم توسعه بر اجرای این سند تاکید شده است اما متاسفانه درصد بسیار کمی از این سند محقق شده است.

این امر نشان می‌دهد که انشا و تدوین قوانین بدون داشتن برنامه‌های عملیاتی مفید فایده نیست.

در حال حاضر بخش کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرف‌کننده آب ۹۲ درصد منابع آبی را به خود اختصاص داده است.

برهمین اساس اصلاح الگوی مصرف در این بخش تاثیرات بسیار شگرفی دارد.

پس چرا این قوانین و اسناد بالادستی اجرایی نشده است؟ 

ـ به علت اینکه برنامه‌های مدونی وجود نداشته است.

و تنها در برنامه دوم، سوم و چهارم توصیه‌هایی شده است و تکالیف موجود در اسناد بالادستی بدون اجرا رها شده است. اصلاح الگوی مصرف باید در جهت تولید ثروت تفسیر شود. معتقدم نگاه به اصلاح الگوی مصرف باید همانند نگرش به مخازن و منابع زیرزمینی باشد.

در صورت برنامه‌ریزی درست در بخش اصلاح الگوی مصرف، تحول اساسی در بخش‌های اقتصادی، کشاورزی، تکنولوژیکی و ... ایجاد می‌شود. از سویی، در بخش کشاورزی به دلیل بهای ناچیز و حتی رایگان آب مشاهده می‌شود که هدررفت آب بسیار بالاست.

متاسفانه مجلس شورای اسلامی چند سال قبل حق النظاره ناچیز آب را صفر در نظر گرفت؛ برهمین اساس کشاورزی که وظیفه توزیع آب در مزرعه‌اش را دارد، هیچ نگرانی نسبت به مصرف بی‌رویه آب در زمین‌های کشاورزی ندارد.

چرا به آب به عنوان یک کالای استراتژیک در هیچ سطحی از جامعه نگریسته نمی‌شود؟ 

ـ نگاه به آب باید به صورت یک زنجیره به هم پیوسته در کنار سایر عوامل باشد.

اصلاح قوانین و بهای آب و در کنار آن تغییر نگرش به آب می‌تواند آب را به عنوان یک کالای مهم در نظر ما بیاورد.کشاورز باید به این باور برسد که منافع حاصل از صرفه‌جویی به خود او بر می‌گردد.

از سوی دیگر در تمام کشورهای توسعه یافته آب به صورت حجمی در اختیار مشترکان قرار می‌گیرد.

برهمین اساس ما در نظر داریم در بخش کشاورزی اقدام به نصب کنتورهای هوشمند بر روی چاه‌ها کنیم که براساس برنامه‌ای که برای هر کنتور تعریف شده حجم آب عرضه شده به کشاورز معلوم است.

در صورتی که مصرف فراتر از حد تعریف شده باشد برق کنتور قطع می‌شود.

الگوی مصرف در بخش آب به چه معناست؟‌ 

ـ‌ الگوی مصرف اینگونه تعریف شده که به عنوان مثال هر انسان شهری برای رفع نیازهای خود در شرب، بهداشت، فضای سبز به چه میزان آب نیاز دارد و شرایط محیط زندگی فرد نیز لحاظ شده است.

براساس این الگو مصرف آب در بخش شرب باید از ۳۵۰ لیتر به ۱۵۰ لیتر برسد.

در هیچ کجا کسی با آب شرب ماشین و حیاط خانه‌اش را نمی‌شوید چرا که اصلا صرفه اقتصادی ندارد که اقدام به این کار کند.

این الگوها تدوین شده است. به عنوان مثال مشخص کرده‌ایم در جاهایی که آب کم داریم، شالی کاشته نشود. این موارد را دولت الزام کرده است حال اجرا شدن آن یک بحث دیگر است.

ما از سرشاخه‌های دز و خوزستان آب را با مشکلات فراوان به اصفهان و یزد منتقل می‌کنیم، حال در نظر بگیرید با همین آبی که منتقل شده عده‌ای اقدام به کشت شالی کنند که می‌کنند و در صورت اعتراض ما اعلام کنند که اقدامشان در جهت خودکفایی است.

اما محاسبه نمی‌شود که به چه قیمتی قرار است به خودکفایی برسیم. در سند ملی آب نیز به همین موارد اشاره شده است.

مگر سند ملی آب جزو اسناد بالادستی نیست؟‌ 

ـ‌ بالاترین سند در بخش کشاورزی است.

پس چرا قوانین پایین دستی بدون توجه به آن تدوین می‌شود؟ 

ـ‌ ما نیز همین انتقاد را داریم که چرا با وجود این میزان دستگاه نظارتی هیچ نگرانی در مورد اجرا نشدن این سند بسیار مهم وجود ندارد. سئوال این‌جاست که چه نهادی مدعی‌العموم اجرا نشدن این قوانین و احکام است.

حال با توجه به اعلام سال جاری به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نمی‌توانید راهکارهایی را در نظر بگیرید؟ 

ـ در حال حاضر اقدام اولویت‌دار در بخش آب با عنایت به سخنان مقام معظم رهبری، تدوین برنامه‌های عملیاتی از سوی تمام نهادهای تاثیرگذار است.

باید به این موضوع توجه شود که باید با همین امکانات موجود و ظرفیت فعلی اقدام به اصلاح رویه جاری کرد.

در صورتی که افرادی از این فرصت طلایی در قالب تدوین برنامه استفاده نکنند یا پیام را درک نکرده‌اند و یا می‌خواهند رفع تکلیف کنند. در بخش کشاورزی با یک اقدام نظارتی و کار کم می‌توان از شبکه موجود فعلی که سرمایه‌گذاری کلانی بر روی آن شده، بهترین استفاده را کرد.

از سوی دیگر سیستم‌های آبیاری تحت فشار باید به سرعت توسعه یابد. متاسفانه در حال حاضر مشاهده می‌شود که عده‌ای وارد فاز دوم اصلاح الگوی مصرف شده‌اند و اعلام می‌کنند که برای اصلاح الگوی مصرف باید مبلغ کلانی اعتبار تخصیص یابد، در صورتی که در گام اول باید به فکر بالا بردن کارایی از امکانات موجود بود. در حال حاضر همه باید به این فکر باشند که چه باید کرد؟ هم‌اکنون مشاهده می‌شود که از عمق ۴۰۰ متری زمین آب برداشت می‌شود. هزینه برق این چاه تقریبا جهانی است و برای آب نیز هیچ پولی دریافت نمی‌شود، اما کشاورز محصولی می‌کارد که هیچ توجیه و منطق اقتصادی ندارد. به عنوان مثال در یزد اقدام به کشت خیار می‌کند، در حالی که ما می‌توانیم این محصول را در دیگر نقاط کشور با صرف کمترین هزینه و مصرف آب کمتر پرورش داد و در اختیار مردم یزد قرار داد.

این الزامات در کجا باید تدوین شود؟‌ 

ـ‌ دولت باید اقدام به برگزاری جلسه کند تا تمام دستگاه‌ها اعم از وزارتخانه‌ها، واحدهای سیاسی و نظام بانکی به یک اجماع نظر درباره اصلاح الگوی مصرف برسند. تمام این‌ها باید به صورت زنجیره‌ای نگریسته شود.

اعلام می‌شود که بخش کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرف‌کننده آب است حال اقدام عملی در این زمینه چیست؟ 

ـ در بخش آب زیرزمینی، امسال مصمم هستیم که کنتورهای هوشمند بر روی چاه‌های کشاورزی نصب شوند. این کنتورهای هوشمند آب را مطابق الگوی مصرف تحویل کشاورز می‌دهد.

براساس الگو هنوز زیرساخت‌ها در بخش کشاورزی شکل نگرفته است؟ 

ـ ایرادی ندارد، کنتورها در بخش کوچکی قرار است نصب شود. در گام اول اعلام کرده‌ایم که با نصب این کنتورها مصارف به راحتی توسط خود کشاورز قابل کنترل است به عنوان مثال در مناطق گرمسیری بهترین زمان آبیاری شب است، در صورتی که کنتورهای هوشمند در این مناطق نصب شود کشاورز می‌داند به علت اینکه آب به صورت حجمی تحویل داده می‌شود، ترجیح می‌دهد که زمان آبیاری‌اش را به شب منتقل کند.

آیا فکر می‌کنید که این اقدامات به ظاهر کوچک در بخش کشاورزی عملی نیست. در حال حاضر ۶۵ میلیارد مترمکعب آب از منابع زیرزمینی در بخش کشاورزی استفاده می‌شود و در صورت درصد کوچکی صرفه‌جویی در این بخش رقم قابل توجهی آب ذخیره می‌شود.

نصب این کنتورها چه میزان صرفه‌جویی در بر خواهد داشت؟‌ 

ـ‌ با نصب این کنتورها در تمام کشور ۴۰درصد صرفه‌جویی حاصل می‌شود.

در فاز اول چه تعداد کنتور نصب می‌شود؟ 

ـ ۵۰ هزار عدد از این کنتورها امسال نصب می‌شود با نصب این کنتورها ۳۰درصد صرفه‌جویی در هرنقطه‌ای که این کنتورها نصب می‌شود، بوجود می‌آید.

آیا این کنتورها به گونه‌ای طراحی شده است که به عنوان مثال در مناطق گرمسیری در روزها عمل نکند؟ 

ـ در این فاز این مورد تعریف نشده، اما برای این کنتور هوشمند عملیاتی تعریف شده است. برای هر کنتور تعریف شده که چه میزان آب تحویل کشاورز دهد، وقتی از آن میزان فراتر رفت، برق کنتور قطع می‌شود.

از سوی دیگر واقعی شدن قیمت آب تاثیر به سزایی در نوع مصرف و انتخاب کالا خواهد داشت. زیرا با واقعی شدن قیمت، قیمت آب به مسائلی همچون بازدهی یک محصول توجه زیادی می‌شود.

هزینه نصب این کنتورها چه قدر است؟ 

ـ در حدود یک میلیون تومان که در فاز اول و در چاه‌های با استفاده از منابع دولت نصب می‌شود و کسانی که می‌خواهند چاه جدید احداث کنند باید هزینه این کار را خودشان بپردازند.

برای نصب این تعداد کنتور مبالغ کلانی باید تخصیص یابد آیا بودجه‌ای برای این کار در نظر گرفته‌اید؟ 

ـ در طرح تعادل بخشی آب کشور منابعی برای این کار تخصیص یافته است. در برنامه است که ۵۰هزار عدد از این کنتورها نصب شوند.

در بخش آب سطحی نیز برای اولین بار در قانون بودجه دیده شده که آب به صورت حجمی تحویل کشاورز شود. در آینده نزدیک نیز کنتورهای آب‌ خانه نیز باید تبدیل به کنتورهای هوشمند شود.

در حال حاضر باید یک مامور اقدام به قرائت کنتور کند و در صورت مصرف بیش از حد مشترک اخطار برای آن شخص ارسال شود و مشاهده می‌شود که این روش‌ها در جهت اصلاح الگوی مصرف موثر نبوده است، در حالیکه نصب کنتورهای هوشمند موجب می‌شود که اسراف کننده تلخی مصرف زیادش را در همان لحظه بچشد.

در کشورمان با یک مولفه دیگر روبرو هستیم و آن بحث تغییر اقلیم است آیا نباید با توجه به این شرایط به آب نگاه دیگری بکنیم؟ 

ـ تغییر اقلیم در جهان اتفاق افتاده و در کشور ما نیز اثرات خاص خودش را داشته. به نحوی که دوره خشکسالی‌ها طولانی‌تر شده است. تغییر اقلیم در اصلاح الگوی مصرف یکی از نگاه‌های جدیدی است که تمام متخصصان هرجا که جلسه و نشست دارند، یکی از محوری‌ترین مباحث جلسات است.

در اجلاس شورای جهانی آب که اوایل فروردین در ترکیه برگزار شد، تغییر اقلیم یکی از ۴محور اصلی این نشست بود: نکته‌ای که ما باید در بخش کشاورزی به عنوان مصرف کننده اصلی آب مورد توجه قرار دهیم، این است که به سمت کشت‌های کنترل شده برویم؛ دیگر نمی‌توانیم در فضای آزاد کشت کنیم.

به عنوان مثال در سیستان و بلوچستان با آن آب و هوا و آبی که به سختی استحصال می‌شود، دیگر توجیه ندارد که اقدام به کاشت گندم ۳تن در هرهکتار بکنیم.

اعداد تولید ما در بخش کشاورزی نگران کننده است در حال حاضر به ازای هر متر مکعب آب در حالت خوشبینامه ۷ تا ۸ دهم کیلوگرم محصول تولید می‌شود، در حالیکه متوسط تولید در جهان ۵/۱ کیلوگرم است.

آیا رسیدن به الگوی استاندارد نیاز به استفاده از تجارب جهانی ندارد؟ 

ـ‌ چرا دارد. در حال حاضر موضوعی در جهان مطرح است با نام آب مجازی به این معنا که اگر کشوری منابع آبی زیادی دارد و می‌تواند محصولی که نیاز به آب فراوان دارد را تولید کند، دیگر ما نباید به سمت تولید آن محصول برویم.

اما این با شعار خودکفایی تناقض پیدا می‌کند.

ـ‌ خودکفایی شعاری است که باید در خیلی از زمینه‌ها تجدیدنظر صورت گیرد.

اعلام می‌شود که مثلا گندم کالای استراتژیک است و باید در این محصول خودکفا شویم.

ـ‌ این دیدگاه باید نقد شود، اگر ما گندم را به عنوان کشت دوم در فارس کاشتیم، باعث شده است که منابع آب زیرزمینی ما افت شدید پیدا کند، الان بیشتر دشت‌های ما ممنوعه اعلام شده است. آیا ارزش داشت که ما به خودکفایی برسیم اما منابع آب زیرزمینی را تخریب کنیم و دیگر قابل جبران نباشد. ما باید از خودکفایی پایدار صحبت کنیم.

خودکفایی پایدار یعنی چه؟ 

ـ‌ این مباحث در طرح آمایش سرزمین دیده شده بود، تنها بخش‌های کوچکی از این سند اجرایی شده است. این قوانین سندهای بسیار مهمی است که هرچه قدر وقت بر روی آنها گذاشته شود، ارزشش را دارد.

حال کشاورز منطقه‌ای که می‌خواهیم محصولی را نکارد چه کار باید بکند؟ 

ـ در آن مناطق صنعت باید رشد کند. در صورتی که در برخی از مناطق کشور با کمبود شدید آب مواجه هستیم و می‌خواهیم کشاورزی انجام دهیم، باید به سمت کشت‌های کنترل شده برویم.

الگوی آب در بخش صنعت چه میزان است؟ 

ـ ما در بخش صنعت ۲میلیارد مترمکعب آب مصرف می‌کنیم، اما نگرانی ما در صنعت از جنس دیگر است. صنعت موجب افت کیفیت آب می‌شود.

با روند مصرف فعلی آب چه چشم‌اندازی برای کشور متصور است؟ 

ـ اگر روند فعلی ادامه پیدا کند دیگر آبی برای عرضه وجود نخواهد داشت بر همین اساس بهداشت عمومی، و حیات مردم به خطر می‌افتد. به عنوان مثال برای آب شرب تهران از تمام منابع موجود استفاده شده و دیگر آبی برای عرضه وجود ندارد.

میزان هدر رفت آب در شبکه آب موجود چه میزان است؟ 

ـ در شبکه شهری متوسط در حدود ۳۰درصد است. در بخش کشاورزی گفته می‌شود که راندمان بخش کشاورزی در حدود ۴۰درصد است. با توجه به تجربه‌ای که دارم، سدسازی بسیار آسانتر از اصلاح الگوی مصرف است.

منبع آفتاب



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:23 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

خورشید یکی از منابع مهم تجدیدناپذیر انرژی است که به فناوری های پیشرفته و پرهزینه نیاز ندارد و می تواند به عنوان یک منبع مفید و تامین کننده انرژی در بیشتر نقاط جهان به کار گرفته شود.

خورشید یکی از منابع مهم تجدیدناپذیر انرژی است که به فناوری های پیشرفته و پرهزینه نیاز ندارد و می تواند به عنوان یک منبع مفید و تامین کننده انرژی در بیشتر نقاط جهان به کار گرفته شود.

وابستگی شدید جوامع صنعتی به منابع انرژی، به ویژه سوخت های نفتی و به کارگیری و مصرف بی رویه آنها سبب شده، این منابع که در قرن های متمادی در زیر لایه های زیرین زمین تشکیل شده، تخلیه شود.انرژی های فسیلی مانند نفت و زغال سنگ پایان پذیر و تجدیدناپذیر هستند، اما انرژی های نو یا جانشین از جمله باد، آب و خورشید چنین نیستند. خورشید یکی از منابع مهم تجدیدناپذیر انرژی است که به فناوری های پیشرفته و پرهزینه نیاز ندارد و می تواند به عنوان یک منبع مفید و تامین کننده انرژی در بیشتر نقاط جهان به کار گرفته شود. استفاده از این انرژی برخلاف انرژی هسته ای، خطری ندارد و برای کشورهای فاقد منابع انرژی زیرزمینی، مناسب ترین راه برای دستیابی به نیرو و رشد و توسعه اقتصادی است. هم اکنون از انرژی خورشیدی به وسیله سیستم های مختلف و برای اهداف گوناگون استفاده و بهره گیری می شود که مهمترین آنها سیستم های فتوبیولوژیک، شیمی خورشیدی (Helio Chemical)، گرمای خورشیدی (Helio Thermal)، برق خورشیدی (Helio Electrical)، سیستم های فتوشیمیایی، سیستم های فتوولتاییک، سیستم های حرارتی و برودتی هستند.

انرژی خورشید به کمک آیندگان می شتابد 

نیروگاه های خورشیدی که انرژی خورشید را به برق تبدیل می کنند، در آینده با مزیت هایی که در برابر نیروگاه های فسیلی دارند، مشکل برق و تا حدودی مشکل کم آبی را به ویژه در دوران تمام شدن نفت و گاز حل خواهند کرد و به طور مسلم تاسیس و به کارگیری برج های نیرو، زمینه لازم را برای خودکفایی و قطع وابستگی کشور فراهم خواهد کرد.

تولید برق بدون مصرف سوخت، نیاز نداشتن به آب فراوان، آلوده نکردن محیط زیست، استهلاک کم و عمر زیاد از مزیت های بارز برج های نیرو و نیروگاه های خورشیدی نسبت به نیروگاه های فسیلی و اتمی است.

لزوم استفاده از انرژی خورشیدی 

ایران با آن که یکی از کشورهای نفت خیز جهان و دارای منابع عظیم گاز طبیعی است، به دلیل شدت تابش خورشید در بیشتر نقاط کشور، می تواند صرفه جویی مهمی در مصرف سوخت های فسیلی داشته باشد. فناوری ساده، کاهش آلودگی هوا و محیط زیست و از همه مهمتر ذخیره شدن سوخت های فسیلی برای آینده یا تبدیل آنها به مواد پردازش با استفاده از تکنیک پتروشیمی، از دلایل لزوم استفاده از انرژی خورشیدی در کشور هستند.با افزایش قیمت نفت در سال ۱۹۷۳ کشورهای پیشرفته صنعتی مجبور شدند، به استفاده از انرژی های جانشین جدی تر بیندیشند و این نگرش پس از انقلاب اسلامی ایران، وسعت بیشتری یافت. کشورهای صنعتی به این نتیجه رسیده اند که با بهینه سازی مصرف انرژی در صنایع و ساختمان ها، مصرف انرژی را می توان ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش داد.ایران یکی از پنج کشور مصرف کننده بالای مواد نفتی در جهان و در میان کشورهای اوپک، بزرگ ترین مصرف کننده فرآورده های نفتی است.

با توجه به رشد مصرف انرژی بالای ۵ درصدی در ایران می توان گفت که هر ۱۰ سال مصرف انرژی کشور دو برابر می شود. با این روند و با توجه به افت فشار چاه های نفت و مشکلات حفاری، استخراج و سرمایه گذاری، نمی توان امیدوار بود که پس از دو دهه نیازهای موجود کشور بر طرف شود. با این اوصاف این سئوال مطرح می شود که آیا تولید انرژی، پاسخ گوی نیازها خواهد بود؟ و اگر هم باشد مازادی برای صدور نفت و به دست آوردن ارز خواهیم داشت؟بررسی های بانک جهانی حاکی است که اگر کشورهای در حال توسعه، سیاست های بهینه سازی مصرف انرژی را به کار می گرفتند، تا سال ۱۹۹۰ می توانستند ۴ میلیون بشکه در روز صرفه جویی کنند. کارشناسان معتقدند با استفاده از سیاست های بهینه سازی مصرف انرژی، ضمن کاهش مصرف انرژی منافعی مانند: کاهش آلودگی هوا به ویژه در شهرهای بزرگ، صرفه جویی در سرمایه گذاری در ساخت نیروگاه ها، پالایشگاه ها و سیستم گازرسانی به میزان میلیاردها دلار در سال، طولانی شدن عمر ذخایر نفتی، ایجاد اشتغال در کشور، کم هزینه بودن و نگهداری آسان، عاید کشور خواهد شد. ناگفته نماند با احتساب مصرف بیش از یک میلیون بشکه معادل نفت در روز، بیش از یک میلیارد دلار درآمد ارزی در سال نصیب کشور خواهد شد.

ایران با عرض جغرافیایی ۲۵ تا ۴۵ شمالی در منطقه مناسبی برای دریافت انرژی خورشیدی قرار دارد. میزان انرژی ای که زمین در یک ساعت از خورشید دریافت می کند، بیش از انرژی مصرفی جهان در یک سال است. انرژی خورشیدی با بهره گیری از روش ها و وسایل ویژه به تولید برق با استفاده از حرارت خورشید می پردازد که حرارت نیز پس از گذار از یک یا چند مرحله به انرژی الکتریکی تبدیل می شود. پاک بودن این سیستم، توجه بسیاری از کشورها و دولت های جهان را به خود معطوف کرده تا آنجا که انگلستان اخیراً با الزامی کردن استفاده از صفحات خورشیدی در ساختمان های در حال ساخت، گامی بلند و موثر در بهینه سازی مصرف انرژی برداشته است. از هنگامی که منابع هیدروکربور و زغال سنگ چرخه تولید انرژی را در دست گرفت، به واسطه ارزان و در دسترس بودن آن از توجه به انرژی کاسته شد. در ایران، ارزانی و فراوانی بیش از حد هیدروکربور سبب شده تا به انرژی خورشیدی توجه کمتر مبذول شود.با پیش آمدن بحران شدید نفتی در سال ۱۹۷۳ و لجام گسیختگی بازار و پیش آمدن شرایطی که به تهدید صنعت جهان می انجامید، ناگهان توجه دوباره به انرژی های تجدیدپذیر و انرژی خورشید معطوف شد.مهندس زارعی، مدیر گروه انرژی خورشیدی معاونت انرژی های وزارت نیرو در این باره می گوید: هم اینک چند نیروگاه با بهره برداری از نیروی خورشید انرژی تولید می کنند و در دست ساخت و بهره برداری هستند که به واسطه این طرح ها ایران در زمره معدود کشورهای دارای فناوری ساخت نیروگاه های خورشیدی قرار گرفته است.

نیروگاه های خورشیدی دارای انواع گوناگون و تفکیک پذیر هستند: نیروگاه هایی که مستقیم با دریافت انرژی خورشید آن را به انرژی الکتریکی تبدیل می کنند و نیروگاه هایی که پس از دریافت انرژی خورشید آن را به گرما و پس از گذشت یک روند خاص، به الکتریسیته تبدیل می کند.سیستم هایی که از انرژی خورشید بهره می برند، شامل سیستم فتوولتایی (PV) و سیستم های گرما شیمیایی، تولید هیدروژن از انرژی خورشید است. در سیستم فتوولتایی که در اصل برای کاربردهای فضایی ابداع و تکمیل شده بودند، انرژی نوری را مستقیم به انرژی الکتریکی تبدیل می کنند. این فناوری براساس این نظریه «اثر فتوالکتریک» اینشتین شکل گرفته که نور سبب می شود الکترون ها از هم جدا شوند. توسعه PV برای کاربردهای زمینی در هنگام نخستین بحران نفت در دو زمینه بسیار متفاوت آغاز شد: یکی در زمینه فناوری های تمرکزی است که در آن کاهش هزینه ها با استفاده از جانشینی سطح PV به وسیله سطح عدسی صورت می گیرد و دیگری برای کاهش هزینه های مدول های PV با استفاده از ساخت صنعتی با حجم زیاد است.

در سیستم های گرماشیمیایی و نورشیمیایی نیز از انرژی خورشید برای القای واکنش های شیمیایی استفاده می کنند تا کیفیت محصولات موجود را افزایش دهند یا محصولات کاملاً جدیدی را بسازند. گرما شیمیایی به استفاده از گرما برای رانش واکنش ها اطلاق می شود و نور شیمیایی به استفاده مستقیم فوتون ها مانند بخش ماورای بنفش طیف خورشید اطلاق می شود. تولید هیدروژن از انرژی خورشید نیز به توجه ویژه نیاز دارد، زیرا هیدروژن سوخت تمام نشدنی و سازگار با محیط است.

دستیابی به پیچیده ترین نوع نیروگاه خورشیدی؛ افتخار بزرگ ایرانیان 

خورشید منبع تمام انرژی ها است. هم اکنون در دنیا تحقیق روی فناوری استفاده از انرژی خورشیدی به سرعت در حال رشد است. استفاده از این نوع انرژی را به طور محدود می توان در آبگرمکن های خورشیدی مشاهده کرد که اکنون در ایران نیز رواج یافته است. اگرچه قیمت این نوع آبگرمکن ها بسیار بالاست، اما به نظر می رسد با تولید انبوه آن بتوان مقداری از هزینه های تولید را کاست و این کالا را با قیمت ارزان تری به دست مصرف کننده رساند. انواع دیگر استفاده از انرژی خورشیدی وجود دارد که اکنون به وفور یافت می شوند مانند ماشین حساب های خورشیدی و... اما مهم ترین نوع استفاده از انرژی خورشیدی به صورت گسترده در نیروگاه های خورشیدی است که در دو نوع سهموی خطی و فتوولتاییک هستند. گذشته از ویژگی و تفاوت های این نوع نیروگاه ها، باید گفت در حال حاضر تولید برق از انرژی خورشیدی با قیمتی در حدود ۳۰۰ دلار به ازای هر کیلووات ساعت تمام می شود. تاکنون در دنیا کشورهای آمریکا، آلمان، اسپانیا و اخیراً نیز ایران به فناوری طراحی و ساخت پیچیده ترین نوع نیروگاه خورشیدی دست یافته اند. قرار گرفتن ایران در میان این کشورها خود افتخار بزرگی است که نصیب متخصصان کشور شده است.

انرژی خورشیدی؛ نیازها و محدودیت ها 

برخی انرژی های تجدیدپذیر را تنها امید بقای کره زمین دانسته اند، در حالی که عده ای آن را منبعی حاشیه ای با ظرفیت محدود به حساب می آورند. از سویی منابع سوخت فسیلی پایان پذیر و تجدیدناپذیر است و باید از انرژی های تجدید پذیر که به رغم منابع فسیلی، منافع زیست محیطی فراوانی در بردارد بیشتر بهره جست. انرژی خورشیدی، نتیجه فرآیند پیوسته هم جوش هسته ای در خورشید است و هم اکنون کل منبع انرژی خورشیدی ۱۰ هزار برابر مصرف انرژی کنونی بشر است اما اندک بودن شدت این توان و تنوع زمانی و جغرافیایی آن، مشکلات عمده ای را فراهم کرده که سهم این انرژی را در برابر کل انرژی محدود می کند.

با این حال، در کشورهایی که هزینه انرژی معمولی به دلیل مالیات زیاد است و دولت تلاش زیادی برای ترغیب مردم به استفاده از انرژی خورشیدی می کند، بازار برای سیستم های حرارتی خورشیدی کم دما رونق دارد. با آن که کل منبع انرژی خورشیدی این امکان بالقوه را دارد که سهم عمده ای در تامین انرژی جهانی در آینده داشته باشد، دلایل زیادی وجود دارد که سهم استفاده از آن را در ۲۰ سال آینده بسیار محدود می کند. اهمیت این محدودیت، همراه با الگوهای مصرف و اولویت های ملی تغییر می یابد. یکی از محدودیت های عمده در استفاده از انرژی خورشیدی، عدم کارآیی اقتصادی سیستم های خورشیدی اولیه در برابر سیستم های تکامل یافته با سوخت فسیلی است که با افزایش قیمت سوخت های معمولی و اقتصادی تر کردن دستگاه های خورشیدی با حجم تولید بیشتر، گرایش به استفاده از این گونه انرژی را می توان شتاب بخشید.

در کنار محدودیت های اقتصادی لازم است انرژی خورشیدی و مزیت های استفاده از آن را با آموزش در محتوای فرهنگی زندگی مردم و به منظور ارتقای سطح آگاهی آنان وارد ساخت که به سرمایه گذاری و توجه دولت به بخش خصوصی نیاز دارد. محور دیگر معادله اجتماعی انرژی خورشیدی، توسعه مهارت های فنی در میان طراحان، نصابان و تعمیرکاران بسیاری از دستگاه هایی است که به طور وسیع در سراسر جهان توزیع می شوند. با توجه به دورنمای فراگیری انرژی خورشیدی و با توجه به کل سرمایه در دسترس برای سرمایه گذاری در انرژی خورشیدی که در ۳۰ سال آینده به ۱۰ درصد کل سهام انرژی جهان محدود خواهد شد، به این نتیجه می توان رسید که انرژی خورشیدی دست کم زودتر از سال ۲۰۲۰ نمی تواند جانشین اصلی انرژی سوخت های فسیلی شود.

کشورها نیز در زمینه سرمایه گذاری در این بخش با محدودیت روبه رو هستند و روشی که برای کاهش این محدودیت ها می توان به آن اشاره کرد، جذب سرمایه بخش خصوصی و استفاده از آن بخش از بودجه دولتی است که برای سرمایه گذاری در انرژی خورشیدی اختصاص داده شده است که بسیاری از کشورها با کاربست این روش به موفقیت هایی دست یافته اند و در کشور ما نیز باید شرایط حضور بخش خصوصی فراهم و اقدام های لازم برای جذب بخش خصوصی انجام شود. آلمان که با پیامدهای افزایش شدید بهای نفت دست به گریبان بوده و برنامه تولید انرژی هسته ای خود را نیز کنار گذارده است، هم اکنون درصدد گسترش دادن نیروگاه های بسیار بزرگ است. اخیراً بزرگ ترین نیروگاه خورشیدی در این کشور گشایش یافت. این نیروگاه که در جنوب شهر لایپزیک و در شرق این کشور قراردارد با ۳۳هزار و ۵۰۰پانل فتوولتاییک حدود ۵ مگاوات ساعت برق تولید می کند. این نیروگاه قادر است برق ۱۸۰۰ خانوار را تامین کند. براساس ارزیابی سازمان انرژی خورشیدی آلمان، مجموع ظرفیت تولید آماده در سال جاری به ۳۰۰ مگاوات رسیده که دو برابر ظرفیت تولید پیشین در این کشور است.

هم اکنون نگرانی های فراوانی در زمینه توانایی کشورها در یافتن منابع سرمایه ای به منظور تامین نیازهای مالی توسعه استفاده از این نوع انرژی در دهه های آینده وجود دارد که این معضل در کشورهای در حال توسعه شدیدتر است. اما به نظر می رسد با ایجاد سرمایه گذاری های کلان و سریع در این زمینه، مشارکت بخش خصوصی در این گونه طرح ها و مهم تر از همه ارتقای سطح فرهنگی کشور برای استفاده از انرژی های جانشین (تجدیدپذیر) تا چند سال آینده، دستیابی به این هدف مهم چندان دور نباشد.

منبع آفتاب



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:13 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

یکی از دلایل این روند، فرهنگ‌سازی‌ای است که طی این سال‌ها انجام شده است. صداوسیما طی این سال‌ها یکی از بزرگترین عوامل ترویج مصرف‌گرایی در جامعه بوده است. امروز هم اگر بخواهیم به تغییر الگوی مصرف در کشور فکر کنیم، به نظر می‌رسد پیش از همه، این صداوسیما است که باید جهت‌گیری‌های خود را در این زمینه کاملاً معکوس کند. تبلیغات صداوسیما برای معرفی کالا نیست. آنچه تبلیغات چیپس و پفک و تلویزیون LCD و ویلای شمال و... رقم می‌زند، ترویج مصرف‌گرایی است. علاوه بر اینکه نوع پرداخت‌ها در ساخت فیلم‌ها و سریال‌ها هم اغلب در همین راستاست

منابع و ذخایر هر کشور، جزء ثروت‌های آن کشور به شمار می‌آید. به‌این معنی که اگر کشوری نسبت به مصرف غیر اصولی منابع خود بی‌تفاوت باشد، در واقع نسبت به دارایی‌ها و ثروتش بی‌تفاوت است. از سوی دیگر، درآمدهای کشوری که مصرف‌گرایی در آن توجیه و تبلیغ می‌شود، نمی‌تواند برای رشد کشور و توسعه زیرساخت‌های اقتصادی آن هزینه شود. این درآمدها نیز خواه، ناخواه هزینه مصرف بی‌رویه و غیراصولی در سطح کشور خواهد شد.

 

واقعیت آن است که طی سال‌های دولت سازندگی و بعد از آن، مصرف‌گرایی به شدت در جامعه ما ترویج شد. آمار و ارقام نگران کننده‌ای وجود دارد که این مصرف بی‌رویه را نشان می دهد. مثلاً در خصوص انرژی. برای مقایسه مصرف انرژی از معیار "شدت انرژی" استفاده می‌شود که برابر نسبت مصرف انرژی به تولید ناخالص داخلی است. مطابق آمارها، ایران در کل جهان بالاترین میزان "شدت انرژی" را به خود اختصاص داده است! این معیار برای ایران 17 برابر کشوری مثل ژاپن، 5/8 برابر اروپا، 1/2 برابر چین و 8/2 برابر کشورهای آسیای شرقی است. این آمار میزان مصرف بی‌رویه انرژی را در ایران نشان می‌دهد. در واقع، مصرف انرژی در ایران برابر مصرف انرژی در کشوری با جمعیت 750 میلیون نفر است! رقمی که تصور آن چندان آسان نیست.

 

در مورد سایر منابع نیز وضعیتی مشابه حاکم است. الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک متر مکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، 100 متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف می‌شود! از نظر مصرف برق، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست.

 

باید چاره جدی برای وضعیت موجود اندیشید.

 

یکی از دلایل این روند، فرهنگ‌سازی‌ای است که طی این سال‌ها انجام شده است. صداوسیما طی این سال‌ها یکی از بزرگترین عوامل ترویج مصرف‌گرایی در جامعه بوده است. امروز هم اگر بخواهیم به تغییر الگوی مصرف در کشور فکر کنیم، به نظر می‌رسد پیش از همه، این صداوسیما است که باید جهت‌گیری‌های خود را در این زمینه کاملاً معکوس کند. تبلیغات صداوسیما برای معرفی کالا نیست. آنچه تبلیغات چیپس و پفک و تلویزیون LCD و ویلای شمال و... رقم می‌زند، ترویج مصرف‌گرایی است. علاوه بر اینکه نوع پرداخت‌ها در ساخت فیلم‌ها و سریال‌ها هم اغلب در همین راستاست.

 

دلیل دیگر این روند، به نوع سیاست‌گذاری‌های قوه مجریه در کشور بازمی‌گردد. وقتی میان آب شرب و آبی که برای استحمام، شست‌وشوی لباس، شستن حیاط، پر کردن استخر و... مصرف می‌شود، تفاوتی باشد، طبیعی است که میزان مصرف بسیار بیش از حد انتظار خواهد بود.

 

دلیل سوم، پایین بودن قیمت برخی منابع، به‌خاطر یارانه‌هایی است که به آنها تعلق می‌گیرد. برخی از این یارانه‌ها در کل دنیا بی‌سابقه است. مثلاً در هیچ کشوری به برق یارانه تعلق نمی‌گیرد. در حالی که در ایران، یارانه بالایی برای این حامل انرژی لحاظ می‌شود و این به خودی خود، افزایش مصرف آن را رقم می‌زند.

 

محمد رضا خباز، مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس در این خصوص معتقد است: «هرکسی که اندکی با اقتصاد کشور آشنا باشد، می‌داند پرداخت یارانه با روش موجود، بدترین شکل هدردادن منابع است.» ستاری‌فر رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت اصلاحات نیز با اشاره به طرح هدفمند کردن یارانه‌ها می‌گوید: «من معتقدم که وضع موجود مصرف انرژی در ایران قابل قبول نیست و هر کار اصلاحی به نفع کشور است.»

 

در واقع یکی از ضرورت‌هایی که صاحب نظران را نسبت به اجرایی کردن طرح هدفمند کردن یارانه‌ها مصمم می سازد، وضعیت نامطلوب توزیع و مصرف یارانه‌ها و نیز پیامدهای این نوع توزیع است. در خصوص هدر رفتن منابع، همه صاحب‌نظران و اقتصاد دانان نظری مشابه دارند. مهدی هاشمی رفسنجانی در این خصوص می گوید: «در سال 1382 معیارهای مصرف انرژی کشور در بخش های نفت، ساختمان، حمل و نقل و لوازم خانگی به ترتیب 2، 5/2، 2/2، 7/1 برابر استانداردهای جهانی بوده است. مصرف انرژی جهت گرمایش ساختمان در ایران حدود 2،6 برابر مصرف جهانی است. مصرف انرژی برای تولید یک تن سیمان در ایران نیز 1،3 برابر مصرف دنیاست. وضع انرژی مصرفی برای تولید آجر نیز در این مورد خیلی خوشایند نیست و 5،5 برابر مقدار جهانی است، همچنین فولاد 1،5، قند و شکر 1،64 و کاغذ 1،7 برابر مقدار جهانی است. به طور کلی در صنایع ذکر شده شاخص وزنی به طور متوسط در ایران 8،1 برابر بالاتر از مصرف جهانی انرژی است که در کل صنایع کشور این رقم حدود 2 برابر در نظر گرفته می شود.»

 

او همچنین بر غیر قابل تحمل بودن وضعیت موجود و بدتر شدن آن در سال های آتی در صورت عدم اقدام درخور تأکید دارد: «مطابق با بررسی های به عمل آمده در سال 1382 میزان مصرف انرژی در ایران معادل 20 میلیارد دلار می باشد که چنانچه روند انرژی به همین گونه ادامه یابد، در 20 سال آینده حدود 680 میلیارد دلار انرژی مصرف خواهیم کرد!»

 

روند افزایشی مصرف انرژی در کشور طی سال‌های آتی بیش از هر زمان کشور را با کمبود بودجه برای تأمین هزینه‌های تولید انرژی مواجه خواهد کرد.

 

رئيس کميسيون انرژي مرکز بررسي هاي استراتژيک ریاست جمهوري در این خصوص می‌گوید: «سال 85 مصرف انرژي نسبت به سال پيش از آن حدود 8،9 درصد رشد داشت و در سال 86، اين ميزان به 9،9 درصد بالغ شد. پيامد روند مصرف انرژي آن است که تا 10 سال ديگر قادر به صدور نفت نخواهيم بود، اين در حالي است که منابع بودجه کشور 70 درصد از طريق نفت تأمين مي شود.»

 

امروز دیگر همه صاحب نظران بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف اتفاق نظر دارند، اما متأسفانه هنوز مردم با بسیاری از واقعیت ها آشنا نیستند. برای ایجاد یک تحول اساسی در اقتصاد بیش از هر چیز نیازمند توجه همه جانبه دلسوزان و ایجاد یک عزم ملی برای تغییر هستیم.

 

نامگذاری مدبرانه رهبر انقلاب بر سال‌ها طی 11 سال اخیر، برکات غیرقابل انکاری داشته و حتی در برخی موارد به گفتمان‌سازی و تسری آن به بدنه اجتماعی منجر شده است. سلسله نامگذاری‌های سال امیرالمؤمنین، سال امام خمینی، سال نهضت حسینی، سال پاسخگویی سران قوا منجر به شکل‌گیری جنبش عدالت‌خواهی شد.

 

عزم ملی مورد اشاره برای تغییر و اصلاح الگوی مصرف نیز اگر بناست، شکل بگیرد، بهترین محرک برای آن، فراخوان رهبری و ریل‌گذاری ایشان است.

 

پیام دیگر این نامگذاری نیز برای قوه مقننه است. مجلس اگرچه در لایحه بودجه 88 بند مربوط به هدفمند کردن یارانه‌ها را حذف و لایحه بودجه را با تغییرات عمده عملاً به طرح تبدیل کرد اما با این فراخوان بزرگ رهبر انقلاب، هرگونه تعلل در انسداد زمینه‌های اسراف و ادامه این مصرف مسرفانه در بخش انرژی پذیرفته نیست.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:09 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

قرن 18 در اروپا كه با عنوان عصر «روشنگري » از ديگر قرون متمايز مي‌شود ويژگي عمده ديگري كه داشت ، عصر رويكرد به تجارت نيز بود. شعارlesse faire ( بگذار مرزها آزاد باشند ) در همين زمان باب شد. دليل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاي داخلي، براي دستيابي به مواد اوليه و به تبع آن زارهاي خارجي ، براي فروش كالاهاي ساخته شده به سوي كشورهاي خارجي رو آوردند و درخواست تاجران از دولت كاهش ماليات براي صدور كالاها بود. اين كالاها در كشورهايي، كه امروزه به عنوان جهان سوم ناميده مي‌شوند، بايستي ارزيابي مي‌شدند. استعمار و حمله نظامي مستقيم به چنين شورهايي كشورهاي اين مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشكل را بعد از شكست تجربه اين كشورها در مورد استعمار، نئوكليناليسم ( استعمار نوين از طريق فرهنگ )، به وجود آورد، بافت سنتي و عرفي اين جوامع بود كه همانند پوسته‌اي وخيم در مقابل فرآورده‌هاي نوين مقاومت نشان مي‌داد . اولين اين بود كه راه نفوذ به درون اين پوسته شناخته شود . شناختن سنت‌ها و رسوم براي رخنه در آنها اولين گام به شمار رفت و تبليغات نيز به كمك اين روش توانست سد نفوذ اين كشورها را از هم بپاشد. افراد اين جوامع ابتدا بايستي باور مي‌كردند كه آنچه خود دارند در مقابل كالاهاي وارداتي از ارزش خوبي برخوردار است و اين كار با ظرافت تمام در تبليغاتي كه از شناسي شخصيت كمك مي‌گرفت، انجام مي‌شد. در اينجا كه يكي از مسائلي كه باعث «بحران هويت » مي‌شد به ميان آمد و فرد اين جامعه ابتدا هويت خود را، كه ريشه‌ها، عرف‌ها، تربيت و اعتقادهاي او داشت، زير سؤال مي‌برد و در مقابل به دنبال كسب هويت تازه، خود را به شكل ‌كالاهاي مصرفي در مي‌آورد كه با تبليغات به وي القاء شده بود. كاربه همين جا ختم نمي‌شد. كار هنگاهي مصيبت‌بارتر مي‌شد كه دقت كنيم در اين راستا فرهنگ چنين جوامعي به عوامل ديگر ، دستخوش تغيير و تحول و در نهايت بحران كه نمود خود را در تمامي اركان جامعه از خانواده گرفته مادبومي نشان مي‌دهد .

الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست . بدون ناديده انگاشتن بعد سودگرايي ( ارضاي نيازهاي رواني ) فرآيندهاي مصرف اجتماعي ، بايد به ابعاد نمادي، يعني معناي اجتماعي آنها نيز توجه داشت. كالاها و خدمات ، سواي كيفيات طبيعي‌شان، داراي علايم رمزي نيز هستند و شاخصها و عاملان يك قشربندي اجتماعي محسوب مي شوند ؛ به همين دليل بررسي دقيق پديده تشكيل الگوهاي مصرف توسط شركتهاي فرامليتي اهميت دارد.

در واقع مصرف كالاها و خدمات مصرفي، علايمي است كه كدهاي اصلي جامعه‌اي كه فرد در آن زندگي مي‌كند ـ صرفنظر از درجه توسعه اقتصادي و اجتماعيش ـ به آنها معنا مي‌بخشد . لذا حوزه مصرف، حوزه‌اي مهم در تشكيل ذهنيتها و ارزشهاي منبعث از فعاليتهاي شركتهاي فرامليتي است، زيرا نماد مصرف يا كد اشياي مصرف شده ترجمان وضع فرهنگي يا هويت فرهنگي‌اند. افراد با دسترسي يافتن به كالاهاي خاص برطبق موازين و مقياسهاي جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلكه از جايگاه ديگران نيز آگاهي مي‌يابند اشيا با ايفاي يك كاركرد اجتماعي تمايزي و تبعيضي ، در واقع معرف افراد،‌يا به معناي صحيح‌تر تمايز بين افراد مي‌شود. در حقيقت تمايز قايل شدن بر حسب اشيا مبين يا موجد تفكيك و تفاوت اجتماعي است، كه افراد را طبقه‌بندي كرده و سلسله مراتب اجتماعي را به دنبال دارد. اين بعد نمادي در كليه سطوح جامعه بر طبق كدهاي متفاوت ، مشاهده، و به يك طبقه اجتماعي خاص نيز محدود نمي‌شود. علاوه براين بايد به مصرف بعد تخيلي نيز افزود، زيرا اشياء وسيله فرار و طلسمي است كه فرد با توسل به آن ميتواند جهاني سحرآميز را تصور كند . آرزها به سوي نيازها هدايت شده و در وجود كالا، برآورده مي‌شوند. علت اينكه تبليغ كنندگان همواره در تلاش يافتن تصويري هستند كه مصرف‌كنندگان از خود ، و از من آرماني همواره صرفاً همان الگوي رفتاري است كه در يك متن اجتماعي تحقق مي‌يابد و به عبارت ديگر در ارتباط با ساير افرادي كه از اتحاد آنها با يكديگر هستي اجتماعي ـ فرهنگي خاص، و اكثراً يك ملت، تشكيل مي‌شود. جدل ميان خود و تصوير شخصي يعني بين انگيزه‌ها و ارزشها در مصرف در كشورهاي در حال توسعه، غالباً در ناكامي از مصرف بسنده تجلي مي‌يابد، چه در واقع آنچه فرد مي‌كوشد در مصرف بيابد راهي براي غلبه بر احساس نابسندگي و ميل ورود به اجتماع و نيل به ارتقاي اجتماعي است .

انسان در آرزوي اثبات موجوديت خود و تعريف «من» و تعيين جايگاه و نقشش در رابطه با ديگران، در طلب فرآورده‌ها ، ماركها و تصويرهايي است كه با تصورش از اينكه كيست، كه بايد باشد ، وبنا به معجزه يا جادويي، كه خواهد شد ، سازگار و متناسب باشد .

پس اشكال، به خصوص اشكال نمادي الگويي كه افراد بر مبناي آنها هويت خويش را تعيين مي‌كنند بيان يك روش خاص جامعه‌پذيري است . اين شيوه جامعه‌پذيري نه تنها از پيامها و اطلاعاتي كه فرد از جامعه به طور كل دريافت مي‌كند، بلكه از منزلت اجتماعي او كه براي مثال به شغل و پايگاه اجتماعيش نيز مربوط است، سرچشمه مي‌گيرد . الگوهاي مصرف در همه موارد بايد با هويت فرهنگي جامعه كاملاً پيوستگي داشته باشد ، البته بايد به الگوهاي مصرف متفاوتي كه به دليل عدم تجانس نظام اجتماعي ـ فرهنگي و دامنه قشربندي اجتماعي ـ اقتصادي كمابيش با يكديگر تفاوت دارند توجه داشت . در كشورهاي جهان سوم ،منطبق تفكيك اجتماعي بر مبناي مصرف تنها در ايجاد يك سلسله مراتب اجتماعي ـ فرهنگي و پويايي و تحرك اجتماعي بازتاب نمي يابد بلكه به شكل يك برخورد متقاطع فرهنگي و ستيز بين «سنت و تجدد»نيز پديدار مي‌گردد . معرفي و گسترش تجدد از طريق فرآيند قالب شكني ، آمال و نيازها و قالب ‌ريزي مجدد آنها پويايي اجتماعي مصرف را در پي‌دارد. در اين چهارچوب ، الگوي ارتباطات با الگوي مصرف رابطه مستقيم دارد، از يك سو الگوي مصرف حاصل مجموعه پيامها و علايمي است كه نگرش مردم را شكل مي‌دهد ، و در رفتار هاي مصرفي آنها تبلور مي‌يابد . واز سوي ديگر مصرف خود يك الگوي ارتباطي بين انسان و جامعه و بين انسان و خود اوست. اما همانگونه كه ج. آتالي به نحو شايسته‌اي مطلب را ادا مي‌كند، «انسان منفعل و ساكت مانده و مي‌گذارد اشياء وسيله‌ساز ايجاد فرهنگ او ، كد گذار نظام سلسله مراتب و جايگزين گفت و شنود شوند .»

در نتيجه الگوهاي مصرف بازتابي خواهند بود از ديگاهها و الگوهاي آمال سنتي يا جديد، موروثي يا وارداتي. اگر شركتهاي فرامليتي وسايل ايجاد الگوهاي مصرفي در كشورهاي در حال توسعه را داشته باشند، بنابراين در ژرفاي فكر انسان و در آمال و آروزهايش نفوذ مي‌كنند. در اين مفهوم ايجاد الگوهاي مصرف بخشي از يك فرآيند فرهنگ‌پذيري است كه الگوهاي مصرف خود ملهم از آنند.

ايجاد الگوهاي مصرف و فرهنگ‌پذيري

تأثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف در دو سطح صورت مي‌گيرد. در وهله اول اين شركتها به توسعه الگوهاي مصرفي رايج در كشورهاي جهان سوم كمك مي‌كنند. در وهله دوم شركتها مي‌كوشند كالاها و فرآوردهاي جديد راكه كم و بيش پيچيده‌تر از فرآورده‌هاي قبلي است جايگزين فرآورده‌هاي سنتي كنند. بنابراين موفقيت تجارتي اين شركتها در تمامي ساختار مصرف كشورهاي در حال توسعه تأثير مي‌گذارد .

قبلاً بيان شد كه شركتهاي فرامليتي انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاي بازنمايي و هنجاري و نظامهاي بياني ( نيازها و الگوهاي رفتاري ) اند . تفكري كه اساس اين نظامها را تشكيل مي‌دهد آن است كه براي مثال پاداش تلاش فرد در كارش دسترسي يافتن به كالاهاي مصرفي است، و افزايش مصرف شاخص عمده توسعه اقتصادي محسوب مي‌شود. بنابراين، ترويج چنين منطقي و تلاش براي مصرف بيشتر درنيروي محركه تغيير اجتماعي نقش مهمي دارد. به اين معنا كه شركتهاي فرامليتي به دليل ماهيت عقلانيت خود ،‌در پيوستگي و يگانگي روزافزون كشورهاي جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتي دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در اين نظام اقتصادي تا حد زيادي به كالاها و خدماتي كه در دسترس دارد و همچنين به پايگاه اجتماعي وابسته به اين خدمات منوط است. اين عقلانيت به طرق گوناگون مطرح مي‌گردد، در زمينه ارتباطات، پيامهاي پخش شده توسط رسانه‌ها ( تلويزيون ، سينماو تبليغات ) با نمايش امتيازات جامعه مصرفي و ايجاد اشكال بازنمايي و نظامهاي هنجاري ، نقش مهمي بازي مي‌كنند. افق احتمالات بسط يافته و طيف وسيعي از كالاهايي را در بر مي‌گيرد كه قبلاً ناشناخته و مطلوبيتشان نامعلوم و تصور ناشدني بود. به موازات اين جريان ، گرايش روزافزوني به تقليد از سبك زندگي غربي و توليدات غربي به وجود مي‌آيد، انگيزه‌هاي افراد به نحو فزاينده‌اي به سمت دسترسي به مصارف تجارتي سوق داده مي‌شود. ارزشهاي سنتي تا حد زيادي بي‌اعتبار مي‌گردد، و تصور ذهني فرد از جامعه و نقشي كه در آن دارد، تغيير مي‌كند . اين فرآيند تخريب بذر ساختارها وكدهاي اجتماعي جديد را در خود دارد كه توجه فرد را به دنياي خارج از جامعه‌اش معطوف مي‌كند و به گفته هشيللر او را به يك انسان مصرف كننده مبدل مي‌سازد . وابستگي در مورد ارتباطات و توسعه يك نظام اقتصادي و اجتماعي بر مبناي پويايي نيازهاي مادي دو پديده كاملاً مرتبط به يكديگر به نظر مي‌رسند، زيرا اسلوب زندگي كه رسانه‌ها و به خصوص تليغات به آنها اعتبار مي‌بخشند درتحليل‌نهايي چيزي جز تزيين ويترين براي نظام موجود اشياء نيستند. ميزان فرهنگ‌پذيري آنچنان بالاست كه در اثر موارد در پيامهايي كه توسط رسانه‌ها انتقال مي‌يابد «سنت » معادل «عقب افتادگي » و «تجدد »، معادل «رشد » آورده مي‌شود.

كاركنان شركتهاي فرامليتي نيز، صرفنظر از مقامي كه در شركت دارند، با اشاعه اخلاق شركتها در اين فرآيند تخريب نقش مهمي دارند . همان طوري كه قبلاً اشاره شد، اشتغال به كار در اين نوع شركتها مستلزم پذيرش مقررات و هنجارهاي مربوط به آنهاست . مصرف كالاهاي ساخت شركتهاي فرامليتي و اثرات نمايشي منبعث از آنها در ايجاد اخلاق مصرف مادي مؤثر است .

نكته آخر اينكه اين شركتها گرايش دارند عادات مصرفي را به گونه‌اي كه به سود آنها باشد شكل دهند و بنابراين درصددند تا فرآورده‌هاي خود را جايگزين كالاهاي سنتي كنند، و براي برخي كالاها و خدمات خود تقاضاي تجارتي منظمي كه قبلاً وجود نداشته به وجودآورند . همچنين برخي نيازها و خواستها را به سوي ماركهاي خارجي سوق دهند . از يك ديدگاه كلي شواهد آشكاري دال بر وجود يك فرآيند برون‌گرايي مشاهده مي‌شود كه برطبق آن سليقه‌ها به جهان خارج از جامعه فرد هدايت مي‌گردد . اين فرآيند با منافع تجارتي شركتهاي فرامليتي ارتباط مستقيم داردو ما را به اين باور مي‌كشاند كه اين شركتها را عاملان فعال انتقال حقيقي رجحانها تلقي كنيم .

مكانيزمها و نمونه‌هايي از برون گرايي

سياست‌هاي تبليغاتي و تشويق فروش كالا بدون شك يكي از مؤثرترين طرق نفوذ شركتهاي فرامليتي است، و در تغيير نيازهاي اساسي افراد و هدايت آنها به سوي ماركها و فرآورده‌هاي خاص دخالت دارد. قطعاً اين انتقال سليقه‌ها برآيند سياستهاي گسترده بازاريابي و تأثير آنها برمعرفها و هنجارهاست . م. گلدفري و س. لانگدون (1979)، يادآوري مي‌كنند كه در سال 1973، 80% آگهي‌هاي تبليغاتي راديو سواحلي دركنيا به شركتهاي فرامليتي تعلق داشت . از جمله اين شركتها مي‌توان براوك باند، نستله، لگليت ـ پالموليو، كوكاكولا، يونيليور، گلاسكو و استرلينگ وينتراپ را نام برد.

هدف اصلي اين تبليغات ايجاد نيازها و بنابراين فرآورده‌هايي است كه مي‌توانند اين نيازها را برآورده سازند. فرآورده‌هايي كه عملاً تنها شركتهاي فرامليتي قادر به توليد آنها هستند. براي مثال شركت يونيليور براي فروش خود برنامه‌هاي تبليغاتي جهاني بسيار مهمي اجرا مي‌كند. اين برنامه‌ها غالباً باعث مي‌شود تا مردم تمامي علاقه خود را به فرآورده‌هاي داخلي از دست بدهند. مثلاً همين شركت تلاش مي‌كند تا در هند مارگارين واناپستي را جايگزين كره محلي كند و به نظر مي‌رسد كه اين محصول داخلي كلاً از بين برود. اين شركت در ايجاد نياز به پودرهاي پاك كننده شيميايي و مواد ضدعفوني كننده و نتيجتاً در نتيجه ايجاد بازاري براي اين محصولات خود در اندونزي موفق بوده است .

علاوه براين توانسته است فروش بستني ، سوسيس و اغذيه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزي سيرالئون و ليبريا گسترش دهد ، يعني در مناطقي كه كمتر مي‌توان از آنها به عنوان مناطق داراي « درآمدهاي احتياطي » سخن گفت و آذوقه‌رساني به آنها معمولاُ توسط هواپيما صورت مي‌گيرد.

در آمريكاي لاتين قدرت تبليغات به حدي است كه حتي روستاييان بسيار فقير نيز عملاً خودرا ملزم به نوشيدن نوشابه‌هايي چون كوكاكولا و پيسي مي‌دانند، ولو آنكه به قيمت فروش محصولات طبيعي‌شان تمام شود .

ر. لدوگار با مطالعه دو كشور برزيل و مكزيك ، موفقيت شركتهاي فرامليتي را در ايجاد نياز به نوشابه‌هاي غير الكلي نشان مي‌دهد. براي مثال ؛ مصرف سالانه اين نوع نوشابه‌ها در مكزيك رقم قابل ملاحظه 14 ميليارد بطري يعني براي هر نفر 5 بطري طي يك هفته بوده است ( در مكزيك 40% نوشابه‌هاي مصرفي پپسي كولاست ). شستشوي مغزي تجارتي آنچنان قوي است كه ساكنين برخي روستاهاي مكزيك به رغم درآمد اندك خود متقاعد شده‌اند كه بدون اين نوشابه‌ها نمي‌توانند زندگي كنند و بايد هر روز آنها را مصرف كنند . در سال 1979 يك كشيش مكزيكي با اشاره به اين مطلب مي‌نويسد:

« شنيده‌ام بعضي از روستاييان مي‌گويند بدون مصرف روزانه نوشابه‌هاي غير الكلي نمي‌توانند زندگي كنند . برخي ديگر به خاطر نمايش پايگاه اجتماعي خود هر روز با غذايشان بايد نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعي كه ميهمان دارند. اكثراً فكر مي‌كنند كه بايد روزانه اين نوشابه‌ها را مصرف كنند. اين اساساً ناشي از تبليغات گسترده به خصوص در راديو است كه در اين مناطق كوهستاني شنوندگان فراوان دارد. به موازات اين امر، در اين روستاها فرآورده‌هاي طبيعي مثل ميوه كمتر مصرف مي‌شود، برخي خانواده‌ها فقط هفته‌اي يك بار ميوه مي خورند . »

اساس اين سياستهاي تبليغاتي متقاعد ساختن مردم است به اينكه روشهاي سنتي تغذيه ( ارزن، برنج ، لوبيا،‌ذرت، آب) در قياس با محصولات غربي غالباً پيچيده‌تر ( بسته‌بنديهاي لوكس، تفاوت‌گذاريهاي تصنعي با استفاده از ماركهاي گوناگون ) اهميت كمتري دارد . موضوع مهم در اينجا نمادگذاري اجتماعي كالاهاست . از آنجا كه مردم به خاطر كم‌سوادي خود آسيب‌پذيرترند، تاًثير تبليغات بسيار زيادتر مي‌شود. براي مثال، به كشور كنيا كه قبلاً نيز مورد بحث بوده اشاره مي‌شود. هزينه تبليغات بازاريابي براي صابونهاي توليدي شركتهاي وابسته به شركتهاي فرامليتي در اين كشور 6% و براي صابونهاي توليد داخلي 1% قيمت آنها بوده است . اين خود نشاندهنده سياست هدايت تقاضاهاي داخلي به سوي فرآورده‌هاي پيچيده‌تر (صنعتي )، ( صابون توالت، موادضد عفوني كننده ...) است كه بيشتر بر شكل ظاهري صابون‌ها و جذابيت بسته‌بندي آن تأكيد دارد.

براي ارائه طرحي كلي‌تراز موضوع به هزينه‌هاي تبليغاتي شركتهاي تابع شركتهاي فرامليتي در كنيا اشاره مي‌شود . اين هزينه‌ها در حدود 12 ميليون شلينگ كنياست، در حالي كه بودجه تخصيص يافته در آخرين برنامه پنج ساله كنيا براي ساختن مركز بهداشت روستايي كه دولت از آنها به عنوان عوامل كليدي در بهداشت مناطق روستايي ( حدود 90% جمعيت كشور در اين مناطق سكونت دارند ) ياد مي‌كند، 5/7 ميليون شلينگ است .

يكي از مشهورترين نمونه‌هاي نفوذ خارجي در الگوهاي مصرف، فعاليت شركت نستله و سياست توسعه فروش شير خشك براي اطفال است . اين شركت براي ترويج فرآوردهاي غذايي خود و جايگزين كردن آنها به جاي شير مادر سياست فعالي را به مرحله اجرا درآورد. براي اين منظور روشهاي متفاوتي به كار گرفته شده است :

1ـ توزيع مجاني و غالباً خانه به خانه بطريهاي شير و محصولات لبني ( لاكتوژن )

2ـ اجراي برنامه‌هاي تبليغاتي در بيمارستانها و زايشگاهها . اين برنامه‌ها توسط مأموران خاصي موسوم به «پرستاران شير» صورت مي‌گرفت ، اين پرستاران اونيفورم سفيد مي‌پوشيدند و نتيجتاً به راحتي مي‌شد آنها را با كاركنان بيمارستان اشتباه گرفت .

3ـ توزيع مجاني كارتهاي مربوط به وزن نوزادان با تبليغ لاكتوژن . جمله‌اي هم در اين كارتها نوشته شده بود با اين مضمون كه مادران تاحد امكان بايد كودكان را با شير خود تغذيه كنند . اما عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن اين نوشته بودند؟

4ـ تبليغات تلفيقي در بيمارستانها و راديو . در اينجا گفته مي‌شد كه مصرف اين فرآورده‌ها، نيرو و قدرت به كودكان مي‌بخشد( براي مثال اين دو موضوع درنيجريه اهميت زيادي دارند ). در جامائيكا تبليغ به اين شكل بود: «لاكتوژن باعث نيرومندي و سلامتي است » يا «انرژي و قدرت مي بخشد».

مصرف شير خشك همراه با برخي نمادها ، يعني «نو»، «بهتر» و نظاير آن بود. دكتر تي. ان ملت نليما در باب آگهي تبليغاتي كه در سال 1974 به مدت دو سال در راديوي كشور سيرالئون پخش مي‌شد، مي‌نويسد : «آگهي ، مادر از كودكش مي‌پرسيد كه آيا لاكتوژن را دوست دارد؟ كودك با خنده شديدي پاسخ مي‌داد: اوم،‌اوم... مادراني كه اين آگهي را مي‌شنيدند معتقد مي‌شدند كه لاكتوژن براي كودكان بهتر از شير مادر است . اينان نمي دانستند كه در اين آگهي در واقع يك مونتاژ صداست .

يعني در آغاز سوال مادر از كودك ضبط شده و سپس صداي قهقهه و خنده كودك، كه علت آن قطعاً چيز ديگري و احتمالاً همان شير مادر بود ، به آن افزوده شده است» در حال حاضر شير خشك در بسياري از كشورهاي جهان سوم مصرف بسيار وسيعي دارد.

بنابراين فعاليت شركتهاي فرامليتي مي‌تواند به انتقال حقيقي الگوهاي مصرف منجر شود. اين روند انتقال الگوها، نيازها برحسب ماركها تغيير پيدا مي كنند و فرآورده‌هاي پيچيده‌تر و گرانتر جانشين محصولت ساده و ارزان مي‌گردد. به موازات اين فرآيند، تبليغات شركتهاي فرامليتي با ايجاد تمايزات تصنعي بين فرآورده‌ها، موجب از رونق افتادن سريع و جايگزين نمودن آنها با محصولات جديدتر است . نمونه‌هاي برون‌گرايي بسيار فراوان بوده و عواقب تأسف باري دارد. اين تنها چيزي است كه مي‌توان گفت .

روستاييان مكزيك بيش از پيش به مصرف نان سفيد به جاي نان سنتي خودشان كه هم ارزانتر است و هم پروتئين بيشتري دارد، روي آورده‌اند. در جامائيكا مردم عادت داشتند به عنوان صبحانه ماهي و موز كه هر دو ارزان و بسيار مقوي هستند ، مصرف كنند. اما در نتيجه تبليغت اين عادت از بين رفته و اين فكر در مغز مردم رسوخ كرده كه براي صبحانه بهتر است سه رال مصرف كنند. اكنون مردم از محصولات كلوگ استفاده مي‌كنند ، در حالي كه موز در بازار به خاطر نبودن خريدار و مشتري فاسد شده و از بين مي‌رود. ورود شركتهاي دانون‌سا و شامبورسي، شركتهاي تابعه گروه شركتهاي ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به مكزيك و برنامه‌هاي تبليغاتي مهم آنها تقاضاي كلي براي ماست را تا ميزان 350% افزايش داده است .

فرآيند جانشين‌سازي كالاهاي شركتهاي فرامليتي به جاي محصولات داخلي در مصرف سيگار بسيار مشخص و آشكار است . در اين بخش كاملاً متمركز 8 شركت فرامليتي بر بازار جهاني تسلط دارند : مثل شركت بت ، انگليسي الاصل كه بزرگترين سازنده سيگار دنياست و از هر پنچ سيگاري كه در جهان سرمايه‌داري به فروش مي‌رسد يكي از آن اين شركت است.شركتهاي ديگر عبارتند از گروه امپريال (انگليسي)، امريكن براندز ( ايالات متحده )، مؤسسه فيليپ موريس (انگليسي)، و گروه آفريقاي جنوبي (روتمن، رامبراند ـ روپرت ) . اين شركتهاي فرامليتي در گرايش مردم به مصرف سيگارهاي خارجي (روندبرون‌گرايي)، جايگزين نمودن سيگار داخلي ساخت توليد‌كنندگان كوچك با سيگارهاي صنعتي دخالت مؤثر دارند . اين تغيير ذائقه مصرف‌كنندگان سيگار باعث نابودي تنباكو سياه در بسياري از كشورها نظير هند، پاكستان، جمهوري كره، فيليپين، ارژانتين و يا برزيل شده است. سيگار كرتك در اندونزي، دلتي در سري‌لانكا و بيديز در هند به سود سيگارهاي ملايم نوع ويرجينيايي كنار گذارده مي‌شوند . برنامه‌هاي وسيع تبليغاتي عامل مؤثري در چنين فرآيندي است . علاوه براين ، برنامه‌هاي وسيع تبليغاتي شركتهاي فرامليتي توتون، معرف آهنگ عمومي جريان بازاريابي شركتهاست. تأكيد اصلي در اين برنامه‌ها بركليشه‌هاي آمريكايي است و «تجمل‌گرايي، پايگاه اجتماعي، سطح زندگي عالي و تصوير كابوي عاشق آزادي » مضاميني هستند كه لاينقطع تكرار مي‌شوند .

گاهي ايجاد بازارهاي جديد به خاطر يافتن مفرهايي است براي فروش فرآورده‌هاي واسطه‌اي برخي شركتهاي فرامليتي ف. لاپ و جي. كالينز ، به مورد شركت رالستون‌ـ پورينا اشاره مي‌كنند. اين شركت عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در كلمبياست، نه از آن رو كه مرغ و جوجه را به ماده كليدي رژيم غذايي مردم اين كشور مبدل سازد، بل به خاطر آنكه براي محصول اصلي كارخانه،‌يعني كنسانتره‌هاي غذايي براي حيوانات، بازار ايجاد كند. به پيروي از همين سياست تسهيلات و امكانات خاصي در اختيار مرغداران گذارده شد. در نتيجه بين‌سالهاي 1971 ـ 1967 توليد مرغ در كلمبيا دو برابر گرديد، يعني از 11 ميليون به 22 ميليون رسيد .

كودكان به دليل آنكه به عنوان خريداران بالقوه به راحتي تأثير پذيرند، هدف مطلوبي براي شركتهاي فرامليتي محسوب مي‌شوند. براي مثال، برخي مؤسسات توليدكننده نوشابه‌هاي غير الكلي درآمريكاي لاتين و مركزي درمقابل فروش مستقيم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزاري جشنها، نوشابه‌و يخچال را به طور رايگان دراختيار اين مدارس قرار مي‌دهند . شركتهاي ديگر نظير جنرال فودز در مكزيك با گذاردن مجسمه‌هايي كوچك نظير شخصيتهاي كارتوني والت ديسني در بسته‌بنديها، در واقع براي محصولات خود بازاريابي مي‌كنند.

بسياري از كالاها ( كوكاياپپسي ) نماد تعلق به دنياي مدرن تلقي مي‌شوند ، و اين همان چيزي است كه تبليغ كنندگان برآن بسيار تأكيد مي‌ورزند. ه.والتر در مقاله نشريه بسيار معتبر تجارت جهاني كلمبيا كه به بررسي سياستهاي بازاريابي در كشورهاي در حال توسعه اختصاص يافته بود، اين پرسش را مطرح مي‌كند كه آيا «مردم به اندكي تجمل نظير نوشيدن نوشابه‌هاي غير الكلي يا كشيدن سيگارهاي معطر نياز ندارند؟»

بحثها و توضيحات مسئول بودجه‌هاي تبليغاتي پپسي كولا و كوكاكولا در برزيل به خوبي بيانگر تأثير اجتماعي شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرفي است. او مي‌گويد: «در اين كشور هيچ راهي براي هدايت و كاناليزه كردن طغيان جوانان وجود ندارد، نسل كنوني از هيچ آموزش سياسي يا اجتماعي بهره‌مند نيست. ما يك مكانيزم اعتراضي به وجود آورده‌ايم كه در مصرف كاناليزه مي‌شود. پپسي، تصويري جديد و جوان است، آنها نيز خوشحالند چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسي مي‌نوشند.»

بنابراين ورود شركتهاي فرامليتي دقيقاً با واژگوني الگوهاي مصرف كه برخي از آنها طي چندين قرن بدون تغيير باقي مانده‌اند همزمان است . اما ايجاد الگوهاي مصرف جديد مي‌تواند نتيجه مكانيزمهاي كمتر تعمدي ديگر نيز باشد . فرآورده‌هاي شركتهاي فرامليتي هم به خاطر كيفيات طبيعي (لوكس ونوبودن ) و هم به خاطر نمادهاي اجتماعي وابسته به آنها به سهولت از سوي برگزيدگان داخلي كه شديداً مجذوب اسلوب زندگي غربي و محصولات غربي هستند پذيرفته مي‌شود . پيامد اثرات نمايشي قوي اين جريان ، گسترش نيازها و اشيا در كل جامعه است . در اينجا بايد از تأثيرتقليدي سخن گفت . شركتهاي فرامليتي كالاهايي راعرضه مي‌كنند كه برگزيدگان داخلي سريعاً آنها را مي‌پذيرند و سپس درمدت زمان كوتاهي پس از عرضه اين كالاها، سايرين نيز به تقليد از برگزيدگان مصرف كنندگان اين كالاها خواهند شد، فرآيندي كه ر. نوركس در موردش چني مي‌گويد : «اگر چه مصرف در كشورهاي در حال توسعه به سطح درآمد بستگي دارد اما به تفاوت بين درآمدهاي پايين با بالاترين درآمدها نيز مربوط مي‌شود . طبقات كم درآمد در نتيجه فرآيند كشش و جاذبه اجتماعي به تقليد از طبقات داراي بالاترين درآمدها و به خصوص اعضاي شركتهاي فرامليتي تمايل پيدا مي‌كنند. »

طرح كلي در اين جريان چنين است : شركتهاي فرامليتي محصولات جديد را در كشورهاي درحال توسعه عرضه كرده و نيازهاي مصرفي آنان را به جانب اين كالاها هدايت مي‌كنند.

روشهاي نفوذ متنوع وگوناگون است ( عمدي با استفاده از تبليغات، نسبتاً غير عمدي از طريق نمايش )، اما همگي در جهت هدايت الگوهاي مصرف به سوي كالاها و خدمات توليدي شركتهاي فرامليتي مشاركت دارند. ايجاد عرضه خود موجد تقاضاست. درست است كه اين محصولات بدون در نظر گرفتن نيازهاي اساسي مردم به بازار عرضه مي‌شوند و اين چيزي نيست كه شركتهاي فرامليتي نسبت به آن بي‌اطلاع باشند، بلكه بالعكس «اين روش عادي و متداول انجام دادن امور از سوي آنهاست » اين سياست و عواقب ناشي از آن، نمايش جديدي از تضاد و برخورد دو نوع منطق است، زيرا براي يك شركت فرامليتي انتخاب يك برنامه تبليغاتي قبلاً آزموده شده به زباني ديگر به مراتب راحت‌تر است تا عرضه و يا توليد فرآورده‌هايي نو متناسب با نيازهاي خاص محلي.

بنابراين مي‌توان چنين نتيجه‌گيري كرد كه شركتهاي فرامليتي با معرفي عادات مصرفي غربي در كشورهاي درحال توسعه در ايجاد فرآيند جهاني برون‌گرايي فرهنگي دخالت مؤثر دارند. زيرا آداب تغذيه بازتاب روشي است كه ملتها طرز فكر و رفتار خود رابه وجود مي‌آورند ، آنها را هدايت مي‌كنند، سنتهايشان را تلفيق واحياء مي‌سازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوي ديگر فرهنگها در هم مي‌آميزند.

از اين ديدگاه بسط و ازدياد موفقيت جهاني غداهاي آماده‌اي نظير مك‌دونالد را نه به واسطه فروش (زياد) اين محصولات، بلكه بيشتر به خاطر شيوه زندگي و نمادهاي وابسته به آن بايد توجيه كرد.

نكته ديگر اين است كه سواي اهميت اجتماعي ـ فرهنگي تأثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتي در ساير حوزه‌ها نيز مي‌گردد. تغيير گرايش مصرف كشورهاي جهان سوم به جانب كشت برخي محصولات كشاورزي كه عمدتاً ناشي از استفاده از سموم دفع آفات است ( كه شركتهاي فرامليتي در توليد آنها نقش عمده دارند) وابستگي اقتصادي و تكنولوژيكي اين كشورها را افزونتر مي‌كند. اما عمده‌ترين فرآيند اين جريان تخصيص نادرست منابع كمياب است . با تغييرمحصولات كشاورزي، بهاي آنها همگام با كاهش ارزش غذايي در نتيجه افزودن چربيها و مواد شيميايي، افزايش مي‌يابد. از سوي ديگر تأكيد برتوليد و مصرف فرآورده‌هاي حيواني، موجب اتلاف عمده منابع گياهي است. براي مثال دركلمبيا با گرايش به كشت علوفه به جاي كشت حبوبات و سبزيجات نه تنها منبع پروتئيني‌گراني جايگزين يك منبع پروتئيني ارزان شده، بلكه عملاً كاهش ذخاير پروتئيني را به دنبال داشته است، چون پروتئين منابع حيواني به مراتب كمتر از صنايع گياهي است. در اينجا به مثالي كه قبلاً آورده شده است، بر مي‌گرديم. طبق بررسيهاي انجام شده، حاصل كشت علوفه در يك جريب زمين اختصاص يافته به پرورش مرغ و ماكيان در منطقه واله ،‌برابر است با پروتئيني كه از كشت ذرت يا لوبيا درهمين زمين به دست مي‌آيد.حال اگر در اين زمين سويا كشت شود، ميزان پروتئين حاصله 16 برابر بيشتر از كشت علوفه مرغداري خواهد بود. قبلاً گفته شد كه توليد جوجه در وهله اول به خاطر منافع شركتهاي فرامليتي در توليد خوراك و علوفه حيواني بود. مثال ديگر كه جمع اضداد است ، كشور مكزيك يعني مهم‌ترين صادر كننده پرتقال است. تا سال 1979 در نوشابه فانتا يا اورانج كراش از آب پرتقال استفاده نمي‌شد . از اين تاريخ به بعد دولت تصويب كرد كه حداقل، 1% آب پرتقال بايد به اين نوشابه‌ها افزوده شود. آخرين مثال در اين مورد كاپرال شعبه شركت نستله در ساحل عاج است . اين شركت عامل توسعه و رواج مصرف قرص‌هاي مگي در كشور فوق است. در حال حاضرخانواده‌هاي ساحل عاجي به طور متوسط سالانه 700 قرص مگي ـ روزانه 2 قرص براي هر خانواده ـ مصرف مي‌كنند. اين قرص جزء مهمي از رژيمهاي غذايي مردم ساحل عاج و به خصوص فقيرترين اقشار جمعيت شده است. قرص مگي كه در كشورهاي غني حكم چاشني و مكمل غذا را دارد به عنوان يك غذاي اصلي براي تغذيه كافي نيست. اين محصول از پروتئين گياهي درست شده و مصرفش دريك رژيم غذايي كه خود دچار كمبود پروتئين حيواني است، باعث تشديد كمبود غذايي ـ به خصوص از نظر كمبود اسيد آمينه ـ مي‌گردد، امري كه در كشور فوق مشهود است .

بنابراين ترديدي نيست كه شركتهاي فرامليتي قدرت هدايت خواستها و نيازهاي مردم را به سوي محصولات و يا خدمات خود دارند. اگر الگوهاي مصرف بازتاب ذهنيتها و تا حد بسيارزيادي آمال مردم باشند، ايجاد الگوهاي مصرف شكلي خاص از برون‌گرايي اجتماعي‌ـ فرهنگي ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ريشه‌ها يا حافظه‌هايشان است. از اين ديد شركتهاي فرامليتي را مي‌توان به عنوان عاملان فعال دگرگوني اجتماعي تلقي كرد. كه فرهنگ‌زدايي افراد را به دنبال دارد و كمترين اعتنا و توجهي به ضرورتهاي دگرگوني مستقل و ملي كشورهاي فقير ندارد.

1_fast _ food 2_ valle 3_ orange vrush

كتاب شركت‌هاي فرامليتي و توسعه درونزا

ترجمه عبدالحميد زرين قلم

فاطمه فراهاني

ازانتشارات كميسيون ملي يونسكو در ايران با همكاري معاونت پژوهشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:59 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 الگوي مصرف از زوايا و ابعاد گوناگوني قابل طرح و بررسي است و تحقق آن نيازمند سازو كارها و بسترهاي لازم خود مي باشد. تعديل غرايز انسان كه تمامي حركات، سكنات و فعاليتهاي دروني و بروني او را دربرمي گيرد يكي از مهم ترين مباحث مبنايي و اساسي اصلاح الگوي مصرف است كه براي تحقق اين امر حياتي، بايد به خوبي تبيين و مورد كنكاش و واكاوي قرار گيرد. مطلب حاضر در مقام تشريح بعد مثبت و منفي كاربرد غرايز است كه در اصلاح الگوي مصرف بايد مورد توجه و اهتمام لازم قرار گيرد. اينك با هم آن را ازنظر مي گذرانيم:
¤¤¤
اهميت وجود غرايز
بي شك، در وجود همه انسانها غريزه هايي وجود دارد كه تمام حركت ها و فعاليت هاي دروني و بروني وي از آن برخاسته و متاثر مي گردد. مهم ترين اين غرايز عبارتند از: حس كنجكاوي- حس حق جويي- حس عرفان و خداخواهي، حس ماورايي و كمال طلبي، حس زيبايي، حس عدالت خواهي، حس فداكاري و ايثار، حس سودجويي، حس خودخواهي، حب نفس، حب بقا، حب شخصيت، حب مال و ثروت، حب جاه و مقام و شهوت و غضب و... به عنوان مثال، يكي از غرايز انسان كه مطرح شد حب نفس است، اين غريزه منشا بسياري از فعاليت هاي انساني است كه چون علاقه به زندگي دارد و مي خواهد بماند، براي رسيدن به اين هدف هرچه مي تواند كوشش مي كند. غريزه حب نفس است كه هنگام مواجه شدن با خطري از ناحيه دشمن، انسان را وامي دارد كه با تمام نيرو و توان به دفاع از خود برخيزد. بنابراين وجود غرايز در انسان منشا عمل و محرك او است.
كاركرد مثبت يا منفي غرايز
اين غرايز داراي دو بعد مثبت و منفي هستند كه در جهت ايجاد انگيزه ها و تنوع آن به خوبي و بدي نقش اساسي دارد. شناخت اين غرايز و گستره اثرگذاري و اثرپذيري آن در جهت هدايت و كنترل، ضروري و لازم است. تميز انگيزه هاي بد از خوب و شناخت هدف هاي عالي از پست، بستگي به خودشناسي دارد. چگونه ممكن است انسان در مسير تكامل گام بردارد در حالي كه ابزار كار را نشناخته و آن را در مسير صحيح راهنمايي نكرده است؟
علم اخلاق در اين زمينه راهنماي خوبي براي سالكان و طالبان راه حق است و ارزش ها و وسايل تحصيل آن را معرفي مي كند و موانع و عوامل بازدارنده را باز مي نمايد.
بايد دانست كه كيفيت عمل و ارزش حقيقي آن در اخلاق اسلامي بستگي به نوع انگيزه و اهداف عمل كننده دارد و شكل ظاهري كار و رفتار به تنهايي معيار ارزشها (خوبيها و بديها) به حساب نمي آيد. نيت و رفتار اخلاقي انسان به اندازه اي مهم است كه سرنوشت انسان را با آن مي توان پيش بيني كرد. اصولا قرآن كريم سرنوشت افراد و اقوام و ملل را به تغيير در نيات و مقاصد آنها مرتبط مي داند (رعد -11)
تاثيرگذاري غرايز دروني
هر چند عوامل بيروني در ساختار انگيزه هاي انسان بي تاثير نيست ولي بايد دانست كه عوامل اصلي در شكل گيري اهداف انسان همانا عوامل دروني است و چنانكه معلوم است عوامل دروني بر دو گونه است: 1- طبيعي 2- اكتسابي
عوامل طبيعي عبارت است از غرايز و احساسات خداداده كه به طور طبيعي در وجود انسان آفريده شده است. عوامل اكتسابي صفات و ملكات نفساني انسان است كه به مرور زمان در اثر اعمال و رفتار اختياري در انسان بوجود مي آيد. فعاليتهاي انسان در تمام حالات از اين عوامل متاثر است و اين عوامل زمينه ساز تصميم گيري ها و حركات انسان است و استعدادهاي انسان در اين چارچوب به فعليت مي رسد.
اين همه اصرار بر شناخت نفس و كنترل و هدايت غرايز و نيز تاكيد بر تهذيب و تزكيه نفس به خاطر نقشي است كه اين عوامل در اعمال و رفتار و كيفيت آن دارد. چنانكه اعمال و رفتار انسان نيز متقابلا در شاكله و ساختار روحي وي اثر مي گذارد. انسان شكمباره و شهوت پرست، انسان خود ساخته و خداپرست، انسان ترسو و بزدل و انسان شجاع و دلير هر كدام رفتارهاي متضادي را از خود بروز مي دهند و اين نيست جز به خاطر عوامل نفساني و غرايز طبيعي انسان تا كدام چيره گردد و زمام امور را به دست گيرد. پس بايد انسان را ساخت يعني او را مالك خويشتن خويش قرار داد تا او بر جهان حاكم باشد نه جهان حاكم بر او.
تعديل غرايز
همان گونه كه در ساختمان جسم انسان يك عضو بي مصرف آفريده نشده در ساختمان روح و جان او نيز هر انگيزه و غريزه و ميلي نقش حياتي دارد، اما اگر اين غرايز به طور صحيح هدايت و رهبري نشود و تحت كنترل دقيق قرار نگيرد خطرناك و زيانبخش خواهد بود كه براي نمونه در اينجا به ذكر چند نمونه بسنده مي كنيم:
1- تمايلات جنسي
وجود اين غريزه سركش و مرزنشناس و طغيانگر در انسان مخصوصا در دوران جواني كه دوره بحران غرايز به شمار مي رود از مسائل انكارناپذير است، زيرا هوسهاي سركش و غرايز و اميال حيواني او را به هوسبازي و شهوت راني و... دعوت مي كند. اگر انسان با نيروي عقل و ايمان نتواند خود را كنترل كند و قدرت رام كردن غريزه هاي ويرانگر را نداشته باشد، از نظر معنوي تا آنجا سقوط مي كند كه از حيوانات هم پست تر مي شود، زيرا انسان مانند مخلوقات ديگر خداوند (فرشتگان و حيوانات...) نيست. چرا كه علي(ع) فرمود: «خداوند فرشتگان را تنها عقل داد نه شهوت و غضب و حيوانات را تنها شهوت و غضب داد نه عقل؛ ولي انسان را به اعطاي همه اينها شرافت بخشيد. لذا اگر شهوت و غضب او تحت فرمان عقلش قرارگيرد بالاتر از فرشتگان خواهدبود. چون با وجود نيروي مخالف به چنين مقامي رسيده است.»
(جامع العادات، ج1، ص34)
و حال آنكه شهوت برعقل او غلبه كند از حيوانات هم پست تر خواهدبود. بنابراين اگر اين غريزه تحت كنترل و هدايت قوه عاقله قرارنگرفته و تعديل نگردد، قهرا انسان از مسير انسانيت خارج و سمت و سوي حيواني پيدا خواهدكرد و درنتيجه هيچ گونه اصلاحي بر او موثر و مفيد نخواهدافتاد.
2- ثروت اندونزي
غريزه ديگري كه بايد تحت كنترل، هدايت و تعديل قرارگيرد، غريزه حب مال و ثروت اندوزي است. درقرآن كريم و رواياتي كه از پيشوايان ديني رسيده است از مال و ثروت به نيكي يادشده و انسان نيز ذاتاً علاقه به آن دارد و اين علاقه تا حدي لازم و مطلوب است، اما بايد توجه داشت كه اگر انسان بيش از حد به فكر زراندوزي و جمع ثروت باشد، زيانهايي به بار خواهدآورد كه در اين صورت هيچ اصلاحي در فرآيند كردارها و رفتارهاي او موثر و مفيد واقع نخواهدشد.
بعد مثبت يا منفي مال و ثروت
الف) بعد مثبت
قرآن كريم درچند مورد از مال و ثروت تعبير به خير مي كند كه چند نمونه را يادآور مي شويم:
«بر شما نوشته شده هنگامي كه يكي از شما را مرگ فرا رسد اگر خيري (مالي) را از خود به جاي گذارده است وصيت براي پدر ومادر و نزديكان به طور شايسته كند. اين حقي است بر پرهيزكاران» (بقره- 179)
مرحوم طباطبايي(ره) مي گويد: «والمراد بالخير المال» «مقصود از خير مال است» (الميزان، ج1، ص449) و در ذيل آيه «و انه لحب الخير لشديد» (او علاقه شديدي به خير دارد) مي نويسد: «الخير مال» «مقصود از خير همان مال است»
در مورد ديگر، خداوند متعال از مال به عنوان زينت دنيا نام مي برد، «المال والبنون زينه الحيوه الدنيا» مال و فرزندان زينت حيات دنيا هستند (كهف، 64)
همچنين در آيه ديگر خداوند متعال مال را قوام و پايه زندگي قرار داده است و مي فرمايد: «ولاتوتوالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...» اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگي شما قرار داده است به دست سفيهان ندهيد...
خلاصه، اگر مال و ثروت از راههاي مشروع كسب شود و در راه حلال ودر جهت خدمت به مردم به مصرف برسد از نظر اسلام ارزشمند و داراي بار مثبت و ايجابي است.
ب) بعد منفي
از سوي ديگر قرآن كريم مال و ثروت را باعث غفلت از ياد خدا شمرده و مي فرمايد: «اي اهل ايمان! مال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نسازد...» (منافقون-9)
در جاي ديگر ثروت اندوزان را (كساني كه مال و ثروت را گردمي آورند و آن را در راه خدا انقاق نمي كنند) برحذر مي دارد و اموالي را كه ذخيره كرده اند، وسيله عذاب آنها در قيامت مي داند، (توبه -43). همچنين مي فرمايد: «اموال و فرزندان شما نمي تواند وسيله تقرب شما به خدا باشد» (سبا-73)
ازسوي ديگر در روايات و مال ثروت مذمت شده و به عنوان ماده شهوت و آمال و آرزوهاي انسان (نهج البلاغه، حكمت85) و موجبات رنج و سختي و مركبي براي ناراحتيها (فهرست، غررالحكم، ص573) توصيف شده است. بنابراين در يك جمع بندي خلاصه مي توان گفت هريك از غرايز انسان اگر درمسير افراط و تفريط قرارگرفته و از مسير تعادل و ميانه روي خارج گردد، آثار زيانبار، مخرب و جبران ناپذيري براي انسان به دنبال خواهد داشت و درنهايت او را درمسير انحطاط و قهقرا سوق خواهد داد.

نويسنده: آيت اله محمد رضا مهدوي كني


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:41 PM - روز جمعه 16 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 كتابخانه هاي عمومي درشهرها به مثابه دانشگاه عمومي هستند كه عموم مردم براي افزايش معلومات خود و نيز حل بعضي مسائل اجتماعي و فرهنگي به آنها مراجعه مي كنند.كتابخانه مي تواند زمينه ساز پيشرفت افراد باشد اما با توجه به آمار برگرفته از اينترنت سرانه مطالعه در كشور 3 دقيقه درسال است و نيز بر اساس تحقيقات انجام گرفته درسال 1387 ميزان مطالعه روزانه ايرانيان 6 دقيقه بوده است اين سرانه كم مطالعه، راهكارهاي عملي مناسب را مي طلبد.
هم اكنون استفاده از كتابخانه هاي عمومي سطح شهر، بصورت مطالعه درسالن هاي مطالعه براساس كار دانش آموز يا دانشجو طبق برنامه خاص درسي انجام مي گيرد و آن نوع كتابخواني كه مربوط به اطلاع گيري از منابع كتابخانه ها و باز شدن افق ديد اجتماعي و علمي است چندان جايگاهي ندارد و اكثر منابع كتابخانه ها همچنان دست نخورده مي ماند و اين مشكل درشهرهاي كوچك بيشتر خود را نمايان مي كند زيرا دانش آموزان كه قسمت اعظم مراجعين به كتابخانه ها مي باشند منابع كتابخانه را در حد انجام تكليف مدرسه يا تحقيق استاد جستجو مي كنند و فرهنگ كتابخواني درجامعه ما هنوز نهادينه نشده است. مي توان از جمله عوامل و موانع رشد كتابخواني كمبود امكانات مطالعه، نبود برنامه مطالعه درخانواده ها و مدارس و جامعه، عدم مديريت زمان جهت مطالعه و استفاده از رسانه هاي ديگر جهت پر كردن اوقات فراغت، گراني كتاب و تخصيص ندادن بودجه خريد كتاب درخانواده ها و بطور كلي عدم سرمايه گذاري لازم در بحث كتاب را نام برد. با بكارگيري راهكارهاي مناسب جهت برطرف نمودن موانع ذكر شده از طرفي و از طرف ديگر خود كتابخانه ها با تهيه منابع و كتب استاندارد و همچنين منابع مرجع روز آمد، حل مشكل نارسايي فضاي مناسب كتابخانه ها و بكارگيري پرسنل متخصص و كارآزموده جهت پاسخگويي به نياز مراجعين و انجام فعاليتهاي مرجع، مجهز نمودن كتابخانه ها، انجام فعاليت هاي جانبي و همچنين تجديد نظر در برخي شيوه هاي فعاليتي كتابخانه و در دسترس قرار دادن كتابخانه ها به طوري كه امكان دسترسي هر فرد به كتاب و كتابخانه فراهم باشد مي تواند به نوعي به ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني كمك كند.

نويسنده:فاطمه قويدل
منبع: كيهان


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:39 PM - روز جمعه 16 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 اصلاح الگوي مصرف امري اجتناب ناپذير است و اجراي آن عزم ملي را مي طلبد . اين مهم به استفاده صحيح و مناسب منابع و امکانات کشور کمک مي کند.

نامگذاري سال 1388 نيز به عنوان سال شروع اصلاح الگوي مصرف از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي ، تاکيدي بر لزوم عزم جدي مردم و مسئولان براي تحقق اين امر مهم است.
پديده مصرف گرايي در نقطه مقابل مصرف بهينه قرار گرفته است و يکي از بزرگترين آفت ها و آسيب هاي فردي و اجتماعي تلقي مي شود. در حقيقت مصرف گرايي عامل تخريب رشد، توسعه و از بين رفتن منابع ملي است.
امروزه در اقتصاد اغلب کشورهاي توسعه يافته و يا در حال توسعه، بهره ‌وري به اولويتي ملي تبديل شده است و توجه به اين مهم و اجراي دقيق و مناسب آن حتي المقدور به کاهش وابستگي به واردات و رفع نيازهاي داخلي از طريق منابع و امکانات ملي ، کمک مي کند.
بدون ترديد کاهش هرچه بيشتر وابستگي به واردات نيز ميزان آسيب پذيري جامعه را در برابر هرگونه تنش ،سياست هاي غير قابل پيش بيني خارجي و ... کاهش مي دهد.
نگاهي هرچند گذرا به نحوه مصرف منابع ، امکانات ، مواد غذايي و... در کشور نشان مي دهد که در بسياري از بخش ها عدم رعايت استفاده بهينه از منابع ملموس و مشهود است و بايد با بستر سازي فرهنگي و استفاده از سازوکارهاي مناسب از هدر رفتن منابع از جمله مواد غذايي ، آب ، انرژي و ...، در کشور جلوگيري کرد و از منابع مازاد براي صادرات بهره جست .
بررسي هاي آماري نشان مي دهد با وجود اقدامات انجام شده ، شاخص شدت مصرف انرژي در ايران حدود 5/4 برابر کره جنوبي و حدود 2 برابر چين است .
بدون ترديد با تلاش و همکاري مسئولان و تصميم گيران کشورمان در زمينه فراهم آوردن بسترهاي لازم براي استفاده بهينه از منابع و امکانات در تمامي بخش ها از جمله واحدهاي صنعتي و کارگاه ها مانند بروز کردن فناوري تجهيزات، جلوگيري از ادوات مستهلک و قديمي و ... ، از هدر رفتن منابع انرژي ، نيروي کار ، سرمايه و ... جلوگيري مي شود و از سوي ديگر ارتقاي کيفي توليدات ، بالا رفتن بازده ( راندمان ) و کاهش هزينه هاي توليد در رقابت پذيري محصولات ، جلب رضايت مشتريان و... موثر است .
استفاده بهينه از زمان نيز فاکتور بسيار مهمي است که بايد مورد توجه قرار گيرد. با کمک مديريت زمان و کاهش مدت انجام کارها ،‌سرعت بخشيدن به چرخه فرايند توليد و خدمات، محقق مي شود.
متاسفانه هم اکنون از جمله پيامدهاي مصرف گرايي در جامعه آثار منفي آن در فضاي معنوي جامعه مي باشد. زيرا در بسياري از مواقع زياده خواهي، تجمل پرستي و مصرف گرايي باعث رواج خودخواهي، رشد روحيه فردگرايي و ناديده انگاشتن بسياري از اصول اجتماعي و اخلاقي مي شود که رعايت آنها براي زندگي جمعي بسيار ضروري است.
مصرف گرايي در جامعه داراي آثار زيانباري است که از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد:
افزايش واردات :اشاعه فرهنگ مصرف گرايي باعث افزايش تجمل گرايي و نيازهاي غير ضروري در جامعه مي شود و همين امر نيز سبب ورود بي رويه کالاهاي کم دوام خارجي جهت رفع نيازهاي رو به ازدياد ،تضعيف توليدکنندگان داخلي ، تعطيلي واحدهاي توليدي و افزايش بيکاري در کشور مي شود.
کاهش گرايش به سرمايه گذاري هاي زيربنايي :در جامعه اي که مصرف گرايي به فرهنگ تبديل شود، افراد جامعه تمايلي به سرمايه گذاري در بخش هاي عمراني و زيربنايي در جامعه که زمان بر مي باشد، نخواهند داشت .
اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است.در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در کشور، حرکتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد. لذا مي بايست همگي اين اصل را يک ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين هدف مهم ، ساماندهي کنند.
آنچه که رهبر معظم انقلاب اسلامي بر آن تاکيد دارند ، اين است که همه اعم از مسئولان ، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد از سال 88 در مسير تحقق اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حرکت کنند .
يکي از پيش نيازهاي اين امر مهم براي رسيدن به نتيجه مطلوب، زمينه سازي فرهنگي براي اقشار مختلف جامعه است. همه بايد بدانند که در فعاليت هاي خود بايد به بهينه مصرف کردن منابع اقدام نمايند تا کشور به اهداف تعريف شده در سند چشم انداز بيست ساله که همان قدرت نخست علمي و اقتصادي در منطقه است ، برسد و شکوفايي در همه ابعاد ملي تحقق يابد.
از سوي ديگر اگرچه براي دستيابي به اهداف يادشده علاوه بر برنامه ريزي ، ارايه راهکارهاي موثر ،هدفمند و قابل اجرا بسيار ضروري است . اما از هرگونه شتابزدگي و برنامه ريزي برهه اي بايد جلوگيري شود.
در همين حال نقش بي بديل سيماي جمهوري اسلامي را در اين زمينه بايد پررنگ ديد و اين رسانه ارتباط جمعي بايد از پخش هرگونه تبليغات و يا فيلم هايي که نماد مصرف گرايي و اسراف هستند،جلوگيري کند و در مقابل درست مصرف کردن را به مخاطبان آموزش دهد. در حالي که تا کنون به اين امر مهم توجه جدي نشده و از اين پس ضروري است که بيشتر مورد توجه قرار گيرد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:33 PM - روز جمعه 16 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :18  
9 10 11 12 13 14 15 16 17 18