مقوله ((اصلاح الگوي مصرف )) از آنجا كه در پي اصلاح و ترميم رفتارهاي فردي و جمعي ناظر بر مصرف است نيازمند يك حركت اصلاحي ، تدريجي ، فرهنگي و آموزشي در سطوح مختلف اجتماع و فرد است .به عبارت ديگر هر نوع الگوي از مصرف ، محصول طبيعي جامعه اي با مختصات معين است و تغيير اين الگو در گرو تغييرو اصلاح اين مختصات است . به عنوان مثال ، وقتي كه اصلاح يك پديده فرهنگي و اجتماعي مورد توجه قرار مي گيرد، بواسطه تنوع متغيرهاي دخيل در شكل گيري پديده هاي اجتماعي و تعاملات بين اين متغير ها ، با حجم گسترده اي از موضوعات روبه رو هستيم كه اهتمام به اين گستره از يك سو به دليل تنوع و كثرت متغيرها بسيار دشوار و پيچيده است و از سوي ديگر به دليل غفلت از ريشه ها و منشا پيدايش موضوع ، اين اهتمام با دستاوردهاي كوتاه مدت و محدود روبه رو خواهد بود .

در موضوع (( اصلاح الگوي مصرف )) ما از يك سو با تنوع منابع مصرفي و ارزشي آنها ، نوع مصرف ، تنوع مصرف كننده روبه رو هستيم كه با توجه به گستردگي دامنه ، اهتمام به آن فوق العاده پيچيده و دشوار است حال آنكه با ارجاع مسائل به سطوح ريشه اي و بنيادي تر و شناسايي منشا شكل گيري الگوي مصرف با عوامل محدود تري روبه رو هستيم كه ميتوان با سهولت و اطمينان بيشتري به اصلاح آن اهتمام نمود . در اين راستا به موانع و چالشهاي بر ميخوريم كه در حقيقت منشا بروز رفتارهاي غلط و هنجارهاي نا بجا ناظر بر مصرف گرايي و مصرف زدگي هستنند . به نظر ميرسد مقوله اصلاح الگوي مصرف كه به عنوان شعار سال 88 برگزيده شده داراي موانع به شرح زير ميباشد  كه بايد مورد توجه سياست گذاران فرهنگي و برنامه ريزان رسانه اي و آموزشي باشد .

1-   وجود عادات مسرفانه نهادينه شده ناشي از مد پرستي ها و مد گرايي ها و چشم و هم چشمي ها به جزيي از تربيت و هنجار فرهنگي ، بخش عظيمي از اقشار جامعه مبدل شده كه به اين زودي ها قابل تغيير و اصلاح نيستند .

2-    نبود فرهنگ پس انداز در اقتصاد فرد و خانواده كه عامل مهمي در اسراف و ولخرجي  و هدر دادن منابع و امكانات در اختيار افراد است

3-   منافع افراد و گروهاي خاص همواره باعث دامن زدن به مقوله مصرف غير درست امكانات و اسراف در منابع ملي است . غلبه فرهنگ غربي در مصرف ، مبني بر شعار توليد بيشتر ، مصرف بيشتر در جامعه ما نيز باعث شده است تا برخي افراد و اصناف با تبليغات و غالب سازي عواطف بر تعقل و تفكر ، براي جوانان و طيف هايي از جامعه مد سازي و مد پردازي كند كه خود به معني مصرف زدگي و الگوي تقليد مصرف است .

4-   بسياري از نهادها و شخصيت هاي مطرح در حوزه سياست و فرهنگ كه بر افكار عمومي موثرند ، خود رعايت الگوي مصرف را نميكنند و اين يعني تسري رفتار هاي مسرفانه به افراد جامعه ، پس اول مسئولين ، بعد مردم

5-   وجود تبعيضي ها و بي عدالتي ها ، فقدان دلسوزي برخي نسبت به منافع جامعه ، نبود تربيت صحيح ديني و تربيت غلط خانوادگي از جمله موانع و چالشهاي هستند كه در مسير اصلاح الگوي مصرف خود را نشان ميدهند و موجب كندي اين حركت اصلاحي ميشوند .

در امر فرهنگ سازي اصلاح الگوي مصرف ، الگو سازي بسيار اهميت دارد بنابراين كساني كه در نظام تعليم و تربيت ، ادارات ، صدا و سيما و غيره هستند بايد الگو ارائه كنند و به اين موضوع بصورت مسئله ملي و فرا ملي فكر كرده و برنامه ريزي كنند. 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:20 AM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  مديركل حمل و نقل استان مركزي گفت: بخش حمل و نقل جاده‌اي با توجه به گستره‌اي كه زير پوشش دارد بايد يكي از نخستين اولويت‌هاي اصلاح الگوي مصرف باشد.
غلامرضا مشرفي اظهار داشت: ايران معادل يك كشور 250 ميليون نفري بنزين مصرف مي‌كند و براي تحقق شعار اصلاح الگوي مصرف در اين زمينه، نخست بايد تغيير نگرش فرهنگي و آماده‌سازي بسترهاي آن انجام‌شدني باشد.
وي تصريح كرد: اصلاح ساختاري مصرف سوخت در همه بخش‌هاي حمل و نقل جاده‌اي ضمن كمك به اقتصاد دولت از اعمال هزينه‌هاي اضافي جلوگيري كرده و به عنوان اهرمي قدرتمند، كاهش آلودگي‌هاي زيست‌محيطي و استفاده مناسب‌تر از ناوگان حمل و نقل را به همراه دارد.
مديركل حمل و نقل استان مركزي به مزاياي استفاده از خودروهاي مناسب در جاده‌ها اشاره كرد و اظهار داشت: علاوه بر كاهش تلفات رانندگي و خوشايندسازي رانندگي با استفاده از اين خودروها در مصرف سوخت آنها و اقتصاد رانندگان نيز صرفه‌جويي و كمك خواهد شد كه در اين راستا دولت تسهيلات مناسبي را براي نوسازي ناوگان فرسوده در نظر گرفته كه انتظار مي‌رود تا پايان سال جاري كارهاي بيشتري در اين زمينه به نتيجه برسد.
مشرفي گفت: سنگين‌ترين هزينه‌هايي كه دولت آن را متحمل مي‌شود، پرداخت يارانه‌هاي حامل انرژي است، تجربه نشان داده است كه كارهاي مقطعي و كوتاه‌مدت و در اصطلاح بدون پشتوانه فكري و اقتصادي مانند افزايش قيمت سوخت يا كاهش سهميه‌بندي‌ها نمي‌تواند به تنهايي راهكار مناسبي براي اصلاح الگوي مصرف به حساب آيد و تنها راه ممكن افزايش و گسترش شبكه‌هاي حمل و نقل عمومي و ريلي در كشور است.
وي بيان داشت: در كشورهاي پيشرفته، سهم قابل توجهي از جابه‌جايي‌ها به سيستم حمل و نقل ريلي اختصاص دارد كه داراي مزايايي نظير ايمني بالا، رفاه، آسايش بيشتر مسافران، خطرات كمتر زيست محيطي، ايجاد رقابت سالم و امكان افزايش سرعت در حمل و نقل كالا و مسافر است.
مشرفي خاطرنشان كرد: عمر ناوگان از نظر نوع، سن اتوبوس و سواري در استان مركزي جوان‌ترين در سطح كشور است ولي در بخش حمل و نقل با ميني‌بوس‌ها، متاسفانه آمار خوبي در استان وجود ندارد و علت اصلي آن پايين بودن كرايه جابه‌جايي مسافر است كه موجب شده صرفه اقتصادي براي سرمايه‌گذاري در اين بخش وجود نداشته باشد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:10 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 هدفمند كردن يارانه‌ها راه حل اساسي در زمينه اصلاح الگوي مصرف است.

علي‌اكبر ارجمندمنش اظهار داشت: در حال حاضر 70 درصد از يارانه‌هاي پرداختي از جانب دولت به 30 درصد از ثروتمندترين گروه مردم و 30 درصد از اين ميزان يارانه به دست 70 درصد از فقيرترين مردم مي‌رسد به طوري كه فقط يك درصد به سه دهك پايين جامعه مي‌رسد.
وي با بيان اينكه روش كنوني پرداخت يارانه‌ها عادلانه و منصفانه نيست، افزود: اگر قرار است يارانه‌اي داده شود بايد به دست ضعيف‌ترين قشر جامعه برسد كه با اين روشي كه دولت در پيش گرفته است اميد مي‌رود به درستي كار انجام شود و براي هميشه معضل يارانه‌ها حل شود.
فرماندار حاجي‌آباد در بخش ديگري از سخنان خود ضمن گراميداشت دهه فجر با اشاره به برخي از طرح‌هاي قابل بهره‌برداري در اين ايام گفت: براي نخستين بار پمپ گاز CNG در حاجي‌آباد راه‌اندازي مي‌شود همچنين نخستين شهرستان در استان خواهد بود كه از نعمت گاز خانگي برخوردار مي‌شود.
ارجمندمنش افزود: در دهه فجر 58 طرح با اعتباري بالغ بر 250 ميليارد ريال در بخش‌هاي عمراني، آموزشي فرهنگي، كشاروزي و آبخيزداري، مسكن، بهداشت و درمان و صنايع و معادن در حاجي‌آباد به بهره برداري مي‌رسد.
وي دهه فجر سال 57 را روشنايي و طلوع صبحي براي بشريت دانست و افزود: امروزه انقلاب ما خود به خود با پيامش موجب بيداري جهانيان و ملت‌هاي آزاده شده است.
فرماندار حاجي‌آباد با بيان اينكه ايران اسلامي با توجه به تحريم‌ها و خسارت‌هاي وارده در حال حاضر قدرت مستقل و تاثيرگذار در منطقه است، اظهار داشت: ما بايد با ايمان به خدا و حفظ وحدت و هوشياري با روحيه خدمت‌گذاري به جامعه در مسير ولايت و رهبري باشيم و اين ميراث گرانبها را حفظ كنيم.
ارجمندمنش در پايان افزود: مهم‌ترين وظيفه ما اينست كه با حفظ وحدت و آرامش حول محور ولايت به وظايف فردي و اجتماعي خود بپردازيم.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 4:25 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

6. مصرف نوشابه

«ایرانیان سالانه بیش از 2 میلیارد و 900 میلیون تومان نوشابه استفاده می‌کنند. بنابراین، از نظر سرانه مصرف نوشابه گازدار در ایران، رتبه اول جهان را داریم.»[106] «سرانه مصرف نوشابه در ایران، 42 لیتر است، در حالی‌که این سرانه مصرف،‌4 برابر سرانه مصرف دنیاست. کارشناسانِ سلامت معتقدند مصرف نوشابه با توجه به قند مصنوعى، رنگ و گاز موجود در آن، زیان‌های جبران‌ناپذیری برای دستگاه گوارش، کلیه‌ها و دیگر اعضای بدن دارد؛ به‌ویژه درمصرف آن دارند».[107] مورد کودکان و نوجوانان که متأسفانه به خاطر شیرین بودن، علاقه زیادی به

7. ارسال پیامک

آیا این خبرها را شنیده‌اید؟

«مشترکان همراه اول در شب و روز عید غدیر، بیش از 194 میلیون پیامک ارسال کردند که حدود 94 میلیون آن به مناسبت عید غدیر بود و در عید سعید قربان در طول 36 ساعت، حدود 187 میلیون پیامک رد و بدل کردند».[108]

«در روز نیمه شعبان، 103 میلیون پیامک بین مشترکان اول رد و بدل شد. این در حالی است که در سال گذشته در همین زمان، 63 میلیون پیامک ارسال شده است».[109]

امروزه تلفن همراه، به یکی از بایدهای زندگی ما تبدیل شده است. «در کشور ما طبق آمار رسمى، هر روز به‌طور متوسط 60 میلیون پیامک بین کاربران تلفن همراه اول رد و بدل می‌شود، در حالی‌که در انگلستان که زادگاه پیامک است، روزانه حدود شش میلیون پیامک فرستاده می‌شود. بعید نیست در آینده‌ای نزدیک، رتبه اول استفاده از سرویس پیام کوتاه را در جهان به خود اختصاص دهیم. اعضای هر خانواده ایرانی به‌طور متوسط دو تلفن همراه دارند. براساس آمار شرکت مخابرات ایران، هر مشترک تلفن همراه اپراتور اول، ماهانه بیش از 120 پیام کوتاه رد و بدل می‌کند. استفاده ایرانیان از این سرویس، در مقایسه با دیگر کشورها، رشد بسیار سریع‌تری داشته است».[110]

«به گفته یک پژوهشگر ارتباطات، مشترکان تلفن همراه در ایران، جزو بالاترین آمار استفاده از سرویس پیامک هستند. کاربرد پیامک در ایران با اغلب کشورهای توسعه‌یافته متفاوت است و عوارض اجتماعی آن هم شاید فقط مختص کشور ما باشد.

آمار استفاده از پیامک در ایران و مقایسه آن با دیگر نقاط جهان، نشان از استفاده بیش از حد یا حتی افراطی از این رسانه دارد. آمار 60 میلیون ارسال پیام کوتاه در یک روز، کشور ما را در بین کشورهایی که بیشترین آمار استفاده از پیامک را دارند، قرار می‌دهد. سرویس پیامک، ماهیانه حدود 30 میلیارد تومان برای شرکت مخابرات درآمد دارد».[111]

آیا به راستى ارسال این حجم انبوه پیامک در کشور الزامی است؟

هشدار!

ز دریای الطاف پروردگار خورید و بنوشید در روزگار

نورزید اسراف اما در آن که نَبْوَد خدا دوست با مسرفان

آمارهایی که به آن افتخار نمی‌کنیم:

· ایرانی‌ها70 درصد سفرهای خود را با خودروهای شخصی انجام می‌دهند، در حالی‌که این شاخص در کشورهای توسعه‌یافته، برعکس است.[112]

· براساس گزارشی که انجمن جهانی انرژی در سال 2008 با عنوان سیاست‌های بهره‌وری انرژی در کشورهای جهان منتشر کرده است، در سال 1990 تا 2006، کشور ایران بیشترین افزایش شدت مصرف انرژی را در بین کشورهای دنیا داراست و ادامه این روند در آینده می‌تواند ایران را از یک کشور صادرکننده، به یک کشور واردکننده منابع انرژی تبدیل کند.[113]

· نگاهی به مصرف سرانه کالاهای اساسی در کشور و مقایسه آن با دنیا، نشان می‌دهد در مصرف سرانه شکر و روغن، بالاتر از میانگین جهانی هستیم. مصرف سرانه برنج در کشور ما کمتر از متوسط دنیاست و ما چهاردهمین مصرف‌کننده بزرگ جهان هستیم، ولی عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نان را در جهان به خود اختصاص داده‌ایم. سرانه مصرف شکر در ایران حدود 30 کیلوگرم است که 3 کیلوگرم بالاتر از میانگین مصرف جهانی است و ایران بعد از روسیه، دومین واردکننده بزرگ شکر در جهان است و اندونزى، امریکا و امارات در رده‌های بعدی هستند.

· مصرف سرانه روغن در ایران، حدود 17 کیلوگرم و 5/4 کیلوگرم بالاتر از میانگین جهانی است و بیش از 80 درصد نیاز داخلی از راه واردات تأمین می‌شود. همچنین سالانه سه میلیون تن گندم در کشور اتلاف می‌گردد.

سرانه مصرف نان در ایران 160 کیلو است، در حالی‌که در کشور فرانسه، سرانه مصرف نان 56 کیلو و در آلمان 70 کیلوگرم در سال است.[114]

· ایران در حال حاضر به لحاظ عرضه بنزین ارزان در جهان، بعد از ونزوئلا در رتبه دوم است و عربستان بعد از ایران در رتبه سوم قرار دارد. میزان مصرف انرژی در ایران، به ازای هر واحد تولید ناخالص داخلى، معادل 5/2 تا 3 برابر مقداری است که در کشورهای صنعتی و در حال توسعه مصرف می‌شود.

· «92 درصد آب مصرفی کشور، در بخش کشاورزی به دلیل استفاده از روش منسوخ غرق آبی هدر می‌رود. ضایعات مصرف نان در کشور 30 درصد است. در سالی که گذشت، یک میلیون و 200 هزار تن روغن نامرغوب خام خوراکی وارد کشور شده است».[115]

· «هنگام سوخت‌گیرى، در هر روز 200 هزار لیتر سوخت اتلاف می‌شود. بنابراین، سالانه 73 میلیون لیتر سوخت هنگام سوخت‌گیری به هدر می‌رود که این مقدار در زمینه مصرف انرژى، 10 برابر اتحادیه اروپا و 15 برابر ژاپن است».[116]

· «سرانه مطالعه در ایران، روزانه 18 دقیقه است».[117] «در سبد هر خانوار ایرانى، کمتر از نیم درصد به خرید کتاب اختصاص دارد. در کشورهای توسعه‌یافته، سرانه کتاب‌های امانتی از کتابخانه‌ها، 70 برابر کشور ماست».[118]

· «یک سوم نان تولیدی و حداقل یک پنجم آب مصرفی به هدر می‌رود».[119]

· «متوسط مجموع انرژی مصرفی در ایران، بیش از 2 برابر متوسط جهانی است».[120]

· «نسبت انرژی مصرف‌شده به کالای تولیدشده، هشت برابر کشورهای پیشرفته است».[121]

· «متوسط مصرف جهانی برق در دنیا برای مشترکان خانگى، 900 کیلووات ساعت در سال است؛ در حالی‌که مشترکان ایرانی سالانه 2900 کیلووات ساعت برق مصرف می‌کنند. در متوسط سالانه مصرف انرژی در رتبه سیزدهم قرار داریم؛ در حالی‌که امریکا در رتبه اول است و چین در رتبه دوم. 9 درصد سوخت جهان در ایران و از سوی تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف می‌شود. هر ساله 38 درصد بودجه سالانه دولت به یارانه بنزین اختصاص می‌یابد. مصرف آب در کشور، 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی است. در مصرف گاز نیز بعد از امریکا و روسیه سوم هستیم».[122]

· «متوسط مصرف بنزین در دنیا 3 لیتر است؛ در حالی‌که در ایران 10 لیتر می‌باشد. مصرف سرانه فولاد در کشور ما بالاتر از چین است. به لحاظ مصرف دارو، در میان 20 کشور نخست جهان هستیم و در آسیا مقام دوم را داریم. ایران از نظر ضایعات موادغذایی در جهان مقام اول را دارد. کار مفید در هفته در ژاپن 49 تا 60 ساعت، در کره جنوبی 54 تا 72 ساعت و در صنایع کشور ما 6 تا 9 ساعت است».[123]

· «میزان استاندارد مصرف نمک بین 4 تا 5 گرم در روز است؛ در حالی‌که ایرانیان به‌طور متوسط روزانه 13 تا 15 گرم نمک مصرف می‌کنند».[124]

تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل...

احادیثی درباره اسراف و قناعت

سهیلا بهشتى

امام علی(ع): دور اندیش کسی است که از ولخرجی کناره و از اسراف دوری کند.[125]

امام علی(ع): بیچاره اسراف‌کار! چه دور است از اصلاح نفس و جبران کردن کار خود.[126]

امام علی(ع): اندازه نگه‌داشتن معیشت به قدر نیاز، بهتر از زیاده‌روی کردن است.[127]

امام علی(ع): بخشش نکردن صرفه‌جو، بهتر از بخشیدن اسراف‌کار است و امساک کسی‌که مال خود را حفظ می‌کند، نیکوتر از بخشش کسی است که مالش را بر باد می‌دهد.[128]

امام علی(ع): هرگاه خداوند خیری را برای بنده‌اش بخواهد، میانه‌روى و خوش‌تدبیری را به او الهام می‌کند و او را از تدبیر و اسراف دور می‌سازد.[129]

امام علی(ع): میانه‌روى و اسراف نکردن، از شخصیت است.[130]

امام علی(ع): شاکرترین مردم قانع‌ترین آنهاست و ناسپاس‌ترین آنان در مقابل نعمت‌ها، حریص‌ترین آنهاست.[131]

امام علی(ع): کسی‌که به اندک قانع نیست، چگونه می‌تواند خودسازی کند.[132]

امام علی(ع): ای فرزند آدم! اگر از دنیا به قدری که تو را کفایت کند خواهى، بدان که کمترین چیز دنیا کفایتت می‌کند و اگر از دنیا به اندازه‌ای که تو را کفایت کند نخواهى، بدان که همه دنیا هم بسنده‌ات نخواهد کرد.[133]

امام علی(ع): میوه قناعت، میانه‌روى در کسب و کار است و خویشتن‌داری از دست درازکردن به سوی مردم.[134]

امام حسن(ع): بدان که مردانگیِ قناعت و خرسندى، بیش از جوان‌مردیِ بخشش است.[135]

امام زین‌العابدین(ع): و مرا از زیاده‌روی بازدار و روزی‌ام را از تلف شدن نگاه‌دار و دارایی‌ام را با برکت دادن به آن، افزون گردان و راه مصرف آن را در کارهای خیر به من بنمایان.[136]

امام صادق(ع): به آنچه خداوند قسمت تو کرده قانع باش و به آنچه دیگران دارند چشم مدوز و آنچه را بدان نمی‌رسی آرزو مکن؛ زیرا کسی‌که قانع باشد، سیر می‌شود و کسی‌که قانع نباشد، سیر نمی‌شود و بهره آخرتت را دریاب.[137]

امام صادق(ع): در آنچه بدن را سالم نگه می‌دارد اسراف نیست، بلکه اسراف در چیزهایی است که مال را تلف کند و به بدن زیان رساند.[138]

امام صادق(ع): کسی‌که به معاش اندک از سوی خدا خرسند باشد، خداوند به عمل نیک او خرسند گردد.[139]

امام رضا(ع): قناعت، سبب خویشتن‌داری و ارجمندی و آسوده شدن از زحمت فزون‌خواهی و بندگی در برابر دنیاپرستان است. راه قناعت را جز دو کس نپیماید: یا عبادت‌پیشه‌ای که خواهان خرد آخرت است یا بزرگواری که از مردمان فرومایه دوری کند.[140]

امام حسن عسکری(ع): به درستی‌که برای جود اندازه‌ای است که اگر از آن زیاده شود، اسراف است.[141]

مصرف‌گرایی از دیدگاه امام خمینی(ره)

سهیلا بهشتى

دین اسلام، نظام جامعی برای سعادت دنیا و آخرت دارد که به جنبه‌های گوناگون زندگی فرد و جامعه توجه می‌کند. یکی از اصول نظام اقتصادی اسلام، الزام و پای‌بندی فرد به رعایت اخلاق اقتصادی است که مصرف، یکی از مصداق‌های آن است.

امام خمینی(ره) که یکی از پرورش‌یافتگان مکتب انسان‌ساز اسلام بود، در سیره عملی خود، رفتار و منش اخلاقی داشت. این ویژگی امام(ره) نه‌تنها در امور اجتماعی و سیاسی وجود داشت، بلکه ایشان در امور اقتصادى، چه در جنبه فردی و چه اجتماعی نیز به اصول اخلاقی پای‌بند بودند.

امام خمینی(ره) که از اوضاع دنیای معاصر به‌خوبی آگاه و به مسائل آن دقیق بود، یکی از علت‌های توسعه‌نیافتگی جوامع مسلمان را وابستگی اقتصادی آنان می‌دانست. ایشان برای رهایی مسلمانان از این بند و بحران ذلت‌آور، عمل به آموزه‌های اسلامی را که متضمن زندگی شرافتمندانه است، چاره‌ساز می‌دانست.

از دیدگاه امام خمینی(ره) ایجاد فرهنگ مصرف‌زدگى، نقشه‌ای حساب‌شده و استعماری برای غارت و چپاول ثروت‌های دنیای اسلام است که به تبع آن، جوامع اسلامی از رشد و پیشرفت بی‌نصیب می‌مانند.

در ایران پس از انقلاب اسلامى، به برکت وجود رهبران دل‌سوز و هدایت خردمندانه آنان و خودباوری مردم و حضور آنها در صحنه‌های گوناگون کشور از نظر اقتصادی با وجود مشکلات فراوان، رشد بسیاری یافته است. با این همه، رسوبات فرهنگ‌های غیراسلامی به‌طور مطلق از بین نرفته است. مثلاً در مصرف، جامعه و مردم به لحاظ اقتصادی خسارت‌های سنگینی می‌بینند.

هدایت و هوشیاری رهبران و رهنمودهای آنان به جامعه در زمینه رعایت الگوی مصرف، امری راهگشا و ضروری است. ازاین‌رو، دیدگاه‌های امام خمینی(ره)، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران را درباره مصرف‌زدگی و مصرف‌گرایی که برگرفته از وصیت‌نامه و سخنان ایشان است، مرور می‌کنیم.

ایجاد فرهنگ مصرف‌زدگى، نقشه استعمارى

«از جمله نقشه‌ها، که مع‌الاسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمارزده از خویش، و غرب‌زده و شرق‌زده نمودن آنان است. ...

قصه این امر غم‌انگیز طولانی و ضربه‌هایی که از آن خورده و اکنون نیز می‌خوریم، کُشنده و کوبنده است؛ و غم‌انگیزتر اینکه آنان ملت‌های ستم‌دیده زیرسلطه را در همه‌چیز عقب نگه‌داشته و کشورهایی مصرفی بار آوردند. ... وارد کردن کالاها از هر قماش و سرگرم‌کردن بانوان و مردان، خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتى، از قبیل ابزار آرایش و تزئینات و تجملات و بازی‌های کودکانه، و به مسابقه کشاندن خانواده‌ها و مصرفی بار آوردن هر چه بیشتر، که خود داستان‌های غم‌انگیز دارد، و سرگرم کردن و به تباهی کشاندن جوان‌ها، که عضو فعال هستند... و ده‌ها از این مصائب حساب شده، برای عقب نگه‌داشتن کشورهاست».[142]

اسلام تنها راه نجات از فرهنگ مصرف‌زدگی و ستم‌پذیرى

«وصیت مشفقانه می‌کنم که از اسلام، که یگانه استقلال و آزادی‌خواهی است و خداوند متعال همه را با نور هدایت آن به مقام والای انسانی دعوت می‌کند، چنانچه امروز وفادارید، در وفاداری استقامت کنید، که شما را و کشور و ملت شما را از ننگ وابستگی‌ها و پیوستگی‌ها به قدرت‌هایی که شما را جز برای بردگی خویش نمی‌خواهند و کشور و ملت عزیزتان را عقب‌مانده و بازار مصرف و زیر بار ننگین ستم‌پذیری نگه می‌دارند، نجات می‌دهد؛ و زندگی انسانی شرافتمندانه را، ولو با مشکلات، بر زندگانی ننگین اجانب، ولو با رفاه حیوانى، ترجیح دهید و بدانید مادام که در احتیاجات صنایع پیشرفته دست خود را پیش دیگران دراز کنید و به دریوزگی عمر را بگذرانید، قدرت ابتکار و پیشرفت در اختراعات در شما شکوفا نخواهد شد؛ و به‌خوبی و عینیت دیدید که در این مدت کوتاهِ پس از تحریم اقتصادى، در همان‌ها که از ساختن هر چیز خود را عاجز می‌دیدند و از راه انداختن کارخانه‌ها آنان را مأیوس می‌نمودند، افکار خود را به کار بستند، و بسیاری از احتیاجات ارتش و کارخانه‌ها را خود رفع نمودند».[143]

وظیفه جوانان و دولت‌ها در برابر فرهنگ مصرف‌زدگى

«بر دولت‌ها و همه دست‌اندرکاران است، چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آینده، که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمک‌های مادی و معنوی تشویق به کار نمایند؛ و از ورود کالاهای مصرف‌ساز و خانه‌برانداز جلوگیری نمایند؛ و به آنچه دارند بسازند تا خود همه‌چیز بسازند.

و از جوانان، دختران و پسران، می‌خواهم که استقلال و آزادی و ارزش‌های انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت‌ها و بی‌بندوباری‌ها و حضور در مراکز فحشا، که از طرف غرب و عمال بی‌وطن به شما عرضه می‌شود، نکنند، که آنان، چنان‌که تجربه نشان داده، جز تباهی شما و اغفالتان از سرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخایر شما و به بند استعمار و وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمی‌کنند؛ و می‌خواهند با این وسایل و امثال آن، شما را عقب‌مانده و به اصطلاح آنان «نیمه وحشی» نگه دارند».[144]

کالاهای دشمنان در بازار مسلمانان

«اکنون بازارهای کشورهای اسلامى، مراکز رقابت کالاهای غرب و شرق شده است، و سیل کالاهای تزیینی مبتذل و اسباب‌بازی‌ها و اجناس مصرفی به‌سوی آنها سرازیر شده است. همه ملت‌ها را آن‌چنان مصرفی بار آورده‌اند که گمان می‌کنند بدون این اجناس امریکایی و اروپایی و ژاپنی و دیگر کشورها زندگی نمی‌توان کرد. مع‌الاسف، مکه معظمه و جده و مشاهد مشرفه حجاز، ... مملو از کالاهای بیگانگان و بازار برای دشمنان اسلام و پیامبر بزرگ شده است».[145]

مصرف‌گرایی و اصلاح الگوی مصرف در سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی

علی سورى

· مصرف‌گرایی و اسراف و این چیزها... این جزو میراث‌های ما از گذشته است و متأسفانه این میراث را نگه‌داشتیم. ما ملت ایران باید این جامه ناسازِ بی‌اندامِ زشت را از تنمان بیرون بیاوریم. ما خیلی مصرف‌زده هستیم؛ باید این را حلش کنیم.[146]

· امروزه متأسفانه... مصرف‌گرایی و مسابقه تجمل‌پرستی و مسابقه پول درآوردن و تلاش برای پول جمع کردن، یک طبقه جدیدی درست کرده.[147]

· نظام اسلامی با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد ثروت مخالف نیست، بلکه مشوق اوست. اگر تولید نباشد، اگر ایجاد ثروت نباشد، حیات و بقای جامعه به خطر خواهد افتاد، اقتدار لازم را جامعه به دست نخواهد آورد؛ این یک اصل اسلامی است. اما اینی که آحاد مردم دلشان لک بزند برای مسابقه اشرافی‌گرى، برای تجمل‌پرستى، این یک چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزی است که متأسفانه در درون ما هست؛ همان‌طور که قبلاً هم گفته‌ام: اسراف و مصرف‌گرایی افراطى.[148]

· امروز دشمن چشمش به نقطه حساس اقتصادی است تا بلکه بتوانند این کشور را از لحاظ اقتصادى دچار اختلال کنند. هرچه می‌توانند اختلال ایجاد کنند و هرچه هم نمی‌توانند، در تبلیغاتشان وانمود کنند که اختلال هست! این کاری است که امروز در تبلیغاتِ دشمنان ما، با قدرت و به شکل‌های مختلف انجام می‌گیرد. راه مقابله هم انضباط مالی و صرفه‌جویی و نگاه پرهیزگرانه به مصرف‌گرایی است.[149]

· مصرف‌گرایی به صورت اسراف، یکی از بیماری‌های خطرناک هر ملتی است.[150]

· ما یک خرده به مصرف‌گرایی افراطی دچار هستیم.[151]

· یکی از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبی که مصرف شُرب در خانه‌ها می‌شود، نوع آبیاری کشاورزی ما هم یک نوع مسرفانه است و آب را هدر می‌دهیم.[152]

· ما در زمینه مصرف، در زمینه هزینه کردن منابع مالی کشور به‌وسیله خود ما و به‌وسیله همه برادران هم‌میهن ما و به‌وسیله مسئولین کشور با زحمت زیاد به وجود می‌آید، دچار نوعی بی‌توجهی هستیم، که بایستی این را تبدیل کنیم به یک توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستیم، ما دچار ولخرجی و ولنگاری در مصرف هستیم.[153]

· شاید بشود گفت بخش مهمی از منابع کشور در همه زمینه‌ها چه در زمینه مسائل شخصى، و چه تا حدودی در زمینه‌های عمومی صرف اسراف‌ها و زیاده‌روی‌های ما در مصرف می‌شود. [154]

· ما بایستی مصرف کردن را مدبرانه و عاقلانه مدیریت کنیم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلکه از نظر همه عقلای عالم، چیزی است که باید تحت کنترل عقل قرار بگیرد. با هوا و هوس، با خواهش دل و آنچه نفس انسان از انسان مطالبه می‌کند، نمی‌شود مصرف را مدیریت کرد. کار به جایی می‌رسد که منابع کشور به هدر می‌رود، شکاف بین فقرا و اغنیا زیاد می‌شود، عده‌ای در حسرت اوّلیات زندگی می‌مانند و عده‌ای با ولخرجی و ولنگاری در مصرف، منابع را هرز و هدر می‌دهند. [155]

· ما بایستی الگوی مصرف را اصلاح کنیم. [156]

· ما بایستی به سمت الگوی مصرف حرکت کنیم. [157]

· مسئولین کشور در درجه اول‌ چه قوه مقننه، چه قوه مجریه، و چه سایر مسئولین کشور؛ قوه‌ی قضائیه و غیر آنها و اشخاص و شخصیت‌ها در رتبه‌های مختلف اجتماعی و آحاد مردم ما از فقیر و غنى، بایستی به این اصل توجه کنند که باید الگوی مصرف را اصلاح کنند. [158]

· این‌جور مصرف کردن در همه زمینه‌ها در امور ضروری زندگى، در زیادی‌های زندگی مصرف کردن بی‌رویّه و بدون منطق و بدون تدبیر عقلانى، به ضرر کشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. [159]

· من از عموم مردم و به‌خصوص از مسئولین درخواست می‌کنم، خواهش می‌کنم که در این زمینه فعالیت خودشان را دراصلاح الگوی مصرف برنامه‌ریزی کنند.[160] این سال زیاد کنند، افزایش بدهند و برای

· امروز خوشبختانه همان موج ضدارزش کردن اشرافی‌گرى، بحمدالله وجود دارد؛ یعنی دولت، مسئولین دولتی ساده زیستند، مردمی هستند و این خیلی فرصت خوبی است؛ نعمت بزرگی است.[161]

· اسلام به ما می‌گوید ثروت تولید کنید، اما اسراف نکنید.[162]

· مصرف‌گرایی افراطى، مورد قبول نیست.[163]

· اشرافی‌گرى، مثل یک بیماری است. بر هر کجا که وارد شد، بسیاری از خوی‌های مستحسن و پسندیده را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، کم‌کم آنها را ضعیف می‌کند و شاید از بین می‌برد. اسیر اشرافی‌گری نباید بشویم ما مردم ایران.[164]

· ما مردم مسرفی هستیم؛ ما اسراف می‌کنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین.[165]

· کشوری که تولیدکننده نفت است، واردکننده فرآورده نفت؛ بنزین است! این تعجب‌آور نیست؟! هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای دیگری وارد کنیم برای اینکه بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان می‌خواهد ریخت‌وپاش کنند! این درست است؟!

· اسراف بد است؛ حتی در انفاق راه خدا هم می‌گویند... افراط و تفریط نکنید.

· میانه‌روى؛ میانه‌روى در خرج کردن. این را باید ما به صورت یک فرهنگ ملی دربیاوریم.

· قرآن می‌فرماید: «والّذین اذا انفقوا»؛ کسانی‌که وقتی می‌خواهند خرج کنند، «لم یسرفوا و لم یقتروا»؛ نه اسراف و زیاده‌روی می‌کنند، نه تنگ می‌گیرند و با فشار بر خودشان، زندگی می‌کنند؛ نه، اسلام این را هم توصیه نمی‌کند.

· اسلام نمی‌گوید که مردم بایستی با ریاضت و زهد آن‌چنانی زندگی کنند؛ نه، معمولی زندگی کنند، متوسط زندگی کنند.[166]

· ما اگر آدم‌های اهل اسراف و ولنگاری در خرج باشیم، ممکن است تحریم برای آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتی که نه، حساب کار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زیاده‌روی نمی‌کند، اسراف نمی‌کند. خوب، تحریم کنند. بر یک چنین ملتی از تحریم ضرری وارد نمی‌شود.[167]

· اسراف، یک بیماری اجتماعی است.[168]

· یک اقدام اساسی در زمینه همین پیشرفت و عدالت، آن مسئله‌ای است که من در پیام نوروزی خطاب به ملت عزیز ایران عرض کردم؛ و آن مسئله مبارزه با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوی مصرف، جلوگیری از ولخرجی‌ها و تضییع اموال جامعه است؛ این بسیار مسئله مهمی است.[169]

· لازم است به عنوان یک سیاست، ما مسئله صرفه‌جویی را در خطوط اساسی برنامه‌هایمان در سطوح مختلف اعمال کنیم. [170]

· مردم عزیزمان توجه داشته باشند که صرفه‌جویی به معنای مصرف نکردن نیست؛ صرفه‌جویی به معنای درست مصرف کردن، بجا مصرف کردن، ضایع نکردن مال، مصرف را کارآمد و ثمربخش کردن است. [171]

· اسراف در اموال و در اقتصاد این است که انسان مال را مصرف کند، بدون اینکه این مصرف اثر و کارایی داشته باشد. مصرف بیهوده و مصرف هرز، در حقیقت هدر دادن مال است. [172]

· عادت‌های ما، سنت‌های ما، روش‌های غلطی که از این و آن یاد گرفته‌ایم، ما را سوق داده است به زیاده‌روی در مصرف به نحو اسراف. [173]

· مصرف ما به نسبت، از تولیدمان بیشتر است؛ این، کشور را به عقب می‌رساند؛ این، ضررهای مهم اقتصادی بر ما وارد می‌کند؛ جامعه دچار مشکلات اقتصادی می شود. [174]

· در آیات شریفه قرآن بارها راجع به پرهیز از اسراف در امور اقتصادی تأکید شده. [175]

· اسراف، هم لطمه اقتصادی می‌زند، هم لطمه فرهنگى. [176]

· وقتی جامعه‌ای دچار بیماری اسراف شد، از لحاظ فرهنگى هم بر روی او تأثیرهای منفی می‌گذارد.[177]

· مسئله صرفه‌جویی و اجتناب از اسراف، فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ هم اقتصادی است، هم اجتماعی است، هم فرهنگی است؛ آینده کشور را تهدید می‌کند.[178]

· ما مجموعاً بیش از دو برابر مصرف متوسط جهان در انرژی چه برق، چه حامل‌های انرژی مصرف می‌کنیم؛ یعنی نفت، گاز، گازوئیل، بنزین. مصرف این چیزها در کشور ما از دو برابر متوسط جهان بیشتر است. خوب، این اسراف است. اسراف نیست؟[179]

· شاخصی به نام شاخص شدت انرژی وجود دارد؛ یعنی نسبت بین انرژی‌ای که مصرف می‌شود، با کالایی که تولید می‌شود؛ که هرچه انرژی‌ای که مصرف می‌شود، کمتر باشد، برای کشور سودمندتر است. در این زمینه گاهی نسبت به بعضی از کشورهای پیشرفته، مصرف شدت انرژی ما هشت برابر بیشتر است! اینها اسراف‌هایی است که در جامعه دارد انجام می‌گیرد. [180]

· در مصارف گوناگون شخصی و خانوادگى، اسرافِ فردی صورت می‌گیرد.[181]

· تجمل‌گرایی‌ها، چشم و هم‌چشمی‌ها، هوس‌رانی افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چیزهای غیرلازم خریدن؛ اینها از موارد اسراف است. [182]

· وسایل تجملات، وسایل آرایش، مبلمان خانه، تزئینات داخل خانه؛ اینها چیزهایی است که ما برای آنها پول صرف می‌کنیم. پولی که می‌تواند در تولید مصرف شود، سرمایه‌گذاری شود، کشور را پیش ببرد، به فقرا کمک کند، ثروت عمومی کشور را زیاد کند، این را ما صرف می‌کنیم به این چیزهای ناشی‌شده از هوس، چشم و هم‌چشمى، آبروداری‌های خیالى.[183]

· اینها حرف دین است و روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد. در روایت دارد که کسی میوه‌ای خورد و نیمی از میوه ماند، آن را دور انداخت. امام(ع) به او نهیب زد که اسراف کردى؛ چرا انداختى؟ در روایات ما هست که از دانه خرما استفاده کنید. تا این حد! خرده‌های نان را استفاده کنید. آن وقت در هتل‌ها میهمانی درست کنند و به یک عده‌ای میهمانی بدهند؛ بعد هر چه غذا ماند، به بهانه اینکه بهداشتی نیست، توی سطل آشغال بریزند! این مناسب یک جامعه اسلامی است؟ این‌جوری می‌شود به عدالت رسید؟[184]

· باید خودمان را اصلاح کنیم. باید الگوی مصرف جامعه و کشور اصلاح شود. ما الگوی مصرفمان غلط است. [185]

· اسراف فقط در زمینه فردی نیست؛ در سطح ملی هم اسراف می‌شود.[186]

· بخش مهمی از این اسراف در اختیار مردم نیست؛ در اختیار مسئولین کشور است. [187]

· این شبکه‌های ارتباطاتی، شبکه‌های انتقال برق، سیم‌های برق، اینها وقتی فرسوده بشود، برق هدر می‌رود. برق را تولید کنیم، بعد با این شبکه فرسوده آن را هدر بدهیم، که بخش مهمی هدر می‌رود. یا شبکه‌های انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر می‌رود. اینها اسراف‌های ملی است؛ در سطح ملی است؛ مسئولین آن، مسئولین کشورند. [188]

· اسراف در سطح سازمان هم اتفاق می‌افتد. رؤسای سازمان‌های گوناگون مصرف شخصی نمی‌کنند، اما مصرف بی‌رویه در مورد سازمان خودشان اتفاق می‌افتد؛ تجملات اداره، اتاق کار، تزئیناتش، سفرهای بیهوده، مبلمان‌های گوناگون؛ باید با مراقبت و نظارت از این کارها جلوگیری کرد.[189]

· هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمان‌ها بایستی نگاه عیب‌جویانه‌ی به اسراف وجود داشته باشد.[190]

· آب را صرفه‌جویی کنیم؛ یعنی از سدهایمان صیانت کنیم، شبکه آب‌رسانی را اصلاح کنیم، آبیاری‌های با صرفه در کشاورزی را آموزش بدهیم که چه جوری آبیاری بشود.[191]

پند پیر نیشابور: قناعت

سهیلا بهشتى

قناعت، تحفه‌ای است الهی برای مردمان و گنجی است برای اهل ایمان که گذران از جهان شتابان، به عالم جاویدان را تسهیل میزند. آنچه در پی می‌آید، پندی است از عارف نامى، عطار نیشابوری در باب قناعت که به گوش جان می‌نیوشیم:

ای پسر! اگرچه از فقر تلخ‌تر چیزی وجود ندارد، قناعت کن و به آنچه داری بساز. سحرگاهان از خدایت طلب بخشش کن و لحظه‌های باقی‌مانده عمر را غنیمت دان.

هم‌نشین خود را غیبت مکن و شیطان را لعنت فرست. هر آن کس که از خداوند نهراسد، پروردگار هراسی در دل او ایجاد می‌کند تا از هر چیزی بترسد. نیاز نیازمندان را برآورده کن تا خداوند نیازت را برآورده کند. آگاه باش که هر آنچه نزد توست، همه، عاریتی است و آنها را از کف خواهی داد:

هست مالت، جمله در کف، عاریت

گر بماند از تو، باشد زاریت

عاریت را باز می‌باید سپرد

هیچ‌کس دیدی که زر با خود ببرد؟

ای عزیز! سرانجام دنیا، جز کفن و قطعه‌ای گور نخواهد بود. آنچه جاودان برای تو باقی خواهد ماند، کارهایی است که دردرگذر: راهِ حق انجام می‌دهی و آنچه از مال دنیا جمع کنى، جز رنج و عذاب، حاصلی ندارد. دنیا همانند مرداری بی‌ارزش است، اگر مرد راهی از آن

هست دنیا بر مثال قطره‌ای

بگذر از وی زان که داری بهره‌اى

ای پسر! انسان عاقل خانه آخرتش را با اعمال نیک خود در این دنیا محکم خواهد ساخت و چنین انسانی، هرگز، لذات جاودانه آخرت را به خوشی‌های زودگذر دنیایی از دست نخواهد داد؛ همچنان که انسان عاقل بر سر پل خانه نمی‌سازد؛ زیرا یقین دارد که چنین خانه‌ای دیری نمی‌پاید و سیل آن را ویران خواهد کرد.

ای انسان! آگاه باش که مال و اولاد، اگرچه برایت عزیز و دوست‌داشتنی‌اند، دشمن تو هستند. آن که در راه خداوند گام می‌نهد و سالک راه حق است، هیچ‌گاه برای از دست دادن آنچه دارد در هراس نیست؛ زیرا وابستگی‌های دنیا را گذرا و نابودشده می‌داند و جاودانگی را فقط در وجود حق می‌بیند:

آن‌که در بندِ زیادت می‌شود

دور از اهلِ سعادت می‌شود

آنان‌که در راه خداوند جان خود را از دست داده‌اند، اسب اندیشه خود را تا آسمان‌ها رانده‌اند و به کمال مقصود رسیده‌اند:

تا بتازی در ره حق آن‌چه هست

آنچه می‌باید کجا آید به دست؟[192]

محوریابی جوان و اصلاح الگوی مصرف

مرضیه رضاییان

1.‌علل و عوامل مصرف‌گرایی در جوانان

الف) علل بیرونى

تهاجم فرهنگى

مجرد زیستن برخی جوانان

دین‌گریزی برخی جوانان

سنت‌گریزی برخی جوانان

شکاف نسل‌ها

عادت‌های نامناسب (تنبلی‌ها، کسالت‌ها، عدم اعتمادبه‌نفس و...)

تجمل‌گرایی برخی مسئولان

ب) علل درونی و روانى

چشم‌و هم‌چشمى

حسادت

تنوع‌طلبى

قدرت‌طلبى

2. پی‌آمدهای مصرف‌گرایی در جوانان

روی آوردن به محرّمات اقتصادی اسلامی (ربا، رشوه و اختلاس و...)

از بین رفتن اهداف مفید در زندگی فردى، خانوادگی و اجتماعى

تنوع‌طلبى و نوجویی افراطی و بدون منطق (ارضای خواسته‌ها به هر قیمت)

بزهکاری و لاابالی‌گرى

هرج‌ومرج مصرفى

فرار مغزها

رها کردن کشاورزی از سوی جوانان روستایى

روی آوردن جوانان روستایی به شهرها

3. آمار مصرفی مورد علاقه جوانان

- مقایسه شاخص‌های مصرفی جوانان در قبل و بعد از انقلاب (مدرسه، کتابخانه، حوزه، دانشگاه، اماکن مذهبى، فرهنگى، تفریحی و...)

مقایسه حجم آمار مصرف در بین گروه‌های مختلف جوانان (مرفه، متوسط و ضعیف)

مقایسه حجم سرمایه‌های نقدى، غیرنقدی و پس‌انداز در بین جوانان

آمار مصرف قرص‌های روان‌گردان در بین جوانان

آمار راه‌اندازی و استفاده از سایت‌های مخرب

آمار استفاده لوازم پوشاکى، بهداشتی و آرایشى

آمار استفاده از مواد سرگرم‌کننده خوراکی و تفریحى

و...

4. راهکارها (اصلاح الگوی مصرف و جوان)

جوان و اصلاح الگوی مصرف از منظر آموزه‌های اسلامی (اقتدا به الگوهای شایسته مذهبی)

شاخص‌های الگویی جوان متعادل در مصرف براساس دیدگاه‌های اسلامی (باهوش، قانع، زحمت‌کش و صبور بودن به همراه داشتن انگیزه والا)

جوان، اصلاح الگوی مصرف و دیدگاه امام و رهبری

جوان، اصلاح الگوی مصرف و نظر علما، بزرگان و دانشمندان

جوان، اصلاح الگوی مصرف و دولت (مشارکت اقتصادی، فرهنگى و سیاسی)

بررسی نقش جوانان در تولید، توزیع و مصرف در حوزه‌های گوناگون

بررسی نقش جوانان در ارائه الگوی صحیح مصرف در جامعه اسلامى

بررسی نقش جوانان در فعالیت‌های مذهبى، هنری و...

جوان، اصلاح الگوی مصرف، الگوی شایسته اقتصادی و فرهنگى

جوان، اصلاح الگوی مصرف و مدهای سالم و مناسب (لزوم تغییر مد مصرفی جوانان)

جوان، اصلاح الگوی مصرف و جنبش علمی و نرم‌افزاری در علم اقتصاد

جوان، اصلاح الگوی مصرف و شناخت بحران اقتصادی در غرب

جوان، اصلاح الگوی مصرف و اشتغال

الف) روی آوردن به مشاغل مفید و مناسب

ب) پرهیز از مشاغل کاذب و ناقص

ج) جلوگیری از بی‌کاری سرسام‌آور جوانان و ایجاد فرصت‌های شغلی و...

جوان، اصلاح الگوی مصرف و ازدواج (انتخاب همسری مناسب، مراسم خواستگارى، مهریه و شیربها، جهزیه، مراسم ازدواج، برنامه‌ریزی اقتصادی درست در خانواده و...)

جوان، اصلاح الگوی مصرف و مسکن مناسب

الف) ایجاد تسهیلات مناسبت مسکن برای همه جوانان

ب) یاری خانواده‌ها برای در اختیار گذاردن مسکن مناسب

ج) اعطای وام‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت و...

جوان، اصلاح الگوی مصرف و سنت‌های پسندیده اسلامی

وقف

نذورات

قرض‌الحسنه

هدیه و هبه

خیرات و مبرّات

زکات

انفاق

خمس

جوان، اصلاح الگوی مصرف و تفاوت‌های فردی (سلیقه‌ها، سبک‌های گوناگون زندگی و...)

جوان، اصلاح الگوی مصرف و روابط (با خود، خدا، خانواده و دوستان و همکاران، جامعه و طبیعت)

جوان، اصلاح الگوی مصرف و فن‌آوری‌های ارتباطی (رسانه‌های جمعی)

جوان، اصلاح الگوی مصرف و سلامت جسم و جان (براساس آموزه‌های اسلامی)

جوان، اصلاح الگوی مصرف و فرهنگ عامّه (روی آوردن به باورها و سنت‌های درست و پرهیز از سنت‌ها، عادت‌ها و باورهای نامناسب)

جوان، اصلاح الگوی مصرف و مدیریت

فکر و اندیشه (جهان‌بینی توحیدی)

زمان و مکان (چه کاری در چه زمان و مکانی انجام شود؟)

داشته‌ها و خواسته‌ها (نیازهای واقعی و کاذب)

نقاط قوت و ضعف

هیجان‌های سالم و ناسالم

اوقات فراغت و ورزش و...

پی نوشتها:

[1]. احمد اخوى، اقتصاد کلان، تهران، شرکت چاپ و نشر بازرگانى، 1380، ص 151.

[2]. باقر قدیری اصل، کلیات علم اقتصاد، تهران،‌مرکز نشر سپهر، 1379، ص 274.

[3]. طهماسب محتشم دولتشاهى، نظریه‌ها و سیاست‌ها در اقتصاد کلان، تهران، ویستار، ص 145.

[4]. سید مهدی موسوی کاشمرى، پژوهشی در اسراف، قم، بوستان کتاب، 1377، ص 121.

[5]. حسن فاطمى، گرسنگى؛ ارمغان استعمار، تهران، ‌شرکت سهامی انتشار، 1362، ص 94.

[6]. ریچارد بارنت و رونالد مولر، سیطره جهانى، ترجمه: مصطفی رحیمى، تهران،‌هاشمى، 1363، ص 298.

[7]. علامه طباطبایى، تفسیر المیزان، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1379 ه .ق، ج 8، ص 79.

[8]. علامه مجلسى، بحارالانوار، تهران، ‌دارالکتب الاسلامیة، 1404 ه .ق، ج 47، ص 232.

[9]. سباء: 15.

[10]. نک: اعراف: 85؛ هود: 84 86.

[11]. نک: انعام: 141؛ اعراف: 31.

[12]. نک: محمدعلی انصارى، الموسوعة الفقهیة المیسره، قم، مجمع الفکر الاسلامى، 1415 ه .ق، ج 3، ص 186.

[13]. شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، قم، آل‌البیت(ع)، 1409 ه .ق، ج 21،‌ص 551.

[14]. علی‌اکبر کلانترى، اسلام و الگوی مصرف، قم، بوستان کتاب، 1387، ص 43.

[15]. برای نمونه، از امام باقر(ع) روایت شده است فلان شخص از انصار که مزرعه‌ای داشت، هرگاه محصول آن را جمع می‌کرد، تمام آن را صدقه می‌داد و خود و عیالش تهی‌دست می‌ماندند. سپس خداوند این عمل را اسراف قرار داد. (وسائل الشیعه، ج 6، باب 16، ابواب زکات الغلات)

[16]. «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنّهُ لا یُحِبّ الْمُسْرِفینَ» (اعراف: 31)

[17]. امیرمؤمنان علی(ع): «بترسید از فساد، به درستی که دادن مال به غیر جایگاه آن، تبذیر و اسراف است. آن‌چنان کاری که نام صاحبش را نزد مردم بالا می‌برد، در حالی که مقامش را نزد خداوند پایین می‌آورد». (نهج‌البلاغه: 390)

[18]. امام صادق(ع): «لقمان به فرزندش گفت: ای پسرم! هر چیزی نشانه‌ای دارد که با آن شناخته می‌شود و برای مصرف نیز سه نشانه است: چیزی که در شأن او نیست، می‌خرد؛ چیزی که در شأن او نیست، می‌پوشد و چیزی که در شأن او نیست، می‌خورد». (بحارالانوار، ج 12، ص 415)

[19]. امام صادق(ع): «کسی که بیش از آنچه برای سکونت لازم دارد، مسکن بنا کند، باید در روز قیامت آن را بر دوش خود حمل نماید». (همان، ج 4، ص 54)

[20]. میزان الحکمه، ج 4، ص 448.

[21]. وسائل الشیعه، ج 11، ص 260.

[22]. انفال: 2 4؛ سجده: 15 و 16؛ حجرات: 15؛ توبه: 88.

[23]. بقره: 3 و 110؛ انفال: 3.

[24]. بقره: 254؛ تغابن: 17.

[25]. توبه: 99 و 104.

[26]. تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص 379.

[27]. ملامحسن فیض کاشانى، محجة البیضاء، قم، نشر جامعه مدرسین، ج 6، ص 79.

[28]. محمدبن یعقوب کلینى، الکافى، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365، ج 5، ص 63.

[29]. روزنامه اطلاعات، 25/11/1382 و 15/1/1373.

[30]. همان،‌/4/1373.

[31].محمدرضا،‌محمد و علی حکیمى، الحیاة، ج 3، صص 326 و 327.

[32]. مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادى، ج 1، ص 267.

[33]. مصطفی عباسی‌مقدم، نقش اسوه‌ها در تبلیغ و تربیت، تهران، سازمان تبلیغات اسلامى، 1381، ص 48.

[34]. همان، ص 43.

[35]. نک: علی‌قائمى، شناخت، هدایت و تربیت، تهران، امیر بهادر، 1378، ص 13.

[36]. نقش اسوه‌ها در تبلیغ و تربیت، ص 333.

[37]. نک: ‌علی اسدى، افکار عمومی و ارتباطات، تهران، سروش، 1371؛ فرامرز رفیع‌پور، وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش‌های اجتماعى، تهران، کتاب فرا، 1378.

[38]. سیطره جهانى، ص 240.

[39]. همان، ص 289.

[40]. همان،‌ص 287.

[41]. مقاله «تهاجم فرهنگى و الگوی مصرف»، روزنامه سلام، 6/11/1372.

[42]. احمدعلی قانع، محدودیت‌های پیام‌رسانی در قوانین دینی و بشرى، قم، بوستان کتاب، 1385، ص 40.

[43]. نزهت قائم‌مقامى، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی وسایل ارتباط جمعى، ص 36.

[44]. www.nyoir.com

[45]. روزنامه خبر جوان، 22/12/1383.

[46]. www.Bornanews.ir

[47]. روزنامه همشهرى، 22/6/1384.

[48]. احمدرضا غروی‌زاد، درآمدی بر تئوری‌ها و مدل‌های تغییرات اجتماعى، تهران، جهاد دانشگاهى، 1373، ص 196.

[49]. لغت‌نامه دهخدا، ج 12، ص 18115.

[50]. مقاله «جست‌وجوی الگوی مصرف مناسب برای خانوار»، اطلاعات، 9 و 16/3/1373.

[51]. فرامرز رفیع‌پور، آناتومی جامعه، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1378، بخش 7 و 8.

[52]. نک: همو، کندوکاوها و نداشته‌ها، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1380، صص 175 178.

[53]. دفتر تبلیغات اسلامی شعبه خراسان، پدیده‌شناسی فقر و توسعه، قم، بوستان کتاب، 1380، ج 2، ص 215.

[54]. هربرت مارکوزه، انسان تک‌ساحتى، ترجمه: محسن مؤیدى، تهران، امیرکبیر، 1378، ص 227.

[55]. ستیز با تهاجم فرهنگى غرب، ص 67.

[56]. نشریه نصر، (ویژه اطلاعات و تحقیقات بین‌الملل)، ش 2، ص 33.

[57]. همان، ص 36.

[58]. بحارالانوار، ج 3، ص 279.

[59]. محمدتقی فلسفى، جوان از نظر عقل و احساسات، تهران، نشر فرهنگ، ج 1، ص 343.

[60]. محدث نورى، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، 1407 ه .ق، ج 15، ص 256.

[61]. وسائل الشیعه، ج 9، ص 432.

[62]. عبدالواحد محمد تمیمی آمدى، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، ص 367.

[63]. همان، ص 369.

[64]. همان.

[65]. وسائل الشیعه، ج 9، ص 12.

[66]. محمد بن علی بن ابراهیم احسایى، عوالی اللئالى، قم، انتشارات سیدالشهداء، 1403 ه.ق، ج 2، ص 70.

[67]. تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 361.

[68]. ضحى: 6 و 7.

[69]. ضحى: 9.

[70]. کافى، ج 1، ص 45.

[71]. محمد بن محمد شعیرى، جامع الأخبار، قم، آل البیت(ع)، 1414 ه.ق، ص 385.

[72]. شیخ صدوق، الخصال، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ج 1، ص 133.

[73]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1390 ه .ق، ج 2، ص 38.

[74]. شیخ مفید، امالى، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ص 177.

[75]. کافى، ج 4، ص 28؛ وسائل الشیعه، ج 16، ص 305.

[76]. کافى، ج 2، ص 18.

[77]. کافى، ج 3، ص 506؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 22.

[78]. کافى، ج 3، ص 503؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 32.

[79]. کافى، ج 4، ص 61؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 40.

[80]. عوالی اللئالى، ج 1، ص 370.

[81]. کافى، ج 3، ص 504.

[82]. نهج‌البلاغه، نامه 45.

[83]. بحارالانوار، ج 75، ص 303.

[84]. عوالی اللئالى، ص 251.

[85]. نک: محمدعلی صالح مازندرانى، فقیه صالح، قم، اشارات صالحان.

[86]. نک: حسن عسکری‌راد، رمز جاودانگى، قم، بوستان کتاب.

[87]. رضا باقی‌زاده، رمز موفقیت بزرگان، قم، گاه سحر، ص 178.

[88]. حسین دیلمى، هزار و یک نکته درباره نماز، قم، حرم، 1381، چ 7، ص 72.

[89]. همان، ص 59.

[90]. روزنامه کیهان، ش 19286، ص 5.

[91]. خبرگزاری پانا، 29/1/1388.

[92]. روزنامه دنیای اقتصاد، ش 1495، 25/1/1387.

[93]. سایت آفتاب، 21/10/1387.

[94]. سایت خبر آنلاین، 18/9/1387.

[95]. همشهری onLINE، 11/11/1386.

[96]. همان، 2/11/1387.

[97]. روزنامه سرمایه، ش 385، 14/11/1385.

[98]. سایت خبری ایران iran newsssite، 7/2/1388.

[99]. سایت Farda news، 20/12/1386.

[100]. سخنرانی رهبر معظم انقلاب در مشهد، 1/1/1388.

[101]. نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتى، نامه 56، ص 423.

[102] سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ 22/8/1370.

[103]. نک: غلامعلی حداد عادل، ‌فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگى، تهران، سروش.

[104]. روزنامه سرمایه، ش 444، 11/2/1386، ص 14.

[105]. سایت خبرخوان، 7/2/1388.

[106]. روزنامه ابتکار، ش 1437، 15/1/1388.

[107]. پایگاه اطلاع‌رسانی دولت www.dolat.ir، 30/1/1388.

[108]. سایت شرکت ارتباطات سیار ایران، همراه اول، 30/9/1387.

[109]. خبرگزاری فارس، 2/6/1387.

[110]. سایت تابناک، 7/8/1387.

[111]. گروه علمی تحلیلی طیف، Teyf group، 15/11/1387.

[112]. خبرگزاری فارس، 3/2/1388.

[113]. سایت رجانیوز www.rajanews.com، 30/1/1388.

[114]. خبرگزاری فارس، 21/1/1388.

[115]. خبرگزاری فارس، 2/2/88؛ سایت ایران پترو، شبکه خبری نفت و انرژى، 8/2/1388.

[116]. پایگاه اطلاع‌رسانی دولت www. dolat.ir، 30/1/1388.

[117]. خبرگزاری ایسکا نیوز (باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران).

[118]. سایت آفتاب، 9/10/1386.

[119]. سخنان رهبر معظم انقلاب در مشهد در تاریخ 1/1/1388.

[120]. همان.

[121]. همان.

[122]. سایت خبری توانیر، 7/2/1388.

[123]. روزنامه ابتکار، ش 1437، 15/1/1388.

[124]. پایگاه اطلاع‌رسانی نوآوری ایران و جهان، 23/1/1388.

[125]. غررالحکم، ح 1530.

[126]. همان، ح 10092.

[127]. همان، ح 4812.

[128]. همان، ح 3406-3407.

[129]. همان، ح 4127.

[130]. غررالحکم، ح 10053.

[131]. همان، ج 77، ح 422.

[132]. غررالحکم، ح 6979.

[133]. اصول کافى، ج 2، ح 138.

[134]. غررالحکم، ح 4634.

[135]. بحارالانوار، ج 78، ح 111.

[136]. صحیفه سجادیه، دعای 20.

[137]. اصول کافى، ج 8، ح 243.

[138]. بحارالانوار، ج 75، ح 303.

[139]. اصول کافى، ج 2، ح 138.

[140]. همان، ج 78، ح 349.

[141]. درة الباهره، ح 43.

[142]. وصیت‌نامه موضوعی امام خمینی(ره)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1377، صص28-30.

[143]. همان، ص 44.

[144]. همان، صص 30 و 31.

[145]. صحیفه امام، ج 19، ص 344.

[146]. سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار عمومی مردم ابرکوه، 15/10/86.

[147]. سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز، 14/2/1387.

[148]. همان.

[149]. سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم شیراز، 14/2/1387.

[150]. همان.

[151]. همان، 11/2/1387.

[152]. همان.

[153]. پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال 30/12/1387.

[154]. همان.

[155]. همان.

[156]. همان.

[157]. همان.

[158]. همان.

[159]. همان.

[160]. پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال 30/12/1387.

[161]. سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت، 24/9/1387.

[162]. اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى، 1/1/1386.

[163]. همان.

[164]. سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ مردم یزد، 12/10/1386.

[165]. همان.

[166]. همان.

[167]. همان.

[168]. سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگا‌ه‌های استان سمنان، 18/8/1385.

[169]. بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، 1/1/1388.

[170]. همان.

[171]. همان.

[172]. همان.

[173]. همان.

[174]. همان.

[175]. همان.

[176]. همان.

[177]. بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، 1/1/1388.

[178]. همان.

[179]. همان.

[180]. همان.

[181]. همان.

[182]. همان.

[183]. همان.

[184]. همان.

[185]. همان.

[186]. همان.

[187]. همان.

[188]. همان.

[189]. همان.

[190]. همان.

[191]. همان.

[192] . پند پیر نیشابور: بازنویسی و تخلیص پندنامه عطار نیشابورى، به کوشش: جعفر شجاع کیهانى، تهران، اهل قلم، 1381، صص 111 و 112.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:45 PM - روز سه شنبه 6 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

3. پی‌آمدهای روند مصرف‌گرایی در کشور

امروزه عوامل متعددی مانند رسانه‌های جمعی و تبلیغات فراگیر و توده‌ای سبب شده است نیازهای کاذب در جامعه نمودار شود و افزایش یابد. در چنین شرایطى، استفاده از مدهای لباس، اجناس لوکس و حتی افکار و عقاید مختلف به نحو فزاینده‌ای بروز می‌کنند.

یکی از صاحب‌نظران می‌گوید که امروزه فرهنگ توده‌اى، عوام‌گونه، مصرف‌گرا، غیر خلّاق و منفعل است.[54] باید توجه کرد که ادامه این روند، عواقب خطرناکی را در پی خواهد داشت که وابستگی فرهنگى، اقتصادی و بحران هویت از جمله این پی‌آمدهای شوم است.

الف) وابستگی اقتصادى

پس از انقلاب صنعتی و نیاز روزافزون صنایع غرب به مواد اولیه، آنان بدون در نظر گرفتن حقوق دیگر انسان‌ها، تسلط بر سرزمین‌های دیگر را در برنامه خویش قرار دادند و با استفاده از طرح‌های کارشناسی دقیق، کنترل منابع جهان سوم را در دست گرفتند. بدین ترتیب، سیل مواد اولیه از شرق به غرب سرازیر شد و در نتیجه، غرب به پیشرفتی بی‌نظیر دست یافت و جهان سوم در درّه فقر فرورفت.

در این جدال نابرابر، آنان تنها به غارت منابع کشورهای جهان سوم بسنده نکردند، بلکه با تحمیل سیاست تک‌محصولى، اقتصاد این کشور را به نابودی کشاندند و هر یک از سرزمین‌های غرب را به صورت انبار ارزان یکی از محصولات مورد نیاز خود درآوردند. به این ترتیب، برزیل، انبار قهوه؛ آرژانتین، انبار گوشت و پشم؛ کشورهای نفت‌خیز ،انبار انرژی و بولیوى، گنجینه قلع شد. این‌ها از نظام سلطه غرب، اختاپوسی هزارپا پدید آورد که با حرص و طمع به بلعیدن منابع جهان مشغول است.

از دیگر سو، سردمداران غرب، فرهنگ مولّد و پویای جوامع را به فرهنگی نامتحرک و مصرفی تبدیل کرده‌اند. آنان می‌کوشند با تبلیغات فرهنگى، مصنوعات خود را جایگزین کالاهای محلی کنند و این‌گونه القا می‌کنند که کالاهای خارجی به علت مرغوبیت و بادوام بودن، برای دیگر جوامع مقرون به صرفه‌تر است.

ب) وابستگی فرهنگى

دوام هر جامعه به فرهنگ آن جامعه است. اگر کشوری در پاسداری از فرهنگ خود کوشا نباشد، بدون تردید افزون بر پذیرش سلطه فرهنگی بیگانگان، ناچار است سلطه‌های سیاسی و اقتصادی و نظامی آنان را نیز بپذیرد؛ زیرا فرهنگ، مایه شکوفایی ذهن‌های خلاق و مستعد است و در سایه فرهنگ زنده و پویاست که افراد جامعه به رشد و استقلال سیاسی اقتصادی می‌رسند.

سرمایه‌داران غرب پس از سال‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که مهم‌ترین مانع توسعه‌طلبی آنها در دیگر کشورها، قدرت فرهنگی این ملت‌هاست و تا زمانی که باورهای مذهبی جامعه‌ای پایدار باشد، چپاول آن کشورها مشکل خواهد بود. بنابراین، تلاش کردند سلطه فرهنگی خود را پی بگیرند.

اگر سلطه فرهنگی گریبان‌گیر جوانان کشور شود، احساس حقارت و پوچی و ناتوانی در روح آنان ایجاد می‌شود و آنها به این باور دروغین می‌رسند که قدرت هیچ کار مهمی را ندارند یا تنها با استفاده از کالاها و مدهای غربی می‌توانند به تشخّص و موفقیت برسند.

آنان که از ناحیه فرهنگ اسلامی احساس خطر می‌کنند، با پوچ‌انگاری و نفی فرهنگ‌های بومى، به گسترش فرهنگ مصرفی خود می‌پردازند. آنان کالاهایی را صادر می‌کنند که افسونگری خاصی دارند. این کالاها بر اثر توانایی‌های فن‌آورى، با جذابیت بالایی که دارند، جوانان را مسخ می‌کنند و به ذهن آنان چنین القا می‌کنند که چون صادرکنندگان این کالاها از قدرت علمی و فنی بالایی برخوردار هستند، از نظر روابط اجتماعی و معنوی زندگی و رفتارهای خانوادگی و غیره نیز بهترند.[55]

بیشتر تهاجم‌های فرهنگی در جوامع دینی صورت می‌گیرد؛ چرا که عامل اصلی و محوری در جلوگیری از سودجویی و سوداگری و سلطه‌جویی دشمنان، دین و فرهنگ دینی است. دین اسلام که حامی شخصیت و استقلال بشر است، به انسان اجازه نمی‌دهد خود را در برابر دیگران ذلیل کند.

دشمنان از حقارت برخی از افراد سوءاستفاده می‌کنند و روح استقلال‌خواهی را با انبوه تبلیغات از یک جامعه می‌گیرند. آنان با بهره‌گیری از این افراد، بازار مصرف‌گران و کارگران ارزان را از بین جوانان برای خود فراهم می‌آورند و با کمال تأسف، جوانان، اولین و بیشترین فریب‌خوردگان این مسئله هستند.

ج) بحران هویت

گراهام ای فولر، معاون پیشین شورای اطلاعاتی امنیت ملی در سازمان سیا می‌گوید: «اسلام و نهضت‌های اسلامی دردر مقابله با تهاجم فرهنگی غرب تقویت کنند.»[56] براساس این برداشت، چندی پیش مؤسسه امور امنیت ملی یهودیان در واشنگتن در کنفرانسی به صراحت اعلام کرد: «باید هویت دینی مسلمانان را از آنان بگیریم».[57] زمان ما، منبع کلیدی کسب هویت را برای اقوامی فراهم می‌آورند که قصد دارند هم‌بستگی اجتماعی خود را

فقر شخصیتى، مهم‌ترین آسیب اجتماعی امروز ایران است که مظاهر آن در جامعه دیده می‌شود. الگوهای رسمی تبلیغ‌شده در سال‌های گذشته، با نیازهای جوانان و ویژگی‌های جامعه مطلوب تضاد اساسی دارد.

جوان امروز ایرانی در سرگشتگی و حیرانی برای خود هویتی نمی‌یابد، به‌ویژه آنکه هیچ بینش و محتوایی در زندگی خود ندارد. در چنین شرایطى، با اینکه یک جوان مدرن از انواع مدها و وسایل لوکس بهره‌مند است، اما هیچ فضیلت و رشدی پیدا نکرده است.

دوست من! سرزمین ایران، سرزمین زیبایی‌هاست و مردم آن، از فرهنگی عمیق و ریشه‌دار برخوردارند که از دین اسلام و تاریخ کهن پیشینیان سرچشمه می‌گیرد. چنین مردمی نباید به هر شکل و ظاهر فریبنده‌ای دل ببندند و کورکورانه از دیگران پیروی کنند.

4. نقش جوان مسلمان در اصلاح الگوی مصرف

بدون تردید، جوانان، از مهم‌ترین سرمایه‌های بشری در هر جامعه‌ای هستند و آثار مادی و معنوی فراوانی بر جای گذاشته‌اند. همواره انقلاب‌های مهم جهان با پشتوانه جوانان به وقوع پیوسته است و نقش برجسته و ماندگاری دارند.

جوانان، بازوی قدرتمند سازندگی هر جامعه هستند. قدرت‌طلبان داخلی و خارجی برای رسیدن به اهداف جاه‌طلبانه خود می‌کوشند نیروی بزرگ جوانان را تسخیر کنند. امروز برخی تلاش می‌کنند ذهن جوانان را به امور واهی و پوچ مشغول سازند تا به فکر سازندگی و آبادانی کشور خود نباشند. در همین راستاست که بسیاری از افراد، کشور را با دام مصرف و خرید لباس‌ها و کالاهای لوکس فریفته‌اند. جوان ایرانی اگر بخواهد، می‌تواند در این دام نیفتد و سرمایه کشور را به بیگانگان تقدیم نکند، اما راه‌کارهای این امر:

الف) تقویت ایمان و روح پرهیزکارى

به اعتراف بسیاری از روان‌شناسان، در آغاز دوران جوانى، میل به پرستش به شدت فعال می‌شود و رشد می یابد. توجه به سخنان پیشوایان دینى، به روشنی این واقعیت را بیان می‌کند که جوانان هرگاه در فقر دینی قرار گرفته‌اند، به‌طور وسیعی به دین گرویده‌اند؛ مانند ایمان‌آورندگان به حضرت موسی(ع) و عیسی(ع) و پیامبر اعظم(ص). افزون بر این، فطرت و سرشت انسان براساس دین‌خواهی و خداجویی است و این فطرت همراه دیگر نیروهای بشری در دوره جوانی رشد می‌کند و قدرت می‌یابد.

بر اساس آموزه‌های دینى، انسان از دوران نوزادی با زمینه فطری خداشناسی به دنیا می‌آید و ممکن است تحت تأثیر محیط در مراحل بعد گمراه شود. پیامبر اعظم(ص) می‌فرماید:

هر مولودی براساس فطرت خداشناسی به دنیا می‌آید، تا اینکه والدینش او را به دین یهودی یا نصرانی (تحریف شده) در می‌آورند.[58]

تمایل فطری جوانان به مذهب آن‌قدر شدید است که همه روان‌شناسان می‌گویند: بین بحران تکلیف و جهش‌های مذهبى، ارتباط انکارناپذیری وجود دارد.[59]

اگر ایمان و باور مذهبی در دل و جان جوان ریشه کند، آثار مفیدی بر جای می‌گذارد. چنین فردی به ارزش‌های اخلاقی گرایش خواهد یافت. کسی که ایمان مذهبی دارد و باورمند است که انسان اشرف مخلوقات است و اعتقاد دارد که انجام کارهای ارزشمند اخلاقی گرچه گاهی با محرومیت مادی همراه است نزد خداوند پاداش دارد.

چنین فردی در خود شادی و نورانیت احساس می‌کند و جهان را هدف‌دار می‌داند و از لذت‌های عالی بهره‌مند می‌شود. جوان مسلمان نعمتی را که خداوند در اختیار او قرار داده است، به هر شکل و شیوه‌ای که خواست مصرف نمی‌کند، بلکه می‌داند که یا باید آن را در راه خدا یا در راه تحصیل رضای الهی مصرف کند. خداوند فرمان داده که از مال و ثروتی که درمصرف کنید. پیامبر اعظم(ص) نیز می‌فرماید: اختیار دارید، به اندازه نیاز معیشت، آسایش و رفاه خود و خانواده

از ما نیست کسی که به او توسعه مالی داده شده است، ولی او بر خانواده‌اش تنگ می‌گیرد.[60]

در روایتی نقل شده است فردی پیش از آنکه از دنیا برود، تمام اموالش را در راه خدا انفاق کرد. پس از مرگ او به رسول خدا(ص) خبر دادند که او چنین کرده است. حضرت فرمود: پس به فرزندان او چه رسیده است؟ آیا چیزی باقی گذاشته است؟ عرض کردند: خیر یا رسول‌الله! حضرت فرمود: اگر پیش‌تر به من خبر داده بودید، اجازه نمی‌دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن کنید.[61]

بنابراین، جوان مسلمان نباید تصور کند هرچه را به دست می‌آورد، فقط باید به دیگران بدهد و خودش را از حاصل زحمتش محروم کند. امیر مؤمنان علی(ع) می‌فرماید:

نافع‌ترین مال آن است که واجبات زندگی انسان به وسیله آن فراهم آید.[62]

انسان نباید تصور کند که تمام مال متعلق به اوست و می‌تواند آن را در راه هوس‌ها و امیال خود صرف کند. امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید:

بدترین مال آن است که انسان در راه خدا هیچ چیزی از آن را مصرف نکند و زکات مالش را نپردازد.[63]

بدترین مال، مالی است که حق خداوند از آن مال ادا نشده باشد.[64]

قرآن کریم از مالی که در اختیار انسان قرار می‌گیرد به «مال‌الله» تعبیر می‌کند و می‌فرماید: «آتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ». (نور: 33)

حال که اموال، همه مال خداست، باید آن‌گونه که او فرمان داده و مورد رضایت اوست، مصرف شود.

ب) پرداخت صدقه

زمانی که انسان به توصیه‌های اخلاقی درباره رسیدگی به نیازمندان می‌نگرد، به این باور می‌رسد که اگر به این قوانین و توصیه‌ها ترتیب عمل داده شود، هیچ نیازمند و فقیری در جامعه اسلامی یافت نخواهد شد. امام صادق(ع) در این‌باره می‌فرماید:

اگر مردم زکات مال خود را ادا می‌کردند، هرگز در جامعه اسلامی فقیری یافت نمی‌شد.[65]

همچنین دقت در این دستورها روشن می‌کند که فایده رسیدگی به حال نیازمندان، بیشتر و پیش‌تر از آنکه به فرد نیازمند برسد، به بخشنده خواهد رسید؛ زیرا او با این عمل خود به خداوند نزدیک‌تر می‌شود. پیامبر اعظم(ص) می‌فرماید:

صدقه پیش از آنکه به دست نیازمند برسد، به دست خداوند می‌رسد.[66]

این سخن به آیه 104 سوره توبه اشاره دارد که خداوند می‌فرماید:

آیا نمی‌دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد؟ و خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.

با وجود این، افرادی هستند که بدون داشتن نیاز، به درخواست و تکدّی می‌پردازند و در جامعه سوءظن ایجاد می‌کنند. کم‌ترین اثر این رفتار این است که فرد بخشنده در برابر محتاجان دچار تردید شود و از کمک به آنها امتناع کند.

کسی که چنین عملی را مرتکب شود، از ناحیه پیشوایان طرد شده است؛ زیرا از رأفت و رحمت دین اسلام سوءاستفاده کرده و عزت و آبروی خود را به مال دنیا فروخته است. از همین روست که در روایت می‌خوانیم:

دست نیاز به سمت این و آن دراز کردن، طوق ذلت و بردگی است که مسائل به گردن خود می‌افکند. بنابراین، با این کار انسان عزیز، عزت خود را سلب کرده است و انسان شریف، شرافت خود را.[67]

از سوی دیگر، خداوند به توانمندان توصیه می‌کند که حق نیازمندان بر آنان این است که هرگز آنان را از خود نرانند. خداوند در قرآن به پیامبر اعظم(ص) می‌فرماید: «آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟ و تو را گم‌شده یافت و هدایت کرد».[68]

در مقابل از او می‌خواهد: «و درخواست‌کننده را از خود مران».[69]

در حدیث قدسی آمده است که خداوند به موسی(ع) فرمان داد: ‌«هرچند کم و ناچیز، باید به سائل کمک کنی و او را دست خالی برنگردانی و اگر هم نمی‌توانى، با لطافت و سخن نیکو او را جواب گویى.»[70] حتی در روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: «نیازمند را رد نکنید، هرچند با دادن نیمی از خرما».[71]

در هر صورت، انسان بخشنده از چنان جایگاهی برخوردار است که دست عطاکننده در کنار «یدالله» ذکر شده است. رسول خدا(ص) فرمود:

دست‌ها سه نوعند: دست خد که فوق همه دست‌هاست؛ دست عطاکننده که در کنار «یدالله» است و دست نیازمند که در مرتبه پایین‌تر قرار دارد.[72]

ای جوان مسلمانی که می‌دانی صدقه تو، ودیعه و امانت در پیشگاه پروردگار است و آن را در جایگاه مطمئنی ذخیره می‌کنى، بهتر است این کار را به صورت پنهانی انجام دهی و کسی از این راز آگاه نشود. امام صادق(ع) می‌فرماید:

فضیلت و کمال صدقه پنهانى، بیشتر از صدقه آشکار و علنی است.[73]

اسحاق بن عمار از یاران امام صادق(ع) می‌گوید: روزی امام به من فرمود: برای پرداخت زکات مال، چگونه عمل می‌کنى؟ عرض کردم: فقرا را خبر می‌کنم، به خانه می‌آیند و حقشان را می‌دهم. امام فرمود:

تو با این کار موجبات ذلت و خواری مؤمنان را فراهم می‌کنى. اسحاق مراقب باش و از این کار بپرهیز. خداوند متعال می‌فرماید: کسی که ولیّ‌ای از اولیای مرا ذلیل کند، در حقیقت به جنگ من آمده است.[74]

افزون بر این، خداوند در آیه 264 سوره مبارکه بقره می‌فرماید که صدقات خود را با منت‌گذاری باطل نکنید. در حدیث آمده است:

کسی که صدقه می‌دهد و اعتقاد دارد که کاری برای خودش انجام داده، معنا ندارد که از دیگری توقع اجر و پاداش داشته باشد. نباید انتظار داشته باشی که دیگران به خاطر کاری که به نفع خود انجام داده‌اى، از تو شکرگزاری کنند.[75]

ج) پرداخت زکات

عنوان صدقه در شرع مقدس اسلام، هم بر حقوق واجب مالی مانند زکات اطلاق می‌شود و هم بر انفاق‌ها و اعانه‌های مستحبى. در بحث گذشته درباره صدقه و انفاق مستحبی سخن گفتیم و اکنون درباره زکات که یکی از حقوق واجب مالی است، سخن خواهیم گفت.

اسلام بر پنج چیز بنیان نهاده شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت اهل‌بیت(ع).[76] در آیات قرآن و در روایات، هر جا سخنی از نماز به میان آمده، از زکات نیز یاد شده است: «أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ». (بقره: 43، 83 و 110)

امام باقر(ع) می‌فرماید:

خدا زکات و نماز را قرین هم قرار داده و کسی که نماز بخواند و زکات مالش را ندهد، درست مانند این است که نماز هم نخوانده است.[77]

در برخی از روایات نیز تصریح شده است فردی که زکات مالش را نمی‌پردازد، اصلاً‌مسلمان نیست:

کسی که یک قیراط از زکات را نپردازد، نه شیعه است و نه مسلمان.[78]

پرداخت زکات، موجب رونق، برکت و رحمت الهی می‌شود. امام موسی‌کاظم(ع) می‌فرماید:

اموال خود را به‌وسیله زکات از نابود شدن حفظ کنید.[79]

در سخنی از امام صادق(ع) آمده است:

به یقین، شایسته است خداوند رحمتش را از کسانی که حقوق واجب مالی خود را ادا نمی‌کنند، دریغ کند. قسم به خدایی که همه آفریده‌ها را خلق کرد و روزی آنها را تقسیم فرمود، هیچ مالی در خشکی و دریا از بین نمی‌رود، مگر اینکه در کنارش زکات تعطیل شده باشد.[80]

نپرداختن زکات، اثر وضعی بر روی شخصی که آن را پرداخت نمی‌کند، می‌گذارد. از امام صادق(ع) نقل شده است:

کسی که یک درهم از حقوق واجب الهی را نپردازد، او دو برابر آن را در غیر حق مصرف می‌کند. اگر کسی یک درهم از حقوق الهی را نپردازد، خداوند در قیامت طوقی از آتش به گردن او می‌اندازد.[81]

اگر افراد حقوق واجب خود را پرداخت نکنند، زمین هم برکاتش را از بندگان برمی‌دارد و فقر عمومی به صورت بلای الهی نمایان می‌شود؛ در حالی‌که اگر زکات پرداخت شود، همه انسان‌ها در خیر و سعادت زندگی می‌کنند.

د) الگوگیرى از سخنان و رفتار پیشوایان دینی و بزرگان

جایگاه فرهنگ مصرف در مکتب اهل‌بیت، از مناجات امام زین‌العابدین(ع) با خداوند به‌خوبی نمایان است. آن حضرت در یکی از دعاهای خود می‌فرماید:

پروردگارا! بر محمد و آل او درود فرست و پرده‌ای بین من و اسراف و افزون‌طلبی حایل کن و با در پیش گرفتن انفاق و میانه‌روى، به زندگی من قوام بخش و راه‌های صحیح مصرف و اندازه‌گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتکاب تبذیر برکنار دار.

پیامبر اعظم(ص) و معصومان(ع) که بالاترین نمونه‌های عینی الگوی مصرف در اسلام هستند، همواره کناره‌گیری راهبانه از لذت‌های مشروع را محکوم می‌کردند و خود نیز هیچ‌گاه به رهبانیّت روی نیاوردند. از دیگر سو، آنان دردرباره رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر در زندگی حساسیت فراوانی داشتند. در ادامه به چند نمونه مختصر از رفتارهای بزرگان درباره مصرف می‌پردازیم: بالاترین مرتبه قناعت و مناعت نفس قرار داشتند و

عثمان بن حنیف از طرف امیر مؤمنان علی(ع) فرماندار بصره بود. روزی ثروتمند اسراف‌کاری او را به ناهار دعوت کرد. او این دعوت را پذیرفت و به خانه او رفت و در کنار سفره بسیار رنگین او نشست. امام علی(ع) از این ماجرا آگاه شد و نامه تندی به عثمان بن حنیف نوشت و او را به شدت سرزنش کرد. در قسمتی از این نامه آمده است:

من گمان نمی‌کردم تو دعوت جمعیتی را بپذیری که نیازمندانشان ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند. به آنچه می‌خوری بنگر که آیا حلال است یا حرام؟ آنگاه آنچه حلال بودنش برای تو مشتبه بود، از دهان بینداز و آنچه را به حلال بودنش یقین دارى، بخور. ...هیهات! که هوا و هوس بر من غلبه کند تا غذاهای لذیذ را برگزینم، در حالی‌که ممکن است در سرزمین حجاز یا یمامه کسی باشد که حتی از دسترسی به یک قرص نان عاجز باشد! آیا من با شکمی سیر بخوابم، در حالی‌که در اطرافم شکم‌های گرسنه و جگرهای سوزانی باشند؟[82]

بشر بن مروان می‌گوید: با گروهی به محضر امام صادق(ع) رفتم. حضرت خرما طلبید و با هم به خوردن آن مشغول شدیم. دراین‌میان، یکی از ما هسته خرما را به دور افکند. در این حال، امام دست از خوردن کشید و به او فرمود:

چنین نکن! همانا این کار از تبذیر و اسراف به شما می‌رود و خداوند تباهی را دوست ندارد.[83]

مردی از انصار رسول خدا(ص) درختی داشت که شاخه‌های آن در خانه مرد مستمندی بود. گاهی که آن مرد بالای درخت می‌رفت، دانه‌های خرما در خانه آن مستمند می‌افتاد. او از روی درخت پایین می‌آمد و دانه‌های خرما را از دست اطفال آن مرد مستمند می‌گرفت. آن مرد نزد رسول خدا(ص) رفت و ماجرای خود و صاحب درخت را بیان کرد. حضرت به دنبال صاحب درخت فرستاد و فرمود: ای مرد! درخت خرمای خود را بفروش، من در عوض ضامن می‌شوم که در بهشت خداوند درخت خرمایی به تو عنایت کند.

مرد راضی نشد. حضرت فرمود: به من بفروش، در عوض ضامن می‌شوم که خداوند باغی در بهشت به تو عنایت کند. مرد باز هم امتناع کرد و بهانه آورد که این درخت خرمایش اعلاست و من آن را نمی‌فروشم.

ابوالدحداح که مردی انفاق‌کننده و بخشنده بود، عرض کرد: یا رسول‌الله (ص) اگر این درخت را من از آن مرد خریداری کنم در اختیار شما بگذارم، آیا آن باغ را که در بهشت وعده فرمودید، برای من ضامن می‌شوید؟ حضرت فرمود: آرى.

ابوالدحداح نزد آن مرد رفت و آن درخت را به چهل درخت خریداری کرد و به رسول خدا(ص) بخشید. آن حضرت نیز آن درخت را به آن مرد مستمند و کودکانش انفاق کرد.[84]

فقیه بزرگوار، مرحوم آیت‌الله اسماعیل صالحی مازندرانى، در استفاده از نان بسیار دقت می‌کرد تا اسراف نشود. به همین دلیل، هیچ‌گاه در خانه، نان خشکی جمع نمی‌شد و اگر گاهی نان، بیات می‌ماند، می‌فرمود: امروز، آبگوشت درست کنید تا این نان‌ها استفاده شود. ایشان بسیاری از اوقات، نان‌هایی را که خشک می‌شد، با نم آب، نرم می‌کرد و استفاده می‌نمود.[85]

مشهور است که رئیس‌جمهور شهید، محمدعلی رجایى، برای یادداشت‌های کوچک، برگه‌های سفید را از کاغذهای باطله جدا می‌کرد تا در جای خود و به تناسب موقعیت از آنها استفاده کند. همچنین در ایامی که نخست‌وزیر بود، تعویض موکت فرسوده دفتر نخست‌وزیری را نپذیرفت و گفت: من چگونه نخست‌وزیری باشم که روی موکت با کفش راه بروم، اما باشند مردمی که چیزی نداشته باشند روی آن بخوابند؟[86]

علامه میرزا محمدعلی مدرس تبریزى، نویسنده کتاب ریحانة الادب، از شخصیت‌های درخشنده علم و ادب معاصر است که یکی از آثار گران‌بهای خود را درباره مترادفات زبان فارسى، هنگام صرف صبحانه نوشت.[87]

یکی از اعضای دفتر استفتائات مرحوم امام خمینی می‌گوید: من دو مرتبه وضو گرفتن امام عزیز را دیدم. درست مثل وضوی رسول خدا(ص) که در روایات آمده بود. ایشان فقط برای هر یک از صورت و دست‌ها به یک مشت آب بسنده می‌کرد و با یک مرتبه شستن، وضو می‌گرفت.[88]

یکی از فرزندان آیت‌الله میرزا جواد آقا تهرانی می‌گوید: ایشان هنگام وضو گرفتن، با آب یک قوری معمولى، دو و گاهی سه بار وضو می‌گرفت و از اسراف جداً پرهیز داشت. باقی‌مانده آب وضویش هم در ظرفی جمع می‌شد و می‌فرمود آن را در باغچه خانه بریزید.[89]

مقایسه الگوی مصرف میان جوان ایرانی و غیرایرانی

جواد رحمانى

اشاره

حضرت آیت‌الله خامنه‌اى، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1388 فرمود:

با توجه به اهمیت حیاتی و اساسی مصرفِ مدبّرانه و عاقلانه منابع کشور، سال جدید را در همه زمینه‌ها و امور، «سال اصلاح الگوی مصرف» می‌دانم.

ایشان در تشریح زمینه‌هایی که نیازمند تغییر و تحول جدی است، به موضوع اسراف‌های شخصی و عمومی و مصرف بی‌رویه کشور اشاره کرد و افزود:

اسلام عزیز و همه عقلای عالم بر این نکته تأکید می‌کنند که مصرف باید مدبّرانه و عاقلانه مدیریت شود.

با توجه به اینکه جامعه ما، جامعه‌ای به شدت مصرف‌گراست و در بسیاری از امور، اسراف، مایه تفاخر و تعالی جایگاه اجتماعی مردم شده است، در این نوشته قصد داریم مقایسه‌ای اندک میان الگوی مصرف میان جوانان ایرانی و جوانان دیگر مناطق دنیا انجام دهیم.

مقدمه

در دنیای فن‌آوری و پیشرفت‌های علمی دوران معاصر، جمهوری اسلامی ایران دارای جایگاهی ارزشمند و مهم در سطح جهانی است؛ به‌گونه‌ای که با سیری کوتاه در اخبار علم و فن‌آوری در ایرانِ پس از انقلاب، خواهیم دید که متخصصان جوان ایرانی در این سال‌ها، بارها پدیده‌های نوین علمی ارائه داده و چشم جهانیان را خیره ساخته، آنان را شگفت‌زده کرده‌اند.

بسیاری از دانشمندان خارجی و غربی پس از بازدید از اختراعات جوانان ایرانی و دیدار با نخبگان جوان، موفقیت‌های علمیِ فرزندان این سرزمین را ستوده و انگشت تحیّر به دندان گرفته‌اند. برای نمونه، «امروز ایران به عنوان دهمین کشور جهان به پیشرفت‌های بسیار مهمی در علم پزشکی و درمان بیماری‌های مختلف دست یافته که از آن با عنوان انقلاب پزشکی نام می‌برند».[90]

متأسفانه با وجود تمامی پیشرفت‌هایی که جوانان عزیز ما داشته‌اند، در سال‌های اخیر پیشرفت فن‌آوری و ساخت لوازم رفاهی پیشرفته و عواملی دیگر، سبب شده که خرید کالاهای لوکس و همچنین تهیه کالاهای غیرضرور، به هدف و آرزوی افراد بسیاری به‌ویژه در میان قشر جوان تبدیل شود. این در حالی است که در هیچ دینی مانند اسلام به درست مصرف کردن و صرفه‌جویی سفارش نشده است.

برگزیدن این الگوی مصرف نادرست، در برخی موارد، مشکلاتی چون زندگی قسطى، وام‌های دایمى، مشکلات اجتماعی و خانوادگی و حتی بزهکاری و دزدی را به همراه آورده است.

در بسیاری از موارد، نبود این کالاها نیز تأثیر چندانی بر زندگی نمی‌گذارد. برخی از این کالاها پس از خرید حتی یک بار هم به صورت جدی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. از کفش، لباس و لوازم خانگی گرفته تا گوشی تلفن همراه که بیشتر مردم در سال‌های اخیر همواره درصدد تعویض و خرید آخرین مدل‌های آن هستند.

بدون هرگونه حب و بغض و تنها به تکیه با آمار و ارقام، مصداق‌هایی را از هزینه‌های غیرضروری که برخی جوانان کشورمان انجام می‌دهند، با دیگر کشورها مقایسه می‌کنیم.

1. خرید لوازم آرایشى

تلاش و تمنای نوجوانان و جوانان برای کسب زیبایی بیشتر، سبب رونق بازار فروش لوازم آرایشی و بهداشتی گردیده است.

«ایرانی‌ها از نظر رشد مصرف لوازم آرایشى، رتبه سوم را در دنیا دارند. این در حالی است که بازار قاچاق لوازم‌آرایشی بسیار وسیع است و فرآورده‌های قاچاق معمولاً تقلبی هستند. تقلب در حوزه لوازم آرایشی و بهداشتى، بسیار بیشتر از حوزه غذا و داروست».[91]

«در کشور ما تنها 10 درصد لوازم آرایشیِ موجود در بازار از مجاری قانونی وارد کشور شده‌اند و 90 درصد آن به صورت غیرقانونی وارد کشور می‌شود. ایران پس از عربستان، دومین مصرف‌کننده لوازم‌آرایشی در خاورمیانه است. طبق بررسی‌هایی که زنان جهان را در برمی‌گیرد، مقوله زیبایى، سالانه 160 میلیارد دلار برای زنان جهان خرج دارد و البته در این میان، زنان ایرانی سالانه چیزی حدود یک میلیارد دلار برای زیبایی خود هزینه می‌کنند».[92]

«سرانه مصرف لوازم آرایشی هر فرد در خاورمیانه، سالانه 334 دلار است. امارات متحده عربى، پررونق‌ترین بازار خرده‌‌فروشی محصولات آ‌رایشی و بهداشتی را به خود اختصاص داده است».[93]

«ایران، هفتمین واردکننده لوازم آرایشی در جهان است. سن مصرف لوازم آرایشی نیز به 15 سال رسیده است و این دردر کشورهای توسعه‌یافته، تمایل به آرایش، بیشتر در بین زنان مسن دیده می‌شود که طراوت و شادابی پوست خود را از دست داده‌اند».[94] حالی است که

استفاده بیش از حد از لوازم آرایشى، پدیده‌ای روانی و اجتماعی است و متأسفانه در طی سال‌های اخیر، مردان نیز به سمت مصرف لوازم آرایشی روی آورده‌اند. گرایش به مصرف افراطی لوازم ‌آرایشی در جامعه، و گسترش تبلیغات در مورد این‌گونه کالاها، از نشانه‌های بارز مصرف‌گرایی است و مصرف برخی از این اقلام، نه تنها دارای هزینه‌های هنگفت مالی است، بلکه گاه زیان‌های روحی و جسمی را نیز در پی دارد و مهم‌تر از آن اینکه، افزایش ناگهانی استفاده از لوازم آرایشى، قطعاً نسبتی با آرایش خانم‌ها در منزل ندارد و بیشتر مرتبط با آرایش کردن خارج از خانه است. آیا بِهْ از این نمی‌توان بود؟!

2. هزینه برای جراحی زیبایى

«ایران از نظر تعداد جراحی زیبایی بینی، در دنیا اول است. بعد از ایران، کشورهای امریکا، انگلستان و تا حدی فرانسه در ردیف‌های بعدی قرار دارند. عمل جراحی زیبایی بینی در کشورها به صورت یک کار تقلیدی و ناشی از چشم و هم‌چشمی درآمده است».[95]

پرستیژ عمل جراحی بینی آن‌قدر زیاد است که داروخانه‌ها نیز باند و چسب‌هایی برای باندپیچیِ بینی کسانی که عمل نکرده‌اند، می‌فروشند تا آنها به عمل بینی تظاهر کنند.

«75 درصد متقاضیان زیبایی مشکل روانی دارند. 80 درصد از زنان و 60 درصد از مردان، تمایل به انجام‌دادن عمل جراحی زیبایی دارند که تنها حدود 10 درصد آنها از چهره جدید خود راضی هستند و کار 50 درصد آنها نیز به عمل دوباره می‌کشد».[96]

«رئیس انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی ایران می‌گوید: 60 تا 70 درصد از تقاضاهای جراحی‌های زیبایى، به‌ویژه جراحی بینی غیرضروری است. در کشورمان زنانی را داریم که بیش از 9 بار بینی خود را به تیغ جراحی سپرده‌اند و در واقع از بینی‌شان چیزی نمانده است».[97]

«در حال حاضر، جراحی بینى، شایع‌ترین و درآمدزاترین جراحی زیبایی در ایران است. بیشتر متقاضیان جراحی بینى، جوانان 17 تا 30 ساله هستند. حدود90 درصد از بیمارانی که بینی خود را جراحی می‌کنند، دچار مشکلات تنفسی می‌شوند. هزینه جراحی بینى، بین 300 هزار تا 5 میلیون تومان است».[98]

در کشور ما جراحی بینى پدیده‌ای آشناست، ولی آنچه تازه و غریب است، سرایت‌آن به تمام گروه‌های جامعه و حتی آقایان است. نوجوانان 14 15 ساله نیز برای این‌گونه جراحی‌ها به پزشکان مراجعه می‌کنند؛ در حالی‌که طبق نظر پزشکان، سن مناسب جراحی بینى، 18 سال است.

«در سال 2006 حدود 35000 عمل زیبایی بینی فقط در تهران انجام شد؛ در حالی‌که در انگلستان، 6000 عمل صورت گرفت. ایران در سال 1386، پایتخت عمل جراحی بینى جهان نام گرفته است».[99]

این است حکایت صنعت زیباسازی چهره‌هایی که در کشورمان در پی نارضایتی از مشکل ظاهرشان، دل به تیغ می‌سپارند و زیبایی را به شرط چاقو می‌خرند! آیا ما در جهان کاری جز کوچک کردن بینی‌مان نداریم؟ آیا این‌گونه هزینه‌کردن‌ها، مصداقی از اسراف نیست؟

به قول مقام معظم رهبرى:

آیا جز این است که بیماری اسراف، از لحاظ اقتصادى، اجتماعی و فرهنگى، آسیب‌ها و مشکلات گوناگونی به وجود آورده و آینده کشور را تهدید می‌کند.[100]

3. مدگرایى

«مد» واژه‌ای است که بیشتر و به‌ویژه هنگام خرید پوشاک، وردِ زبان بعضی از خانم‌هاست.

یکی از ابزارهایی که از سوی کشورهای تولیدکننده، برای افزایش مصرف استفاده می‌شود، بحثِ از مد افتاده اعلام کردن کالاهای خودشان است. آنها درباره کالاهایی که عمر طولانی دارند، به گونه‌ای تبلیغ می‌کنند که مصرف‌کننده هرچند وقت یک‌بار کالای جدیدی را بخرد که نمونه روشن این مسئله، لباس و پوشاک زنانه است.

امروزه مد، همانند ویروسی در میان بسیاری از ما ایرانیان پخش شده است. اما باید توجه داشت که لباس و مد، نباید به وسیله‌ای برای اسراف در سرمایه تبدیل شود و باید از هرگونه احتمال تجمل‌پرستی و فخرفروشی به دور باشد و به تقلید کورکورانه از دیگران نینجامد. گاه شخص برای فرار از بی‌هویتی و کامل کردن ضعف شخصیت خود، به ایجاد تغییر دردر واقع، شایسته پوشیدن است که جوان با هویت ایرانی را زیباتر نشان می‌دهد، نه مدگرایى و پیروی از سلیقه دیگران. شکل لباس و نوع آرایش سر و صورت می‌پردازد، آن هم با تقلید از مدهایی که بسیاری از آنها از کشورهای بیگانه سرچشمه می‌گیرد و با فرهنگ اسلامی ما سازگاری ندارد.

بسیاری از اقسام لباس و کفش‌های پاشنه‌‌بلند و نوک‌تیز، مخالف ظرافت و سلامت انسان است. با این حال به سرعت همه‌گیر می‌شود و مورد استقبال مدپرستان قرار می‌گیرد، به طوری‌که دیر یا زود جمع زیادی از آن تقلید می‌کنند. امام علی(ع) می‌فرماید:

بدان که اگر برای چیزهایی که دوست می‌داری یا آنچه خوشایند تو نیست، خود را باز ندارى، هوس‌ها تو را به زیان‌های فراوانی خواهند کشید. پس نَفْس خود را باز دار و از آن نگهبانی کن.[101]

گردانندگان مد برای تبلیغات خود، به‌سبب ویژگی‌های خاص زنان و جوانان، از آنان بهره می‌گیرند. رهبر معظم انقلاب دردر این مورد می‌فرماید: یکی از سخنان خود

به اعتقاد من، گرایش به سمت مدگرایى و تجمل‌گرایی و تازه‌طلبی و افراط در کار آرایش و خودنمایی در مقابل مردان، یکی از بزرگ‌ترین عوامل انحراف جامعه و انحراف زنان ماست. در مقابل اینها، خانم‌ها بایستی مقاومت کنند.[102]

چه بسیارند افرادی که ابزار و لوازم و لباس نو و قابل استفاده خود را تنها به دلیل از مد افتادنِ رنگ یا شکل آن، دور می‌اندازند و لباس و مدِ روز را می‌خرند و در همراهی با مد، هزینه‌های گزافی را متحمل می‌شوند و اسراف می‌کنند. به یقین مدپرستی، آدمی را از اهداف بلند اجتماعی بازمی‌دارد و توان مالی و انسانی جامعه را نابود می‌کند.

مؤثرترین و گسترده‌ترین ایده‌های مد، در فرانسه خلق و به جهان صادر می‌شود. در شرق نیز توکیو، بزرگ‌ترین کانون تولید مد شرق و یکی از مراکز مهم طراحی دنیاست. با نفوذ انکارنشدنی فرهنگ غرب در ژاپن، هنوز هم پارچه‌های نقش‌دار، رنگ‌های شاد و دیگر نمادهای پوشش شرقی را می‌توان در الگوهای ژاپنی دید، ولی ما... ؛ حکایت ما و مد، حکایت خیاطان حقّه‌باز و پادشاه فریب‌خورده است.

«دو خیاط به شهری وارد شدند و پادشاه را فریفتند که ما در فنّ خیاطی استادیم و از آن مهم‌تر اینکه، می‌توانیم لباسی برای پادشاه بدوزیم که فقط حلال‌زاده‌ها قادر به دیدن آن باشند. اگر اجازه فرمایید، چنین لباسی برای شما نیز بدوزیم. پادشاه موافقت کرد و مقدار زیادی طلا و نقره در اختیار آنها گذاشت. خیاط‌ها کارگاهی عریض و طویل دایر کردند و دوک و چرخ و قیچی و سوزن را به راه انداختند و بدون آنکه پارچه و نخ و طلا و نقره‌ای صرف کنند، دستِ خود را چنان استادانه در هوا تکان می‌دادند که گویی مشغول دوختن لباس هستند. روزی پادشاه، صدراعظم و مأموران عالی‌رتبه حکومتی را به دیدن لباس فرستاد و آنها پس از آنکه با ندیدن لباس به حرام‌زادگی خود پی بردند، این حقیقت تلخ را پنهان نمودند و به تمجید از لباس پرداختند. سرانجام نوبت به خودِ پادشاه رسید و به خیاط‌خانه رفت و پس از آنکه او نیز لباس را ندید، پیش خود گفت معلوم می‌شود فقط من یکی در میان این همه حلال‌زاده نیستم. پس در کمال دیرباوری زبان به تمجید از لباس گشود. خیاطان او را لخت و لباس فرضی را بر تن او کردند و آن بیچاره لخت ایستاده بود. سرانجام قرار شد جشن عظیمی در شهر به‌پا شود و مردم نیز لباس تازه پادشاه را ببینند.

مردم در دو سمت خیابان ایستادند و پادشاه لخت با آداب از برابر تمام آنها عبور می‌کرد. مردم نیز که هیچ‌کدام لباسی بر تن پادشاه نمی‌دیدند، از ترس تهمت حرام‌زادگى، فریاد شادی سر می‌دادند. ناگاه کودکی از میان جمعیت فریاد زد: اینکه لباس بر تن ندارد. این چرا لخت است؟ و یکی دو بچه دیگر نیز این حرف را تکرار کردند. دیری نگذشت که جمعیت یک‌پارچه فریاد زدند که: چرا پادشاه لخت است و چرا و چرا؟

اینک تمدن غرب چنین وانمود می‌کند که می‌خواهد برای انسان لباس بدوزد، ولی در واقع او را برهنه ساخته است و هیچ‌کس جرئت نمی‌کند فریاد برآورد که لباسی در کار نیست و حاصل این همه پارچه و مد و چه و چه، برهنگی انسان است. آیا مردمی پیدا می‌شوند که صداقتی کودکانه داشته باشند و جرئت کنند فریاد برآورند؟ چرا آن مردم ما نباشیم؟[103]

4. مصرف آدامس

«ایرانی‌ها با مصرف 45 هزار تن، سالانه بیش از 500 میلیارد تومان آدامس می‌جوند. بیش از 80 درصد آدامس‌های تولید داخلی نیز به کشورهایی چون افغانستان، عراق و تاجیکستان صادر می‌شود و حدود نیمی از آدامس‌های وارداتی از طریق مبادی غیرقانونی و قاچاق به بازارهای کشور تزریق می‌گردد. بیش از 80 درصد آدامس‌های قاچاق را نیز آدامس‌های تقلبی و تاریخ مصرف گذشته تشکیل می‌دهد».[104]

در حالی نوجوانان و جوانان کشور ما برای خرید آدامس مبالغ قابل توجهی هزینه می‌کنند که در برخی از کشورها مصرفدر این کشور به شدت مقابله می‌کند و جریمه‌های سنگینی برای فروش و مصرف آدامس به کار برده و از ورود آدامس به این کشور جلوگیری می‌کند. جریمه انداختن آدامس در سطح شهر و مکان‌های عمومى، برای بار اول بین 500 تا 1000 دلار امریکاست و اگر شخص مجدداً این عمل را تکرار کند، مبلغ جریمه به 2000 دلار نیز خواهد رسید. تنها داروخانه‌های این کشور حق فروش آدامس، آن هم از نوع درمانی را دارند».[105] آدامس به طور کلی ممنوع شده است. «دولت و پلیس سنگاپور با فروش آدامس

5. خرید وسایل مارک‌دار

آیا این جمله را از زبان فروشندگان شنیده‌اید: «خاطرتون جمع باشه، شما پول مارک این جنس را می‌دهید!»

برخی جوانان، عاشق مارک‌های مشهور هستند؛ لباس‌های مارک‌دار، کفش‌مارک‌دار و ساعت مارک‌دار. چنین افرادی حتی برای خرید چیزهای کوچک هم تنها به سراغ مارک‌های بزرگ و معروف می‌روند و حاضرند با صرف وقت زیاد، برای پیدا کردن چنین کالاهایی با سخاوت تمام دست به جیب شوند و مبالغ کلانی را بابت محصولی با مارک مشهور بپردازند.

به همین دلیل، شرکت‌های مشهور، هرچند وقت یک‌بار برای به دست آوردن دلِ این‌گونه مشتریان وفادار، محصول جدیدی را تولید و روانه بازار می‌کنند. اگر دو جنس یکسان، یکی با کیفیت بهتر و دیگری با کیفیت پایین‌تر و مارک معروف‌تر عرضه شود، قطعاً دومی مورد توجه جامعه جوان قرار می‌گیرد. گران‌پوشی و خرید لباس‌های مارک‌دار، تبدِل به امری عادی شده و همه و همه، حتی طبقه متوسط به فکر خرید وسایل مارک‌دار هستند.

نوعی باور غلط فرهنگى موجب شده تا اجناس خارجى، با کیفیت‌تر پنداشته شود و حتی اجناس داخلی با کیفیت، گاه با مارک کشورهای دیگر به نام جنس خارجی فروخته شود. گویا استفاده از کالاهای خارجی و مارک‌دار، به فرهنگی فراگیر تبدیل شده است. در حالی‌که ایران در میان کشورهای اسلامى، بزرگ‌ترین تولیدکننده مانتو به شمار می‌رود، بازار مانتو در چند سال گذشته با پدیده‌ای به نام مانتوهای مارک‌دار خارجی مواجه شده است. به راستى، مانتوهای تُرک و ایتالیایی در کجا تولید می‌شود؟ آیا لباسی که «نشان آدمیت» نیست، نیازمند مارکی مشهور در بالای جیب آن است. ظاهراً این روزها ملاک شهرتِ بعضی از انسان‌ها مارک‌ها هستند؛ در حالی‌که به قول سعدى:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:42 PM - روز سه شنبه 6 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

1. چیستی الگوی مصرف

الف) مفهوم‌شناسی مصرف

مصرف در اصطلاح اقتصادی عبارت است از «ارزش پولی کالاها و خدماتی که از سوی افراد خریداری و تهیه می‌شود.»[1] برخی دیگر در تعریف مصرف می‌گویند: ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهای استهلاک) به دو منظور استفاده می‌شود: بخشی از آن به انباشتن ثروت و پس‌انداز اختصاص می‌یابد و بخش دیگر، صرف تحصیل لذت می‌شود. آن قسمت از درآمد که صرف به دست آوردن لذت می‌گردد، مصرف نام دارد.[2]

در دانش اقتصاد، مصرف، دو گروه عمده خوراکی‌ها و غیرخوراکی‌‌ها را دربرمی‌گیرد. خوراکی‌ها، شامل آشامیدنی‌ها، دخانیات، انواع نان، برنج، گوشت، لبنیات، روغن، میوه و سبزی و غیر‌خوراکی‌ها، شامل گروه‌های پوشاک و کفش، مسکن، اثاثیه منزل، بهداشت و درمان، حمل‌ونقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمی‌ها، خدمات فرهنگی و کالاها و خدمات متفرقه است.[3]

به عبارت ساده، مصرف، یعنی بهره‌گیری از چیزی برای برآوردن یک یا چند نیاز ذاتى. بنابراین، شناخت شیوه‌های درست مصرف و رعایت آن و آشنایی با راه‌های درست استفاده از سرمایه و ابزار کار و لوازم زندگى، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

ب) الگوی مصرف در اسلام و غرب

دنیای غرب می‌کوشد الگوهایی در مصرف به جوامع ارائه دهد که رهاوردی جز فرسایش ثروت و امکانات زندگی آنها ندارد. این تلاش غربی‌ها در محورهای زیر خلاصه می‌شود:

ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف کالاهای تجملی و کم‌فایده؛

گسترش روحیه مصرف‌گرایى؛

انحراف ذهن‌ها از توجه به واقعیت‌های زندگى؛

اعلام پایان روزگار قناعت و فرارسیدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگی لوکس و تشریفاتى.

غرب سعی می‌کند این اهداف را با شیوه‌های گوناگونی مانند تبلیغ و اشاعه مدگرایى، تنوع‌‌طلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی پی‌گیرد و در این راه، از دولت‌ها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامه‌ها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره می‌برد.

بنابراین، پایه‌های الگوی مصرف در غرب عبارتند از:

1. تمتع و بهره‌وری هرچه بیشتر؛

2.‌رقابت و مسابقه در مصرف؛

3.‌تجمل‌گرایی و تشریفات زاید.[4]

آمار و ارقام به‌دست‌آمده در زمینه مصرف انرژی در کشورهای به‌ظاهر پیشرفته نشان می‌دهد این کشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه انرژی در امریکا در دهه 1970 حدود شش برابر مصرف سرانه انرژی در جهان بوده است[5] یا یک فرد فرانسوی سیصد بار بیش از یک فرد رواندایی انرژی مصرفمصرف‌های غیرضرور و صرفاً لوکس اختصاص دارد. می‌کند. نکته قابل تأمل این است که مقدار زیادی از انرژی به

شرکت‌های جهانى، گرچه به اصطلاح، خود را موتور توسعه و عامل اساسی توسعه در جهان می‌دانند، ولی واقعیت چیز دیگری است. آنان به چیزی جز افزایش سود خود نمی‌اندیشند. آلبرت استریدزبرگ، از متخصصان تبلیغات جهانی می‌گوید:

ما باید خود را از شرّ یک سلسله عقاید متعارفی درباره اینکه چه چیزهایی برای رفع نیازمندی‌های مادی فقر لازم است، خلاص کنیم.[6]

انسان اقتصادی در اسلام، مساوی با نیازهای مادی نیست که مصرف او به این نوع از نیازها محدود باشد، بلکه برخی از خواسته‌های معنوی نیز انگیزه مصرف اوست؛ مثل ادای برخی از فریضه‌ها مانند انفاق.

از مجموعه آموزه‌های دینی اسلام می‌توان پایه‌های اصلی الگوی مصرف را در اسلام در موارد ذیل خلاصه کرد: بهره ‌بردن از نعمت‌های الهى؛ اعتدال و میانه‌روی و پرهیز از اسراف و تبذیر که به هر کدام جداگانه می‌پردازیم.

یک بهره بردن از نعمت‌های الهى

در آموزه‌های اسلام، همه آنچه در آسمان‌ها و زمین وجود دارد،‌به پاسخ‌گویی به نیازهای بشری به‌عنوان اشرف مخلوقات مربوط است و از همین رو، از بندگان خود می‌خواهد از آنها به درستی بهره‌برداری کنند. قرآن کریم در موارد متعددی از نعمت‌های الهی با عناوینی چون رزق الهى، طیّبات و زینت یاد می‌‌کند. از نظر اسلام، استفاده از نعمت‌های الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است.

خداوند متعال در آیه 114 سوره نحل می‌فرماید:

فَکُلُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ.

پس، از نعمت‌های حلال و پاکیزه‌‌ای که خداوند روزی‌تان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را می‌پرستید، سپاسگزار نعمت‌های او باشید.

زیبایی و آراستگى، محبوب فطری انسان‌هاست. ازاین‌رو، خداوند متعال نیز که انسان را موجودی اجتماعی آفریده، آموزه‌هایی را برای آراستن به او الهام کرده است تا از این راه، هم مورد پسند و رغبت دیگران باشد و هم با برقراری روابط اجتماعى، نیازهای روحی و مادی جامعه تأمین شود.[7]

از دیدگاه اسلامى، هر چیزی که سبب عیب‌پوشی انسان و آراستگی او گردد، زینت است، مانند کمالات اخلاقی یا لباس‌هایی که موجب آراستگی انسان می‌شود.

از آنچه بیان شد، به دست می‌آید که خداوند متعال نعمت‌های خود را برای همه بندگان، به‌ویژه بندگان نیکوکارش آفریده است و این درست نیست که بگوییم افراد باایمان از نعمت‌های دنیایی بهره نبرند. امام صادق(ع) می‌فرماید:

زمانی که نعمت‌ها وفور یافتند و دنیا به انسان روآورد، بندگان صالح و شایسته و افراد باایمان به استفاه از آنها سزاوارتر هستند.[8]

قرآن کریم می‌خواهد که انسان‌ها از نظر روحی و معنوی به‌گونه‌ای تربیت شوند که با افزایش معرفت در خصوص مقام والای خویش، انگیزه‌شان برای مصرف از حد تأمین نیازهای مادی فراتر رود و تمام مصارف و تلاش‌های ایشان معطوف به ادای وظایف فردی و اجتماعی و خدمت به بندگان خداوند شود. در این صورت، همه تلاش‌های فرد عبادت خواهد بود.

بنابراین، هرگاه اعمال انسان و حتی زندگی مادی او رنگ الهی بگیرد، او همواره در حال عبادت است. در آیه 138 سوره بقره آمده است:‌»رنگ خدایى، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت می‌کنیم.» در تحلیل قرآن کریم، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت‌های الهی و ثروت، به معنای عنایت الهی به شخص یا جامعه مطرح می‌شود؛[9] زیرا بر اساس آیات قرآن، سعادت و خوشبختی واقعی آدمی از راه توحید و سلامت امور اقتصادی و دستیابی به ثروت فراهم می‌شود.[10]

دو اعتدال و میانه‌روى

هرگونه فعالیت اقتصادی شامل تولید، توزیع و مصرف باید بر اساس اعتدال و میانه‌روی صورت گیرد. در قرآن کریم نیز به مسئله اعتدال و قناعت توجه ویژه‌ای شده و به صراحت اعلام گردیده است که در هرگونه تصرف و مصرف آشامیدنی‌ها و خوردنی‌ها باید از اسراف پرهیز شود.[11]

در نگرش اسلامى، مصرف مطلوب، مصرف در حد کفایت است؛ یعنی مصرف برای زندگی و تأمین نیازها که به گونه معقول و منطقی و بر اساس امکانات شکل گیرد، حقوق دیگران در آن رعایت شود و به محیط زیست انسان و دیگر جانداران آسیب نرساند.

قناعت و زهد، از ویژگی‌های ستوده‌شده در دین مقدس اسلام است. این دو صفت سبب می‌شود که فرد به رفع نیازهای خود بسنده کند و برای به دست آوردن زیادی مال به زحمت نیفتد. بنابراین، مصرف مناسب و پسندیده در عرصه‌های گوناگون، مصرف بدون اسراف و در پیش گرفتن راه اعتدال است.

از دیدگاه برخی از صاحب‌نظران، اعتدال و حدّ ‌وسط، مفهومی نسبی است که با اختلاف انسان‌ها، زمان‌ها و مکان‌های گوناگون، تفاوت پیدا می‌کند. ازاین‌رو، ممکن است رفتاری برای فردی اعتدال داشته باشد، ولی برای شخص دیگر رفتار معتدلی نباشد.[12]

امام صادق(ع) نیز درباره معیار اعتدال و اسراف می‌فرماید:

میانه‌روى، کاری است که خداوند عزوجل آن را دوست دارد و اسراف، کاری مبغوض نزد خداوند است. حتی اسرافی که در حد دور انداختن هسته خرما باشد نیز چنین است؛ زیرا آن چیزی است که به کار دیگری می‌آید [مانند خوراک حیوان]، و نیز حتی اگر دور ریختن زیادی آب باشد.[13]

بنابراین، اعتدال در مصرف، یعنی بهره‌گیری از امکانات زندگی به‌گونه‌ای که مستلزم تلف کردن و هدر دادن مال و نیز مازاد بر نیاز نباشد و کمّ و کیف آن، از نگاه عرف، هماهنگ با شرایط زمانی و مکانی و متناسب با شأن و موقعیت مصرف‌کننده باشد.[14]

با آنکه در آموزه‌های دینی بر انفاق تأکید فراوانی شده است، باید در این امر مستحبی نیز اعتدال و میانه‌روى را رعایت کرد. انسان باید در انفاق به دیگران یا انجام دادن امور خیریه به گونه‌ای رفتار کند که بالاتر از شأن انفاق‌کننده نباشد و خود و خانواده‌اش را به زحمت نیندازد. اگر این الگو رعایت شود، تمکن مالی برای انفاق‌های دیگر باقی می‌ماند و فرد برای تأمین نیازمندی‌های شخصی و خانوادگی قدرت خواهد داشت.[15]

سه پرهیز از اسراف و تبذیر

سطح ممنوع مصرف در اسلام، سطح اسراف و تبذیر است. برخی معتقدند اسراف، غیر از تبذیر است. اسراف، یعنی مصرف بیش از شأن (مانند اینکه شخصی با درآمد کم که فقط نیازهای اندک او را برطرف می‌سازد، کالاهای لوکس مصرف کند) و تبذیر یعنی مصرف بیهوده که با اتلاف مال همراه است. برخی دیگر می‌گویند اسراف و تبذیر هر دو یکی هستند.

اگر کسی در میزان یا شکل استفاده از نعمت‌های الهی زیاده‌روی کند و بیش از آنچه نیاز دارد، مصرف کند، اسراف‌کار شمرده می‌شود. قرآن کریم، اسراف را در معنای بسیار گسترده‌ای به کار برده و حتی از اسراف در اعمال و عقاید نیز سخن گفته است. برخی از موارد اسراف در آیات و روایات عبارتند از: خوردن و آشامیدن بیش از حدّ،[16] دادن مال به کسی که شایستگی آن را ندارد،[17] مصرف بیش از شأن در جهت مصالح شخصى،[18] و اسراف در مخارج کیفى.[19]

در حدیثی از امام صادق(ع) نقل است که به یاران خود درباره اسراف فرمود:

کمترین حد اسراف این است که لباسی را که بیرون خانه برای حفظ آبرو می‌پوشى، در داخل خانه نیز بپوشی یا باقی‌مانده آب و غذا را که در ظرف می‌ماند، دور بریزی یا خرما را بخوری و هسته آن را دور اندازى.[20]

در برخی از روایات با صراحت، اسراف و تبذیر از گناهان کبیره معرفی شده است. در روایتی که فضل بن شاذان از امام رضا(ع) نقل می‌کند، حضرت در نامه‌ای به مأمون، به شمارش گناهان بزرگ می‌پردازد و یکی از آنها را اسراف و تبذیر می‌داند.[21]

ج) الگوی مصرف مطلوب در اسلام

شناسایی نیازهای واقعى، رعایت اعتدال و صرفه‌جویی و بهره‌برداری از امکانات را الگوی صحیح مصرف بیان می‌کند. به دیگر سخن، الگوی مصرف، از یک سو راهنمای حرکت درست جامعه در مسیر بخش وسیعی از منابع کمیاب، و از سوی دیگر، عامل تنظیم نیازهای واقعی جامعه است.

به نظر می‌رسد فرهنگ حاکم بر جامعه، از عوامل مؤثر در تعیین الگوی مصرف است؛ زیرا اعمال و تصمیم‌گیری افراد، آیینه تمام‌نمای عقاید، اندیشه‌ها و نوع نگرش به جهان هستی و ارزش‌های مورد پذیرش آنهاست.

معرفی الگوی صحیح در مصرف، آثار فردی و اجتماعی فراوانی در پی دارد. در سطح کلان تا زمانی که امکانات جامعه با نیازها و خواسته‌های افراد آن متناسب نباشد،‌کسب استقلال اقتصادی و رسیدن به عزت و سرافرازی ممکن نمی‌گردد. در سطح فردی نیز بدون پرهیز از مصرف‌های غیرضرور، آرامش روحی و روانی به دست نمی‌آید.

جوان مسلمانی که می‌کوشد برای یافتن مسیر درست در زندگی از وحی و سخنان معصومان بهره ببرد، باید در امر مصرف نیز الگویی در پی گیرد که مطلوب اسلام باشد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های الگوی مصرف اسلامی این است که دارای حدود است. از نظر عالمان اسلامى، در اسلام سه سطح مصرف وجود دارد:‌مصرف مجاز، کمتر از حداقل مصرفمصرف تا مرز اسراف. بنابراین، حد مصرف کافی از نظر اسلام، سطحی است که سختی و دشواری را از زندگی برطرف سازد. و بیش از حداقل

یک دیگرگرایى

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های الگوی مطلوب مصرف این است که جوان مسلمانی که به دنبال سعادت در دنیا و آخرت است، نباید تنها به خود و خانواده‌اش بیندیشد، بلکه باید افزون بر تأمین نیازهای فردی و خانوادگى، ‌به فکر محرومان جامعه نیز باشد. با این کار، ‌روحیه ایثار و فداکاری و دیگر کمالات انسانی در او رشد خواهد کرد و به خودخواهی و کبر و غرور دچار نخواهد شد. قرآن کریم از دیگرگرایی با عنوان انفاق یاد می‌کند و مسلمانان را به انجام آن تشویق کرده است.

قرآن گاهی در وصف خوبان، ‌انفاق را یکی از شاخصه‌های ایمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنی می‌داند[22] و اهمیت انفاق تا حدی است که در برخی از آیات در کنار نماز ذکر شده است.[23] در برخی از آیات نیز تصریح گردیده که انفاق، قرض به خداوند است[24] و خداوند، گیرنده آن است.[25] البته تمام این اجر و پاداش در صورتی است که انفاق به دور از ریا و خودنمایی و تنها با هدف الهی صورت گیرد.

از امیر مؤمنان علی(ع) نقل است که «اگر کسی مالش را در راه خدا صرف کند، خدا در جایگزینی آن مال تعجیل می‌کند.»‌[26] بر این اساس، خداوند وعده داده که به‌گونه‌ای پاداش می‌دهد که هرچه را فرد در راه خدا صرف کرده است دوباره جایگزین شود.

کسی که مالش را در راه خدا صرف نمی‌کند، از آن مال بهره نخواهد برد. کسی که در مصرف مال در راه فرمان الهی و رضای خدا بخل می‌ورزد، گویی از این مال هیچ سودی نخواهد داشت:

کسانی را که طلا و نقره را گنجینه (پنهان) می‌سازند و در راه خدا انفاق نمی‌کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده! (توبه: 134)

دو ایثار و گذشت

دوست من! یک جوان مسلمان همراه با بهره‌برداری از نعمت‌ها و امکانات الهى، باید در حد توان به کمک محرومان جامعه، ‌فقر را در جامعه کم کند و بکوشد با رعایت این الگو به رضایت و خشنودی خداوند برسد. نقطه اوج و مرتبه عالی سخاوت و دیگرگرایى، مقام ایثار است. خداوند ایثارگران را این‌گونه ستوده است:

دیگران را بر خود مقدم می‌دارند؛ هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند. (حشر: 9)

انسان سخاوتمند کسی است که بخشی از مال خود را به دیگری می‌دهد،‌ولی اهل ایثار کسانی هستند که در آنچه نیاز دارند، دیگران را بر خود ترجیح می‌دهند. در روایتی از پیامبر اعظم(ص) آمده است:

کسی که به چیزی نیازمند باشد و دیگری را بر خود ترجیح دهد، مشمول غفران الهی می‌شود.[27]

البته این بدان معنا نیست که انسان آنچه خود نیاز دارد، در اختیار دیگری بگذارد و خود پیش دیگران دست دراز کند، بلکه او باید عزت نفس خود را حفظ کند. در تعبیری از امام صادق(ع) نقل شده است:

خداوند همه اختیارات شخصی انسان را به خودش واگذاشته، مگر جایی که رفتار او موجب ذلت وحقارتش شود.[28]

بنابراین، ایثار کردن نباید به ناتوانی شخص بینجامد و او را برای تأمین نیاز،‌محتاج دیگران کند.

2.‌عوامل و زمینه‌های مصرف‌گرایی در جوانان

الف) رفاه‌زدگى

رفاه‌زده به کسی می‌گویند که از نعمت بسیار برخوردار است، ولی هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد و هیچ منعی را نمی‌پذیرد. بنابراین، رفاه‌زدگى، نوعی تصرف و مصرف کردن ناهنجار و ضد اخلاقی در نعمت‌های الهی است.

صاحبان ثروت، مصرف به شیوه غربی را نشان تمدن و رهایی از عقب‌ماندگی می‌دانند. آنان که لذت‌طلبی بدون حد و مرزی دارند، بیش از نیازهای واقعی خود مصرف می‌کنند و مصرف کردن را ارزش می‌دانند.[29]

آنها می‌کوشند کالاهای لوکس و تجملی را وارد کشور کنند و از این راه، درآمدهای ارزی کشور را صرف واردات این‌گونه کالاها می‌کنند.[30] این گروه با وارد کردن کالاهای مصرفی لوکس مانند لوازم آرایشى، لباس‌های بدن‌نما،‌خودروهای سواری پر زرق و برق، تجمل‌گرایی و مصرف‌زدگی را تبلیغ می‌کنند.

به طور کلی نمی‌توان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا که طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحت‌طلبی را فراهم می‌آورد، می‌گوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی در جامعه می‌شود.

رفاه‌زدگی و افتادن در دام دنیا همواره نابودی جامعه‌ها را در پی داشته است. در کتاب الحیاة آمده است: تکاثر و اتراف، باعث نابودی و شقاوت انسان است و ثروتمندان مترف کسانی هستند که هم خود نابود می‌شوند و هم دیگران را نابود می‌کنند. آنان کسانی‌اند که نسل‌ها را تباه می‌سازند و جامعه را به حضیض بردگی اقتصادی و بی‌حالی و مستی و عقب‌ماندگی می‌کشانند. برای اینکه بر این واقعیت اجتماعی اشراف و اطلاع کامل یابیم، به مسائلی اشاره می‌کنیم که از آثار جدایی‌ناپذیر زندگی تکاثری و اترافی است:

اول: تکاثر و اتراف، جو و حالتی را در نفس انسان پدید می‌آورند که نتیجه‌اش نابودی و تباهی عقل و قلب و دین است.

دوم: تکاثر در داشتن ثروت و زیاده‌روی در مصرف، عواطف انسانی را می‌میراند و پایه‌های فضیلت و اخلاق را منهدم می‌سازد.

این دو، پایه‌های همیاری اجتماعی و تعاون را متزلزل می‌سازد و به این وسیله، اساس توازن و تبادل را نابود و توده مردم را ضایع و هلاک می‌کند.[31]

ابن خلدون نیز در کتاب خود، در فصلی با عنوان «فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، ‌از موانع پادشاهی و کشورداری است» ثروت، رفاه‌زدگى و تن‌پروری را از عوامل مهم سقوط و نابودی اجتماعی می‌شمارد.[32]

ب) الگوگیری از رسانه‌ها

الگوگیرى،‌امری فطری است که از دوران کودکی در انسان وجود دارد. حتماً دیده‌اید که اگر به کودکی لبخند بزنید، او نیز مثل شما لبخند می‌زند. هر چه سن کودک بالاتر می‌رود، تقلید تا حدی حالت هدفدار به خود می‌گیرد و در عالی‌ترین و مطلوب‌ترین حالت، تقلید و تکرار عمل دیگرى، با آگاهی کافی از حُسن کار و هدفمندی است.[33] بنابراین، در تعریف الگوپذیری می‌توان گفت: ‌رضایت فرد به انطباق رفتارش با الگوهای وسیعى، در جهت هماهنگی و انسجام رفتاری با آنها.[34]

براساس اصولی مانند اصل لذت، فردگرایی و توجه صرف به علوم تجربی بود که مادی‌گری در غرب به اوج خود رسید.

آنها با توجه به این اصول و با مطالعه دقیق حالات جوانان، ‌مانند قهرمان‌خواهى، نیاز به محبوبیت،‌خودنمایى، حادثه‌جویى، بلندپروازى، رقابت، استقلال‌طلبی و...، الگوهای جدید و جوان‌پسندی را مطرح می‌کنند.[35]

در این نظام، از روش الگویی بیشترین استفاده برای کسب منفعت بیشتر صورت می‌گیرد. دستگاه‌های تبلیغاتى، اکنون حرف خود را از زبان یک قهرمان ساختگی یا یک شخصیت مزدور می‌زنند و از دیگر سو،‌مشغول پرورش و ساختن قهرمانان و آرایش چهره‌هایی هستند که بتوانند، بهره‌گیری از آنها، جذابیت کاذب به وجود آورند و پیام خود را به طور کامل به مخاطب القا کنند.[36]

در جامعه ما،‌ پس از جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، ارزش‌های اسلامی و فرهنگی به تدریج کم‌رنگ شد و اسراف نکردن، قناعت ورزیدن، ساده‌زیستی و مانند آن به تدریج ارزش خود را از دست داد. در کنار عوامل بسیاری که در این زمینه مؤثر بودند، نقش وسایل ارتباط جمعی بیش از دیگر عوامل بود.

دانشمندان ارتباطات برای وسایل ارتباط جمعی سه کارکرد مهم بیان می‌کنند:

خبری و آموزشى: ‌نقش وسایل ارتباطى، انتشار جریان رویدادهای اجتماعی است، ولی برخی از این وسایل به‌ویژه تلویزیون، اینترنت و ماهواره، با پخش برنامه‌ها و فیلم‌ها می‌کوشند آموزه‌هایی را با مُدهای تازه و مناسب با فرهنگ خودشان به گیرندگان برنامه ارائه کنند.

راهنمایی و رهبرى: رسانه‌ها با توجه به ارزش‌های خاص هر جامعه، باید به عنوان ابزاری در جهت خدمت به ارزش‌ها و هنجارها باشند؛ امری که در کشور ما نادیده گرفته شد و تلاش گردید تا افکار و ایده‌هایی به مخاطب القا شود که با هنجارهای جامعه منافات داشت.

تفریحی و سرگرمى: وسایل ارتباط جمعی می‌توانند با ارائه برنامه‌های گوناگون، اوقات فراغت خانواده‌ها را پر کنند و به طور موقت ذهن آنان را از مشکلات روزمره دور سازند.[37]

در ادامه، به بررسی جریان الگوپذیری جوانان از رادیو، ‌تلویزیون، سینما، ماهواره و اینترنت می‌پردازیم.

اول رادیو، ‌تلویزیون و سینما

امروزه رسانه‌ها به‌عنوان یکی از ابزار سمعی و بصرى، به صورت مستقیم با روح و جان انسان در ارتباط است. رسانه‌ها در کنار نهادهای دیگری که طرز تفکر جامعه را می‌سازند، نقش مهمی بر عهده دارند. بررسی‌های روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد رسانه‌های گروهى، دارای چنان قدرتی هستند که می‌توانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند.

رسانه‌ها از راه ارائه هنجارهای خاص اجتماعى، به افراد القا می‌کنند که رفتار ارائه‌شده در رسانه‌ها، رفتار مناسب اجتماعی است. به این ترتیب، رسانه‌ها با ارائه الگوها و هنجارهای خاص، سبب ایجاد هم‌نوایی در افراد می‌گردند. شرکت‌های بزرگ جهان با استفاده از وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون و رادیو در کشورهای مختلف، می‌کوشند فرهنگ مصرفی را در جامعه رواج دهند.[38]

رسانه‌ها از راه پخش آگهی‌های تجاری در تلویزیون، رادیو و سینما و پخش سریال‌های داستانی و مانند آن می‌توانند بیش از نظام آموزشی بر ذهن مخاطب خود تأثیر بگذارند.[39] در کتاب سیطره جهانی از پروفسور اوانجلینا گارسیا، استاد ارتباطات اجتماعی نقل می‌کند که آهنگ موزیک و شعارهایی که در فاصله هر چند دقیقه از رادیو و تلویزیون پخش می‌شود، به‌ویژه در منازلی که ارتباط افراد با دنیای خارج کمتر است، ‌اثر مهمی را در ذهن شنونده به وجود می‌آورد که او از آن به قالب‌های فکری تعبیر می‌کند.

او معتقد است تبلیغات تجارى، نوعی اتکای روانی در افراد پدیدار می‌سازد و احترام، شخصیت و ارزش افراد براساس آنچه می‌خرند و مصرف می‌کنند، معنا می‌شود.[40]

برنامه‌های صدا و سیما، ‌فیلم‌های سینمایی و تئاترها و انواع آگهی‌های تبلیغی‌ تجاری می‌تواند مردم را به سمت الگویمصرفی مثبت یا منفی سوق دهد. چه‌بسا افرادی که از این راه به سمت مصرف کالاهای لوکس و تجملی هدایت می‌شوند.[41]

همان‌گونه که بیان شد، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دوران جوانى، حس الگوپذیری است. جوانان برای تکوین شخصیت روحی و فکری و اجتماعی خود، همواره می‌کوشند بهترین افراد را الگوی خود قرار دهند؛ گرچه گاه اشتباه می‌کنند و افراد ناشایست را الگوی خود می‌دانند.

دنیای غرب با سوءاستفاده از این ویژگی جوانان، ‌می‌کوشد هنرپیشه‌های فاسد سینما، ورزشکاران بی‌بندو‌بار و خوانندگان بی‌شخصیت را در مقام الگوی کاذب به جوان معرفی کند. امروزه، وضعیت ارتباطات رسانه‌ها در کشور به گونه‌ای است که ایمان و هویت جوانان به تاراج می‌رود. اگر به خوبی بنگریم، می‌بینیم که در دوره‌اى، هنرپیشه‌هایی مانند اوشین الگو بودند و اکنون یانگوم و جومونگ؛ و حتی در برخی از خانواده‌ها سبک غذای کُره‌ای جای خود را باز کرده است.

استفاده از نام‌های غربی و نامأنوس بر روی فرزندان، تابلوها و شرکت‌ها، مد، تبلیغ کالاهای لوکس خارجى، تجمل‌گرایی و...، از دیگر مصداق‌های الگوپذیری از رسانه‌هاست.

رسانه‌های عمومی به دنبال عرضه کالاهایی هستند که موردپسند مردم و برای رسانه‌ها از نظر اقتصادی سودمند است. اساس کار رسانه‌ها را محورهایی تشکیل می‌دهد که از راه آن به پول و سرمایه بیشتری برسند و یکی از این محورها، تبلیغ آگهی‌های گوناگون تجاری و تبلیغاتی است.

برخی عنوان می‌کنند که آگهی‌های تجاری به نفع مصرف‌کننده تمام می‌شود؛ چون از این راه، فروش انبوه کالاها آسان می‌شود و فروش انبوه، تولید انبوه را به همراه دارد. اما اقتصاددانان معتقدند آگهی انبوه به جای کاهش قیمت‌ها، سبب تورم قیمت کالاها می‌شود. افزون بر این، رسانه‌ها در تبلیغ، هیچ‌گونه مسئولیت و نظارتی بر کیفیت کالاها ندارند و هرکه پول بیشتری بپردازد، در اولویت قرار می‌گیرد.[42]

همچنین در بیشتر فیلم‌های سینمایی و سریال‌های ایرانی، به هنرپیشه‌ها تازه‌ترین لباس‌های مُدشده را می‌پوشانند و در هر صحنه از فیلم، لباس‌ها و زیورآلات جدیدی جایگزین می‌شود. در کشور ما، بیشتر فیلم‌ها در خانه‌های بزرگ و بسیار زیبا ساخته می‌شوند. وسایل خانه مانند مبلمان، سرویس غذاخورى، آشپزخانه و وسایل آن، آخرین مُدهایی هستند که به کار می‌روند.

تقلیدهای شگفت‌آور از انواع آرایش مو و لباس وحرکات هنرپیشگان فیلم‌های غربى، بلافاصله پس از نمایش آن فیلم‌ها دردری آشکار است که صاحبان مؤسسات و شرکت‌های تجارى، در سال، صدها میلیون دلار به سازندگان فیلم‌ها و هنرپیشگان برای مد کردن و تبلیغ پاره‌ای از کالاهای خود می‌پردازند؛ هرچند کالاهای بی‌ارزش و نامرغوبی باشند.[43] خیابان‌های تهران، آن‌چنان به چشم می‌خورند که می‌توان گفت یک شبه مانند قارچ پا به عرصه وجود می‌نهند. دنباله‌روی تماشاگران از قهرمانان فیلم‌ها به ق

بیشتر فیلم‌های ایرانى، خانواده‌های طبقه بالا را به نمایش می‌گذارند که تقلید طبقه متوسط و پایین را از آنان در پی دارد. به بیننده طوری القا می‌شود که هرکس ماشین، مبلمان، تلفن همراه، رایانه و مانند آن نداشته باشد، بیچاره است. حتی در برنامه‌های خانوادگی و ترکیبی نیز چنین روندی را شاهد هستیم.

در برنامه آموزش آشپزی «بهونه» که با اجرای سامان گلریز پخش می‌شود، گرچه ادعای سازندگان برنامه این است که غذاهای ساده و کم‌خرج را آموزش می‌دهند، ولی انتخاب نوع وسایل آشپزی مانند همزن و مخلوط‌کن، تابه و دیگ که همگی مارک‌های خارجی دارند، چیدمان آشپزخانه،‌گاز فر صفحه‌ای ومانند آن ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی است. حتی در این برنامه، مارک ظروف آشپزخانه Dessini معرفی می‌گردد که از شبکه‌های ماهواره‌ای نیز تبلیغ می‌شود.

در برنامه «به خانه برمی‌گردیم» که هر روز عصر از شبکه تهران پخش می‌شود، در یکی از بخش‌های کارشناسى، دکوراسیون‌خانه آموزش داده می‌شود. در حالی‌که بسیاری از خانواده‌های جوان ایرانی اجاره‌نشین هستند و در آپارتمان‌های با متراژ کم زندگی می‌کنند، خانم کارشناس درباره نحوه قرار گرفتن میز کنسول در راهروی خانه و وسایل لازم برای تزیین آن صحبت می‌کنند.

در حقیقت، رسانه ملی در سالیان اخیر، عامل اصلی ترویج مصرف‌گرایی در میان خانواده‌ها و جوانان بوده است؛ چراکه رسانه ملی کالا را تبلیغ نمی‌کند، بلکه مصرف را تبلیغ می‌کند.

دوم ماهواره و اینترنت

پیشرفت روزافزون فن‌آوری و در نتیجه، به وجود آمدن شبکه‌های ارتباطی و ماهواره‌ای بر تمام زوایای پنهان و آشکار زندگی تأثیرگذار بوده است. رسانه‌های گروهى، فاصله میان سطوح گوناگون را از بین می‌برد و با کمک تبلیغات می‌کوشد تا با رواج مُدهای جدید، امیال جدیدی را در افراد به وجود آورد. به عبارت دیگر، تولیدکنندگان با تبلیغ و تلفیق این‌گونه نیازهای کاذب و با تغییر جایگاه نیازها و تقاضاها، سعی در فراهم آوردن شرایطی دارند تا فرد بر اساس آن، نیازهای کاذب ایجادشده، مانند لباس با طرح نو و مُد جدید را جایگزین نیازهای اساسی خود کند.

در این میان، ماهواره و اینترنت نقش مهمی در ترویج و جهانی شدن مصرف یک کالا بازی می‌کنند؛ زیرا مُد جدید، نیازمند تقاضا و بازاریابی است. بنابراین، این‌گونه وسایل، نقش بارزی در اشاعه فرهنگ مصرفی در جوامع دارند؛ زیرا بسیاری از مدل‌های رایج آرایشى، پوششی و...، از سوی تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان از مدل‌های ماهواره‌ای و اینترنتی الگوبرداری می‌شود.

در برنامه‌های ماهواره‌اى، جدیدترین لباس‌های فَشِن از معروف‌ترین طراحان لباس جهان نمایش داده می‌شود. از زنان برای تبلیغ خمیردندان، وسایل آرایشی و ظروف آشپزخانه بهره برده می‌شود و بیشتر تبلیغات در مورد رژ لب، کرم‌پودر، قرص‌های لاغرى، نوشیدنی‌های انرژی‌زا و... است که به سرعت در جامعه رواج می‌یابند.

در کشور ما دسترسی به شبکه‌های ماهواره‌ای به دلیل امکان تهیه آسان و ارزان تجهیزات دریافت برنامه‌های ماهواره، بسیار آسان است و بیشتر جوانان به دیدن برنامه‌هایی تمایل دارند که آنها را در برنامه‌های داخل کشور نمی‌یابند و در واقع به خاطر برنامه‌های مبتذل از ماهواره استفاده می‌کنند.[44] این روند سبب شده که بسیاری از جوانان و به‌ویژه دختران به آرایش چهره و خرید لوازم آرایشی روی آورند. به گزارش ذیل دقت کنید:

گرایش روزافزون زنان، دختران و دختران کم سن و سال به استفاده بی‌رویه از لوازم آرایشى، به مرز بحران رسیده و نگرانی‌های عمیقی را برانگیخته است و موج فزاینده استفاده از لوازم آ‌رایشى، چنان سرسام‌‌آور است که مهار این بحران دشوار به نظر می‌رسد.

چشم‌روشن‌ها، لنز تیره می‌خواهند؛ چشم‌تیره‌ها، لنز روشن. اگر پوست دختری برق بزند، مات‌کننده چاره‌کار است؛ در این صورت دیگر برق نمی‌زند. گاهی به علت نوع پوست یا هزینه بالای جراحی با لیزر، ترمیم آسیب‌های صورت ممکن نیست. در این هنگام است که انواع پودرها و لوازم آرایشی سفیدکننده به کار می‌رود. در بیشتر اوقات، زنان و دختران جوانی که عارضه‌ای در صورت ندارند وشادابی و طراوت پوست آنها، در حالت معمولی است، به طور بی‌وقفه، از لوازم زیباکننده استفاده می‌کنند. این افراد، شب‌ها که به منزل بازمی‌گردند، با شیرپاک‌کن‌های مختلف و صابون‌های رنگی متفاوت، شلوغی و آرایش چهره‌هایشان را که در اثر استفاده بی‌رویه مواد آرایشى، حالتی زمخت و مکدّر پیدا کرده، مرتب می‌کنند.[45]

همچنین تبلیغات ماهواره‌ای سبب شده است که بسیاری از افراد به سمت جراحی‌های زیبایی بروند. استفاده از ژل‌های غیردایم نیز بسیار روایج یافته است و از آن برای گونه‌گذارى، افزایش حجم لب و برطرف کردن چین و چروک پوست استفاده می‌کنند. استفاده از این ژل‌ها در کشورهای اروپایی و امریکایی برای افراد با سنین بالاست، ولی در ایران، افراد زیر هیجده سال برای این کار اقدام می‌کنند. [46]

درباره اینترنت نیز وضع همین‌گونه است. امروزه سهم رسانه‌هایی مانند تلویزیون و رادیو در پُر کردن اوقات فراغت جوانان بسیار کاهش یافته است و سهم ضبط صوت و رسانه‌هایی مانند اینترنت بیشتر شده تا بتوانند از راه فعالیت‌های آنلاین و غیر آنلاین، مانند به اشتراک گذاشتن موسیقى، گوش دادن به موسیقى، بازی‌های رایانه‌ای و.. اوقات خود را بگذرانند. به همین نسبت، تمایل افراد برای یاد گرفتن سازهای موسیقی افزایش یافته است.

ج) مُد و مُدگرایى

اگر به چهره افرادی که در خیابان‌ها می‌بینیم، دقت کنیم، بارها افرادی را با ابروهای تیغ‌زده، موهای سیخ‌سیخى، شلوارهای تنگی که تا دیروز آن‌قدر گشاد بود که به زور به کمر بسته می‌شد، بلوزهای تنگ با مارک‌ها و شکل‌های عجیب، شال‌هایی که فقط وسط سر را می‌پوشانند، می‌بینیم. سخنی که آنها می‌گویند این است که «مُد است».

شاید بتوان ریشه تاریخی مُدگرایی را به زمان قاجار رساند. از اوایل سلطنت فتحعلی شاه قاجار که پای مستشاران خارجی به ایران باز شد، پدیده‌های نوظهور غربی نیز به تدریج به ایرانیان شناسانده شد و آداب و رسوم فرنگی که ابتدا از سوی خاندان سلطنتی تقلید شده بود، به مرور در طبقات زیرین اجتماع نیز نفوذ پیدا کرد.

ناصرالدین شاه، نخستین شاه ایران بود که به طور رسمی به فرنگ سفر کرده و توانسته بود مظاهر نوپای تمدن غربی را از نزدیک ببیند. او با هدیه‌هایی که از سفر اروپا برای حرم‌سرای خود آورد، تغییری در پوشش بانوان طبقات بالای جامعه داد. سلطنت پنجاه‌ساله این شاه مستبد، سرآغاز آشنایی ایرانیان با تمدن غربی بود. فرستادن افرادی به فرنگ برای تحصیل از سوی عباس میرزا و بازگشت آنها پس از اتمام تحصیل به ایران، آشنایی ایرانیان و به‌ویژه دربار با ماشین‌آلات صنعتی و غربى، آمدن سینما توگراف، تأسیس مدرسه جدید دارالفنون و روزنامه‌ها، همه و همه مؤلفه‌های این آشنایی بودند.

این جریان تا زمان سلطنت دیکتاتوری رضاشاه ادامه یافت. رضاشاه که با کمک انگلیس توانسته بود نظام حاکم را دردر تنها سفر خود به ترکیه، تحت‌تأثیر مظاهر و فرهنگ غربی قرار گرفت و به این نتیجه رسید که تنها راه پیشرفت ایران، ملبس شدن و متظاهر شدن به تمامی ظواهر فرنگی است. رضاشاه با فرمان کشف حجاب و متحدالشکل شدن لباس، نخستین گام را در راه مبارزه با سنت ایرانی و اسلامی برداشت. روند تحول به تدریج در ظاهری‌ترین شئون فرهنگى و اجتماعى، یعنی نوع پوشش مردان و زنان اثر همه‌جانبه‌ای گذاشت که یکی از پی‌آمدهای آن، شیوع مد و مدگرایی در ایران است.[47] دست گیرد،

مدها، الگوهایی فرهنگی هستند که از سوی بخشی از جامعه پذیرفته می‌شوند و دوره زمانی نسبتاً کوتاه دارند و سپس فراموش می‌گردند.[48] بنابراین، مدگرایی آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و شیوه زندگی و رفتار خود را براساس آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آنکه الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن پیروی کند.[49]

امروزه، پیروی از مد نه‌ تنها در نوع پوشش جوانان، بلکه در بخش‌های مختلف زندگی افراد تأثیر دارد. از سبک لباس و آرایش‌های ظاهری گرفته، تا وسایل منزل و حتی گرایش‌ها و علاقه‌های خاصی که در قشری از جامعه ناگهان بیش از دیگر علایق مورد پسند قرار می‌گیرد، مانند روی آوردن به ورزش یوگا و ایروبیک تقاضا برای جراحی‌های پلاستیک و سفر به دبى.

مُد به خودی خود بد نیست، ولی آنجا که شکل افراطی به خود می‌گیرد، خطرناک است. مدگرایى افراطى، نشان‌دهنده تزلزل و بحران هویت افراد جامعه است. در این وضعیت، جامعه دچار انحراف شده است و افراد می‌کوشند خود را به یک نوع مدل و گرایش خاصی نسبت دهند. مدگرایى افراطى، سبب از بین رفتن اراده مدگرایان می‌گردد؛ آنگاه که آنان در انتخاب نوع پوشش از خود اختیاری ندارند و مطیع مد می‌شوند.

جوانی که شیفته مد و فرهنگ کشور دیگر می‌شود، حاضر نیست در مقابل آن کشور بایستد و از خاک خود دفاع کند. حتی گاهی اوقات دیده می‌شود که جوانان، لباس‌هایی به تن می‌کنند که پرچم کشور بیگانه یا نام آن کشور بر آن نقش بسته است. مُد و مدگرایی مظاهری در جامعه داشته است. خرید اجناس مارک‌دار و مصرف کالاهای ساخت خارج، از آن نمونه‌اند که اینک به آنها می‌پردازیم.

یک خرید اجناس مارک‌دار

یکی از مظاهر مصرف‌گرایی در میان جوانان، استفاده از پوشاک مارک‌دار است. منظور از لباس‌های مارک‌دار، لباس‌هایی هستند که به نحوی مانند نحوه دوخت از جهت گشادی و تنگى، ترکیب رنگ، کوتاهی و بلندی و نوشته‌های روی آن، نشانه فرهنگ غرب است. امروزه، رنگ و شکل و مارک اجناس است که قیمت آنها را مشخص می‌کند و گران‌پوشی و خرید لباس‌های مارک‌دار، به امری عادی تبدیل شده است.

اگر سری به مراکز اصلی خرید تهران بزنیم، با قیمت‌های باورنکردنی روبه‌رو می‌شویم که به قول فروشنده، تنها پول مارک این اجناس را می‌پردازیم.

حتی در برخی مراکز، مانتوهای ترک و ایتالیایی عرضه می‌شوند. اما جای این سؤال باقی است که چگونه بازار ایران که یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان مانتو و چادر در میان کشورهای اسلامی است، از مانتوهای ایتالیایی(!) اشباع شده است.

حتی در نمایشگاه بین‌المللی مد و لباس که چندی پیش در محل دایمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران برپا شد، با وجود ادعای برگزارکنندگان آن که سعی داشتند از نهادهای ایرانی و اسلامی بهره بگیرند، اجناس مارک‌دار عرضه شد. این نمایشگاه، بیشتر معرف پوشش و‌آرایش مدل‌های ماهواره‌ای بود؛ به‌‌ویژه در مورد پوشاک آقایان که عمدتاً لباس‌های مارک‌دار خارجی با تبلیغ گسترده عرضه می‌شد.

شاید یکی از دلایل عمده‌ای که تولیدکنندگان و طراحان خارجی توانسته‌اند در سطح جهانی برای خود جایی باز کنند، آشنایی آنها با مبانی روان‌شناختی تأثیرگذاری و به‌کارگیری روش‌ها و اصول فنی مناسب در کار است.

دو مصرف کالاهای ساخت خارج

در حال حاضر، بیشتر بیلبوردهای سطح شهر تهران در تسخیر شرکت‌های خارجی است و حتی از ورودی شهر و محل پرداخت عوارض می‌توان این فضا را مشاهده کرد. فضای تبلیغاتی تهران و دیگر کلان‌شهرها، اعم از تابلوهای اعلانات خیابانى، بدنه اتوبوس‌ها و ایستگاه‌های مترو را تبلیغ کالاهای خارجی پُر کرده است. اگر هم تبلیغی از کالاهای داخلی صورت می‌گیرد، مربوط به کالاهایی است که ترکیبی از کالاهای خارجی است مانند چاى، که تنها بسته‌بندی آن داخلی است. بسیاری از جوانان، خرید کالای خارجی را نشانه تثبیت موقعیت اجتماعی خود می‌دانند و مصرف کالاهای خارجی را بر تولیدات داخلی ترجیح می‌دهند. درباره علت این رفتار، دلایل فراوانی عنوان می‌شود که می‌توان به تبلیغات جهانى، سودجویی برخی از تولیدکنندگان داخلی و کیفیت پایین کالاهای داخلی اشاره کرد.

این گرایش به حدی شدید است که حتی کودکان نیز بسته‌بندی‌های پرزرق و برق اسباب‌بازی‌ها و آدامس‌های خارجی را می‌پسندند؛ معضلی که به‌ویژه درباره دختران مشهود است و هنوز عروسک‌های ملی نتوانسته‌اند جایگزین عروسک غربی «باربی» شوند.

در این میان، برخی از تولیدکنندگان داخلی نیز کالاهای خود را با انواع مارک‌های خارجی به فروش می‌رسانند. این روند، آثار نامطلوبی بر جای خواهد گذاشت و ممکن است این باور در ذهن همگان شکل گیرد که غرب از هر جهت بهتر است و بنابراین، رواج خوراک، پوشاک و آداب و رسوم و نوع تربیت فرزندان به شیوه غربی پسندیده است.[50]

عوامل و زمینه‌های مدگرایی در میان جوانان عبارتند از:

یک نوگرایى

یکی از ویژگی‌های دوره جوانى، نوگرایی و تمایل به تجدد است. جوان به دنبال چیزهایی است که نو هستند و چیزهای تازه را انتخاب می‌کند. به دلیل این روحیه در جوانان، آنان به اشعار تازه و نو علاقه‌مند هستند و به سمت اجناسی کشیده می‌شوند که به روش تازه‌ای معرفی و عرضه می‌گردند.

تمایل به امروزی شدن و نوگرایی در هر جوانی وجود دارد و نشان‌دهنده نیاز او به شکستن قالب‌های موجود و فاصله گرفتن از هنجارهای گذشته است تا از این راه هویت مستقلی به دست آورد.

جوانان بنا به میل ذاتی خود، تنوع‌طلب و خواهان تغییر و تحول هستند. بنابراین، آنها علاقه دارند خود را به شکل افراد و گروه‌های محبوب اجتماعی یا سوپراستارهایی درآورند که تبلیغات زیادی روی آنها صورت می‌گیرد.

دو چشم و هم‌چشمى

رقابت و چشم و هم‌چشمى، از دیگر زمینه‌های رواج مدگرایی در میان جوانان است. اگر رقابت در جهت صحیح صورت گیرد، سبب پیشرفت و تکامل انسان می‌شود، اما اگر به سمت امور مادی و مدپرستی هدایت شود و فرد بکوشد با نوع پوشش و آرایش خود از دیگران عقب نماند، سرانجام خوبی نخواهد داشت.[51]

گاهی اوقات افراد طبقه پایین سعی می‌کنند هرچه بیشتر شبیه افراد طبقات بالا شوند. از دیگر سو، افراد طبقات بالا که می‌بینند بین آنان و افراد دیگر طبقات تفاوتی نیست، می‌کوشند با خرید کالاها و لباس‌های گران‌قیمت، مانع شبیه شدن افراد طبقات پایین شوند.[52]

یکی از صاحب‌نظران می‌گوید که مُد، یکی از ویژگی‌های هم‌رنگی با جماعت است که سعی می‌کند افراد را با یکدیگر هم‌رنگ کند. او معتقد است که مد، برعکس تشریفات، سبب می‌شود افراد شبیه اشخاص طبقه بالاتر شوند و در حقیقت نوعی رقابت بین افراد است.

طبقات متوسط و پایین با مشاهده ولخرجی‌های ثروتمندان، خود را در دام مصرف غیرمنطقی گرفتار می‌کنند و مصرف را نوعی منزلت اجتماعی می‌پندارند. هم‌چشمی سبب می‌شود که فرد مانند افراد فامیل، همسایه یا دوست یک لباس بخرد که نیاز واقعی به آن ندارد یا مراسم ازدواج و مهمانی دوستانه خود را طبق عادات طبقه ثروتمند برگزار کند.

ممکن است چنین فردی به تغییر دکورخانه، خرید لوازم لوکس و غیرضرور دست بزند که اصلاً به آنها نیاز ندارد. این امر به زندگی اقساطی می‌انجامد و در حقیقت، درآمدی را که باید به مصرف بازسازی اقتصادی می‌رسید، به جیب آرایشگران و فروشندگان می‌ریزد.[53]



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:40 PM - روز سه شنبه 6 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اهميت بهره‌وري
خوشبختي، سعادت و بهره‌وري هر ملتي وابسته به كار و تلاش همه اقشار جامعه است و بهره‌وري معياري براي ارزيابي عملكرد اين فعاليتها و تلاشها در بخشهاي مختلف اجتماعي ـ اقتصادي است. بهره‌وري به وسيله نسبت مطلوبيتهاي حاصله (ستانده‌ها) بر منابع وآنچه كه براي حصول به نتيجه صرف شده (داده‌ها) بيان مي‌شود. اين نسبت يكي از مهمترين شاخصهايي است كه ثمربخشي فعاليت‌ها را نشان مي‌دهد. ايجاد زمينه رشد فرهنگي، قدرت ملي، رفاه و آسايش مردم نياز به عملكرد صحيح اقتصادي كشور دارد. توسعه اقتصادي نيز وابسته به حجم توليد و قابليت در عرصه بازارهاي جهاني است. ارتقاء بهره‌وري كه توان توليد محصولاتي با كيفيت بالاتر و هزينه كمتر را ايجاد مي‌كند، فراهم كننده امكان اين رقابت مي‌باشد.

لذا توجه به بهره‌وري امري اجتناب‌ناپذير براي ادامه بقاء و توسعه فعاليت‌هاي يك موسسه يا رشد و توسعه اقتصادي يك ملت است. پيشرفتهاي اقتصادي بنا به مزيتهاي ملي و منطقه‌اي و نيروي فكر و انديشه منابع انساني هر كشور محقق مي‌شود. ماشين‌آلات، تجهيزات و حتي دانش‌فني و روشهاي توليد و عمليات همه ابزاري در دست انسانهاست كه در راه اهداف بكار گرفته مي‌شوند و تنها هوشمندي در فعاليت‌ها كه مترادف با نگرش بهره‌وري است، مي‌تواند فعاليت‌ها را جهت داده و عملكرد نظامها و مجموعه‌ها را داراي ارزش و اعتبار كند. دنياي رقابتي توليد و تجارت بر محور بهره‌وري قرار دارد و آنكه بهره‌ورتر است، موفق‌تر خواهد بود.


به صورت يك نگاه كلي به دلايل اهميت بهره‌وري مي‌توان موارد زير را برشمرد:

1ـ منابع، امكانات و قابليت‌هاي محدود هر كشور كه چهارچوب‌هاي پيشرفت و توسعه آينده آن را معين مي‌كنند، در مقابل جمعيت فزاينده كشورها و رشد توقعات مردم آنها ناچيز هستند. اين در حالي است كه منابع تجديدناپذير جهان رو به اتمام است و رشد منابع تجديدپذير هم به هيچ‌وجه جوابگوي رشد جمعيت نيست. اين زنگ خطري براي ملل دنيا به ويژه كشورهاي تك محصولي است كه لزوم استفاده از امكانات به صورت بهره‌وري را بارز مي‌سازد.

2ـ در حالي كه افزايش تورم در اقتصاد معلول عوامل مختلفي است، نبود رشد بهره‌وري را يكي از عوامل اصلي تورم دانسته‌اند؛ زيرا تورم ناشي از افزايش مستمر در قيمت فروش محصولات يا خدمات است. چنين افزايشي غالباً ناشي از كمبود عرضه يا افزايش تقاضاست. شايد ساده‌ترين راه ممكن جهت دستيابي به درآمد بيشتر براي عرضه‌كنندگان كالا يا خدمات، انتقال بار بر دوش مصرف‌كنندگان است و لذا توليدكنندگان به جاي افزايش بهره‌وري، اقدام به افزايش قيمتها مي‌كنند كه اين خود موجب افزايش هزينه‌هاي توليد و كاهش بهره‌وري مي‌شود.

3ـ اثر فرهنگي و تبليغي ارتقاي بهره‌وري در ارائه خدمات عمومي به قدري زياد است كه گاهي معيار قضاوت در مورد فرهنگ يك ملت قرار مي‌گيرد. اصولاً دليل اصلي عدم دستيابي كشورهاي توسعه نيافته به بهره‌وري را مي‌توان مشكلات فرهنگي آنها دانست.

قطعاً براي توفيق در بهره‌وري بايد به عنوان اولين گام به فرهنگ‌سازي بپردازيم.

يكي از آفت‌هاي درآمدهاي نفت كه خرج كردن از ثروت ملي است، رشد مصرف و مصرف‌گرايي، افت كار و خلاقيت و تلاش و گرايش به سمت كارهاي كم زحمت و پردرآمد است. اين فرهنگ بايد به سمت فرهنگ تلاش، سازندگي، توليد، كارآفريني و توانمندشدن تغيير جهت دهد. مردم بايد در اين جهت بسيج شوند، اداره امور كشور بر اين اساس ساماندهي و هدايت شود، درآمدهاي عمومي و تسهيلات صندوق ذخيره ارزي صرفاً به سمت و سوي گسترش زيرساخت‌ها و ظرفيت‌هاي توليدي جهت يابد و از آن نبايد به عنوان منبعي مفت و ارزان براي حل و فصل مشكلات جاري و ضعف‌هاي برنامه‌اي و مديريتي بهره گرفت. فرهنگ عمومي بايد به رفتارهاي هم جهت با بهره‌وري تغيير و همراه شود و بايد به عنوان يك ضرورت مهم بهره‌وري در سرلوحه آموزش‌هاي عمومي و رسانه‌هاي كشور قرار گيرد.

4ـ نظريه شاخص بهره‌وري و انتخاب فعاليت‌هاي كليدي بر اين مساله تاكيد مي‌كند كه باتوجه به مشكل اساسي كشورهاي در حال توسعه (پايين بودن نرخ رشد توليد)، در انتخاب اولويتهاي اقتصادي ـ صنعتي جهت سرمايه‌گذاري بايد آن بخش‌هاي مورد توجه قرار گيرند كه در استفاده از منابع توليد صرفه‌جو بوده و بيشترين رشد اقتصادي را ايجاد كنند.

5ـ نقش مهم بهره‌وري در اشتغال غيرقابل ترديد است. از نقطه نظر اقتصاد كلان، شرط لازم براي رشد اقتصادي پيوسته و اشتغال كامل بهره‌وري نيروي كار است و افزايش بهره‌وري نيروي كار باعث مي‌شود كه همان ميزان توليد با منابع كمتري انجام گيرد و بنابراين منابع اضافي مي‌تواند براي افزايش ظرفيت كارخانه جهت توليد بيشتر همان كالا يا كالاي ديگر سرمايه‌گذاري شود. بدين ترتيب با افزايش بهره‌وري سرمايه‌گذاي‌ها، كالا و خدمات بيشتر و اشتغال بيشتر و توسعه بالاتر و در نتيجه رفاه بيشتري در اختيار مردم قرار مي‌گيرد.

6ـ بديهي است كه مجراي اصلي هرگونه راهبرد ملي نيازمند افزايش بهره‌وري است.

7ـ پيشرفت ملت و كشور، رشد و توسعه و تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي مستلزم دانش و فناوري، سرعت و تحول، تدبير و برنامه‌ريزي و بهره‌برداري مناسب از امكانات و ظرفيت‌هاست.

نتيجه‌گيري

با عنايت به مطالب مطروحه، مي‌توان اينگونه نتيجه‌گيري كرد كه در ابتدا بايد حوزه‌هاي مرتبط با اصلاح الگوي مصرف تفكيك شوند و نيز بايد به اين نكته توجه كرد كه چه سهمي از پايين بودن شاخصهاي بهره‌وري مربوط به قوانين و خلأهاي قانوني، چه سهمي مربوط به حوزه دولت و چه سهمي مربوط به مردم است تا از اين طريق اولويتها و ضرورتهاي موجود در مسير ارتقاي بهره‌وري مشخص گردد.

اصلاح الگوي مصرف ابتدا بايد از دولت آغاز شود. دولت مي‌تواند با اتخاذ سياستهاي مناسب، مثل قيمت‌گذاري مناسب حامل‌هاي انرژي، هدفمند كردن يارانه‌ها و يا نحوه تخصيص منابع ملي كشور به سرمايه‌گذاري‌هاي زيربنايي، نقش ناظر و هادي را در بحث بهره‌وري و اصلاح الگوي مصرف ايفا كند. در اين صورت جامعه نيز از طريق آموزش و فرهنگ‌سازي در مسير صحيح قرار خواهد گرفت.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:28 PM - روز سه شنبه 6 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

آيا مي دانيد –هر کیلو گرم کاغذ 2 دلار ارزش دارد در حالی که هزینه بازیافت آن نیم دلار است.

آيا مي دانيد –ازهر100هزار تومان زباله ای که هر فرد تولید می کند 39 هزار تورمان آن مربوط به کاغذ است.

آيا مي دانيد –با بازیافت درست کاغذ می توان 90٪ در مصرف آب و 50٪ در مصرف انرژی و75٪ در کنترل آلودگی هوا صرفه جویی کرد.

آيا مي دانيد –تقريباً هر كاغذ امروزه مي تواند باز يافت شود .

آيا مي دانيد –يك كارخانه كاغذ كه، كاعذ بازيافتي مي سازد به كارخانهاي كه كاغذ را از الوار تازه مي سازد 20 در صدكمتر انرژي مصرف مي كند.

 

آيا مي دانيد –كاغذ يكي از اقلام با ارزش مواد زائد جامد است كه «سلطان زائدات» لقب گرفته است.

آيا مي دانيد –با وجود رسانه های جدید مصرف كاغذ از دير باز معيارهاي سنجش توسعه يافتگي جوامع بوده است. 

آيا مي دانيد –براي توليد يك تن كاغذ بكر، به17 اصله درخت قطع شده 400 هزار ليتر آب و 4 هزار كيلووات برق،

آيا مي دانيد –ايجاد شغل يكي ديگر از مزاياي اقتصادي بازيافت كاغذ است

آيا مي دانيد –جلدهاي زركوب رايج در دوره هاي پيش و پس از اسلام از مقواهايي ساخته مي شد كه از خمير كردن دوباره كاغذ باطله يا بكر به دست مي آمد.

آيا مي دانيد –15 اسفند روز بازيافت کاغذ است.

15 آيا مي دانيد –معتبرترين روزنامه هاي جهان با کاغذهاي بازيافتي درجه 2 و 3 که با اهداف زيست محيطي سازگار است چاپ مي شوند.

آيا مي دانيد –ﺣﺪﺍﻗﻞ٣٠ﺗﺎ٣٥ﺩﺭ ﺻﺪ ﺍﺯ ﺯﺍﻳﺪﺍﺕ ﻓﻀﺎﻫﺎﻱ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻭﺭﺩﻩ ﻫﺎﻱﻛﺎﻏﺬﻱ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ.

آيا مي دانيد –در ایران حدود 45هزار تن کاغذ در بخش آموزش و پرورش مورد استفاده قرار مي گيرد.

آيا مي دانيد –کشور ايران سالانه ده ها هزار تن کاغذ از خارج وارد نموده و به واردات کاغذ شديدا وابسته مي باشد.

آيا مي دانيد –تقريبا 80% كاغذهايي كه در منزل جدا مي‌شوند به طور قطع مي‌توانند بازيافت شوند.

آيا مي دانيد –جوهر، جلا و مواد چسبنده قبل از اين كه كاغذ بازيافت شده به دست آيد از آن پاك مي‌شود.

آيا مي دانيد ﻛﻪ– ﺯﺑﺎﻟﻪ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﮔﻨﺞ ﻓﺮﺩﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﺎﺷﺪ.

آيا مي دانيد –هر ایرانی در سال11 کیلو گرم کاغذ مصرف می کند.که در مقیاس ملی برابر است با قطع 14 میلیوناصله درخت.

آيا مي دانيد –ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﻱ ﮊﺍﭘﻨﻲﺑﺎ ﺟﺪﻳﺖ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﮕﻲ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻔﺖ ﻗﺴﻤﺖﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻱ ﻭ ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﻨﺪ.

آيا مي دانيد –ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ٦٥ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻦ ﻛﺎﻏﺬﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺣﺪﻭﺩ%٩ﺍﺯ ﻛﻞ ﻛﺎﻏﺬ ﻣﺼﺮﻓﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ.

آيا مي دانيد –ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺭﻭﺵ ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻛﺎﻏﺬ ﺑﺎﻃﻠﻪ، ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﺍﺯﻣﺒﺪﺃ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻛﺎﻏﺬ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪﻛﺎﻫﺶ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ،ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻱ،ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﭘﺮﺳﻨﻞﺩﺭ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻱ ﻭ ﺩﻓﻊ،ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﺋﻲ ﺩﺭﻣﺼﺮﻑ ﻣﻮﺍﺩ ﻭﺍﻧﺮﮊﻱﻭﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﺗﺨﺮﻳﺐ ﺟﻨﮕﻠﻬﺎﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﺒﺠﻪ ﺣﻔﻆ ﻣﺤﻴﻂﺯﻳﺴﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.

آيا مي دانيد –فقط در شهر تهران روزانه 5490 اصله درخت دور ريخته مي‌شود.

آيا مي دانيد –مرکز بازیافت تقریبا همه چیزهای کاغذی را که پوشش پلاستیکی نداشته باشند، با جوهر چاپ نشده باشند یا خاکی و آلوده به مواد غذایی نشده باشند، بازیافت می‌کند.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:15 PM - روز سه شنبه 6 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اصلاح الگوی مصرف در واقع اصلاح الگوی فرهنگ مصرف است و کسی که با مبانی معرفتی آن آشنا نباشد به طور طبیعی نمی تواند مصرف خود را بهینه و متعادل نماید. مباحثی همچون حرص و طمع و قناعت از جمله مباحث معرفتی اصلاح الگوی مصرف است که برای فرهنگ سازی دراین زمینه باید از زوایای مختلف به آنها پرداخته شود. نوشتار حاضر برگرفته از کتاب معراج السعاده مرحوم ملااحمد نراقی است که با سبک و سیاق خود آن را به رشته تحریر در آورده و حاوی نکات ارزنده و مفیدی برای خوانندگان می باشد. اینک مطلب را با هم از نظر می گذرانیم.

 ● منبع: روزنامه - کیهان

مفهوم حرص

حرص صفتی است نفسانی، که آدمی را وامی دارد بر جمع نمودن زاید از آنچه احتیاج به آن دارد. و این صفت، یکی از شعبه های حب دنیا، و از جمله صفات مهلکه، و اخلاق مضله است. بلکه این صفت خبیثه، بیابانی است کران ناپیدا که از هر طرف به روی به جایی نرسی و وادئی است بی انتها، که هرچند در آن فرو روی عمق آن را نیابی.

بیچاره ای که بر آن گرفتار شد گمراه و هلاک شود و مسکینی که به این وادی افتاد دیگر روی خلاصی نبیند. زیرا که: حریص، هرگز حرص او به جانی منتهی نمی شود و به حدی نمی ایستد. اگر بیشتر اموال دنیا را جمع کند در فکر تحصیل باقی است. و هرچه به دست او آید باز می طلبد. و آن بیچاره مریض است و نمی فهمد. و احمق است و نمی داند.

و از این جهت حضرت رسول(ص) فرمودند که: هرگاه از برای فرزند آدم دو رودخانه طلا باشد باز رودخانه سوم را می طلبد. و اندرون او را هیچ چیزی پر نمی کند مگر خاک و فرمود که: آدمیزاده پیر می شود و دو چیز در او جوان می گردد و قوت می گیرد: یکی حرص. و دیگر آرزوهای طولانی.

و از حضرت امام محمدباقر(ع) مروری است که: حریص بر دنیا چون کرم ابریشم است، هرچه بیشتر بر دور خود می پیچد راه خلاص او دورتر می شود، تا از غصه بمیرد. بعضی از بزرگان گفته اند که: از عجایب امر آدمی زاده آن است که: اگر او را خبر دهند که همیشه در دنیاخواهی بود حرص او بر جمع کردن مال زیادتر نخواهد شد از آنچه حال می داند که چند صباحی بیش زنده نیست در صدد جمع آن است و این، از برای هر که تفحص کند در احوال مردم ظاهر و روشن است.

ملکه قناعت

ضد صفت حرص، ملکه قناعت است. و آن حالتی است از برای نفس، که باعث اکتفا کردن آدمی است به قدر حاجت و ضرورت و زحمت نکشیدن در تحصیل فضول از مال و این از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه است. و همه فضائل به آن منوط، بلکه راحت دنیا و آخرت به آن مربوط است و صفت قناعت، مرکبی است که:

آمی را به مقصد می رساند. و وسیله ای است که: سعادت ابدی را به جانب آدمی می کشاند، زیرا که: هرکه به قدر ضرورت قناعت نمود و دل را مشغول قدر زاید نکرد همیشه فارغ البال و مطمئن خاطر است. و حواس او جمع و تحصیل آخرت بر او سهل و آسان می گردد و هر که از این صفت محروم و آلوده حرص و طمع و طول امل گشت به دنیا فرو می رود و خاطر او پریشان و کار او متفرق می گردد. و با وجود این، چگونه می تواند تحصیل آخرت نماید و به درجات اخیار و ابرار رسد؟ و از این جهت است که اخبار در مدح قناعت بی شمار است.

از حضرت رسول(ص) مروی است که فرمود: خوشا به حال کسی که هدایت به دین اسلام یابد و به قدر کفاف به او برسد و قناعت کند و فرمود که: ای مردمان چندان سعی در طلب دنیا نکنید، که به هیچ کس نمی رسد مگر آنچه از برای او مقدر شده است. و هیچ بنده ای از دنیا نمی رود مگر اینکه روزی اش که از برای او مقدر است به وی برسد و در حدیث قدسی وارد است که: ای فرزند آدم اگر همه دنیا از تو باشد زیاده از قوت تو عاید تو نخواهد شد. پس هرگاه من به قدر قوت تو به تو برسانم و حساب او را از دیگری جویم به تو احسان کرده ام. مروی است که: موسی از حق- تعالی- سؤال کرد که کدام یک از بندگان غنی ترند؟ فرمود: هر کدام قانع ترند. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود که: ای فرزند آدم اگر از دنیا آن قدر می خواهی که کفایت تو را کند، اندک چیزی از آن تو را سیر می کند و اگر زیادتر از کفایت می طلبی، تمام آنچه در دنیا هست تو را سیر نخواهد کرد و کفایت تو را نخواهد نمود. حضرت امام محمد باقر(ع) فرمود که: زنهار، چشم نینداز به بالاتر از خود و نگاه به آن مکن. و به معیشت پیغمبر خدا نظر کن، که خوراک او جو و شیرینی او خرما بود. و هیزم او پوست درخت خرما، اگر به دست او می آمد و از آن حضرت مروی است که: هرکه قناعت کند به آنچه خدا به او می دهد غنی ترین مردم است و حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمود که: هر که از خدا به اندک معیشتی راضی شود خدا نیز به اندک عملی از او راضی می شود و از آن حضرت مروی است که: خدای- تعالی می فرماید: من چون بر بنده مؤمن تنگ می گیرم محزون می شود و حال اینکه او را به من نزدیکتر می کند. و هرگاه او را معیشت می دهم فرحناک می گردد و حال اینکه او را از من دورتر می کند و فرمود که: هر چه ایمان بنده زیادتر می شود تنگی معاش او بیشتر می گردد. او اخباری که در فضیلت قناعت رسیده است از حد و حصر متجاوز است و همین خبر مشهور کافی است که: عزمن قنع و ذل من طمع؛ یعنی هر که قانع شد بر مسند عزت پا نهاد. و هر که راخار طمع در دامن آویخت به چاه مذلت افتاد.

طریقه معالجه صفت حرص، و تحصیل ملکه قناعت

طریقه معالجه مرض حرص، تحصیل قناعت وزایل کردن مرض حرص است. و تحصیل صفت قناعت، آن است که: ابتدا تأمل کند در زحمت جمع مال، و تصدیع آن، و آفات دنیویه ای که از برای مال است، و حوادثی که درپی دارد.

انسان باید ببیند که زیادتر از قدر ضرورت، دنیا را چه ثمر و چه فایده است؟ اگر از برای اولاد ذخیره می کنی، بدان که: خدای تو و اولاد تو یکی است، آنکه روزی به تو داده به او نیز خواهد داد. تو غم فرزندی را می خوری که از نطفه تو حاصل شده چگونه آنکه او را آفریده غم او را نمی خورد؟ به عزت خودش قسم که او از تو مهربان تر، و قدرت او بیشتر و اگر فرزند تو کسی است که باید به تنگی بگذارند اگر عالم را از برای او ذخیره بگذاری از دست او بیرون می رود. جان من احتیاج فرزند به مال، در وقت حیات اوست، تو که چاره عمر او را نتوانی کرد، و قدری زندگانی از برای او نتوانی نهاد، پس چرا در فکر روزی او زحمت می کشی؟ چقدر کسانی هستند صاحب ثروت و جاه و حشمت و حال آنکه پدر ایشان از برای ایشان ذخیره ای نگذاشت. و چه اشخاص یافت می شوند که به فقر مبتلایند و حال آنکه اموال بسیار از پدر ایشان مانده بود.

و چون در این ها تأمل نمودی، دیده بگشا و در احوال مردمان نظری کن و ببین: در سیرت و طریقه اعاظم افراد بنی آدم، و اعزه مخلوقات عالم، از: پیغمبران مرسل و اولیا و محرمان حرم عزت، که چگونه به قلیلی از دنیا اکتفا نمودند و به قناعت گذرانیدند، و زاید از قدر ضرورت را نگاه نداشتند.

و نگاه کن به شیوه مشرکین و کفار و اراذل افراد بشر، که: چگونه در صدد جمع مال و تنعم و التذاذ و زیاد کردن ثروت و املاک بودند و در نهایت همه را گذاشتند و رفتند و یقین می دانم که شک نخواهی کرد در اینکه: اقتدا به اعزه خلایق، بهتر است از پیروی اراذال ایشان، بلکه هر که اندک معرفتی داشته باشد می فهمد که: کسی که حریص بر لذتهای دنیویه است و حرص بر اکل و شرب و... دارد، از افق انسان خارج، و در خیل چهارپایان داخل است، زیرا که: این ها از لوازم بهایم و چهارپایان است.

چون در این ها تأمل نمودی در معالجه آن بکوش و طریقه آن، این است که: در امر معیشت خود میانه روی و اقتصاد را پیشنهاد خودکنی، و راه مخارج را به قدر امکان سدکنی. و ملاحظه جزئی و کلی مخارج خود را بکنی. و هر چه ضروری نیست و معیشت بدون آن ممکن است، از خود دور کنی، زیرا که: با وجود کثرت مخارج، قناعت ممکن نیست.

پس اگر تنها و منفرد باشی، اکتفاکن به جامه سبکی. و قناعت کن به هر غذائی که می رسد. و نان خورش را که بخور. و چون بخوری از یک نان خورش تجاوز مکن. و همچنین در سایر چیزهائی که به آن احتیاج است. و خود را بر این بدار تا عادت کنی و ملکه تو شود. و اگر صاحب عیال باشی هر یک را بر این قدر بدار. و جزئی خرجی که می خواهی بکنی تأمل کن و ببین اگر زندگانی موقوف به آن نیست دست بردار. و هرگاه کسی به این نوع رفتار کند و بنای امر خود را بر این گذارد و قناعت و اقتصاد را پیشه خود سازد، از برای گذران به زحمت نمی افتد، هر چند عیالمند باشد و محتاج به خلق نمی شود. همچنان که ظاهر و بین، و اخبار در آن صریح است.

حضرت پیغمبر(ص) فرمود که: محتاج نشد هر که میانه روی کرد و فرمودند: تدبیر کار، خود نصف معیشت است و فرمود: هر که قناعت کند خدا او را بی نیاز می کند. و هر که اسراف کند خدا او را فقیر می نماید و شک نیست که: هر که بنای قناعت گذارد از احتیاج به مردم خلاص می شود. و از چاپلوسی و تملق ناکسانی، فراغت می یابد. و در نزد خالق و خلق، عزیز می گردد.

و از آن حضرت مروی است که: میانه روی و خاموشی به جا و راهنمائی نیکو، یک جزءاند از اجزای نبوت و از حضرت امام جعفر صادق(ع) مروی است که: میانه روی، امری است که خدا آن را دوست دارد. و اسراف، چیزی است که: خدا آن را دشمن دارد، حتی دور انداختن هسته خرما. چون که آن هم به کار می آید و حتی ریختن زیادتی شربت آبی و فرمود که: من ضامنم از برای کسی که میانه روی کند هرگز فقیر نشود و بعد از آنکه امر معیشت او بالفعل درست شد، دیگر از برای بعد مضطرب و مشوش نباشد. و اعتماد بر فضل و کرم خدا کند. و بداند که روزی از برای او مقرر شده و به او خواهد رسید، اگر چه حرص نورزد و راهی از برای مداخل خود نداند.

حق تعالی می فرماید: و ما من دابه فی الارض الا علی الله رزقها (طلاق-3) یعنی: هیچ جانداری نیست مگر اینکه روزی او بر خداست و نیز می فرماید: و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب (هود-6) یعنی: هر که پرهیزکاری کند خدا او را از هر غمی، راه نجات می بخشد. و روزی او را می رساند از جایی که گمان نداشته باشد و حضرت رسول(ص) - فرمود: که قرارداد خدایی آن است که روزی بنده مؤمن را نرساند مگر از جایی که گمان نداشته باشد.

و باید هر کسی در امر زندگانی و گذران خود نگاه به بالاتر از خود نکند. بلکه نظر به پست تر از خود نماید. و اطاعت شیطان را نکند، زیرا که: آن لعین نظر هر کسی را در امر دنیا به بالاتر از خود می اندازد و به او می گوید که: هان فلان و فلان را ببین چگونه تنعم می کنند؟ و چه طعامهای لذیذی می خورند؟ و چه لباسهای نیکو می پوشند؟ خود را از آنها پست تر مکن. و در طلب دنیا، سستی منمای. و در کار دین چشم آدمی را به پست تر از خود می گشاید و می گوید: چرا خود را زحمت می دهی و سختی می کشی و چنین از خدا می ترسی فلان و فلان از تو عالم ترند و این قدر نمی ترسند.

طمع و مفاسد آن

طمع عبارت از: توقع داشتن در اموال مردم است. و آن نیز یکی از فروع محبت دنیاست. و از جمله رذایل مهلکه و صفات خبیثه است. و حضرت رسول(ص) فرمود: زنهار که گرد طمع نگردی که آن فقر حاضری است و حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود که: از هر که خواهی استغنا کن تا مثل و نظیر آن باشی. و به هر که می خواهی احسان کن تا بزرگ و امیر او باشی. و از هر که می خواهی طمع کن تا بنده و اسیر او باشی و بندگی و خادمی طامع، امری است ظاهر و روشن. همچنان که مشاهده می شود که: صاحبان همت و مناعت طبع، نه کوچکی سلطان را می کنند و نه تملق امیر و وزیر را می گویند اما صاحبان طمع، در رکاب ارباب جاه و دولت می دوند. و در برابر اهل دنیا دست برسینه می نهند.

وقتی درویشی تنگدست به در خانه توانگری رفت و گفت: شنیده ام مالی در راه خدا نذر کرده ای که به درویشان دهی، من نیز درویشم. خواجه گفت: من نذر کوران کرده ام تو کور نیستی. پس گفت: ای خواجه کور حقیقی منم که درگاه خدای کریم را گذاشته به در خانه چون تو گدائی آمده ام. این را بگفت و روانه شد. خواجه متأثر گشته از دنبال وی شتافت و هر چه کوشید که چیزی به وی دهد قبول نکرد.

آری؛ چگونه کسی که روی از در خانه خدا برتافت کور نباشد و حال آنکه چنین درگاه را گم کرده؟

چگونه کر نباشد و حال اینکه آیه کریمه الیس الله بکاف عبده یعنی: آیا خدا کافی نیست از برای بنده خود؟ (طلاق-3) را فراموش کرده است.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:32 AM - روز دوشنبه 5 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اكنون كه در سال اصلاح الگوي مصرف قرار داريم ضروريست تا برنامه ريزان كشور بجاي صدور بخشنامه هاي فرمايشي غير قابل اجرا در منابع دين مترقي اسلام تحقيق كرده و با افق قرار دادن جامعه پيشرفته مهدوي الگوهايي را بيابند تا در جامعه اي كه ريشه هاي مذهبي آن از هر اهرمي قوي تر است اين الگوها هر چه سريع تر به فرهنگي اسلامي تبديل شوند كه از يك جامعه مدعي زمينه سازي ظهور انتظار مي رود.

از ديدگاه بسياري از علماي اسلام فقط دو شخص موفق مي شوند كه بهترين نوع حكومت را كه احكام آن برخاسته و مبتني بر آموزه هاي الهي است، در جامعه تشكيل دهند، اين دو كساني نيستند جز پيامبر اكرم حضرت محمد مصطفي (ص) و امام عصر حضرت بقية الله الاعظم (عج).

 

با نگاه به تاريخ 1400ساله گذشته نيز اين ديدگاه به روشني قابل اثبات است بطوريكه پس از رحلت حضرت محمد(ص) انحراف در دين اسلام آغاز شد و چيزي نگذشت كه در اندك زماني نه تنها موضوع امامت و دستاوردهاي غدير خم به باد فراموشي سپرده شد بلكه دختر پيامبر نيز به عنوان اولين قرباني معصوم راه امامت به شهادت رسيد...

 

 

حتي موضوع بدينجا هم ختم نيافت و علاوه بر ظلم هاي رفته به امام علي (ع) و امام حسن (ع) در دهه ششم هجري انحطاط در جامعه كار را به جايي رساند كه لشگر منتسب به اسلام اباعبدالله الحسين (ع) را بنام خروج از اسلام در كربلا با 72 يارش چنان به شهادت رساند كه تا ابد نظير مظلوميت آن واقعه قابل تكرار نيست.

 

تامل در اين مصيبتها به روشني اثبات مي كند كه حتي نزديك ترين حكومتها به دوران نبوت پيامبر اكرم نيز از اجراي قوانين الهي يا ناتوان بودند و يا سرباز زدند چراكه در گام نخست برخي از اساسي ترين احكام الهي را ناديده گرفته يا تحريف كردند كه موضوع امامت و ولايت از مهمترين آنهاست.

 

با اين نگاه وقتي به تاريخ نظر كنيم در مي يابيم كه انحراف نه تنها در طول دوران ائمه معصوم (ع) كم نشد بلكه با عميق تر شدن مطامع حاكمان زور و زر مسلط به دنياي اسلام انحرافات به شهادت 11 معصوم انجاميد و در نهايت تقدير الهي را در امام دوازدهم بر غيبت و انتظار قرار داد تا جامعه بشري در اعمال و رفتار خود براي نيل به جامعه فاضله بنگرد و نيز زمين از بقية الله خالي نباشد.

 

حال اگر اين ديدگاه را بپذيريم كه فقط پيامبر اكرم (ص) و حضرت حجت(عج) موفق به برپا ساختن حكومت عدل الهي مبتني بر آموزه هاي وحياني مي شوند بايد ساير حكومتها را در دو قالب ديگر دسته بندي كنيم.

 

دسته اول حكومتهايي هستند كه خود را اسلامي مي خوانند و بر پايه دريافتهاي خود از دين اسلام به وضع قوانين پرداخته و باري به هر جهت و بنام اسلام بر مسلمين حكم مي رانند كه تاريخ اسلام اين نوع حكومتها را فراوان ديده است.

 

دسته دوم نيز حكومتهايي هستند كه الگوي حكومتي خود را شيوه حكمراني پيامبر و سيره نبوي و منابع منتسب به ائمه معرفي كرده و افق نگاهشان در ترسيم قوانين و حركت رو به تعالي جامعه را جامعه مهدي موعود دانسته و خود را جامعه منتظر و زمينه ساز ظهور معرفي مي كنند و كليه امور را در بينابين جامعه نبوي و جامعه آرماني مهدوي مديريت مي كنند و سعي دارند نيم نگاهي هم به پيرامون خود داشته و پيشرفتهاي ساير ملل را در نوع مثبتش مد نظر قرار دهند.

 

به اذعان علماي معاصر ، انقلاب اسلامي ايران جزو دسته دوم از اين تقسيم بندي است چراكه بنيانگذار آن حتي بسيار پيش‌تر از پيروزي انقلاب در اعلاميه هاي بيشمار و سخنراني هاي گوناگون مسير حركت انقلاب اسلامي را اتصال به حكومت عدل گستر مهدوي اعلام و ترسيم كرده است.

 

و پس از پيروزي انقلاب نير مدام بر اين راهبرد پاي فشرده و طراحي قوانين و ساختار حكومت را برپايه همين تدبير در قالب جمهوري اسلامي خواستارشده است كه اين امر در سه دهه گذشته نيز در راستاي اين برنامه راهبردي ادامه پيداكرده است.

 

اكنون با اين مقدمه به اين نتيجه مي رسيم كه به موازات فراموشي و غفلت از بسياري از اصول و احكام اسلامي در سده‌هاي گذشته موضوع مهم چگونگي مصرف نعمات خدادادي نيز مورد غفلت قرار گرفته است و فرامين الاهي نيز در اين زمينه كمرنگ شده اند.

 

حال اگر بخواهيم در جامعه كنوني يكي از اين احكام فراموش شده را دوباره احيا كنيم باز فرصتي به اندازه تاريخ وقوعش را نيازمنديم ، چراكه بايستي يك فرهنگ عوض شود و كار تبديل يا تعويض و يا ارتقاء يك فرهنگ صد البته كار يكسال و دوسال نيست.

 

رهبر انقلاب اسلامي ايران با درك اين واقعيت كه هم اينك موضوع مصرف نعمات خداوندي در مرحله اي از خروج از الگوهاي اسلامي و احياناً بحران مصرف روبروست سال جاري را به عنوان سال الگوي مصرف ناميدند تا در اين سال به اين موضوع نگاه جدي‌تري انداخته شود.

 

با تدبر در نوع تقسيم بندي اي كه از نظر گذشت بايستي به ناچار در حكومت مدعي به انتساب در گروه دوم به دنبال باز تعريفي از مصرف و استخراج مجدد الگوهاي آن از منابع اسلام باشيم.

 

در اين راستا منابع اسلامي شامل قرآن كريم ، سيره نبوي و علوي و احاديث ائمه معصومين(ع) به عنوان سرفصل هايي براي استخراج الگوهاي مصرف بايد مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرند.

 

البته اين نبايد بدان معني باشد كه به صورت سطحي نگرانه به موضوع نگاه شود و احياناً با تحجر و سقوط در عقب ماندگي به دين مترقي اسلام ضربه زده شود بلكه بايد با انطباق احكام نبوي و فرامين ائمه و نيز رجوع به مفاهيم و راهكارهاي متعالي قرآن كريم شيوه هاي صحيح و نوين براي جامعه استخراج نمائيم و در عين حال نيز افق نگاهمان به نقطه تعالي و پيشرفته بشر كه جامعه آرماني مهدويست نيز باشد و تمامي برنامه هايمان در توازن با اين افق استخراج و طرح ريزي شوند كه در اين صورت توفيق حقيقي را به همراه خواهد داشت.

 

در اينجا به چند نمونه از دستورات اسلامي مرتبط با الگوي صحيح مصرف كه از همين منابع پيش گفته استخراج شده مي پردازيم.

 

قرآن كريم در وجوه مختلف و دفعات قابل تاملي به موضوع اسراف و تبذير پرداخته و در سوره اعراف آيه 31 مي فرمايد:

يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ﴿۳۱

اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسراف‌كاران را دوست نمى‏دارد.

 

و يا در سوره اسراء در آيات 26 و 27 مي فرمايد:

 

وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ﴿۲۶

و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏مانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن

إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ﴿۲۷

 

چرا كه اسراف‌كاران برادران شيطان هايند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است

در حقيقت امام حسن عسگري نيز بر همين اساس در نامه اي به يكي از شيعيان او را به توانگري بشارت داده و توصيه كرده اند:

 

« بر تو با به ميانه روي و اعتدال و بر حذر باش از اسراف ، زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است »

 

همچنين روزي پيامبر اكرم (ص) از محلي مي گذشت ، ناگاه حضرت يكي از ياران خود بنام سعد را ديد كه در حال وضو گرفتن است ولي براي اين فريضه اسلامي آب زيادي را مصرف مي كرد،

 پس حضرت به وي فرمود: اي سعد چرا اسراف مي كني؟

سعد گفت: يا رسول اله در آب وضو نيز اسراف است؟

و پيامبر پاسخ فرمود: بله اگرچه از آب جاري هم استفاده كني !

 

همچنين امام نخست شيعيان در حديثي مي فرمايند: هركه ثروتي دارد مبادا آن را تباه كند زيرا صرف كردن بي مورد آن ريخت و پاش و اسراف است، اين كار اورا در بين مردم كوته بين بلند آوازه مي كند اما در نزد خداوند بي مقدار است.

 

رسول اكرم نيز در حديثي ديگر مي فرمايند: نشانه مصرف چهار چيز است: به كارهاي باطل مي نازد ، آنچه را فراخور حالش نيست مي خورد ، در كارهاي خير بي رغبت است و هركس را به او سودي نرساند قبول ندارد.

 

منابع سرشار اسلامي لبريز از چنين احكام راهگشايي است كه اگر برنامه ريزان كشور و طراحان الگوهاي مصرف در بخش هاي مختلف بدان رجوع نمايند مي توانند مترقي ترين الگوها را نه تنها براي جامعه ايران اسلامي بلكه براي كل ملتهاي مسلمان و جامعه بشري طراحي نمايند.

 

اكنون كه در سال اصلاح الگوي مصرف قرار داريم ضروريست تا برنامه ريزان كشور بجاي صدور بخشنامه هاي فرمايشي غير قابل اجرا در منابع دين مترقي اسلام تحقيق كرده و با افق قرار دادن جامعه پيشرفته مهدوي الگوهايي را بيابند تا در جامعه اي كه ريشه هاي مذهبي آن از هر اهرمي قوي تر است اين الگوها هر چه سريع تر به فرهنگي اسلامي تبديل شوند كه از يك جامعه مدعي زمينه سازي ظهور انتظار مي رود.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:28 AM - روز دوشنبه 5 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

زهرا رضاييان

در اين مقاله نويسنده کوشیده نگاهي گذرا به لزوم رعايت اعتدال و دوري از اسراف و بخل داشته باشد و الگوی مصرف را از منظر آموزه های اسلامی بررسی کند.

دين اسلام، دين اعتدال، ميانه روي و دوري از افراط و تفريط است. اسلام سعي مي كند با برنامه هاي متعدد پيروان خويش را در راه راست و خط اعتدال نگه دارد و با افراط و تفريط در هر امري مخالف است و آن را براي زندگي دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي مسلمانان مضر مي داند.

جايگاه و اهميت كسب و كار حلال 

در آيين اسلام، درآمدهاي مشروع و كسب و كار و اموال حلال، جايگاه ويژه اي داشته و قرآن مجيد آن را مايه قوام و هستي شخص و جامعه و مايه زينت و آرامش در زندگي اين دنيا مي خواند؛ آنجا كه مي فرمايد: «ولاتوتواالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...».

در جاي ديگري مي فرمايد: «المال و البنون زينه الحياه الدنيا...». قرآن افراد متمكن را كه از طريق مشروع اموالي به دست آورده اند، افراد خوب معرفي مي كند و اساسا داشتن مال و تمكن مادي را نوعي امداد الهي به حساب آورده و عنايت و تفضل معبود را در حق بندگان خدا بيان مي كند.

رسول خدا (ص) مردانگي را در اين دانسته اند كه فرد مسائل و امور مادي اش را بهبود ببخشد و امام صادق (ع) فرموده اند: «شايسته نيست كسي از تلاش مالي و مادي باز ايستد كه در سايه آن مي تواند آبرويش را حفظ كند و قرض هايش را بپردازد و به بستگانش كمك كند

با توجه به آيات و رواياتي كه در زمينه كسب و درآمد حلال و مشروع آمده است، مي توان چنين بيان نمود كه مال و ثروت نه تنها خوب است، بلكه هر مسلمان آگاه وظيفه دارد در كسب و تحصيل آن تلاش كند و خود و جامعه اش را در رشد اقتصادي ياري رساند.

 

نظام اقتصادي اسلام هم كه توجه به سعادت انسان را هدف اصلي خود مي داند، استفاده عاقلانه از منابع طبيعي و امكانات خدادادي را در راه نيل به هدف مقدس خويش، مورد تاكيد قرار داده است.

الگوي مصرف در اسلام علاوه بر مخالفت با «اسراف» با پديده ناشايست «تجمل گرايي» نيز به عنوان يك بيماري اقتصادي مقابله كرده است.

انسان نيازهايي دارد كه با توجه به امكانات موجود به رفع آنها مي پردازد و براي رسيدن به مقصود خود، در سايه فكر و تدبير، روش هاي متعددي را به كار مي گيرد. از ديدگاه قرآن، انسان موجود نيازمندي است كه خداوند براي رفع نيازهايش زمين را براي او رام كرده و امكانات و منابع آن را در اختيار وي قرار داده تا مصرف كند.

قرآن با مطرح كردن مسئله اسراف و بيان مضرات آن و دعوت به اعتدال و ميانه روي در تمام امور زندگي، در حقيقت بهترين الگوي مصرف را براي زندگي سعادتمندانه به آدميان ارائه مي دهد.

قرآن در آيات متعددي به بحث اسراف پرداخته و جنبه هاي مختلف اين امر مذموم را بررسي كرده است.

آياتي كه اعلام مي دارد خداوند اسراف و مسرفين را دوست ندارد، نشان دهنده اين حقيقت است كه اسراف موجب مي شود تا شخص مسرف، با وجود دارا بودن همه فضايل اخلاقي و اعمال صالح، نتواند به مقام محبت و قرب الهي برسد.

امام صادق (ع) در اين باره فرمودند: «دعاي چهار گروه مستجاب نمي شود، يكي از آنها كسي است كه مالي داشته باشد و آن را ضايع كند و سپس از خداوند درخواست كند تا به او روزي عنايت كند. خداوند نيز در جواب مي فرمايد: آيا به تو دستور ميانه روي و اعتدال در مصرف نداده بودم؟»

امام عسکري (ع) نيز در نامه اي كه براي يكي از شيعيان فرستادند، او را به توانگري بشارت داده و توصيه فرمودند: «بر تو باد به ميانه روي و اعتدال و برحذر باش از اسراف؛ زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است

اسراف نكردن تنها در خوردن و آشاميدن نيست، بلكه موارد آن بسيار گسترده و همه جانبه است و طبق دستور قرآن اسراف نكردن و اعتدال و ميانه روي در همه امورات زندگي، امري لازم و ضروري است.

روزي پيامبر اسلام (ص) از راهي مي گذشت، ناگاه چشم حضرت به يكي از يارانش به نام «سعد» افتاد كه در حال وضو گرفتن بود، ولي آب زيادي مي ريخت. حضرت خطاب به او فرمود: اي سعد! چرا اسراف مي كني؟ سعد عرض كرد: يا رسول الله! در آب وضو نيز اسراف است؟ حضرت فرمود: بله اگر چه از آب جاري استفاده كني!

اين آيه بخشش نامتعادل را مجاز نشمرده و آن را باعث حسرت و گرفتاري بخشنده مي داند و در آيه ديگري پس از بيان نشانه هاي بندگان صالح و شايسته خدا، در مورد حدود احسان و بخشش مي فرمايد: «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما». در اين آيه نيز زياده روي در احسان را روشي ناپسند بر شمرده است.

نه اسراف، نه خست 

قرآن اسراف را نمي پذيرد و در نقطه مقابل آن سختگيري در مخارج زندگي را نيز قبيح و ناپسند مي شمارد و اجازه نمي دهد كه افراد حريص و مال اندوز و تنگ نظر، به بهانه پرهيز از اسراف در دامن خساست و سخت گيري در مصرف بيفتند.

امام علي (ع) فرموده است: «هر كه ثروتي دارد، مبادا آن را تباه كند؛ زيرا صرف كردن بي مورد آن ريخت و پاش و اسراف است. اين كار او را در ميان مردم كوته بين بلند آوازه مي كند اما در نزد خدا بي مقدار است. (15) رسول خدا (ص) نيز فرموده است: «نشانه مسرف چهار چيز است: به كارهاي باطل مي نازد، آنچه را فراخور حالش نيست مي خورد، در كارهاي خير بي رغبت است و هر كس را كه به او سودي نرساند، قبول ندارد

برخي به غلط گمان كرده اند كه حرام كردن زينت ها و پرهيز از غذاها در روزهاي پاك و حلال نشانه زهد و پارسايي و قرب به خداوند است. قرآن خطاب به آنان مي فرمايد؛ «قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هي للذين امنوا في الحياه الدنيا خالصه يوم القيامه؛ اي پيامبر! بگو زيورهايي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و روزهاي پاكيزه را چه كسي حرام گردانيده؟ بگو: اين نعمت ها در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آورده اند و روز قيامت نيز خاص آنان مي باشد

نقش رعايت اعتدال در زندگي 

در اسلام همان طور كه تجمل گرايي افراطي كه از آن به تجمل پرستي تعبير شده، مردود است؛ محروم كردن خود از زيبايي هاي پاك و حلال مانند لباس زيبا و مناسب و زيبايي هاي طبيعت و... پسنديده نيست؛ زيرا انسان زيبايي پسند است. امام مجتبي(ع) هنگامي كه به نماز برمي خاست، بهترين لباس خود را مي پوشيد. پرسيدند: چرا بهترين لباس خود را مي پوشيد؟ فرمودند: «خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد. از اين رو من لباس زيبا را براي راز و نياز با پروردگارم مي پوشم، همو كه دستور داده زينت خود را به هنگام بيرون رفتن به مساجد برگيريد

زندگي اسراف گرانه علاوه بر اينكه روح عاطفي و انساني را از بين مي برد و انسان را از درد و سوز ديگران بي خبر مي سازد، از نظر اقتصادي نيز به شخص مسرف و بلكه به اجتماع آسيب مي رساند؛ چرا كه سرمايه ها را پايان مي بخشد و فرد و جامعه را به نابودي مي كشاند. امام علي(ع) مي فرمايد: «هركس اعتدال و ميانه روي را خوب رعايت نكند، بر اثر اسراف گري به نابودي كشيده مي شود

بنابراين راه نجات و موفقيت در اعتدال است و اين روش باعث ثبات و پيشرفت مي شود. كسي كه آن را ترك كند، بي ترديد گرفتار آفت ها مي شود و سرانجام به هلاكت معنوي از يك سو و تهي دستي از سوي ديگر دچار خواهد شد.

امام علي(ع) در اين باره فرموده اند: «ناديده گرفتن برنامه اعتدال در زندگي باعث فقر و بدبختي مي گردد

دوري از خداوند و هدايت او، جزو ياران شيطان قرار گرفتن و هلاكت دنيوي و اخروي از جمله كيفرهايي است كه خداوند براي اسرافكاران درنظر گرفته است.

قرآن ميانه روي را الگوي مصرف و عامل پايداري خانواده و جامعه معرفي مي كند. «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما».

«قوام» به معناي حد وسط و اعتدال است. اقتصاد اسلامي براي افراد و جوامع دو ارمغان مهم دارد: بشر را از بزرگ ترين رنج تاريخي او كه مسئله معيشت و غصه تأمين نیازمندی های زندگي است، نجات مي دهد. هم چنين جامعه و فرد را از عوارض شوم فقر كه سوءاخلاق و فساد و فحشا و حتي كفر و بي ديني است، محفوظ نگه مي دارد.

يكي از تدابير مهم اسلام براي تأمين زندگي و جلوگيري از فقر ارائه الگوي صحيح است. امام صادق(ع) فرموده است: «ضمانت مي كنم كسي كه ميانه روي كند، فقير نشود

رعايت اعتدال در هزينه هاي زندگي به قدري مهم است كه امام علي(ع) درك لذت ايمان واقعي را منوط به آن دانسته و فرموده اند: «انساني كه اين سه خصلت را نداشته باشد، حقيقت ايمان را نخواهد چشيد: ژرف انديشي در علم دين، شكيبايي در حوادث، اندازه گيري نيكو در امر معيشت

امام كاظم(ع) نيز فرموده اند: «هيچ انساني با ميانه روي نيازمند نمي شود

لزوم صرفه جويي و قناعت 

صرفه جويي و قناعت در زندگي و هزينه هاي مختلف، مايه آرامش روحي و رواني است و كسي كه آن را سرلوحه زندگي خود قرار مي دهد، از فقر و بدبختي نجات مي يابد و شرافت و عزت اجتماعي و رضايت و خشنودي الهي را به دست مي آورد. اگر قرآن به مومنين صالح وعده خوشبختي وحيات طيبه داده است. طبق فرمايش امام علي(ع) مراد از آن قناعت در زندگي است.

رسول خدا(ص) بهترين فرد از امت اسلامي را كسي مي داند كه صرفه جويي پيشه كرده و به روزي حلال قانع باشد و بدترين فرد از امت اسلامي را كسي دانسته كه حريص دنيا باشد.

طبيعت انسان بر آمال و آرزوها سرشته شده است، اگر انسان بدون تربيت نفس پيش رود و دسترسي به مربي آگاه پيدا نكند، در چنين حالتي در آرزوهاي مادي و شهوي باقي مي ماند و هرگز به كمالات انساني نمي رسد، اما اگر از تعاليم آسماني بهره برده و بر نفس خود چيره شود و رسيدن به دنيا و اهل آن را هدف قرار ندهد، به سعادت دنيوي و اخروي خواهد رسيد. راه عملي قناعت و اجتناب از اسراف، باور كردن حساب و بازدهي اعمال در روز رستاخيز و همسويي با نيكان و دوري از اهل دنياست.

امام باقر(ع) فرمودند: «با دوري از حرص و طمع به ميدان قناعت وارد شو.» امام علي(ع) نيز فرموده اند: «هيچ گاه قناعت پيش نيايد جز آنكه حرص و طمع از ميان برود

الگوهاي فكري و حركتي نبايد اهل دنيا باشند وگرنه انسان را به دنبال خود مي كشانند كه در آن صورت هر چه فرد تلاش كند، به جايي نمي رسد. فرهنگ صحيح مصرف را علاوه بر اينكه از آياتي كه در مورد اسراف و زيان هاي آن صحبت مي كند، مي توان به دست آورد، از مكتب اهل بيت(ع) نيز مي توان دريافت. امام سجاد(ع) در اين خصوص فرموده اند: پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست و پرده اي بين من و اسراف حايل كن و با درپيش گرفتن انفاق و ميانه روي به زندگي من قوام بخش و راه هاي صحيح مصرف و اندازه گيري در معيشت را به من تعليم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذير بركنار دار

با توجه به اين فرمايش امام سجاد(ع) تمتع و انتفاع از مواهب الهي، قناعت و پرهيز از اسراف و تبذير سه اصل اساسي است كه اسلام به عنوان الگوي صحيح مصرف ارائه مي دهد.

توجه به اعتدال و صرفه جويي در هزينه هاي زندگي مايه بقا و توانايي مالي در زندگي و حافظ مناعت و شخصيت انساني آدمي است. درآمد زندگي همچون چشمه آبي است كه در بستر رود به جريان مي افتد كه اگر مهار نشود، هر اندازه كه متراكم و انبوه هم باشد، يا به هدر مي رود يا به دريا مي ريزد؛ اما اگر در جاي مناسبي سد شود و با دقت و محاسبه مقدار ورودي آن معين و بر همين اساس راه هاي خروجي آن اندازه گيري شود، نه تنها از هدر رفتن آن جلوگيري مي شود بلكه با برنامه ريزي صحيح مي توان از آن در جهات مختلف به صورت بهينه استفاده كرد.

اندازه گيري در مخارج نسبت به درآمد براساس ضرورت ها و پس انداز مقداري از مازاد مصرف، بنيان خانواده را تا حد زيادي در مقابله با خطرات محافظت خواهد نمود. اسراف بر هم زننده تعادل و موازنه بين دخل و خرج و نيز نابودكننده توانايي مالي زندگي و ضايع سازي ثروت و امكانات حيات است و حال آنكه قناعت عامل عزت، بي نيازي، خودكفايي، آرامش روحي و رضايت ابدي است

خوشا به حال كسي كه به ياد رستاخيز بوده و با عمل نيك، خود را براي محاسبه آماده مي سازد، و به آنچه خداوند روزي مي دهد قناعت نموده، از خدا راضي مي باشد

از همين روست كه رسول خدا(ص) فرمودند: «بر شما باد به صرفه جويي زيرا آن گنجي است تمام نشدني



ادامه مطلب


نظرات (1) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:27 AM - روز دوشنبه 5 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

... كلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین...

بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نكنید كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.

در این آیه شریفه خداوند متعال از مردم خواسته است كه به خاطر زیان هاى فراوان فردى و اجتماعى و آثار و عواقب شوم این گناه بزرگ، از اسراف دورى كنند.

اسراف عبارت است از بیهوده خرج كردن مال، در خورد و خوراك زیاده روى كردن، حیف و میل كردن مواد غذایى همچنین به معنى زیاده روى در گناهان نیز مى باشد.

در آیات قرآن كریم و سخن ائمه اطهار (ع) از پرخورى و اسراف به شدت نهى شده است. در قرآن كریم حدود 13بار كلمه اسراف با الفاظ گوناگون به كار رفته است.

در آیه 137سوره طه، خداوند متعال فرموده اند: وكذلك نجزى من اسرف ولم یومن بایات ربه و لعذاب الاخرة اشد وابقى: و این چنین جزا مى دهیم به هر كس اسراف كند و به آیت هاى خداوند نگرود و براى او عذاب سخت و پاینده است.

از امام باقر(ع) نقل است كه، پدرم به شدت از اسراف دورى مى كرد. هنگام غذا اگر خرده هاى نان در سفره بود، مى خورد و مى فرمود: خداوند امت هاى گذشته را به خاطر اسراف عذاب فرمود.

یا در آیه 67سوره فرقان درباره صفات عبادالرحمن فرموده اند: والذین اذا انفقوالم یسرفوا ولم یفترواوكان بین ذلك قواماً: آنان كه در هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه تنگ مى گیرند، بلكه بین این دو راه اعتدال را انتخاب مى كنند. در آیه 144سوره انعام هم خداوند متعال فرموده اند: ان الله لایهدى القوم الظالمین به درستى كه خداوند ستمكاران را هدایت نخواهد كرد.

همچنین در آیه 30سوره اعراف فرموده اند: انه لایحب المسرفین ... خداوند مسرفان را دوست ندارد.

 اسراف و تبذیر چیست؟

اسراف عبارت از خارج شدن از حد اعتدال است. مثلاً لباسى بپوشیم كه چندین برابر قیمت لباس مناسب ما ارزش داشته باشد یا غذاى گران قیمتى تهیه كنیم كه با یك وعده آن مى توان دهها نفر را از غذاى مناسب و معمول سیر كرد. اسراف همراه با تفاخر و فخرفروشى است. مثلاً به جاى آن كه در منزل قالى مثلاً دستباف یا ماشینى خوب داشته باشیم؛ اقدام به خرید فرش هاى ابریشمى گران قیمت كنیم كه با قیمت هر یك از آن ها مى توان چندین فرش معمول و مناسب تهیه كرد و ... اما تبذیر عبارت از ریخت و پاش است: مثلاً براى یك مهمانى ? نفره به اندازه 10نفر غذا درست كنیم و بقیه غذاها خراب و دور ریخته شود: یا بماند و در اثر ماندن وقتى خورده مى شود، به معده انسان ضرر مى رساند و ...

البته به قول مفسر تفسیر نمونه: بسیار دیده مى شود كه این دو كلمه درست در یك معنى به كار مى روند و حتى براى تاكید پشت سر یكدیگر هم قرار مى گیرند. درباره لزوم دورى از اسراف خداوند متعال آیه 141سوره انعام مى فرماید: و هوالذى انشا خبات معروشات و غیر معروشات والنخل و الزرع مختلفاً اكله والزیتون و الرمان متشابها و غیر متشابه كلوا من ثمره اذا اثمرو اتو حقه یوم حصاده ولا تسرفوا انه لایحب المسرفین:

و او آن خدایى است كه براى شما بستان ها در درختان(مانند انگور) داربستى و درختان آزاد و درختان خرما و زراعت ها كه میوه و دانه هاى گوناگون دارند و زیتون و انار و میوه هاى مشابه به یكدیگر و میوه هاى نامشابه(چون سیب و انار) بیافرید و شما هم از آن میوه ها هرگاه برسد تناول كنید و حق زكات فقیران را بدهید و روز برداشت محصول اسراف نكنید كه خدا مسرفان را دوست نمى دارد.

در آیه 28سوره غافر آمده است: ... ان الله لایهدى من هو مسرف كذاب ... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدایت نخواهد كرد.

همچنین در همین سوره آیه 43آمده است: لاجرم انما تدعوننى الیه لیس له دعوة فى الدنیا و لا فى الاخرة و ان مردنا الى الله و ان المسرفین هم اصحاب النار، ناچار آنچه شما مرا به سوى او مى خوانید(از بت ها و فراعنه) آن ها اثرى در دنیا و آخرت به هیچ وجه ندارند و بدانید كه بازگشت همه ما(روز قیامت) به سوى خداست و البته ستمكاران و مسرفان فاسق هم اهل دوزخ هستند.

 

در آیه 151سوره شعرا هم مى فرماید: ولا تطیعوا امرالمسرفین: از رفتار روساى مسرف ستمگر پیروى نكنید.

و نیز در آیه 34سوره ذاریات مى فرماید: كه آن سنگ ها نزد پروردگار معین و نشاندار براى نابود كردن ستمكاران است.

و همین طور در آیه 83سوره یونس مى فرماید:

فما امن لموسى الا ذریة من قومه على خوف من فرعون وملائهم ان ینتنهم و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفین(پس از آن همه ظهور معجزات و ابطال سحر ساحران) باز آن مردم باطل پرست به درستى ایمان نیاوردند جز فرزندان قبیله او آن هم با حال ترس از فرعون و اتباعش كه مبادا در صدد فتنه و قتلشان برآیند كه فرعون آن روز در زمین بسیار علو و سركشى داشت و البته او از ستمكاران و سخت متعدى و مسرف بود.

و نیز در آیه 9سوره انبیا مى فرماید: پس (از آن كه اشرار امت گفتار رسولان حق را انكار و در مقام آزارشان برآمدند) ما به وعده اى كه به آن ها دادیم وفا كردیم و هر كه را خواستیم از شّر دشمنان نجات دادیم و مفسدان و مسرفان ظالم را هلاك گردانیدیم.

از آیات قرآن كریم به خوبى فهمیده مى شود كه، اسراف و تبذیر نقطه مقابل بخل و خست و هر دو بد و نامناسب و زشت هستند.

والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یفتروا و كان بین ذالك قواماً: كسانى كه به هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه سختگیرى و بخل مى ورزند، بلكه در میان این دو (كار زشت) حد اعتدال و میانه(كه سخاوت و بخشش) است را مى گیرند.

حضرت على(ع) در این باره فرموده اند:

آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف كردن، تبذیر و اسراف است. ممكن است این عمل انسان را (به ظاهر) در دنیا بلند مرتبه كند اما مسلماً در آخرت پست و حقیر خواهد بود. در نظر توده مردم (عوام) ممكن است سبب اكرام شود، اما در پیشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان مى شود.

از پیامبر اسلام(ص) درباره لزوم دورى از اسراف روایت شده است كه فرموده اند:

شكمبارگى اسباب نافرمانى خداوند است. كم خورى از پاكدامنى و پرخورى از اسراف است.

امام على(ع) نیز فرموده اند: «از پرخورى دورى كنید كه موجب قساوت قلب، تنبلى در نماز و سبب تباهى بدن است.»

«از پرخورى بپرهیز كه هر كس پیوسته پرخورى كند دردهایش فراوان شود و خواب هاى پریشان ببیند.» البته همه مى دانیم كه پرخورى یكى از مصادیق اسراف است.

در تفسیر نمونه درباره لزوم دورى از اسراف ذیل این آیه آمده است:

جمله «كلوا و اشربوا و لا تسرفوا»: بخورید و بیاشامید و اسراف نكنید كه در آیه فوق آمده است، گرچه بسیار ساده به نظر مى رسد، اما امروز ثابت شده است كه یكى از مهم ترین دستورات بهداشتى همین است. زیرا تحقیقات دانشمندان به این نتیجه رسیده است كه سرچشمه بسیارى از بیمارى ها- غذاهاى اضافى است كه به صورت جذب نشده در بدن باقى مى ماند. این مواد اضافى هم بار سنگینى است براى قلب و سایر دستگاه هاى بدن و هم منبع آماده اى است براى انواع عفونت ها و بیمارى ها. لذا براى درمان بسیارى از بیمارى هاى نخستین گام این است كه این مواد مزاحم كه در حقیقت زباله هاى تن انسان هستند، سوخته شوند و پاكسازى جسم عمل گردد.

عامل اصلى تشكیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روى در تغذیه و به اصطلاح «پرخورى» است و راهى براى جلوگیرى از آن جز رعایت اعتدال در غذا نیست. در عصر و زمان ما كه بیمارى هاى گوناگونى مانند بیمارى قند، چربى خون، تصلب شرائین، نارسایى هاى كبد و انواع سكته ها، فراوان شده، افراط در تغذیه یا توجه به عدم تحرك جسمانى كافى، یكى از عوامل اصلى محسوب مى شود و براى از بین بردن این گونه بیمارى ها راهى جز حركت كافى و میانه روى در تغذیه نیست.

مفسر بزرگ ما، مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» مطلب جالبى نقل مى كند كه هارون الرشید طبیبى مسیحى داشت كه مهارت او در طب معروف بود: روزى این طبیب به یكى از دانشمندان اسلامى گفت: من در كتاب آسمانى چیزى از طب نمى یابم. در حالى كه دانش مفید بر دو گونه است: علم ادیان و علم ابدان، او در پاسخش چنین گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آیه از كتاب خویش آورده است: «كلوا و اشربوا و لاتسرفوا: بخورید و بیاشامید و اسراف نكنید» و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه كرده است: المعده بیت الادواء و الحمیه راس كل دواء و اعط كل بدن ما عودته: «معده خانه همه بیمارى هاست و امساك سرآمد همه داروهاست و به آن چه بدنت را عادت داده اى(از عادات درست) آن را از او دریغ ندار.

طبیب مسیحى هنگامى كه این سخن را شنید، گفت: قرآن شما و پیامبرتان براى جالینوس(طبیب معروف) طبى باقى نگذارده اند. كسانى كه این دستور را ساده فكر مى كنند، خوب است در زندگى خود آن را بیازمایند تا با اهمیت و عمق آن آشنا شوند و معجزه رعایت این دستور را در سلامت جسم و تن خود ببینند.

متاسفانه مصادیق اسراف در جامعه زیاد است: مصرف بالاى نان و ضایعات موجود، مصرف زیاد آب و هدر روى فراوان این نعمت الهى، باقى مانده غذاهایى كه به زباله دانى ریخته مى شود، نیم خوره میوه جات و ... همه و همه از مصادیق اسراف در جامعه ما هستند.

از امام باقر(ع) نقل است كه، پدرم به شدت از اسراف دورى مى كرد. هنگام غذا اگر خرده هاى نان در سفره بود، مى خورد و مى فرمود: خداوند امت هاى گذشته را به خاطر اسراف عذاب فرمود.

منبع: اقتصاد در قرآن، حبیب الله تركاشوند



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:24 AM - روز دوشنبه 5 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

مصرف گرايي

پديده مصرف گرايي و اسراف در نقطه مقابل مصرف بهينه قرار گرفته است. «مصرف گرايي» يا به عبارت ساده تري اسراف كه يكي از بزرگترين آفت ها و آسيب هاي فردي و اجتماعي و از گناهاني است كه مورد نهي شديد خداوند متعال واقع شده است و در مقابل اعتدال و ميانه روي در مصرف قرار گرفته است؛ به طور كلي هرگونه زياده روي در كميت و اتلاف را شامل مي شود.
در حقيقت مصرف گرايي عامل تخريب رشد، توسعه و از بين رفتن منابع ملي است. مصرف گرايي از يك نگاه در معناي مصرف نامتعارف است كه نياز فيزيكي فرد را برطرف نمي سازد، بلكه نياز كاذب فرد يا افراد را كه گاه به تقليد از ديگران، تبليغات، شرايط مادي يا تغييرات ساختار جامعه ايجاد شده برطرف مي سازد. مصرف گرايي در نگاه عالمان دين نيز در همان معناي لغوي اسراف استعمال شده است و هرگونه بيهوده گرايي، زياده روي و اتلاف و مانند آنها را اسراف مي دانند.
امام علي(علیه السلام) در اين باره مي فرمايند:
«الاوان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف»
«آگاه باشيد خرج كردن به ناحق، حيف و ميل و اسراف است»

كتاب آسماني قرآن نيز در آيه 141 سوره انعام در مورد اصلاح الگوي مصرف و بهينه مصرف كردن مي فرمايد: «كلوامن ثمره اذا اثمر و اتوا حقه يوم حصاده ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» «و از آن ميوه هنگامي كه به ثمر مي نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»
علامه طباطبايي (ره) در توضيح عبارت «لاتسرفوا» نوشته است:
ولا تسرفوا معنايش اين است كه در استفاده از اين ميوه ها و غلات از آن حدي كه براي معاش شما صالح و مفيد است تجاوز نكنيد. درست است كه شما صاحب آن هستيد، ولي نمي توانيد در خوردن و بذل و بخشش آن زياده روي كنيد و يا در غير مصرفي كه خدا معين فرموده به كار ببريد، مثلا در راه معصيت خدا صرف نماييد و همچنين فقيري كه از شما مي گيرد نمي تواند در آن اسراف كند و آن را تضييع نمايد. پس مفهوم آيه مطلق است و خطاب آن شامل همه مردم چه مالك و چه فقير مي شود.
بنابراين از اين آيه شريفه استفاده مي شود كه زياده روي و مصرف گرايي كاري حرام و نكوهيده است. اميرالمومنين علي(ع) نيز با احتياط در مصارف به خصوص در مصرف بيت المال عالي ترين نظارت را داشته و در كمال بي نيازي در قناعت و ساده زيستي بهترين الگوي مصرف را كه همان اعتدال و ميانه روي در مصارف بوده سفارش مي كردند و به شدت اسراف، زياد روي و مصرف گرايي را نكوهش مي كردند؛ به ويژه اين امر را از واليان حكومتي غيرقابل پذيرش مي دانستند.
در اين خصوص در نامه اي به فرماندار بصره عثمان بن حنيف مي نويسد:
«پس از ياد خدا و درود! اي پسر حنيف، به من گزارش داده اند كه مردي از سرمايه داران بصره، تو را به مهماني خويش فرا خواند و تو به سرعت به سوي او شتافتي، خوردني هاي رنگارنگ براي تو آوردند و كاسه هاي پر از غذا پي در پي جلوي تو مي نهادند، گمان نمي كردم مهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندان شان بر سفره دعوت شده اند، انديشه كن در كجايي؟ و بر سر كدام سفره مي خوري؟(2)
امام خميني نيز درخصوص دقت در مصرف و همچنين پرهيز از مصرف بي جا مي فرمايند:
حتي مطبوعات بايد اين را توجه داشته باشند كه چيزهايي را كه براي ملت مفيد نيست در روزنامه ها ننويسند كاغذ صرف اين نكنند، وقت صرف آن نكنند، بايد راديو تلويزيون توجه به اين معنا داشته باشد كه اين بيت المال مسلمين است وقتش صرف چيزهايي كه مربوط به مصالح مسلمين است شود، مسئوليت دارد اين ها بايد اشخاصي كه مقاماتي كه هستند ملاحظه كنند كه به اندازه ضرورت مشاور بگيرند به اندازه ضرورت خدمتگزار بگيرند نه به اندازه دلخواه و اين معنا را بايد همه ما بدانيم كه دلخواه هاي ما آخر ندارد. (3)
بر همين اساس با توجه به نهي شديد مصرف گرايي و اسراف در دستورات و تعاليم اسلامي مي توان چنين نتيجه گرفت كه بين مصرف و مصرف گرايي در جامعه تفاوت وجود دارد چرا كه مصرف به خودي خود عاملي موثر در توليد و رشد و توسعه اقتصادي مي باشد؛ و باعث ايجاد تقاضا، عرضه و توليد مي گردد. اما آنچه كه مذموم و باعث هدررفتن منابع ملي مي شود مصرف نامناسب و نامتعارف و يا عدم برخورداري از الگوي صحيح مصرف در جامعه مي باشد كه اين امر باعث مصرف گرايي، زياده روي و تجمل گرايي در جامعه مي گردد. لذا فرهنگ سازي مصرف بهينه و اصلاح همه زمينه الگوهاي مصرفي در كشور از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد.

نتايج و پيامدهاي مصرف گرايي

1) تهاجم فرهنگي ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي، سياسي، نظامي و رواني را در بر مي گيرد؛ كه روي هم رفتارهاي مختلف انسانهاي مورد تهاجم خود را با دروني كردن ارزش هاي مورد نظر شكل مي دهد. (4)
در برخي موارد تغيير در الگوي مصرف يك كشور و تمايل به تجملات و مصرف گرايي از اهداف تهاجم فرهنگي مي باشد كه با تغيير در الگوهاي مصرفي مردم و ظهور گرايش هاي تجملي باعث ايجاد جامعه مصرف گرا مي شوند. در همين راستا امام خميني فرموده اند:
اكنون بازارهاي كشورهاي اسلامي، مراكز رقابت كالاهاي غرب شده است و سيل كالاهاي تزييني مبتذل و اسباب بازي ها و اجناس مصرفي به سوي آن ها سرازير است و همه ملت ها را آن چنان مصرفي بار آورده اند كه گمان مي كنند بدون اين اجناس آمريكايي و اروپايي و ژاپني و ديگر كشورها زندگي نمي توان كرد. (5)
در چنين وضعي، نشر فرهنگ غربي و استفاده از كالاهاي پرزرق و برق خارجي در كشور به عنوان رسالتي براي متمدن كردن مردم به شمار مي آيد. بدين ترتيب ابزارهايي از جمله وسايل آموزشي، هنري، علوم و فنون، كالاها و خدمات در اين راستا مورد استفاده قرار مي گيرند. تا «نيازمندي» به غرب و توليدات آن از جمله توليدات فرهنگي در ملت هاي جهان پديدار شود. در چنين شرايطي فرد و جامعه «نيازمند» در پي رفع نياز، خويش به توليدكنندگان (خارجي) مراجعه مي كنند زيرا نه تنها امكان توليد و رفع آن نيازها در داخل نيز نيست بلكه آنچه از غرب مي آيد ارزش تلقي شده و توليد داخلي ضدارزش. (6)
ايجاد اين نيازها و رساندن فرد و ملتي به حدي از احساس نياز كه آن را غيرقابل صرف نظر كردن بداند حتي در مورد نيازهاي كاملا غيرضروري از مهمترين اهداف اشاعه فرهنگ مصرف گرايي و تهاجم فرهنگي دشمن و همچنين بالاترين سطح موفقيت توليدكنندگان استعماري و فرهنگ زدايي ديگر ملت ها مي باشد. اين تغيير در الگوي مصرف در جامعه اسلامي كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن است باعث تجمل گرايي و زياده خواهي و حيف و ميل شدن بسياري از منابع ملي مي شود. بر همين اساس يكي از پيامدهاي مصرف گرايي اشاعه فرهنگ غرب و تخريب هويت ملي و فرهنگ اسلامي و همچنين ورود كالاهاي غربي و از بين رفتن بازار براي توليدات داخلي و فلج شدن اين توليدات مي گردد. لذا در چنين شرايطي اصلاح الگوي مصرف تأثير به سزايي در خنثي سازي تهاجم فرهنگي دشمن دارد. لذا رهبر فرزانه انقلاب با آگاهي دقيق و روشن بيني خاص خويش با تأكيد بر اصلاح الگوي مصرف علاوه بر جلوگيري از هدر رفتن منابع و منافع ملي در برابر ترويج فرهنگ مصرف گرايي و تجمل پرستي غرب كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن نيز مي باشد؛ به ضرورت ادامه دفاع فرهنگي در برابر تهاجم فرهنگي غرب اشاره دارد.
2) يكي ديگر از پيامدهاي مصرف گرايي تأثيرات منفي در فضاي معنوي جامعه مي باشد. چرا كه در بسياري از مواقع زياده خواهي، تجمل پرستي و مصرف گرايي باعث رواج خودخواهي، رشد روحيه فردگرايي و ناديده انگاشتن بسياري از اصول اجتماعي و اخلاقي كه رعايت آن براي زندگي جمعي از ضروري ترين مسائل است خواهد شد. (7)
در اين مرحله اندك اندك ذهن انسان به مصرف گرايي خو گرفته و در مسير بي پاياني در صدد رفع اين گونه نيازهاي كاذب است و چنين انساني كه هميشه نيازمند و در پي رفع نياز است «به يك آرمان دل مي بازد كه در واقع دين تازه اي است». چنين انسان مصرف زده اي داوطلبانه براي رفع نيازهاي مصرفي «خويش» همه زندگي معنوي خود را در سوداي رفع نياز پديد آمده در اثر تبليغات چشم و هم چشمي ها و... به فراموشي مي سپارد. (8)
بنابراين از مهمترين آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي در جامعه اسلامي كه مي تواند باعث كم رنگ شدن ارزش ها و آموزه هاي ديني و معنوي شود به موارد زير مي توان اشاره نمود. الف) محروميت از دوستي خدا
خداوند متعال در آيه 141 سوره انعام مي فرمايد: «... انه لا يحب المسرفين»
«خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»
ب) فساد اجتماعي: از ديدگاه قرآن يكي از آثار پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي، فساد در زمين است؛ زيرا هرگونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسيختگي مي شود و به تعبير ديگر سرچشمه فساد، اسراف است.
قرآن كريم در آيه هاي 150-153 سوره شعراء مي فرمايد:
«فاتقواالله وأطيعون¤ ولا تطيعوا امرالمسرفين¤ الذين يفسدون في الارض ولايصلحون»
«پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد، همان ها كه در زمين فساد مي كنند و اصلاح نمي كنند»
ج) گمراهي و محروميت از هدايت الهي: يكي ديگر از آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي گمراهي و محروميت از هدايت الهي است.
خداوند متعال در آيه 34 سوره غافر مي گويد:
«... كذلك يضل الله من هو مسرف مرتاب»
«اين گونه خداوند هر اسراف كار ترديدكننده اي را گمراه مي سازد». (9)
3) مصرف گرايي در جامعه داراي اثرات مخرب و زيان بار ديگري است كه از مهمترين آن ها مي توان به موارد زير اشاره كرد:
الف) افزايش واردات
اشاعه فرهنگ مصرف گرايي باعث افزايش تجمل گرايي و نيازهاي غيرضروري در جامعه مي شود و همين امر نيز باعث سيل ورودي كالاهاي خارجي جهت رفع نيازهاي فرد و جامعه «نيازمند» به توليدكنندگان خارجي و باعث افزايش واردات و تضعيف توليدكنندگان داخلي مي شود.
ب) كمبود گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي
در جامعه اي مصرف گرايي به يك فرهنگ تبديل شده باشد، افراد جامعه ديگر ميلي به سرمايه گذاري در بخش هاي عمراني و زيرساختي جامعه كه زمان بر مي باشد ندارند و همه به دنبال سرمايه گذاري در خريد و فروش كالاهاي پرمصرف و فعاليت هاي زودبازده مي باشند، به همين دليل مصرف گرايي باعث كاهش گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي و عمراني در جامعه خواهد شد.

راهكارهاي اساسي اصلاح الگوي مصرف

آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور داراي اهميت مي باشد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن، اين اصل به يك شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در كشور، خيزش و حركتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد؛ لذا مي بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ ساز اقدام نمايند. آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند اين است كه «همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.”. بنابراين تاكيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهنده اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. لذا پرهيز از شعارزدگي وحفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير راصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي رود.

فرهنگ سازي

1) يكي از پيش نيازهاي اين مسير براي رسيدن به نتيجه مطلوب، زمينه سازي ذهني و فرهنگي براي اقشار مختلف جامعه است. امروز هر فردي از اعضاي جامعه بايد بداند كه در فعاليتهاي خود بايد به بهينه مصرف كردن منابع مادي اقدام نمايد تا كشور به اهداف تعريف شده در سند چشم انداز بيست ساله نظام برسد و شكوفايي در همه ابعاد ملي تحقق يابد. لذا بدون ايجاد فرهنگ اين كار و طراحي و تامين بايسته هاي آن به طور قطع راه به جايي نخواهيم برد. چرا كه اصلاح الگوهاي مصرف در كشوريك شب و به طور ناگهاني و با صدور يك دستورالعمل و بخش نامه عملي نمي شود. لذا فرهنگ سازي پايدار بستر اصلي نهضت اصلاح الگوي مصرف مي باشد.

مديريت قوي

2) داشتن مديريت مدبرانه و عاقلانه مصرف كه مورد تاكيد مقام معظم رهبري نيز مي باشد يكي ديگر از ضروريات اوليه اين امر به حساب مي آيد. مسئولان و متوليان امر با پرهيز از شعار زدگي نبايد به برگزاري چند همايش، سخنراني و چاپ مقاله و كارهايي از اين قبيل خود را گرم كنند. لذا وجود مديريت صحيح و عاقلانه در سطح كلان در جهت هدايت و تدوين و انتخاب يك استراتژي راهبري، طبق نقشه راهي كه مقام معظم رهبري ترسيم نمودند، زمينه تحقق اين طرح ملي و آينده ساز كه حقيقتاً پيشرفت كشور و توسعه عدالت در گرو آن است از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد؟

طراحي ساز وكار

3) يكي ديگر از پيش نيازهاي اصلي در مسير اصلاح الگوي مصرف، ترسيم اهداف، ابعاد و راهكارهاي رسيدن به موضوع و تعيين شاخص هايي براي سنجش و ارزيابي روند و چگونگي پيشرفت امور است. بايد براي جلوگيري از مصرف گرايي و اتلاف منابع و فرصت ها و هزينه ها در تمامي حوزه ها، سند و نقشه راهبردي تهيه و ابلاغ شود. يعني با تهيه اين سند، مديران، مسئولان و فرماندهان سازمان هاي مختلف مي توانند با اجرا و به كارگيري روش ها و شيوه هاي مدون، خود را در مسير تحقق اين اصل مهم قرار دهند.

جلب مشاركت مردم

4) جلب مشاركت مردم و افزايش آگاهي هاي آنان نسبت به مصرف صحيح امكانات و منابع از ديگر راهكارها در مسير اصلاح الگوي مصرف مي باشد. حقيقتاً اصلاح الگوي مصرف در جامعه از كارهايي انجام شدني است كه هر يك از اعضاي جامعه با مشاركت و ملزم نمودن خود به درست مصرف كردن از منابع، منافع عظيمي را براي جامعه حاصل مي نمايد.
5) گنجاندن اصلاح در نظام آموزشي كشور به گونه اي كه هرچه سطح آموزش بالاتر رود اطلاع و شناخت بيشتري در خصوص درك و ضرورت اصلاح الگوي مصرف در جامعه حاصل شود.
6) استفاده و بهره -گيري از برنامه هاي تلويزيوني و رسانه اي در راستاي اصلاح الگوي مصرف
7) گنجاندن برنامه اصلاح الگو در برنامه توسعه كشور و مصوبه هاي دولت. يعني حركت همه دستگاه هاي دولتي به طور مستمر و پايدار درجهت تحقق منويات مقام معظم رهبري
8) ارائه الگوي آموزشي مناسب و اصولي به مردم از طريق سازمان ها و نهادهاي ذي ربط. براي مثال سازمان برق مي تواند از طريق آموزش مصرف بهينه در برگه هاي قبوض مصرفي مشتركين به ارائه الگوهاي مناسب مصرفي در جهت اصلاح مصرف اقدام نمايد.
9) ارايه الگوي مصرفي مناسب عملي اعم از اداري و خصوصي كليه مسئولين كشور
10) تغيير در فرهنگ مصرف كنوني و ضدارزش نشان دادن مصرف گرايي براساس ارزشها و آموزه هاي ديني
11) مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب در ايجاد فرهنگ ناپسند مصرف گرايي و تجمل پرستي با آگاه سازي و تعميق بينش و بصيرت سياسي و اسلامي افراد جامعه.

پي نوشت ها:

1- تفسير الميزان، جلد 7، ص. 364
2- امام علي(ع) و اقتصاد اسلامي، ص. 121
3- صحيفه نور، جلد 19، ص. 224
4- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، ص. 24
5- صحيفه نور، جلد 19، ص. 204
6- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، ص. 43
7- همان، ص 74
8- همان، ص. 56
9- آسيب شناسي رفتاري انسان از ديدگاه قرآن

منبع: روزنامه کیهان


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:23 AM - روز دوشنبه 5 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

ع) الگوهاي مصرف صحيح

1. ساده‌زيستي رسول اكرم

درباره رسول اكرم مورخين نوشته‏اند كه از خصائص وي يكي اين بود كه ساده و بي تكلف زندگي مي‏كرد، ساده و بي تكلف‏ سخن مي‏گفت، ساده و بي تكلف غذا مي‏خورد، در عين اين كه مقيد بود هميشه‏ پاكيزه و نظيف و معطر باشد بسيار ساده و بي تكلف جامه مي‏پوشيد، يكي از اصول زندگي آن حضرت سادگي و پرهيز از تكلف بود.(حکمت ها و اندرزها، ص101)

  ساده لباس مي‏پوشيد و در عين حال به اصول نظافت و پاكيزگي مقيدرسول اكرم بود، هر روز صبح قبل از آنكه‏ جامه و سر و صورت و موي خود را مرتب كند و در آينه خود را ببيند از خانه بيرون نمي‏آمد. او نه نسبت به اصول نظافت لاقيد بود و نه براي خود تكلفاتي درست كرده بود كه مدتي از وقت عزيز خود را صرف آن قيود و تكلفات كند. ولي مردمي هستند افراطي و مردمي ديگر هستند تفريطي. يك‏ دسته چنان پشت پا به قيود و حدود زده‏اند كه يكباره نسبت به همه چيز لاقيد و لاابالي شده‏اند، تنبلي و بيكاري را شعار خود قرار داده‏اند، و دسته ديگر بر عكس به قدري خود را در ميان آداب و رسوم و عادات محبوس‏ ساخته‏اند، هزارها قيد براي غذا خوردن و هزارها قيد براي جامه پوشيدن و هزارها قيد ديگر براي معاشرتها و پذيراييها و مهمانيها و عروسيها و مسافرتها ساخته‏اند كه زندگي را براي خود سنگين و ناگوار كرده‏اند، ساعتها بايد وقت صرف كنند تا خودشان را به شكل يك عروسك بسازند تا بتوانند از خانه قدم بيرون نهند و بعد هم مثل يك موجود كاغذي و يا يك موجود شكستني با هزاران قيد و احتياط راه بروند كه قيود ساختگي در هم نريزد، سخن گفتن تكلف، راه رفتن تكلف، جامه پوشيدن تكلف، پذيرايي و مهماني‏ تكلف، نشستن و برخاستن تكلف و بالاخره براي يك عده از مردم زندگي يكسره تكلف شده است‏. رسول اكرم اجازه نمي‏داد كه مجلس او صدر و ذيل و بالا و پايين داشته‏ باشد،مخصوصا، دستور مي‏داد كه اصحاب و ياران حلقه و دايره وار بنشينند كه مجلس بالا و پايين نداشته باشد. در قرآن كريم مي‏فرمايد: در مجالس‏ جاها را باز كنيد، يعني مقيد نباشيد كه يك نقطه معين را اشغال كرده‏ باشيد. به طور كلي مقيد شدن به زندگي متكلفانه ناشي از كوچكي روح و نداشتن‏ شخصيت است. بعضي افراد در خود احساس حقارت مي‏كنند و بعد مي‏خواهند اين حقارت را جبران كنند و براي خود در نظر ديگران شخصيتي اثبات كنند.

اين گونه افراد بيشتر خود را به تظاهر به يك سلسله قيود وادار مي‏كنند. مردم عالم كه همان مقام علمي و شخصيت علمي آنها گواه راستين آنهاست‏ احتياجي نمي بينند كه تظاهر كنند. بر عكس، افرادي كه از اين جهت‏ احساس عقب ماندگي مي‏كنند بيشتر به القاب و عناوين و تظاهر اهميت‏ مي‏دهند.(حکمت‌ها و اندرزها، ص102)

2. علي‌ و مصرف صحيح بيت‌المال

اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةوالسلام، عدالت را در بين مسلمانان و جامعه‌ى اسلامى جارى مى‌كردند و مانع از اين شدند كه بيت‌المال به اسراف مصرف شود. نگذاشتند دست تطاول باز شود. نگذاشتند كسانى بيت‌المال مسلمين را به ناحق مصرف كنند.(30/03/1371)

3. امام صادق(ع) و ساده‌زيستي

حضرت صادق(ع) خواست به حمام برود، حمامي اجازه خواست كه‏ حمام را براي امام خلوت كند و در وقتي كه امام هست كسي ديگر را راه ندهند، امام اجازه نداد و فرمود: مؤمن‏ سبكبارتر و بي تكلف تر از اينهاست.(حکمت‌ها و اندرزها، ص104-103)

غ) صدا و سيما و رسالت آموزش الگوي صحيح مصرف

مصرف‌گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‌روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‌كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤول بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‌ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه‌ى خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‌گرايى و تجمل‌گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‌ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‌روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‌گرايى، جامعه را از پاى درمى‌آورد. جامعه‌اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.

در اين وضعيت، رسانه‌ى ملى چه جايگاهى دارد؟ ببينيد نقش رسانه‌ى ملى در چنين وضعيتى چقدر اهميت پيدا مى‌كند. آن روز بنده در آن جلسه گفتم، شماها هم خودتان بهتر از من مى‌دانيد؛ امروز جنگ دنيا، جنگ رسانه‌هاست. پيشرفت كارها و سياستهاى بين‌المللى دستگاه‌هاى مختلف و جبهه‌هاى گوناگون، به‌وسيله‌ى تبليغ، خبرسازى، مفهوم‌سازى و تبيين‌هاى درست و نادرست - يعنى راست و دروغ - دارد انجام مى‌گيرد. تبليغات، هم قبل از يك حركت نظامى و اقتصادى، هم در اثناى آن، هم بعد از آن، نياز وافر دستگاه‌هايى است كه مى‌خواهند در دنيا فعال باشند؛ لذا سرمايه‌گذارى هم مى‌كنند، فكر هم مصرف مى‌كنند و دانش هم به‌كار مى‌برند، براى اين‌كه بتوانند اين را گسترش دهند.(11/09/1383)

صداوسیما و تجمل

اما جانب منفى قضيه. اگر به اين مسأله نپردازند، اگر به برنامه‌ريزى لازم فكر نكنند و براى نسلى كه از راه مى‌رسد، در جامعه جا باز نكنند، چه پيش مى‌آيد؟ يك لشكر بيكار و بى‌توان روى دست ملت مى‌ماند. نه احساس اميدى، نه احساس شوق و شورى، نه آينده‌اى، نه زبانى براى ابراز غرور نسبت به ميهن خود و نه اصلا غرورى. البته اين كمترينش است كه گفتم؛ از اين بدتر هم فرضهايى وجود دارد. همه مسؤولند؛ هم برنامه‌ريزان، هم مجريان و هم متصديان رسانه‌ها. صدا و سيما هم مسؤول است؛ روزنامه‌ها هم مسؤولند. صدا و سيما و روزنامه‌ها نبايد همواره براى جوان الگوى يك جوان اشرافى بى‌درد تن‌به‌راحت‌داده‌ى عياش را مطرح كنند. بعضى از مطبوعات نبايد در فلسفه‌بافيهاى خود طورى حرف بزنند كه جوان خيال كند همه‌ى هدف انسان اين است كه از هر راهى شد، يك مشت پول به دست آورد. اگر توانست يك گواهى علمى براى خودش فراهم كند، وسيله‌اى براى پول در آوردن در دستش هست؛ اگر نشد، هر راه ديگرى كه شد؛ ولو قاچاق، ولو تن دادن به ذلت و خفت و اهانت، ولو با دستبرد زدن به اين و آن! نبايد پول را عمده كرد؛ پول ارزش نيست. هدف، درآوردن پول نيست؛ پول يك وسيله براى گذراندن زندگى است. پول بسيار كوچكتر از اين است كه هدف انسان شود. براى جوان، الگو را يك الگوى غلط قرار ندهند تا او احساس كند كه به جاى استعداد و ابتكار و تلاش فراوان و كسب تخصص و علم، بايد سراغ پول رفت! از يك جوان مى‌پرسيم: چرا درس نمى‌خوانى؟ مى‌گويد: پدرم آن‌قدر پول و ثروت دارد كه به درس خواندن احتياج ندارم! پس معلوم شد كه درس براى پول است! با اين پول اگر بشود بيكار و عياش و مصرف‌كننده‌ى محض بود، باز هم از نظر او مانعى ندارد! آيا اين طرز فكر درست است؟! اين طرز فكر، غلطترين طرز فكرهاست. بنابراين رسانه‌هاى جمعى هم متعهد و مسؤولند.(12/02/1380)

صدا و سيما و مقوله عدالت اجتماعي

به فضاي همدردي با فقيران دامن بزنيد. خوشبختانه صداوسيما در چند سال گذشته برنامه‌هاي بسيار خوبي در اين زمينه داشته كه در خور تقدير است. دغدغه عدالت را در ذهن‌ها و دل‌هاي مردم دامن بزنيد؛ اين كار بسيار خوب است. البته سعي شود به جماعت فقير و تهيدست اهانت نشود و كرامت انساني آنها ازبين نرود. من مي‌بينم در بعضي از كارهايي كه در اين زمينه صورت مي‌گيرد، به طور دقيق اين معنا رعايت مي‌شود. آن پسربچه‌اي يا دختربچه‌اي كه مي‌آيد هديه‌اي به فلان صندوق مي‌دهد، حرفي از او پخش مي‌شود كه خيلي خوب و شيرين و لطيف است و در آن اهانت نيست؛ منتها در كنار دامن زدن به دغدغه عدالت اجتماعي و رسيدگي به فقرا، زندگي اشرافي و تجملاتي پوچ و بيهوده را هم تخريب كنيد؛ اين زندگي واقعاً در خور تخريب است. زندگي تجملاتي نبايد به هيچ‌وجه ترويج شود. بلكه بايد تخريب شود و نقطة منفي به حساب بيايد. چرا بيخود تجمل‌گرايي رواج پيدا كند؟ اگر يك نفر دلش مي‌خواهد متجمل باشد، ما چرا بايد آن را ترويج كنيم؟ توجه كنيد كه ما به فقير بايد عزت‌نفس و حسّ مناعت بدهيم و به غني بايد كمك به فقير را بياموزيم. به هر حال در كل زندگي جامعه، بايد از زندگي اشرافي و تجملاتي الگوسازي نكنيم.

نكته دوم اين است كه دادن پيام‌هاي گوناگون بايد جرياني انجام بگيرد و به شكل يك روند در بيايد؛ مقطعي و موردي فايده‌اي ندارد. همه برنامه‌هاي ما بايد يكديگر را كمك كنند تا اين فكر و اين انديشه در جامعه مطرح شود. ممكن است گاهي ما پيام‌هاي متناقض بدهيم. مثلاً از يك طرف درباره عدالت اجتماعي برنامه خيلي خوبي توليد مي‌كنيد! اين درست نيست؛ بايد آهنگ كلي برنامه‌ها يكي باشد و در بين آنها تناقض ديده نشود. در مقوله عدالت اجتماعي فيلم‌ها و سريال‌هايي ساخته مي‌شود كه غالباً خانه‌‌هاي مورد استفاده شخصيت‌هاي اين فيلم‌ها اعياني و اشرافي است! واقعاً وضع زندگي مردم ما اين طوري است؟ آيا يك زوج جوان يا يك زن و شوهر در چنين خانه‌هايي زندگي مي‌كنند؟! اين كار چه لزومي دارد؟ سال‌ها قبل بعضي از سريال‌‌هايي كه از سيما پخش مي‌شد، هر چند كيفيت آنها مثل سريال‌هاي الان نبود- عقب‌تر بود- ليكن فضاي زندگي در آنها، متواضعانه و در يك خانه معمولي بود؛ آن طوري خوب است. زندگي را لزوماً‌ نبايد اعياني و اشرافي و متجملانه معرفي كرد. فضاي تبليغي صداوسيما اين طوري باشد. البته گاهي در اين خصوص هم به ما تذكر مي‌دهند و مطالبي مي‌گويند. تبليغات رسانه‌اي و گاهي تبليغ‌هاي خيلي پررنگ كه مردم را به طرف مصرف‌گرايي سوق مي‌دهد، با برنامه‌‌اي كه فرضاً شما ساخته‌ايد تا مصرف‌گرايي را تقبيح كنيد، عملاً در تناقض است؛ با هم هماهنگ نيست.(11/9/83)

صداوسیما و اسراف

به همسايه‌ها و فقرا رسيدگى كنيد. يكى از عواملى كه نمى‌گذارد دست كسانى كه توانايى كمك دارند، به يارى فقرا دراز شود، روحيه‌ى مصرف‌گرايى و تجمل در جامعه است. براى جامعه بلاى بزرگى است كه ميل به مصرف، روزبه‌روز در آن زياد شود و همه به بيشتر مصرف كردن، بيشتر خوردن، متنوعتر خوردن، متنوعتر پوشيدن و دنبال نشانه‌هاى مد و هر چيز تازه براى وسايل زندگى و تجملات آن رفتن، تشويق شوند. چه ثروتها و پولهايى كه در اين راهها هدر مى‌رود و از مصرف شدن در جايى كه موجب رضاى خدا و رفع مشكلات جمعى از مردم است، باز مى‌ماند!(15/09/1381)

صدا و سیما و آموزش الگوی مصرف صحیح

صرفه‌جويى، يعنى آن چيزى را كه قابل استفاده است و مى‌توانيم از آن استفاده كنيم، دور نريزيم. نسبت به امكانات، با هوس رفتار نكنيم. دائما چيزهاى ماندگار را نو كردن و چيزهاى ضايع نشدنى را دور ريختن، روش درستى نيست. به نظر من بايد مسؤولان كشور، راه صرفه‌جويى و مقابله با اسراف را به مردم بياموزند. من به صورت كلى اين را عرض مى‌كنم. خود مسؤولان دولتى هم نبايد اسراف كنند. اسراف مسؤولان دولتى، از اسراف مردم عادى مضرتر است؛ زيرا كه اين اسراف در بيت‌المال است. بنابراين مسؤولان، فهرستى از مثالهاى صرفه‌جويى و اجتناب از اسراف را رديف كنند و آن را به مردم بگويند و تعليم دهند كه چگونه مى‌شود صرفه‌جويى كرد.(1/1/1376)

از جمله كارهاي بسيار خوب اين است كه بخصوص در حين توليد، نظارت و سركشي كنيد تا پول زياد و بيهوده‌‌اي مصرف نشود و بعد مجبور باشيد اشكالاتش را برطرف كنيد. به هر حال بايد در نظارت كيفي بشدت سعي شود پيام‌هاي منفي در كارها نباشد.(11/9/1383)

بشدت توجه كنيد كه چهره‌پردازي‌هاي منفي و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهي ديده‌ام انسان‌هايي كه هيچ ارزش علمي و هنري ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهره‌پردازي مي‌شوند؛ چرا؟ البته من نمي‌خواهم خليي مطلب را باز كنم؛ اما مي‌بينم كسي كه در رشتة خودش اين قدر ارزشمند نيست و انسان متوسطي است، او را مي‌آورند و يكي دو ساعت از وقت تلويزيون را به زندگي او، به خانوادة او و به گذشتة سرتاپا كم‌ارزش او مصروف مي‌كنند؛ چرا؟ به نظر من علاوه بر اين كه اين «چرا» وجود دارد، «منفي» هم هست. اين كار، الگوسازي است؛‌ ما چه كسي را مي‌خواهيم الگوي جوان‌ها قرار دهيم؟ اين طور آدم‌هايي را؟!(11/9/1383)

و در نقطه مقابل، پراكندن فيلم‌ها و سريال‌ها و برنامه‌هايي كه آنان را مجذوب خواسته‌هاي غلط و انحرافي مي‌سازد يا به بي‌بند و باري و معاشر‌ت‌هاي نامشروع يا خشونت‌هاي خونين- كه امروز آفت جوامع غربي بخصوص امريكا است- مي‌كشاند و در رفتار و پوشش و معاشرت و آرمان‌گزيني، مقلد بيگانگان بار مي‌آورد، يا حقايق گذشته و حال كشور را واژگونه مي‌نمايد و مخاطبان را به يأس از خود، و فريفتگي به بيگانه يا به سرگرمي‌ها و عادت‌هاي ناسالم و مهلك يا به اسراف سوق مي‌دهد، لطمه‌اي است كه به آساني قابل جبران نيست و وزر و وبال آن گريبانگير همه خواهد شد. درس‌هاي مفيد و مضر اين رسانه‌ بزرگ، بر روي ميليون‌ها مخاطب در سراسر كشور- خواسته يا ناخواسته- اثر مي‌گذارد و نتايج آن با همين نسبت قابل سنجش و در ديوان الهي مورد محاسبه است.(5/3/1378)

يك مسأله راجع به اين برنامه‌هاي صبحگاهي است؛ يعني برنامه‌ «سلام صبح بخير» و برنامه «كار و زندگي»؛ كه هر دو از برنامه‌هاي خيلي خوب است؛ برنامه‌هايي است كه واقعاً هر كدام خلأيي را پر مي‌كند و دارد كاري را در متن جامعه انجام مي‌دهد؛ نبايد بگذاريد اين برنامه‌ها هرز و هدر برود؛ حيف است؛ برنامه‌هاي بسيار باارزشي است و در همين جهات خوب، مي‌شود از آنها خيلي استفاده كرد. شما موضوعاتي را معين مي‌كنيد؛ خوب است. اين دنبال كردن موضوعات و اينكه انسان موضوع را با ذهن مردم روبه‌رو كند و ذهن آنها را به كار بيندازد و نظراتشان شنيده شود، بسيار خوب است؛ منتها ببينيد، جمع كردن مواد، دو گونه و در دو مرحله انجام مي‌گيرد؛ مرحله اول، مرحله انبار كردن است. فرض بفرماييد محققي مي‌خواهد درباره فلان موضوع علمي يا ادبي يا تاريخي يا هر موضوع ديگر كاري انجام بدهد. مرحله اولف مرحله انبار كردن است. انبار كردنف يعني اينكه اينجا و آنجا بگردد و از كتاب‌ها و از فكرها و انديشه‌هاي خودش چيزهايي را يادداشت كند و روي همديگر بگذارد. در انبار كردن، احياناً تنظيم هم هست. در انبار كالا هم انسان طبقه‌بندي مي‌كند و هر كالايي را در جاي خودش مي‌گذارد. ما در فيش‌هاي علمي هم همين كار را مي‌كنيم. شماها كه خودتان اهل تحقيق هستيد، همين‌طور عمل مي‌كنيد؛ يعني مطلب را فرااهم مي‌كنيد و در فيش‌ها مي‌گذاريد؛ فيش‌ها را تقسيم‌بندي مي‌كنيد و در جاي مناسبش مي‌گذاريد. حالا كه اين مرحله تمام شد، نوبت مرحله دوم است. مرحله دوم چيست؟ اينكه ما جمع‌بندي كنيم؛ يعني مرحله اجتهاد. مجتهد در عرف طلبگي ما، يعني آن كسي كه مي‌تواند مباحثي را كه يك آدم عامي و عادي اصلاً نمي‌تواند از ‌آن مباحث استفاده كند و آنها را جمع‌بندي كند، جمع‌بندي كند.

مجتهد- يعني كسي كه قوت استنباط دارد- آن كسي است كه مي‌تواند مثلاً از ده عنصري كه علي‌الظاهر به هم ارتباطي هم ندارند، يك جمع‌بندي صحيح در بياورد. شما در برنامه «سلام‌ صبح بخير» نظرات مردم را جمع مي‌كنيد؛ مي‌خواهيد چه كار كنيد؟ آيا مي‌خواهيد از اين نظرات به جمع‌بندي برسيد؟ مگر چنين چيزي مي‌شود؟ در ميان اين نظرات، نظر يك دانشمند و يك آدم بافكر هست؛ نظر يك آدم عامي اما بافكرهم هست، كه حرف گزيده درستي را به شما كه داريد از او سوال مي‌كنيد، مي‌زند؛ نظر آدمي هم هست كه عامي است و از موضوع مطرح شده اصلاً پرت است و آن را درك نمي‌كند؛ مگر مي‌شود از مجموع اين طور نظرات، كسي جمع‌بندي كند؟ حالا چه كسي مي‌خواهد جمع‌بندي كند؟ مگر مي‌شود فردي از اين مجموعه- هر چند هم دانشمند باشد- يك جمع‌بندي بدهد؟ كي هم مي‌خواهيد اين جمع‌بندي را به مردم بدهيد؟ پس، اين روش كار غلط است. شما وقتي كه موضوع را انتخاب كرديد- كه حالا در آن تذكري كه عرض كردم، اين است: اين موضوعاتي كه مطرح مي‌شود، مهم است. فرض بفرماييد يكي از موضوعات زنده‌اي كه الان در ميان مردم مطرح است، تشريفات ازدواج است. البته اين موضوع، كار گروه خانواده است؛ اما شما مي‌توانيد كمك كنيد. اين گونه موضوع‌ها، موضوع‌هاي زنده‌اي است كه طرح آن حقيقتاً در وضع زندگي مردم تأثير مي‌گذارد. تشريفات ازدواج، پدر مردم را درآورده است؛ هرچه هم گفته مي‌شود، اثر نمي‌كند؛ اين را شما به ميان مردم بياوريد و آن كساني كه دنبال مهريه زيادي و جهيزيه آنچناني هستند، يك هفته خوب عرقشان را در بياوريد! يقيناً كساني پيدا خواهند شد كه براي اين كارها بهانه‌هاي معمولي را به شما خواهند گفت- آقا اگر مهريه‌مان را بالا نبريم، دخترمان را طلاق مي‌دهند- اما شما بايد قبلاً مطلب را براي خودتان پخته كنيد و جوابش را در دست داشته باشيد؛ و تا كسي اين طور گفت و گزارشگر شما منتقل كرد، شما به زبان مناسب و با شكل هنرمندانه‌اي به او پاسخ بدهيد.(29/11/1370)

مسأله‌ بوروكرارسي در ادارات هم همين‌طور است؛ كه البته من شكل‌هاي ناقصش را ديدم كه در برنامه «سلام صبح بخير» مطرح مي‌شود. مشكل نفت و برخي ديگر از مشكلات هم به بوروكراسي برمي‌گردد. به اين نكته بايد توجه داشت كه امكانات دستگاه‌ها با اين حرف‌ها قابل كم و زياد شدن نيست؛ بالاخره هر دستگاهي مقداري پول درد، مقداري امكانات دارد، مقداري نفت فراهم مي‌كند؛ اينكه نه با دعاف نه با دعوا، نه با شوخي و نه با هيچ چيز ديگر كم و زياد نمي‌شود؛ آن چيزي كه اشكال ايجاد مي‌كند تا ما از همان چيزي كه داريم، نتوانيم درست استفاده كنيم و نفت را به مردم بدهيم، مشكلات بوروكراسي و اشكالات اداري و ضعف دستگاه اجراكننده است. يا مثلاً ديديم كه راجع به هواپيما و بليط هواپيما صحبت مي‌شود. مشكل ما اين نيست كه چند فروند هواپيما داريم- همان تعداد كه داريم، همان است؛ بيشتر از موجودي كه نمي‌شود كار كشيد- مشكل اين است كه از اينها استفاده بهينه نمي‌شود. پس، شما برويد روي بوروكراسي انگشت بگذاريد؛ بوروكراسي را در همان شكلي كه مردم مي‌فهمند و برايشان قابل درك است- در شهرداري لمسش مي‌كنند؛ در اداره دارايي لمسش مي‌كنند؛ در فلان موسسه مورد مراجعه لمسش مي‌كنند؛ در بنياد مستضعفان و بنياد فلان لمسش مي‌كنند- بيرون بكشيد؛ اما قبلاً براي خودتان مطلب را پخته كرده باشيد. بنابراين، ذهن مردم را به آنچه كه بايد بفهمند، هدايت كنيد.(29/11/1370)



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:18 AM - روز دوشنبه 5 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

ش) اسراف و گروه‌ها

1. زنان و تجمل‌گرايي در ايران

بانوان در نظام جمهورى اسلامى بايد قدر عظمتى را كه اسلام به آنان داده است، بدانند. دام مصرف‌زدگى را كه سرمايه‌داران چپاولگر جهانى بر گرد زن امروز دنيا تنيده‌اند، كاملا بدرند و ضد ارزشهاى فرهنگ غربى، مانند برهنگى و معاشرت بى‌بندوبار با مردان و آلودگى به انواع فسادها را كه در كشورهاى پيشرفته و غالب كشورهاى عقب افتاده برزندگى زنان حاكم است، به چشم تحقير و نفرت بنگرند و بدانند كه امروز زن ايرانى كه در صحنه‌هاى سياست و كار و در ميدانهاى انقلاب با تقوا و پاكدامنى حضور دارد، برترين زنان دنياست، و اين را مردان و زنان منصف و حق‌بين در همه جاى جهان تصديق مى‌كنند.(23/04/1368)

 تجمل‌گريي در زنان مسئولين

من به خانمهاى مسلمان، به خانم‌هاى جوان و به خانم‌هاى خانه‌دار عرض مى‌كنم: سراغ اين مصرف‌گرايى كه غرب مثل خوره به جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى در حال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشور ما انداخته است، نرويد. مصرف بايد در حد لازم باشد، نه در حد اسراف. خانم‌هاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأن زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود. نمى‌خواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مى‌خواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه‌ى ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينت‌آلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.(25/9/1371)

2. تجمل‌گرايي در مسئولين كشور

اگر دلهاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودرأيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‌شود.(23/04/1368)

نه، مسؤولان درجه‌ى يك، مسؤولان درجه‌ى دو، تا آن مسؤولان درجات بعد هم بايد در حد خود زهد داشته باشند؛ بعد هم به عامه‌ى مردم مى‌رسد. عامه‌ى مردم هم نبايد اسراف و تجمل‌گرايى بكنند. اين‌طور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريه‌هاى گران‌قيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مى‌گذارند، خطاست. نمى‌گويم حرام است، اما پديده‌ى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحت‌الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‌دهد. در محيط و جامعه‌ى اسلامى، قضيه اين نيست. همين كار حلال را پيامبر نكرد. بعضى مى‌گويند پيامبر حلال كرده، اما شما حرام مى‌كنيد؟! نه، ما هم حرام نمى‌كنيم. پيامبر نخواسته كه محدود كند؛ محدود هم نكرده است. شما برو، هرچه مى‌خواهى بكن. اصلا همه‌ى زندگيت را روى هم بگذار و جهيزيه‌ى دخترت بكن، يا مهر عروست بكن. بحث سر اين است كه اين كار، صحيح و عاقلانه و منطبق بر خواست و مصلحت اسلامى نيست. (26/01/1370)

مسئولین و تجمل

اشتباه بعضى اين است كه خيال مى‌كنند ظاهر مرتب بايد با اشرافيگرى و با اسراف توأم باشد؛ نه. با لباس وصله‌زده و كهنه هم مى‌شود منظم و تميز بود. لباس پيامبر وصله زده و كهنه بود؛ اما لباس و سر و رويش تميز بود

ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمل در سطح زمامداران است. البته تجمل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‌كرد كه نسبت به اين قضيه حساسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجملانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‌خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‌وجود آمد كه چنين چيزى نباشد.(23/2/1379)

از جمله چيزهايى كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مى‌كند، نمود اشرافيگرى در مسؤولان بالاى كشور است؛ از اين اجتناب كنيد. اشرافيگرى دو عيب دارد؛ عيب دومش از عيب اولش بزرگتر است. عيب اول اشرافيگرى، اسراف است - اشرافيگرى حلال را مى‌گوييم؛ يعنى آن چيزى كه پولش از راه حلال و بحق به دست آمده - اما عيب دوم بدتر است و آن اين است كه فرهنگ‌سازى مى‌كند؛ يعنى چيزى براى مسابقه دادن همه درست مى‌كند. البته در اين زمينه مسؤولان درجه‌ى يك بسيار نقش دارند؛ تلويزيون بسيار نقش دارد؛ منش من و شما هم بسيار نقش دارد.(5/6/1380)

بايد اسراف نشود. هزينه كردن اعتبارات و پولهاى كشور در جاهاى غيرلازم و تشريفاتى و زيادى، حرام است. امروز پرداختن به كارهايى كه به جنبه‌هاى عملى زندگى مردم ارتباطى ندارد، يك كار مسرفانه است.(11/02/1381)

مسئولین و ساده زیستی

پيوند حقيقى با مردم، مستلزم حضور در ميان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگى آنان است. ساده زيستى و پرهيز از اسراف و پرهيز از هزينه كردن بيت‌المال در امور شخصى و غير ضرورى، شرط لازم براى حفظ اين پيوند است. ترويج فرهنگ اشرافيگرى و تجمل و سفرهاى پرهزينه و بيهوده‌ى خارجى از كيسه‌ى مردم، دور از شأن نمايندگى و عامل گسيخته شدن پيوند نماينده با مردم است.(6/3/1383)

3. روحانيت و خروج از ساده‌زيستي

اگر بخواهيد بى‏خوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابرقدرتان و سلاحهاى پيشرفته آنان و شياطين و توطئه‏هاى آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند، خود را به ساده زيستن عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد. مردان بزرگ كه خدمتهاى بزرگ براى ملتهاى خود كرده‏اند اكثر ساده زيست و بى‏علاقه به زخارف دنيا بوده‏اند. آنها كه اسير هواهاى پست نفسانى و حيوانى بوده و هستند براى حفظ يا رسيدن به آن تن به هر ذلت و خوارى مى‏دهند؛ و در مقابل زور و قدرتهاى شيطانى خاضع، و نسبت به توده‏هاى ضعيف ستمكار و زورگو هستند. ولى وارستگان به خلاف آنانند. چرا كه با زندگانى اشرافى و مصرفى نمى‏توان ارزشهاى انسانى- اسلامى را حفظ كرد.(صحيفه، ج20، ص342)

روحانیت و ساده زیستی

به عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود می خواهم که در زمانی که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیا را به آنان محول فرموده است، از زی روحانی خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شان روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است، پرهیز کنند و بر حذر باشند که هیچ آفت و خطری برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست. (صحیفه امام، ج20، ص342)

من خوف اين را دارم كه در اين انقلاب كه بايد روحانيت تقويت بشود و آنچه كه شده است به هدايت آقايان بوده است مبادا خداي ناخواسته به واسطه بعضي از اعمالي كه از بعضي از اين روحانيون و معممين صادر مي‌شود اين موجب اين بشود كه يك وقت سستي در روحانيت پيدا بشود. يك قضيه اينكه از آن زي روحانيت كه زيّ‌ طلبگي بوده است، اگر ما خارج بشويم، اگر روحانيون از آن زي كه مشايخ ما در طول تاريخ داشته‌اند و ائمه هدي(ع) داشته‌اند، ما اگر خارج بشويم خوف اين است كه يك شكستي به روحانيت بخورد و شكست به روحانيت شكست به اسلام است. اسلام با استثنا روحانيت محال است كه به حركت خودش ادامه بدهد. اينهايند كه اسلام را معرفي مي‌كنند و به پيش مي‌برند و از اول هم همين‌طور بوده است. اگر چنانچه ما از زيّ متعارف روحانيت خارج بشويم و خداي نخواسته توجه به ماديات بكنيم، در صورتي كه خودمان را با اسم روحاني معرفي مي‌كنيم، اين منتهي ممكن است بشود به اينكه روحانيت شكست بخورد. من اين نگراني كه هميشه هي در دلم هست اين است كه من خوف اين را دارم كه مردم به واسطه امثال من به بهشت بروند. آنها براي خدا توجه به آقايان دارند و ما هم و شما هم دعوت مي‌كنيد مردم را به خير و صلاح. من خوف اين را دارم كه آنها براي خاطر ما و شنيدن حرف ما به بهشت بروند و ما براي خاطر اينكه خودمان مهذب نبوديم به جهنم. و آن خوف زيادي كه من دارم اين است كه ما روبه‌رو بشويم با آنها، ما در جهنم باشيم، آنها در بهشت باشند.(صحيفه، ج18، ص 44)

امروز وارد مسائل سياسي شدن ديگر عيبي ندارد ولي بايد توجه كنيد كه همه متوجه شما هستند، لذا زيّ اهل علم خودتان را حفظ كنيد. درست مانند علماي گذشته ساده زندگي كنيد. در گذشته چه طلبه و چه عالم بزرگ شهر زندگي شان از زيّ آخوندي تغيير نمي‌كرد. اگر روزي از نظر زندگي از مردم عادي بالاتر رفتيد بالاتر كه دير يا زود مطرود مي‌شويد. براي اينكه، مردم مي‌گويند ببينيد آن وقت نداشتند كه مثل مردم زندگي مي‌كردند، امروز كه دارند و دست‌شان مي‌رسد از مردم فاصله گرفتند. بايد وضع مثل سابق باشد. بايد طوري زندگي كنيم كه نگويند طاغوتي هستيم.(صحيفه، ج17، ص262)

و يكي از امور مهم اين است كه روحانيون بايد ساده زندگي كنند. آن چيزي كه روحانيت را پيش برده تا حالا و حفظ كرده است، اين است كه ساده زندگي كرده‌اند، آنهايي كه منشأ آثار بزرگ بودند، در زندگي ساده زندگي كردند. شايد آقايان كمي‌شان يادشان باشد، در آن وقتي كه ما اوايلي كه آمديم قم، كه در آنجا چه اشخاصي بودند، شخص اول قم در جهت زهد و تقوا و اينها مرحوم آشيخ ابوالقاسم قمي، مرحوم آشيخ مهدي و عده ديگري، و شخص نافذ آنجا و متقي، مرحوم آميرزا سيد محمد برقعي و مرحوم آميرزا محمد ارباب. همة اينها را من منزل‌هاي‌شان رفتم. اين كه رياست صوري مردم را داشت و رياست معنوي هم داشت، با آنكه زاهد بود، در زندگي مشابه بودند. مرحوم آشيخ ابوالقاسم؛ من گمان ندارم هيچ طلبه‌اي مثل او بود، زندگي‌اش يك زندگي‌اي بود كه مثل ساير طلبه‌ها، اگر كمتر نبود بهتر نبود، كمتر هم بود. مرحوم آميرزا محمد ارباب كه من رفتم مكرر منزل‌شان، يك منزلي داشت دو سه تا اتاق داشت خيلي ساده، بسيار ساده. مرحوم آشيخ مهدي همين‌طور، سايرين هم همين‌طور، عده هم زياد بودند آن‌وقت. وقتي انسان در آن محيط واقع مي‌شد كه اينها را مي‌ديد، همين‌طور، عده هم زياد بودند آن وقت. وقتي انسان در آن محيط واقع مي‌شد كه اينها را مي‌ديد، همين ديدن اينها براي انسان يك درسي بود، وضع زندگي آنها براي انسان يك، وضعي بود، درس بود براي انسان، عبرت بود. هر چه برويد سراغ اين كه يك قدم برداريد براي انكه خانه‌تان بهتر باشد، از معنويت‌تان به همين مقدار، از ارزش‌‌تان به همين مقدار كاسته مي‌شود. ارزش انسان به خانه نيست، به باغ نيست، به اتومبيل نيست. اگر ارزش انسان به اينها بود، انبياء بايد همين‌ كار را بكنند. انبيا سيره‌شان را ديديد چه جور بوده. ارزش انسان به اين نيست. انسان يك هياهو داشته باشد، يك اتومبيل كذا داشته باشد، يك رفت و آمد زياد داشته باشد. ارزش روحانيت به اين نيست كه يك بساطي داشته باشد و يك دفتري و يك دستكي داشته باشد. فكر كنيد ارزش انسان را به دست بياوريد، ارزش روحانيت را از دست ندهيد، در كيفيت تحصيل آن علوم هم هر چه برويد سراغ تجملات- و انشاءالله نمي‌رويد- از علوم‌تان كاسته مي‌شود. آنهايي كه اين كتاب‌هاي قطور را نوشتند و پر ارزش را، زندگي‌شان يك زندگي طلبگي بوده مثل شيخ انصاري و مثل اينها. يك زندگي طلبگي بوده. آنها توانستند اسلام را در همة جهات حفظ كنند و فقه را به پيش ببرند و مسائل ديني را افزايش بدهند (يعني فروع را) و آن كتاب‌هاي ارزشمند را عرضه كنند به مردم. براي اينكه آنها ارزش را به اين نمي‌دانستند كه من خانه‌ام بايد يك جور باشد، حالا سه تا اتاق داريم كم است، چهارتا! شما خيال مي‌كنيد كه اگر ده تا اتاق هم باشد كافي براي شما هست؟ خير! اگر همه اين دنيا را به يك كسي بدهند، كافي نيست، مي‌گويد: بايد بروم جاي ديگر. اين فطرت انسان است، فطرت خداخواهي است، اين يكي از فطرت‌هاي است كه هر كس هر چه بيابد، آن گم شده خودش را نيافته، آن گم شده يك چيز ديگري است و لهذا آن كه دنبال قدرت مي‌رود، قدرت مطلق مي‌خواهد، «قدرت مطلق خداست» آنكه دنبال علم مي‌رود، علم مطلق مي‌خواهد، «علم مطلق علم خداست» هر كه دنبال هر كمالي برود يا هر چيزي برود، او كمال مطلقش را مي‌خواهد و همه خدا را مي‌خواهند خودشان نمي‌دانند، عذاب‌هايي كه به ما مي‌شود براي حجاب‌هايي كه در ما هست. آنكه حجاب‌ها را پاره كرده است، ارزش‌ها را مي‌فهمد و رسيده به آنجايي كه بايد بفهمد.(صحيفه، ج19، ص157)

ص) موارد الگوي مصرف صحيح

مصرف درست نیروی انسانی

براى يك كشور، نيروى انسانى همه چيز است. ما اگر نيروى انسانى نداشته باشيم، هيچ چيزى نداريم. چند سال قبل از اين، روى بعضى از كشورهايى كه سالها پيش از ما انقلاب كردند و توفيقهايى هم در عرصه‌هاى اقتصادى و صنعتى و فنى و امثال اينها به دست آوردند، مطالعه‌يى مى‌كردم. ديدم اينها در اوايل انقلاب، بيشترين تكيه و برنامه‌ريزى را روى تربيت نيروى انسانى گذاشته‌اند؛ به طورى كه بعضى از اين كشورها، همين الان نيروى انسانى كارآمد و ماهر صادر مى‌كنند. يعنى نه اين‌كه كشور خودشان از وجود چنين نيروى انسانى‌يى سرريز شده و بى‌نياز گرديده است؛ نه، كشور آنها از جهات ديگر آماده‌ى قبول اين همه متخصص نيست و وضع اقتصاديشان طورى نيست كه بتواند اين همه متخصص را مصرف كند؛ اين است كه به كشورها صادر مى‌كنند. همين نيروى انسانى است كه آنها را على‌رغم نداشتن درآمدهاى كلانى مثل نفت و مانند آن - كه بحمدالله ما از آن برخوردار هستيم - به سطوح خوب رسانده است.(21/9/1368)

الگوي مصرف نيازمند كارشناسي و برنامه‌ريزي

رعايت اولويت در سرمايه گذاريهاى زيربنايى و غير زيربنايى با هدف تكميل زنجيره‌ى توليد براى مصرف داخلى و صادرات و بى‌نياز كردن كشور از خارج در مصارف عمده و نيازهاى اساسى و همچنين در تكميل طرحهاى نيمه تمام و تأمين حداقل نيازهاى دفاعى كشور، و جلوگيرى از سرمايه‌گذارى در امورى كه با اين هدفها ناسازگار است و موجب هدر دادن سرمايه‌ها و يا تضييع منابع مى‌گردد.(18/08/1372)

بازيافت كاغذ و صرفه‌جويي در كاغذ داخلي

بايد روى بازيافت، صرفه‌جويى و توليد كاغذ داخلى كار شود؛ يعنى كارى كنند كه در كاغذ، صرفه‌جويى شود. امروز با اين‌كه آدمى گاهى فكر مى‌كند كه ديگر حالا دوران «ادقوا اقلامكم، قارعوا بين سطوركم» نيست، مى‌بينيم نه! اتفاقا، باز هم دوران همينهاست. باز هم بايد قلمها را ريز تراشيد، تا كاغذ كمتر مصرف شود و باز هم بايد در باب كاغذ، صرفه‌جويى كرد تا به نياز جامعه برسد. علاوه بر اين، مسأله‌ى بازيافت كاغذ و همچنين توليد كاغذ داخلى، بايد ان‌شاءالله مورد توجه قرار گيرد. بعضى از اين كارها به عهده‌ى دولت و بعضى به عهده‌ى مردم است.(26/02/1374)

مصرف تولیدات داخلی

در باب توليد عرض كنم كه بايد به طرف مصرف توليدات داخلى رفت. وقتى مى‌خواستند ساختمان اجلاس بين‌المللى را بسازند- ساختمانى كه امروز ما پزش را مى‌دهيم - مهندسان آن اين‌جا آمدند. من به آنها گفتم تصميم قطعى بگيريد كه در اين ساختمان هيچ مصالح خارجى به كار نرود. فقط در آخر كار در بخشى از كارهاى صوتى و الكترونيكى و استفاده از موكت نسوزى كه در داخل نمى‌توانيم توليد كنيم، از توليدات خارجى استفاده كردند. اين ساختمان به آن عظمت، نودوچند درصد مصالحش از توليدات داخلى است. بنده در قضيه ساخت آن ساختمان چند بار قاطع اين موضوع را گفتم و ابلاغ كردم كه رفتند و دنبال كردند و شد. ما مى‌توانيم؛ اين همه توليد داخلى داريم: چينى، بلور و كارهاى چوبى به اين خوبى داريم، كه باز آقايان و بخصوص اين شركتها از خارج مى‌آورند!(5/06/1382)

مصرف درست آب

همان‌گونه كه مى‌دانيد آب در كشور ما به قدر زمين نيست. معروف است كه ايران كشور كم آبى است؛ اما اگر با عقل و تدبير و روحيه‌ى خستگى‌ناپذير پيش برويم، مى‌شود از همين آب موجود استفاده كرد. آبها را كه هرز مى‌رود، مهار كنيم. آبها را درست مصرف كنيم. در مصرف آب اسراف نكنيم. با كار علمى و مدبرانه مى‌شود استفاده‌ى بهينه كرد. خيليها قبل از انقلاب به دشتهاى حاصلخيز ما چشم داشتند. كسانى كه از همه چيز اين كشور بيگانه بودند، براى دشت قزوين و دشت مغان ما برنامه‌ريزى كرده بودند؛ ما چرا نتوانيم برنامه‌ريزى كنيم تا از اين خاكهاى حاصلخيز و از اين زمينهاى واقعا بالاتر از قيمت مادى استفاده كنيم؟ مى‌شود اين كارها را كرد و بايد بكنيم؛ با روح جهادى ممكن است.(14/10/1382)

مصرف منابع مالی

ما منابع مالى كشور را كجا بيشتر مصرف مى‌كنيم؟ البته اين يكى از نقاط درست است؛ اين‌كه دوستان تكيه كرديد كه ما اين مقدار را به بخش خصوصى از حساب ذخيره‌ى ارزى يا از منابع دولتى تزريق كرديم؛ اين فلسفه‌ى درست و سياست درستى است؛ منتها در كنار اين، توجه كنيد كه ما با اين كار عقب‌افتادگى‌هايمان را جبران كنيم و نبايد به سمت افراط در اين زمينه برويم. بخش تعاونى را تقويت كنيم، اموال دولت و دارايى‌ها و موجودى‌هاى دولت را براى رعايت مصلحت عموم حفظ كنيم و مواظب باشيم كه اموال دولت و دارايى‌هاى دولت در زير اين قالب و چهارچوب از بين نرود و نابود نشود.(04/6/1383)

انرژي هسته‌اي به جاي نفت

ما مى‌خواهيم منابع تجديدناپذيرمان براى نسلهاى ديگر بماند. اين‌طور نباشد كه بيست سال ديگر، بيست‌وپنج سال ديگر، اين كشور نفت نداشته باشد؛ مجبور باشيم نفت خود را از امريكا يا از عوامل امريكا بخريم. ما مى‌خواهيم جايگزين نفت داشته باشيم و آن، انرژى هسته‌يى است. آنها مى‌گويند نه، نداشته باشيد؛ همان نفتتان را مصرف كنيد تا تمام شود. اگر مى‌خواهيد نيروگاه هسته‌يى هم داشته باشيد، سوختش را بايد از ما بخريد. اين حرف زورى است كه امروز بخشى از دنياى غرب دارد با ما در ميان مى‌گذارد. مجرم اين قضيه هم باز در درجه‌ى اول امريكاست.(28/5/1384)

بايد براي مصرف دولت و ملت فكر كند

من يك‌بار در همين نماز جمعه گفتم ماده‌ى ارزشمندى كه امروز دنيا جانش به آن بند است- يعنى نفت- به ملتهاى خاصى متعلق است- عمدتا در همين منطقه‌ى خود ما، مقدارى هم در جاهاى ديگر- اما سرنوشت اين ماده، قيمت‌گذارى و مصرفش، دست ديگران است و صاحبان اصلى در آن كمترين نقش را دارند! يك روز سياستهاى آنها به نحوى اقتضا مى‌كند كه قيمت را اندكى بالا ببرند، تا فلان دولت پولدار شود و برود جنسهاى آنها را بخرد؛ لذا مقدارى قيمت را بالا مى‌برند. يك وقت سياستها اقتضا مى‌كند كه چند كشور را دچار تنگناى اقتصادى كنند، پس قيمت نفت بايد پايين بيايد؛ لذا قيمت نفت پايين مى‌آيد؛ از داخل «اوپك» هم به آنها كمك مى‌شود! دولت و ملت ما بايد يك فكر اساسى براى اين مشكل بكنند.(04/10/1377)

نقش دولت در برنامه‌ريزي‌ها

وظيفة اصلي سرپرست، تدبير و برنامه‌ريزي است. زيرا اگر او تدبير نكند و فرد جامعه يا شيء زيردست خود را بدون برنامه‌ريزي رها كند، هرج‌ومرج لازم مي‌ايد. مثلاً اگر حكومت بدون برنامه‌ريزي و تدبير باشد، بخشي از جامعه از پرخوري به رنج مي‌افتد و بخشي ديگر از بي‌بضاعتي و كم‌خوري با فقر و مرض دست و پنجه نرم مي‌كند و چنان كه ممكن است، همان بخش اول نيز گاهي در كمال برخورداري، اسراف و تبذير باشند و گاهي فقر و فلاكت گريبان‌گيرشان شود. بنابريان اولياي نعم كساني هستند كه از بركت آنها نعمت‌هاي الهي تقدير و اندازه‌گيري مي‌شود و با تدبير و برنامه‌ريزي آنها به موجودات مي‌رسد.(ادب فناي مقربان، ج1، ص 226)

ض) نقد موارد مصرف‌گرايي

مصادیق مصرف غلط

كسانى كه پول و امكانات دارند، فقط به فكر خودشان نباشند؛ چون آن پول هم از همين كشور به‌دست آمده، آن پول هم در سايه‌ى همين ملت و از همين آب و خاك به‌دست آمده است. چه كسى مى‌تواند بگويد «من پول دارم و در پولدارشدن خودم، مرهون خدمات و كمكهاى دولت و ملت نيستم»؟ مگر چنين چيزى مى‌شود؟ از آسمان كه براى انسان پول نمى‌ريزند! پول در همين زندگى و تلاش روزمره به‌دست مى‌آيد. هزاران نفر كار مى‌كنند؛ يك‌نفر تصادفا پولدار مى‌شود. كسانى‌كه پول و امكان دارند، اين پول را فقط براى استفاده‌ى خودشان مصرف نكنند. شما اگر مى‌خواهى در جايى سرمايه‌گذارى كنى و به كارى بپردازى، فقط به فكر اين نباش كه اين كار چقدر به من سود مى‌رساند؟ ما نمى‌گوييم هيچ ملاحظه‌ى شخص خودتان را نكنيد. مى‌گوييم ملاحظه‌ى كشورتان را هم بكنيد. سرمايه‌گذارى مضر نكنيد. سرمايه‌گذارى بى‌فايده نكنيد. در كارى كه توليد آن، مملكت را به پيش نمى‌برد سرمايه‌گذارى نكنيد. كسانى‌كه پول و امكانات دارند، وجدان دينى و احساس مسؤوليت داشته باشند.(15/02/1372)

مصادیق غلط مصرف نفت

البته نفت ما كه مى‌گويم، منظور نفت كل اين منطقه و ديگر مناطق نفت خيز دنياست. اين منطقه بخش عمده‌اى از نفت جهان را داراست. يعنى همان دولتهايى كه دستشان با دزدان غارتگر بين‌المللى يكى است، متأسفانه بخش عمده‌اى از نفت را صاحبند. امروز جنس به اين ارزشمندى به منزله‌ى ابزارى در دست مصرف كنندگانى است كه شديدا به آن احتياج دارند. آنها چنين سياستى را از دهها سال پيش تا به امروز، طراحى و اجرا كرده‌اند و متأسفانه همواره عده‌اى از سياستمداران خائن كشورهاى وابسته نيز، با آنها همكارى مى‌كنند. در چنين وضعيتى اگر ملت ايران - اعم از كارگر ايرانى، جوان ايرانى، توليد كننده‌ى ايرانى و معلم ايرانى - با همه‌ى تلاش و غيرت خود وارد عمل شود و اين كشور را به گونه‌اى بسازد كه به خاطر صادرات و واردات و نيازهاى مصرفى، محتاج فروش نفت خود، آن هم با اين قيمت پايين نباشد، ببينيد چه خدمت بزرگى به امروز و آينده‌ى اين كشور خواهد بود!(13/02/1373)

مصادیق اسراف تبلیغات انتخاباتی

همچنين مسؤولان ذيربط موظفند به گزارشهايى كه حاكى از بى‌ملاحظگى در برخى از مخارج تبليغاتى است با دقت رسيدگى كنند و اگر كسانى خداى نخواسته در مصرف پول براى تبليغ و معرفى نامزدها دچار بى بند و بارى و دست اندازى به بيت‌المال شده باشند، آنان را براى تعقيب قانونى به مراجع ذيربط معرفى كنند و نتايج اقدام خود را به اين‌جانب گزارش دهند. (25/12/1374)

نقد مصرف گرایی علم غربی

نبايد صرفا مصرف كننده‌ى فرآورده‌هاى علمى ديگران بود. بايد علم را به معناى حقيقى كلمه توليد كرد. البته اين كار، روشمندى و ضابطه لازم دارد. مهم اين است كه روح نوآورى علمى در محيط دانشگاه زنده شود و زنده بماند.(9/12/1379)

نقد مصرف درست بودجه در دانشگاه‌ها

چرا بودجه‌هايى كه به وزارت علوم اختصاص مى‌يابد، درست مصرف نمى‌شود؟ چرا رابطه‌ى اساتيد با دانشجويان اين‌قدر كم است؟ همچنين چرا توان و وقت علمى دانشجويان صرف مسائل سياسى مى‌شود و فقط شصت درصد توانايى علمى آنها به‌كار گرفته مى‌شود؟(22/02/1382)

مصرف نفت

ياوه‌گوها و ياوه‌بافها بيخود سعى نكنند اين‌طور بپراكنند كه چه لزومى دارد اين كار و چرا دنبالش مى‌كنند؛ نه، اين نياز ملت ايران است. امروز كشورهاى پيشرفته‌ى دنيا بيشترين يا سهم مهمى از انرژى برق خودشان را از نيروگاههاى هسته‌يى توليد مى‌كنند، نه از نفت كه هم سرمايه‌ى دودزاست، و هم تمام شدنى و هم قابل تبديل به چيزهاى بسيار ارزشمندتر از سوخت. آنها كه مى‌خواهند ملتهاى داراى نفت را از اين موهبت محروم كنند، مى‌گويند شما كه نفت داريد، ديگر به انرژى هسته‌يى چه نيازى داريد؟ مگر بايد نفت را تمام كنيم، بعد دست به طرف شما حتما دراز كنيم! سرنوشت ملتها نياز به شماست؟ آنها مى‌گويند نفت را مصرف كنيد، بعد دستتان كه خالى شد، محتاج ما شويد؛ بياييد در خانه‌ى ما. ملت ما نمى‌خواهد اين را قبول كند و ما بايد به سمت انرژى هسته‌يى براى توليد برق برويم؛ اين نياز كشور ماست؛ بايد به اين راه برويم، والا عقب‌ماندگيهاى يكى دو قرن گذشته باز هم مضاعف خواهد شد و آن وقت يك قرن ديگر اين ملت را عقب مى‌اندازند. بنابراين رفتن دنبال اين كار وظيفه‌ى ملى است. وقتى كه دنبال اين كار مى‌رويم، بايستى قضيه را بومى كنيم و اگر بومى نكنيم، باز همان وابستگى و باز همان نياز است. وقتى مى‌خواهيم وابسته نباشيم و كار بومى باشد، البته فشار هست. بايد در مقابل فشارها مقاومت كرد. آنهايى كه نفهميده عليه اين فكر حرف مى‌زنند، نمى‌فهمند و ملتفت نيستند كه دارند به اين ملت خيانت مى‌كنند و همان چيزى را كه امريكا مى‌خواهد، بيان مى‌كنند و بر زبان مى‌آورند: چه لزومى دارد؟ چه احتياجى داريم؟ ولش كنيم! بله، معلوم است كه آنها دلشان مى‌خواهد ما هيچ چيز توليد نكنيم و غذاى حاضرمان را هم از آنها بگيريم؛ به شرطى كه پول داشته باشيم. وقتى هم نداشتيم، اگر ملت از گرسنگى بميرند، آنها كه ابايى ندارند؛ چون هزارهزار مى‌كشند و از مردن هزارهزار و ميليون ميليون هم هيچ باكى ندارند. وظيفه‌ى ملى ما امروز اين است كه دنبال اين فناورى و فناورى‌هاى مشابه، هر چه كه ما را به اوج قله‌ى علم نزديك كند، برويم و امروز دنبال كردن آن براى ملت ما واجب است و براى كسانى كه مى‌توانند، وظيفه‌ى آنهاست تا بتوانند ملت را به عزت برسانند و از وابستگى رها كنند.(1/4/1383)

مصارف غلط در ادارات دولتي

من اعتقاد راسخ دارم كه مادامى كه ما مجموعه‌ى دستگاه اجرايى خودمان را- اعم از دستگاه‌هاى قوه‌ى مجريه و دستگاه‌هاى قوه‌ى قضاييه- از فساد مالى و انحراف از روش‌هاى قانونى و صحيح خالى نكنيم، همه‌ى كارهاى ما مثل همان آبى- گزارش دادند كه ما از مصرف آب كشور درست استفاده نمى‌كنيم؛ مثل همين آبيارى‌هاى غرقابى، يا مثل همين يارانه‌هايى كه دولت مى‌دهد و بخش عمده‌ى آن هدر مى‌رود و بخشى از آن به جايى كه بايد برسد، مى‌رسد - كه گزارش دادند، هدر خواهد رفت. من بارها اين را گفته‌ام، مثال زده‌ام و تكرار كرده‌ام كه فساد در دستگاه اجرايى مثل اين است كه ما چندين لوله‌ى قطور آب به استخرى وارد مى‌كنيم؛ اما استخر پر نمى‌شود؛ اين همه تلاش انجام مى‌گيرد، درعين‌حال انسان زواياى خالى را مشاهده مى‌كند، كه بخش عمده‌يى از اين، مربوط مى‌شود به فساد مالى و به رخنه‌هاى اخلاقى كه در مجموعه‌ى دستگاه در سطوح مختلف وجود دارد. بايد با اينها مبارزه و مقابله كنيد. تا يك عزم جدى و راسخ براى مقابله‌ى با اينها وجود نداشته باشد - كه حالا بحمدالله اين عزم هست و انسان آن را مى‌بيند - و به دنبال آن عزم، عمل، تحرك، دنبالگيرى و عدم اغماض نباشد، ريشه‌ى فساد بيرون نخواهد آمد و همين‌طور روى مجموعه‌ى فعاليتهاى مخلصانه‌يى كه در مجموعه‌ى دستگاه انجام مى‌گيرد، تأثير مى‌گذارد.(4/6/1383)

مصادیق مصرف غلط

در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمى‌رسد. نه به خاطر اين‌كه كم داريم. به خاطر اين‌كه بسيارى به خودشان حق مى‌دهند كه نعمتهاى الهى را بى‌حساب و كتاب مصرف كنند؛ بى‌اندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظه‌اى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مى‌شود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مى‌شود! چقدر ميوه‌ى مصرف نشده ضايع مى‌شود و از خانه‌ها بيرون ريخته مى‌شود! چقدر لباس زيادتر از اندازه‌ى لازم چند برابر اندازه‌ى لازم خريدارى مى‌شود و در خانه‌ها و صندوقها مى‌ماند، براى اين‌كه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.(4/1/1372)

تفريحات خارج از كشور

حتى در مواقعى كه يك دولت و يك ملت، برخوردار از درآمد هم هستند، اسراف مضر و مذموم و شرعا حرام است؛ چه برسد آن وقتى كه درآمد يك كشور به طور موقت كم مى‌شود؛ مثل حالا كه درآمد كشور ما در همين سال جارى تقريبا نزديك به نصف كم شده است. قبلا ما مى‌گفتيم كه يك‌سوم درآمد كم شده است، بعد درست دقت كرديم، ديديم نه، نزديك به نصف درآمد كشور كم شده است؛ چون متأسفانه بايد گفت كه درآمد كشور متكى به نفت است و نفت هم سرنوشتش دست ديگران است! از جمله بدبختيهاى ملتهايى كه نفت را توليد مى‌كنند، همين است.

كسانى هستند كه حتى در كارهاى تفننى و تفريحى خودشان هم اسراف مى‌كنند. مثلا به خارج از كشور مسافرت مى‌كنند. چرا؟! فرض كنيد خانواده‌اى هستند كه مايلند مسافرتى بكنند، تفريح و تفرجى بكنند؛ چرا به خارج از كشور مى‌روند و تفرج مى‌كنند؟! در اين كشور به اين بزرگى، خيليها همين تفريح و تفرج را هم نمى‌توانند بكنند. بعضيها تا دستشان به دهانشان مى‌رسد، براى تفريح و تفرج خودشان يا خانواده‌هايشان، به فلان كشور خارجى - كه حالا نمى‌خواهم اسم بياوريم - مى‌روند. اينها اسراف قطعى است؛ اينها همان اسرافى است كه حرام است. زياده‌روى يعنى اين. زياده‌روى، وقت به وقت و زمان به زمان تفاوت مى‌كند؛ در امر لباس، در امر مسائل زندگى، در اتومبيلهاى گرانقيمت. پس، خطاب اول ما به كسانى است كه متمكنند و امكاناتى دارند و مى‌توانند خرج كنند. به آنها عرض مى‌كنيم كه كمتر خرج كنيد؛ ملاحظه كنيد و اسراف نكنيد.(4/10/1377)

اسراف‌های زیاد در همه چيز

ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف مي‌كنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كننده‌ى نفت است، وارد كننده‌ى فرآورده‌ى نفت - بنزين - است! اين تعجب‌آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط»؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه‌روى؛ ميانه‌روى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: «و الذين اذا انفقوا»؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم يقتروا»؛ نه اسراف ميكنند - زياده‌روى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند. اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مى‌بينيد بعضى از فضول‌هاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دم‌به‌ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كرده‌اند- به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست. ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده‌روى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان‌شاءالله عمل كنيم.(21/7/1386)

مصرف غلط آب در كشاورزي

مصرف‌گرائى به صورت اسراف يكى از بيماريهاى خطرناك هر ملتى است. ما يك خرده به اين مصرف‌گرائى افراطى دچار هستيم. يكى از نمونه‌هايش را به مناسبت مشكل كم آبى - كه چند استان كشور از جمله استان شما تا كنون مشكل كم‌آبى داشته‌اند كه اميدواريم خداى متعال تفضل كند و باران رحمتش را بر شما نازل بكند - عرض بكنم؛ يكى از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبى كه مصرف شرب در خانه‌ها مى‌شود، نوع آبيارى كشاورزى ما هم يك نوع مسرفانه است و آب را هدر مى‌دهيم. وظيفه‌ى مسئولين و دست‌اندركاران اين بخش است كه به اين مسئله به‌طور ويژه توجه كنند! پس به مسئله‌ى اسراف- هم در مسئله‌ى آب و هم در مسائل ديگر - بايد با اهميت نگاه كنند.(11/02/1387)

اسراف در وقت و عمر

يكي از شرايط موفقيت انسان درك كردن قيمت و ارزش وقت است. اگر جواني ثروت هنگفتي از پدر به ارث برده باشد و ديوانه وار اسراف و تبذير كند همه متأسف و متعجب مي‏شوند، به حال جوان رقت مي‏كنند، عاقبت شومش را همه حدس مي‏زنند كه چه بدبختيها و پشيمانيهاست. همه‏ ماها كم و بيش با همچو كساني بر خورد كرده‏ايم و بسيار تأسف خورده‏ايم‏ ولي همين ما، خود ما نسبت به «سرمايه بزرگ تر و با ارزش تر يعني وقت و عمر همان معامله‏اي را مي‏كنيم‏ كه آن جوان نسبت به مال و ثروت خود مي‏كند و هيچ گونه متأثر نمي‏شويم. اين خود نشانه اين است كه ما ارزش پول را خوب درك مي‏كنيم ولي ارزش‏ وقت و زمان را درك نمي‏كنيم. معمولا اشخاص تربيت يافته كه به حقوق‏ ديگران تجاوز نمي‏كنند و از خدا مي‏ترسند ممكن نيست ده شاهي مال كسي را بخورند و تلف كنند و اگر احيانا مال ديگري را تلف كردند از مال خودشان‏ جبران مي‏كنند، ولي همين اشخاص كه اينقدر براي مال ديگران حرمت و حقوق‏ قائل اند، براي عمر ديگران حرمتي و حقي قائل نيستند، به خودشان حق‏ مي‏دهند به بهانه‏اي وقت ديگري را تلف كنند، مثلا خلف وعده مي‏كنند. همه‏ اينها دليل است كه ما توجه‏ نداريم و از حكمت آن حضرت پيروي نمي‏كنيمبه معناي كلام رسول اكرم كه مي‏فرمايد: حرمت عمر و زمان بالاتر از حرمت مال است. اگر مال كسي را تلف كنيم مي‏توانيم ا ز مال خودمان جبران كنيم ولي آيا اگر وقت ديگران را تلف كنيم مي‏توانيم‏ مقداري از عمر خود به او بدهيم؟(حکمت‌ها و اندرزها، ص56-57)



ادامه مطلب


نظرات (1) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:17 AM - روز دوشنبه 5 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :18  
9 10 11 12 13 14 15 16 17 18