اولين قدم در اصلاح الگوي مصرف، بايد به اصلاح فرهنگ مصرف و تغيير ذائقه مصرفي جامعه معطوف گردد. اقدامي كه در وهله نخست به رسانه ملي و در مراحل بعدي به ساير رسانه‎هاي گروهي، محافل علمي، دانشگاهي و شوراي عالي انقلاب فرهنگي مربوط مي‎شود.

حركت به سمت «مصرف‎گرايي مدرن» با توسعه و گسترش صنايع و توليد در روزهاي آغازين قرن بيستم، در قالب راه‎اندازي فروشگاه‎هاي زنجيره‎اي بزرگ و ايجاد نمايشگاه‎هاي جذاب و خيره‎كننده‎اي شكل گرفت كه در سال‎هاي بعد، با شتاب فراوان، روند استحاله از «جامعه توليدي» به «جامعه مصرفي» را ممكن و پديدار كرد.
در سال 1907 نويسنده آمريكايي، «سايون ان. پاتن»، در كتاب «مباني جديد تمدن»، فرهنگ مصرف‎گرايي را كليد مي‎زند و مي‎نويسد: «جامعه، از اين پس نبايد به مهار آرزوها و خواسته‎هاي شهروندان بپردازد و آنان را چون گذشته به صرفه‎جويي و قناعت فرا بخواند بلكه برعكس، بايد آنان را تشويق و تحريك به مصرف بيشتر كند و از آنها بخواهد كه براي مصرف بيشتر خود، كار بيشتري انجام دهند؛ «مصرف بيشتر با تلاش بيشتر» اين امر، جامعه را به سوي فراواني و رفاه مي‎برد.»
اين رويكرد مصرفي در غرب كه در پي توليد انبوه، اجتناب ناپذير مي نمود، بعدها و در سال‎هاي اخير به «جنون مصرف» تبديل شد و منجر به جاي‎گزيني ارزش‎ها از اخلاقيات و تعالي انساني به بازار، عرضه و تقاضا گرديد.
اما جامعه مصرفي غرب اندك اندك جاي پاي خود را در ساير كشورها نيز باز كرد و مظاهر فريبنده آن با استفاده از ابزارهاي پيشرفته رسانه‎اي و تأثير بر جوامع اطلاعاتي، تبليغ شد و به نفوذ در فرهنگ‎ها و تمدن‎ها همت گمارد؛ به گونه‎اي كه امروزه تقريبا در همه نقاط جهان آثار و رگه‎هاي مصرف‎گرايي غربي مشاهده مي شود.
گسترش الگوي مصرف غربي در كشور ما با وجود معارف والا و فرهنگ قدرتمند اسلامي، با چالش‎ها و مقاومت‎هاي فراواني روبه‎رو بوده و هست؛ اما متاسفانه زرق و برق‎هاي چشم‎نواز و دل‎فريب توليدات مصرفي، باعث شد تا آسيب‎هاي آن فرهنگ، بخش‎هاي بزرگي از اقتصاد، بازرگاني و صنعت ما را نيز طي سال‎هاي گذشته مورد تهديد قرار دهد.
در فرهنگ فاخر اسلامي، اعتدال در مصرف، صرفه‎جويي و پرهيز از اسراف، در جهت ايجاد تعادل و عدالت اقتصادي به صراحت و مكرر مورد تاكيد قرار گرفته است.
خداوند متعال در آيه 31 سوره اعراف مي‎فرمايد: «اي فرزندان آدم زيورهاي خود را در هر نمازي برگيريد و بخوريد و بياشاميد و زياده‏روي مكنيد كه او اسراف‎كاران را دوست نمي‏دارد» و در آيه 26 و 27 سوره اسراء به رعايت حقوق مستمندان امر شده است و اسراف‎كاران را برادران شيطان معرفي كرده ‎است: «و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏ مانده را [دستگيري كن] و ول‎خرجي و اسراف مكن. چرا كه اسراف‎كاران برادران شيطان‎اند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است».
توجه و تأكيد مقام معظم رهبري در نام‎گذاري سال 88 به عنوان سال«اصلاح الگوي مصرف» در واقع بازگرداندن جامعه اسلامي به اصول حقه الهي و پيش‎گيري از انحراف بزرگي است كه گسترش لجام‎گسيخته آن ممكن است نابودي عدالت اجتماعي و ارزش‎هاي انساني را در بر داشته باشد.
رهبر انقلاب اسلامي در پيام نوروزي تأكيد كردند: «اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي‎كنند كه «مصرف» بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود. همه ما به‎خصوص مسئولان قواي سه‎گانه، شخصيت‎هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني «اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها» برنامه‎ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته‎اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال‎ها، ظهور و بروز يابد.»
اولين قدم در اصلاح الگوي مصرف، بايد به اصلاح فرهنگ مصرف و تغيير ذائقه مصرفي جامعه معطوف گردد. اقدامي كه در وهله نخست به رسانه ملي و در مراحل بعدي به ساير رسانه‎هاي گروهي، محافل علمي، دانشگاهي و شوراي عالي انقلاب فرهنگي مربوط مي‎شود. آنان بايد خط قرمز مصرف را براي مردم مشخص و الگوهاي مصرف بهينه را معرفي كنند.
از اين نكته نيز نبايد غافل ماند كه تغيير رفتار و فرهنگ، با بازي‎هاي نمايشي، دستورالعمل‎نويسي و ايجاد سازمان و ستاد محقق نمي شود. دولت، مردم و دست‎اندركاران بخش خصوصي اعم از صنعت و تجارت بايد با تعريف صحيحي از ضرورت‎ها و بايسته‎هاي اصلاحي در حوزه مربوطه خود، در اين جهاد ملي مشاركت و هر كدام تكليف خود را به خوبي ايفا نمايند. در هر حال آحاد جامعه بايد با فرهنگ‎سازي صحيح به درك ملموس اين نكته برسند كه «صرفه‏جويي به معناي درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است. اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اين‎كه اين مصرف اثر و كارايي داشته باشد. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است.»


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:31 PM - روز جمعه 16 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 اصلاح الگوي مصرف و جهت گيري به سمت استفاده بهينه از منابع و امکانات ،سبب تقليل هزينه ها ، واردات و در نهايت کاهش وابستگي اقتصادي مي شود.
هم اکنون بسياري از کشورها به علت الگو قرار دادن نظام اقتصادي کشورهاي سرمايه داري که ترويج ايده هاي مصرفي يکي از ارکان اساسي مدل توسعه اقتصادي آنها است ،گرفتار فرهنگ مصرف گرايي و در نتيجه تشديد وابستگي اقتصادي شده اند.
امروزه فرهنگ مصرف در کشورهاي مختلف بخصوص صنعتي در قالب تجمل و لوکس‌ گرايي به شدت در حال گسترش مي‌باشد. اين امر همه ساله سبب اتلاف مقادير قابل توجهي منابع ، مواد غذايي ، بالا رفتن هزينه ها و ... در جهان مي شود .
اکنون کشورهاي صنعتي و پيشرفته که تنها 30 درصد از جمعيت جهان را تشکيل مي دهند، بيش از 50 درصد غلات دنيا را مصرف مي‌کنند. در صورتي که مصرف اضافي آنها که 24 درصد است، مي‌تواند يک ميليارد نفر انسان گرشنه را در سطح جهان سير کند .
مردم بسياري از کشورهاي فقير و عقب نگه داشته شده بخصوص در منطقه آفريقا اکنون به سبب وضعيت آب و هوايي ، خشکسالي هاي پي درپي و ... ، با فقر و گرسنگي دست و پنجه نرم مي کنند.
آنچه که بايد مورد توجه قرار گيرد ، اين است که تبليغات در عصر مدرن با توجه به رشد توليد و در نتيجه رقابت بين توليد کنندگان و عرضه کنندگان در بازار ، افزايش يافته است و بسياري از شرکت هاي تبليغاتي با انواع شگردها ،مصرف گرايي را تبليغ مي کنند تا تب تند آن هرگز فروکش نکند. تا از اين طريق نه تنها براي محصولات شرکت هاي توليدي تبليغ کنند ،بلکه خود نيز از اين رهگذر درآمد قابل توجهي کسب نمايند.
به عبارت ديگر تبليغات سبب ايجاد ذائقه جديد در ميان مردم و تحريک آنها به خريد کالاها و محصولات تازه وارد به بازارهاي مصرف مي شود . به اين ترتيب تقاضاهاي جديدي در بازار شکل مي گيرد .
شرکت‌هاي بين المللي معتقدند که آنچه مي‌تواند باعث رونق و دوام بازار فروش کالاهاي توليدي اين شرکت‌ها گردد، سلطه بر آراء ، افکار و انديشه‌هاي افراد مي‌باشد و تبليغات تجاري براين اساس نهاده شده که به جاي يک کالا، يک مفهوم را بايد فروخت. اين شرکت ‌ها با بهره‌مندي از وسايل ارتباط جمعي از قبيل روزنامه ها و راديو و تلويزيون در کشورهاي مختلف سعي در ترويج فرهنگ مصرف دارند.
معمولا توليد کنندگان ، کارخانه هاي صنعتي و شرکت هاي بين المللي براي سر پا ماندن و حفظ ثبات درآمدي خود نيازمند موقعيت مستحکمي در زمينه فروش محصولات توليدي هستند و اين گروه همه تلاش خود را بکار مي گيرند تا بازارهاي صادراتي و هدف را حفظ کنند و حتي بازارهاي جديدي را بدست آورند. زيرا در غير اين صورت موقعيت آنها به خطر مي افتد . از اين رو ناگزير هستند که به طور مداوم فرهنگ مصرف گرايي را تبليغ کنند.
در قرن بيستم نيز اين واقعيت در اقصي نقاط جهان به خوبي آشکار شد که براي بهره برداري بيشتر و مناسب تر از توان فراوان سازمان هاي توليدي و شرکت هاي بين المللي که روز به روز به تعداد آنها افزوده مي شود، راهي جز مصرف انبوه وجود ندارد.
در چنين حال و هوايي توليد کنندگان بزرگ، براي بدست آوردن بازارهاي مصرف، به سرزمين هاي دور روي آوردند و برخي راه چاره را افزايش مصرف عموم و فراهم کردن رفاه عمومي براي همه دانسته و تلاش کردند تا روش هايي را بيابند که ضمن استفاده عموم از مصرف زياد در تمام زمينه ها، چرخ سرمايه گذاري و توليد از کار نيفتد و همواره به گردش خود به گونه اي فزاينده، ادامه دهد. به عبارت ديگر توليد کنندگان عقيده داشتند که بحران نظام توليد را جز مصرف بيشتر، چاره ديگري نيست.
بدون ترديد آنچه که اکنون در بسياري از کشورها حتي ايران شاهد هستيم ، شرايط مناسب و قابل قبولي در زمينه مصرف کالاها ، خدمات ، منابع و امکانات نيست و بايد اصلاح شود و با توجه به فرمايشات رهبر معظم انقلاب اسلامي که سال 1388 را " سال شروع اصلاح الگوي مصرف "‌ اعلام کرده اند ، اين روند بايد به گونه اي مناسب و شايسته اصلاح شود تا از هدر دادن منابع و امکانات جلوگيري شود .
در چنين شرايطي دولت مي تواند با بستر سازي ، آگاه سازي و ارتقاي سطح فرهنگ عمومي نه تنها مانع از گسترش فرهنگ تجمل گرايي و مصرف گرايي شود، ‌بلکه قادر خواهد بود جامعه را به سمت اصلاح الگوي مصرف در بسياري از بخش ها ، استفاده بهينه منابع و امکانات و سرمايه هاي کشور هدايت کند و براي جلوگيري از ورود کالاهاي مصرفي و فاقد کيفيت نيز ضمن حمايت از توليدات کيفي داخلي ،مقررات سخت گيرانه و تعرفه هاي سنگيني در بخش واردات تعيين کند تا کالاهاي کم دوام و مصرفي جاي خود را به کالاهاي سرمايه اي و واسطه اي بدهند تا به تکميل زنجيره توليد در کشور کمک شود.
گفتني است ، ارزش واردات کشور در چهار ماه نخست 88 در مقايسه با مدت مشابه سال قبل حدود 19 درصد کاهش يافت و به 16 ميليارد دلار رسيد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:29 PM - روز جمعه 16 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 امروز جنبه‌هاي منفي و ضداقتصادي مصرف را با تركيب «مصرف گرايي» يا «مصرف زدگي» بيان مي‌كنند و براي رساندن معناي مثبت و عادي اين پديده اقتصادي به همان كلمه «مصرف» بسنده مي‌كنند. البته واژه‌هاي ديگري چون: استعمال، استفاده، كاربرد، هم معاني مترادفي براي اين كلمه هستند، اما استفاده از اين كلمات هريك جاي خود را دارد و نمي‌توان آنها را را به جاي هم به كار گرفت.
در فرهنگ اسلامي مصرف به طور عام معناي منفي ندارد و به مفهوم استفاده كردن از مواد و ابزار و وسائل مورد نياز زندگي است، اما براي موارد استفاده چه مثبت و چه منفي، چه در جاي خود يا خارج از قواعد معمول زندگي واژگان اختصاصي ديگري متداول است كه به خوبي بيانگر ابعاد و ويژگيهاي جنبي اين پديده اقتصادي كه گاه مجعد فرهنگي هم مي‌يابد، مي‌باشد.
البته در زبانهاي ديگر و از جمله فارسي براي رساندن معاني متفاوت يك لفظ گاه پيشاوند و پساوندهايي مي‌آورند و گاه با افعال ديگري معناي كلمه را كامل مي‌كنند.
در زبان عربي حالت و صفت هر عمل در خود واژه عينيت يافته و مي‌توان با به كارگيري آن واژه به صورت مجسم و مصور و مخيل حالت انجام فعل را نيز به ديگري انتقال داده به امثال ذيل حول همين مبحث دقت و تامل كنيم:
تبذير: از ماده بذر انفاق كردن مال در جايي كه سزاوار نباشد و ياخرج كردن بي‌حساب و كتاب. اين كلمه بار منفي مصرف را خاطرنشان نمي‌سازد، آنچنانكه فرد كشاورز بذرها را بدون شمارش و براساس يك محاسبه كلي روي زمين مي‌پاشد، پاشيدن اموال و ثروت نيز به همين سبك و سياق، بدون مناط و مقررات خاص «تبذير»گفته مي‌شود. لذا استعمال اين واژه خيلي شبيه واژه ديگري چون : «اسراف» است كه به جهت تفاوت جزئي كه ميان اين دو وجود دارد، نمي‌توان گفت كاملاً مترادفند.
اسراف: اين واژه نيز كه در قرآن كريم آمده، معادل «اتلاف»، گشاده بازي، ولخرجي، بادبدست و مصرفي و مصرف زدگي ، زياده روي ، بيرون از حد خرج كردن مي‌باشد.
اما هر يك از واژه هاي فوق بيشتر بار اقتصادي دارند، در حاليكه اسراف، در قرآن به امور معنوي و افعال نيز برمي‌گردند. خداوند در آيه 147 آل عمران از زبان گنهكاران مي‌فرمايد: و اسرافنا في امرنا. يعني در كار خود اسراف كرديم و ... و نيز در آيه 39 سوره زمر مي‌فرمايد:
قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم
(بگو اي بندگان من كه بر نفس خود اسراف ورزيديد ...)
كه در اين آيات پديده «اسراف» در معناي معنوي و نفساني و روحي و رفتاري به كار رفته است.
همچنين در معناي اسراف گفته شده: الا فراط في الشيئي و مجاوزه الحد. (افراط و زياده روي در چيزي و گذشتن از حد)
تفسير قرطبي- ذيل آيه 147 سوره آل عمران- دارالكاتب العرب للطباعه و النشر- 1387 ه- ج4)
از پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آْله و سلم نيز اين دعا روايت شده است:
اللهم اغفرلي خطئيتي و جهلي و اسرافي في امري و ما انت اعلم به مني. (بار خدايا بيامرز و ببخش خطاي من و ناآگاهيم را و تجاوز از كارم را و هر آنچه كه تو نسبت به آن از من داناتري) (صحيح مسلم)
مقدر: به معناي ميانه‌رو. كسي است كه آينده نگري مي‌كند و تمام آنچه را كه به دست آورده انفاق و هزينه نمي‌كند بلكه مقداري از آن را براي زمان حاجت نگه مي‌دارد. اين واژه معناي ايجابي و مثبت محض دارد.
مُقتّر: به معني كم‌كننده و تنگ گيرنده، سخت گير در معيشت كه تقريباً مترادف معناي خسيس است. فرد مقتر كسي است كه كمتر از مقدار لازم و مورد نياز استفاده مي‌كند و برخود و خانواده‌اش سخت مي‌گيرد.
(شرح نهج البلاغه- محمدجواد مفنيه- ج 4- ص 237)
معناي سه واژه (تبذير، مقدر و مقتر) در اين سخن اميرالمومنين عليه‌السلام آمده است:
كن سمحاً و لاتكن مبذراً و كن مقدراً و لاتكن مقتراً
يعني بخشنده باش و لي نه به حد اسراف و ميانه رو باش و سخت گير مباش
نهج البلاغه- سخنان قصار

تشبيه زيبايي در اين مورد
از حضرت امام صادق عليه‌السلام روايت شده كه وقتي آيه 67 سوره فرقان را تلاوت نمود كه در آن خداوند فرموده است: و آنان هستند كه هنگام انفاق به مسكينان اسراف نكرده و بخل هم نورزند، بلكه در احسان ميانه رو و معتدل باشند.
مشتي سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان اقتدار و سخت گيري است سپس مشت ديگري برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن به روي زمين ريخت و فرمود: اين اسراف است بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود به گونه‌اي كه مقداري فرو ريخت و مقداري در دستش باقي ماند و فرمود اين همان قوام است.
(يكصد موضوع اخلاقي - ص378 و نيز راه روشن- به كوشش م. ر. جويباري و جمعي از نويسندگان- موسسه قرآن و نهج البلاغه- قم 1384- ص 58)


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:20 PM - روز جمعه 16 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 رهبر انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال جديد را سالي مهم خواندند و با ابراز اميدواري درباره غلبه قدرت ايماني ملت ايران بر همه حوادث و تحولات اين سال، افزودند: با توجه به اهميت "حياتي و اساسيِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور"، سال جديد را در همه زمينه ها و امور، سال اصلاح الگوي مصرف مي دانم. اهميت و سبب اين نامگذاري را زماني در مي يابيم که ميزان مصرف در ايران را با کشور هاي ديگر مطالعه، مقايسه و مورد بررسي قرار دهيم.

بر اساس گزارش، موسسه «مارکت اوراکل» ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين کشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين کالا نخستين کشور در ميان کشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد کل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف ‌گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي که متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است.

هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي‌شود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر مي‌شود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف مي‌كند. هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شود. و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي‌يابد در حالي که در صورت مصرف استاندارد، ايران مي‌تواند يکي از صادر کنندگان بنزين باشد.

سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است بيش از 2 تا 3 برابر است. و به اذعان رئيس کميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي پنج سال اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاري اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند طي 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان ، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.

براساس گزارش صندوق بين‌المللي پول، ايران دومين کشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار مي‌باشد .مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژى در ايران با بسيارى از كشورهاى جهان ، شاهد وضعيت ناهنجار بهره بردارى انرژى هستيم .

در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژي به ازاي هر مترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي از شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي رسد.

الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود! از نظر مصرف برق هم ، ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست.ودولت ساليانه يارانه‌ 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر مي گيرد. دکتر داوودى معاون اول رئيس‌جمهور در همايش ملى نگاه قدسى به آب گفته است که سرانه مصرف آب ايرانى‌ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.

تبريزي مديرعامل سابق شرکت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران بعد از كشورهاي امريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش بيني مي شود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد. و با ادامه اين روند در سال هاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.اين در حالي است که دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشترکان بخش خانگي تعلق داده است.

سرانه مصرف شکر در ايران 29 کيلو گرم است در حالي که ميانگين مصرف شکر در جهان 22 کيلو گرم مي باشد . و نيز تحقيقات کارشناسان نشان مي دهد ايراني ها 30 درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي کنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.

همانطور که مشاهده مي کنيم مقايسه ميزان مصرف در بخش هاي مختلف با ساير كشورها ، نشان‌دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه ها است. و جالبتر اينجاست که ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي كنيم. که در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است.

اميد است با استراتژي و راهبردي که مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خويش تبيين فرمودند، يک عزم جدي در دولت و مجلس براي تهيه يک نقشه راه در جهت اجراي اصلاح الگوي مصرف تهيه شود . ونبايدخودمان را با برگزاري چند سمينار وکنگره در اين خصوص ،سرگرم کنيم و ا ز اصل پيام ايشان غافل شويم. تحقق فرمايشات مقام معظم رهبري بصورت واقعي تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امکان پذير است و ورود به اين پيکار امروز يک تکليف شرعي و ملي محسوب مي گردد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:18 PM - روز جمعه 16 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 الگوى مصرف هر جامعه نقشى تعيين كننده در تخصيص منابع توليد، نوع كالاهاى توليدى و شيوه توزيع آن ها دارد؛ زيرا تخصيص بهينه منابع براى توليد كالاها و ارائه خدمات تا حد زيادى به شناخت الگوى صحيح مصرف و حاكميت آن بستگى دارد.

الگوى مصرف هر جامعه نقشى تعيين كننده در تخصيص منابع توليد، نوع كالاهاى توليدى و شيوه توزيع آن ها دارد؛ زيرا تخصيص بهينه منابع براى توليد كالاها و ارائه خدمات به منظور تأمين نيازهاى ضرورى و حياتى جامعه و رفع فقر و محروميت، تا حد زيادى به شناخت الگوى صحيح مصرف و حاكميت آن بستگى دارد و اين امر مبتنى بر جهت دهى معقول و منطقى به افكار، عقايد، آداب و رسوم و ارزش هاى مورد قبول جامعه يا به طور خلاصه، فرهنگ عمومى مردم مى باشد. اين مقاله در دو بخش «مبانى نظرى» و «مبانى راهبردى» سامان دهى شده است؛ تا هم آگاهى و شناختِ لازم براى تشخيص الگوى صحيح مصرف به دست آيد و هم در مرحله عمل و صحنه اجرايى، ويژگى هاى الگوى مناسب مصرف براى افراد جامعه روشن شود و شيوه هاى صحيح تخصيص درآمدها و مصرف كالاها و خدمات تعيين گردند.

شناسايى نيازهاى واقعى و رعايت اعتدال و صرفه جويى در بهره بردارى از امكانات را «الگوى صحيح مصرف» بيان مى كند. مصرف در يك جامعه، نقشى مهم در تعيين نوع، ميزان و شكل توليد و توزيع دارد و از سوى ديگر، خود تحت تأثير نوع و ميزان توليد است. بنابراين، مناسب است نكاتى درباره ضرورت اتخاذ الگوى صحيح مصرف مطرح گردند:

1. اگر وضعيت جامعه به گونه اى باشد كه افراد را به سمت مصرف هرچه بيش تر سوق دهد، بخش اعظم منابع درآمد جامعه به مصرف اختصاص مى يابد و روشن است كه در چنين وضعيتى از سطح پس انداز كل كاسته، زمينه مناسب براى سرمايه گذارى فراهم نمى گردد. اين مسأله كاهش توليد و فقر اجتماعى را به دنبال مى آورد و ضعف اقتصادى نيز زمينه فقر فرهنگى و انحطاط اجتماعى را فراهم مى كند و اين امور در مجموع، آسيب پذيرى جامعه را در برابر قدرت هاى سلطه گر افزايش مى دهد و استقلال سياسى كشور را تهديد مى كند و چنان كه تأمين نيازهاى رو به افزايش جامعه از راه واردات انجام گيرد، تأمين ارز مورد نياز براى خريد از بازار جهانى، روند وابستگى را تشديد مى نمايد.

2. در هيچ جامعه اى فراوانى مطلق وجود ندارد و عوامل توليد با محدوديت و كم يابى نسبى مواجه مى باشند. الگوى مصرف حاكم بر جامعه مى تواند به تخصيص بهينه منابع و نحوه به كارگيرى عوامل توليد كمك كند، به گونه اى كه در برگيرنده نيازهاى ضرورى و اساسى باشد و با اولويت بندى و تشخيص ميزان اهميت هريك، زمينه لازم را براى استفاده منطقى از امكانات فراهم آورد. بنابراين، با توجه به اين كه از يك سو، امكانات و توانمندى هاى جامعه در هر مقطع زمانى، با محدوديت هايى مواجهند و از سوى ديگر، ميزان نياز، به سبب رشد جمعيت همواره در حال افزايش است، از اين رو، چنين وضعيتى لزوماً افزايش توليد را مى طلبد كه در صورت عدم تحقق آن، توليد ناچيز كالاها و خدمات بين جمعيتى زياد تقسيم مى گردد و اين نتيجه اى جز افزايش فقر و محروميت به دنبال ندارد.

3. در صورتى كه كشورى درآمدهاى حاصل از صادرات و فروش نفت را در اختيار داشته باشد، الگوى مصرف در آن كشور بايد زمينه لازم را براى هدايت اقتصاد به سمتى فراهم آورد كه هنگام كاهش يا قطع اين درآمدها، بتوان اقتصاد جامعه را به خوبى اداره كرد. در غيراين صورت، وابستگى و در نتيجه، آسيب پذيرى جامعه همواره افزايش مى يابد و ممكن است به سرنوشت كشورهايى همچون آرژانتين مبتلا گردد. اين كشور اكنون قريب 130 ميليارد دلار بدهى خارجى و 150 ميليارد دلار بدهى داخلى دارد. وضعيت نامطلوب اقتصادى، ناآرامى ها و اعتراضات مردمى را در آن جا به اوج خود رساند. با بررسى علل اين حوادث مى بينيم كه وابستگى شديد آن كشور به وام هاى خارجى و پى روى از دستورالعمل هاى صندوق بين المللى پول (بدون توجه به مصالح و منافع ملى آن كشور) يا به طور خلاصه، نداشتن الگوى صحيح در توليد و مصرف، نقشى اساسى داشته است. در ميان عواملى كه بر تعيين الگوى مصرف در يك جامعه نقش دارند، به نطر مى رسد «فرهنگ حاكم بر جامعه» مؤثرتر و داراى تأثير عميق ترى مى باشد؛ زيرا اعمال و تصميم گيرى افراد آينه تمام نماى عقايد، انديشه ها و نحوه نگرش به جهان هستى و ارزش هاى مورد قبول آن هاست. از سوى ديگر، آداب و رسوم، ارزش ها و افكار و عقايد اجزاى اصلى تشكيل دهنده فرهنگ هر جامعه مى باشند. بنابراين، فرهنگ در فرايند تصميم گيرى و اعمال و رفتار اقتصادى افراد جامعه نقشى اساسى دارد. در اين ميان، جايگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل بيت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)به خوبى از سخنان پيشوايان معصوم نمايان است. براى نمونه، امام سجّاد(عليه السلام)در يكى از دعاهاى خود چنين مى فرمايد: «پروردگارا، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا از اسراف و زياده روى باز دار و به بخشش و ميانه روى قوام ده و تنظيم صحيح امور زندگى را به من بياموز و مرا از تضييع نعمت ها بازدار.»1
اتخاذ الگوى صحيح و منطقى در مصرف، آثار فردى و اجتماعى فراوانى به دنبال دارد؛ زيرا در سطح كلان، تا امكانات يك جامعه با نيازها و خواست هاى افراد آن جامعه متناسب و هماهنگ نباشد، كسب استقلال اقتصادى و دست يابى به عزّت و سرافرازى ممكن نمى گردد و در سطح فردى، بدون اجتناب از مصارف غيرضرور و تجمّلى و تقدير معيشت به معناى متوازن نمودن درآمدها و هزينه ها آرامش روحى و روانى، كه شرط اصلى رفاه مادى است، به وجود نمى آيد. جستوجوى الگوى مصرف متناسب خانوار به معناى تهيه نسخه اى عام براى همه نيست، بلكه آشنايى با معيارها، فرضيه ها و رفتارهاى بخردانه اى در مصرف است كه خانواده در پرتو آن بهتر مى تواند بر مسائل و مشكلات مالى خويش غلبه كند و هزينه ها را تا حد ممكن به امكانات نزديك نموده، از فشارهاى روانى وارد بر خانواده از نظر ساعات كار و احساس محروميت و خفّت و شكست بكاهد.2

مبانى نظرى بحث

شناخت كالاهاى مباح و ممنوع
يكى از لوازم به كارگيرى الگوى معقول و منطقى براى انجام هر كارى ايجاد شناخت و بصيرت لازم نسبت به آن كار و حدود و موازين آن است. در اين ميان، رعايت برخى حدود و مقررّات، لازم و ضرورى اند و بعضى ديگر در درجه اهميت بعدى قرار دارند. بنابراين، شناخت اولويت ها و موارد مهم از حساسيت بالايى برخوردار بوده، نقش حياتى در دست يابى به هدف دارد. از اين رو، براى اتخاذ الگوى صحيح مصرف، ابتدا بايد مصرف كننده مسلمان كالاهاى مجاز (مباح) و ممنوع (حرام) را بشناسد و در حد توان، معيار اباحه و تحريم آن ها را بداند تا در مرحله عمل، به راحتى و با انگيزه اى قوى بتواند آن حدود و مقررات را به كار بندد. از اين رو، بررسى ديدگاه قرآن كريم در اين زمينه، يكى از مبانى نظرى مهم در بحث مى باشد.
برخى از آيات قرآن كريم معيار اباحه و جواز استفاده را «طيّب» بودن و معيار حرمت و ممنوعيت را «رجس» و «خبيث» بودن هر چيز قرار داده اند؛ مانند:
ـ «قل لا اَجِدُ فيما اوحِىَ الىّ محرّماً على طاعم يطعمه الاّ ان يكون ميتةً او دماً مسفوحاً او لحم خنزير فانّه رجسٌ...» (انعام: 145)؛ بگو در آنچه بر من وحى شده، هيج غذاى حرامى نمى يابم؛ به جز اين كه مردار باشد، يا خونى كه (از بدن حيوان) بيرون ريخته، يا گوشت خوك كه اين ها همه پليدند...
ـ «و يُحلُّ لهم الطيبات و يحرّم عليهم الخبائث.» (اعراف: 157)؛ خداوند بر افراد با ايمان چيزهاى پاكيزه را حلال و مباح قرار داد و چيزهاى پليد را ممنوع گردانيد.
ـ «كلوا من طيّبات ما رزقناكم» (طه: 81)؛ از روزى هاى پاكيزه اى كه به شما داديم، بخوريد.3
«طيب» هر چيز لذيذى است كه طبع سالم انسانى از آن نفرت نداشته باشد، بلكه مورد علاقه افراد باشد. بنابراين، آنچه براى طبع سالم انسانى خوشايند باشد و آن را پاكيزه بداند، «طيّب» است.4 «طيّبات رزق» شامل انواع خواست هاى مطبوع و ملايم با طبع انسان مانند لباس، خوراك، مسكن، همسر و ساير نيازهاى انسان مى گردد.5 به دليل آن كه محتواى دعوت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)با فطرت سليم انسانى هماهنگ است، حلال و مباح گرديدن آنچه طبع سالم مى پسندد و حرام و ممنوع بودن چيزهاى پليد و تنفّرآميز در اين جهت قرار دارد.

مطلوبيت استفاده از نعمت ها
استفاده از نعمت هاى الهى در حدى كه انسان بتواند حيات و سلامتى خود را حفظ كند و با نشاط كامل به انجام وظايف فردى و اجتماعى اش بپردازد، نه تنها امرى مطلوب، بلكه از نظر اسلام واجب و لازم است. اسلام حتى بر بهبود كيفى حيات و زندگى و آراستگى ظاهر افراد تأكيد و عنايت دارد وتظاهر به فقر و فلاكت همراه با ژوليدگى را نكوهش مى كند. قرآن كريم در آيات متعددى به استفاده از نعمت هاى الهى با عناوينى همچون «رزق الهى» و «طيّبات» و «زينت» فرمان داده است. قرآن كتابى است انسان ساز و سعى دارد ضمن ترغيب انسان به استفاده و بهره بردارى از امكانات مادى و نعمت هاى خدادادى، انگيزه شكرگزارى و سپاس را در وجود انسان تقويت كند و حدود و مقرراتى نيز براى استفاده صحيح و معقول بيان نموده است.در اين جا برخى از آيات مربوط به بحث، با توضيح كوتاهى مطرح مى گردند:
ـ «فكلوا ممّا رزقكم اللّهُ حلالا طيّباً واشكروا نعمة اللّه ان كنتم ايّاه تعبدون.» (نحل: 114)؛ پس از نعمت هاى حلال و پاكيزه اى كه خداوند روزيتان كرده است، بخوريد و اگر فقط خدا را مى پرستيد، سپاسگزار نعمت هاى او باشد.
ـ «يا ايُّها الذين آمنوا لا تحرّموا طيّبات ما احلَّ اللّهُ لكم.» (مائده: 87)؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، روزى هاى پاكيزه اى را كه خداوند بر شما حلال كرده است، برخود حرام نكنيد.
ـ «يا بنى آدم خذوا زينتكم عندَ كلِّ مسجد و كلوا واشربوا و لا تسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين قل مَن حرّم زينةَ الله الّتى اخرج لعباده و الطيّبات من الرّزق.» (اعراف: 31 و 32)؛ اى فرزندان آدم، زينت هاى خود را به هنگام ورود به هر پرستشگاهى (مسجدى) برگيريد و بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد. خداوند متعال اسراف كنندگان را دوست ندارد. (اى پيامبر) بگو چه كسى زينت ها و روزى هاى پاكيزه اى را كه خداوند براى بندگانش قرار داده، حرام و ممنوع گردانيده است؟!
هر چيزى كه از انسان عيب پوشى كند وموجب آراستگى او باشد، «زينت» است؛ مانند كمالات اخلاقى و يا انواع لباس ها و آرايش هايى كه موجب جلب نظر ديگران شود و نفرت را بزدايد. بنابراين، لباس هاى كهنه، موهاى ژوليده، بدن كثيف، آلودگى و بى نظمى در منزل يا محيط كار نمونه هايى از عوامل نفرت زا هستند كه خداوند متعال آن ها را براى يك انسان، به ويژه براى افراد با ايمان، نمى پسندد. از اين رو، زيبايى و آراستگى را محبوب فطرى انسان قرار داده و او را اجتماعى آفريده و نحوه آراستن خويش را به او الهام كرده است تا هم مورد رغبت ديگران باشد و هم با برقرارى روابط اجتماعى، نيازهاى روحى و مادى جامعه تأمين گردند.6
بنابراين، چيزهاى مطبوع را خداوند براى همه انسان ها، به ويژه بندگان صالحش، آفريده است و اين طرز تفكّر، كه تلاش براى به دست آوردن امكانات مادى ممكن است با انحرافات و آلودگى هايى همراه گردد، پس بهتر است تا آن جا كه ممكن است افراد باايمان از نعمت هاى دنيوى استفاده نكنند، از نظر اسلام قابل قبول نيست.
امام صادق(عليه السلام) در اين زمينه مى فرمايد: «زمانى كه نعمت ها وفور يافتند و دنيا به انسان رو آورد، بندگان صالح و شايسته و افراد با ايمان به استفاده از آن ها سزاوارترند.»7
به طور كلى، به دليل آن كه محتواى دعوت انبياى الهى با فطرت سالم انسانى هماهنگ است، هيچ دليلى بر اباحه نعمت هاى الهى و مطلوبيت استفاده از آن ها بالاتر از جاذبه طبع و موافقت فطرت انسانى با آن ها (به شرط اعتدال) وجود ندارد.8 سيره عملى پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) و روش زندگى معصومان(عليهم السلام)نيز بر اين مطلب دلالت دارد. در زندگى امام سجّاد(عليه السلام)آمده است: آن حضرت عبايى از خز به مبلغ پانصد يا هزار درهم خريدارى مى كرد و چون زمستان را با آن مى گذرانيد، مى فروخت و بهايش را صدقه مى داد.9
همچنين مى بينيم وقتى اميرالمؤمنين(عليه السلام) ابن عباس را به سوى خوارج فرستاد، او بهترين لباس هاى خود را پوشيد و بوى خوش استعمال كرد و بهترين مركبش را سوار گرديد و نزد آن ها رفت. خوارج گفتند: تو از بهترين مردم هستى و با لباس هاى جبّاران و مركب آنان نزد ما آمدى؟ ابن عباس در جواب آن ها اين آيه را تلاوت كرد: «قُل من حرّمَ زينةَ اللّه الّتى اخرج لعباده و الطيّبات من الرّزق.»10

توجه به آفريننده نعمت ها
به دليل آن كه امتياز انسان بر ساير موجودات به داشتن فكر و عقل و اراده و اختيار در زندگى است، بنابراين تنها زمانى حيات او از يك زندگى حيوانى متمايز مى گردد كه با به كارگيرى انديشه و فكر خود و از روى اختيار و اراده، راه سعادت و دست يابى به كمالات انسانى را پيموده، تنها به رفع نيازهاى مادى خود و اشباع غرايز حيوانى بسنده نكند. روشن است كه همه موجودات زنده براى تداوم حياتشان، به دنبال خوراك، و ساختن سرپناهى مناسب مى روند و انسان نيز در اين جهت تلاش مى كند. قرآن كريم ضمن تأييد و پاسخ گويى مثبت به تأمين اين گونه نيازها، نمى خواهد انسان در اين حد متوقف گرديده و مصرف او صرفاً با هدف تأمين نيازهاى مادى انجام پذيرد، بلكه مطلوب قرآن اين است كه انسان به عنوان برترين آفريده هستى، با داشتن انديشه و تعقّل و اختيار، كارهايش جهت انسانى خاص خود را پيدا كند. بهترين و آسان ترين راه آن است كه انسان با آفريننده جهان هستى و خالق نعمت ها و مواهب مادى به عنوان مبدأ همه كمالات و سرچشمه همه فيوضات آشنا شود تا با اطمينان و يقين بداند آنچه از كمالات و زيبايى ها در جهان هستى مشاهده مى كند، همه مخلوق حق تعالى هستند و انسان بايد ضمن استفاده صحيح و بجا از آن ها، بصيرت و شناخت خود را نسبت به خالق خود زيادتر نموده، راه تكاملى شايسته مقام انسانى را بپيمايد؛ يعنى با تقويت معرفت و تحصيل كمالات انسانى، به خداى بزرگ نزديك تر گردد.11 آيات مربوط به بحث را در سه دسته مى توان بررسى نمود:

1. خالقيت
بسيارى از آيات12 با ذكر نعمت هاى گوناگون، مانند انواع غذاها، ميوه ها، نوشيدنى ها، خوراك، پوشاك، مسكن، وسايل حمل و نقل و سوخت بر اين نكته تأكيد مى كنند كه خداوند آن ها را آفريده و در اختيار بشر قرار داده است تا انسان معرفت و بصيرت خود را افزايش داده، فرمانبردار و مطيع فرامين الهى باشد و همراه با استفاده از نعمت ها، شكر و سپاس به درگاه الهى را از ياد نبرد.

2. تناسب نعمت ها با نيازهاى بشر
خداى متعال كه آفريننده و خالق بشر است، از هركس به نيازهاى او براى تداوم حيات و رشد و تكامل انسانى آگاه تر مى باشد. از اين رو، او كه از همه مستغنى و بى نياز است، از روى لطف و مهربانى آنچه را انسان بدان نيازمند بوده، از انواع غذاها، ميوه جات، نوشيدنى ها، پوشاك مناسب، هواى سالم، وسايل حمل و نقل و مانند آن ها را در اختيارش قرار داده است. آياتى از قرآن كريم13 با برشمردن نعمت هاى گوناگون كه هركدام تأمين كننده يكى از نيازهاى انسان است، اين نكته را يادآور مى شوند كه نوعى هماهنگى و تناسب بين احتياجات انسان و امكانات مادى در اختيار او برقرار است و از انسان مى خواهند در آن ها تفكر كند؛ زيرا با تفكر در اين امور، معرفت و بصيرت فرد نسبت به خالق و مدبّر اين جهان بيش تر گشته و با كسب چنين معرفتى، زمينه اطاعت و بندگى و سپاس گزارى در مقابل حق تعالى و احسان بيكران او پديدار مى گردد و روحيه شكر و سپاس در او تقويت مى گردد.14

3. رزاقيّت
غذاى مورد استفاده انسان و آبى كه مى نوشد و پوشاكى كه به تن مى كند، همه از مصاديق روشن مصارف اويند و از مواردى هستند كه در قرآن كريم از آن ها به عنوان «رزق» ياد شده اند.
«رزق» بر چند معنا اطلاق مى گردد: گاهى بر عطا و بخشش مستمر، كه ممكن است در دنيا يا آخرت باشد، اطلاق مى گردد و گاهى به سهم و نصيب فرد «رزق» او گفته مى شود و همچنين به آنچه انسان از خوردنى ها و آشاميدنى ها، كه تغذيه كرده و جزو بدن او گرديده است، «رزق» اطلاق مى گردد.15
«رزق» را به «رزق ظاهرى»، كه مربوط به بدن مى باشد، و «رزق باطنى»، كه جايگاهش قلوب و قوّه ادراكى انسان مى باشد، تقسيم كرده اند. در نتيجه، غذاى انسان رزق ظاهرى، و علوم و معارف رزق باطنى او مى باشند.16
آياتى از قرآن كريم بر اين نكته تأكيد مى كنند كه روزى رسان شما و همه موجودات زنده فقط خداوند متعال است و او روزى همه را تضمين نموده است. البته روشن است كه خداوند متعال امور اين عالم را با اسباب و وسايل خودش به انجام مى رساند و يكى از شروط اصلى روزى رسانى به بشر در حالت طبيعى و عادى، تلاش و كوشش خود اوست. بنابراين، تضمين روزى يك واقعيت تكوينى روشن و از اصول مسلّم جهان بينى اقتصادى اسلام مى باشد كه مى توان آن را به عنوان يك نظريه اقتصادى در مقابل اقتصاددانان بدبينى همچونمالتوس قرار داد. ولى از سوى ديگر، فكر و تلاش و كوشش انسان براى تحصيل روزى و امرار معاش از شؤون رزاقيت الهى است. از اين رو، در سخنان پيشوايان معصوم بر تلاش و كوشش براى تأمين معاش تأكيد فراوان گرديده و تحمّل رنج و زحمت در اين راه مانند جهاد در راه خداوند، بلكه برتر از آن قرار داده شده است.17
امام صادق(عليه السلام) درباره كسى كه در خانه بنشيند و فقط براى رسيدن روزى دعا كند، مى فرمايد: دعاى كسى كه در منزل بنشيند و بگويد پروردگارا، روزى مرا برسان، به اجابت نمى رسد و از سوى خدا به او گفته مى شود: آيا براى طلب روزى به تو فرمان ندادم؟18
به دليل آن كه آيات مربوط به اين بحث در قرآن كريم بسيارند، تنها به ذكر نشانى آن ها در پى نوشت اكتفا مى گردد.19
مجموعه اى از آيات نيز به انسان فرمان تصرف در روزى الهى مى دهند20 تا فكر و توجه بشر به آفريننده آن ها و روزى رسان جلب گردد و از سوى ديگر، با استفاده از نعمت ها و تأمين نيازهاى خود و درك لذت انواع غذاها، ميوه ها و نوشيدنى ها، روحيه شكر و سپاس گزارى و به دنبال آن، اطاعت و بندگى و تقواى الهى، كه ضامن سعادت و خوشبختى انسان در دنيا و آخرت هستند، در او تقويت گردد.

شناخت سنّت هاى الهى
از مجموع آيات مربوط به اين بحث استفاده مى شود كه منظور از «سنّت» در موارد مذكور قوانين ثابت و اساسى تكوينى يا تشريعى الهى است كه هرگز دگرگونى در آن ها روى نمى دهد.21 اين قوانين، هم بر اقوام گذشته حاكم بوده و هم بر جوامع كنونى و هم مللى كه در آينده خواهند آمد، حاكم هستند.22
شناخت سنّت هاى الهى موجب مى گردد معرفت و بصيرت انسان نسبت به عواملى كه موجب خير و بركت و فزونى نعمت ها مى گردد، افزايش يافته و از سوى ديگر، عوامل فقر و محروميت و نزول بلاها و مصايب را بهتر بشناسد و در نتيجه، با رعايت حدود الهى و اتخاذ الگوى صحيح و معقول، براى مصرف خود تلاش كند، عوامل نخست را در زندگى پديد آورده، از كارهايى كه باعث محروميت و گرفتارى مى گردد اجتناب ورزد.
با ملاحظه آيات قرآن كريم در زمينه سنّت هاى الهى و بحث مصرف، مى توان گفت: شكر و سپاس در مقابل استفاده از نعمت ها موجب فزونى نعمت گشته23 و كفران و ناسپاسى موجب محروميت و نزول بلاها مى گردد.24 ظلم و ستم افراد و نيز خوش گذرانى و ريخت و پاش آن ها همراه با سرمستى و غفلت از ياد خدا همواره موجب هلاكت و نابودى اقوام و ملل بوده است.25 ايمان و تقوا موجب نزول بركات الهى26 و در مقابل، روى گردانى از ياد خدا موجب سختى در معيشت و اضطراب خاطر مى گردد.27

الف. ايمان و ياد خدا رفاه و آسايش انسان
ايمان به خداى متعال و معرفت و شناخت او موجب آرامش دل ها و رفع نگرانى ها مى گردد؛ زيرا فرد با ايمان به قدرت لايزال و نامتناهى خداوند معتقد است و با اعتقاد به سراى جاودان ديگر، تمام تلاش و كوشش خود را صرف انباشت ثروت و يا كسب مقام و رسيدن به لذايذ مادى بيش تر نمى كند، بلكه همه چيز را در راه اطاعت و بندگى خداى متعال و انجام وظايف و مسؤوليت هاى فردى و اجتماعى خود طلب مى كند و با اعتقاد به خداى قادر و حكيم، كه تدبير همه عالم به دست اوست و روزى رسان همه موجودات است، از روى آوردن آفات و بليات، بيمارى ها و حوادث ترس و نگرانى ندارد و با اعتقاد به اين كه مرگ پايان يك حيات موقّت و كوتاه و آغاز حياتى جاودان مى باشد، هيچ گاه مرگ در نظرش همچون كابوسى وحشتناك و غم بار جلوه نمى كند؛ زيرا با ايمان و ياد خدا دنيا را محل امتحان و گذرگاهى موقّت براى تأمين خوش بختى و سعادت هر دو سراى خود مى بيند.

ب. اعراض از ياد خدا سختى در معيشت
كسى كه از ياد خدا غافل و تنها هدفش در زندگى حداكثر كردن ثروت و لذايذ مادى باشد، به هيچ حدى قانع و راضى نگشته با حرص و طمع و فزون طلبى، عرصه زندگى را بر خود تنگ كرده، نسبت به همنوعان خود ظلم و ستم مى كند. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: «و مَنْ اعرض عن ذكرى فانَّ لهُ معيشةً ضنكاً.» (طه: 124)؛ كسى كه از ياد خدا اعراض نمايد، براى او معيشت و زندگى سخت خواهد بود.
«ضنك» به معناى تنگى همراه با سختى است.28 توضيح آن كه اگر انسان خدا را فراموش كند و با او قطع رابطه كند، ديگر چيزى بجز دنيا نمى ماند كه به آن دل ببندد و در نتيجه، چنين فردى تمام كوشش خود را صرف به دست آوردن پول و مقام و شهرت و ساير مظاهر دنيوى مى كند و هر روز آن را توسعه داده، و به هيچ حدى قانع نگشته، حرص و طمع او به جايى منتهى نمى گردد.29 او گم شده خود را، كه روح انسانى اش را اشباع و سيراب مى كند، در دنيا نمى يابد. از سوى ديگر، تكيه گاه و نقطه اعتماد مطمئنى در زندگى ندارد تا در سختى ها و ناملايمات به آن پناه ببرد و آرامش بخش او در زندگى باشد. از اين رو، همواره از نزول آفات و بلاها و فرا رسيدن مرگ و بيمارى، اضطراب و نگرانى دارد و هرچند از نظر رفاه مادى و امكانات دنيوى در وسعت باشد، ولى آسايش خاطر و پايانى اميدبخش و نشاط آفرين ندارد.

تصحيح انگيزه ها
انسان در بهره بردارى از كالاها و خدمات، انگيزه هاى گوناگونى دارد كه افكار و خواست هاى او آن ها را شكل مى دهد. برخى از اين انگيزه ها به دليل نيازهاى معقول واقعى انسان پديد مى آيند؛ مانند خوردن غذا و نوشيدن آب براى تداوم حيات و سلامتى يا استفاده از لباس و مسكن مناسب براى در امان ماندن از سرما و گرما و حفظ شخصيت اجتماعى. اسلام نيز هماهنگ با فطرت سالم انسانى، با آن ها موافق است و نه تنها پاسخ به اين نيازها را مطلوب، بلكه گاهى لازم و ضرورى مى داند، ولى سعى دارد انسان را به گونه اى تربيت كند كه تمام حركت ها و فعاليت هايش، او را به هدف نهايى آفرينش، يعنى مقام قرب الهى و كسب رضايت حق تعالى، نزديك گرداند. مصرف نيز از اين قاعده مستثنى نيست.30
با ملاحظه آيات قرآن كريم، به اين نتيجه مى رسيم كه قرآن استفاده از نعمت هاى الهى و مصرف كالاها و خدمات را نه تنها مذموم نمى داند، بلكه تا حدّى آن را ضرورى و لازمه تداوم حيات بشرى مى داند، ولى همين قصد مى تواند به صورتى مثبت و شايسته مقام انسان درآمده، فرد را با انگيزه اى صحيح و ارزشمند به سوى انجام كار رهنمون سازد، يا آن كه به صورت منفى و ناسازگار با اهداف انسانى، محركى به سوى كارها گردد.

الف. انگيزه مثبت
يكى از انگيزه هاى مثبت براى مصرف كالاها و خدمات، تأمين نيازهاى مادى است كه امرى مطلوب و لازمه تداوم حيات انسان است. از اين رو، خداوند متعال در مقام ياداورى نعمت هاى خود در قرآن كريم مى فرمايد: «ما معايش (خوراك، پوشاك، نوشيدنى و ساير چيزهايى كه گذران زندگى انسان به آن وابسته است)31 را در اختيار شما قرار داديم.»32
نكته مهم آن كه قرآن مى خواهد انسان از نظر روحى و كمالات معنوى طورى تربيت گردد كه با افزايش معرفت او نسبت به مقام والاى انسان، انگيزه اش براى مصرف در حد تأمين نيازهاى مادى و رسيدن به لذايذ جسمانى باقى نماند، بلكه از نظر قرآن، مطلوب آن است كه همه تلاش هاى انسان از جمله خوردن، آشاميدن و درك لذايذ جنسى به قصد توان پيدا كردن و آماده شدن براى انجام وظايف فردى و اجتماعى و قدرت يافتن شخص براى عبادت و بندگى خداوند متعال و خدمت به ديگران براى رسيدن به مقام قرب الهى باشد. در اين صورت، همه تلاش ها و اعمال او عبادت محسوب گشته، علاوه بر نتايج ظاهرى و مادى، داراى پاداش اخروى نيز خواهد بود. اين همان انگيزه مطلوبى است كه با تربيت اسلامى و بالا رفتن سطح معرفت و بينش، بايد افراد به آن دست يابند و اين چنين اسلام به زندگى مادى و حتى لذايذ جنسى انسان رنگ الهى مى بخشد و او را از دايره تنگ ماديات رهانيده و به مقام شايسته انسانى خود رهنمون مى سازد.33
قرآن كريم با كوتاه ترين و رساترين بيان، اين موضوع را در يك سطح كلى و عام متذكر گرديده است: «صبغة الله و من احسن من الله صبغةً و نحنُ له عابدونَ» (بقره: 138)؛ رنگ خدايى؛ و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مى كنيم.
پيامبرگرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) به ابوذر غفارى مى فرمايد: «شايسته است كه در انجام هر كارى، حتى خوابيدن و خوردن، انگيزه الهى داشته باشى.»34

ب. انگيزه منفى
از نظر قرآن، بسنده كردن به حيات دنيا و صرفاً براى تأمين نيازهاى مادى و درك لذايذ و منافع آن تلاش كردن مذموم است؛ زيرا مقام انسان برتر از آن است كه تمام همّت و هدفش را سير كردن خود و اشباع غرايز حيوانى و دست يابى به مقام و شهرت قرار دهد و از كمالات معنوى و فضايل اخلاقى و مقامى، كه انسان به عنوان برترين مخلوقات و خليفه خدا در روى زمين با اراده و اختيار خود مى تواند به آن برسد، باز ماند. آياتى از قرآن كريم بر اين مطلب دلالت دارند كه اگر همّت انسان فقط دنيا باشد و براى رسيدن به آن تلاش كند، به نتيجه سعى خود مى رسد، ولى در آخرت بهره اى نخواهد داشت.35 در اين صورت، مصرف كالاها و استفاده از خدمات توسط افراد بشر جهت انسانى خود را از دست داده، همانند مصرف چهارپايان مى گردد و اگر اين مصرف بدون اعتقاد به اصول و مبانى ارزشى و اعتقادى اسلامى باشد، حتى از مصرف و زندگى چهارپايان نيز پست تر است. از اين رو، بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى، اگر با كفر همراه باشد، از نظر قرآن نه تنها مذموم، بلكه محكوم است و سرانجام آن عذاب الهى خواهد بود.
حاصل آن كه برخوردارى از نعمت ها، كه نتيجه مصرف است، بايد جهت صحيح داشته باشد و اگر جهت صحيح و منطقى نداشته باشد، جامعه مشخصات و ويژگى هاى انسانى خود را از دست مى دهد و اين مطلب در سايه ايمان و داشتن انگيزه صحيح و عقلايى تحقق مى يابد. بر اين اساس، ريا و خودنمايى يكى از انگيزه هاى منفى براى مصرف قلمداد مى گردد و در قرآن كريم از «مُترفين» (افراد خوشگذران، عيّاش، سرمست رفاه و نعمت و غافل از ياد خدا) و مستكبران به عنوان كسانى كه داراى چنين انگيزه اى در مصرف هستند (قصد ريا، خودنمايى و فخرفروشى به ديگران دارند) ياد شده است.

مبانى راهبردى بحث

رعايت حدود مصرف
از آن جا كه يك مصرف كننده مسلمان تلاش مى نمايد براى پيدا كردن مسير صحيح و معقول در زندگى، كه ضامن سعادت و خوش بختى دنيا و آخرت او باشد، از وحى الهى (قرآن كريم) و سيره معصومان(عليهم السلام)الگوبردارى نمايد و با رعايت تقواى الهى و پاى بندى به حدود شرعى به كارهايش ارزش بدهد، از اين رو، در اتخاذ الگوى صحيح مصرف، رعايت حدود و مقررّات الهى را در درجه اول اهميت قرار مى دهد. اسلام (برخلاف نظام سرمايه دارى كه در آن توليد و مصرف با هدف به حداكثر رساندن سود و مطلوبيت مادى كاملا آزاد است) براى حفظ مصالح فرد و جامعه، براى توليد و همچنين مصرف، حدود و موازينى قرار داده و در نتيجه، استفاده از برخى كالاها و خدمات به دليل مسائل ارزشى يا مفاسد و مضراتى كه در بردارند، حرام و ممنوع گرديده است.
نمونه هايى از اين كالاها و خدمات عبارتند از:
1. مشروبات الكلى، كه قرآن كريم به صراحت از آن ها نهى كرده است36 و زيان هاى الكل بر سلامت جسم و جان و آثار سوء آن بر معده، كليه، ريه، اعصاب و شريان هاى قلب و حواس گوناگون مطلبى است كه امروزه از نظر علمى، جاى ترديد ندارد، به گونه اى كه برخى از دانشمندان ممنوعيت اكيد آن را در چهارده قرن پيش، يكى از دلايل حقانيت اسلام و قرآن قلمداد مى كنند.37
2. استفاده از مردار، خون (براى خوردن)، گوشت خوك و هر حيوان حلال گوشتى كه ذبح شرعى نشده باشد.38 به طور كلى، اسلام گوشت هايى را كه مورد پسند طبع معتدل آدمى است، مباح گردانيده و از آنچه ناخوشايند طبع هاى سالم است، برخى را مكروه و برخى را حرام ساخته است.
3. استفاده از هروئين، سم و هر چيزى كه براى بدن مضر باشد39 و استفاده از لباس هاى طلاباف و حرير خالص و زينت نمودن به طلا براى مردان و پوشيدن لباس شهرت40 مانند پوشيدن لباس هاى مخصوص زنان براى مردان و به عكس.
4. استفاده از آلات لهو و لعب و وسايل قمار و استعمال ظروف طلا و نقره.
5. مصرف كالاهايى كه موجب تسلط سياسى و اقتصادى كفّار و بيگانگان بر مسلمانان گشته، اسارت و وابستگى جامعه اسلامى را به دنبال داشته باشد؛ زيرا مسلمانان بايد از كيان سياسى، فرهنگى و اقتصادى كشور خود به هر طريق ممكن دفاع نمايند.41 تحريم تنباكو از سوى مرجع بزرگ مرحوم ميرزاى شيرازى، در زمان ناصرالدين شاه، در جهت تأمين هدف مذكور صورت گرفت و نقشه استعمار انگليس را در آن برهه خنثى كرد.
و. استفاده از خبائث؛ يعنى هر چيزى كه طبع سالم انسانى از آن نفرت داشته باشد. در كتاب ارزشمندجواهرالكلام، درباره معناى «خبائث» آمده است: «مقصود از «خبائث» حرام ويژه اى نيست، بلكه عنوانى كلى براى خوراكى ها و نوشيدنى هاى ممنوع است كه طبع سالم از آن ها نفرت دارد.»42
اعتدال در مصرف: حد مطلوب بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى آن است كه همراه با رعايت اعتدال و به قدر كفاف باشد. اعتدال و ميانه روى در مصرف، كه در روايات از آن به «قصد» و «اقتصاد» تعبير شده، حد وسطى است كه اسراف و تقتير (سخت گيرى) در آن نباشد. البته اين حد نسبت به افراد مختلف و شأن و شخصيت اجتماعى آنان متفاوت است.
در روايتى از امام باقر(عليه السلام) ميانه روى در حالت بى نيازى و نيازمندى يكى از عوامل نجات انسان شمرده شده است.43
حضرت على(عليه السلام) نيز در اين باره مى فرمايد: «هنگامى كه خداوند متعال خير و نيكى را براى بنده اى مقدّر نمايد، اقتصاد و ميانه روى در زندگى را به او الهام مى كند.»44
به طور كلى، واژه «اقتصاد» در لغت عرب، مفهوم عامى است كه در تمام حركات و سكنات انسان مى تواند جريان داشته باشد و در همه مراحل زندگى، حتى در عبادت و انفاق45، مطلوب و پسنديده است.46
«قدر كفاف» آن اندازه از امكانات زندگى است كه انسان را از ديگران و سؤال از آن ها بى نياز كند.47 اعتدال در مصرف و قناعت موجب بقاى نعمت48 و پديدآورنده زمينه مناسبى براى رشد صفات و كمالات معنوى در انسان است.49 بنابراين، خوددارى از اسراف و تبذير يكى از محدوديت هاى مصرف مى باشد. نقطه مقابل اسراف، تقتير و سخت گيرى در مصرف و هزينه كردن براى معيشت و زندگى انسان از نظر قرآن امرى مذموم مى باشد؛ زيرا افراط و تفريط در هيچ كارى عقلايى نبوده و از نظر دين نيز امرى ناپسند قلمداد مى گردد.
آياتى از قرآن كريم برا عتدال و ميانه روى تأكيد دارند50 كه از اطلاق و كليّت آن ها مى توان به مصرف معتدل نيز رهنمون شد، اگرچه به طور مستقيم درباره مصرف به معناى مصطلح آن در علم اقتصاد نباشند. براى روشن شدن بيش تر بحث، درباره دو طيف مقابل و متضادى كه با خروج از حالت اعتدال در مصرف پديدار مى گردند (اسراف و تبذير و نيز تقتير و سخت گيرى در مصرف و هزينه ها) توضيح داده مى شود و ديدگاه قرآن و روايات معصومان(عليهم السلام) به طور خلاصه تبيين مى گردند:

اسراف و تبذير
اگر كسى در ميزان يا نحوه استفاده از نعمت ها و امكانات خداداد زياده روى نموده، بيش از آنچه مورد نياز و در خور شأن اوست مصرف كند، در زمره مسرفان يا مبذّران خواهد بود و عواقب چنين برخوردى با نعمت هاى الهى متوجه او خواهد گرديد. اين موضوع تنها به زندگى فردى هر كس مربوط نمى شود، بلكه در سطح كلان، هر جامعه بايد مصارف و نيازهاى خود را بر اساس يك برنامه دقيق و حساب شده مطابق ميزان درآمد و توليد ملى تنظيم كند تا بتواند استقلال اقتصادى و سياسى خود را حفظ نموده، تحكيم و تداوم بخشد.
قرآن كريم به صراحت از اسراف نهى كرده51 و مسرفان را اهل آتش52 و مبذّران را برادران شيطان معرفى كرده است.53
«اسراف» در لغت، به معناى تجاوز از حد است و هر كارى كه از نظر كميّت يا كيفيت از اندازه خود تجاوز كند، «اسراف» است و چيزى كه در راه غير طاعت خدا مصرف گردد، هرچند كم باشد، «اسراف» مى باشد.54
بنابراين، استفاده از نعمت ها و امكانات افزون بر حد نياز يا به كارگيرى آن ها بدون اين كه فايده عقلايى بر آن ها مترتّب باشد و استفاده بهينه صورت گيرد، از مصاديق اسراف است. برخى تبذير را نوع خاصى از اسراف دانسته و گفته اند: تبذير اسرافى است كه با اتلاف مال همراه باشد. به عبارت ديگر، تبذير يعنى صرف مال در موردى كه سزاوار نيست، ولى اسراف يعنى صرف مال بيش از مقدارى كه سزاوار است.55
«اسراف» كلمه جامعى است كه هرگونه زياده روى در كميّت و كيفيت مصرف را شامل مى شود و امروزه ثابت شده كه يكى از مهم ترين دستورات بهداشتى پرهيز از اسراف و زياده روى در خوردن و آشاميدن است؛ زيرا بر اساس تحقيقات دانشمندان، بسيارى از بيمارى ها ناشى از غذاهاى اضافى هستند كه در بدن انسانى باقى مى مانند. اين مواد اضافى هم بار سنگينى بر قلب و ساير دستگاه هاى بدن و هم منبع آماده اى براى انواع عفونت ها و بيمارى ها هستند. عامل اصلى تشكيل مواد مذكور اسراف و زيادروى در تغذيه و ـ به اصطلاح پرخورى است و براى درمان بيمارى هاى ناشى از چربى خون، نارسايى هاى كبد، تنگ شدن رگ ها و بيمارى قند، جز اعتدال در تغذيه و تحرّك كافى راهى نيست.56
علاوه بر اين، امروزه اين موضوع روشن شده كه اسراف و تبذير عده اى موجب محروميّت و گرسنگى انسان هاى بى گناه ديگر مى گردد و اين خود نوعى عمل ضدانسانى تلقّى مى گردد.

انواع اسراف
در هر زمان، به مقتضاى اوضاع و احوال گوناگون، مصاديق جديدى براى اسراف و تبذير پديد مى آيند. از بين بردن باغ هاى سرسبز ميوه و زمين هاى زراعى براى ساختن مجتمع هاى مسكونى (در حالى كه در جاى ديگر قابل احداث باشند) يا تخريب برخى از ساختمان هاى محكم و زيباى قديمى به بهانه شيك نبودن و يا ريختن اضافه هاى غذا در زباله دان و نظاير آن از مصاديق اتلاف اموال و تبذير محسوب مى شوند و دولت اسلامى به عنوان حافظ مصالح جامعه، بايد از آن ها جلوگيرى كند؛ زيرا منابع ثروت بايد به گونه اى مصرف گردد كه بالاترين كارايى و بازدهى را در زمينه توليد براى جامعه داشته باشد.

بدترين نوع اسراف
از مهم ترين و حياتى ترين مسؤوليت هاى افراد يك كشور، كه خواهان اقتصادى مستقل، سالم و پر رونق باشند، حفاظت و مراقبت از ثروت ها و منابع ملّى است؛ مانند معادن، جنگل ها، درياها، منابع آب و ساير منابع ثروت ملى، كه تأثير مستقيمى بر حيات اقتصادى جامعه دارند و استفاده صحيح و بهينه از آن ها كشور را به سمت رفاه و غناى مادى حركت مى دهد، ولى استفاده بى رويّه و تضييع آن ها خيانتى در حق نسل حاضر و نسل هاى بعد مى باشد. براى مثال، جنگل ها و مراتع، كه از سرمايه هاى حياتى يك كشور بوده و نقش بسزايى در پالايش هوا، زيبايى طبيعت، تأمين چوب و كاغذ مورد نياز يك ملت دارند، بر اثر استفاده بى رويه دولت ها و برخى از افراد سودجو در چند دهه گذشته، صدمات زيادى ديده اند، به گونه اى كه از سال 1960 تاكنون قريب نيمى از جنگل هاى جهان از بين رفته است. در كشور ما نيز روند تخريب جنگل ها كما بيش به همين نسبت بوده است؛ زيرا وسعت جنگل هاى شمالى طى دو دهه (1350ـ 1370) تقريباً به نصف رسيده و از 3400000 هكتار به 1900000 هكتار كاهش يافته است.57
با توجه به مطالب گذشته، مى توان بدترين و زشت ترين نوع اسراف را زياده روى و تضييع ثروت هاى ملى و همچنين بيت المال جامعه اسلامى دانست. حفاظت از اموال عمومى و بيت المال نشانه حاكميت فرهنگى غنى و تعهد و ايمان يك ملت است و در مقابل، سهل انگارى در اين مسأله و يا استفاده شخصى از بيت المال نشانه عدم تعهد، ضعف ايمان و نبودن رشد فكرى لازم در افراد يك جامعه است. در يك جامعه اسلامى، با توجه به تأكيد و سفارش امامان معصوم(عليهم السلام) نسبت به حفظ اموال عمومى و بيت المال، مسؤوليت افراد جامعه، به ويژه كارگزاران حكومت، سنگين تر است.
حضرت على(عليه السلام) خطاب به يكى از كارگزاران در اين باره مى فرمايد: «تو در اين مالياتى كه مى گيرى، حق معينى دارى و با فقرا و مستمندان شريك هستى. حق تو را ما خواهيم داد و تو نيز حق آنان را بپرداز، و اگر چنين نكنى از كسانى خواهى بود كه در قيامت بيش ترين دشمن را دارد، و واى بر كسى كه دشمن او در پيشگاه الهى فقرا و نيازمندان و محرومان از حقوق خويش و ضرر ديدگان و درماندگان باشند.»58
متأسفانه برخى از مديران و كارمندان دولت در جامعه اسلامى ما به اين مسأله با تسامح نگريسته، عملا مراقبت و دقت لازم را ندارند. اسراف و تبذير در اموال عمومى و بيت المال، منحصر به زياده روى در مصرف يا بهره بردارى غيرصحيح نيست، بلكه به وجود آوردن يك محيط شيك و تشريفاتى و خريد چراغ ها و صندلى هايى با قيمت هاى گزاف و تعويض آرايه هاى اتاق از مصاديق بارز اسراف و تبذير در بيت المال مى باشند.59

تقتير يا سخت گيرى
نقطه مقابل اسراف، محدود كردن بيش از حدّ مصرف يا سخت گيرى در هزينه زندگى و مخارج است كه از نظر قرآن و روايات معصومان(عليهم السلام)مورد نكوهش است؛ زيرا اسراف افراط، ولى سخت گيرى تفريط در بهره بردارى از نعمت ها و امكانات محسوب گشته، هر دو انحراف از روش منطقى و معقول (اعتدال در مصرف و هزينه ها) مى باشد. سخت گيرى گاهى نسبت به خود افراد خانواده اِعمال مى گردد كه مى توان آن را ناشى از بخل شديد و حرص و طمع زياد بر جمع مال و ثروت دانست و نشانه كوته نظرى و پستى يك فرد است كه استفاده از نعمت ها و امكانات الهى را نسبت به خود و يا خانواده اش دريغ داشته باشد و يا بر آن ها سخت گيرى كند.
سخن ارزشمند هشتمين پيشواى معصوم، حضرت رضا(عليه السلام)، ناظر به اين قسم از سخت گيرى و اِعمال محدوديت است؛ آن جا كه مى فرمايد: «شايسته است كه مرد در زندگى خود توسعه و گشايش ايجاد كند (در مقابل سخت گيرى) تا آرزوى مرگ او را نكنند.»60
نوع دوم از سخت گيرى و اعمال محدوديت آن است كه فرد با داشتن امكانات و نعمت هاى فراوان، فقط به فكر خود و افراد خانواده اش باشد و زمينه استفاده از نعمت ها و برخوردارى از مصارف ضرورى و حياتى را براى فقرا و محرومان جامعه فراهم نكند و روشن است كسى كه در هزينه هاى زندگى خود سخت گيرى كند، نسبت به افراد بى بضاعت و محروم در جامعه نيز بى اعتنا خواهد بود.

سپاس گزارى
از ويژگى هاى انسان، سپاس گزارى در مقابل احسان به نيكى و محبت ديگران است، به گونه اى كه فطرت سالم يك انسان عاقل اقتضا دارد كه حتى در مقابل لطف و محبت زبانى ديگران نيز خاضع گشته و در مقابل، سپاس گزارى كند و اگر در توان داشته باشد، بهتر و برتر از طرف مقابل آن را جبران كند.
با اين مقدّمه، اگر انسان توجه كند كه هر چه را از انواع نعمت هاى مادى و معنوى بهره مند است، خداوند قادر و حكيم و توانا به او عنايت كرده و لطف و رأفت او بر همه انسان ها، حتى افراد بى ايمان و پست و شرور در اين جهان، نيز جارى است، در مقابل، او تا چه حد بايد شاكر و سپاسگزار باشد. روشن است كه شكر و سپاس به درگاه الهى، كه بى نياز از همه مخلوقات بوده و سرچشمه همه كمالات و فيوضات است، با تشكر از ديگران تفاوت دارد؛ زيرا ما نمى توانيم الطاف الهى را با جبران محبت همانند تشكر زبانى و عملى كه در مقابل اشخاص داريم جبران كنيم، بلكه بهترين راه آن است كه طريق شكرگزارى را از وحى و سخنان اولياى الهى و امامان معصوم(عليهم السلام) بياموزيم.
امام صادق(عليه السلام) در روايتى مى فرمايد: «شكر نعمت، خوددارى از گناهان و معاصى است و شكر كامل (يا تكميل شكر) به اين است كه فرد "الحمدلله رب العالمين " بگويد.»61
پس لازمه شكر الهى استفاده نكردن از نعمت ها در راه نافرمانى حق تعالى است. در نتيجه، از مصرف بى مورد (اسراف و تبذير) مى توان به عنوان كفران ناسپاسى نعمت ياد كرد. روشن است كه قسمت اول روايت بيانگر مرتبه شكر عملى (استفاده صحيح از نعمت هاى الهى) است و ما با انجام عباداتى كه در اسلام به عنوان تكاليف واجب بر هر مسلمانى فرض گرديده، موظّف به انجام مرتبه اى ديگر از شكر (شكر زبانى) نيز هستيم كه در ذيل روايت مزبور اين مرتبه از شكر نيز بيان گرديد.
برخى از آيات قرآن كريم مقتضاى ايمان به خدا و بندگى او را شكر به درگاه الهى مى دانند.62 برخى ديگر با بيان هاى گوناگون به شكر و سپاس گزارى در مقابل آفريننده نعمت ها توصيه و تشويق مى نمايند.63
مرحوم علامه طباطبائى درباره حقيقت شكر و انواع آن مى نويسد: حقيقت شكر اظهار نعمت است، و اظهار نعمت به اين است كه انسان نعمت را در جايى كه آفريننده و عطاكننده نعمت اراده فرموده (رضايت دارد) به كار گيرد و مرتبه ديگرى از شكر اين است كه به زبان از دهنده نعمت ياد كند كه در اصطلاح، آن را «ثنا» مى نامند و به اين است كه انسان همواره در دل به يادِ دهنده نعمت باشد و به هنگام استفاده از نعمت، با ياد او از مواضعى كه منعم تعيين كرده است، تجاوز نكند.64
بنابراين، مى توان گفت: استفاده معقول و بهينه از نعمت هاى الهى و مصرف آن ها با رعايت اعتدال و دورى از اسراف و تبذير و رعايت حدودى كه خداوند متعال تعيين نموده، همه از لوازم شكر به درگاه خداوند متعال هستند. از اين رو، برخى از آيات پس از برشمردن برخى نعمت ها مى فرمايند: «افلا يشكرون» و يا انسان را به دليل ناسپاسى كردن و كفران نعمت هاى الهى و تجاوز از حدود و مقررات، مورد سرزنش قرار داده، عواقب آن را متذكر مى گردند.65
از مجموع آياتى كه انسان را به شكر و سپاس گزارى به درگاه الهى تشويق و توصيه مى نمايند، مى توان استفاده كرد كه مصرف كل جامعه اسلامى بايد جهت خاص خود را پيدا كند؛ به اين معنا كه هدف صرفاً رفع نيازهاى مادى نباشد، بلكه در جهت رسيدن به اين هدف، حدود الهى نيز رعايت گردند، به گونه اى كه افراد جامعه با استفاده بجا و صحيح از نعمت هاى الهى، در عمل، به درگاه خداوند متعال شاكر بوده و بر شكر و سپاس زبانى، كه خود بخشى از عبادت و بندگى حق تعالى است، قدرت و توفيق يابند. البته اين كه انسان توجه به منعم حقيقى (خداوند متعال) داشته باشد و بداند نعمت از اوست مرتبه اى از شكر مى باشد كه در برخى از روايات معصومان(عليهم السلام)نيز بيان گرديده،66 ولى بحث حاضر ناظر به مرتبه شكر عملى است.

ديگرگرايى و رعايت ارزش ها
يكى ديگر از ويژگى هاى الگوى مطلوب براى مصرف از نظر اسلام، اين است كه مصرف كننده مسلمان تنها به فكر تأمين نيازهاى خود و خانواده اش نباشد، بلكه همراه با تعقيب هدف مذكور، تا حد توان در فكر محرومان و افراد بى بضاعت جامعه نيز باشد؛ زيرا در غير اين صورت، فرد مذكور روحيه خودخواهى و كبر و غرور پيدا مى كند و از سوى ديگر، حرص و بخل به او اجازه نمى دهند مازاد نياز خود را در راه رفع احتياجات ضرورى و حياتى ديگر افراد جامعه به كار گيرد و با اين كار، روحيه ايثار و فداكارى و ديگر كمالات انسانى را در خود پرورش دهد و خود را از دايره تنگ ماديات برهاند و به سوى عالم معنا و قرب و نزديكى به حق تعالى حركت كند.

اهميت و تشويق به انفاق
قرآن كريم با بيان هاى گوناگون اهميت انفاق براى رفع محروميت از افراد جامعه را متذكر گرديده و مردم را بدان تشويق و ترغيب نموده است؛ گاهى در وصف ابرار و خوبان، «انفاق» را به عنوان يكى از شاخص هاى ايمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنى دانسته و آن را از اوصاف متقين، محسنين، صادقين و ابرار شمرده است.67 برخى ديگر از آيات، انفاق را در كنار نماز و قرين آن ذكر كرده اند كه حاكى از اهميت زياد آن مى باشد.68 آيات ديگرى از قرآن نيز از انفاق به عنوان قرض به خداوند متعال و يا قرض نيكو (قرض الحسنه) به خداوند ياد كرده69 و بعضى خداى متعال را گيرنده صدقات معرفى نموده اند.70 از همه مهم تر، بعضى آيات، انفاق را وسيله تقرّب و يا وصف ولى خدا، اميرالمؤمنين(عليه السلام)، برشمرده اند71 كه همه گواه بر اهميت اين عمل و تشويق و ترغيب بر انجام آن مى باشد.72 همراه با بيانات مذكور، در بسيارى از آيات، اجر و پاداش بزرگ انفاق كننده در آخرت و نزد خداوند متعال مورد تأكيد قرار گرفته است.73
روشن است كه براساس آيات مذكور، اهميت و اجر و پاداش مزبور در صورتى است كه انفاق، صدقه و كمك به محرومان براى ريا و خودنمايى در مقابل ديگران و يا همراه با منّت گذارى بر گيرنده آن نباشد. از اين رو، در آيات قرآن و سيره معصومان(عليهم السلام) در اين قسمت، نكات ظريف و دقيق اخلاقى مورد تأكيد و عنايت قرار گرفته اند و هدف اين بوده كه شأن و آبرو و شخصيت گيرنده نه تنها در مقابل ديگر افراد جامعه حفظ گردد، بلكه گيرنده كمك و صدقه، از دهنده آن خجل و شرمسار نگردد و حتى برخى از امامان معصوم(عليهم السلام) تلاش مى كردند در حالِ دادن صدقه و كمك مالى نگاه گيرنده به روى مبارك آن ها نيفتد. از اين رو، غالباً صدقات و كمك هاى خود را نيمه هاى شب به صورت ناشناس شخصاً به در خانه فقرا و محرومان مى بردند.

ايثار و گذشت
پيشوايان معصوم نه تنها مازاد بر نياز خود را همواره در راه خدا به فقرا و نيازمندان مى دادند، بلكه آن ها به عنوان برترين انسان ها و الگوهاى برتر براى همه افراد بشر در طول تاريخ، حتى در زمان نياز خود و خانواده شان نيز فضل و بخشش و كمك به فقرا، محرومان و مستمندان را در عمل به همگان نشان دادند و آياتى از قرآن كريم، كه شأن نزول آن ها درباره اميرالمؤمنين و همسر گرامى اش و امام حسن و امام حسين(عليهم السلام)مى باشد،74 به همه پيروانشان و افرادى كه خواهان گام نهادن در طريق خودسازى و رسيدن به كمالات والاى انسانى اند درس ايثار و گذشت در راه خداى متعال مى دهد.
حاصل آن كه يك مسلمان با ايمان، ضمن بهره بردارى و استفاده شخصى از نعمت ها و امكانات، نه تنها با در نظر گرفتن تكاليف دينى، با انگيزه الهى، حقوق واجب مالى از قبيل «خمس» و «زكات» را ادا مى كند، بلكه همواره درصدد است در حد توان، با انفاق ها و كمك هاى خود به فقرا و محرمان جامعه، فقر و محروميت را در سطح جامعه كاهش دهد و تلاش مى كند خود را به مرتبه اى از كمالات انسانى برساند كه گذشت و ايثار نسبت به فقرا و نيازمندان جامعه نيز براى او آسان و لذت بخش گردد و با اتخاذ ويژگى مذكور در الگوى مصرف خود، دست يابى به رضايت و خشنودى خداوند متعال و رسيدن به مقام قرب الهى براى او از هر چيزى ارزشمندتر و لذت بخش تر باشد.

پى نوشت ها
1صحيفه سجاديه، ترجمه و نگارش جواد فاضل، تهران، اميركبير، بى تا، دعاى سى ام.
2ـ ابراهيم رزاقى،الگوى مصرف و تهاجم فرهنگى، تهران، چاپخش، 1374، ص 163ـ164
3ـ همچنين ر.ك: اعراف: 160 / انعام: 145 / مائده: 5و4 / بقره: 172.
4ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران،تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج 4، ص 272.
5ـ محمدحسين طباطبائى،تفسير الميزان، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1379، ج 8، ص 80.
6ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 8، ص 79
7ـ محمدباقر مجلسى،بحارالانوار، چ چهارم، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1362، ج 47 ،ص 232.
8ـ سيد جمال الدين موسوى،ملاحظاتى پيرامون پيام هاى اقتصادى قرآن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1368، ص 467ـ476.
9ـ رضى الدين طبرسى،مكارم الاخلاق، چ ششم، بيروت، منشورات الاعلمى للمطبوعات، 1492، ص 106ـ107.
10ـ محمدبن يعقوب كلينى،فروع كافى، چاپ دوم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1362، ج 6، ص 442، حديث 7.
11ـ گروهى از نويسندگان،معجم موضوعى اقتصادى قرآن كريم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، 1379، بحث «توجه به خالق و مصرف».
12ـ همچنين ر.ك: سجده: 2 / عبس: 23و24 / مرسلات: 27 / فرقان: 48و49 / انعام: 141 / نحل: 5و8 / نحل: 10و11 / قريش: 4و3 / يس: 33و34 / نحل: 80و81.
13ـ ديگر آيات مربوط به اين بحث: نحل: 66ـ69 / واقعه: 68ـ70 / مرسلات: 27 / نحل: 14 / يس: 72ـ73 / اعراف: 10 / حج: 36
14ـ گروهى از نويسندگان، پيشين.
15ـ محمد راغب اصفهانى،المفردات فى غريب القرآن، چ دوم، دفتر نشر كتاب، 1404، ص 193.
16ـ فخرالدين طريحى،مجمع البحرين، مكتبة المرتضوية، بى تا، ج 5، ص 169.
17ـ عن الرضا(عليه السلام): «الذى يطلب من فضل الله عزوجل مايكفّ به عياله اعظم اجراً من المجاهد فى سبيل الله.» (محمدبن يعقوب كلينى، پيشين، ص 88.)
18ـ اربع لا يستجاب لهم دعا: رجلٌ جالسٌ فى بيته يقول يا رب ارزقنى فيقول له الم امرك بالطلب...» (محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 103، ص 8، حديث53.)
19ـ آيات: ذاريات:58 / هود: 16 / ابراهيم: 32 / روم: 40 / انفال: 26 / اسراء: 64 / ابراهيم: 32 / بقره: 22 / عنكبوت: 17 / انعام: 151 / اسراء: 31 / سبا: 24 / فاطر: 3 / يونس:31/ نمل: 64 / ملك: 21 / يونس: 59 / انعام: 14/ حجر: 22 / فرقان: 48و49/ شعراء: 79 / قريش: 4 / ق: 9ـ11 / طه: 132 / روم: 28 / يس: 33 / حج: 28 / مرسلات:27.
20ـ آيات: بقره: 172 / نحل: 114 / يس: 33ـ35 / سبا: 15 / مائده: 88 / ملك: 15 / طه: 81 / انعام: 141ـ142 / بقره: 57،58،60 / بقره: 254 / اعراف: 160 / حج: 28 / طلا: 39 / نساء: 39 / يس: 47 / بقره: 3 / انفال: 32 / رعد: 22 / ابراهيم: 31 / سجده: 16 / قصص: 54 / فاطر: 29 / شورى: 38 / نحل: 75.
21ـ آيات: فاطر: 43 / احزاب: 62 / فتح: 23 / اسراء: 77.
22ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 17، ص 434.
23ـ آيات: ابراهيم: 7 / قمر: 35.
24ـ آيات: ابراهيم: 7 / نحل: 112 / سبأ: 16،17، نحل: 55.
25ـ آيات: اسراء: 16 / قصص: 58و59 / هود: 116ـ117.
26ـ آيات: اعراف: 96 / جنّ: 16.
27ـ طه: 124.
28ـ محمدبن الحسن الطوسى،تفسير تبيان، نجف، مكتبة الامين، 1376، ج 7، ص 219.
29ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 14، ص 242.
30ـ نگارنده،طرح تحقيقى الگوى مصرف در اسلام، مركز پژوهش هاى صدا و سيما، 1375، ص 11.
31ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 8، ص 17.
32ـ آيات: اعراف: 10 / حديد: 20.
33ـ گروهى از نويسندگان، پيشين، بحث مصرف.
34ـ رضى الدين طبرسى، پيشين، ص 64.
35ـ گروهى از نويسندگان، پيشين.
36ـ مائده: 90.
37ـ سيدجمال الدين موسوى، پيشين، ص 513.
38ـ با استناد به آيه 3، سوره مائده.
39ـ سيد روح الله موسوى الخمينى،تحريرالوسيله، ج 2، ص 163.
40ـ همان، ج 1، ص 145.
41ـ همان، ص 485.
42ـ محمدحسن نجفى، جواهرالكلام، قم، دارالكتب الاسلاميه، 1362، ج 36، ص 239.
43ـ محمدبن على ابن بابويه، صدوق،خصال، قم، منشورات جماعة المدرسين، 1362، ص 84.
44ـ «اذا اراد الله بعبد خيراً الهمه الاقتصاد». عبدالواحد آمدى،غررالحكم و دررالكلم، قم، مركز البحوث الاسلامية، 1395، قم، ص 175.
45ـ «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما» (فرقان: 67)
46ـ محمدرضا مهدوى كنى،اصول و مبانى اقتصاد اسلامى در قرآن، تهران، دفتر نشر دانشگاه امام صادق(عليه السلام)، 1379، ص 13.
47ـ فخرالدين طريحى، پيشين، ج 5، ص 113.
48ـ امام كاظم(عليه السلام): «من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمة و مَنْ بذّر و اسرف زالت عنه النعمة» (محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 78، ص 327)
49ـ حضرت على(عليه السلام): «اعون ىء على اصلاح النفس القناعة» و محمد محمدى رى شهرى،ميزان الحكمه، قم، مكتبة الاعلام الاسلامى، 1362، ج 10، شماره 20205.)
50ـ آيات: اسراء: 29 / فرقان: 67 / لقمان: 19 / بقره: 143 / مائده: 89.
51ـ «وكلوا و شربوا ولا تسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين» (اعراف: 31) همچنين در آيه 141 سوره انعام از اسراف نهى شده است.
52ـ «و ان المسرفين هم اصحاب النار» (مؤمن: 43)
53ـ «ولا تبذّر تبذيرا انّ المبذرين كانوا اخوان الشياطين» (اسراء: 27.)
54ـ محمد راغب اصفهانى، پيشين، ص 230.
55ـ فخرالدين طوسى، پيشين، ج 3، ص 217.
56ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 6، ص 152.
57ـ سيدمهدى موسوى،پژوهشى در اسراف يا آفت سرمايه ها، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1371، ص 145.
58نهج البلاغه، ترجمه و شرح علينقى فيض الاسلام، نامه 26، ص 884.
59ـ سيدمهدى موسوى، پيشين، ص 187.
60ـ «ينبغى للرّجل ان يوسع على عياله لئلا يتمنوا موته» محمدبن الحسن حرّ عاملى،وسائل الشيعه، چاپ هشتم، تهران، مكتبة الاسلامية، 9401، ج 15، ص 249، حديث 6.
61ـ امام صادق(عليه السلام): «شكر النعمة اجتناب المحارم و تمام الشكر قول الرجل الحمدلله رب العالمين.» (محمدبن يعقوب كلينى، پيشين، ج 2، ص 78)
62ـ مانند آيات 172 بقره و 114 نحل.
63ـ آيات: نحل: 14 / فاطر: 12 / حج: 36 / ابراهيم: 37 / انفال: 26 / عنكبوت: 17 / ابراهيم: 7 / لقمان: 12 / سبأ: 15.
64ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 4، ص 38.
65ـ آيات: يس: 33ـ35 / اعراف: 10 / واقعه: 68ـ70 / سبأ: 17 / ابراهيم: 7 / نحل: 112 / يس: 72ـ73.
66ـ مانند روايتى از امام صادق(عليه السلام) در اصول كافى، ج 2، ص 79، روايت 15.
67ـ آيات: انفال: 2ـ4 / سجده: 15ـ16 / حجرات 15 / توبه: 88 / قصص: 52ـ55 / نساء:39 / شورى: 38 / بقره: 2و3 / آل عمران: 133و134 / ليل: 17و18 / بقره: 177 / ذاريات: 15و19 / آل عمران: 15،17و34.
68ـ بقره: 3و 110 / انفال: 3 / رعد: 22 / فاطر: 29 / شورى: 38 / مزمّل: 20.
69ـ بقره: 245 / حديد: 11 / تغابن: 17 / حديد: 18 / مزمّل: 20 / مائده: 12.
70ـ توبه: 104 / توبه: 99.
71ـ مائده: 55.
72ـ گروهى از نويسندگان، پيشين، بحث «اهميت و تشويق انفاق.»
73ـ مانند آيات 261 و 262 سوره بقره.
74ـ آيات 9 و 8 سوره انسان.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:16 PM - روز جمعه 16 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 اصلاح الگوي مصرفي، تلاشي جامع نگر، مدبرانه، هوشمند، دامنه دار از گذشته و به سوي آينده را مي طلبد كه عزم مجموعه انسان هاي از فرد بنگاهي، خانواري تا مجموعه هاي دولتي و ملي از حوزه هاي علمي تا دانشگاهي و ديگر مراكز علمي، تقنيني، قضايي، برنامه ريزي، اجرايي و نظارتي را مي طلبد.

مقدمه :
از جريان هاى متعدد توسعه اقتصادى، اجتماعى و سياسى صد ساله اخير ايران؛ جمعيت كشور در پديده هاى مهمى چون توليد ملى، مصرف ملى، تجارت كشور و سرمايه گذارى تحولات ساختارى چشمگيرى تجربه كرده است كه متاسفانه غير از چندين مقاله توصيفى محدود در هيچكدام از موضوعات مزبور تحليل هاى جامع نگرانه از علل، ريشه ها و مولفه هاى موثر و آثار پيچيده تبعى از چنين تحولاتى اسناد علمى قابل ذ كرى در دسترس نيست .يكى از موارد مهم كه در عين حال سياسى تر نيز مى باشد تحولات اتفاق افتاده در مصرف كشور است .به صورت كلان نگر پديده مصرف در ايران در طى صد ساله گذشته به تدريج از يك الگوى فرهنگـى كاملاًملـى -اسلامى و داخلى به يك الگـوى فرهنگى مخلـوط و مر كب از مجموعه هـاى فرهنگى داخلـى و خارجى تبديل شده است .كمترين نماد اين تحولات تعدد كالا به حد دويست هزار و تنوع و تكثر مصرفى است كه همين تغييرات تدريجى داراى آثار و تبعات متعدد اقتصادى، اجتماعى و مخصوصاً سياسى پيچيده و در عين حال خزنده و كم محسوس در زمان اتفاق بوده است به نحوى كه در شرايط فعلى اعمال تغييرات اسلامى - ملى محور حتى به شرط ضرورت در پديده مصرف فعلى چيزى سخت و در شرايطى غير ممكن مى نمايد .بدين قرار هر گونه تلاش هدفدار در اصلاح پديده مصرف نيازمند كنكاشى عميق، طراحى و برنامه ريزى مدبرانه و از همه مهم تـر نيازمند اجرا و مديريتى هوشيارانه است .براين مبنا در اين نوشتار ابتدا مرورى از تعري مصرف، مولفه هاى موثر در مصرف، تعري فرهنگ، تنوع و طبقه بندى فرهنگى ، نقش فرهنگ در شكل گيرى ، تداوم و تغيير الگوى مصرف مولفه هاى موثر در فرهنگ صحيح مصرف و تعري فرهنگ صحيح مصرف پرداخته مى شود؛ تا با اين زمينه سازى هاى مقدماتى رهنمودهاى راهبردى جهت اصلاح الگوى صحيح مصرف ملى در سطح خانوار و بنگاه و در حوزه هاى بخش خصوصى و عمومى ارائه شود .

مصرف چيست؟
تغيير شكل تدريجي و ناگهاني كالا و خدمت در دسترس براي رفع يك نياز يا كسب يك مطلوبيت ساده ترين مفهوم مصرف است. كنكاشي كارشناسانه به پديده مصرف؛ غذا، لباس، مسكن، خودرو، انواع و اقسام خدمات از جمله شهري و حتي استفاده از مواد منفجره صحت تعريف فوق را به نمايش مي گذارد. براي فهم، هدايت و مديريت معقول مصرف بايد پاسخي علمي به سوالي به شرح:« مولفه هاي اثرگذار در پديده مصرف فردي، خانوار، بنگاه و ملي چيست؟» پيدا شود. در اين راستا نظريه هاي اقتصادي و رفتاري مهمي براي تشريح جنبه هاي خرد و كلان پديده مصرف بر مبناي مشاهدات و مطالعات ميداني ارائه شده است، ولي تاكنون به لحاظ اثر اقتضاء در اين پديده اجماعي محسوس در دسترس نيست. اما به دليل هدف اين نوشتار و اينكه هر كدام از نظريه ها مستقيم و غيرمستقيم اثر فرهنگ را نتوانسته اند رد كنند بنابراين بايد ديد كه فرهنگ چيست و با چه مكانيزمي موجب خود پديده مصرف و ديناميزم، پويايي و تحول در اين پديده مهم مصرف مي شود.

فرهنگ چيست؟
به لحاظ لغوي فرهنگ انگاره و الگوئي جامع از دانش انساني شامل باورها، دانش رفتارها، مجموعه اي از عادات، ارزش، اخلاق و الگوهاي انجام اعمالي خاص منعكس در نهادهاي گوناگون اجتماعي است. از دشواري هاي موجود در خود علم و فرهنگ تعريف فحوائي خود فرهنگ است. با توجه به اصول تعاريف معتبر كه مي گويد تعريفي معتبر است كه پيامدار، جامع و همپوشان و كوتاه باشد، عليرغم دسترسي به حدود 164 نوع تعريف از فرهنگ هنوز در تعريف فحوائي فرهنگ اجماع نيست. براي اين پيچيدگي دلايل متعددي است و آن اينكه همگان وجود و اثر و اهميت آن را دريافته اند ولي به لحاظ وجود و حضور آن در اقتضاء هاي جغرافيايي و تاريخي متعدد و متفاوت و توجه به اثر آن در رفتارهاي گوناگون انساني، تاكنون اجماعي در ميان ارائه كنندگان اين تعاريف نيست. ولي در ماهيت و عناصر فرهنگي همآوائي زياد مشاهده مي شود، از جمله اينكه باور و ارزش و اخلاق از عناصر اساسي هر فرهنگي است. بنابراين در رابطه با هدف اين مقاله بايد پرسيد كه انواع فرهنگ ها از زواياي ديد متفاوت چيست؟ داراي چه ساختار و سير تحولي است. فرهنگ مصرف چيست، آيا در فرهنگ مصرف نيز بمانند هر پديده حياتي ديگر چرخه حياتي وجود دارد و فرهنگ داراي مراحل آفرينش، رشد و افول است و اگر پاسخ مثبت است، مولفه هاي چنين چرخه در فرهنگ ها چيست و چگونه مي توان از گذر اثرگذاري در اين مولفه ها اصلاحاتي بسامان در چنين پديده هايي را بوجود آورد و به پايداري اين اصلاحات نيز انديشه كرد.

انواع فرهنگ ها چيست؟
در اين مقوله طبقه بندي، فرهنگ هاي متعدد مطرح هستند. در اينجا توجه به منشأ، ساختار و نتايج انواع فرهنگ ها است. به لحاظ منشأ، فرهنگ ممكن است الگويي ملي به ارث رسيده از نسل هاي پيشين همان ملت به صورت مجموعه هاي دانشي ملي و قومي و منطقه اي و به حالت هاي عمده فرهنگ و خرده فرهنگ و به صورت هاي در تعاملات گوناگون همسازگار و ناهمسازگار به همديگر و با چرخه حيات خاص باشد. نيز ممكن است فرهنگ به صورت فراملي و وارداتي به طريق استفاده محسوس و غيرمحسوس از ابزارهاي گوناگون و در عين حال پيچيده فرهنگي با اهداف شفاف و مبهم متعددي باشد. اجمالاً اينكه امروزه به صورت اجبار فرهنگي خاص و بسته در دنيا وجود خارجي نداشته و تقريباً همه فرهنگ ها به نسبت هاي متفاوت و متعدد در هم تنيده شده و تركيباتي متفاوت از همه فرهنگ ها با آثار و تبعاتي متفاوت و متعدد است. به لحاظ ساختار، فرهنگ هاي گوناگون ارزش و ترجيحات متفاوت به عناصر فرهنگ از جمله به عنصر باور، اخلاق، نتايج، پايداري و حتي ناپايداري مي دهند و بر اين مبنا انواع فرهنگ ها بوجود مي آيند. مثلاً در رابطه با نتايج بعضي فرهنگ ها به نتايج آني مصرف و بعضي ديگر به نتايج پايدار مصرف انديشه كرده و قرارها و باورهاي مربوطه نيز بر اين مبنا استوار است. به عنوان مثال موردي، مصرف گرائي مطرح در عموم جوامع امروزي، پديده مدرني است كه بر مبناي تنظيم معادله مصرف فرد پايه شادابي شخص من و بنگاه من و خانوار من و ملت من با مصرف هر چه بيشتر و با خريد و تصرف مادي همه كالاها و خدماتي كه در غايت موارد مصرفي دارند؛ بنيان گذاري شده است. اصالت در مصرف، ترجيح و باور به لذت در مصرف و نتيجه بخش بودن آني مصرف كه خود را به صورت لذت قراردادي- نه واقعي - نشان مي دهد. از طرف ديگر در فرهنگ اصالت بقاي ديني فرد دين محور پايداري را اساس رفتارهاي خود قرار داده و آن را به شرط ماندگاري آثار مصرف تا روز قيامت، پايداري اقتصادي هزينه مصرف در حد توان سامانه، پايداري سلامتي و پايداري محيطي مي داند. به صراحت در متون اسلامي اينكه پرخوري و اسراف ذم مي شود، ورشكستگي ناشي از مصرف زياد نفي مي شود و همگان توصيه به حفظ محيط مي شوند، پيام ها و نشانهايي در رابطه با پايداري آثار حيات تا غايت زندگي را دارد. در فرهنگ اسلامي نه تنها مصرف بلكه همه اعمال انسان با ملاك رستگاري در آخرت تنظيم مي شود. كلوا و اشربوا و لا تسرفوا ان المبذرين اخوان الشياطين و... اگر بتوانيم بفهميم كه اسراف چيست و شيطان چيست، شايد عناصر اوليه و مصاديق فرهنگ صحيح مصرف را بتوانيم دريابيم.

فرهنگ مصرفي چيست؟
الگويي از دانش مصرف انساني شامل باورها، دانش رفتارها، مجموعه اي از عادات، ارزش، اخلاق و الگوهاي خاص مصرف در شرايط گوناگون اجتماعي است، كه نماد عملي آن سبد مصرفي روزانه، هفتگي، ماهانه و سالانه هر سامانه از قبيل فرد، خانوار، بنگاه، دولت و ملت است.

چرا به فرهنگ مصرفي اهميت مي دهند؟
زيرا كه خيلي از جنبه هاي حيات متأثر از اين مبحث است. همه به نسبت هاي متفاوت در تعيين و انتخاب الگوي مصرفي خويش به صورت نهفته و غير محسوس متأثر از اين مولفه هستيم. ضمن تجربه مثبت و منفي اثرات متفاوت اين فرهنگ مجبور به برخورداري و بعضاً تحمل تبعات گوناگون آن نيز هستيم. تبعاتي كه در موارد خاص داراي آثار غيرقابل برگشت تبعي چون خسارات فردي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و نيز فرهنگي است.

فرهنگ مصرفي صحيح و مولفه هاي صحت چيست؟
براي بررسي، گزينش و دفاع از فرهنگ صحيح بايد ابتدا يك چهارچوب ارزش داوري صحيحي انتخاب كرد كه كاري بس دشوار است. پايه اين چهارچوب ارزش داوري، نگاهي فلسفي به خود حيات و به فرع حيات يعني به مصرف است. چرايي حيات در نگاهي فلسفي دامنه هاي وسيعي از پوچ گرائي - نهيليزم، تا آرمان خواهي ها بر مبناي اصالت بشر و اصالت خود حيات دارد. اين چنين چرايي مصرف دامنه هاي وسيعي از اصالت لذت در مصرف تا مصرف به خاطر حيات پايدار ادامه دار تا زمان رستاخيز را دارد. از اين همه پيچيدگي ها مي توان به حداقل مولفه ها به شرح پايداري در سلامت انساني، پايداري محيط زيست و پايداري اقتصادي كه تا حدودي در همه فلسفه ها نيز هماوا است، مفاهمه كرد. بدين قرار فرهنگ صحيح مصرفي فرهنگي است كه در غايت انسان را راهنماي خوب به سوي سلامتي بيشتر وي، به سوي پايداري بيشتر محيط زيست حول و حوش خودش و نيز به سوي نيل به تعادل اقتصادي بيشتر در سامانه وي از قبيل فرد، خانواده، بنگاه و ملت باشد.

الگوي مصرفي چيست؟
الگو، موضوعي قابل برگشت و تكرار از چيزها و حوادث گوناگون شامل عناصر تشكيل دهنده آن پديده است كه مي تواند به صورت قابل پيش بيني و قابل تكرار درآيد. ماهيت خود الگو اطلاعات است كه شيوه خاصي از عمل و عكس العمل انسان در اقتضاءهاي گوناگون را بيان مي كند.
آنجايي كه اين الگو به مرحله كاربرد و فعاليت تبديل مي شود، جنبه عملياتي الگو مشاهده مي شود. پس جنبه اطلاعاتي و كاربردي الگوي مصرف نيازمند تعاريف ويژه در اقتضاءهاي متفاوت و نيز كنكاش در توفيرات موجود و علل و عوامل اين توفيرات و نيز توجه به چرخه هاي به وجود آمده در الگوهاي رفتار و عملي اين پديده حساس مصرف است. همين توجه است كه مي تواند مبناي پاسخ سوالاتي حساس چون: «آيا الگوي مصرفي موجود به لحاظ اقتصادي، اجتماعي و سياسي الگوي مطلوب، پايدار و مناسبي است؟» باشد.

تحليل آثار متفاوت مصرف بي رويه آب و برق و انرژي و غذا
مصرف بي رويه آب و برق و انرژي و غذا كه فعلاً به نسبت هايي در سطوح فرد و خانوار و بنگاه و به صورت اعم در سطح ملي - بخش خصوصي و دولتي - مطرح است از فرهنگي ناصحيح كه تدريجاً در بين ماها نفوذ كرده ناشي است كه موجبات پرهزينگي خرد بنگاهي و خانواري و كلان ملي شده و موجبات ناسلامتي هاي خرد و كلان و موجبات ناپايداري هاي زيست محيطي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي است كه اگر بتوانيم اصالت خود به كار گرفته شده را بفهميم از همه اول اين اصالت فلسفي و فرهنگي نياز به اصلاح دارد. كه در اين بين بايد كه از رهنمودهاي اسلام در الگوي مصرف استفاده شايسته اي بشود.

رهنمودهاي اسلام در الگوي مصرف
در شرع مقدس اسلام بمانند خيلي از پديده ها و مسائل بعضي اصول، قواعد و راهنمايي هاي عام و بعضي دستورالعمل هاي خاص وجود دارد. در رابطه با پديده مصارف انساني انصافاً اين مكتب خيلي غني است، به طوري كه شرح مفصل اين موضوع تحقيق، مطالعه و تحليل هاي تخصصي مي طلبد. در رابطه با اصول عام مصرف، شرع مقدس مثل تمام پديده ها عقلانيت، حلاوت و حلاليت مصرف انساني را نيز با قواعد امانتداري و لاضرر و ضرر مي بيند. بدين شرح كه اگر در سامانه مصرف انساني، مولفه هاي خود انسان، انواع و اقسام منابع از طبيعت، محصولات، افراد تلاش گر و ديگر مولفه ها درگير هستند؛ خود مصرف كننده هم در پيش خود و هم در پيش خدا امانت بوده و اصل عدم خيانت به امانت از اصول محكم اسلامي است و از اين مبنا حدود مصرف توصيه شده در اسلام داراي دامنه اي است كه نبايد به خود شخص، به محيط و به جامعه از منظر اقتصادي، اجتماعي و سياسي موجب ضرر و زيان باشد. در رابطه با دستورالعمل هاي خاص نيز پرخوري، حرام خواري، ذم مي شود.

رهنمودهاي آينده
در راستاي اصلاح الگوي مصرف كه مقام معظم رهبري آن را براي سال جاري مطرح كرده اند، به نظر مي رسد كه از همه اول يك سامانه هوشمند و متعهد به قواعد اسلامي - امانتدار و ضرر نرسان - مراحل زير را طراحي، برنامه ريزي، اجرا و كنترل و نظارت كرده و به مصداق كلكم راع به داوري عام بگذارند و با بازخورد نتايج داوري عام به صورت پويا به فكر اصلاح باشند.
1- جمع آوري مستندات علمي و تجربي مصارف ملي كشور در سطح فرد - خانوار و بنگاه - عام - دولت
2- تعيين استانداردهاي ملي، اسلامي و بين المللي حدود سلامتي و حدود ضرر هر كدام از مصارف فوق در هر سامانه بر مبناي عوامل شناخته شده اقتصادي، اجتماعي و سياسي، با برآورد حاشيه هاي ضرر و خسارت فردي، ملي
3- ريشه يابي علل و عوامل متعدد مصارف فعلي به وجود آمده با مشخص كردن حدود آسيب پذيري
4- ساماندهي هاي فرهنگي الگوي صحيح مصرف از طريق اصول متقن مهندسي فرهنگي و ترويج مداوم و پوياي اين فرهنگ، با بازخورد نتايج اين فرهنگ سازي
5- ساماندهي هاي اقتصادي جامع براي حمايت از الگوي مصرفي صحيح
6- ساماندهي هاي سياسي جامع براي هدايت كل سامانه به آرمان هاي اسلامي

جمع بندي
بدين ترتيب از آنچه كه از محتواي اين نگارش مشخص مي شود، اصلاح الگوي مصرفي، تلاشي جامع نگر، مدبرانه، هوشمند، دامنه دار از گذشته و به سوي آينده را مي طلبد كه عزم مجموعه انسان هاي از فرد بنگاهي، خانواري تا مجموعه هاي دولتي و ملي از حوزه هاي علمي تا دانشگاهي و ديگر مراكز علمي، تقنيني، قضايي، برنامه ريزي، اجرايي و نظارتي را مي طلبد كه مطمئناً از ضرورت هاي روز كشور بوده و تأخير در اين مهم موجب ضمان همگاني و مخصوصاً ضمان متعهدين به دليل احتمال ورود خسارات متداوم، متعدد و دامنه دار به جامعه، به طبيعت و از همه مهم تر خدشه خطرناك به فرهنگ اسلامي است.

نويسنده: رسول محمدر ضايى ا


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:13 PM - روز جمعه 16 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 اگر بگوييم الگوي مصرف در موضوع انرژي اصلاح نمي‌شود مگر با استفاده گسترده از فناوري اطلاعات، شايد چندان به گزافه نباشد، چراكه مزاياي استفاده از فناوري اطلاعات گسترده‌تر از ماشيني شدن كارها و تغيير شكل ظاهري آنهاست‌.


رهبر معظم انقلاب با نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف، حجت را بر همه تمام كرد تا به فكر راه‌حل‌هاي اساسي براي حل و فصل موانع استقرار الگوهاي صحيح مصرف باشند‌. اين اصلاح الگو نه‌تنها به معناي كم كردن مصرف بلكه داراي معنايي بلندتر از اينهاست‌. مصرف سوخت در كشور ما تقريبا 5 برابر سرانه جهاني آن است كه اين موضوع را مي‌توان با توليد خودروهاي كم‌مصرف تا حدي كاهش داد‌؛ اما آيا اين راه‌حل پاسخگوي تناقض مصرف است يا توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان داخلي به اين موضوع رغبتي دارند؟ حال به فرض، اين را هم بپذيرند. آيا خودروهاي توليد داخل در كمتر از 15 يا 20 سال آينده قابليت تبديل به خودروهاي كم‌مصرف را دارند؟ بي‌شك در شرايط فعلي، استفاده از انرژي‌هايي سوخت‌هاي نوين مانند سوخت‌هاي هيدروژني و امثال آن براي توليد و مصرف‌كننده داخلي چيزي بيش از يك شعار نيست، بعلاوه تمام اين راهكارها هزينه‌هاي بسيار بالايي را براي هر دو طرف در بر دارد. يعني هم توليدكننده بايد هزينه‌هاي بالاي توليد خودروهاي جديد را بپردازد و هم خريدار (اگر خريداري باشد) بايد هزينه‌هاي توليدكننده را جبران كند‌. با يك حساب سرانگشتي نيز مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تغيير اساسي در ديدگاه است‌.

راه‌حل چيز ديگري است

مصرف انرژي را بايد طور ديگري مديريت كرد. پس براي اين كار ابتدا بايد بررسي كنيم كه چه عواملي باعث افزايش مصرف انرژي است‌. يكي از اصلي‌ترين عوامل در بالا رفتن سطح مصرف سوخت، ترددهاي درون شهري و برون شهري خودروهاست، يعني پديده‌اي كه آن را با نام سفرهاي غير ضروري درون شهري مي‌شناسيم. اين سفرها در حالت كلي به 4 دسته تقسيم مي‌شوند. اول سفرهايي كه براي رسيدن به محل كار و بازگشت از آن انجام مي‌شود، دوم سفرهايي كه براي انجام امور روزمره پس از رسيدن به محل كار انجام مي‌شود، سوم سفرهايي است كه براي جابه‌جايي بار و اشيا انجام مي‌شود و چهارم سفرهايي است كه به منظورهاي ديگر انجام مي‌شود كه قسمت كوچكي از سفرهاي درون شهري را تشكيل مي‌دهند. دسته اول مشكل ترافيك صبح و عصرگاهي را ايجاد مي‌كنند و دسته دوم نيز با سنگين كردن ترافيك، راه را براي انجام سفرهاي دسته سوم ناهموار مي‌كند. دسته چهارم هم نقش زيادي در ترافيك ندارد. به تمام اينها، بالا رفتن مصرف سوخت در ترافيك سنگين و اتلاف ميليون‌ها ساعت وقت شهروندان در ترافيك را اضافه كنيد كه مبلغي تقريبا غيرقابل محاسبه را بر دوش اقتصاد همه مردم تحميل مي‌كند كه اگر بخواهيم باز هم مانند هميشه فقط در پي راه‌حل‌هاي تكراري باشيم نه نتيجه‌اي به دست خواهيم آورد و نه مشكلي واقعا حل خواهد شد.

مي‌توان صورت مساله را پاك كرد

براي اتخاذ يك راه‌حل ديگر بايد رويكرد جديدي در پيش گرفت و براي اين كار لازم است ابزاري نو در اختيار گرفت. فناوري اطلاعات مي‌تواند بهترين ابزار براي اين كار باشد‌. با استفاده از اين فناوري مي‌توان صورت مساله ترافيك را پاك كرد، يعني ديگر براي حل مساله ترافيك و اصلاح الگوي مصرف نيازي نخواهد بود تا به فكر حمل ونقل و تجميع ترافيك يا ساختن راه‌هاي بيشتر براي مقاصد محدود بود‌يا ديگر نيازي نخواهد بود تا براي حل مشكل حمل و نقل براي توليد خودروهاي مختلف ميلياردها دلار هزينه كنيم و باز هم ميلياردها تومان براي سوخت و نگهداري و بيمه آنها هزينه كنيم و بازهم ميلياردها تومان براي احداث خيابان و توسعه گذرگاه‌ها و امثال آن بپردازيم تا همين خودروها جايي براي عبور داشته باشند و پس از اين همه هزينه كردن‌هاي تكراري، مشكلاتي داشته باشيم به نام ترافيك،‌ آلودگي و مصرف بي‌رويه سوخت‌. فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان صنعتي سبز براي تقويت زيرساخت‌هاي توسعه پايدار و اصلاح و تنظيم سامانه‌هاي هدايت و كنترل نيازهاي مختلف جامعه از جمله تقويت پايه‌هاي اقتصادي كشور مي‌تواند به عنوان يكي از اصلي‌ترين گزينه‌ها مطرح باشد.

الگوي مصرف در حقيقت الگوي رفتار ماست، پس براي اصلاح الگوي مصرف نياز است رفتارمان را تغيير دهيم و اين تغيير رفتار را نيز براساس نياز و دستاوردهاي فناوري اطلاعات هدايت كنيم تا بتوانيم با آهنگ تغييرات جامعه نوين هماهنگ شويم‌.

خروج از منزل فقط براي تفريح

پيشگامان عرصه دنياي ارتباطات براي ايجاد دنيايي كه كاملا بر اساس فناوري اطلاعات بنا شده باشد شعاري را هدف قرار داده‌اند كه بر اساس آن براي انجام هيچ كاري لازم نيست از منزل خارج شد، مگر براي تفريح‌. شايد اين حرف براي ما يك خيال دست نيافتني باشد، اما اين طور نيست و اگر بخواهيم مي‌توانيم به آن نقطه هم برسيم، ولي بدون داشتن يك هدف بسيار دور و بر اساس حقايق موجود، فرداي ايده‌آلي را مي‌توان ترسيم كرد، چراكه به اين هدف آرماني هرچه نزديك‌تر شويم از مزاياي بيشتري نيز بهره‌مند مي‌شويم‌. مزاياي فناوري اطلاعات آنقدر گسترده است كه تمام آنها را به صورت كامل نمي‌توان نام برد، اما به مهم‌ترين آنها كه بر اقتصاد و الگوهاي مصرفي نقش دارند نگاهي گذرا خواهيم داشت‌.

شهر الكترونيك به عنوان در برگيرنده بخشي عمده از فعاليت‌هاي مبتني بر فناوري اطلاعات از جمله محورهاي سرمايه‌گذاري كشورها در زمينه فناوري اطلاعات است‌. شهر الكترونيك كه برخي آن‌را شهر مجازي نيز مي‌نامند، شهري است كه در آن نيازي به مراجعه و پيگيري دستي كارهاي اداري نيست و تنها با ارائه درخواست‌هاي الكترونيك مي‌توانيد از تمام امكانات اداري شهري بهره‌مند شويد و ديگر براي انجام يك كار اداري ساده وقت نخواهيد گذاشت، چراكه سيستم‌هاي ادارات در شهر الكترونيك كاملا مبتني بر فناوري‌هايي مانند اينترنت است و ديگر ارباب رجوع به اين ادارات، مراجعه حضوري ندارد. حال خودتان حساب كنيد كه اگر مراجعه به ادارات را از سفرهاي شهري حذف كنيم ترافيك به چه صورتي در خواهد آمد‌. در شهر الكترونيك، آموزشگاه‌ها و مراكز فرهنگي بيشتر فعاليتشان مبتني بر وب است و بيشتر مراجعان آنها كاربران اينترنت هستند و نه در راه ماندگان ترافيك‌. به اين ترتيب، مقدار زيادي از سفرهاي درون شهري كه به مقاصد آموزشي مانند رفتن به كلاس درس يا خريد كتاب و امثال آن انجام مي‌شود نيز از جمع ترافيك شهري كاسته مي‌شود‌.

بانكداري الكترونيك نيز به عنوان ستون فقرات اقتصاد نوين يكي ديگر از مواهب دنياي فناوري اطلاعات است كه بر اساس آن تمام فعاليت‌هاي مالي، بانكي و اعتباري افراد حقيقي، حقوقي و دولتي از بستر سنتي به بستر الكترونيكي منتقل مي‌شوند كه اين مساله باعث مي‌شود امور بانكي در كمترين زمان ممكن انجام شود كه در بيشتر موارد كارها به صورت همزمان و آنلاين انجام مي‌شود و ديگر وقت كسي براي انجام امور بانكي تلف نمي‌شود و از آن مهم‌تر اين كار باعث مي‌شود براساس نيازهاي مشتري، خواسته‌ها با سرعت بيشتري انجام شود و زمان خواب سرمايه در بانك‌ها حذف گردد‌. بانكداري الكترونيك كه داراي شاخه‌هاي مختلفي است براي افراد اين امكان را فراهم مي‌آورد كه از هر مكاني به هر حسابي دسترسي داشته باشند و اصولا حضور فيزيكي فرد ديگر مطرح نيست‌. بر اساس اصول اين نوع بانكداري، نظام‌مندي كارها بر اساس ساختاري انجام مي‌شود كه در آنها ديگر كسب و كار مانند گذشته بر اساس سلايق و روابط نيست، بلكه همه چيز را ضوابط مشخص مي‌كند كه اين مساله جلوگيري‌كننده اتفاقاتي مانند رانت‌خواري، معوقات بانكي و اختلاس است‌. حال از اين بحث كه بگذريم داشتن ارتباط دائم با حساب‌هاي مالي و عدم نياز براي مراجعه به بانك مي‌تواند هم سرعت انجام معاملات و هم سرعت خودروهاي داخل خيابان را بالا ببرد. با اين حساب تقريبا تمام سفرهاي درون شهري كه براي انجام امور بانكي انجام مي‌شود از ميان انبوه خودروهاي موجود حذف مي‌شوند، حتي امور بين بانكي مانند تبادل لاشه چك نيز از اين ميان برداشته مي‌شود و همه چيز بر مبناي سامانه‌هاي الكترونيك خواهد بود‌. كارت‌هاي اعتباري و كارت‌هاي خريد نيز كه بر اساس آن مي‌توانيم بدون نياز به همراه داشتن پول نقد خريد يا بسياري از كارهاي بانكي را انجام دهيم‌.

بانكداري مبتني بر پيام كوتاه نيز يكي ديگر از مزاياي فناوري اطلاعات و بانكداري الكترونيك است. بانكداري همراه يا همان بانكداري موبايل اين امكان را مي‌دهد كه از هر كجا و تنها با داشتن يك تلفن همراه امور بانكي خود را تا حدود بسياري انجام دهيد‌.

استفاده از تمام اين مزايا در گروي داشتن چند چيز است 1) زير ساخت 2) قانون و امكان اجرا 3)فرهنگ‌. موارد اول و دوم براساس چشم‌اندازهاي هر كشوري براي آن تهيه و تعريف مي‌شود كه بر اساس سند چشم‌انداز 20 ساله و برنامه‌هاي توسعه براي افزايش بهره‌وري ملي (National Productivity) زير ساخت‌ها و قوانين تا حدودي مهيا شده است، اما مهم‌تر از تمام اينها فرهنگ استفاده از اين مزاياست كه اگر نباشد هيچ گاه نه شهر الكترونيك كاربردي خواهد داشت و نه سودي از اين موج چهارم يعني عصر اطلاعات نصيب كسي خواهد شد و همان طور كه ذكر شد هيچ الگويي در مصرف ما تغيير نمي‌كند مگر اين‌كه فرهنگ مصرف را تغيير دهيم و به شيوه‌هاي نوين نزديك‌تر شويم‌.

اين تغيير فرهنگ مصرف كه رهبر انقلاب هم در نماز عيد فطر سال گذشته و هم در نوروز امسال به آن تاكيد داشتند بايد همه‌گير باشد و اين همه‌گير شدن، هم قانونگذار را شامل مي‌شود و هم مجري قانون را‌.

مراقب دست‌هاي آماده رانت‌خواري باشيم

درست است كه در بسياري از موارد نياز به يك جهش الكترونيك داريم، اما مراقب باشيم رانت‌خوارهاي اقتصادي اين بار از اين دروازه وارد نشوند و تجربه تلخ برخي قراردادهاي گذشته و حال را در اجراي طرح‌‌هاي فناوري اطلاعات شاهد نباشيم‌. استفاده از مناقصه‌هاي همگاني و شفاف كه همه امكان حضور در آن را داشته باشند و مراحل آن نيز با شفافيت پيش برود در كنار داشتن نهادي متخصص و ناظر بر اين قراردادها كه با هدف استقلال ديجيتال كشور همراه باشد مي‌تواند تا حدود زيادي جلوي حركات مخرب رانت خواران را بگيرد‌‌.

نويسنده:سعيد نوري آزاد


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:58 PM - روز پنج شنبه 15 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 اساسا اصلاح الگوي مصرف را بايد از ابعادي چندجانبه نگريست. مفهوم اصلاح الگوي مصرف، مصاديق مصرف نادرست و ريشه‌هاي مصرف‌گرايي از جمله اين ابعاد هستند.

چگونگي شيوه‌هاي مصرف و شاكله اصلي آنها در اقتصاد اجتماعي مردم ايران بيانگر اين واقعيت است كه ما جامعه‌اي مصرفي هستيم، در حالي كه دياگرام مصرف ما به هيچ وجه با توليد ملي‌مان متناسب نيست و اين شكاف ميان مصرف و توليد از طريق درآمدهاي نفتي پر مي‌شود و به همين سبب از خيل عظيمي از تصميمات و سياست‌هاي عقلاني كه در غياب نفت مي‌بايست گرفته مي‌شد، مغفول مانده‌ايم.
الف)‌ بررسي مفهومي و تئوريك اصلاح الگوي مصرف
اصلاح الگوي مصرف عبارت است از نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور به قسمي كه سبب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي مردم و كاهش هزينه‌ها شده و از اين منظر زمينه‌اي براي گسترش عدالت عمومي است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث شده تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و پيشرفت در بخش‌هايي كه كمتر مورد توجه قرار داشته نيز فراهم شود.
نكته قابل تامل آن است كه اصلاح مصرف با اصلاح الگوي مصرف تفاوت داشته و نبايد آن دو را با هم خلط كرد. در ابتدا سخن از كاهش مصرف مردم نيست، چرا كه اصلاح مصرف، يك مبحث مديريتي است و لذا اصلاح، لزوما به معناي كاهش نيست. حتي در ارتباط با واژه الگو نيز منشأ بسياري از رفتارها به مردم برنمي‌گردد و نظام مديريتي آنها را ايجاد كرده است.
واژه مصرف مبتني بر نياز و ضرورت است و اگر فرآيند توليد در كنار مصرف نباشد، به بيراهه رفتن است. يكي از علل رواج مصرف‌گرايي در كشوري چون ايران همانا سياست‌هاي كشورهاي صنعتي است. از آنجا كه حيات كشورهاي صنعتي به توليدشان وابسته است، بنابراين با استراتژي‌هايي همچون ايجاد بازارهاي جديد براي توليدات خود و گسترش بازار مصرف با تبليغات گسترده و پايين آوردن عمر مفيد محصولات توليدي خود و غيرقابل تعمير كردن آنها كه شاكله نوين دكترين استعمار كشورهاي در حال توسعه و گذار است، حيات اين كشورها را به خود وابسته كرده و موجب افزايش مصرف كالاهاي توليدي خود در ميان جوامع شده‌اند. از عوامل مهم ديگر مصرف‌گرايي، مناطق آزاد هستند. با اين كه براي تسهيل صادرات ايجاد شده، اما به خاطر نبود بسترسازي كافي به منظور صادرات، در عمل به مناطقي براي واردات تبديل شده‌اند.
كشور چين با آن جمعيت و گستره سترگ جغرافيايي تنها 3 منطقه آزاد و جمهوري اسلامي ايران 31 منطقه آزاد دارد و به نوعي از اين لحاظ در دنيا ركورد زده‌ايم. كنترل نشدن مرزها كه ارتباط مستقيم با مناطق آزاد نيز دارد مشكل رواج مصرف‌گرايي را مضاعف كرده و تسهيل قاچاق كالاهاي مصرفي به كشور را با رقمي حدود 10 ميليارد دلار واردات غيرمجاز، ايران را در جايگاه اول دنيا قرار داده است.
سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه را دامن مي‌زند و پارادايم اصلاح الگوي مصرف كه مبتني بر يك انديشه توسعه‌گراست را در نهايت به ضد خود تبديل مي‌كند.
اصلاح الگوي مصرف نه از طريق مداخله در تابع مطلوبيت كه با تغيير در محدوديت‌هاي بودجه از طريق اصلاح قيمت به كف خواهد آمد، چرا كه اين تابع امري دروني و خارج از دست سياستگذار است و در صورت تاثيرگذاري نيز عملي شدن اين تغيير در گرو شكسته شدن حريم خصوصي است.
يكي از راه‌هاي اصلي اين كه پي ببريم آيا در رفتارهاي مصرفي، اصلاحي صورت گرفته يا خير، استفاده از معيار بهره‌وري است. از منظر اقتصادي، اصلاح الگوي مصرف ارتباط ارگانيكي با بهبود بهره‌وري داشته و حركت به سوي طراحي و اجراي نظام اقتصادي كارآمد با مولفه‌هاي ايراني ‌ اسلامي از رويكردهاي بلندمدت در اين عرصه است.
به عبارتي، اصلاح الگوي مصرف با بهره‌وري مترادف و حركت به سمت هر كدام دستيابي به ديگري را دربر دارد. هرگاه بهره‌وري عوامل نيروي كار و سرمايه، سهم قابل ملاحظه‌اي در توليد ثروت كشور داشته باشند، مي‌توان نتيجه گرفت كه از پتانسيل‌هاي توليدي اقتصادي كشور استفاده مطلوبي شده و مصرف منابع نيز در مسير و ميزان بهينه‌اي واقع شده است.
در مجموع به نظر مي‌رسد اولين و مهم‌ترين اقدام ضروري براي اهتمام به اصلاح الگوي مصرف، اما تبديل اين مشترك لفظي به يك مشترك معنايي و ارائه يك تبيين درست از موضوع است؛ چراكه در پرتو يك درك جامع و مشترك، امكان تاثيرپذيري بيشتري بر اين مهم ميسر خواهد شد. تاكيد اين نكته از جانب رهبر معظم انقلاب كه <فرآيند اصلاح الگوي مصرف شايد به زماني بيش از 10 سال نياز داشته باشد> نيز اشاره‌اي به لزوم ساماندهي تفكري عميق درباره اصلاح الگوي مصرف در جامعه و در سطوح نهادهاي مسوول بوده كه البته همگان بدان مكلف و مسوول خواهيم بود.
ب)‌ بررسي نقش فرهنگ و ارزش‌هاي فرهنگي در اصلاح الگوي مصرف
اصلاح، الگو و مصرف، هرسه واژگاني فرهنگي‌اند و پرداختن به ابعاد اقتصادي، سياسي و اجتماعي فرآيند اصلاح الگوي مصرف بدون در نظر گرفتن مباني فرهنگي آن، در واقع آب در هاون كوبيدن است.
اين نخستين تلقي اشتباه در سال جديد بود كه پنداشتند امسال يك سال اقتصادي است. بي‌شك دستگاه‌هاي فرهنگي كشور درصدر توجه و مخاطب رهبر فرزانه انقلاب بودند؛ چراكه هيچ اصلاح واقعي در عرض يك سال نهادينه نخواهد شد؛ بلكه به رفتاري روزمره و فصلي تبديل شده كه البته سطحي، زودگذر و ناپايدار است. همين مساله كه ايشان مي‌فرمايند <اگر مسوولان اهل مطالعه نيستند بهتر است مسووليت هم نداشته باشند...( >26 دي 1377)‌ خود مهم‌ترين ادله مبني بر نقش پررنگ فرهنگ كه رابطه‌اي مستقيم با مطالعه دارد، در امور ديگر مملكتي است. معظم‌له در ادامه همين نكته ناب و خطير به مطالعه گاه 5 ساعتي خود براي يك نماز جمعه در دوران رياست‌جمهوريشان اشاره مي‌كنند.
امسال بايد سال جهش به سمت فرهنگي‌تر شدن جامعه جوان كشور و گسترش كتابخواني و روزنامه‌خواني و در نهايت جايگزيني كتاب و روزنامه و اقلام فرهنگي در سبد خريد خانوار باشد.
سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه را دامن مي‌زند
كتب، رسانه‌ها و روابط عمومي‌ها هريك نقش و برد خاصي در افكار عمومي براي فرهنگسازي داشته و بويژه روزنامه‌ها به لحاظ ماندگاري پوشش خبري گزارشي در موضوع متصف، اثر تعيين‌كننده‌تري دارند. برتاباندن اولويت‌هاي اصلي و به‌روز و راهبردي بخصوص در روند اجراي اصلاح الگوي مصرف، معطوف به رسانه‌ها بوده كه پل ارتباطي مردم و مسوولانند و هم‌انديشي و همياري مردم جامعه را نهادينه خواهند كرد. رسانه‌ها در حوزه كلان نقش مهم‌تري داشته و با مخاطب عام سر و كار دارند حال آن كه روابط عمومي‌ها با مخاطب خاص روبه‌رو بوده و متناسب با شرايط و اقتضائات سازمان‌هاي متبوع خود ‌‌بايد هدفگذاري و عمل كنند. رسانه‌ها واقعيات را به ممتاز و غيرممتاز دسته‌بندي كرده و نظام اولويت را به طور همزمان در آن اعمال مي‌كنند. از آنجا كه رسانه‌ها در همه حال بر افكار و آراء تاثير گذاشته و واقعيات را در جهات خاص هدايت مي‌كنند، براي مقوله اصلاح الگوي مصرف در اولويت اول افكار عمومي قرار مي‌گيرند و در تمام طول سال بايد در صفحات اول و آخر خود و حتي در ويژه‌نامه‌ها، ‌فضايي را به اين موضوع اختصاص داده تا افراد جامعه با توجه به اين حوزه روز خود را آغاز و بسامان كنند.
اصولا آدمي واقعيات را آن‌گونه كه هست نمي‌بيند، بلكه آن‌گونه كه زبان مي‌نماياند ديده و درك مي‌كند. در دوران پست مدرن امروزي كه سرعت، حرف اول را مي‌زند زبان‌هاي انسان‌ها همانا رسانه‌ها هستند، چرا كه رسانه‌ها استعاره‌ها را ساخته و استعاره‌ها، محتواي فرهنگ‌ها را مي‌آفرينند. نقش غالب رسانه‌ها در فرهنگ نه فقط به خاطر بازتاب فرهنگ كه با شركت در فرهنگ‌سازي نيز نمود مي‌يابد. از يك‌سو، فرآيندهايي هستند كه فرهنگ از آن بيرون آمده و ساخته مي‌شود و از ديگر سو در صحنه‌اي بازي كرده كه حيات اجتماعي و فرهنگي در آن جريان دائمي دارد.
فرهنگ محصول نيروهاي انتزاعي نيست، بلكه شالوده آن بر نظام‌هاي ملموس عليت است. در الگوي فرهنگ مشترك، فرهنگ خلق شده، تقسيم گشته، تغيير كرده و در نهايت توسط ارتباطات منتقل مي‌شود، لذا اولويت‌هاي رسانه اغلب به صورت اولويت‌‌هاي جامعه درآمده و آنچه مورد تاكيد رسانه‌‌هاست، مورد تاكيد انفرادي و اجتماعي مخاطبان رسانه‌ واقع مي‌شود.
روابط عمومي‌ها اما به لايه‌هاي عميق‌تر و تخصصي‌تر اجتماع وارد شده و براي تحقق اهداف اصلاح الگوي مصرف ذيل سند چشم‌انداز 20 ساله و برنامه پنجم توسعه مدل‌سازي كرده و همگام با ديگر نهادها، اصلاح الگوي مصرف را به مصاديق محسوس، ملموس و اهداف عملياتي كه قابل دستيابي در زمان معين و سنجش‌پذير باشند، ترجمان كنند.
ترديدي نيست كه الگوي مصرف در فرهنگ مصرف وابسته به 2 عنصر كليدي فرد و جامعه و نيز به روابط متقابل ميان آن دو است، زيرا روابط و رفتارهاي حاصل از آن ترجمان و تعريف فرهنگ بوده كه با اصل همبستگي اجتماعي رابطه‌اي دوسويه دارند.
خلاقيت در اصلاح الگوي مصرف، طي طريق سريع پيشرفت و لذا نقطه آغازين تلاش براي تبديل آن به الگويي براي تمام فصول است. براي كشوري در حال توسعه همچون جمهوري اسلامي ايران كه افق 1404 آن نزديك است، پويايي و حركت به سمت كمال، رمز رسيدن است. رسيدن به خودكفايي و صعود پله‌هاي ترقي كه بدون اصلاح الگوي مصرف و جا افتادن فرهنگ آن در جامعه قياس مع‌الفارق است.
ج) بررسي نقش آموزه‌هاي ديني در اصلاح الگوي مصرف
ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت، ساماندهي ظرفيت‌ها و امكانات بي‌پايان كشوري است كه مي‌خواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونه‌اي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي كند.
ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و نظارت در سرمايه‌ها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست كه در آياتي از جمله در داستان حضرت يوسفع، بدان اشاره شده است؛ بنابراين لازم است با تهيه قوانين و به‌كارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش مديريت (بخصوص مديريت دولتي) جلوگيري شود كه اين خود يكي از منابع مهم افزايش ثروت و سرمايه ملي براي دستيابي به شكوفايي و پيشرفت اقتصادي است.
خداوند بصراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالكيت و حكومت انسان بر زمين و بهره‌مندي وي ازانواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با بهره‌گيري درست و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير كمال و تعالي گام بردارد و سپاس و شكر عملي و حقيقي را به اين شكل ابراز و اظهار كند. در ضمن از آنجا كه هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يك از بخش‌هاي مربوط به توليد، مبادله و مصرف در رشد و شكوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مساله تبيين بهترين و كامل‌ترين روش در بخش‌هاي مذكور مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است.
دكتر فريبرز درجزي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:52 PM - روز پنج شنبه 15 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  مصرف‌گرايي نابجا و گرايش به اشرافيت و تجمل،فرهنگ انقلاب اسلامي را همچون موريانه از درون مي‌خورد و نابود مي‌سازد. ملتي كه عادت به مصرف زياد دارد و اهل توليد نيست، ناخواسته جاده‌ صاف‌كن دشمنان كشور خواهد شد.

«اصلاح الگوي مصرف» شعاري است كه در طليعة سال 1388 از جانب مقام معظم رهبري به عنوان شعار سال انتخاب گرديده است. انتخاب اين شعار حكايت از آن دارد كه به دلايل بسياري ريشه بسياري از مصيبت‌هاي كشور در حال حاضر در مصرف‌گرايي بي‌حد و حصر اقشاري از جامعه به‌ويژه مديران و متمكنين و ثروتمدان جامعه است.
مصرف‌گرايي نابجا و گرايش به اشرافيت و تجمل عملي است شيطاني و اعتقاد اسلامي ملت و فرهنگ انقلاب اسلامي را همچون موريانه از درون مي‌خورد و نابود مي‌سازد. ملتي كه عادت به مصرف زياد دارد و اهل توليد نيست، ناخواسته جاده‌ صاف‌كن دشمنان كشور خواهد شد. چرا كه مصرف‌گرايي با خود فرهنگي را حمل مي‌كند كه اين فرهنگ ضد عزت و شرافت و مقاومت و كرامت انساني است. مصرف‌گرايي بي‌حد و حصر انسان را زبون و پست مي‌كند.
غربي‌ها و در رأس آن آمريكا از روحيه رفاه‌طلبي و اشرافيت كه در ايران در حال نضج گرفتن است عميقاً شادمانند، چون بر ملتي كه روحيه مصرف‌گرايي دارد به آساني مي‌توان تسلط يافت. تحريم‌ها ملت‌هاي مصرف‌گرا را مي‌ترساند نه ملت‌هايي را كه داراي انضباط مالي و اقتصادي هستند و قناعت را نه به عنوان يك شعار اخلاقي بلكه به عنوان يك شعار انقلابي سرلوحه رفتار خويش قرارداده‌اند.
طرح «اصلاح الگوي مصرف» بسيار هوشمندانه انتخاب شده است و اميد است تمام دستگاه‌هاي فكري و اجرايي كشور و نخبگان و همه مردم هم در تعيين راهكارها و هم در ايجاد فرهنگ قناعت بكوشند. در ميان دستگاه‌هاي فرهنگي، صدا و سيما به دليل مخاطب چند ميليوني خود مي‌تواند با روش‌هاي علمي افكار عمومي را از طريق قالب‌هاي گوناگون هنري و ساختاري خويش تحت تعليم جدي قرار دهد. برنامه‌هايي نظير برنامه خانواده كه مخاطب آن خانم‌هاي كشور هستند از طريق آموزش اقتصاد خانواده كه غالباً‌ در اختيار زنان كشور است مي‌تواند نقشي مهم ايفا نمايد. برنامه‌هاي كودك مي‌تواند از طريق كودكان، بزرگسالان را تحت فشار و كنترل قرار دهد كه همه چيز به اندازه مصرف شود. شعار اصلاح الگوي مصرف نه معناي رياضت دارد و نه گدا صفتي، بلكه به معناي مصرف بجا و عاقلانه است.
به طور قطع همان طور كه در مقاله حاضر هم ملاحظه خواهيد كرد ريشه اسراف و روح فرهنگ اسراف را ابتدا در رفتار زمامداران و مديران كشور بايد اصلاح كرد چنانچه مسئولين از انضباط اقتصادي و مالي برخوردار نشوند، صدها برنامه صداو سيما آب در هاون كوبيدن است. مقاله حاضر برمبناي آثار مقام معظم رهبري در بيست سال گذشته و كليه آثار بزرگاني همچون امام، علامه طباطبايي، استاد مطهري و آيت الله جوادي آملي تلاش كرده تا اندازه‌اي اهميت «اصلاح الگوي مصرف» را به عنوان يك فريضه ديني و انقلابي توضيح دهد.

پيام نوروزي مقام معظم رهبري(مدظله‌العالي) در سال 1388
ما در زمينه‏ى مصرف، در زمينه‏ى هزينه كردن منابع مالى كشور كه به وسيله‏ى خود ما و به وسيله‏ى همه‏ى برادران هم‏ميهن ما و به وسيله‏ى مسئولين كشور با زحمت زياد به وجود مى‏آيد، دچار نوعى بى‏توجهى هستيم، كه بايستى اين را تبديل كنيم به يك توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستيم، ما دچار ولخرجى و ولنگارى در مصرف هستيم؛ بسيارى از منابع كشور، شايد بشود گفت بخش مهمى از منابع كشور در همه‏ى زمينه‏ها- چه در زمينه‏ى مسائل شخصى، و چه تا حدودى در زمينه‏هاى عمومى- صرف اسراف‌ها و زياده‏روى‏هاى ما در مصرف مي‌شود. ما بايستى مصرف كردن را مدبرانه و عاقلانه مديريت كنيم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلكه از نظر همه‏ى عقلاى عالم، چيزى است كه بايد تحت كنترل عقل قرار بگيرد. با هوى‏ و هوس، با خواهش دل و آنچه كه نفس انسان از انسان مطالبه مي‌كند، نمي‌شود مصرف را مديريت كرد. كار به جائى مي‌رسد كه منابع كشور به هدر مي‌رود، شكاف بين فقرا و اغنياء زياد مي‌شود، عده‏اى در حسرت اوّليات زندگى مي‌مانند و عده‏اى با ولخرجى و ولنگارى در مصرف، منابع را هرز و به هدر ميدهند.ما بايستى الگوى مصرف را اصلاح كنيم. ما بايستى به سمت اصلاح الگوى مصرف حركت كنيم. مسئولين كشور در درجه‏ى اول- چه قوه‏ى مقننه، چه قوه‏ى مجريه، و چه ساير مسئولين كشور؛ قوه‏ى قضائيه و غير آنها- و اشخاص و شخصيت‌ها در رتبه‏هاى مختلف اجتماعى، و آحاد مردم ما از فقير و غنى، بايستى به اين اصل توجه كنند كه بايد الگوى مصرف را اصلاح كنند. اينجور مصرف كردن در همه‏ى زمينه‏ها- در امور ضرورى زندگى، در زيادى‏هاى زندگى- مصرف كردن بى‏رويّه و بدون منطق و بدون تدبير عقلانى، به ضرر كشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. من از عموم مردم و بخصوص از مسئولين درخواست مي‌كنم، خواهش مي‌كنم كه در اين زمينه فعاليت خودشان را در اين سال زياد كنند، افزايش بدهند و براى اصلاح الگوى مصرف برنامه‏ريزى كنند. لذا من اين سال را، سال «حركت مردم و مسئولين به سوى اصلاح الگوى مصرف» ميدانم و اميدوارم كه اين عنوان- كه «اصلاح الگوى مصرف» است- براى همه‏ى ما دستورالعمل باشد و همه‏ى ما بتوانيم برطبق اين شعار مهم و حياتى و اساسى براى كشور عمل كنيم و از منابع كشورمان به بهترين وجهى استفاده نمائيم.

الف) مفاهيم

1. مفهوم تبذير
تضيع مال به هر شكل و به هر صورت، به صورت دورريختن، به صورت بيش از حد نياز مصرف كردن، به صورت صرف در اشياء لوكس و تجمل‌‌هاي فاسد كننده در زبان اسلام به «اسراف» و «تبذير» تعبير شده است.(مجموعه آثار، ج2، ص 245)
علامه طباطبايي در الميزان جلد13، صفحه 111 از قول صاحب مجمع‌البيان آورده: «تبذير به معناي پاشيدن با اسراف است و در واقع از بذرافشاني گرفته شده است، منتهي فرقي كه با آن دارد اين است كه افشاندن در آنها به منظور افساد و به همين جهت در هر جا كه به منظور اصلاح باشد «تبذير» گفته نمي‌شود، هرچند كه زياد باشد.»

2. مفهوم شكر نعمت
شكر نعمت يعنى چه؟ معناى شكر نعمت اين است كه شما آن نعمتى را كه خدا داده، اول بشناسيد؛ بعد آن را در جاى شايسته‌ى خود- كه خدا برحسب حكمت خود معين كرده- مصرف كنيد. (27/6/1370)

شكر همان مفهوم الگوي صحيح مصرف
خداى متعال نعمت‌هايي به ملت و كشور ما بخشيده است. كسى كه بايد اين نعمت را در جاى خود مصرف كند- كه معناى شكر نعمت هم اين است- كيست؟ مديران و برنامه‌ريزان- از بالا تا پايين- هستند. (12/2/1380)

3. مفهوم قناعت

مفهوم قناعت
منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهره‌مند نشويد. مقصود اين است كه حد و اندازه نگه داريد؛ زياده‌روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‌كنند.(4/1/1372)

4. مفهوم صرفه‌جويي
صرفه‌جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‌گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‌روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه‌ى اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه‌ى تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‌جويى صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‌گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‌روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‌اى بخواهد قناعت و صرفه‌جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجه باشد كه در شكل كلى به عدالت اجتماعى و مسأله‌ى عدالت پرداخته شود.(1/1/1376)

5. الگوي مصرف يعني انضباط اقتصادي و مالي
انضباط اقتصادى و مالى يعنى مقابله با ريخت و پاش، زياده روى و اسراف. ريخت و پاش مالى و زياده روى در خرج كردن و زياده روى در مصرف، به هيچ وجه صفت خوبى نيست. نه اسمش جود و سخاست و نه كرم و بزرگ منشى است. فقط اسمش «بى‌انضباطى اقتصادى و مالى» است. كسانى كه بى‌خود خرج مى‌كنند؛ زيادى خرج مى‌كنند و زيادى براى خودشان مصرف مى‌كنند و رعايت موجودى جامعه را از لحاظ امكانات اقتصادى نمى‌كنند، انسانهايى هستند كه از نظر من بى‌انضباط از لحاظ امكانات اقتصادى و مالى هستند. اگر چنين وضعيتى ادامه پيدا كند، اين ملت كارش مشكل خواهد شد. به كسانى كه بى‌خود خرج مى‌كنند، اگر بگوييم شما چرا اين قدر خرج كرديد و چرا اين ميهمانى بى‌خود و بى‌جهت را با اين همه ريخت و پاش ترتيب داديد؟ مى‌گويند داريم و مى‌كنيم! آيا اين دليل كافى است كه دارم و مى‌توانم خرج كنم؟ نه؛ اين دليل به هيچ وجه دليل قانع كننده‌اى نيست. بايد به قدر نياز و حاجت، خرج و مصرف كرد. بخصوص كسانى كه اموال عمومى را مصرف مى‌كنند. آنها هم مانند كسانى كه اموال خودشان را بى‌حساب و كتاب خرج مى‌كنند، مخاطب اين مطلبند و نبايد زيادى مصرف كنند.بعضى افراد، پولدارند و درآمدى ان‌شاءالله از راه حلال دارند - آنها كه از راه حرام كسب درآمد كنند كه وضعشان بدتر است - اينها هم اگر در خرج كردن و وضع زندگى و تجملات بيهوده و بى‌جا و اعيان منشى، ريخت و پاش و اسراف كنند، بى‌انضباطى مالى و اقتصادى انجام داده‌اند. اين كارها اسمش ريخت‌وپاش است و ريخت‌وپاش امرى نكوهيده و ناپسند است. اين كارها زندگى ديگران را از لحاظ روانى مختل مى‌كند. شما مثلا مبالغ زيادى مواد خوراكى در فلان مهمانى معمولى مصرف مى‌كنيد؛ در حالى كه لازم نيست و در كنار شما و در همسايگى شما در يك محل دورتر، ولو در اقصى نقاط كشور، كسانى به اين مواد غذايى براى ادامه‌ى زندگى خود و فرزندان و عزيزانشان نياز مبرم دارند. آيا اين كار در چنين شرايط كار درستى است؟ پس در اموال شخصى و مالى كه از راه حلال هم به دست آمده باشد، ريخت‌وپاش غلط و خلاف انضباط است. كسانى كه اموال دولتى را مصرف مى‌كنند، ديگر بيشتر. من از مسؤولين امور مى‌خواهم جدا در زمينه‌ى مصرف اموال عمومى، در جاهايى كه اولويت ندارد - ولو ممكن است مورد نياز هم باشد، اما نياز درجه‌ى يك نيست - خوددارى كنند. آن جايى كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بى‌اولويت، خوددارى كنيد. آن جايى كه نياز نيست و حاجت نيست، حتما مصرف نشود. آن جايى كه حاجت هست، اما حاجت بالاترى نيز هست آن‌جا هم مصرف نشود و اين امكان مالى در حاجت برتر و بالاتر مصرف گردد.( 1/1/1374)

6. تجمل‌گرايي نقطه مقابل سازندگي
زهد، يعنى بى‌اعتنايى به دنيا. بى‌اعتنايى به دنيا به معنى بى‌اعتنايى به تلاش دنيا نيست. چه كسى از اميرالمؤمنين عليه‌السلام در دنيا پر تلاش‌تر بود؟ چه كسى بيشتر از اميرالمؤمنين عليه‌السلام، از قدرت بازو، قدم، مغز، جسم، روح، مال و همه‌ى نيروهاى خود براى ساختن يك دنياى خوب استفاده كرده است؟ اشتباه نكنيم! بى‌رغبتى به دنيا، به معناى پشت كردن به تلاش، سازندگى، مبارزه و ساختن جهان به شكل مطلوب نيست. آن زحمتها را بايد كشيد. كسى كه بى‌رغبت به دنياست، زاهد است؛ يعنى همه‌ى آن زحمتها را مى‌كشد، مجاهده مى‌كند، مبارزه مى‌كند، خود را در ميدانهاى مبارزه حتى به خطر هم مى‌اندازد، تا پاى جان هم پيش مى‌رود، بازوى او، پاى او، مغز او، جسم او، روح او و دارايى او هم - اگر دارد - در راه ساختن دنياى خوب مصرف مى‌شود؛ منتها وقتى نوبت برداشت شخصى از خزانه‌ى دنيا مى‌رسد، كم برمى‌دارد. اين، معناى زهد است. پاى شخص او وقتى به ميان آمد و زندگى شخصى او وقتى مطرح شد، حظ خود را از لذايذ مادى كم مى‌كند. اين هم كه كم مى‌كند نه از اين بابت كه مى‌خواهد غرايز مادى را سركوب كند؛ نه. در همان حدى كه طبيعت انسان است، به‌طور معمول لذات و زيباييهاى زندگى را هم مورد استفاده قرار مى‌دهد؛ اما نه با ولع و نه مثل يك انسان حريص. از باب مثال، دو نفر بر سر سفره‌اى مى‌نشينند. يكى مى‌خواهد خود را سير كند و بلند شود. لذا هر چه دم دستش باشد مى‌خورد. نان بود يا خورش، فرقى نمى‌كند. مقصود اين است كه سد جوع كند؛ چون سد جوع لازم است. اما هدف نفر دوم، سد جوع نيست. نه اين‌كه نمى‌خواهد سد جوع كند. مى‌خواهد سد جوع كند؛ اما خواهان تنوع و تلذذ هم هست. دست مى‌اندازد به آن طرف سفره، دست مى‌اندازد جلو ديگران و ظروف غذا را جلو خودش مى‌كشد تا از همه نوع غذا به بهترين كيفيت و بيشتر از همه، استفاده كند. اين، همان است كه مذموم است. و اما، برداشت كم از دنيا و در مقابل، تلاش زياد، نقطه‌ مهم در زندگى اميرالمؤمنين عليه‌السلام است. خود او زاهد بود. به ديگران زهد را مى‌آموخت و امر مى‌كرد و خود از همه زاهدتر بود.(17/10/1371)

7. رفاه مستلزم اسراف نيست
رفاه مادى، به معناى ترويج روحيه‌ى مصرف‌گرايى نيست - كه خود، يكى از سوغاتهاى شوم فرهنگ غرب است - بلكه بدين معنى است كه كشور از نظر آبادى و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبيعى، تأمين سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادى و رواج توليد و تجارت، با تكيه بر استعدادهاى ذاتى نيروهاى انسانى خودى، به حد قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقيق و تجربه همگانى شود و نشانه‌هاى فقر و عقب‌افتادگى رخت بربندد. (23/4/1368)

8. مصرف به اندازه
من بخصوص توصيه مى‌كنم كه مردم از اسراف، چه در ايام عيد و چه در طول سال آينده و به ويژه در مراسمى كه معمولا در آنها دچار اسراف مى‌شوند، خوددارى كنند. مصرف بى‌رويه و زياد، قاعدتا از سوى قشرهاى مرفه انجام مى‌گيرد؛ چون قشرهاى ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفى كه از سوى يك قشر انجام مى‌گيرد، به زيان كشور است. يعنى هم زيان اقتصادى، هم زيان اجتماعى و هم زيان روانى و اخلاقى دارد. من مكرر عرض كرده‌ام، باز هم مى‌گويم و خواهش مى‌كنم كه مصرف‌گرايى را رها كنند. مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حداسراف و زياده روى. اين اندازه در هر زمانى متفاوت است. امروز بسيارى از قشرهاى مردم و خانواده‌ها دچار مشكل و زحمتند و هنوز اثرات و ثمرات بازسازى كشور، خودش را به‌طور كامل نشان نداده و خيرات و بركاتش به همه نرسيده است. اندازه عبارت است از اين‌كه انسان خودش را هر چه مى‌تواند به اين قشرها نزديك كند. مسؤولين عزيز كشور، اعم از دولتى و قضايى و سايرين، بخصوص بايد اين اصل را بيش از ديگران رعايت كنند.(1/1/1371)

9. نقد مفهوم توسعه
اگر كسي، توسعه مطلوب را به رفاه‌طلبي و اسراف و اتراف تفسير كند، سرمايه‌داري غرب را اسوة توسعه اقتصادي قرار مي‌دهد، حال آن كه اين تفسير، باطل و ناصواب است و آنچه كه اسوه و الگوست، نظام عقلاني است كه اسلام آن را ترويج كرده است كه انسان در توليد بر محور عقل فعاليت كند و در محور مصرف نيز بر محور عقل مصرف كند.(انتظار بشر از دين، ص221)

ب) فضيلت قناعت و رذيلت اسراف

1. قناعت فضيلتي مهم
يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينه‌ها دچار مصيبت هستيم، به‌خاطر اين است كه اين اخلاق حسنه‌ى مهم اسلامى را فراموش كرده‌ايم.(11/09/1383)

2. فرهنگ انقلاب اسلامي فرهنگ قناعت
در دوران اول انقلاب، شما ناگهان ديديد كه مردم ما در ظرف مدت كوتاهى، تغييرات اساسى در خلقيات خودشان احساس كردند: گذشت در بين مردم زياد شد؛ آز و طمع كم شد؛ همكارى زياد شد؛ گرايش به دين زياد شد؛ اسراف كم شد؛ قناعت زياد شد -فرهنگ اينهاست؛ فرهنگ اسلامى اينهاست.(21/05/1371)

3. قناعت سرافرازانه
بنده ملت ايران را به «رياضت» دعوت نمى‌كنم. بحمدالله ما احتياجى به اين نداريم كه ملت خودمان را به رياضت، دعوت كنيم. فضاى غم‌آلود رياضت، از زندگى اين مردم دور باد! من مردم را به «قناعت» دعوت مى‌كنم؛ قناعت سرافرازانه، قناعت انسان عاقل و خردمندى كه مى‌داند آينده‌ى خود را با قناعت تأمين مى‌كند و زندگى و روال اقتصادى كشور را تسهيل و به مسؤولين كمك مى‌كند كه بتوانند تدابير صحيح را در كار اداره‌ى مملكت اعمال كنند.(1/01/1377)

4. قناعت فريضه اجتماعي
اگر واقعا وضع اقتصادى ملتى آشفته است، بايد چه كار كند؟ بايستى به خودش سختى بدهد. آنها براى اين‌كه مبادا تبليغاتشان موجب شود كسانى به فكر بيفتند كه به خودشان سختى دهند و اگر مشكلى هم در كار اقتصادى هست، از بين برود، تبليغات مى‌كنند كه «در ايران، فلان كسان مى‌خواهند مردم را به رياضت اقتصادى دعوت كنند!» به قول معروف، پيش مى‌افتند كه پس نيفتند! يعنى حرفى مى‌زنند كه كسى در اين مملكت جرأت نداشته باشد مردم را به قناعت دعوت كند كه مبادا بگويند «رياضت اقتصادى»!(1/1/1377)

5. اسراف لجنزار است
اسراف، يك لجنزار است. ريخت‌وپاش مالى، يك وسوسه‌ى شيطانى است. وقتى كه شما به بركت هدايت الهى، على‌رغم سنگ‌اندازيهاى دشمنان، مثل يك موجود فعال، بانشاط و جوان، سرپا قرار گرفته‌ايد تا بتوانيد زندگى را نو كنيد و از منابع عظيم ثروت در اين كشور استفاده كنيد، آن‌جا شما بايد ببينيد چه چيزى اندك ضررى مى‌زند؛ ديگر آن را انجام ندهيد. اسراف، پرداختن به مصارف زيادى و طمعكارى بعضى از قشرها در به دست آوردن درآمدهاى نادرست و ناسالم، از اين قبيل است. اينها نبايد باشد.(3/1/1374)

6. مسرفين، برادران شيطانند
جملة «ان المبذرين كانوا اخوان الشيطان» تعليلي است بر نهي از تبذير، و معنايش اين است كه اسراف مكن زيرا كه اگر اسراف كني از مبذرين- كه برادران شيطانند- خواهي شد. و گويا وجه برادري مبذرين و اسراف كنندگان با شيطان‌ها اين باشد كه اسراف‌كاران و شيطان از نظر سنخيت و ملازمت مانند دو برادر مهربان هستند كه هميشه باهمند، و ريشه و اصلشان هم يك پدر و مادر است همچنان كه آية شريفة «و قيصنا لهم قرناء»، و آية «احضروا الذين ظلموا و ازواجهم» (كه مقصود از ازواج در اينجا همان قرناء در آيه قبلي است) و آية «و اخوانهم يمدونهم في الغي ثم لايقصرون» همين معنا را مي‌رساند. و از همينجا معلوم مي‌شود كه تفسير آن مفسر كه آيه را به قرين و دوستان شيطان‌ها، تفسير كرده بهتر است از تفسيري كه ديگري به معناي اتباع و پيروان شيطان گرفته است.
و مراد از كلمة شيطان در جملة «و كان الشيطان لربه كفوراً» همان ابليس است كه پدر شيطان‌ها است، و شيطان‌ها ذريه و قوم و قبيلة او هستند، بنابراين، لام «شيطان» لام عهد ذهني است و همچنين مي‌شود لام را لام جنس بگيريم كه مراد از شيطان، جنس شيطان باشد و به هر حال كفر ورزيدن شيطان نسبت به پرودگار خود از اين جهت است كه او نعمت‌هاي خدا را كفران نموده و آنچه از قوه و قدرت و ابزار بندگي از جانب خدا به او داده شده، همه را در راه اغواء و فريب بندگان خدا و وادار كردن آنان به نافرماني و دعوتشان به خطاكاري و كفران نعمت مصرف مي‌كند.
و از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه چرا اول شيطان را به صيغه جمع (شياطين) و بعداً به صيغه مفرد (شيطان) آورد، آية كريمه ابتدا خواسته بفهماند كه هر اسراف كننده‌اي برادر شيطان خويش است، پس همة اسراف‌كاران برادران شيطانهايند.(الميزان، ج13، ص112)

7. اسراف بيماري اجتماعي
اسراف يك بيماري اجتماعي است.(18/8/1385)


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:48 PM - روز پنج شنبه 15 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  در اين دنياي غربي، در دنياي قشنگ هاكسلي، در دهكده جهاني مك لوهان، در لبه آخرالزماني هايدگر، «مانكن»، اين پيامبر عصر جديد، ما را به سوي خويش مي خواند. در عصر كلونينگ و انسان هاي شبيه سازي شده، رويداد «همه مانكني» بدلي از شبيه سازي انساني در مقياس توليد انبوه است.


آغاز كاپيتاليسم
اتشار كتاب «بررسي درباره ماهيت و علل ثروت ملل» در سال 1776 ميلادي توسط آدام اسميت، آغازي بر پيدايش اقتصاد كاپيتاليستي در جهان بود. «ثروت ملل» اسميت تلاش جامعي در تحليل كاركرد يك اقتصاد سرمايه¬داري و نمادي از برخورد با پرسش¬هاي مربوط به ارزش و توزيع بود و در واقع يك مكتب متمايز اقتصاد سياسي كلاسيك را پايه¬گذاري نمود. آدام اسميت در اين كتاب، مرزهاي اقتصاد را آن قدر گسترش داد تا حوزه¬هاي ديگر مانند علوم سياسي و حتي انسان¬شناسي را نيز در بر گرفت.
اسميت اگرچه يك بدگماني عميق درباره رفتار بازرگانان و قانونگذاران داشت و وظيفه دولت را تامين آن دسته از خدمات اجتماعي مي-دانست كه بخش خصوصي قادر يا مايل به انجام آن نيست اما او يك مدافع اقتصاد آزاد، تجارت آزاد و تحرك آزاد نيروي انساني و كالاها – نظريه مزيت نسبي و آزادي عملكرد بازار- بود.

انقلاب صنعتي، كاپيتاليسم و ظهور امپرياليسم
انديشه اقتصادي اسميت همزمان با وقوع انقلاب صنعتي در نيم قرن پس از 1780 ميلادي به شدت مورد توجه قرار گرفت و به زودي تجارت آزاد و انقلاب صنعتي به دو ركن اساسي دنياي جديد مبدل شد. اولين كشوري كه شديدا تحت تاثير انقلاب صنعتي قرار گرفت انگلستان بود و به همين دليل انگلستان كه در نيمه اول قرن نوزدهم بدل به «كارگاه تمام جهان» شده بود، اولين دولتي بود كه با نسخ «قوانين غله» در 1846 ميلادي موجد جنبشي از براي تجارت آزاد گرديد. فرانسه نيز در 1860 ميلادي سياست تجارت آزاد را اتخاد نمود و ساير دول اروپايي نيز به زودي از اين رويه پيروي كردند.
گسترش انقلاب صنعتي و تجارت آزاد به اقصي نقاط اروپا، آمريكا و ژاپن كه به تازگي به خيل دول صنعتي پيوسته بود نياز روزافزون به بازار جهاني، مواد خام ارزان و فراوان و سرمايه گذاري بين المللي را موجب شد. چنين بود كه امپريالسيم اروپايي (من جمله امپرياليسم ايالات متحده و ژاپن) اولين مرحله از اشاعه يك تمدن صنعتي و علمي بود كه از حوزه داخلي اروپا سرچشمه گرفت.
تقسيم بخش اعظم كره زمين ميان دول صنعتي در حدود 20 سال، از حدود سال¬هاي 1880 تا 1900 ميلادي و استعمار و چپاول منابع آسيا و آفريقا در طي اين سالها و دهه هاي بعد نتيجه بلافصل انقلاب صنعتي، تجارت بين¬المللي و امپرياليسم اقتصادي بود. در واقع ولع پيش ار حد دول مدرن در بلعيدن نقاط جهان بود كه منجر به بروز جنگ¬هاي جهاني اول و دوم گشت.

طغيان آسيايي و افول امپرياليسم كلاسيك
رنجش ملل جهان از امپرياليسم و استعمار دول صنعتي بود كه طغيان ملل آسيايي را در دهه¬هاي بعد از 1900 ميلادي سبب شد. انقلاب مشروطه در 1906 ميلادي به رهبري روحانيت و روشنفكران در ايران، نهضت جوانان ترك در 1908 ميلادي به رهبري كمال آتاتورك در تركيه، انقلاب چين پس از 1911 ميلادي به رهبري سون يات سن در چين و نهضت ملي هند پس از 1919 ميلادي به رهبري ماهاتما گاندي و جواهر نعل نهرو در هندوستان و ... در پس اين طغيان بود.
وقوع جنگ جهاني اول در 1914 ميلادي و در پي آن كساد عظيم اقتصاد آمريكا و جهان در 1929 ميلادي و نهايتا جنگ جهاني دوم در 1939 شايد فرصتي بود تا برخي ديگر از ملل ستم ديده جهان از زنجير استعمار، خود را برهانند.
با گسترش آگاهي جمعي در ميان ملل جهان و ضعف كوتاه مدت دول استعماري پس از وقوع دو جنگ جهاني، امپرياليسم كلاسيك كه در قالب تصرف سرزميني و چپاول مستقيم منابع و ثروت ملل نمود مي يافت، دچار افول گشت و ملل زيادي علم استقلال برداشتند و خود را از يوق استعمار خارج ساختند.

توسعه اقتصادي، چرخه سرمايه داري و مصرف انبوه
در دهه¬هاي پس از جنگ دوم و هم¬زمان با رشد اقتصادي كشورهاي صنعتي، كشورهاي ديگر نيز با اتخاد سياست¬هاي اقتصادي و كم كردن دخالت كشورهاي صنعتي به تدريج اقتصاد خود را شكوفا و در مواردي خود را به عنوان رقيب دول صنعتي مطرح ساختند. ظهور قطب¬هاي صنعتي در آسياي جنوب شرقي، چين و آمريكاي جنوبي در كنار تلاش ساير ملل در جهت رشد و توسعه اقتصادي، توليد و عرضه محصولات صنعتي را در مقياس انبوه در جهان به دنبال داشت. با شتاب گرفتن توليد با روش¬هاي نوين صنعتي و عرضه انبوه، چرخه سرمايه¬داري با مسئله جديدي به نام نياز به مصرف انبوه مواجه گشت.

ظهور امپرياليسم فرهنگي
مسئله نياز به مصرف انبوه در چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه در عصر جهاني شدن اقتصاد و افول امپرياليسم كلاسيك، پاسخي به صورت ضرورت توجه به اقتصاد فرهنگي به عنوان بديل اقتصاد سياسي و امپرياليسم فرهنگي به عنوان جايگزين امپرياليسم كلاسيك يافت.
از يك¬سو در دنياي جديد با طرح آرمان¬شهر بيكني و تولد انسان مدرن خودبنياد كه خويشتن خود را جدا از آموزه¬هاي اجتماعي دين و اخلاق مي¬ديد، كسب رفاه و لذت جسماني در مركز توجه قرار گرفته بود. اومانيسم دكارتي نيز كم¬كم معطوف به اومانيسم جسمي و جنسي گرديد. از سوي ديگر در دنياي استعمارزده ديروز، توسعه و ترويج مدرنيسم منجر به پرورش نسلي از انسان¬هاي برزخي گرديد كه علقه¬هاي سنتي خود را همراه آرزو و اميدهاي زميني به دوش مي¬كشيدند؛ انسان¬هايي كه در دل هواي شرقي و در سر آرزوي غربي داشتند.
امپرياليسم فرهنگي با انتشار اتمسفر جسماني به زودي بستر سرزميني خود را در درون انسان برزخي قرار داد و با تبليغ زندگي در آرمان¬شهر بيكني و اومانيسم جنسي چرخه ناقص سرمايه¬داري فزون خواه را تكميل نمود.

«سبك زندگي» به مثابه مكمل چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه
تعريف «سبك زندگي» در آرمان¬شهر جديد و دهكده جهاني ماحصل پشتكار سرمايه¬داري فزون خواه در فرايند امپرياليسم فرهنگي بود. زندگي در «شهر جديد»، «شهر مدرن» و «شهر بي خدا» سبكي متفاوت از گذشته مي¬طلبيد. انسان جديد، موجود لذت¬جويي بود كه خواست و نياز روزمره خود را طلب مي¬كرد و براي فرار از روزمرگي نياز به سبك¬هاي جديدتر زندگي داشت.
اين گونه بود كه چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه با شكل¬گيري «سبك زندگي» تكميل شد:
1. سرمايه
2. توليد
3. توزيع
4. سبك زندگي جديد
5. مصرف
6. بازگشت سرمايه + سود
7. بازگشت به مرحله 1
در چرخه سرمايه¬داري تكامل¬يافته، آنچه ناپيداست خالي شدن جيب مصرف¬كننده جهت هم¬گام شدن با «سبك زندگي» جديد است.

مانكن به عنوان نماد «سبك زندگي» جديد
با تبليغ سبك جديدتر، سبك جديد كهنه مي¬گردد و با ظهور سبك جديد جديد، سبك جديدتر «دمده» مي شود و ... حركت از سبك جديد به جديدتر و جديدتر به جديد جديد و ... نياز به يك محرك دارد و اين محرك همان مانكن است. «مانكن» همان «انسان كامل» در آرمان¬شهر بيكني است كه موظف است تا انسان جديد را در شهر جديد راهبر باشد. «مانكن» همان موجود بهشتي است كه انسان مدرن را به سوي خويش مي خواند؛ به سوي يك زندگي سرشار از لذت و رفاه در عصر جسم فربه شده و به سوي يك «بهشت زميني».
«مانكن» حاصل عمر «دكارت» بزرگ، پري شهر¬هاي «بيكن» و دست¬پرورده سرمايه¬داري تكامل¬يافته «اسميت» است.

وسوسه مانكن شدن
انسان مدرن در دهكده جهاني، در عصر ارتباطات و اطلاعات و در «دنياي قشنگ جديد» موجودي است دغدغه مند! و اين دغدغه چيزي نيست جز وسوسه مانكن شدن!
وسوسه مانكن شدن ما را به سوي خويش مي¬خواند! به سوي تبديل شدن به يك «سوپرانسان» نيچه¬اي، يك «سوپرمرد» يا يك «سوپرزن»، به سوي زندگي در يك بهشت زميني و فرو رفتن در يك زندگي سرشار از خوشي!
«سوپرانسان» در حالي كه تازه ترين لباس خود را پوشيده است در ميان دود و تابش نورهاي رنگارنگ رخ مي نمايد. دندان هاي سفيد و بلورين با اندامي متناسب در قواره¬اي نو تازه¬ترين سبك زندگي را به نمايش مي¬گذارد. در حالي كه صداي بم او در ميان هلهله جمعيت گم مي¬شود حركات او توسط آخرين تكنيك¬هاي تصويري بر روي نمايش¬گرهاي بزرگ در داخل و خارج سالن به تصوير كشيده مي¬شود. سرخوشي و سرمستي او روح تازه¬اي به هزاران جوان و نوجوان حاضر مي¬دهد تا دغدغه¬هاي اندوهناك زندگي به فراموشي سپرده شود. ده¬ها هزار جمعيت حاضر و ميليون¬ها تماشاچي تلويزيوني با چشم¬هاي هيجان¬زده محو حركات و جلوه¬گري اين موجود بهشتي هستند تا شايد در دنيايي كودكانه، خود را در شمايل او ببينند.
در اين دنياي غربي، در دنياي قشنگ هاكسلي، در دهكده جهاني مك لوهان، در لبه آخرالزماني هايدگر، «مانكن»، اين پيامبر عصر جديد، ما را به سوي خويش مي¬خواند. در عصر كلونينگ و انسان¬هاي شبيه¬سازي شده، رويداد «همه¬مانكني» بدلي از شبيه¬سازي انساني در مقياس توليد انبوه است.

نويسنده: سيد امير حسن دهقاني
منبع: هفته نامه پنجره


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:47 PM - روز پنج شنبه 15 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  يكي از مشكلات اساسي كشور تورم حاكم بر آن است، تورمي كه سالهاست اقتصاد كشور را رنج مي دهد ،دلايل متعددي براي اين معضل بيان شده اما يكي از مهم ترين آنها وجود حجم زياد نقدينگي است.

به گزارش خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا»، رشد نقدينگي هميشه يكي از معضلات دولت‌ها در ادوار مختلف بوده و اين موضوع در سال‌هاي اخير به خصوص چهار سال گذشته مشكلات زيادي را براي دولت و مردم ايجاد كرده كه از جمله مي‌توان به افزايش سريع و غيرمترقبه قيمت مسكن در سال‌هاي 85 و 86 اشاره كرد.

* افزايش پس‌انداز، راهكار كاهش نقدينگي

بر اساس پژوهشي كه محمدعلي رحمت‌نژاد تهراني در پايان‌نامه كارشناسي ارشد خود با عنوان «نگرشي به رفتار اقتصادي بانكداري بدون ربا» در دانشگاه تهران انجام داده، مهمترين راه مهار تورم در ايران، كنترل رشد نقدينگي شناخته شده است.
وي راهكار كاهش نقدينگي در جامعه را افزايش پس‌انداز در بانك‌ها مي‌داند و پيشنهاد مي‌دهد: گسترش فرهنگ پس‌انداز، افزايش نرخ سود بانكي تا سطح نرخ تورم يا كاهش نرخ تورم، ايجاد بانك‌هاي خصوصي جهت سپرده‌گذاري ، پوشش جغرافيايي مناسب شعب بانك‌ها، تنوع بخشيدن بر طيف خدمات بانكي، افزايش مهارت فردي و شغلي كاركنان بانك‌ها در ارائه خدمات از جمله راهكارهاي افزايش پس‌انداز در بانك‌ها است.
به گزارش فارس: نكته‌اي كه در اين زمينه ممكن است ناديده گرفته شود و در تعريف نقدينگي هم آمده سپرده‌هاي بانكي از قدرت نقدشوندگي بالايي برخوردار هستند، زماني كه سپرده‌گذاران احساس كنند سرمايه‌گذاري در يك بخش سود بيشتري از بانك نصيب آنها مي‌كند، سرمايه خود را به آن بخش منتقل مي‌كنند و در واقع اين راهكار را نمي‌توان به عنوان راهكار قطعي براي اين موضوع برگزيد.
بر اساس پژوهشي ديگر كه سيمين دخت نقوي كلجاهي در پايان‌نامه كارشناسي ارشد خود با عنوان «بررسي اثر تغييرات نقدينگي بر بخش صنعت در ايران» در دانشگاه تبريز انجام داده عنوان شده است: حجم نقدينگي تأثير محسوسي روي توليدات بخش صنعت و شاخص قيمت توليدات صنعتي دارد.
اين پژوهشگر پيشنهاد داده است: به دليل محسوس بودن اثر نقدينگي بر بخش صنعت توصيه مي‌شود بانك مركزي نظارت دقيقي بر نقدينگي داشته باشد.
به گزارش فارس، بانك مركزي چشم دولت در نظارت بر مسائل پولي كشور است و حساس‌ترين سازمان در بخش اقتصادي هر كشور به حساب مي آيد هر گونه تغيير در مديريت آن تاثيرات قابل ملاحظه‌اي در اقتصاد كشور مي‌گذارد.


* وجود100 هزار ميليارد تومان نقدينگي مازاد در كشور

براساس اين گزارش، محمد باقر صدري عضو انجمن اقتصاددانان ايران درباره رشد نقدينگي در كشور تاكيد مي‌كند: عدم نظارت دقيق بانك مركزي در سال‌هاي 85 و 86 موجب افزايش قابل ملاحظه نقدينگي از حدود 64 هزار ميليارد تومان در تير 84 به 168 هزار ميليارد تومان در سال 86، كه اين امر موجب بالا رفتن ناگهاني و زياد قيمت مسكن شد.
صدري با اشاره به نقدينگي 180 هزار ميليارد توماني در كشور مي‌افزايد: در كشور با توجه به ظرفيت‌هاي اقتصادي و احتساب نفت 140 دلاري حدود 100 هزار ميليارد تومان نقدينگي مازاد وجود دارد.
در همين رابطه جمشيد پژويان عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي در مورد نقدينگي موجود در جامعه اظهار مي‌دارد: رقم دقيقي در مورد حجم نقدينگي در كشور موجود نيست ولي اگر ميزان رشد حجم نقدينگي با رشد توليد ناخالص ملي متناسب باشد، قيمت‌ها افزايش نخواهند يافت.
وي مي‌افزايد: حجم نقدينگي بايد به شكلي باشد كه مردم بتوانند با آنچه كه در دست دارند كالا و خدمات را خريداري كنند و ميزان نقدينگي بيش از حد نباشد تا در نتيجه رقابت در خريد، قيمت‌ها بالا رود.
اين كارشناس اقتصادي با اشاره به دلايل افزايش نقدينگي در كشور اظهار مي‌دارد: دولت براي جبران كسري بودجه از بانك مركزي استقراض مي‌كند.


* متناسب بودن رشد نقدينگي با رشد واقعي اقتصاد

فرهاد خرمي عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي عامل افزايش تورم در كشور را اختلاف بين رشد نقدينگي و رشد توليد ناخالص ملي مي‌داند.
براساس نظر اين كارشناس اقتصادي وقتي رشد حجم نقدينگي در كشور بيشتر از رشد توليد ناخالص ملي باشد تورم افزايش مي‌يابد.
خرمي در مورد متوسط رشد نقدينگي در 30 سال گذشته تصريح مي‌كند: در 30 سال گذشته متوسط رشد ساليانه حجم نقدينگي در كشور 30 درصد بوده كه اگر با رشد واقعي اقتصاد (رشد توليد ناخالص ملي) مقايسه كنيم به اختلاف 25 درصدي پي خواهيم برد.
وي اضافه مي‌كند: اين اختلاف باعث ايجاد تورم در كشور مي‌شود و در 30 سال گذشته رشد تورم در كشور 25 درصد بوده است كه اين امر باعث كاهش ارزش پول رسمي كشور در مقايسه با ارزهاي ديگر شده ، به طوري كه دلار هفت توماني، الان حدود هزار تومان خريد و فروش مي‌شود.



* مشكل نقدينگي در كوتاه‌مدت حل نخواهد شد

اين گزارش حاكي‌ است: كسري بودجه دولت عامل اصلي استقراض دولت از بانك مركزي و افزايش نقدينگي در جامعه است، اما بايد ديد در اين راستا دولت چه راهكارهايي را براي مقابله با كسري بودجه بايد انجام دهد.
خرمي در مورد راهكار كاهش نقدينگي مي‌گويد: دولت بايد با كاهش هزينه‌ها و افزايش ماليات از كسري بودجه جلوگيري كند تا مجبور نباشد با استقراض از بانك مركزي، نقدينگي را افزايش دهد.
وي در خصوص عدم حل شدن مشكل كسري بودجه در طي ساليان گذشته مي‌گويد:‌ منافع سياسي در كوتاه‌مدت و منافع اقتصادي در بلندمدت به ثمر مي‌رسد، به همين دليل دولت‌ها براي جلب اعتماد مردم براي راي آوردن به دنبال منافع كوتاه‌مدت مي‌روند.
خرمي مي‌افزايد: افزايش نقدينگي براي جبران كسري بودجه به جهت پرداخت حقوق كاركنان از جمله اقدامات دولت‌ها براي جلب آراي عمومي است كه در درازمدت كشور را دچار مشكل خواهد كرد.
خرمي معتقد است كه كسري بودجه به دليل عدم تامين ماليات، استقراض داخلي و خارجي و افزايش هزينهَ‌هاي دولتي بوجود مي‌آيد و راهكار كوتاه‌مدت براي كسري بودجه وجود ندارد.

* قد كشيدن نقدينگي با تغذيه از كسري بودجه

براساس اين گزارش، آنچه كه از نظرات كارشناسان بر‌مي‌آيد اين است كه نقدينگي عامل اصلي افزايش تورم در كشور مي باشد كه آن هم به دليل كسري بودجه دولت حاصل مي‌شود و تا زماني كه در كشور مسائل سياسي، سياست‌هاي اقتصادي را تعيين كند و دولت‌ها براي جلب آراي عمومي و راي آوردن هزينه‌هاي جاري خود كه همان حقوق كاركنان است، افزايش دهند، نمَي‌توان اميدي به حل شدن معضل تورم، نقدينگي و كسري بودجه داشت.
اين گزارش حاكي است، سؤالي كه در اين زمينه ممكن است مطرح شود اين است كه دولت‌هاي كشور‌هاي صنعتي نيز مانند كشور ما مايل به جلب آراي عمومي هستند، ولي مشكل كسري بودجه و افزايش نقدينگي كمتر در اين كشورها مشاهده مي‌شود، دليل چيست؟
اين گزارش مي‌افزايد، در كشورهاي صنعتي به دليل برنامه‌ريزي دقيق و بودجه‌ريزي مناسب، از كسري بودجه جلوگيري مي‌شود و اگر با همه اين اقدامات باز دولت دچار كسري بودجه شد به دليل استقلال بانك مركزي از دولت هرگونه افزايش نقدينگي بايد تحت نظر پارلمان باشد و رئيس كل بانك مركزي در برابر پارلمان مسئول است.
بنابراين گزارش، دولت‌ها در هنگام مواجه با كسري بودجه با كاهش هزينه‌هاي دولتي و افزايش ماليات اين موضوع را جبران مي‌كنند و اگر باز هم نتوانند كسري بودجه را جبران كنند با درخواست از بانك مركزي در صورت موافقت پارلمان مي‌توانند با روش‌هايي از جمله استقراض داخلي يا خارجي منابع خود را تامين كنند.

گزارش از: حسين يادروج


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:46 PM - روز پنج شنبه 15 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 اصلاح الگوي مصرف و توجه عمومي مردم به دوري از اسراف و تبذير امري است كه اگر با بسترسازي و تمهيدات لازم انجام پذيرد موجب حل مشكلات بسيار فردي و اجتماعي مردم مي شود.
نويسنده مقاله، كوشيده است كه به واكاوي چگونگي بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف پرداخته و نگاهي اجمالي به بايدها و نبايدهاي فردي و اجتماعي موضوع داشته باشد. اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.
مذمت اسراف
«مسئله» اسراف و غيرمنطقي بودن رفتار مصرفي جامعه، از مدت ها قبل مدنظر رهبر معظم انقلاب اسلامي بوده است.
از زواياي متعدد و مختلف به ويژه از منظر «جوشش چشمه اي» آن را مطرح و مورد مطالعه قرار داده اند. به عنوان نمونه در تاريخ 5/9/1375 با مخاطب قراردادن مسئولين مي فرمايند: «البته بالاترين و واجب ترين زهدها اين است كه انسان از حرام پرهيز كند؛ پارسايي كند؛ دامن را پاك نگه دارد و زهد بورزد.» (بسيج و تفكر بسيجي، ص 51)
اسراف يكي از مصاديق حرام است و در تاريخ
5/6/1380 در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت مي فرمايند: «عزيزان من! اين نكته را در اين جا بگويم؛ از جمله چيزهايي كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مي كند، نمود اشرافي گري در مسئولان بالاي كشور است؛ از اين اجتناب كنيد. اشرافي گري دو عيب دارد؛ عيب دومش از عيب اولش بزرگتر است. عيب اول اشرافي گري اسراف است- اشرافي گري حلال را مي گويم؛ يعني آن چيزي كه پولش از راه حلال و بحق به دست آمده- اما عيب دوم بدتر است و آن اين است كه فرهنگسازي مي كند، يعني چيزي براي مسابقه دادن همه درست مي كند.»
(همان، ص 483- 484)
از طرفي ايشان موضوع عدالت را همواره گوشزد كرده اند و اكنون دهه چهارم انقلاب اسلامي را دهه تحقق عدالت خوانده اند، در تايخ 1/1/1376 در حرم امام هشتم عليه السلام مي فرمايند: «نظام اسلامي، نظام عدالت است» (همان، ص 244)، مطالبه عدالت يعني بايد همواره اين مهم را مطالبه كرد و براي تحقق آن خاموش نشد! و در طليعه دهه چهارم انقلاب اسلامي اصلاح الگوي مصرف تسهيل كننده مسير عدالت و پيشرفت مي دانند.
مصرف و اسراف
معني مصرف، «جاي صرف و خرج كردن و محل خرج» است، همانجايي كه بايد براي آن مايه گذاشت! اين مايه هم مي تواند مادي باشد و هم معنوي.
به تعبير ديگر؛ مصرف، همانجايي است كه بايد انجام شود و اسراف زياد از حد خرج كردن يا صرف كردن و نابه جا خرج و صرف كردن است. آيا همه به طور كامل مي دانيم عمر و مالمان، فرصت و تجهيزات در اختيارمان، منابع طبيعي و غيرطبيعي تحت مسئوليتمان و... را در جاي خود خرج و صرف كنيم؟! با طرح موضوع «اصلاح الگوي مصرف» از سوي رهبر معظم انقلاب، به اين نتيجه مي رسيم كه در ادبيات، فرهنگ و رفتار آحاد جامعه داراي مشكل و معضل هستيم!
با درك معني مصرف و اسراف و موضوع شدن آن براي اصلاح الگوي آن به اين نتيجه مي رسيم كه وضعيت كنوني مشكل دارد. در نتيجه بايد به شناخت زمينه هاي شكل گيري وضعيت موجود توجه داشت، آن را مطالعه كرد، تحليل نمود و عوامل ظهور و بروز آن را مشخص نمود.
عوامل و زمينه هاي شرايط موجود
براي تحقق اصلاح الگوي مصرف و شناخت بستر و راه و روش هاي آن، نيازمند شناسايي عوامل و زمينه هاي وضع موجود هستيم. در بررسي و شناخت عوامل و زمينه ها لازم است به تفكيك بخش ها و حوزه هاي آن پرداخت.
الف) عوامل و زمينه هاي دروني
خانواده، ادبيات اجتماعي، گروه ها و انجمن هاي صنفي، تخصصي، آيين هاي ملي و قومي، اقليم، نظام آموزشي، ساختار ارتباطي و...
ب) عوامل و زمينه هاي بيروني
تجاوز و اشغال،نفوذ و رخنه فرهنگي،تهاجم سياسي و رسانه اي،الگوي اقتصادي تحميلي، مدرنيته، توريست و ترددهاي ديگر ،الگوي آموزشي، تبليغات تجاري و...
مطالعه در ابعاد و سطوح، اين مهم را نمايان خواهد كرد. سطوح و ابعادي كه اگرچه حسرت و اندوه سنگيني را درپي خواهد داشت، اما يقيناً در شناخت بستر و طراحي روش و شيوه هاي اصلاح موثر خواهد بود. در بررسي و پژوهش هاي دروني و بيروني عوامل و زمينه هاي شكل دهنده به شرايط موجود بايد ماهيتي برخورد كرد نه سطحي و قشري!
بايد با معيارهاي دقيق علمي پي برد كه ماهيت و ذات كدام فرهنگ و تمدن مصرف گراست! آن تمدني كه براي بشر تعالي و كمال همراه با رفاه و آسايش مي خواهد يا تمدني كه تجميع سرمايه براي عده اي ولو به هر قيمتي را دنبال مي كند؟! از اين منظر، گفتمان تمدني و ادبيات آن را بايد با مقوله بندي موضوعات مختلف تجزيه و تحليل كرد تا روشن شود كه آيا به مصرف دامن مي زند، يا به تعادل دعوت مي كند. اين حركت به تقويت و ارتقا هويت ملي در زندگي اجتماعي سرعت خواهد بخشيد، چيزي كه قوام بخش امنيت و دوام دهنده حركت رو به كمال فرهنگ و تمدن خواهد بود. در اين قله، افق هاي روشن آينده اهل معرفت و افق هاي تيره ديگران را به خوبي مي توان ديد.
بسترشناسي
براي تحقق اين هدف مهم، نياز به تحرك همه جانبه و فراگير است، با بخش گرايي يا قشربندي نمي توان قدم درخوري برداشت! با نگاهي كل نگرانه جزء بين و يا با جزءبيني كل نگرانه بايد به سطحي از طراحي رسيد كه ضريب خطاي آن به كمتر از ده درصد برسد.
در شكل گيري رفتار اجتماعي كه برآيند درك و فهم و رفتار فردي وخانوادگي است فرايندي وجود دارد. اين فرايند است كه حركت به سمت هدف را ممكن مي سازد و تا به ا ين فرايند توجه لازم صورت نگيرد، قدر مسلم، آن اتفاقي كه مورد انتظار است رخ نمايان نخواهد كرد.
با اين شرح، دهه چهارم انقلاب اسلامي كه داراي گفتماني با نام «عدالت و پيشرفت» است پيش نيازي لازم دارد كه «مسئله» ملي است، پيش نيازي تحت عنوان «اصلاح الگوي مصرف».
اصلاح الگوي مصرف را بايد در بستر و فرايند روشمند تحقق قرار داد و با چشم هاي تيزبين پژوهش و مطالعه همواره آن را رصد كرد تا از هرگونه خطا و انحراف مصون ماند و به سمت هدف پيش برود.
گفتمان و ادبيات
گفتمان عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف اولين لازمه اش ادبيات است.
برخاست گاه هاي ادبيات منطبق با اين گفتمان را بايد با مطالعه مورد بررسي قرار داد، شناخت و استخراج كرد و منتشر نمود. عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف، به خودي خود نمي توانند حركت كنند، رنگ و بوي جامعه را تغيير دهند و اهداف مورد نظر را تامين نمايند. در زبان شناسي، بر تاثير حرف و واژگان تاكيد مي شود، استخدام واژگان متناسب با گفتمان و اهداف گفتماني، يكي از روش هاي اساسي براي به حركت در آوردن كاروان عدالت و پيشرفت است.
پس شكل گيري ادبيات مناسب با گفتمان دهه چهارم انقلاب اسلامي اولين بستر مناسب در به حركت درآوردن اين كاروان است.
سرچشمه هاي ادبيات مورد نياز، دين و دانش و فرهنگ عمومي يا همان فرهنگ عامه است. اين ادبيات داراي سه سطح است كه ابعاد مختلف گفتمان را پاسخ گويي مي كند:
الف) سطح علمي آموزشي؛ ادبيات در اين سطح كاركرد آموزشي دارد، آموزش در مدارس و دانشگاه ها و ديگر مراكز آموزشي، همچنين مسئوليت برقراري ارتباط فراملي را به عهده مي گيرد و تبادل دانش و فن لازم براي شرايط جديد جامعه را مساعدت مي كند. در مقابل هجمه و تهديدات احتمالي عليه گفتمان مددرساني كرده و شرايط لازم براي دفع آن ها را مي سازد.
ب) سطح ساختار ارتباطي ازطريق رسانه ها؛ ادبيات در اين جايگاه تسهيل كننده زمينه براي شكل گيري پيام هاي مختلف رسانه اي است. رسانه ها اگرچه از ادبيات بالادستي (علمي آموزشي) بهره برمي گيرند و نيازهاي خود را از ادبيات عامه نيز تامين مي كنند، اما خود داراي ويژگي ها و اقتضائاتي اند كه سطحي از ادبيات را شكل مي دهند و با آن فعاليت مي كنند.
اين ادبيات توانايي انتقال دو طرفه پيام از سطح علمي به سطح عامه و از عامه به سطح علمي را داراست.
ج) سطح عامه؛ ادبيات در زبان و زندگي عمومي يك جامعه داراي سطح و جايگاه خاص خود است، اين ادبيات توانايي بيشتر و بهتري براي حمل احساسات، عواطف، هيجانات و جنبه هاي عاطفي ارتباطات اجتماعي افراد داراست. اين سطح از ادبيات امكان بهره گيري از گويش ها، آيين ها و توانمندي هاي بومي اقوام و گروه هاي مختلف يك جامعه را بيشتر از سطوح ديگر دارد.
اگرچه در نگاه پيشرفته به نظام و ادبيات علمي آموزشي، صاحب نظران بر اين باورند كه بهره گيري از سطح ادبيات عامه برتري خود را نشان داده است و بايد از آن غفلت نكرد. اما به هويت مستقل آن نمي توان بي اعتنا بود، بلكه با نگاه و توجه به هويت مستقل، مي توان از آن در سطح علمي آموزشي بهترين بهره را گرفت.
از اين رو لازم است در برنامه ريزي هاي مختلف، لايه هاي سه گانه را درنظر داشت. يعني صرفاً اين مراكز علمي محض در سطح كلان نباشند كه دسترسي به اعتبار، امكانات و فرصت هاي مختلف را براي انجام كار داشته باشند و مراكز ديگر از هيچگونه امكاني بهره مند نگردند. لازم است فرصت سازي براي تحرك مراكز و گروه ها در تمام سطوح صورت بگيرد وهيچ بهانه اي براي سلب مسئوليت از كسي وجود نداشته باشد تا همه استعداد و امكانات و توانمندي ها در اين راه بسيج شوند و پوشش همه جانبه اي در تمام سطوح به وجود آيد.
ادبيات موردنظر اين گفتمان بايد تبيين كننده مباني نظري و عملي آن باشد و پاسخ گويي به نيازهاي نظري و اجرايي و عملي آن را همراه با هم پي بگيرد. به عبارتي اين ادبيات بايد از فكر تا رفتار را پوشش دهد و همه جانبگي خود را به رخ بكشد و همواره تسهيل كننده حركت بوده و درون زايي در روش عمل را ممكن سازد.
گفتمان و فرهنگ
ادبيات چند سطحي به وجود آمده از متون و منابع ديني،علمي و فرهنگ عمومي جامعه، مولد نوعي از فرهنگ خواهد بود. فرهنگي كه مؤلفه هاي اصلي آن برآمده از چارچوب هاي گفتمان است. و حركت رو به جلو گفتمان را روان سازي و نشاط بخشي مي كند. تحقق عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف زماني ممكن مي شود كه فرهنگ و ادبيات جامعه رنگ و بوي آن را بگيرد و آيين هاي ويژه آن كه سطوح و ابعاد مختلف از فرد، خانواده، سازمان تا جامعه را درگير خود مي كند نمايان شود.
جوشش همگاني مطالبه در لطافت فرهنگي ظهور بيابد و در جغرافياي فكري، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و ارضي كشور جاري و ساري شود. شكل گيري و به جريان درآمدن يك فرهنگ، ملزوماتي دارد و به روش هايي نيازمند است. ملزومات آن برآمدن از منابع و مباني اعتقادي، تاريخ، فرهنگ عمومي، نظام اجتماعي و آموزه هاي اخلاقي و... آن جامعه است. يعني آن فرهنگ بايد الزاماً داراي سكونت گاه در باطن افراد و اجتماع بوده و هر بعدي از آن بتواند داراي تكيه گاهي باقوام و قدرتمند باشد.
شناخت لوازم و توجه به آن ها شكل گيري و به جريان درآمدن فرهنگ را آسان و ممكن مي سازد. ظرف زماني يك دهه از انقلاب، براي تحقق آرماني كه از ابتداي پيروزي آن نيز مورد توجه بوده، فرصت مطلوبي است. اما لحظه لحظه هايي آن بايد مورد بهره گيري واقع شود، مهندسي حركت از نقطه آغاز تا انتهايي ترين قله هدف، با معيارهاي علمي، اعتقادي و تاريخي فرهنگي جامعه صورت پذيرد.
در سايه فرهنگ، رفتار اجتماعي شكل مي گيرد، يا همان فرهنگ به جريان درآمدن را عمل اجتماعي مطابق با فرهنگ مي نامند كه براي تحقق آن به روش ها و تكنيك هاي نياز است.
به كمك شكل گيري ادبيات در سطوح مختلف، زمينه هاي برآمدن فرهنگ فراهم مي شود و براي تبديل شدن فرهنگ به رفتار فردي، خانوادگي، سازماني و اجتماعي بايد از تكنيك و شيوه هاي مختلف بهره گرفت.
تكنيك و روش ها
صاحب نظران علوم اجتماعي، ارتباطات، مردم شناسي، روانشناسي اجتماعي و اخلاق، براي انتقال معنا و مفاهيم مورد نياز افراد به آنان و تبديل آن معنا و مفاهيم به رفتار عملي تلاش هاي فراواني صورت داده اند. از مجموعه تلاش و كوشش هاي مختلف، دستاوردهايي حاصل شده است كه ذيلا به برخي از آنها اشاره مي شود.
قدر مسلم نوع شيوه و تكنيك ها در قالب و مدل هاي ارتباطي مي تواند متفاوت باشد، و اين انتخاب و يا تشخيص حق آنهايي است كه مسئول توليد و انتقال پيام و يا مأمور برقراري ارتباط با مخاطبان مي باشند.
شناخت شيوه هاي مناسب براي ارسال مؤثر پيام به مخاطب، نيازمند استعداد و توانمندي هايي است كه بايد اهل آن واجد اين شرايط باشند.
پس توليد و ارسال پيام، يا همان برقراري ارتباط مؤثر و موفق با مخاطب، نيازمند بكارگيري عناصر توانمند و داراي استعداد است و نمي توان به صرف در اختيار داشتن ابزارهاي ارتباطي اقدام به توليد و ارائه پيام نمود، بلكه لازم است از عناصر داراي استعداد و توانايي و شناخت در اين امر استفاده شود.
1- تبليغ
«تبليغ در سالم ترين، طبيعي ترين و اصولي ترين شكل آن، نوعي فعاليت آموزشي است كه به منظور نشر دانش و آگاهي هاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي و نشر ارزش ها و سجاياي اخلاقي صورت مي گيرد.
«ابلاغ» در لغت به معني «رساندن» است و «تبليغ» از نظر لغوي «رسانندگي» است و مبلغ «رساننده» است، رساننده پيام ها و آموزه هاي ويژه تبليغي.» (زورق، 1386، ص39)
تبليغ رساندن دوطرفه است، هم رساندن پيام به مخاطب و هم رساندن مخاطب به درك و فهم مفهوم و معناي پيام مي باشد. از اين منظر امر تبليغ صرف آگاهي دادن به ديگران يا مخاطبان توسط مبلغ نيست، بلكه مبلغ مأمور به بلوغ رساندن مخاطب خود است. حركت دادن به فكر و نظام درك و دريافت ذهني مخاطب، براي قرارگرفتن در ارتفاعي از معرفت كه بتواند تشخيص بدهد و برمبناي تشخيص خود تصميم به اقدام عملي بگيرد.
در خرج كردن «عمر»، «سرمايه»، «آبرو»، «علم»، «عزت»، «اعتبار» و ديگر دارايي هاي خويش از توانايي فهم و معرفت بهره گيري نمايد.
در تبليغ، ملاك اصلي بالغ كردن مخاطب نسبت به موضوعي است كه براي آن تلاش مبلغ صورت مي پذيرد.
مبلغ در امر تبليغ، پيام ها را معطوف به فطرت، عقل و قلب مخاطبان توليد و منتشر مي كند، بنيان هاي پيام رجوع به مباني وحي دارد كه براي فطرت و قلب هاي آدمي آشناست.
2- يادآوري (تذكر)
«تذكر به معناي يادآوري است و...» (سجادي، 1366، ص504)، وظيفه تذكر به ياد مخاطب آوردن، درك و فهم هايي است كه مورد نياز اوست، اما آنها را فراموش كرده است.
مخاطب براي شناخت، آگاهي و درك و دريافت آن زحمت كشيده، تلاش كرده و به فهم آن نائل آمده است اما گرد و غبار مسايل بر آن نشسته و موجب فراموشي آن شده است.
بايد با تذكر او را يادآور شد، شرايط براي رجوع به داشته هايش را فراهم ساخت تا بتواند از سرمايه ارزشمند درك و دريافت معنا و مفاهيمي كه امروز مورد نيازش است بهره برگيرد.
3- ترغيب
ايجاد رغبت در مخاطب براي پذيرش معنا و مفهوم پيام و عمل به آن يكي از شيوه هاي ارتباط مؤثر است. در ترغيب، بسته به نوع پيام، بايد به منافع مادي و معنوي مخاطب و ترجيحات او توجه داشت. برخي بنا به تربيت خاص خانوادگي به منافع فردي، عده اي به منافع جمعي و گروهي به منافع ملي بيشتر اهميت مي دهند. عده اي از مخاطبان دورانديش اند، آخرت نگرند، مرگ و قيامت برايشان از همه اين مسايل مهم تر است.
بايد به ترجيحات مخاطب توجه داشت و براساس آن به ترغيب او براي پذيرش معنا و مفهوم پيام پرداخت تا عامل به آن گردد. به عبارت ديگر با تبيين منافعي كه براي مخاطب داراي اهميت و ارزش است او را به رفتار مطابق با آن كمك كردن تكنيك و شيوه ترغيب است.
4- تشويق
نقش تشويق در پذيرش و انجام امري مطلوب، هم برآمده از آموزه هاي اخلاقي دين است و هم اثر و توانمندي آن در تجربه هاي مختلف و علم روانشناسي به اثبات رسيده است.
به شوق آوردن جامعه مخاطب براي پذيرش و انجام كاري كه مورد نياز او و جامعه است امري پسنديده و داراي ارزش است. تشويق مي تواند در هر شرايطي از كار مطرح باشد، همچنين سطوح و ابعاد متنوعي از آن را پوشش دهد. البته بسته به جامعه مخاطب و شرايط سني، جنسي، تحصيلي و... متفاوت است و بايد با مطالعه و دقت و حساب شده انجام پذيرد. تشويق كننده نيز بايد شأنيت لازم براي مخاطب تشويق شونده را داشته باشد. ميزان اثرگذاري تشويق و به شوق آوردن مخاطب به عوامل مختلفي ارتباط دارد كه نبايد ازنظر دور داشت.
5- تهييج
توسل به هيجانات، عواطف و احساسات مخاطبان براي به حركت درآوردن آنها در جهت انجام كاري كه موردنياز آنان و جامعه مي باشد نيز روشي پسنديده است.
انسان ها داراي هيجانات، عواطف و احساس هستند، اين غرايز را مي توان در جهت خير آنها بكار گرفت. به كارگيري هيجانات، عواطف و احساسات مخاطب در اموري كه به نفع او و جامعه اي است كه در آن زندگي مي كند، يكي از كم هزينه ترين و نزديكترين راه هاي حركت به سمت مطلوب است، اما نبايد در آن توقف كرد، بلكه بايد به مرور زمان جامعه مخاطبيني كه از طريق هيجانات و عواطف و احساسات جذب شده اند را به مسير پذيرش عقلاني و فكري سوق داد. چون اگر با عقل و اشتياق فكري و انديشه ورزي، به كمال درك و فهم آن دست نيابند، با فروكش كردن هيجانات، عواطف و احساسات رغبتي براي تداوم آن در خود نمي بينند.
توسل به احساسات و عواطف براي حركت و ايجاد جنب و جوش خوب است، اما تداوم حركت و عمق بخشي به آن نيازمند كار فكري، عقلي و علمي است.
6- اقناع
از ديگر روش و تكنيك هاي سوق دادن مخاطب به سمت پذيرش معنا و مفهوم پيام و تبديل كردن آن به رفتار علمي در زندگي، اقناع است.
روش اقناع، انتقال اطلاعات متناسب با موضوع به مخاطب براي قانع كردن وي در پذيرش امري و انجام آن است. بسته به موضوع و مخاطب، به عوامل قانع كننده تكيه دارد، مانند استدلال هاي وحياني، نقلي، عقلي، علمي، اجتماعي، مصلحتي و....
در قانع سازي عمق پذيرش و دوام عمل بيشتر است. به همين خاطر مخاطباني كه با شيوه اقناع پا در ميدان عمل مي گذارند از استواري بيشتري نسبت به مخاطبان تهييجي برخوردارند.
سرمايه گذاري در امر اقناع ارزشمند و داراي افق بلندمدت است.
7- آگاهي دهي و آموزش
از روش هاي ديگر حركت به سمت انتقال معنا و شكل دادن به رفتار مخاطبان، دادن آگاهي و آموزش است. اطلاعات و آگاهي و آموزش مي تواند رفتارساز باشد، با دادن آگاهي هاي لازم و آموزش شيوه هاي رفتاري مي توان جمعيت مخاطبان را براي پذيرش نوعي از رفتار آماده ساخت.
البته دادن آگاهي و آموزش، داراي شكل و شيوه و تكنيك هايي است كه هرچقدر به تسلط و توانايي در آن توجه شود، ميزان اثربخشي آن برجامعه مخاطبان افزايش خواهد يافت.
8- تمرين
ايجاد شرايط براي انجام تمرين يكي از شگرد و شيوه هاي انتقال معنا و جريان بخشي به رفتار است.
انسان ها با كنار هم قرار گرفتن و انجام جمعي تمرين، براي پذيرش معنا و رفتار جديد آماده تر مي شوند.
پس از دادن آگاهي، ايجاد رغبت، قانع سازي، تشويق و... يكي از بهترين روش هايي كه مي تواند به رفتار موردنظر عمق داده و عموميت آن و همچنين دوام بخشي آن را تضمين نمايد، تمرين است.
تمرين، روان سازي رفتار جديد در ذهن و فيزيك مخاطب است، براي پذيرش مسائل جديد و نگرفتن جبهه در مقابل آن، فراهم سازي شرايط تمرين عمومي از بهترين و مطمئن ترين روش هاست.
كم نيستند كشورهايي كه براي آماده نگه داشتن مردم خود در حوادث و شرايط مختلف، تمرين هاي دوره اي اجرا مي كنند.
يك تا چند روز زندگي در شرايط بحران، بدون آب، برق، گاز، وسيله نقليه، تلفن و...
چه در محل زندگي و چه به صورت تجمع در موضعي خاص براي سنين نوجواني و جواني كه به سمت پذيرش مسئوليتهاي خانوادگي و اجتماعي حركت مي كنند.
9- سير و سياحت
به حركت درآوردن جامعه مخاطب يا بخشي از جامعه مخاطب، درمسير يا حوزه اي خاص كه با توجه به شرايط طبيعي، مصنوعي، تاريخي، فرهنگي، اجتماعي، عقيدتي، اخلاقي و... اثربخشي آموزشي يا عبرت گيري دارد، يكي از شيوه هاي رفتارسازي است.
انسان در سير و سياحت به دليل تنوع زاويه هاي ديد ايجادشده، اطلاعات حاصله و... لطافت بيشتر و بهتري براي پذيرش معنا و مفاهيم جديد و عميق دارد و انتقال آن به رفتار نيز برايش آسان تر است.
10- تهديد
دربين جامعه مخاطبان، همواره هستند افرادي كه بنا به دلايلي نسبت به شرايط جديد انعطاف لازم را ندارند. با اين افراد نمي توان به شيوه هاي معمول برخورد كرد. تهديد يكي از تكنيك هايي است كه اگرچه كم و دست آخر بايد مورد استفاده واقع شود ولي براي اندكي از مخاطبان و در حدودي بايد مدنظر داشت.
تهديد تكنيك و ابزاري است كه همواره براي به حركت درآوردن اندكي از مخاطبان كه در تغيير و تحولات، انعطاف مناسب را ندارند مورد بهره برداري قرار مي گيرد. تهديد دامنه وسيعي دارد كه هر چقدر به زندگي و ترجيحات مخاطب مرتبط باشد اثر آن افزايش مي يابد.
اگرچه لازم است تهديد در حدي از اقل مورد استفاده قرارگيرد، اما آنجا كه لازم است از آن بهره گيري شود نبايد چشم پوشي نموده و سست عمل كرد، بلكه قاطع و به موقع بايد آن را اجرا نمود.
11- تنبيه
از روش هاي ديگر انتقال معنا و مفهوم و تغيير رفتار تنبيه است. تنبيه متوجه افرادي است كه بنا به دلايل مختلف اعم از تربيت خانوادگي، تمول، ارتباط با حوزه هاي قدرت و... تن به تغيير رفتار متناسب با نيازهاي عمومي جامعه نمي دهند و همواره نظر خود را بر منافع جامعه ترجيح مي دهند.
اگرچه تنبيه از روش و تكنيك هايي است كه مورد استفاده آن كم بوده و بايد تلاش كرد كه درحداقل ممكن انجام شود، اما در مواردي كه لازم شد بايد به صورت جدي و قاطع آن را به اجرا درآورد.
تنبيه نيز درسطح و ابعاد مختلف مي تواند مورد توجه واقع شود و براي به حركت درآوردن يك جريان از آن استفاده نمود.
.12 بازخوردگيري و اطلاع رساني به مخاطبان
در اختيارداشتن روند تغييرات درك و فهم و رفتار مخاطبان، يكي از نيازهاي اساسي در مديريت اجتماعي است. اما براي ايجاد تحرك بيشتر و تشويق و ترغيب مخاطبان، نيز مي توان با اطلاع رساني از روند آن بهره برداري نمود.
ارائه گزارش روند توليد، انتشار و بازخوردگيري پيام هاي موردنظر يكي از شيوه هايي است كه مي توان در سرعت و عمق بخشي حركت انتقال پيام و تغيير رفتار اجتماعي از آن استفاده كرد.
ميزان اثرگذاري اين شيوه بسته به نوع برخوردي است كه در توليد و انتشار پيام از آن مي شود.
هرچقدر كارشناسانه، هنرمندانه، به موقع و آگاهانه تر اقدام شود ميزان اثرگذاري آن بيشتر خواهدبود.
در دهه چهارم انقلاب بايد گفتمان حاكم، گفتمان «عدالت و پيشرفت» باشد و جامعه اين مهم را در جان و چهره خود به جريان درآورد. پيش نياز آن «اصلاح الگوي مصرف» است و اين «مسئله» منحصر به سال 88 نيست، بلكه در اين سال بايد عميق و با برنامه براي رسيدن به عدالت و پيشرفت آن را دنبال كرد. و بايد در عمل نشان دهيم كه تحقق اهداف نيازمند مطالعه، برنامه ريزي، پژوهش، بسترشناسي و روشمند عمل كردن است.
براي قرارگرفتن در بستر و شناخت روش ها، اگر به وقت و سرمايه لازم بود بايد صرف كرد بايد دريغ ننموده و بهاي موفقيت را پرداخت كرد. موفقيت هميشه در گرو تلاش هاي فكري، برنامه ريزي، روشمند و پيگيري و مديريت خوب است. براي نيل به توفيق نبايد از هيچكدام دريغ كرد. در اين برهه، همه به ويژه بسيجيان و مديران بخش هاي مختلف بسيج، به توجه به اين مهم سزاوارند و يقينا مسير آنان چنين خواهدبود و توفيق دست خواهد داد.

نويسنده:عبدالله عميدي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:45 PM - روز پنج شنبه 15 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است.


1. يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است. اقتصاديها منابع اساسي همانند آب و انواع انرژيها را در چرخه تامين، توليد وساخت، توزيع و انتقال و مصرف به بررسي مينشيند و فارغ از مقولات فرهنگي آن به تحليل علل و پيامدهاي مصرف ميپردازند. در سطح بندي الگوي مصرف، از سطح مشهود به نا مشهود ميتوان گفت به بالاترين سطح و نمودارترين سطح، همين حوزه اي افتصادي است. قابل تحليل ترين سطح نزد همين حوزه اقتصادي است چرا كه با روشهاي اقتصاد سنجي مي توان گفت كه منابع انرژي ما در حال اتلاف هستند اما لايهاي عميقتر و سختتري ار لحاظ بررسي و تحليل نيز وجود دارد كه سبك زندگي خانوار و افراد در طبقات اجتماعي است كه بيشترين تاثير و در عين حال نامشهودترين اثر را در الگوي مصرف دارد.
2. اصلاح الگوي مصرف را هم بايد در ساختارهاي حاكميتي و هم در ساختارهاي مردمي پيگيري كرد. ساختارهاي حاكميتي اعم از سختافزارهاي حاكميت كه قواي سه گانه، وزارتخانهها و ادارات دولتي و سازمانها و همچنين نرمافزارهاي حاكميت كه سازو كارهاي اداره كشور، قوانين و مقررات و فرايندها را تشكيل ميدهند. اما ساختارهاي مردمي نيز متشكل از سختافزارهاي مردمي مثل نهادهاي مردمي كه رفتارها و سبك زندگي مردم را تشكيل ميدهد.
3. در بررسي رفتار مصرفي مردم بايد از يافتههاي رشتههاي مختلفي استفاده كرد به نحوي كه ميتوان گفت مسئله الگوي مصرف مقولهي ميان رشته است. رشتههايي همچون روانشناسي جامعه شناسي، روانشناسي اجتماعي، مردم شناسي فرهنگي و اقتصاد در شناخت و تحليل رفتار مصرفي مردم دخيل هستند. روانشناسي كه مطالعه افراد بوده و شامل مطالعه انگيزش، ادراك، گرايشات شخصيت و الگوهاي ياد گيري ميباشد. همه اين عوامل اجزاي سازنده رفتار مصرفي مردم است. جامعه شناسي، مطالعه گروههاست و رفتار گروهي افراد و رفتارهاي افراد در گروهها كه اغلب از رفتارهاي فردي آنها متفاوت است. تاثير اعضاي گروه، ساختار خانواده، طبق اجتماعي در رفتار مصرفي قابل مطالعه و تحليل است. روانشناسي اجتماعي تركيبي از دو تاي قبلي است و حوزه مطالعاتي اش نحوه تاثير پذيري رفتار مصرفي افراد توسط افراد مرجع ميباشد. افراد مرجع اعم از گروههاي هم سالان، گروههاي مرجع و خانواده.
مردم شناسي فرهنگي مطالعه انسان در جامعه ميباشد و به مطالعه ارزشهاي اساسي كه به انسان منتقل مي شود كه رفتارهاي مصرفي مردم را رقم ميزند. در اين علم خرده فرهنگهاي مختلف كه در رفتار مصرفي موثرند، بررسي مي شوند. در اقتصاد نيز مطالعه مصرف و رفتار مصرفي مردم يعني نحوه پول خرج كردن مردم و نحوه ارزيابي مردم از كالاهاي مختلف و چگونگي تصميمگيري به حداكثر كردن رضايت انسان اقتصادي و به عبارت ديگر براي حداكثر كردن مطلوبيتهاي خود در خريد كالا و خدمات به طور عقلايي عمل ميكنند.
4. پرسش اصلي كه در اين گزارش به دنبال پاسخ به آن هستيم مدلي جامع از رفتار مصرفي مردم ميباشد كه در تبيين، اصلاح و منطقي كردن الگوي مصرف بسيار مهم و حياتي است.
عوامل موثر بيروني (جامعه شناختي) بر رفتار مصرفي:
1. فرهنگ:
عوامل فرهنگي متشكل از ارزشهاي فرهنگي كه به مجموعه باورها و اعتقادات استواري گفته ميشود كه در زمينه پيدايش هنجارها به عنوان مشخص كنندههاي دامنه و محدوده رفتارهاي مناسب را فراهم ميسازند هنجارها مستقيماً در الگوهاي مصرفي مردم نقش دارند. به عنوان نمونه چگونگي خوردن و پوشيدن مردم را هنجارهاي اجتماعي آنها تعريف مي كند. در ايران، تجملگرايي و چشم و همچشمي، خريد چيزهاي لازم و موارد مشابه حاكي است از تغيير فضاي ارزشي مردم دارد به گونهاي كه ارزشها جاي خود را در زندگي و فرهنگ عمومي به ضد ارزشها دادهاند. ارزشهايي همچون قناعت، ساده زيستي جاي خود را به مصرف زدگي و اسراف و تجمل گرايي داده است. از ديگر اجزاي عوامل فرهنگي، ارتباطات كلامي و غير كلامي است. اين هر دو در تغيير رفتار مصرفي نقش دارند. ارتباطات غير كلامي در سمبلها، آداب معاشرت اجتماعي، فضا و مواردي از اين قبيل بروز و ظهور دارد. به عنوان نمونه از سمبلها در فرهنگ اجتماعي ايران امروز تعويض تلفن همراه با وارد شدن يك مدل بالاتر سمبل يك ارتباط غير كلامي در بين مردم دارد كه تغيير رفتار مصرفي را در پي دارد. به عنوان نمونه اي ديگر استفاده اقراد و برداشت آنها از فضا (مثلاً اتاق بزرگتر در محيط كار بهتر است) نه نياز او بلكه نوعي ارتباط و وجهه ساختن اجتماعي را حاكي است كه در صورت رفتار مصرفي را در پي دارد.

2. خرده فرهنگها:
خرده فرهنگها اعم از گروههاي قومي، نژادي، مليتي، مذهبي و منطقه اي در رفتارهاي مصرفي مردم تاثير دارند. رفتارهاي مصرفي افراد يك خرده فرهنگ بر پايه گذشته اجتماعي آنها و همچنين موقعيت فعلي آنها شكل مي گيرد. درجه تطبيق رفتار فرد با الگوي فرهنگي خرده فرهنگ به ميزان تعلق او به آن خرده فرهنگ بستگي دارد. ميزان تطيبق يك فرد با يك خرده فرهنگ منجر به شكل گيري رفتارهاي منحصر به فرد در مصرف وي ميشود. نمونههاي فرااني براي خرده فرهنگهاي ايراني در رفتار مصرفي آنها مي توان مثال زد. رفتار مصرفي مردم در فرهنگ اصفهانيها، يزديها و مناطق ديگر حاكي از اين تاثير است.
3. عوامل جمعيت شناختي:
عواملي از قبيل مليت، سن، مذهب، جنسيت، شغل، وضعيت تاهل، درآمد، تحصيلات مشابه آن را جمعيت شناختي مي گويند. توضيح هر كدام از اين موارد بديهي است و لذا به ذكر آنها اكتفا كنيم.
4. موقعيت با طبقه اجتماعي:
با اهميتترين كمك طبقه اجتماعي به فهم رفتار مصرفي آن است كه طبقه اجتماعي بر سبك زندگي قوي تاثير ميگذارد ماكس وبر اولين كسي بود كه طبقه اجتماعي و سبك زندگي را به هم مرتبط كرد. اگر چه او سبك زندگي را با منزلت در مقايسه با طبقه اجتماعي دقيقاً به هم پيوسته تر در نظر ميگرفت ولي سبك زندگي، جوهر طبقه اجتماعي است. سبك مصرف (سبك زندگي) به عنوان ترجمان يك طبقه اجتماعي خاص در نظر گرفته ميشود. لباس، اتومبيل، نوع و موقعيت خانه، نوع خريد كالا و نوع مصرف كالا به عنوان نمادهاي پايگاه و طبقه اجتماعي تلقي ميشود. (موون و مينور، ج 2، 218-221 )
براي اينكه يك طبقه اجتماعي در جامعه وجود داشته باشد، بايد5 ويژگي و معيار را دارا باشد.
محدود باشد: بدين معنا كه بين هر طبقه اجتماعي مدوده و مرزي وجود اشته باشد، كه هر طبقه را از ديگري مجزا سازد. به عبارت ديگر هر طبقه بايد قوانيني داشته باشد كه مشمول هر فرد در گروه باشد.
نظم يافته باشد: بدين معنا كه طبقات مي توانند، در قالب معيارهاي همچون پزستيژ و مقام از بالاترين به پايينترين نظم يابند.
مانعه الجمع باشد: بدين معنا كه هر فرد تنها ميتواند به يك طبقه اجتماعي تعلق داشته باشند، اگر چه انتقال و حركت از يك طبقه به طبقه ديگر در طول زمان امكان پذير است.
فراگير و جامع باشد: بدين معنا كه هر فرد سيستم جامعه با يك طبقه اجتماعي خاص تطابق داشته باشد و هيچ فرد تعريف نشدهاي وجود نداشته باشد.
بايد تاثيرگذار باشند: بدين معنا كه بين طبقات مختلف تفاوتهايي رفتار سبب نوع تاثير خاصي در عرصه اجتماعي از آنها ميشود. (صمدي، ص 158-9)
بنابراين آنچه گفته شد طبقه اجتماعي، صرفاً يك معيار اقتصادي نبوده و دربرگيرنده مفاهيم مختلفي از قبيل پرستيژ، مقام و حس تعلق داشت مشترك مي باشد. عموماً اعضاي يك طبقه اجتماعي تمايل دارند كه به روش مشابهي زندگي كنند، ديدگاهها و فلسفه مشترك داشته باشند، و مهمتر از همه الگوهاي مصرف يكساني داشته باشند. در بررسي رفتار مصرفي طبقات مختلف، ترجيحات مختلفي در مورد خرج كردن پول و زمان دارند، علت خريد و مصرف آنها نيز تلقي مي شود. مصرف كنندگان متعلق به طبقات دهك پايين جامعه، كالاها و خدمات را بيشتر از نظر مطلوبيت زايي بيشتر، استحكام و راحتي مورد ارزيابي قار مي دهند، تا از نظر سبك، ظاهر و مد، و به احتمال زياد محصولات و سبكها و مدهاي جديد از قبيل مبلمان مدرن را كمتر تجربه مي كنند. نيازهاي فوري، تعيين كننده رفتار مصرفي اين افراد است. در حالي كه افراد در طبقات بالاتر بر اهداف بلند مدت تمركز مي كنند. تفاوتهاي مصرف، همچنين منعكس كننده تفاوت در ترجيحات نيز هست.
براي نمونه افراد مرفه و دهكهاي بالايي جامعه به وضع جسماني و ظاهر خود اهميت زيادي داده و به غذاها و نوشيدنيهاي رژيمي بيشتر از مردم ساكن شهرهاي كوچك توجه ميكنند. (صمدي، ص162)
5.گروههاي مرجع: گروهي از افراد كه ارزشهاي مفروض آنها پايه و اساس رفتار فعلي فرد ديگري را نشان مي دهد. به بيان ساده تر مي توان گفت گروه مرجع، گروهي است كه فرد آن را به عنوان راهنماي رفتاريش در يك موقعيت خاص بكار ميگيرد.
گروههاي مرجع افراد با تغيير موقعيت، تغيير مييابند. به عنوان نمونه يك دانشجو در موقعيتهاي مختلف گروههاي مرجع مختلفي ميتواند داشته باشد.

ماهيت تاثير گروههاي مرجع:
تاثيرات گروه مرجع ميتواند در سه بعد نمود يابد: تاثيرات اطلاعاتي، هنجاري و هويتي
تاثيرات اطلاعاتي: اين تاثير زماني شكل ميگيرد كه يك فرد از رفتارها و عقايد اعضاي گروه مرجع به عنوان يك داده، با ارزش اطلاعاتي زياد استفاده ميكنند. اين تاثير بر پايه شباهتهاي ميان اعضاي گروه يا تخصص و مهارتهاي اعضاي با نفوذ گروه شكل ميگيرد و به همين دليل يك فرد ممكن است متوجه اين نكته شود كه تعدادي از اعضاي يك گروه مرجع از يك كالاي خاص استفاده كند او نيز مصمم به استفاده از آن كالا شود.
تاثيرات هنجاري: فرد براي پذيرفته شدن در جمع گروه، اقدام به استفاده از كالاي خاصي ميكند و يا بدليل ترس از عدم پذيرش ديگران از سبك پوشش خود دست بر مي دارد. زماني كه افراد، ارتباطات مستحكم و قوي با گروه دارند تاثيرات هنجاري بسيار قوي هستند. اين شيوه بر رفتار مصرفي جوانان بسيار تاثير دارد.
تاثيرات هويتي: اين نوع تاثيرات كه تحت عنوان تاثرات بيانگر ارزشها هم شناخته ميشوند، زماني شكل ميگيرند كه اعضاي گروه ارزشها و هنجارهاي گروهي را براي خود دروني سازي كرده باشد.
درونيسازي: ارزشها و هنجارهاي گروهي نتيجتاً منجر به هدايت خودكار رفتارها، بدون توجه به پاداشها و تنبيهات اعضاي گروههاي مرجع ميشود. بدين ترتيب فرد بطور كامل، تابع ارزشهاي گروه ميشود و آنها را همانند ارزشهاي شخصي خود مي پذيرد. چنين فردي به شيوه سازگار با ارزشهاي گروهي رفتار ميكند زيرا ارزشهاي او نيز با ارزشهاي گروه منطبق هستند. (هاوكنيز، بست و كاني، ص136)
6. خانواده: هسته اصلي مصرف كالاهاي مصرفي را خانواده تشكيل ميدهد. بسياري از كالاها يا خدمات در واحدهاي خانوادگي خريداري و مصرف ميشوند. ساختار يك واحد خانواده، موقعيت يك خانواده در چرخه حيات خانواده، فرايند تصميم گيري خانواده، رفتارهاي مصرفي خانواده را شكل مي دهد.
عوامل موثر دروني (روان شناختي) بر رفتار مصرفي:
1. يادگيري:
عبارت است از هر نوع تغيير در محتوا يا سازماندهي رفتار يا حافظه بلند مدت است.
يادگيري كليد درك رفتار مصرفي مردم است.
تئوريهاي زيادي در بحث انگيزش مطرح شدهاند كه بسياري از آنها كاربردهاي مفيدي را در تحليل و توصيف رفتار مصرفي افراد به دست ميدهد. در اين گزارش بنا به تفصيل بيش از حد نداريم و لذا تا اين حد اكتفاء ميكنيم و خواننده را به منابع مفصل در اين زمينه ارجاع ميدهيم.
2. شخصيت: در حالي كه انگيزش موجب تقويت و هدايت نيروهايي مي شود كه به صورت معنا دار و هدفگرا رفتار مصرفي را شكل ميدهند. شخصيت يك مصرف كننده، رفتار انتخابي او را به منظور دستيابي به اهدافش در موقعيتهاي مختلف هدايت ميكند. شخصيت عبارت است از تمايل و گرايش خاص يك فرد به نشان دادن واكنشهاي خاص در رويارويي با موقعيت هي مشابه. پنج خصيصه اصلي شخصيت كه مستقيماً در نوع رفتار مصرفي افراد تاثير دارد عبارتند از:
برون گرايي، فقدان ثبات رفتاري، سازگاري رواني و قدرت انطباق، علاقه به كسب تجربيات جديد در زندگي و وظيفه شناسي.

4. ادراك:
ادراك يك مصرفكننده از قرار گرفتن در معرض اطلاعات آغاز مي شود و با راههايي، جلب توجه ميشود و دست به تجزيه و تحليل اطلاعات مي زند و در نهايت رفتار مصرفي از او سر ميزند. مهمترين مقوله در تبليغات و بازاريابي و مصرف، بحث تغيير ادراكي است.
5: احساسات:
احساس در زمان شدت يافتنش به هيجان تبديل ميشود كه عبارتست از يك احساس قوي نسبتاً غير قابل كنترل كه بر روي رفتار تاثير ميگذارند. همه ما در زندگي روزمره با انواع هيجانات مثبت و منفي روبرو هستيم و آنها را تجربه ميكنيم.
انواع هيجانات احساسي سبب تغييرات فيزيولوژيك در انسان ميشود و از آن جمله: دم و بازدم سريع، افزايش ضربان قلب و فشار خون، بالا رفتن ميزان قند خون، انبساط مردمك چشم و تعريق سريع است. تمام اين موارد در رفتار مصرفي افراد نقش بسزايي دارد. انواع هيجانات احساسي و تاثيرات تحريك كنندگي آنها در رفتار قابل بررسي و تحليل هستند كه خواننده محترم را به كتابهاي روان شناسي رفتاري ارجاع ميدهم.
6. نگرشها و باورها:
نگرش عبارت است از سازمان دهي بلند مدت فرايندهاي انگيزشي، احساسي، ادراكي و شناختي با توجه به برخي جنبههاي محيطي كه فرد در آن قرار گرفته است. بر همين اساس، نگرش افراد بيانگر شيوه تفكر، احساس و واكنشهايي است كه وي نسبت به محيط اطراف خود دارد. نگرش در بر گيرنده سه جزء اصلي است: جزء شناختي، جزء عاطفي، جزء رفتاري.
جزء شناختي نگرش: شاما باورها و اعتقادات يك مصرف كننده در مورد كالا و يا خدمات است.
جزء رفتاري نگرش: عبارت است از تمايل افراد در بروز واكنشي خاص نسبت به يك كالا.
برداشت افراد از خود: (خود مفهومي)
برداشت از خود مفهوم تماميت افكار و احساساتي است كه فرد به عنوان يك موجود از خود دارد. به عبارت ديگر، احساسات و تصورات فرد از خودش است. برداشت فرد از خودش از نگرشهايي كه از زواياي مختلف به خود دارد تشكيل ميشود.
برداشت از خود به چها جزء اصلي تقسيم ميشود كه اين اجزاء عبارتند از:
برداشت از خود واقعي (آن كسي كه الان هست) در برابر برداشت از خود ايدهآل (آن كسي كه دوست دارد بشود)
برداشت از خود اجتماعي( ديگران فرد را چگونه مي بيند يا دوست دارد ديگران او را چگونه ميبيند) در برابر برداشت از خود خصوصي (فرد با خودش چگونه هست يا دوست دارد با خودش چگونه باشد)
برداشت از خود روي مصرف و ساير رفتارهاي افراد تاثير زيادي دارد.
سبك زندگي:
سبك زندگي عبارت است از چگونگي زندگي افراد. در واقع سبك زندگي نشان دهنده جلوه بيروني برداشت از خود افراد در محيط زندگي و انتخابهاي او در زندگي روزمره است. مشخصات سبك زندگي به صورت ذيل است:
سبكهاي زندگي در چارچوب تعامل بين افراد و معنايي كه در اين تعامل رد و بدل مي شود، ظهور مي يابد. سبك زندگي ذاتاً اجتماعي است. به اين معنا كه حامل پيامهايي براي ديگران است. به اين اعتبار، پيروي كردن از يك سبك زندگي خاص ارزشها و جهت گيريها افراد را به ديگران منتقل كرده و به بقيه نشان مي دهد كه بايد در برابر فرد چه رفتاري داشته باشد.
سبك زندگي انتخابي است كه اين انتخاب در محدوده متغيرهاي ساختاري صورت مي گيرد. سبك زندگي متمايز كننده افراد و گروههاست. در واقع سبك زندگي مشخصه ومعرف افراد و گروههاست.
سبكهاي زندگي در زمره فعاليتهاي روزمره است. اما آن نوع رفتارهايي را شامل مي شود كه قابل مشاهده و معني دار هستند و تفاوت بنيادين ميان گروههاي اجتماعي مختلف را سبب مي شود علاوه بر رفتارها، سبك زندگي ارزشها، نگرشها و عقايد را نيز شامل مي شود.
سبك زندگي حامل روايتي از خود است و صرفاً رفتارهاب معطوف به ارضاي نيازها را در بر نميگيرد. (فاضلي-ص70-1)
بايد ميان تعداد كثيري از مردم عموميت داشته باشد، و گر نه تفاوتي با طبايع فردي يا هوسهاي مصرفي فرد نخواهد داشت. (اباذري و چاوشيان –ص24)
نتيجه گيري:
در اين گزارش بدنبال مدلي تركيبي از ابعاد جامعه شناختي و روانشناختي از رفتار مصرفي بوديم. از مولفههاي جامعه شناختي همانند فرهنگ، خرده فرهنگ، عوامل جمعيت شناختي، موقعيت و طبقه اجتماعي، گروههاي مرجع و خانواده اشاره رفت و سپس به مولفههاي روان شناختي همانند ادراك، يادگيري، انگيزه، شخصيت، احساسات و نگرشها و باورها اشارتي مختصر داشتيم. تمامي اين عوامل مويد اين مطلب بود كه اصاح واقعي و منطقي كردن الگوي مصرف در گرو شناخت نه صرفاً اقتصادي بلكه فرهنگي و اجتماعي منشاهاي رفتارهاي مصرفي مردم است.

منابع و ماخذ:
1. صمدي- منصور(1386) رفتار مصرف كننده، نشر آييژ، چاپ دوم
2. اباذري و چاوشيان-(1381) از طبقه اجتماعي تا سبك زندگي ، رويكردهاي نوين در تحليل جامعه شناختي هويت اجتماعي، نامه علوم اجتماعي، شماره 20
3. موون جان سي، و مينور ميشل اس، (1384) رفتار مصرف كننده، ترجمه عباس صالح اردستاني، اطلس چاپ، چاپ اول
4. هاوكنيز دل، بست راجر، كاني كنث، (1385) رفتار مصرف كننده، ترجمه احمد روستا و عطيه بطحايي، انتشارات سارگل، چاپ اول ،
5. باكاك رابرت، (1381)، مصرف، ترجمه خسرو صبوري، تهران نشر و پژوهش شيرازه
6. آتش پور و جنتيان، (1382) روان شناسي و رفتار مصرف كننده، تهران، نشر روز آمد

دكتر وحيد خاشعي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:40 PM - روز پنج شنبه 15 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  قانون مديريت خدمات كشوري با اهداف زير تدوين شده است:
1- بهبود نظام بوروكراسي اداري؛ 2- افزايش رضايت مردم و ارباب رجوع؛ 3- سرعت و دقت شفافيت در ارايه خدمات براي مردم؛ 4- كاهش ساختارها و پيچ و خم اداري؛ 5- عدالت در نظام پرداخت؛ 6- ارتقاي نقش دولت از تصدي‎گري به نقش سياست‎گذاري، هدايت و نظارت؛ 7 - مشاركت تعريف شده مردم؛ 8- دفاع از حقوق پرسنل و كاركنان در بخش دولتي و خصوصي؛ 9- توسعه دولت الكترونيك و خدمات الكترونيكي؛
نتيجه تحقق اين اهداف، رضايت مديران، مردم و كاركنان خواهد بود. تحقق اين اهداف در برخي احكام قانون مديريت خدمات كشوري زمينه اصلاح الگوي مصرف و افزايش بهره‎وري را فراهم خواهد كرد. بي‎شك اگر نظام اداري اصلاح شود، زمينه اصلاح بسياري از بخش‎ها مساعد خواهد شد. درست است كه اصلاح الگوي مصرف نياز به يك حركت همه جانبه فرهنگي و اقتصادي دارد، اما پاشنه آشيل اين حركت، اصلاح نوع مديريت بخش عمومي و دولتي است. اگر دولت در سياست‎گذاري، نظارت و انجام اموري كه برعهده دارد، «اصلاح الگوي مصرف» را رعايت كند، آثار مستقيم و غير مستقيم آن در ساير بخش‎هاي اجتماعي ديده خواهد شد. به عبارت ديگر براي حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف، اول بايد از نظام اداري شروع كرد.
در اين مقاله با مروري در فصل دوم قانون مديريت خدمات كشوري، به روش‎هاي اصلاح اداري پرداخته مي‎شود. اميد است امسال، دولت علاوه‎ بر توجه به فصل دهم قانون مديريت خدمات كشوري به احكام فصل دوم نيز توجه كند، چرا كه اجراي فصل دهم، (اصلاح نظام پرداخت)، عملا بدون احكام فصل دوم امكان پذير نيست. اگر اجراي فصل دهم به تنهايي مورد توجه قرار گيرد، جز افزايش هزينه‎هاي پرسنلي، تفاوت فاحش حقوق كاركنان دولتي و خصوصي و نارضايتي، چيز ديگري نخواهد داشت.
اما مروري بر احكام و آثار فصل دوم (راه‎بردها و فن‎آوري انجام وظايف دولت): بر اساس ماده 127، اموري مانند آموزش و پرورش عمومي، فني حرفه‎اي، علوم و تحقيقات، درمان، توان‎بخشي، تربيت بدني و ورزش، اطلاعات و ارتباطات عمومي و امور فرهنگي هنري و تبليغات اسلامي از طريق شيوه‎هاي زير توسط مردم انجام مي‎گردد:
1- اعمال حمايت‎هاي لازم از بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
2- خريد خدمات از بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
3- مشاركت با بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
4- واگذاري واحدهاي دولتي به خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
امسال دولت بايستي با استفاده از اين ظرفيت قانوني كه در قانون بودجه نيز براي آن اعتبار در نظر گرفته شده است، در جهت اداره مستمر كارهايي كه از طريق مشاركت مردم انجام مي‎گيرد، بهره‎وري را افزايش دهد و الگوي مصرف را اجرا كند.
از سوي ديگر با اجراي درست، كامل و دقيق سياست‎هاي اصل 44، زمينه ايجاد رقابت، تأمين حقوق عادلانه توليد كنندگان و مصرف كنندگان، رشد و توسعه و امنيت سرمايه‎گذاري، عدالت و رفع بي‎كاري را فراهم نمايد.
براي اجراي اين ماده هم چنين لازم است دستگاه‎هاي دولتي، فعاليت‎هاي قابل واگذاري يا مشاركت با بخش خصوصي را احصاء و با يك برنامه زمان‎بندي اجرا كنند و مجلس شوراي اسلامي و نهادهاي نظارتي نيز با بررسي و نظارت دقيق و استفاده از سيستم تشويق و تنبيه، دولت را در اين هدف مهم ياري كنند.
اما فعلا لازم است بخشي از فعاليت‎ها، به هر دليل قانوني يا شرايط اجتماعي، توسط بخش دولتي اداره شود. افزايش بهره‎وري، موضوعيت دارد. قانون مديريت خدمات كشوري بر اساس ماده 16 براي افزايش بهره‎وري و استقرار نظام كنترل نتيجه و محصول و جلوگيري از تمركز تصميم‎گيري، اختيارات لازم را به مديران اداره واحدهاي تحت سرپرستي داده است.
ابتدا بايد براي هر واحد آموزشي، پژوهشي، بهداشتي، درماني، خدماتي، توليدي و اداري، متناسب با كيفيت، محل جغرافيايي ارايه خدمت يا فعاليت، متوسط قيمت تمام شده محاسبه و تعيين شود. سپس شاخص‎هاي هدفمند و نتيجه‎گرا و استانداردهاي كيفي خدمات و پيش نياز سازوكارهاي نظارتي براي كنترل كيفيت و كميت طراحي شود. همچنين با مديران واحدها بر اساس حجم فعاليت و قيمت تمام شده، قرارداد عقد شود و اختيارات لازم براي جابه‎جايي فصول اعتبارات اداري و مالي براي مديريت روان و درست داده شود.
نهايتا اعتبارات بر اساس قيمت تمام شده در اختيار واحدها قرار مي‎گيرد، شاخص‎هاي عمل‎كرد مشخص شده است و فرد يا افراد موظف‎اند متناسب با هزينه‎هايي كه دريافت مي‎كنند، خدماتي را بر اساس استانداردها ارايه كنند. مديريت هم در مقابل مردم و نهادهاي نظارتي مسئول است.
اين ساز و كار فضاي مديريت، خلاقيت، پاسخ‎گويي، اصلاح الگوي مصرف و بهبود بهره‎وري را به دنبال مي‎آورد.
به عنوان مثال اداره مدرسه‎اي از طرف آموزش و پرورش به يك يا چند نفر از نيروهاي متعهد، توانا و با سابقه آموزش و پرورش واگذار خواهد شد. پس بايد شهريه دانش‎آموزان به صورت سرانه در اختيار آن‎ها قرار گيرد و در مقابل دريافت اين شهريه، والدين و مديران ستاد آموزش و پرورش نظارت مؤثر داشته باشند و فرآيند كار را پي‎گيري كنند تا آموزش و پرورش متناسب با استانداردهاي مورد انتظار در قانون بودجه سال 88 انجام گيرد. به آموزش و پرورش اجازه داده شده است تا چهار درصد از كل اعتبارات را به اين طريق هزينه كنند. حتي علاوه بر اين اعتبارات، آموزش و پرورش مي‎تواند نيروي انساني و مكان در اختيار اين افراد قرار دهد و در هزينه سرانه محاسبه كند.
طبيعي است چون نتايج عمل‎كرد، به مديران برمي‎گردد و مديريت از اين طريق سود و زيان مي‎كند، سعي دارند با حداكثر بهره‎وري كار كنند، معلم توان‎مندي را جذب كنند و با پرداخت مناسب، رضايت آن‎ها را جلب نمايند. بدين ترتيب يك رقابت سالم و اصولي با محوريت پرداخت بالاتر در مقابل كار خوب و بهره‎وري بالاتر در نظام آموزش و پرورش مستقر خواهد شد. اين الگو در ساير بخش‎ها از جمله ورزش، بهداشت و درمان و پروژه‎هاي عمراني نيز قابليت اجرايي دارد. اما تحقق اين رويكرد الزاماتي دارد:
1- اعتقاد و باور مديران به كاهش حجم تصدي‎گري حوزه فعاليت و واگذاري كار به مردم.
2- نظارت و مراقبت دقيق نهادهاي ناظر و استفاده از حداكثر ظرفيت قانوني به ويژه مجلس شوراي اسلامي.
3- فضاسازي مناسب توسط رسانه ملي، ارباب رسانه و حمايت فضاي عمومي به ويژه والدين دانش‎آموزان.
4- تشويق مديران به بهترين شكل و برخورد با كساني كه در اين راستا حركت نمي‎كنند و مانع هستند.
5- رصد نتايج و انتشار آثار آن تا نهادينه شدن اين فرهنگ در دولت سياست‎گذار، هدايت‎گر و ناظر.
6- پيشبرد بسياري از امور توسط مردم در يك فضاي رقابتي سالم با نظارت و حمايت دولت.

نويسنده: لطف‏الله فروزنده

منبع:هفته نامه پنجره


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 7:17 PM - روز چهارشنبه 14 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 توسعه صرفاً به معناي افزايش توليد ناخالص ملي (GDP) نيست. توسعه بايد پايدار باشد؛لذا توسعه مبتني بر تخريب محيط زيست، مصرف مقروضانه ، بهره برداري از منابع طبيعي كمياب بدون مصرف مناسب درآمدها نمي تواند پايدار باشد.

تفاوت هاي عمده اي در استراتژي هاي توسعه وجود دارد كه به نوبه خود پيامدها را متفاوت مي كند. اولين تفاوت به نوع برداشت از خود توسعه بازمي گردد. توسعه صرفاً به معناي افزايش توليد ناخالص ملي (GDP) نيست. توسعه بايد پايدار باشد؛لذا توسعه مبتني بر تخريب محيط زيست، مصرف مقروضانه ، بهره برداري از منابع طبيعي كمياب بدون مصرف مناسب درآمدها نمي تواند پايدار باشد.

از سوي ديگر توسعه بايد همه جانبه و فراگير باشد؛ يعني همه مردم را در بر بگيرد وهمه واديهاي وجودي اجتماع را شامل شود در غير اين صورت حداقل اكثريت شهروندان بايد منتفع شوند وتا جائيكه ممكن است مسائل وموضوعات مختلف را شامل شود . لذا دولت ها مي توانند به وسيله همه شمولي فزاينده رشد را بيشتر كنند.

باارزش ترين منابع كشور، مردم آن كشور است. بنابراين ضروري است تضمين شود كه هر كس از طريق دارايي خود به حيات خود به طور مناسب ادامه دهد و اگر كسي با كمبود وفقر مواجه شد دولت به اوكمك نمايد تا زيست شرافتمندانه اش دچار خدشه نشود .
با توجه به مقدمه فوق در بين هشت دولت حاكم بر سرنوشت مردم ايران بين سالهاي 1360 تا 1388 هر كدام از دولتها راه خود را طي كرده اند. چيزيكه در اين بين جالب مي نمايد تز دولت چابك يا غير فربه خاتمي است كه متاسفانه با تعريف بسيار حقيرانه اي كه از اين موضوع و نهاد دولت ارائه شد دولت را تا اسفل السافلين ذلالت وبي مسئوليتي كشاند وحتي كار را به جايي رساندند كه مردم را تفيلي هاي زايد دولت دانستند كه از دوره شيرخوارگي عبور نكرده وهنوز از پستان مادر تغذيه مي كند .تئورسين هاي اين دولت راه برون رفت از اين مشكل را قطع اين پيوند دانسته وبه يكباره اقدام به لغو وممنوعيت هرگونه استخدام ، قطع حمايت هاي اصولي وزيربنايي دولت از نيازمندان ،واگذاري بهترين وسوداورترين منابع ملي از معادن گرفته تا كشاورزي وصنعت وشركتهاي تجاري به ثمن بخس به بخش خصوصي آنهم با تعريف خاص خودشان از بخش خصوصي (خواص بارگاه) ،ايجاد موج ناسزا وبدگويي از ثروت ملي "نفت " كه خداوند به سبب وجود مبارك 14 معصوم پاك اين ثروت را در اختيار ما مسلمانان قرار داده است تا محتاج اجانب نگرديم كه متاسفانه دولت خاتمي با راه انداختن حجم وسيعي از تخريب سعي در واگذاري اين نعمت الهي به دولتهاي غربي و اعوان وانصار خويش نمود كه اگر نبود لطف خداوند وپاكدستي و رشادت دكتر احمدي نژاد ان قراردادهاي وحشتناك كه روي قرار دادهاي گلستان وتركمن چاي را سفيد كرده است هنوز خون ملت ايران را مي مكيد.جالب اينجاست كه اقايان با اين دست ودلبازي منابع ملي به غرب نسبت به ملت شريف ايران نهايت خست را به خرج مي دادند و صاحبان اين منابع را تفيلي وسربار دولت مي دانستند .
دومين تفاوت عمده بين دولت هاي فوق الذكر به نقش دولت در ترويج توسعه مرتبط است از نظر دكتر احمدي نژاد نقش دولت در زيرساخت ها و آموزش و فناوري نوين بسيار حياتي است لذا دولت بايد بنيان انقلاب اينترنت و بيوتكنولوژي مدرن را در اختيار بگيرد وموجبات بالندگي ان را فراهم كرده ودسترسي مردم به استفاده از تكنولوژي مدرن را تسهيل نمايد .جالب اينجاست كه در دوران خاتمي صف هاي طويل ثبت نام براي موبايل وساير تكنولوژيهاي نو نمايانگر ايجاد محدوديت در عرضه اين صنعت به مردم بود اما امروزه به مدد همت ودانش اقاي دكتر احمدي نژاد نه از ان صف ها خبري هست نه از ليستهاي انتظار فرسايشي ودسترسي به تكنولوژي مدرن بسيار سهل واسان شده است .
چيزيكه امروزه به جد رئيس دولت پيگيري ميكند پژوهشهاي دانشگاه هاست تا پايه هاي يك انقلاب علمي را پي ريزي كرده و ميليون ها نفر را از موهبت اين پيشرفت ها بهره مند سازد.يا در راستاي ايجاد مشاغل جديد و صنايع نوين وام هاي دولت به صنايع كوچك بسيار محوري بوده اند.

تفاوت ديگر اين است كه دكتر احمدي نژاد به دولت قوي همراه با قدرت اجرايي بالا و نيرومند اعتقاد دارد كه در راستاي ارتقائ سطح رفاه جامعه وخدمت به مردم سر از پا نشناسد و خادم تمام وقت مردم ايران باشد .در حاليكه خاتمي دولت ضعيف بي مسئوليت را ميپسنديد ودر 8سال حاكميت خود دولت حداقلي را تبليغ وتمام اهتمام خود را صرف كاستن از توان وتلاش وتكاپو ي دولت نمود .مثلا در مدت حاكميت خاتمي استخدام مطلقا ممنوع شده بود ، وظايف حاكميتي تعطيل ووظايف تصدي گري به شدت رواج يافته بود .

النهايه بايد دانست هم اكنون ترويج وحمايت از رشد پايدار بسيار سخت تر از هر زماني است. داشتن يك برنامه منسجم كه نه تنها رشد بيشتر بلكه عدالت اجتماعي را نيز نويد دهد از ضرورت بالايي برخوردار است برنامه هاي توسعه ايي كه تا كنون در كشور اجرا شده برنامه توسعه عدالت محور دكتر احمدي نژاد از زيربناي علمي بيشتري برخوردار بوده وبا تقاضاها وشرايط كشور ما سنخيت بيشتري دارد .

نويسنده:دكتر م. فتحي زاده


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 7:15 PM - روز چهارشنبه 14 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :18  
9 10 11 12 13 14 15 16 17 18