چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  ساعت 5:03 PM

بسیاري از پژوهشها در مورد اقتصاد سلامت از اقتصاد كار بويژه گرايش سرمايه انساني آمده است . راجع به مراقبتهاي پزشكي ، اقتصاد كار عمدتا در مورد عرضه و تقاضاي انواع حرفه هاي بهداشتي بحث مي كند . مطالعات متعددي در مورد دريافتهاي پزشكان ، نتايج يك مطالعه پربار (فريدمن و كوزنتس[1] ، 1945 ) را تاييد مي كند كه پزشكان بطور متوسط بازده بسيار خوبي از سرمايه گذاري خود در تحصيلات پزشكي كسب مي كنند اما تحقيق در مورد انتخاب تخصص و مكان ، اين مدل ساده را كه پزشكان حداكثر كنندة درآمد هستند تأئيد نمي كند .



 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  ساعت 5:02 PM


 

از زماني كه بيسمارك بيمه اجباري درمان را در سال 1883 در آلمان اعلام كرد ، تامين مالي مراقبتهاي سلامت Health Care Financing از دغدغه هاي دولتها و اقتصاد دانان متخصص ماليه عمومي بوده است . كليه توضيحاتي كه در ارتباط با سلامت بيان شده است (مثلا سلامت يك حق است ، دولت ملزم است كه مرگ و مير را در بين طبقات اجتماعي كاهش داده يا حذف كند) مشكوك مي باشد چون در زمان بيسمارك هيچ ارتباطي عملا بين مراقبتهاي پزشكي و سلامت نبود و حتي امروزه نيز اين ارتباط بستگي به محيط دارد . اين توضيح كه مراقبتهاي پزشكي جزء كالاهاي اساسي است به نظر ميرسد كه يك دور باطل باشند. گفته مي شود كه دولتها به كالاهاي اساسي سوبسيد ميدهند اما تنها راهي كه اين كالاها تعريف ميشوند همان پرداخت سوبسيد از طرف دولت است . معمولا چنين توضيح ميدهند كه پيشگيري و درمان امراض مسري داراي پيامدهاي خارجي كالاهاي عمومي است. اما اين توضيح نيز براي بخش كوچكي از مراقبتهاي پزشكي به كار ميرود . سوبسيد در صنايعي مثل كشاورزي را فقط مي توان به دليل فشارهاي وارده از طرف توليد كنندگان دانست ولي سوبسيدهاي دولتي براي مراقبتهاي پزشكي معمولا توسط توليد كنندگان مراقبتهاي پزشكي مورد مخالفت واقع مي شود.

سوبسيد براي مراقبتهاي پزشكي فقط ازاين جنبه قابل دفاع است كه توزيع مراقبتهاي پزشكي بر اساس توريع درآمد دور از عدالت است . برخي معتقدند چنانچه ابتدا توزيع مجدد درآمدها صورت بگيرد و سپس اين امكان فراهم آيد كه افراد كم درآمد تصميم بگيرند چه مقدار از اين افزايش را به مراقبتهاي پزشكي و چه مقدار را به ساير كالاها و خدمات  تخصيص بدهند، كارآيي بيشتري حاصل مي شود . بسياري از اقتصاد دانان با اين نظر مخالفند و به نظر ميرسد تركيب نمودن تعيين نياز و توزيع مجدد ارائه مراقبتها ، كار آمدتر از زماني باشد كه اين دو را به صورت توابع جداگانه در نظر بگيريم .




 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  ساعت 4:58 PM


تقاضا براي مراقبتهاي پزشكي

در قسمتهاي پيشين سلامت بعنوان يك كالاي اقتصادي معرفي شد كه به همراه ساير كالاها در تابع مطلوبيت وارد ميشود . مصرف كننده با قيد بودجه اي مواجه است كه مطلوبيت خود را با توجه به اين قيد بودجه حداكثر ميكند و تركيب بهينه اي از مصرف سلامت H و ساير كالاها X را پيدا ميكند. چنانچه با فرض ثبات ساير شرايط، فقط قيمت سلامت تغيير كند منجر به تغيير خط بودجه ولذا تغيير در تركيب مصرف از X و H خواهدشد . بنابراين در فضاي قيمت و مقدار ،به رابطه بين قيمت و مقدار سلامت مي رسيم كه همان رابطه تقاضا است.

از طرف ديگر ، بين سلامت و مراقبتهاي پزشكي نيز رابطه توليد H=g(m) برقرار است بنابراين در تابع مطلوبيت خواهيم داشت :

 

U = f(X,H) = f(X,g(m))                                         

 

 

بنابراين با رسيدن به ارتباط بين قيمت و سلامت ، به طور غير مستقيم به رابطه بين قيمت و مراقبتهاي پزشكي ميرسيم كه همان تقاضا براي مراقبتهاي پزشكي را نشان ميدهد:

m=h(p)      ,     h’<0  




 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  ساعت 4:56 PM


اين روزها به دليل تقارن با روز پزشک و داروساز واژه اقتصاد بهداشت نيز زياد شنيده می شود. اما در حاليکه هر دو به Health Economics اشاره می کنند بايد ديد اقتصاد بهداشت صحيح است يا اقتصاد سلامت  . برای پاسخ به اين موضوع خوبست ابتدا تعريفی از واژه Health داشته باشيم. شايد به جرات بتوان گفت بهترين و جامع ترين تعريف اين واژه تعريفی است که سازمان جهانی سلامت World Health Organization ارايه کرده است.

WHO definition of Health
Health is a state of complete physical, mental and social well-being and not merely the absence of disease or infirmity

در واقع حالتی است که احساس خوشی از ابعاد جسمي، روانی و اجتماعی به انسان دست می دهد و صرفا نداشتن بيماری يا ناتوانی دليل بر نا سلامتی نيست. اين تعريف به قدری جامع است که از سال ۱۹۴۶ ميلادی تاکنون هنوز تغيير نکرده است.



 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390  ساعت 4:51 PM


درمباحث قبلی گفته شد كه علم اقتصاد چارچوبي براي تخصيص منابع كمياب جهت مصرف حال و آينده در راستاي افزايش رفاه مصرف كنندگان ارائه مي كند و اقتصاد سلامت در مورد پيامد هاي تخصيص منابع در مراقبتهاي سلامت بحث مي كند . سه نقش مهم علم اقتصاد در زمينه موضوعات سلامت عبارتند بودند از توصيف ، توضيح و ارزشيابي كه معمولا بصورت جداگانه بررسي نميشوند . توصيف شامل شناسايي ، تعريف و اندازه‏گيري پديده مورد نظرمي باشد . توضيح شامل اجراي تحليل بصورت علت _ اثر مي باشد و ارزشيابي بصورت قضاوت يا رتبه بندي انواع پديده هاي جانشين مي باشد . همچنين گفته شد كه كنش اقتصادي ، كاربرد منابع در دسترس و در جهت بهره برداري اقتصادي است و با كنشي كه داراي جهت اقتصادي است متفاوت است .

گفته شد كه هدف نهايي توسعه اقتصادي ، همانا توسعه انساني است كه مستلزم برنامه هاي چند بخشي با هدف بهبود رفاه مردم است و در اين ارتباط شاخه هايي از اقتصاد مثل اقتصاد آموزش و اقتصاد سلامت از اهميت زيادي برخوردار شده اند . در تئوريهاي سرمايه انساني ، وضعيت سلامتي انسان به صورت يك ذخيره در نظر گرفته مي شود و لذا "سلامت ... كالايي سرمايه اي است " . اقتصاد سلامت گرايشي كاربردي است كه موضوعات آن را مي توان در چهار قلمرو اقتصاد كار ، اقتصاد بيمه و مالي ، ماليه عمومي و اقتصاد صنعتي دسته بندي نمود اين رشته از نظر ماهيت به دو شاخه تقسيم مي شود كه در يكي فقط روي عرضه و تقاضا ودر ديگري برعوامل محيطي و رفتاري تمركز مي شود.



 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  ساعت 12:47 PM

بر اساس گزارش سازمان جهاني بهداشت در سال 2000 ، نظام سلامت شامل كليه سازمان ها ، موسسات و منابعي است كه نسبت به توليد يا تدارك خدمات سلامتي فعاليت مي كنند . هر چند كه ارتقاي سلامت هدف اصلي يك نظام سلامتي است اما اين امر نيز به نوبه خود داراي چند جنبه است كه عبارتند از : (1) سلامتي خوب ، (2) پاسخگويي به انتظارات مخاطبين و (3) عادلانه بودن مشاركت مالي. كارگردها و وظايف اصلي هر نظام سلامت را مي توان در چهار مورد در نظر گرفت كه عبارتند از : تهيه و تدارك خدمات درماني ، خلق منابع درآمدي جديد ، تامين مالي و توليت . بنابراين پيشرفت در كسب اين اهداف بستگي به اين خواهد داشت كه اين چهار كاركرد اصلي چگونه عمل مي كند.

 

 

 

 




 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  ساعت 12:44 PM

دو ديدگاه يا الگوي متفاوت درخصوص  دخالت دولت در بازار مراقبت سلامت وجود دارد :

 

الف : تئوري منافع عامه مردم

ب : تئوري منافع گروههاي خاص.

 

 

بر اساس تئوري منافع عامه ، علت دخالت دولت اين است كه منافع عمومي را به صورت يك كل واحد در نظر گرفته و سياستهايي را اتخاذ مي نمايد كه كارايي و عدالت را تقويت مي كند . بخاطر داشته باشيم  تخصيص كارآمد منابع وقتي قابل حصول است كه به ازاي يك توزيع درآمد مشخص ، هر يك از كالاها و خدمات توليد شده در اقتصاد در نقطه اي توليد شوند كه منفعت نهايي اجتماعي(SMB) برابر با هزينه نهايي اجتماعي (SMC) باشد . لذا در حالتي كه ناقص بودن بازار از قبيل اطلاعات ناكامل مصرف كنندگان يا بازار انحصاري وجود داشته باشد ، بازار قادر نخواهد بود تخصيص منابع را بصورت  كارآمد انجام دهد . قابل مشاهده است كه وقتي كالاهاي عمومي مانند دفاع ملي يا پيامدهاي خارجي نظير آلودگي هوا نيز وارد بحث شود باز هم نارساييها يا شكست بازار رخ خواهد داد .

دخالت دولت در تئوري منافع عامه وقتي قابل دفاع است كه بازار قادر نباشد منابع را بصورت كارآمد تخصيص داده و يا توزيع درآمدها را بصورت عادلانه انجام دهد . وقتي بازار ناتوان باشد دولتها تلاش خواهند كرد كه از طريق تقويت رقابت ،‌فراهم آوردن اطلاعات براي مصرف كنندگان ،‌كاهش پيامدهاي خارجي مضر و يا توزيع مجدد درآمدها در جامعه ،كارايي و عدالت را بهبود ببخشند . در نتيجه مدل منافع عامه آن رفتار دولت را پيش بيني مي كند كه قوانين ، مقررات و ساير فعاليتهاي دولت موجب بهبود كارائي و عدالت خواهد شد .

بر اساس تئوري منافع گروههاي خاص ، اجتماعات سياسي را مي توان نظير ساير بازارهاي خصوصي كالاها و خدمات درنظر گرفت كه مقدار و نوع قوانين آن توسط نيروهاي عرضه و تقاضا تعيين مي شود . سياستمداران كه به دنبال كسب حداكثر آرا هستند عرضه كننده قوانين و گروههاي داراي منافع خاص كه به دنبال حداكثر كردن ثروت اند نيز خريدار قوانين هستند . در اين مدل ، سياستمداران متصدي و مجري ، تلاش مي كنند كه احتمال انتخاب مجدد خود را به گونه اي افزايش دهند كه قول دهند توزيع مجدد ثروت را از عموم افراد جامعه به سمت منافع برخي گروههاي خاص هدايت كنند . در عوض ، سياستمداران نيز انتظار كسب آراي بيشتر ، حمايت سياسي و مشاركت در مبارزات انتخاباتي را دارند . لابي هاي حرفه اي و شغلي نمادي از گروههاي داراي منافع خاص هستند كه ضمن چانه زني با سياستمداران ؛ بر روي قيمتها و مقاديري توافق مي كنند كه موجب تسوية بازار(Market- clearing)  شده و انواع مختلفي از مقررات را بطلبد . البته لازم به ذكر است كه وقتي قدرت نسبي بين انواع گروههاي داراي منافع جابجا مي شود مقررات گروه هاي داراي منافع خاص نيز در طول زمان دستخوش تغيير خواهد شد . قدرت و يا فشارهاي سياسي نيز از طريق مقدار منابع تحت كنترل گروهها ، تعداد افراد عضو گروهها و همچنين كارآمدي روشهاي انتقال منابع به فشارهاي سياسي تعيين مي شود .




 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  ساعت 12:38 PM


سيستم های سلامتی در کليه کشور هاي جهان در جستجوی راههای بهتری برای پاسخگويی به چالشهای حال و آينده هستند. ايران نيز از اين فرآيند مستثنی نيست و با چالشهای دوگانه ای مواجه است: از يک طرف با مسايل و مشكلات انباشته ای که از مشخصه های جوامع در حال توسعه است؛ سروکار دارد و از طرف ديگر با مشکلات ناشی از گذار به جوامع صنعتی روبرو است.

ابتدا بايد مفاهيم مربوط به سيستم های سلامتی را در ارتباط بين مردم و نهادها را بسط و گسترش دهيم. به منظور در نظر گرفتن نيازهای مردم، سيستم های سلامتی بايد چهار وظيفه اصلی را اجرا کنند :

 

  • تامين مالی   Financing
  • تدارک خدمات   Delivery
  • تنظيم روابط بين اجزا   Modulation
  • تعاملات بين اجزای و نهادهای نظام سلامت   Articulation

 

دو مورد از اين چهار وظيفه يعنی تامين مالی و تدارک خدمات از کارکردهای سنتی هر سيستم سلامتی است و دو مورد ديگر يا اصلا انجام نمی شود و يا اين که بطور ضمنی و غيرصريح انجام می شود.

Modulation در واقع مفهومی وسيع تر از قانونگزاری دارد و شامل وضع کردن قواعد شفاف و عادلانه بازی می باشد که اين مفهوم اخير به شدت در نظام سلامت ايران ضعيف بوده و موجبات رانت جويی و رانت خواری فعالان عرصه سلامت کشور شده است.

 

Articulation نيز اين امکان را می دهد که يک سری تعاملات بين اعضای جامعه، آژانس های تامين مالی (نظير سازمان تامين اجتماعی SSO و سازمان بيمه خدمات درمانی MSIO) و فراهم کنندگان Provider (نظير بيمارستانهای ملکی سازمان تامين اجتماعی، بيمارستانهای خصوصی، داروخانه ها و آزمايشگاه های بخش خصوصی و ...) سازماندهی و مديريت شود به گونه ای که منابع به سوي توليد و مصرف خدمات در جريان بيافتد.

در حال حاضر شايد بتوان مدل نظام سلامت کشور را مدل اجزای پراکنده در نظر گرفت و مورد انتقاد قرار داد چرا که گروههای اجتماعی در سه جزء تقسيم بندی می شود: وزارت بهداشت، نهادهای تامين اجتماعی، و بخش خصوصی. هر يک از اين اجزا بصورت عمودی انباشته شده اند Vertical Integration به گونه ای که همه وظايف را انجام ميدهند منتهی برای گروههای خاص. مثلا در حال حاضر سازمان تامين اجتماعی در مراکز درمانی ملکی خود ( ۷۶ بيمارستان و دی کلينيک و بيش از ۲۷۰ درمانگاه) نسبت به ارائه خدمات درمانی برای بيمه شدگان خود اقدام می نمايد و از هنگامی که ارز يارانه ای داروها توسط دولت در سال ۸۲ قطع شده است سازمان تامين اجتماعی بايد به تنهايی اين بار را تحمل کند و وزارت بهداشت نيز مسئوليت خود را برای ساير اقشار جامعه در اولويت می بيند. لذا در اين مدل هر يک از اجزا مستقل از ساير اجزای سيستم فعاليت می کنند.

 




 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 5 اردیبهشت 1390  ساعت 11:50 PM
متاسفانه در همه این سالها بدترین جفا به بخش بهداشت و درمان کشور شده و سهم دولت در تامین هزینه های درمان مردم، که بر اساس قانون اساسی حقی است همگانی(مثل همه حقوق همگانی دیگر که در طول این سالها ندیده گرفته شده اند)، در حال کاهش بوده است و در نتیجه سهم مردم در تامین این هزینه ها بطور مستمر در حال افزایش بوده است. اما نکته قابل بحث در این زمینه حرکت دولت بر خلاف اصل ۹۰ قانون برنامه چهارم در کاهش سهم مردم از هزینه های پرداخت مستقیم بوده است.

 به اعتقاد بنده مشکل ما در بخش بهداشت و درمان مشکل کمبود منابع نیست بلکه موضوع اصلی مدیریت توزیع منابع و نداشتن استراتژی مشخص در تعیین اولویتها است. بنابراین تا زمانیکه پزشکان به عنوان صاحبان منافع، در مصادر سیاستگزاری قرار داشته باشند انتظار تامین منافع مردم انتظاری بیهوده خواهد بود.



 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 5 اردیبهشت 1390  ساعت 11:12 PM

 همواره در كشور ما در طرح مباحثي چون تعرفه و سرانه درمان بحث بر سر آن است كه تعرفه و سرانه درماني موجود در كشورمان واقعي نيست، با وجود اين رئيس گروه اقتصاد درمان و برنامه ريزي معاونت درمان سازمان تامين اجتماعي بر اين اعتقاد است كه تعرفه ها و سرانه هاي درماني نه تنها غيرواقعي نيست، بلكه بسيار سخاوتمندانه و به نفع بخش خصوصي تنظيم شده است.او با استناد به آمار رسمي منتشر شده از سوي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران و در تبيين اين مساله به مقايسه نرخ رشد سالانه تعرفه خدمات تشخيصي و درماني و ميزان ارزش افزوده فعاليت هاي بهداشتي و درماني در دو بخش خصوصي و دولتي پرداخته و معتقد است نظام مراقبت هاي سلامت شبكه اي متشكل از بيماران، پول و جريان اطلاعات است كه از يك سو به سويي ديگر انتقال پيدا مي كند.



 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 5 اردیبهشت 1390  ساعت 11:10 PM

مدتهاي مديدي است که صداي متحدي از سوي جامعه پزشکي به جامعه تلقين مي شود مبني بر اينکه تعرفه ها و سرانه درمان در کشور غير واقعي است. با توجه به اينکه پزشکان به عنوان يکي از گروههاي مرجع در ايران شناخته مي شوند معمولا در مورد ادعاهاي اين گروه نيز کمتر تحقيق و تفحص انجام شده بتابراين انگيزه و نيت اصلي اين صداها تاکنون در يک چارچوب علمي و فارغ از دعواهاي سياسي و صنفي بررسي نشده است.

يک پزشک در ايران 12 سال تا اخذ ديپلم و حدود 6-7 سال تا اخذ دکتري حرفه اي و 4 سال نيز تا اخذ تخصص در يکي از رشته هاي پزشکي زمان صرف مي نمايد، يعني متوسط زمان لازم براي سرمايه گذاري در يک تخصص پزشکي 23 سال و سن شروع به کار براي اين فرد نيز 30 سال مي باشد. اميد به زندگي براي مردان حدود 69 سال است يعني اين فرد بطور متوسط 39 سال از سرمايه گذاري دوره جواني خود بهره برداري مي نمايد. از اين موضوع که چند درصد از اين پزشکان در طول دوره بهره برداري جهت تقويت مباني علمي پزشکي(به عنوان نگهداشت سطح دانش اوليه) اقدام مي کنند و چند درصد اقدام نمي کنند نيز چشم پوشي مي شود و فرض بر اين است که دانش پزشک جوان و پزشک پير(اما با تجربه) يکسان است.

در سال جاري متوسط درآمد يک متخصص گروه داخلي(غيرجراحي) از فعاليت در قالب يک شيفت کاري- يعني 175 ساعت کار در ماه - و در چارچوب تعرفه هاي (غيرواقعي!!) دولتي از دو بخش سرپايي و بستري بالغ بر 45 ميليون ريال مي باشد. بايد توجه داشت که اين گروه هميشه به عنوان مظلوم ترين گروه متخصصين پزشکي شناخته مي شوند. در گروه متخصصين جراحي اين اعداد بسيار پراکنده و از حداقل 60 ميليون ريال تا حداکثر 150 ميليون ريال بر اساس تخصص متفاوت مي باشد. به عبارت ديگر متوسط درآمد سالانه يک شاغل متخصص پزشکي بالغ بر 840 ميليون ريال (39 برابر حداقل درآمد سالانه يک کارگر عادي کشور) مي باشد.

 چنانچه بر اساس ادعاي جامعه پزشکي تعرفه هاي دولتي غيرواقعي و تعرفه هاي مصوب نظام پزشکي واقعي باشد در اينصورت اين درآمدها در بخش سرپايي حدود 2 برابر و در بخش بستري حدود 10 برابر خواهد شد. به عبارت ديگر متوسط درآمد گروههاي مختلف پزشکي حداقل 6 برابر خواهد شد يعني دامنه درآمد اين گروه از حداقل 270 ميليون ريال تا حداکثر 900 ميليون ريال در ماه خواهد شد. اگر متوسط درآمد يک پزشک متخصص را 500 ميليون ريال در نظر بگيريم يک شاغل متخصص پزشکي سالانه از محل فعاليت در يک شيفت بالغ بر 6 ميليارد ريال (277 برابر يک کارگر عادي کشور) خواهد بود.




 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 5 اردیبهشت 1390  ساعت 11:07 PM


در گزارش منتشر شده توسط  Merritt, Hawkins & Associates  در ماه آوريل سال 2007 ميانگين درآمد و دستمزد انواع تخصصهاي پزشكي در کشور امريكا گزارش شده است. اين شرکت به عنوان مهمترين شرکت در آناليز بازار خدمات پزشكان متخصص در امريكا شناخته شده و تحليلهاي ان به عنوان ملاک اصلي جذب متخصصان پزشكي در بيمارستانها مورد استفاده قرار مي گيرد. بر اساس اين گزارش دستمزد پزشكان از حداقل 145 هزار دلار (براي پزشكان عمومي) تا 489 هزار دلار براي متخصصين جراحي اعصاب ، با ميانگين 267 هزار و ميانه 260 هزار دلار متغير مي باشد. نکته حايز اهميت در اين گزارش درآمد خالص ايجاد شده توسط هر يک از انواع تخصص هاي پزشكي براي بيمارستانها است که اين مقدار از حداقل 558 هزار دلار (متخصص اعصاب) تا حداکثر 2 ميليون و 662 هزار دلار، با ميانگين 1 ميليون و 496 هزار دلار مي باشد. محاسبات نشان مي دهد که از کل درامد خالص ايجاد شده(در دو بخش سرپايي و بستري) توسط کليه پزشكان بطور متوسط حدود 18 درصد بين پزشكان به عنوان دستمزد توزيع شده و باقيمانده آن در حساب بيمارستان مي ماند. نسبت توزيع درآمد خالص ايجاد شده توسط پزشكان بين گروههاي مختلف پزشكي بسيار متفاوت مي باشد بطوري که اين نسبت از 8درصد براي متخصص داخلي و 9 درصد براي پزشك عمومي شروع شده و تا 26 درصد براي متخصص نفرولوژي و 38درصد براي متخصص اعصاب افزايش مي يابد.

 به عبارت ديگر با اين که ميانگين دستمزد پزشكان بطور نسبي بالا است اما به همين ميزان نيز باعث سودآوري بيمارستانها مي شوند. جدول زير ميانگين دستمزد پزشكان و درآمد خالص ايجاد شده توسط هر يک را نشان مي دهد.




 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 5 اردیبهشت 1390  ساعت 11:03 PM


متن زیر خلاصه ای از سخنرانی جناب آقای دکتر کاظمیان رییس هیات مدیره انجمن علمی اقتصاد بهداشت ایران در مورد تعرفه های مورد تصویب کمیته ۵ نفری ریاست جمهوری است که به دلیل ارتباط به وضعیت تعرفه های پزشکی در کشور قسمتهایی از آن در اینجا ذکر می شود.
بحث نظام تعرفه‌گذاري بحث روز بوده و به يك كشمكش‌ سياسي تبديل شده است. از يك طرف سازمان نظام پزشكي، مجلس و دولت مي‌خواهند شرايطي را تصويب كنند كه نظام تعرفه‌گذاري را به سازمان نظام پزشكي واگذار كنند كه اين شرايط پذيرفته شده و مجلس هم تأييد كرده است. اين تصميم نقش وزارت بهداشت و سازمان‌هاي دولتي را درگير و ممكن است پرداخت هزينه‌هاي تعرفه و حتي ماهيت وزارت بهداشت را دچار مشكل كند.
در ابتداي گزارش كميته كارشناسي، پيشگفتاري آمده كه از جهاتي قابل توجه است. در اين پيشگفتار اشاره شده كه در طول دوران جنگ تحميلي به هر عنوان تلاش شده كه از افزايش تعرفه‌هاي پزشكي جلوگيري به عمل آيد. در آن دوره نه فقط تعرفه‌ها بلكه قيمت كليه كالاها و خدمات پايين نگه داشته شد و بنابر اين مشكلي در قيمت‌هاي نسبي ايجاد نشد ضمن اينكه از سال 80-69 طبق گزارش رسمي بودجه خانوار و گزارش رسمي مركز آمار ايران نرخ تعرفه‌هاي بهداشت و درماني در خانوار طي 12 سال درست دو برابر متوسط افزايش عمومي قيمت‌ها بوده است يعني شاخص از سال 80-69 رشد دو برابري داشته است. با اين وجود مشخص نيست چرا در اين گزارش به سال‌هاي پيش از 68 استفاده شده است.
موضوع ديگر اين است كه در بحث بهداشت و درمان تكنولوژي پيشرفت كرده و تجهيزات جديد با نرخ ارز روز تهيه مي‌شوند كه اين هم شايد موضوعي براي طرح اين گزارش نباشد براي اينكه هنوز با نرخ جاري ارز تجهيزات پزشكي متنوع واردكشور مي‌شود و تمام گروه‌هاي مصرف‌كننده اين تجهيزات با اين نرخ‌هاي فعلي در نوبت هستند كه با سازمان تأمين اجتماعي قرارداد ببندد. اگر وارد كردن تجهيزات با اين نرخ ارز پرهزينه مي باشد؟ چرا نرخ‌هاي فعلي سازمان تأمين اجتماعي و خدمات درماني اينقدر براي گروه‌هاي وارد كننده پرجاذبه است، نكته قابل توجه اين است كه تعدادتجهيزات MRI و سيتي اسكن و غيره كه در تهران متمركز است، بيشتر از كل تجهيزات مستقر در انگلستان است....
در اين سيستم بحث provider Risk sharing است يعني پزشكان را در هزينه‌ها ريسك‌پذير مي كند يعني بابت هر بيمار به طور متوسط مثلا 10 هزار تومان در سال به پزشك مي‌دهند اگر بيمار به دليلي بهبود نيافت پزشك بايد هزينة اضافي را متقبل شود يعني يك بيمار بايد به طور متوسط 10 هزار تومان هزينه ايجاد كند و نه بيشتر. اين بحث در تحقيق كميته كارشناسي به طور مختصر اشاره شده كه اگر ما تعرفه‌ها را واقعي كنيم و به تبع آن نظارت وزارت بهداشت را هم داشته باشيم و باز به تبع آن provider Risk sharing  را هم داشته باشيم مشكل حل مي‌شود كه اين يا ساده كردن بيش از حد مسأله است و يا عدم آگاهي به مكانيزم‌هاي سياست‌گذاري و اجرايي است يعني حتي فرانسه با 8 تا 9 درصد هزينه‌هاي بهداشت و درمان از محل GDP نتوانسته اين كار را بكند....




 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 5 اردیبهشت 1390  ساعت 11:00 PM


عقلا همیشه گفته اند هر حرفی را بشنو اما ببین گوینده حرف کیست و چرا این حرف را  میگوید. به عبارت دیگر مصداق این حدیث شریف که «الاعمال بالنیات» نیت گوینده حرف را هم باید درنظر داشت. مدتها است که در همه محافل صحبت از بالا بودن سهم مردم از هزینه های سلامت در این کشور شنیده می شود اما شگفت موضوع وقتی است که صدای جامعه عرضه کنندگان هم در بیاید و همنوا با پرداخت کنندگان بیچاره ( در اینجا منظور توهین یا خدایی نکرده تحقیر نیست بلکه به این معنی که چاره دیگری جز پرداخت پول به عرضه کنندگان ندارند) به دولت خرده بگیرند که چرا سرانه درمان در این کشور پایین است. در اقتصادسنجی روشی وجود دارد که امکان تاثیر متقابل یک متغیر بر متغیر دیگر را تخمین می زند. این اصل به نام اصل علیت گرنجر

 

 

Granger Causality

 

 

شناخته می شود و به راحتی قابل تخمین است. در این روش یک بار اثرات با وقفه متغیر Y بر متغیر X اندازه گیری شده و یک بار اثرات با وقفه متغیر X بر متغیرY اندازه گیری شده و نتیجه گرفته می شود که جهت رابطه یک طرفه از X به Y، یک طرفه از Y به X  و یا دو طرفه است. بر این اساس می توان نیت درمانگران از این همنوایی را بهتر شناسایی نمود؛ این که بالا رفتن سرانه را ترجمانی از بالابردن تعرفه های پزشکی می دانند و در نتیجه بجای پرداختن مستقیم به موضوع بالابردن دستمزدهای پزشکی به موضوع بالابردن سرانه درمان می پردازند. شایسته است که تحقیقی در این زمینه انجام شود تا روایی این ادعا مشخص شود.  امیدوارم هرچه زودتر مباحث تجارت در درمان که متاسفانه معضل بزرگ نظام سلامت است حل بشود و دیگر شاهد این نابسامانی ها نباشیم. به امید آن روز.

 سالها پیش یکی از اساتید صاحبدل و صادق وقتی در کلاس درد دل می کرد بخشی از شعر زیر را به عنوان مصداق بیان نمود که وصف حال غیرمستقیم آن موضوع بود. این شعر را بی مناسبت به موضوع تجارت در درمان نمیدانم.

 زاهدی نوبنیاد، راه و رسم عرفا پیش گرفت



 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 5 اردیبهشت 1390  ساعت 10:54 PM

 


با عنایت به سرفصل سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه و سرفصل احکام برنامه های پیشنهادی سلامت به نظر میرسد خلأیی در برخی از امور وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از :

 

1- فقدان یک بند در خصوص یکپارچگی بین اجزای مختلف وزارت بهداشت شامل بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی (شامل فرآیندهای سیاستگزاری ، راهبری ، نظارت و ارزشیابی) 

2- فقدان توصیه های علمی برای رقابت در بیمه های خدمات درمانی ، بلکه برعکس زمینه های وجود انحصار بر اساس پیشنهاد احکام موجود دیده می شود . 

3- عدم پیش بینی روشهای ارتقای بهره وری و سازوکارهای جبران پاداشهای مربوطه .

4- عدم ارائه راههای علمی برای رویکرد انسان سالم و جامعه به خصوص شیوه تعامل تدارک خدمات درمانی ( وزارت بهداشت ) با بیمه خدمات درمانی ( وزارت رفاه ) و تعیین تعرفه های مصوب قابل قبول .

5- عدم پیش بینی روشهای بهبود تخصیص منابع عمومی بخصوص بودجه ریزی عملیاتی در واحدهای تحت پوشش وزارت بهداشت . 

6- عدم پیش بینی برنامه های هماهنگ کننده اهداف توسعه ای . 

7- عدم پیش بینی نظام کارآمد بازرسی و نظارت و اصلاح قوانین متداخل با سایر دستگاهها و نهادها .

8-   عدم پیش بینی روشهای اطلاع رسانی به جامعه بخصوص دسترسی تصمیم گیران ، کارشناسان و فراهم کنندگان خدمات به داده های سلامت کشور ، با توجه به اینکه شرایط رقابتی برای فراهم کنندگان باید فراهم شود .

9- اشتباه استراتژیک در اولویت گذاری ارایه خدمات حاکمیتی توسط بخش خصوصی



 نگاشته شده توسط محمدعلی حاجیان نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :3
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
Powered By Rasekhoon.net