سرپرست اداره اوقاف و امورخيريه قائمشهر، سوادكوه و جويبار، از احيا و بازسازی موقوفات قديمی اين شهرستانها در سال جهاد اقتصادی خبر داد. حجتالاسلام فتاح سوادكوهی در گفتوگو با ایسنا منطقه مازندران افزود:با همت اداره كل اوقاف و امورخيريه مازندران، در سال جاری موقوفات قديمی و نياز به بازسازی شهرستانهای قائمشهر، سوادكوه و جويبار، بر اساس ميزان قدمت در اولويت بازسازی قرار میگيرد. وی افزود: شهرستانهای قائمشهر، سوادكوه و جويبار، دارای 178 امامزاده، 15 بقعه و امكنه متبركه، 217 باب تكيه، 276 باب حسينيه، 40 باب سقاخانه، سه باب فاطميه، 481 باب مسجد، يك باب مكتب الزهرا(س)، يك باب حضرت رقيه(س) و دو مدرسه علميه است.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||

• تحليل و بررسي روند رو به رشد يا افول هريك از تفكرات اقتصادي جهان از ابتدا تاكنون.
اما یک خطی هست که به شما شخصیت می دهد و زندگی شما را زیر رو می کند البته بستگی دارد زیر این خط باشید یا بالای آن، وآن خط، خط محترم فقر است!
لکن ازهمه جالب تر ارتفاع این خط است که سال به سال به قله های معروف جهان مثل اورست نزدیک تر می شود. اما فکری کنید امسال میزان خط فقر برای شهری مثل تهران چقدر اعلام شده است؟ 300 هزار تومان؟ 400 هزار تومان؟ 700 هزار تومان؟
نه جانم این خط به این آسانی ها سواری نمی دهد. پس اگر یک کارگر ساده، یک کارمند، یک معلم، یک فروشنده، حسابدار، منشی، راننده یا... هستید کلاً بی خیال شوید! چون مبلغ خط فقر برای شهر تهران 813 هزار تومان اعلام شده است. البته هیچ جای نگرانی نیست چرا که بر اساس طرحهای مسئولین قرار است دیگر هیچ فقیری در ایران وجود نداشته باشد.
پس بایک حساب دو دو تا چهار تایی گزینه های زیر می تواند مطرح باشد:
هرچند که بسیاری فکر می کنند که با مرگ دردسرهای این دنیای پر سر و صدا به پایان می رسد اما حقیقت این است که مرگ برای بازماندگان ابتدای مشکلات متعددی است که هر یک از آنها می تواند کاری کند که بر خلاف ضرب المثلها درنهایت میت بر زمین بماند.
طبق بررسیهای میدانی خبرنگار مهر در کرمان برگزاری یک مراسم ختم در شرایط متوسط و نه با اصراف و خودنمایی از ابتدای مرگ یک فرد تا پایان مراسم چهلم حداقل 10 میلیون تومان هزینه در بردارد.
این هزینه شامل کلیه مراسمهای متداول سفر آخرت است و درنهایت هزینه سنگینی را برای بازماندگان ایجاد می کند.
در این دوره و زمانه تا وقتی زنده ایم برای داشتن یک سرپناه یا باید سرمایه ای چند ده یا حتی چند صد میلیونی داشته باشیم یا دست به گریبان وام و قسط و قرض بشویم و یا اینکه با زدن برچسب مستاجر بر پیشانی به قول معروف پشت درب نشینی را تجربه کنیم.
اما ای کاش ماجرای سرپناه داشتن به همین جا ختم می شد چرا که روزی که بار سفر آخرت را می بندیم و عمرمان به سر می رسد هم، این هزینه های سرسام آور داشتن سرپناه دست از سرمان بر نمی دارد و داشتن یک وجب خاک آن هم تنها برای نبودنمان دغدغه بازماندگانمان می شود.
دلال بازی قبر با سود چند میلیونی
وی افزود: همچنین مقرر شده است نسق های زراعی مشاء نیز به عنوان وثیقه دریافت شود که بخش عمده ای از مشکلات مربوط به دریافت تسهیلات در بخش کشاورزی رفع می شود.

هزینه تسلیحات پیشرفته به مشکلی حاد تبدیل شده است.
سار ها بودند: تیم های آکروبات کار با نمایش های مسحور کننده گروهی. مرغ های دریایی بودند: دریم لاینر ۷۸۷ بویینگ و آ۳۸۰ ایرباس؛ هواپیما های مسافر بری بزرگی که با این حال پرواز هایی طولانی مدت و بی دردسر را انجام می دهند و ناقل های نظامی پر سر و صدای ملخ دار هم بودند، از جمله آخرین آنها، آ۴۰۰ ام ایرباس. اما بخش اصلی برنامه برای پرنده های شکاری کنار گذاشته شده بود: جنگنده های جت. در نمایشگاه هوایی تابستان امسال در فارن بورو، منطقه ای در خارج لندن، شکاری اف ۲۲، پیشرفته ترین جنگنده آمریکا، قدرت خود را با خروشی رعد آسا به همگان نشان داد. بسیاری با شنیدن نام جنگنده به یاد سرعت، ارتفاع و چالاکی می افتند. اما آنچه توجه آدمی را حتی بیش از این به خود جلب می کند، این شکاری کم سرعت است که تقریبا بی حرکت در هوا می ایستد و دماغه اش به بالا اشاره دارد، مثل اسباب بازی بچه گانه ای که به آسمان بسته شده باشد. در جنگ های نمایشی، حس گر های اف ۲۲ و قدرت آن در اختفا باعث می شوند که بتواند به تنهایی دسته ای از هر نوع هواپیمای دیگر را نابود کند. اما این شکاری، گونه ای در معرض خطر است. یک تهدید برای آن، از موقعیت نیرو های نظامی غرب ناشی می شود. این نیرو ها در جنگ عراق و افغانستان، اگر نگوییم در زمین، لااقل در هوا هماوردی نداشتند. و بنابراین به نظر می آید که جنگنده های پیچیده اف ۲۲ چندان مناسبتی با نیاز های آنها ندارند و این تهدیدی دیگر از ناحیه تکنولوژی است. پیشرفت جنگ افزار های روبوتیک کار را به جایی می رساند که نیازی به حضور خلبان در کابین نباشد. آنچه فرماندهان نظامی آمریکا بیش از همه برای آن هیاهو به راه انداخته اند، نه اف ۲۲، بلکه هلی کوپتر های آنها و «شکار چی» است (هواپیمای بدون سرنشینی که می تواند یک روز کامل را در هوا بماند). به نظر می رسد که خلبان های هواپیما های شکاری، قدرت خود را از دست می دهند. خداحافظ تام کروز در «سلاح برتر»، خدا نگهدار بیگلز، قهرمان انگلیسی داستان های پر ماجرا و به جای آنها، سلام به اپراتور ناشناس هواپیمای بدون سرنشینی که در کانتینری بی پنجره در صحرای نوادا نشسته و به کنترل جنگ افزار خود مشغول است. اینکه هواپیما های بدون سرنشین تا چه حد می توانند یا باید جای خلبان دار ها را پر کنند، دهه ها مورد بحث قرار خواهد گرفت. با این همه، فعلا تهدید سوم فوری تری نیز برای شکاری ها وجود دارد: بحران اقتصادی که کشور های غربی را به کاهش تجهیزات نظامی پر هزینه خود وادار می کند. رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا دستور داده است که تولید اف ۲۲ باید در سال جاری به پایان رسد و با این حساب، تعداد هواپیما های موجود از این نوع در رقم ۱۸۷ باقی خواهد ماند در حالی که زمانی قرار بود تعداد این نوع شکاری به چیزی در حدود ۷۵۰ فروند برسد. در اروپا سفارش ساخت تیفون جنگنده ساخت انگلستان، آلمان، ایتالیا و اسپانیا کاهش خواهد یافت و در هر دو سوی اقیانوس اطلس، افزایش هزینه جنگنده مخفی اف ۳۵ به این معنا است که تعداد سفارش های آن احتمالا به سرعت کاهش پیدا خواهد کرد.
![]()

در سال های اخیر شاید کمتر مقوله اقتصادی را بتوان سراغ گرفت که به اندازه سیاست های ارزی کشورمان مورد بحث کارشناسان و رسانه های اقتصادی قرار گرفته باشد. بنابراین و پس از این همه سال، انتظار این بود که که لااقل در مورد صورت مساله ابهامی باقی نمانده باشد. اما در روزهای اخیر مطالبی منتشر شده اند که نشان از پایداری برخی ابهامات اساسی در این زمینه دارد. به اختصار به چند مورد از این ابهامات اشاره می کنیم. قبل از آن اما لازم است یک بار دیگر صورت مساله را مورد توجه قرار دهیم:
![]()

اصول اقتصادی قانون اساسی راهگشای مشکلات اقتصادی است و پیشبرد دقیق و همه جانبه قانون اساسی هنوز می تواند راهگشا ترین برنامه عملی برای ما باشد. مباحث اقتصادی از ابتدای ظهور در ذیل اخلاق عملی طراحی شده بود و به نظر می رسد در آینده نیز همچنان پیوند میان اخلاق و اقتصاد ناگسستنی باقی خواهد ماند. در اکثر مطالعات آینده شناختی و بررسی تحولات دنیای هزاره سوم یکی از مسائل مهم این است که جهان پیشرفته به سمت اقتصاد و جامعه مبتنی بر دانایی حرکت می کند، به طوری که بازدهی ها صعودی می شود و سطح رفاه به حد بی سابقه یی می رسد و درآمد به صورت خارق العاده یی افزایش می یابد و چون مغز انسان در خلق ارزش افزوده نقش بیشتری ایفا خواهد کرد، به سمتی حرکت می کنیم که تعداد روزهای تعطیل هفته بیشتر خواهد شد، به طوری که تا سال های میانی قرن ۲۱ تعداد روزهای تعطیل هفته به ۳ تا ۴ روز خواهد رسید.
در ابتدای صنعتی شدن جهان نیروهای کار تعطیلی و مرخصی نداشتند و روزانه بین ۱۴ تا ۱۸ ساعت کار می کردند، درحالی که امروز نیروهای کار دو روز تعطیلی دارند و با انواع مرخصی ها حداکثر ۸ ساعت در روزهای کاری فعالیت می کنند. وقتی اوقات فراغت انسان افزایش چشمگیری داشته باشد و رفاه زیاد شود تاملات متافیزیکی اش گسترش می یابد و بشر مجال می یابد تا به افق های دوردست نگاه کند. قرن ۲۱ را بر همین مبنا قرن «گسترش تاملات متافیزیکی» می نامند. اقتصاد هم ناگزیر تحت تاثیر این تغییرات متافیزیکی خواهد بود. حالا فکر می کنم با من موافق باشید که اخلاق و اقتصاد با هم رابطه مستقیم داشته و خواهند داشت. در حالی که با کمال شگفتی تصور می شود که چنین نیست. برای بررسی وجوه مختلف حیات جمعی انسان تحت تاثیر آموزه نیوتنی گمان می رفت باید این وجوه به صورت قراردادی از هم تفکیک شوند. این تحلیل در ابتدا به عنوان یک قرارداد تلقی می شد، اما به مرور قراردادی بودن آن فراموش شد و منفک بودن این وجوه مختلف حیات بشری به عنوان یک اصل پذیرفته شد. این تلقی در کنار دستاوردهای خارق العاده آثار، پیامدهای زیان بار زیادی هم داشت. در زمانی که کشورهای تازه استقلال یافته در عرصه سیاستگذاری برای نجات از عقب ماندگی تلاش می کردند، این غفلت موجب شد که توسعه را صرفاً در حوزه اقتصاد ببینند، با این تصور که تحول در سیستم اقتصاد به صورت مکانیکی منجر به تحول در سایر زیرسیستم ها خواهد شد. این تلقی منشاء خسارت ها و هزینه های بسیار بزرگی شد. کشورهای در حال توسعه امروز وقتی با نگرش محض اقتصادی توسعه خود را برنامه ریزی کردند و وجوه فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی زندگی انسان را نادیده گرفتند، برخی از نیروهای آنها که خود در استقرار و انقلاب کشورشان سهیم بودند با مشاهده این آثار ناگوار علیه رژیم انقلابی خود شوریدند.

وبلاگ نویسی از پدیده های جدید و مهم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است که با اتکا به اینترنت ممکن شده است. اقتصاددانان زیادی هم برای انتقال افکار خود و هم برای ایجاد رابطه ای نزدیک و پویا با دانشجویان به طور مرتب در وبلاگ های خود یادداشت می نویسند. «وبلاگ بکر پوسنر» یکی از مهم ترین وبلاگ های اقتصادی است که از دسامبر ۲۰۰۴ در آدرس http://www.becker posner.blog.com آغاز به کار کرد. در وبلاگ بکر – پوسنر که قالب نامتعارفی دارد، هر بار یک موضوع خاص به بحث گذاشته می شود. موضوعاتی که در این وبلاگ مورد بحث قرار می گیرند، بسیار جالب توجهند. نویسنده های ثابت این وبلاگ، دو صاحب نظر شهیر در تحلیل اقتصادی یعنی گری بکر و ریچارد پوسنر هستند. گری بکر که در دسامبر سال ۱۹۳۰ در پنسیلوانیا به دنیا آمد، استاد دانشگاه شیکاگو و برنده نوبل سال ۱۹۹۲ است. وی از دانشگاه پرینسون مدرک کارشناسی و از دانشگاه شیکاگو دکترای خود را دریافت کرد. بکر از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۸ در دانشگاه کلمبیا و پس از آن در دانشگاه شیکاگو به تدریس پرداخت. وی در دانشگاه شیکاگو با دانشکده های جامعه شناسی و بازرگانی پیوندهای زیادی ایجاد کرده، علاوه بر انتشار مطالب عالمانه درباره طیف گسترده موضوعات اقتصادی نظیر آموزش، تبعیض، نیروی کار، خانواده، جرم، اعتیاد و مهاجرت برای سال های متمادی یک ستون ماهانه نیز در نشریه بیزینس ویک داشت. ریچاردپوسنر نیز در سال ۱۹۳۹ در نیویورک به دنیا آمد و از دانشگاه هاروارد در رشته حقوق فارغ التحصیل شد. پوسنر اکنون قاضی دادگاه تجدید نظر در شیکاگو و استاد دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو است. وی تالیفات زیادی را به چاپ رسانده و یکی از شخصیت های مهم در حوزه حقوق و اقتصاد است. نوشته های او در زمینه قوانین ضدتراست، حوزه خصوصی، سقط جنین، تخطی از قرارداد، مواد مخدر، حقوق حیوانات و شکنجه بسیار تاثیر گذار بوده است. در وبلاگ بکر پوسنر مباحث کارشناسی علم اقتصاد منتشر می شود. گستره موضوعات مطالب مطرح شده بسیار قابل توجه است و دقت در مباحث، تحسین خواننده را بر می انگیزد. مطالب ارائه شده در این وبلاگ متشکل از یک مقاله اصلی کوتاه به قلم یکی از این دو شخصیت بزرگ علم اقتصاد و پاسخ کوتاه نفر دیگر است. در آخر نیز هر یک از این دو نفر با توجه به نکته هایی که فرد دیگر و خوانندگان وبلاگ مطرح کرده اند، ممکن است در بخشی با عنوان پس تاملات مسائلی را که به ذهنش می رسد بیان کرده، یک جمع بندی ارائه دهد. ممکن است در نگاه اول به نظر بیاید که مسائلی که در این وبلاگ مطرح می شود، به علم اقتصاد ربطی ندارد؛ اما مسائل گوناگون را می توان با دید اقتصادی تحلیل کرد. در واقع امروزه بر خلاف قبل، دیگر علم اقتصاد به عنوان علم به کارگیری منابع کمیاب برای تولید کالاها و خدمات گوناگون در نظر گرفته نمی شود. در تعریف جدیدتر، علم اقتصاد (با این فرض که انتخاب عقلایی اصل هدایت گر کنش ها است) چگونگی واکنش افراد و سازمان ها به تغییر انگیزه ها را بررسی می کند. روزهای پنج شنبه، برخی از مباحث مطرح شده در این وبلاگ از نظر خوانندگان روزنامه می گذرد. ● فدرالیسم، علم اقتصاد و توفان کاترینا ریچارد پوسنر بیشتر بحث و جدل ها بر سر اینکه واکنش درست به توفان کاترینا چه باید می بود روی تقسیم مسوولیت ها بین سطوح مختلف دولت (فدرال، ایالتی و محلی) تمرکز یافته است. نگرانی که بیش از همه ابراز می شود این است که چرا دولت فدرال نقش جسورانه تری در این رابطه ایفا کرده است. برای مثال، فرماندهی همه تلاش های حساس را در دست گرفتن و آنها را به اختیار ارتش ثابت و دائمی سپردن (این ارتش متفاوت از گارد ملی است که جنبه ایالتی و نه فدرال دارد، اگر چه رییس جمهور این اختیار را دارد تا در شرایط جنگی، شورش ها یا اختلالات غیرنظامی، گارد ملی را «فدرالیزه» کند و در نتیجه آن را تحت فرمان نظامی فدرال قرار می دهد)، که باعث نقض معتقدات فدرالیسم (حمایت از اصول حکومت فدرال) و حتی شاید اصول مصرح قانون اساسی شده است که قدرت را بین دولت فدرال و ایالتی (شامل دولت محلی) تخصیص می دهد و نیز نقض قوانین خاصی از قبیل قانون پوسه کومیتاتوس ۱۸۷۸ که مشارکت نظامیان در اجرای قانون را محدود می سازد. موضوعات فدرالیسم را نمی توان منحصرا با ارجاع دادن به معیارهای اقتصادی حل کرد. دلیل آن این است که انقلاب آمریکا را ایالت هایی (مستعمرات سابق انگلستان) به راه انداختند که به یک کنفدراسیون آزاد پیوند می خوردند. قانون اساسی، در حالی که فدراسیون را سفت و سخت تر کرد، ایالت ها را به عنوان شخصیت های نیمه مستقل به رسمیت می شناسد. حتی اگر کارآتر باشد که بدون توزیع قدرت بین ایالت ها عمل کنیم و دولتی متمرکز شبیه فرانسه داشته باشیم، این کار را نمی توان بدون اصلاح قانون اساسی و حقیقتا بدون جایگزین کردن آن با یک قانون اساسی کاملا جدید کرد که در یک نشست فوق العاده مربوط به قانون اساسی به تصویب رسیده باشد. با همه اینها، البته امکان تحلیل مبانی اقتصادی فدرالیسم وجود دارد که من در این پست سعی دارم چنین کاری بکنم.
![]()

مدل پردازش اطلاعات مصرف کننده (CIP) شامل روش های مختلفی برای درنظر گرفتن فرایندهای پردازش اطلاعات توسط مصرف کننده است. CIP در مورد ذهن مصرف کننده و نحوه کار آن بحث می کند. علاوه بر این CIP دارای توان بالقوه ای برای ایجاد ادراکات جدید نسبت به رفتار مصرف کننده می باشد. روش های سنتی مطالعه رفتار مصرف کننده که به مدل جعبه سیاه معروف است بر داده های خارجی و نیز خروجی های مربوط به آن متکی می باشد (ویلکه، ۱۹۹۴: ۱۷۸). به عنوان مثال کاهش قیمت سیب باعث افزایش فروش آن می شود. اما در سطح فردی، کاهش قیمت، در یک فرد می تواند باعث افزایش خرید شود و در فرد دیگر باعث این افزایش خرید نمی شود. مدل جعبه سیاه این حقایق را ثبت می کند ولی فرایندهای داخلی که نشان دهنده چگونگی واکنش فرد می باشد را نشان نمی دهد. در مقابل مدل CIP بر روی واکنش هایی که ذهن مصرف کننده در زمان کاهش قیمت بروز می دهد متمرکز می شود. ● مدل پردازش اطلاعات مصرف کننده (CIP) چیست؟
![]()

اکثر تفاسیری که در مورد تقسیم کار وجود دارند، در واقع تفاسیری هستند که افزایش بهره وری را ناشی از تخصص می دانند. مثال رایج در این زمینه، کارخانه سوزن سازی است که توسط آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل بیان شده است. جایی که هر کارگر به این دلیل که روی یک زمینه کاری تمرکز می کند با کارآیی بیشتری تولید خواهد کرد. اما افزایش رفاه به دلیل تقسیم کار باید مستقیما بر پایه مزیت های خودش تفسیر شود. یعنی با این فرض که هیچ ادعایی در افزایش بهره وری فردی ندارد. آنچه که باید توضیح داده شود این است که چه طور تقسیم کار به تنهایی بهره وری جمعی و نه فردی را افزایش می دهد. حال چه با یک جامعه بدوی سر و کار داشته باشیم چه با یک جامعه صنعتی. همچنین باید توضیح دهیم که چگونه تقسیم کار به صورت خودکار اتفاق می افتد و بدون یک تبیین منطقی از پیش تعیین شده رشد می یابد و چه مکانیزم هایی مردم را در ارتباط با بهینه سازی و رفاهشان به واسطه تقسیم کار در خانواده، گروه و حتی جهان آگاهی می بخشد و آنها را تشویق به تقسیم کار می کند. (نیروی خودانگیز و درک دیر هنگام، در مورد خیلی از دیگر پدیده های اقتصادی همچون پول رایج است؛ تا این که اخیرا توسط اقتصاددانان توضیح داده شده اند. اگرچه آنها برای هزاران سال برقرار بوده اند. ) یک تفسیر از تقسیم کار که بارها نیز تکرار شده، اظهار نظر اسمیت در مورد «میل طبیعی به معامله کردن، تهاتر و معامله پول» است. در واقع میل بشری درست وارونه است: مردم ترجیح می دهند تا مستقل و بی نیاز باشند و به این خاطر نیز معامله می کنند که دریافته اند به واسطه این کار در موقعیت بهتری قرار خواهند گرفت. آنها به طور ذهنی تصمیم می گیرند که در مورد چه کالایی آنچه که کسب می کنند از آنچه از دست می دهند بیشتر است. بنابراین مردم هزینه وابستگی بیشتر به یکدیگر را برای قرار گرفتن در یک موقعیت بهتر می پذیرند. اگر مردم فکر کنند که با انجام معامله در انواع مختلف آن در وضع بدتری قرار خواهند گرفت، آنگاه هیچ گونه تمایلی به این کار وجود نخواهد داشت. به بیان دیگر، به درستی نفع شخصی، عامل پیش برنده معامله تشخیص داده شده است.
![]()

کسب و کار را می توان اینگونه تعریف نمود : هر گونه قالب و وجه ای از حرفه ها که شامل روش ها و رویه ها ، قوانین و ضوابط خاص ، الزامات اجرایی ( تولیدی و مالی ...) بوده و در مکان و زمان مشخص بوسیله فرایندهای آن بتوان اقدام به ارائه خدمات و یا انجام معاملات تجاری نمود ، کسب و کار می نامند . و می تواند شامل مدلهای گوناگون و ابعاد کوچک و بزرگ بصورت محسوس و نامحسوس در بازارهای مجازی و حقیقی صورت پذیرد و به پیشرفت و تعامل در همه ابعاد زندگی بیانجامد . ▪ همانگونه که می دانید تجارت در دوره های رشد حیات بشری به صورت ذیل بوده است : ۱) عصر کشاورزی ( توام با موانع و مشکلاتی مانند سیل ، زلزله و قحطی .... ) ۲) عصر صنعت ( توام با مشکلاتی فیزیکی ، کمبود فضا و مکان ، نیرو ... ) ۳) عصر اطلاعات ( توام با خطراتی مانند سرقت اطلاعات و بهره برداری سوء ... ) در عصر نخست طبیعتا کسب و کارها همانگونه که از نامش پیداست منوط به زراعت و فعالیتهای کشاورزی و نهایتا دامداری می شده است که با توجه به تولیدات و کالاهای محدود آن دوره ، مبادلات نیز بصورت پایاپای و در حد رفع نیازهای ضروری انسان ها صورت می گرفته است . رفته رفته بازارها و مبادلات ، رشد یافته و تمدن بشری بدنبال راهها و روشهای مفیدتر و جامع تری جهت انجام کارهای روزمره و براورده سازی نیازهای ضروری و نیمه ضروری خود برامد . بطوریکه حتی در قرن سوم هجری که دوره شکوفایی تمدن اسلامی و رونق تجارت و شهر نشینی بوده است تشکل افزارمندان و صنعتگران بر اساس حرفه ها و پیشه ها بوجود آمد و اصناف مختلف نیزشکل گرفتند . در قرون وسطی نیز مجموع اصناف در اروپای غربی با وظیفه نظارت محلی بر حرفه یا کسب و کار از طریق تعیین موازین مرغوبیت و قیمت کالا ، حمایت از کسب وکار در مقابل رقابت و تعدی و برقرار کردن مقام اجتماعی اعضای صنف ، بوجود آمده بودند . برخی از پژوهندگان، مجموعه اصناف اروپای قرون وسطی را ناشی از تشکیلات قبیله ای قدیم ژرمنها یا از گروههای مذهبی شمرده اند. در هر حال، بازرگانان در آغاز قرن یازده میلادی «اصناف تجارتی» را بوجود آوردند. هدف آنها حمایت از تجارت در مقابل خطرات حکومتهای دوره فتودالیته بود. با توسعه تجارت از طریق دریای مدیترانه اصناف و بازرگانان قدرت فراوانی کسب کردند، و بعضی از تجار ایتالیائی مانند «جنووا» و «فلورانس» بر حکومتهای محلی استیلا یافتند. در انگلستان و برخی شهرهای آلمان نیز بسیاری از اصناف و بازرگانان در توسعه شهرها قدرت زیادی را اعمال کردند. از این پس جنبه محلی بازرگانی بیش از گذشته کاهش یافت. و اصناف شهرهای مختلف برای توسعه و حمایت از داد وستد، با یکدیگر متحد می شدند که نمونه بارز آن، اتحادیه «هانسائی» در اروپای شمالی است.
![]()

رییس پژوهشکده امور اقتصادی وزارت امور اقتصادی و دارایی، آثار مثبت اجرای قانون مالیات برارزش افزوده را مثبت ارزیابی کرد و افزود، اجرای قانون مالیات برارزش افزوده آثار مثبت فراوانی را برای کشور در پی خواهد داشت. «بیژن صفوی»، کاهش کسری بودجه دولت، بهبود مدیریت نقدینگی و افزایش پایه مالیاتی را از مزایای مالیات برارزش افزوده برشمرد و اضافه کرد، میسرسازی سیاست گذاری بین بخشی، جلوگیری از فرار مالیاتی و نیز شفاف سازی مبادلات میان تولید تا مصرف از دیگر مزایای مالیات برارزش افزوده است. وی در میزگرد مالیات بر ارزش افزوده، تاکید کرد، مالیات بر ارزش افزوده در نهایت منجر به افزایش رشد اقتصادی و مهمتر از آن افزایش رفاه اجتماعی در کشور خواهد شد. ● مالیات از منابع مهم دولت است مالیات از منابع مهم درآمد دولتها است، ثبات و تداوم وصول مالیات موجب ثبات در برنامه ریزی دولت برای ارایه خدمات مورد نیاز کشور در زمینه های گوناگون می شود. تغییر و تحول در اقتصاد کشور و در نتیجه در نحوه تولید و توزیع ثروت و درآمد، مستلزم بازنگری و تجدیدنظر در انواع مالیاتها و نحوه وصول آنها است.
![]()




