|
اگر یک اقتصاد بازار خالص چنین خوب است، چرا اکنون وجود ندارد؟ اگر دولت بد است چرا امروز تمام جهان زیر سیطره آن است؟ در حقیقت آیا همه گیری اقتصاد بازار هرگز رخ خواهد داد؟
بسیاری از نویسندگان معاصر از جمله تایلر کوئن و دانیل ساتر، رندل جی هولکوم و آندرو روتن، امکان یک جامعه کاملا لیبرتارین را زیر سوال برده اند. آنها مدعی اند که چنان نظامی نمی تواند برآید و ماندگار شود؛ چرا که بعضی مردم همیشه انگیزه و توانایی استفاده از زور علیه دیگران را دارند. این نویسندگان دلایل متعددی ارائه می دهند که چرا حتی اگر جامعه با جهانی کاملا لیبرتارین و بدون هیچ دولتی آغاز کند (چنان که موری روتبارد و دیگران دفاع می کنند)، در نهایت گروه های معارض، دولتی از روی اکراه تشکیل خواهند داد.
آنها می گویند اگر ما خوش شانس باشیم، این وضعیت فرضی چندان متفاوت از آنچه اکنون هستیم نخواهد بود، اما می تواند بسی بد تر هم باشد. دولت ممکن است منصف یا پسندیده نباشد؛ اما «دولت اجتناب ناپذیر است.» در حالی که این ایرادات به طور ویژه اندیشه های لیبرتارین های افراطی را هدف گرفته است، اما کاربرد گسترده تری دارد و به هر مطلب عمومی در باب تغییر اجتماعی مربوط می شود.
ما اعتقاد داریم که چارچوب نئوکلاسیک بسیاری از این نویسندگان، خصوصا هولکوم، کوئن و ساتر، موجب شده است که احتمالا بر نیروی پیش ران بسیار مهم تغییر اجتماعی چشم بپوشند. اقتصاددانان وقتی نحوه انتخاب مردم را تحلیل می کنند میان ترجیحات مردم و انگیزه آنها فرق قائل می شوند. اما وقتی روش های تغییر رفتار مد نظر است، تقریبا همه اقتصاددانان تمرکز خود را محدود به انگیزه ها می کنند. تغییر ترجیحات همچون گزینه ای برای دیدگاه نئوکلاسیک افراطی رها می شود.
این چارچوب محدود در میان طیف اقتصاد دانان نئوکلاسیک دیده می شود، از طرفداران تغییرات افراطی همچون دیوید فریدمن تا پذیرندگان وضع موجود چون جورج استیگلر. بخش بزرگی از طرح انتخاب عمومی هنجاری و اقتصاد قانونی این است که «نهادهای ضدفرومایگی» تاسیس کند که در برابر «انسان اقتصادی عاقل فرصت طلب» محفوظ بماند.
اگرچه بسیاری از اقتصاددانان نئوکلاسیک مایلند تغییر انگیزه ها از طریق ایجاد محدودیت را مطرح کنند، ما معتقدیم تغییر انگیزه ها تنها راه تغییر رفتار مردم نیست و ممکن است همیشه بهترین راه هم نباشد. مبارزه دولت علیه سیگار را در نظر بگیرید. نه تنها دولت با افزایش مالیات ها سعی در تغییر انگیزه های مردم دارد که تلاش می کند ترجیحات مردم را نیز با القای این که سیگار کشیدن چیز خوبی نیست، تغییر دهد.
به عنوان مدافعان جامعه مبتنی بر اقتصاد بازار آزاد ما به سختی می توانیم بر این مبارزه دولت صحه بگذاریم، اما این مساله نشان می دهد که چه طور مدافعان تغییر، بر انگیزه ها و ترجیحات و نه تنها انگیزه ها انگشت می گذارند. لیبرتارین هایی که مخالف بستن مالیات بر سیگارند اما می خواهند تعداد کمتری از مردم راحت سیگار بکشند، تشخیص داده اند که باید بر مبارزات آموزشی به قصد تغییر ترجیحات مردم تکیه کنند.
|