مباني فلسفي نظام اقتصادي اسلام از ديدگاه امام خميني1
2. انسانشناسي
سيدحسين ميرمعزي
چكيده
موضوع نظام اقتصادي و علم اقتصاد، رفتارهاي اقتصادي انسان است. نظام اقتصادي، رفتارها را آنگونه كه بايد باشد، سامان ميدهد، و علم اقتصاد، آنها را چنان كه هست، بررسي ميكند؛ از اين رو بحث انسانشناسي در اقتصاد، اهميت ويژهاي دارد.
بخش نخست اين مقاله، به انسانشناسي از ديدگاه امام خميني1 پرداخته، و در بخش دوم، نتايج چنين نگرشي به انسان در حوزة اقتصاد بيان شده است.
انسان از ديدگاه امام با گزارههاي زير معرفي ميشود:
1. انسان از روح و بدن تركيب شده، و داراي بُعد جسماني و معنوي است و در هر بُعد، مراتب بيشماري دارد.
2. انسان، موجودي نامحدود و ابدي است.
3. انسان، موجودي مختار است.
4. انسان در اعمالي كه انجام ميدهد، در برابر خداوند مسؤوليت دارد.
5. سعادت انسان در نزديكي به خدا و راهيابي به كمال، جمال و جلال مطلق است.
6. حس، عقل و وحي، سه معيار شناخت براي انسان بهشمار ميرود.
نتايج اين نگرش به انسان در حوزة اقتصاد عبارتند از:
الف. اقتصاد هدف نيست؛ بلكه وسيلة دستيابي به اهداف بالاتر است.
ب. اقتصاد اسلامي، اقتصاد معنوي است.
ج. نظام اقتصادي اسلام، نظامي دستوري بهشمار ميرود.
د. رفتار عقلايي از اين ديدگاه، رفتار مطابق با شريعت اسلام است.
موضوع نظام و علم اقتصاد، رفتارهاي اقتصادي انسان است. نظام اقتصادي، رفتارها را آن گونه كه بايد باشد، سامان ميدهد و علم اقتصاد، آنها را چنان كه هست، بررسي ميكند؛ از اين رو، بحث انسانشناسي در اقتصاد، اهميت ويژهاي دارد.
انسان در جهانبيني ليبراليستي كه زيربناي فلسفي نظام سرمايهداري است، موجودي مادي به شمار ميرود كه مالك عليالاطلاق وجود و اموال خويش است، و اميالش، اهداف و ارزشهاي او را برميگزيند، و عقلش، راه دستيابي به آن اهداف را نشان ميدهد؛ موجودي كه در شناخت حقيقت فقط به تجربه تكيه ميكند. به پذيرش فرمانهاي اخلاقي دين، جامعه و دولت ملزم نيست و فقط از اميال خويش فرمان ميپذيرد.1 از اين ديدگاه، عقلانيت به مفهوم بيشينهكردن نفع شخصي است و رفتاري عقلايي به شمار ميرود تا با توجه به محدوديتها، نفع شخصي را بيشينه كند.2
در پرتو اين تفسير از انسان و رفتار عقلايي، مفهوم سعادت انسان تبيين، و اهداف اقتصادي و اولويتها و اصولي چون آزادي، عدم دخالت دولت، رقابت و حاكميت مصرفكننده برگزيده ميشود و قواعد الگوسازي در مصرف، سرمايهگذاري، پسانداز، توليد و ديگر رفتارهاي اقتصادي با عنوان قواعد بيشينهسازي نفع شخصي معرفي ميگردد.
از آنجا كه انسان در جهانبيني اسلام موجودي كاملاً متفاوت است، در اين قسمت، ابعاد وجودي او از ديدگاه امامخميني1 را ميشناسانيم.
موضوع : بررسي انديشه هاي امام خميني ( ره) { ارائه كتب و ....}.
ادامه مطلب
ک روز پس از آنکه برنامه سال 90 علی ملک در سایپانیوز -ارگان رسمی اطلاع رسانی گروه خودروسازی سایپا- اعلام شد ، اساماس همین ارگان مبنی بر عزل علی ملک از مدیرعاملی پارس خودرو در حین برگزاری تودیع و معارفه غیر منتظره او ارسال شد.
راسخون : یک روز پس از آنکه برنامه سال 90 علی ملک در سایپانیوز -ارگان رسمی اطلاع رسانی گروه خودروسازی سایپا- اعلام شد ، اساماس همین ارگان مبنی بر عزل علی ملک از مدیرعاملی پارس خودرو در حین برگزاری تودیع و معارفه غیر منتظره او ارسال شد.
آیا ملک قربانی شده بود؟ وزیر صنایع و معادن چند روز قبل در بازدیدی از سایپا پایانی به تمام شایعات مبنی بر اختلاف او با مدیران این خودروساز پس از واگذاری داده بود. آیا محرابیان آن قدر با آنها دوست شده بود که در مورد نزدیکترین یارش سکوت کند؟ معلوم نیست. اگر چنین چیزی صحت داشته باشد محرابیان برای دلجویی باید سمتی مناسب برای ملک در وزارتخانه دست و پا کند. قبلتر وزیر صنایع او را به عنوان نماینده دولت برای اتاق بازرگانی برخلاف دوره قبل معرفی نکرد و همین نشانهای شد برای برداشته شدن حمایت وزیر از یار چندین سالهاش.
در این بین تحلیلی دیگر نیز وجود دارد که وزیر را تبرئه میکند و آن سابقه تک روی سایپاییهاست. دست کم راحتترین تحلیل همین است. آنها در یک سال گذشته و پس از آغاز واگذاری سهام این شرکت بارها به آنچه خود فکر میکردند درست است عمل کردهاند و لذا حذف ملک آنچنان غیرمترقبه نیست چنانچه مدیرعامل مگاموتور و قبل از او مدیرعامل سابق پارس خودرو کنار رفتند تا جاده مخصوص تمام مدیرانی که از بیرون در سالهای گذشته تحمیل شده را تسویه کند.
ملک در پارس خودرو از روز اول نیز آنچنان دستش پر نبود. سایه دو قایم مقام همیشه همراه او بود. کبریتی و مدنی آنقدر بزرگ بودند و آن قدر قدرت داشتند که اگر همه مدیران پارس خودرو در نیمه اول اسفند راهی کیش شوند و همایشی 200 نفره برگزار کنند در تهران بمانند و بگویند ما نمیآییم.
دوست و همدانشگاهی وزیر صنایع شاید بدشانسترین مدیر خودرویی باشد که پله پله در جاده مخصوص عقب رفت. مردی عاشق رسانه که هیچگاه آن را درک نکرد و برایش تاوان سنگینی همچون از دست دادن مدیرعاملی در گروه سایپا پرداخت اما درس نگرفت و به زندگی پر بیم خود ادامه داد. کامیون ملی که او با سر و صدای زیاد رونمایی کرد در تبلیغات پس از او دیگر ملی معرفی نشد تا همان موفقیت کوچکی که با چینیها انجامش داده بود نیز با انتقاداتی همچون ساخت بیشتر قطعات در خارج از کشور و نداشتن استانداردهای تردد در جادههای اروپا به دلیل دو محور بودن مواجه شود. او آن قدر بدشانس بود که موضوع نقص فنی کامیونهای دانگ فنگ نیز در دورهای که مدیر عامل سایپا دیزل بود علنی شود.
جایگاه بعدی ملک رابطه او با وزیر صنایع و دوست سابق را عیان خواهد کرد. قطب سوم خودروسازی در اصفهان شاید ترمیمی برای وجهه او باشد اما بعید است پروژهای که اعتبار سازمان گسترش و وزاررت خانه در گرو آن است به او داده شود.
در این بین پوستین دوز یکبار دیگر از انتقادات گریخته است. او مدنی را جایگزین ملک کرده؛ کسی که سالها در بالاترین سطح خودروسازی فعالیت کرده است. این تاکتیک همیشگی مدیرعامل سایپاست. نفراتی که انتخاب میکند آن قدر با سابقه هستند که نتوان ایرادی گرفت.
مسائل مالی معمولا در هر ازدواجی باعث بوجود آمدن مشكلات عدیده ای میشود.خصوصا با بحران مالی اخیر این مشکلات بیشتر شده است
مسائل مالی معمولا در هر ازدواجی باعث بوجود آمدن مشكلات عدیده ای میشود. این قضیه خصوصا در این اواخر با بحران مالی جهانی شدت بیشتری یافته منشاء بحثهای بسیار است شری و باب استریتف در این زمینه به شما توصیه هایی دارند.
1.قبل از هر مشكل مالی سعی كنید در مورد مسائل اقتصادى زندگی و چگونگى مديریت آنها با یكدیگر گفتگو كنید . مشكلات را به طور واضح عنوان كنید و به راه هایی برای در آمدن از آنها بیاندیشید.
23 % بررسیها نشان داده كه هیچ گونه تغییری حتی در صورت ضعیف تر شدن اقتصاد روی نخواهد داد . امید به بهبود اوضاع داشتن خوب است اما باید تمهیداتی برای مقابله و ایستادگى در مقابل این موج بردارید و به فكر بهتر كردن اوضاع باشید.
2.یك لیست از مخارج ثابت و یك لیست از مخارج متغییر و به اصطلاح برجهای خود تهیه كنید. به دنبال راههای موثر برای صرفه جویی در هرز رفتن پولهايتان بگردید.
3.دخل و خرج خود راكنترل كنید به این نحو كه مقدار معینی پول نقد با خود بردارید و كارت اعتباری و به قولی همه پول و سرمایه را با خود بیرون نبرید .كارت اعتباری را برای مواقع اضطرار نگاه دارید مثل بیماری و یا بیمه و ..... وسایلی را كه ضرورت ندارند حذف كنید.
4.بعضی مواقع در بین زوجین یك جنگ سرد و تند در میگیرد . برای مثال برای مجادله از پول استفاده میكنند و فرد از سر انتقام دست به خرید چیزی میزند . دلیل شما برای این انتقام گیری هر چقدر هم درست باشد باید بدانید این پولهای شماست كه هدر میرود و باز نمیگردد.
5.اگر بابت معامله ای چك داده اید و حالا كه موعد آن نزدیك است با كسری در حساب خود مواجه هستید ، سراغ طلبكارتان بروید و با او در مورد مشكل بوجود آمده صحبت كنید . بدانید كه مشكلات مالی را همه ما حداقل یك بار تجربه كرده ایم پس نهراسید.
6.واقع گرا باشید ، در زندگی مشترك باید همه چیز تقسیم شود . مشكلات مالی را با همسرتان در میان بگذارید حداقل كاری كه میتواند انجام دهد این است كه در اموری كه توانایی دارد به نفع شما گام برمیدارد و ناخواسته شما را با بیشتر از اين مواجه نخواهد كرد. بحثهایتان را در مرد مشكل مالی اخیر به موقعیتهای از دست رفته گذشته و اشتباهات و محاسبات غلط گذشته نكشید چرا كه هیچ سودی ندارد .
7.سعی كنید اگر همسرتان اشتباه مالی مرتكب شده او را راهنمایی كنید و بگذارید او بفهمد شما بیشتر از پولهایش به او و حل مشكل او علاقه مندید.
8.سیگار كشیدن ، رو به مشروبات الكلى آوردن ، خوابیدن در رختخواب تا دیر وقت و یا بی اندازه خوردن غذا به عبارتی از سلامتی خود فراموش كردن بدترین ضرر را متوجه شما میكند . چرا كه اگر سلامتی نباشد شما هیچ ندارید و با هیچ سرمایه ای نمی توانید آن را بدست آورید.
اقتصاد دانایی محور، مبتنی بر تولید، توزیع و استفاده از دانش و اطلاعات است و دانایی محوری را گرایش به سرمایه گذاری با تكنولوژی بالا می داند
توسعه جهان آینده مبتنی بر اقتصاد دانش محور به زودی فراگیر شده و شکل جدیدی از رفتارهای مدرن اقتصادی را در جامعه بشری بوجود خواهد آورد به گونه ای که برخی مدعی اند؛ از سال 2010 به بعد فقط کشورهائی که بتوانند با علم و دانش فضای خلاقیت و نواوری را در جامعه خود گسترش دهند شانس داشتن اقتصاد قوی را خواهند داشت.
با دانش محور شدن اقتصاد، فرصت استفاده و پشتیبانی از منابع اقتصادی جهان به وجود آمده و از تجربه کشورهای پیشرو در این زمینه استفاده و ازخدمات مناسب با زمان کمتر و سود بیشتر بهره خواهیم برد.
توسعه و رشد این اقتصاد مستلزم بهینه سازی همزمان مجموعه سیاست های صنعتی، سیاست های توسعه علوم پایه و سیاست های توسعه فناوری است. بنابراین تاکید اقتصاد دانایی محور فقط تولید و توزیع اطلاعات و دانش نیست بلکه نکته مهم به کارگیری آنها است، یعنی استفاده موثر و به کارگیری انواع مختلف دانش در تمام فعالیت های اقتصادی.
برخی اقتصاددانان مانند «دنی کوا» استاد مدرسه اقتصاد لندن ترجیح می دهند اقتصاد مبتنی بر دانایی را اقتصاد بدون وزن بنامند زیرا برخلاف گذشته که رشد اقتصادی را بر حسب تولید محصولات سنگین همچون فولاد و تجهیزات و ماشین آلات سنگین صنعتی و نظایر آن تعریف می کردند امروزه رشد اقتصادی بر حسب محصولات سبک الکترونیکی تعریف می شود و نیز به این نکته توجه می شود که سهم دانش در ارزش افزوده به مراتب بیش از سهم سایر عوامل تولید است. از این رو می توان ادعا کرد مهم ترین عامل تعیین کننده در سطح زندگی در کشورهایی که در خط مقدم توسعه هستند سهم دانش در تولید کالاها و خدمات است.
برخلاف اقتصاد سنتی در اقتصاد دانش محور ، سرمایه گذاری و تکنولوژی به طور متقابل ارزش یکدیگر را بالا می برند . تکنولوژی می تواند بازگشت سرمایه را به میزانی که نیروی کار و منابع مادی توانایی افزایش آن را ندارند ، ارتقا بخشد.
در اقتصاد سنتی توسعه اقتصادی یکنواخت، خطی و کند است ، انتخاب نوع کالاها مبتنی بر خواست تولید کننده می باشد. در این نوع اقتصاد بازارها همگن و متجانس فرض می شود و یک برنامه مشخص بازاریابی در مورد همه آنها اجرا می شود. منبع اصلی مزیت رقابتی در اقتصاد سنتی دسترسی آسان به مواد اولیه ، نیروی کار ارزان، نقدینگی، کاهش هزینه تولید از طریق صرفه جویی های مقیاسی یعنی تولید انبوه می باشد. در این اقتصاد وحدت شرکتها و ادغام آنها به ندرت صورت می گیرد.
اما در اقتصاد دانش محور ، توسعه اقتصادی دستخوش تغییرات بسیار شدید می باشد و به علت تحولات تکنولوژی و رقابت، چرخه حیات کالاها در آن بسیار کوتاه مدت است و انتخاب نوع کالا نیز کاملا مشتری محور است. گردانندگان اصلی اقتصاد دانش محور ، شرکتهای دانش محور و کارآفرینان مبتکر می باشند و گستره رقابت درآن بین المللی است.در این اقتصاد بر پایه شرایط خاص هر بازار برنامه بازاریابی متفاوت، کالای متفاوت ، قیمت متفاوت و روش های پیشبرد فروش متفاوت در نظر گرفته می شود.
تولید در سازمانهای تولیدی به صورت منعطف می باشد و منبع نوآوری آن تحقیق و ابتکار سیستمی است.جهت گیری اصلی فن آوری و روند حرکت آن در اقتصاد دانش محور به سمت رایانه ای کردن تمام مراحل طراحی ، ساخت و... و همینطور بهره گیری از تجارت الکترونیک و فناوری ICT می باشد. برای گذار از اقتصاد سنتی به اقتصاد دانش محور باید به سه عامل مهم که موفقیت ما در گرو آنهاست توجه کنیم :اول ، دانش که به عنوان سرمایه معنوی و مولفه ای که در تصمیم گیریها و برنامه ریزیها نقش کلیدی دارد. دوم, تحولات سریع و مداوم که شرایط را پیچیده کرده است و سوم، جهانی شدن است که همه این تلاشها برای دستیابی به آن می باشد.
به خوبی مراقب دخل و خرجتان باشید. ببینید پولتان را کجا خرج میکنید. آن دسته از افرادی که میدانند پولشان را بابت چه خرج میکنند، معمولاً کمتر خرج کرده و بیشتر پس انداز میکنند
"من مرد 37 ساله متاهلی هستم که دو فرزند کوچک دارم. از زمانیکه ازدواج کرده ام و دو فرزندم به دنیا آمدند، به نظر میرسد که اوضاع مالیم کمی به هم ریخته است. نمی دانم حق با من است یا نه، اما فکر میکنم قبلاً چیزها خیلی ارزانتر بود—البته فکر نمی کنم تورم تنها اشکال کار باشد.
قبل از به دنیا آمدن بچهها، من و همسرم میتوانستیم باهم به مسافر رفته و گه گاه شبها برای صرف شام به رستوران برویم. اما الان حتی اجاره خانه را هم به زور تهیه میکنیم. آیا راهی برای ما وجود دارد تا بتوانیم از این اوضاع خلاص شویم؟"
شاید این قبیل مشکلات برای خیلی از شما پیش آمده باشدپس به توصیه های ما توجه فرمایید
در ابتدای ازدواج هر دو نفر شهادت مــی دهند که "در فقر و در ثروت" در کنـار هـم باقی بمانـنــد و با تمام وجود زمانیکه ایـن عـبارت را به زبان می آورند، مفهومـش را نـیـز در ذهـن تجسـم می کنند، امـا ...ازدواج و استقلال مالی زوجها
چرا باید از نظر مالی مستقل باشید؟
در ابتدای ازدواج هر دو نفر شهادت مــی دهند که "در فقر و در ثروت" در کنـار هـم باقی بمانـنــد و با تمام وجود زمانیکه ایـن عـبارت را به زبان می آورند، مفهومـش را نـیـز در ذهـن تجسـم می کنند، امـا بـا ایـن وجـود بــاید مطمئن شوید در کنار تمام چیزهایی که با فرد مقابل تقسیم میکنــید، آزادی و آرامش روح و جسمتان نـیـز حفظ می شــود. مــحققان بر ایـن بــاورند که حفظ استقلال اقتصادی (اگر اسم آنرا زرنگی نگذاریم) یک مسئله کاملاً عاقلانه است چه برای حالا و چه در آینده.
دکتر تینا تسینا نویسنده کتاب "چگونه هم زوج باشیم هم آزاد" (سال 2002) معتقد است که در زندگی مشترک استقلال مالی مسئله ای است که از اهمیت بالایی برخوردار می باشد چرا که در پی آن استقلال فکری را به وجود می آید. اگر یک خانم در زندگی مشترک خود دارای استقلال مالی باشد به راحتی می تواند نظر خود را بیان کند، اگر با موضوعی مخالف بود آنرا به زبان آورد، و چیزهایی را که نیاز دارد از طرف مقابل درخواست کند.
اما منظور از "استقلال مالی" چیست؟ شاید از خودتان بپرسید که اگر در حال حاضر پسر رویاهایتان را پیدا کرده باشید، لباس زیبای سفید هم داشته باشید و جایی برای زندگی هم فراهم باشد، دیگر چرا نیاز به استقلال مالی دارید؟ اگر بخواهیم با هم خودمانی تر باشیم می توانیم بگوییم که استقلال مالی به معنای "قربانی نشدن در طلاق" است.
"استقلال مالی" برای خانم ها معانی بسیار زیادی را به همراه دارد. از آنجایی که سن ازدواج هر روز بالا و بالاتر می رود، بسیاری از خانم ها پیش از تشکیل زندگی مشترک کار می کنند و از عهده خرج و مخارج زندگی خود بر می آیند، این دسته از خانم ها ترجیح می دهند که پس از ازدواج نیز از نظر مالی شرایط گذشته را حفظ کنند. برخی دیگر هم به فکر بعد از ازدواج هستند. با بالارفتن میزان طلاق، خانم ها به این فکر میکنند که اگر پس از مدت زمانی دو مرتبه قرار شد که تنها زندگی کنند، باید یک پشتوانه مالی محکم داشته باشند تا از پس خرج و مخارج زندگی خود برآیند. بر طبق آمار، استاندارد زندگی خانم ها پس از طلاق تا 27% کاهش پیدا می کند. این امر در حالی است که استاندارد زندگی آقایون پس از طلاق 10% افزایش پیدا می کند.
خانم هایی که وارد ازدواج دوم می شوند، معمولاً می ترسند که همه چیز را با همسر خود تقسیم کنند و اختیار اموال خود را به دست او بسپارند.
این روزها اغلب خانم ها از ارزش این مطلب با خبر بوده و سعی می کنند تا با در نظر گرفتن زوایای مثبت قضیه، استقلال مالی خود را حفظ کنند. البته همیشه صحبت از ریال و تومان در کار نیست بلکه منظور از استقلال مالی همان اعتماد به نفس و استقلال فکری است که در فرد ایجاد می شود. دکتر دینا عادل اظهار می دارد که: "این روزها خانم های مجرد همه چیز دارند، به راحتی وام می گیرند، کارت های اعتباری به نام خود گرفته اند، و اجاره و رهن به نام خودشان صادر می شود. اگر به چند سال پیش بر گردیم می بینیم که هیچ گاه خبری از یک چنین مسائلی نبوده، آنها در قرن اخیر هویت فردی خود را به رسمیت شناخته و برای شخصیت خود احترام قائل میشوند."
شرکای واقعی
استقلال در اشکال مختلف نمود پیدا می کند. زمانیکه صحبت از استقلال مالی به میان می آید بیشتر منظور آن حس استقلالی است که در فرد ایجاد می شود نه صرفاً مسئله مادی قضیه. تکنیک های مختلفی برای انجام این کار وجود دارد، اما در کلیه موارد خانم باید احساس کند که از نظر مالی و احساسی حق انتخاب دارد و از آزادی عمل برخوردار است.
وجود چنین حسی می تواند به سلامت رابطه هم کمک کند. دکتر جاناتان ریچ نویسنده کتاب "راهنمای زوجها در عشق و ثروت" (انتشارات هاربینرگر،2003) معتقد است که: "تعریف ما از یک رابطه سالم، ارتباطی است که کنترل تمام امور بین طرفین تقسیم شود و هر دو نفر از حقوق یکسانی برخوردار باشند و در کنار هم برای آینده و زندگی روزمره شان برنامه ریزی کنند."
البته برخی از خانم ها هم هستند که تصور می کنند معنای این تساوی این است که سرمایه ها و دارایی خود را به طور کامل از زندگی مشترک خارج کرده و تمام هزینه ها را تقسیم بر دو کنند. شادی 32 ساله از مشهد اینطور برای ما نوشته که: "تنها هزینه مشترک ما اجاره خانه و قبض ها هستند. همسرم این هزینه ها را حساب می کند و من سپس آنرا تقسیم می کند و من هم برای سهم خودم یک چک می نویسم و به او تحویل می دهم؛ البته شکایتی هم ندارم چون من یک زن کاملاً مستقل هستم و دوست دارم که این استقلال را همچنان حفظ کنم. هر چند از زمانیکه وارد زندگی مشترک شده ام مجبورم از ساعات کاریم کم کنم، اما زمانیکه می بینم از عهده خرج و مخارج خودم بر می آیم خوشحال می شوم. هیچ موقع دلم نمی خواهد که احساس کنم از نظر مالی به او وابسته هستم. شادی معتقد است که استقلال یکی از فاکتورهایی است که به رابطه شور و هیجان می دهد و آنرا پیش می برد. او در ادامه صحبت هایش اضافه می کند که همسرم برای چند ماه بیکار بود اما در طول این مدت از من هیچ پولی قرض نکرد و ما هر دو به این مسئله افتخار می کنیم. در زمانیکه او بیکار بود، من هم به راحتی می توانستم از عهده هزینه های مربوط به خودم بر بیایم و هیچ موقع به او محتاج نشدم.
محققان معتقدند که: بهترین گزینه در مورد وجوه و پول نقد: اشتراک دوجانبه است. زمانیکه به دنبال دست یافتن به استقلال مالی بیشتری هستید، باید به نکات زیر توجه کنید:
بهترین راه بیان مطلب این است که بگویید: "من نگران هر دویمان هستم، اگر اتفاقی برای تو بیفتد مثل این است که برای من افتاده و دوست دارم که در صورت بروز چنین واقعه ای، بتوانم به تو کمک کنم."
باید بگویید زمانیکه صحبت از مسائل مالی به میان می آید من دوست دارم با آزادی عمل مطلب را طوری بیان کنید که همسرتان مزایایی را در آن به نفع خود ببیند. باید به اوبیشتری برخودار باشم و می خواهم در زندگی مسئولیت های بیشتری را قبول کنم تا مسئولیت های اضافی از دوش تو نیز برداشته شود. اگر بتوانم امور مالی خودم را کنترل کنم، آنوقت این توانایی را هم در کنار آن پیدا می کنم که بتوانم اقتصاد خانواده را رونق داده و ازعهده هزینه های خانوادگی نیز بهتر بربیایم. البته باید اعمال و گفته هایتان هم مطابق با هم باشند. برنامه ریزان اقتصادی، خانم های بسیار زیادی را می شناسند که پول بسیار زیادی دارند اما هنوز هم به درستی نمی دانند که چگونه باید آنرا خرج و یا سرمایه گذاری کنند.
همه چیز را یک تصمیم شخصی جلوه دهید و نگذارید احساس کند که به دلیل خطایی که از جانب او سر زده تصمیم به انجام چنین کاری گرفته اید. به عنوان مثال می توانید بحث را از این نقطه شروع کنید: "من خیلی خوشحالم که تو شریک زندگی من هستی و هیچ مشکلی با تو ندارم، اما می خواهم کاری کنم که در مورد خودم احساس بهتری داشته باشم به همین دلیل تصمیم گرفته ام که حساب پس انداز جدا گانه ای باز کنم، این امر مربوط به تو یا ما نمی شود بلکه فقط می خواهم احساس بهتری نسبت به خودم پیدا کنم.
مردانی که درآمد آنها از همسرشان پایینتر است و از لحاظ مالی به آنها وابسته هستند با احتمال بیشتری ممکن است به همسر خود خیانت کنند.
دانشمندان با انجام تحقیقاتی برای بررسی تاثیر میزان درآمد زنان و مردان روی تعهد آنها به یکدیگر متوجه شدند مردانی که درآمد کمتری نسبت به همسر خود دارند ممکن است با احتمال 5 برابر بیشتر نسبت به زوجهای دیگر به همسر خود خیانت کنند.
محققان معتقدند برخی از مردان برای تسکین ناراحتیها و احساسات خود که به دلیل کمرنگ شدن نقش سنتی آنها به عنوان نان آور خانواده به وجود میآید به سمت خیانت سوق پیدا میکنند.
در طی چند ده سال گذشته توجه زنان به کار کردن افزایش پیدا کرده است و امروزه در تعداد بسیاری از خانوادهها اشتغال زنان موضوعی عادی محسوب میشود. حتی در خانوادههای زیادی درآمد زن خانواده از همسر بیشتر است. برای مثال در کشور انگلستان 2.7 میلیون زن درآمد بیشتری نسبت به همسر خود دارند و این موضوع با سرعت در حال افزایش است.
در همین راستا محققان دانشگاه کورنل معتقدند دولت باید برای کاهش اختلاف درآمد بین زنان و مردان تلاش بیشتری کند، چرا که این موضوع تاثیر بسیار بدی روی روابط خانوادگی و تعامل زن و شوهرها با یکدیگر دارد.
محققان متوجه شدند زنانی که درآمد آنها نزدیک به 25 درصد از همسرشان کمتر است پایدارترین و طولانیترین ازدواجها را دارند. هرچه قدر این شکاف کمتر شود و حقوق زنان به همسرشان نزدیکتر شود، به همان میزان احتمال خیانت همسر افزایش پیدا میکند.
البته محققان معتقدند خیانت مردان به واسطه بلندپروازیهای همسرشان تنها دلیل برای خیانت کردن نیست.
مردانی که درآمد آنها بسیار بیشتر همسرشان است نیز با احتمال بیشتری دست به خیانت میزنند. درآمد بسیار بالا به مردان این آزادی و احساس اختیار را میدهد که نسبت به تعهد خود در مورد همسرشان توجه کمتری نشان دهند.
کریستین مانچ، روانشناسی که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: از یک سو درآمد کمتر یک مرد نسبت به همسرش ممکن است هویت او را در معرض خطر قرار دهد و نقش سنتی او به عنوان نانآور خانه را زیر سوال ببرد.
از سوی دیگر، مردانی که درآمدهای بسیار بالاتری نسبت به همسر خود دارند با احتمال بیشتری ممکن است دست به خیانت بزنند. این موضوع نشان میدهد تعادل در میزان درآمد زن و شوهر نقش مهمی در تعهد آنها نسبت به یکدیگر دارد.
آقای مانچ در این باره گفت: احتمال خیانت مردانی که درآمدشان از همسر آنها کمتر است ممکن است تا 5 برابر افزایش پیدا کند. مهمترین دلیل خیانت این عدم رضایت آنهاست. آنها از زندگی خود راضی نیستند و احساس خوشایندی در این مورد ندارند.
البته از سوی دیگر وابستگی زنان به همسر در مورد مسائل مالی هم باعث افزایش احساس رضایت مندی مردان میشود و هم میزان پایبندی آنها به زندگی و تعهد به همسر را افزایش میدهد، به طوری که زنانی که به طور کامل از لحاظ مالی به همسر خود وابسته هستند با احتمال 75 درصد بیشتر از زنان مستقل نسبت به همسر خود خود وفادار میمانند.
آقای مانچ در این باره گفت: در مورد زنان، درآمد کمتر از همسر برای آنها تهدید کننده نیست، بلکه باعث میشود پایبندی و تعهد آنها نسبت به همسر افزایش پیدا کند.
با این حال آمارها نشان میدهد وضعیت جامعه در تعدادی از کشورهای جهان درست در خلاف جهت در حال حرکت است. تحقیقات نشان میدهد تا سال 2024 زنان شاغل از لحاظ متوسط درآمد همسرانشان را پشت سر خواهند گذاشت.
این نتایج با انجام مطالعه روی هزاران زوج بین 18 تا 28 سال در آمریکا در طول ده سال گذشته به دست آمده است.
تاکتیک های جدید تجارت اغلب بر ایجاد برندها و محصولات بین المللی تاکید دارد، اما قبل از ایجاد هر محصول، ارزیابی تقاضای بالقوه در سراسر دنیا اهمیت بسیار زیادی دارد. بااینکه کمپانی ها و شرکت های بسیاری این جنبه را در تولید یک برند یا محصول جدید در نظر می گیرند اما برخی از شرکت فقط بر کسب تحسین و استقبال جهانی و شناخته شدن در سراسر دنیا متمرکز می شوند. و نتیجه چیزی نخواهد بود جز ناامید شدن مشتری و فروش ناامیدکننده.
کمپانی های بخش تولید و خدمات دریافته اند که برای دستیابی به اقتصاد معیار باید سیاست های مدیریتی برپایه استراتژی های جدید بیزنس طرح ریزی کنند. قادر به فروش یک محصول خاص یا به بازار آوردن یک برند در سطح جهانی به افزاش کارایی فعالیت های مرتبط صنعتی آنها مثل بسته بندی محصول، گرافیک و تبلیغات آنها نیز کمک می کند. همچنین می توانند از منافع ناشی از استفاده تکنولوژی، مشخصات محصول و مواد خام متداول نیز بهره ببرند. اما حرف زدن درمورد حفظ آن حضور جهانی بسیار ساده تر از انجام آن است.
ساده ترین راه حل شرکت ها تشخیص اولویت ها در کشورهای مختلف و ایجاد تغییرات کوچک در طرح پایه محصول است. این بهترین راه برای بهینه کردن محصول یا خدمات برای بازار جهانی و محلی است. استراتژی های بیزنس با مدیریت کارآمد جریان های سرمایه منابع انسانی و سایر عوامل تولید در ارتباط است.
استفاده از فناوری اطلاعات در تقریباً همه انواع فرایندهای صنعتی با رشد استراتژی ها و تاکتیک ها در ارتباط است با کمک اینترنت، اطلاعات مربوط به ایده ها و طرح های جدید بسیار سریع در سراسر جهان پخش می شود. به همین دلیل است که استراتژی هایی که از رشد محصولات یا تسهیلات حمایت می کند باید با سرعتی بیشتر از قبل حرکت کند. هر تاکتیک یا استراتژی بیزنس که به روز نباشد، در دستیابی به اهداف دپارتمانی و سازمانی ناکارآمد تلقی خواهد شد.
استراتژی های جدید بیزنس بر استفاده از آخرین ابزارهای ارتباطی مثل کنفرانس های ویدئویی و ایمیل برای بهبود ارتباط در سازمان و همچنین با مشتریان تاکید دارد. تکنیک های مدیریت پروژه که در برخی از بزرگترین کمپانی های چندملیتی مثل سونی، اینتل، مایکروسافت، تایم و سایرین استفاده می شود بر مبنای این استراتژی های بیزنس است. با عادی شدن ادغام شرکت های چند میلیارد دلاری، کمپانی ها بر ایجاد استراتژی های خلاقانه تر به جای تمرکز خالی بر تکنیک های پذیرفته شده تمرکز می کنند. سازمان هایی مثل Merck و Glaxo-Welcome که با ادغام چند شرکت رشد کرده اند، خط تولید محصول بین المللی خود را با کمک استراتژی ها و تکنیک های بیزنس تشخیص داده اند.
با کمک استراتژی های خرید، غول های جهانی مراکز تولید را در محل های صنعتی با کمترین هزینه و در کمترین زمان ممکن تشکیل می دهند. اگر استراتژی های مدرن بیزنس به کار روند، می توانند تفاوت های کشوری را به راحتی از میان بردارند. از این استراتژی ها می توان برای روش های خلاق مدیریت پروژه که به ایجاد یکپارچگی و اقتصاد فروش کمک می کند، استفاده کرد. این تکنیک ها خلاقیت علمی را تشویق کرده و به ایجاد توانایی اجرای تعهدات و ارائه استانداردهای بالاتر رضایت مشتریان کمک می کند. استراتژی های مدرن بیزنس بر محور تولید و بازاریابی محصولات و برندهای بین المللی که بعدها وارد بازارهای محلی می شوند استوار است. به همین ترتیب، در دنیای امروز که رو به جهانی شدن است، بحث بومی سازی جزء لاینفک تقریباً کلیه استراتژی ها شده است.
.: Weblog Themes By Pichak :.



