به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

مشرب توحید یاران خوش بود

رند مست و ذوق مستان خوش بود

بلبل مستیم در گلزار عشق

صوت بلبل در گلستان خوش بود

خوش بود دردی که او درمان ماست

درد دل می جو که نالان خوش بود

در خرابات مغان مست و خراب

ساقی ما با حریفان خوش بود

جام در دور است در دور قمر

گر به تو دوری رسد آن خوش بود

یافتم گنجینه و گنجی تمام

می کنم ایثار رندان خوش بود

نعمت الله او به ما ایثار کرد

این چنین انعام سلطان خوش بود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:02 AM

 

خاطر ما سوی دریا می کشد

گوئیا ما را به مأوا می کشد

موج دریائیم و دریا عین ما

می برد ما را به هر جا می کشد

جذبهٔ او می کشد ما را به خود

خوش بود چون حقتعالی می کشد

در کشاکش عالمی آورده است

نی من سرگشته تنها می کشد

می کشد نقش خیالی دم به دم

هم خطی بر لوح اشیا می کشد

ما بلای عشق او خوش می کشیم

کار ما در عشق بالا می کشد

تا نماید نعمت الله را به ما

این چنین نعمت بر ما می کشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:01 AM

 

هرکه باشد بندهٔ او درجهان سلطان شود

خوش بود جانی که مقبول چنان جانان شود

روی او در دیدهٔ ما آفتاب روشن است

این چنین نوری کجا از چشم ما پنهان شود

هرچه آید در نظر نقش خیال او بود

لاجرم در حسن خوبان عقل ما حیران شود

ما ز دریائیم و با ما هر که بنشیند دمی

گر چه باشد قطره ای در بحر ما عمان شود

مشکل حل است و حل مشکلات عالمست

حل این مشکل تو را در مجلس رندان شود

گنج معنی هر که می خواهد بیاید همچو ما

عارفانه ساکن کنج دل ویران شود

نعمت الله حاصل عمر حیاتست ای عزیز

خوش بود گر حاصل عمر عزیزت آن شود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 12:52 AM

 

مظهری باید که تا مظهر به او ظاهر شود

مظهر ار نیکو بود مظهر نکو ظاهر شود

در دو آئینه یکی گر رو نماید بی شکی

در حقیقت یک بود اما دور رو ظاهر شود

زلف او را برفشان از نور روی او ببین

تار مو ز کفر و ایمان مو به مو ظاهر شود

خوش درین دریا درآ و یک زمان با ما نشین

تا به تو آب حیاتی سو به سو ظاهر شود

یک سر مو گر حجابی هست بردارش ز پیش

چون حجاب تو نماند او به تو ظاهر شود

اظهر است از نور دیده در نظر ظاهر نگر

این چنین ظاهر نکوئی تا که چو ظاهر شود

نعمت الله چون ز خود فانی شده باقی به اوست

هر که او فانی شود از خود به او ظاهر شود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 12:52 AM

 

خوش بود گر این دوئی یکتا شود

آفتاب حسن او پیدا شود

غیر نور او نیاید در نظر

چشم ما از نور او بینا شود

آ چشم ما به هر سو شد روان

ِآید آن روزی که آن دریا شود

بحر می گوید به آواز بلند

آنکه او از ماست با مأوا شود

عارفی کَز هر دو عالم بگذرد

بر در یکتای بی همتا شود

در خرابات مغان رندی که شد

عاقبت سر دفتر غوغا شود

هر که بوسد آن لب شیرین او

همچو سید لاجرم گویا شود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 12:52 AM

 

ترک چشم مست او دلها به غارت می برد

جان فدای او که جان ما به غارت می برد

ملک دل بگرفت و نقد و نسیه را هر کس که دید

ترکتازی می کند آنها به غارت می برد

عاشقیم و ما به عشق او اسیر افتاده ایم

بنده فرمانیم اگر ما را به غارت می برد

گر دل ما می برد شکرانه اش بر جان ماست

جان رها کردیم دل را تا به غارت می برد

بر سر بازار اگر شخصی دکانی می نهد

دکه ویران می کند کالا به غارت می برد

فتنهٔ دور قمر بنگر که چون پیدا شده

آمده تنها و تنها را به غارت می برد

نعمت الله هر چه دارد در نهان و آشکار

یا به حکمت می ستاند یا به غارت می برد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 12:52 AM

 

عشق دردیست تا نمی گیرد

جان عاشق صفا نمی گیرد

ایدل ار عاشقی بیا خوش باش

عاشقان را خدا نمی گیرد

موج بحریم و غرقهٔ دریا

غیر ما دست ما نمی گیرد

دردمندیم و درد می نوشیم

دل ما زین دوا نمی گیرد

لطف او عالمی به ما بخشید

به کرم هیچ وا نمی گیرد

آتش عشق شمع جانم سوخت

در تو آخر چرا نمی گیرد

هر که بیگانه نیست از سید

دلش از آشنا نمی گیرد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 12:52 AM

 

آب چشم ما به هر سو می رود

گر به چشم ما نشینی خوش بود

چشم ما تا دید روی او به خواب

بی خیالش یک زمانی نغنود

این نصیحت گوش کن می نوش کن

در خمار افتد هر آن کو نشنود

عشق سلطانست و تخت دل گرفت

عقل مسکین چون کند گر نگرود

تخم نیکی کار و بدکاری مکن

هر که کارد هر چه کارد بدرود

عاشق رندی که او سرمست ماست

از در میخانهٔ ما کی رود

نعمت الله در خرابات مغان

هر که بیند در پی او می رود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 12:52 AM

 

عقل دور اندیش هر دم جای دیگر می رود

دیگ سودایش همیشه نیک بر سر می رود

چون به بزم ما در آید نیک حیران می دود

زود بگریزد رود بیرون و ابتر می رود

عشق سرمست است و با رندان حریفی می کند

می رود در بر خوش و در بحر خوشتر می رود

آفتاب حسن او مه را نوازش کرده است

با دل روشن به هر جا خوب و در خور می رود

هر که در راه خدا ره می رود همراه ماست

لاجرم همراه ما راه پیمبر می رود

در چنان بحر محیطی زورقی افکنده ایم

بادبان افراشته کشتی به لنگر می رود

نعمت الله رهبر و شیرازیان همراه او

عاشقانه بر سر الله اکبر می رود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 12:52 AM

 

آب چشم ما به هر سو می رود

خوش روان از دیده بر رو می رود

می رود خاطر به کوی می فروش

آفرین بر وی که نیکو می رود

ای که گوئی از در دلبر برو

کی رود دل از درش چو می رود

در طریق عشق دل چون عاشقان

گه به سینه گه به پهلو می رود

می کنم خود را ملامت سالها

عمر اگر یک لحظه بی او می رود

در هوای زلف او باد صبا

خوش روان گشته به هر سو می رود

رو مپیچ از نعمت الله زان که او

رو به راه آورد یک رو می رود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 12:52 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5124512
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث