به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

واحدی در کثیر پیدا شد

احدی لاجرم هویدا شد

جام گیتی نما به ما دادند

صورت و معنئی مهیا شد

نور اول خوشی تجلی کرد

نیک بنگر که عین اشیا شد

بوی یوسف ز مصر عشق آمد

چشم یعقوب عقل بینا شد

هر حبابی که بود ازین دریا

عاقبت باز عین دریا شد

در دو عالم کسی یگانه شود

کز شش و هفت و هشت یکتا شد

سید از ما جدا فتاد ولی

چون ز ما بود باز از ما شد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:05 AM

 

آفتابی به ماه پیدا شد

صورت و معنئی هویدا شد

ظاهر و باطنی به هم بنمود

اول و آخری مهیا شد

در همه آینه یکی بیند

دیدهٔ روشنی که بینا شد

آمد و شد حقیقتا خود نیست

به مجاز است کآمد و یا شد

به خرابات رفت خاطر ما

چون از آنجاست باز آنجا شد

جان دریا دلم قفس بشکست

مرغ آبی به سوی مأوا شد

نعمت الله خدا به ما بخشید

نقد سید به بنده پیدا شد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:05 AM

 

از احد احمد آشکارا شد

هم به احمد احد هویدا شد

در شهادت احد کمر بربست

میم احمد ز غیب پیدا شد

آن یکی در عدد ظهوری کرد

صد عدد از یکی مهیا شد

قطره و بحر و جو همه آبند

ما نگوئیم قطره دریا شد

موج بحریم و عین ما آب است

نتوان گفت ما که از ما شد

آفتاب وجود رو بنمود

ذرهٔ کاینات در وا شد

آمد و شد حقیقتاً خود نیست

به مجاز است کآمد و یا شد

خم می خوش خوشی به جوش آمد

راز سر بسته آشکارا شد

نعمت الله پرده را برداشت

مشکلاتی که بود حل واشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:05 AM

 

جام گیتی نما به ما بخشید

دولتی خوش به ما خدا بخشید

نظری کرد و گنج هر دو سرا

پادشاهی به یک گدا بخشید

می خمخانهٔ حدوث و قدم

ساقی مست ما به ما بخشید

دُردی درد دل بسی خوردیم

عاقبت درد را دوا بخشید

نقد مجموع مخزن اسرار

کرم او به ما عطا بخشید

حاکم است او هر آنچه خواست کند

کس نگوید که او چرا بخشید

نعمت الله به ما عطا فرمود

خوش نوائی به بینوا بخشید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:05 AM

دامن از تردامنان جان پدر باید کشید

دست خود از دست هر بی پا و سر باید کشید

عشق می بازی طریق عاشقان باید سپرد

میل حج داری بلای بحر و بر باید کشید

دُرد دردت گر دهد چون صاف درمان نوش کن

ور می صافت دهد در دم ببر باید کشید

گر به دور حسن او دیدی بلای او چه سود

چون که ناچار است در دور قمر باید کشید

توتیای دیدهٔ ما خاک پای عاشقان

این چنین خوش توتیائی در بصر باید کشید

نعمت الله را اگر خواهی که مهمانی کنی

سفره ای گرد جهان سر تا به سر باید کشید

ور بقدر همتش سازی سرائی مختصر

چار دیواری به هفت اقلیم در باید کشید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:05 AM

 

هرچه بخشد خدا به ما بخشد

پادشاهی به هر گدا بخشد

بحر رحمت به ما روان سازد

آبروئی به عین ما بخشد

دُردی درد عشق او مینوش

تا به لطفش تو را دوا بخشد

می به بیگانه کی دهد ساقی

ساغر می به آشنا بخشد

در خرابات اگر فنا گردی

از حیاتش تو را بقا بخشد

بندگی کن که حضرت سلطان

هرچه خواهی از او تو را بخشد

بینوایان نوا از او یابند

نعمت الله به بینوا بخشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:04 AM

 

نعمت الله خدا به ما بخشید

خوش نوائی به بینوا بخشید

گنج اسما به ما عطا فرمود

پادشاهی به این گدا بخشید

خلعتی خوش مرصع از کرمش

رحمتی کرد و آن به ما بخشید

هرچه خواهد چنین چنان بخشد

کس نگوید که او چرا بخشید

هم نبوت به انبیا او داد

هم ولایت به اولیا بخشید

دل اگر برد جان کرامت کرد

درد اگر داد هم دوا بخشید

سیدی ساخت بندهٔ خود را

منصب عالی ای مرا بخشید

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:04 AM

 

می محبت او راحتی به جان بخشد

حیات طیبه و عمر جاودان بخشد

بنوش جام شرابی که نوش جانت باد

که لطف ساقی ما رند را به آن بخشد

ز قبله سر کویش دگر نپیچم روی

اگر خدای مرا بعد از این امان بخشد

چه پادشاه کریم است حضرت سلطان

هزار گنج به هر بنده رایگان بخشد

به عشق داغ محبت نهاده ام بر دل

ببین نشان محبت که آن نشان بخشد

کمال بخشش ساقی نگر که رندان را

شراب و نقل فراوان به هر زمان بخشد

چنانکه سید ما بخشش از خدا دارد

عجب مدار که او نیز آن چنان بخشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:04 AM

 

هر کسی نقشی بر آبی می کشند

یا خیالی سوی آبی می کشند

گرچه می بندند نقشی درخیال

پیش مه رویم نقابی می کشند

می کشندم در خرابات مغان

گوئیا مست و خرابی می کشند

عاشقیم و عاشقان را بی حساب

می کشند و در حسابی می کشند

ما در میخانه را بگشوده ایم

باده نوشان خوش شرابی می کشند

سایه بان نعمت الله در نظر

بر مثال آفتابی می کشند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:04 AM

 

ترک سرمستی مرا دامن کشانم می کشد

باز بگشوده کنار و در میانم می کشد

درکش خود می کشد ما را به صد لطف و کرم

گه چنینم می نوازد گه چنانم می کشد

کی کشد ما را چو لطفش می کشد ما را به ناز

عاشق مست و خرابم کشکشانم می کشد

از بلای عشق او چون کار ما بالا گرفت

از زمین برداشته بر آسمانم می کشد

می کشم نقش خیالش بر سواد چشم خود

زانکه این نقش خیال او روانم می کشد

جذبهٔ او می کشد خوش می کشد ما را به ذوق

در کشاکش اوفتادم چون دوانم می کشد

نعمة الله جملهٔ عالم به سوی خود کشید

جان فدای او که عشق او به جانم می کشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 1:04 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5124340
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث