به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

به کام ما بود عالم اگر او یار ما باشد

چنین دولت نمی دانم در این عالم که را باشد

در خلوتسرای او بهشت جاودان ماست

چه خوش ذوقی که رندان را در این خلوتسرا باشد

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

ز می توبه در این حالت به نزد ما خطا باشد

بیا و دُردی دردش به دست دردمندان ده

که دُرد درد او ما را به از صاف دوا باشد

به تیغ عشق اگر کشته شوی چون ما غنیمت دان

که جانت زندهٔ جاوید و جانان خونبها باشد

ز نور آفتاب او همه عالم منور شد

نمی بینیم یک ذره که بی نور خدا باشد

به جان سید عالم که بنده بندهٔ جانیست

از آن شد هرکه می بینی گدای این گدا باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:32 AM

 

وجود صورت و معنی ز جود ما باشد

وجود جود بر ما وجود ما باشد

حباب و موج که پیدا شده درین دریا

هر آنچه بود و بود عین بود ما باشد

ملک به امر خدا سر نهاده است زمین

برای رفعت خود در سجود ما باشد

حیات آب حیات از حیات ما دارد

بقای زنده دلان هم ز جود ما باشد

به سمع جان شنود عقل کل شود خاموش

در آن مقام که گفت و شنود ما باشد

بسوخت آتش ما عود مجمر افلاک

دماغ چرخ معطر ز دود ما باشد

چو نور سید ما شاهد است و مشهود است

یقین که در همه عالم شهود ما باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:31 AM

 

بحر عشقش را کران پیدا نشد

واصل دریای او جز ما نشد

در سرابستان مستان ره نبرد

هر که چون ما سو به سو جویا نشد

دیدهٔ ما تا نظر از وی نیافت

چشم نابینای ما بینا نشد

جان ما تا مبتلای او نگشت

کار دل در عاشقی والا نشد

سرفرازی در میان ما نیافت

هر که را سر در سر سودا نشد

در حریم عشق عاشق پی نبرد

در ره معشوق تا پویا نشد

هر پریشان کو نشد از جمع ما

دولت پنهانیش پیدا نشد

هر که آمد سوی ما سرمست رفت

هیچکس تشنه از این دریا نشد

تا حدیث عشقبازی گفته اند

همچو سید دیگری گویا نشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:31 AM

 

عشق او با جان ما پیوسته شد

زنده آمد دل از آن پیوسته شد

آب چشم ما به گلشن رو نهاد

غنچه گشت و خوش خوشی گلدسته شد

عشق سرمست است و می گوید سرود

عقل مخمور است از آن دل خسته شد

مرغ دل در دام زلف او فتاد

سر نهاد و مو به مو پابسته شد

تا به او پیوست جان من تمام

از همه کون و مکان خوش رسته شد

در دل من غیر او را راه نیست

خانهٔ خالی ورا در بسته شد

نعمت الله عاشقانه جان بداد

رند سرمست از جهان وارسته شد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:31 AM

 

مه ز برج شرف چو طالع شد

جامع صورتین واقع شد

چون جمالش در آینه بنمود

نام آئینه کون جامع شد

این عجب بین که واضع اشیاء

هم به موضوع خویش واقع شد

هر که بی جام می دمی دم زد

حیف از آن دم زدن که ضایع شد

همت ما محیط می جوید

مکنش عیب اگرچه طالع شد

یار ما نیست آنکه چون زاهد

به خیالی ز دوست قانع شد

نعمت الله چو در سخن آمد

روح قدسی رسید و سامع شد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:31 AM

 

عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد

به سراپردهٔ میخانه روان خواهد شد

گر بگویند که فرما و بیا مستانه

زند انگشت خوشی رقص کنان خواهد شد

آفتابی است که از مشرق جان می تابد

گرچه از دیدهٔ ما باز نهان خواهد شد

همه عالم چو بود آینهٔ حضرت او

در همه آینه بر خود نگران خواهد شد

عین ما آب حیاتست و حبابش خوانند

زود بینند که بی نام و نشان خواهد شد

جام می آمد و آورد پیام ساقی

که دمی همدم ما شو که چنان خواهد شد

صحبت سید سرمست غنیمت می دان

که در این یک دو سه روزی ز جهان خواهد شد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:31 AM

 

نقش خیال عالم عارف به خواب بیند

صورت چو جام یابد معنی شراب بیند

دریادلی که چون ما در بحر ما درآید

موج و حباب و قطره در عین آب بیند

چون نور آفتابست در روی ماه پیدا

هم ماه را بیابد هم آفتاب بیند

تو تشنه در بیابان دایم سراب بینی

عارف چو ما سرابی اندر سراب بیند

رندی که در خرابات با ما دمی برآرد

هر کس که بیند او را مست و خراب بیند

هر کو حجاب دارد او در حجاب ماند

گر بی حجاب گردد او بی حجاب بیند

در گلستان سید خوش بلبلان مستند

هر گل که او بچیند در گل گلاب بیند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:20 AM

 

هر که او را به نور او بیند

هر چه بیند همه نکو بیند

آنکه با ما نشست در دریا

عین ما دید و سو به سو بیند

روی غیری ندیده دیدهٔ ما

غیر چون نیست دیده چو بیند

هر که در آینه کند نظری

جان و جانانه روبرو بیند

چشم باریک بین سید ما

رشته یک توست کی دو تو بیند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:20 AM

 

کرمش گنج بی کران باشد

آب رحمت به جام جان باشد

نقد گنجینهٔ حدوث و قدم

بر سر و پای عاشقان باشد

ابر چون آبروی دریا دید

آب بر روی ما روان باشد

خوش گلابی به صورت و معنی

بر رخ خوب همگنان باشد

می چو در جام ریخت ساقی ما

هر چه در جام باشد آن باشد

رشحهٔ نور خود به ما پاشید

ابداً بر همه چنان باشد

نعمت الله جواهر توحید

بر سر جمله عاشقان باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:20 AM

 

ما عاشق و مستیم کرامات چه باشد

ما باده پرستیم مناجات چه باشد

ما همدم رندان سراپردهٔ عشقیم

در خلوت ما حالت طامات چه باشد

گفتیم چنان است چنین بود که گفتیم

اینست کرامات کرامات چه باشد

ما عاشق مستیم ز جام می وحدت

خود کثرت معقول و خیالات چه باشد

چون خلوت ما گوشهٔ میخانهٔ عشق است

با منزل ما راه و مقامات چه باشد

ای زاهد سجاده نشین کعبه کدام است

وی عاشق میخواره خرابات چه باشد

سید چو همه اوست چه پیدا و چه پنهان

احوال بدایات و نهایات چه باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:20 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123623
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث