به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

دلبر سرمست ما عزمی به دریا می کند

منع نتوان کردنش چون میل مأوا می کند

چشم ما پر آب کرده خوش نشسته در نظر

این عنایت بین که او با دیدهٔ ما می کند

آفتاب حسن او هر جا که بنماید جمال

هر چه آن پنهان بود چون نور پیدا می کند

چشم مردم دیدهٔ ما روشن است از نور او

این نظر صاحبنظر با چشم بینا می کند

در خرابات مغان مست خراب افتاده ایم

هر که دارد دولتی رغبت به آنجا می کند

کار دل از عشق بالائی چنین بالا گرفت

لاجرم جان عزیزان قصد بالا می کند

پادشاه است او و سید بندهٔ فرمان او

دلخوشست ارچه جفای جان شیدا می کند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:35 AM

 

هر که او را به نور او بیند

هر چه بیند همه نکو بیند

آنکه با ما نشست در دریا

عین ما دید و سو به سو بیند

روی غیری ندیده دیدهٔ ما

غیر چون نیست دیده چو بیند

هر که در آینه کند نظری

جان و جانانه روبرو بیند

چشم باریک بین سید ما

رشته یک توست کی دو تو بیند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:34 AM

 

مدام همدم جام شراب خوش باشد

همیشه عاشق مست خراب خوش باشد

بیا به مکتب ما و کتاب عشق بخوان

که خواندن از سر ذوق این کتاب خوش باشد

بیا که ساقی ما مجلس خوشی آراست

بیا که دیدن او بی نقاب خوش باشد

رسید ساقی سرمست و جام می بر دست

حریف رند چنین بی حجاب خوش باشد

خیال عارض او نقش می کشم بر چشم

نگر که نقش خیالش در آب خوش باشد

هزار شاه گدای جناب ما باشد

اگر به جانب ما آن جناب خوش باشد

خوش است گفتهٔ سید که از سر ذوق است

به ذوق هر که بگوید جواب خوش باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:33 AM

 

عاشق و یار خویش خوش باشد

دل و دلدار خویش خوش باشد

زاهد و زهد و رند و میخواری

هر کس و کار خویش خوش باشد

بلبل مست و عاشق شیدا

خود و گلزار خویش خوش باشد

بار عشقش نهاده ام بر دل

می کشم بار خویش خوش باشد

عاشقانه به دُردی دردش

کرده تیمار خویش خوش باشد

عشقبازی است کار دل دائم

دل به کردار خویش خوش باشد

نعمت الله خوش بود با من

یار با یار خویش خوش باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:33 AM

 

ناز با یار غار خوش باشد

آن میان در کنار خوش باشد

نقش رویش خیال می بندم

در نظر آن نگار خوش باشد

عشق او آفتاب تابان است

مهر او بی غبار خوش باشد

نور او را به نور او بنگر

آن نهان آشکار خوش باشد

لیس فی الدار غیره دیار

در چنین دار یار خوش باشد

در همه چون جمال او پیداست

گر یکی ور هزار خوش باشد

بلبل مست و صحبت سید

بابت گلعذار خوش باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:33 AM

 

هر که او را خبر از اهل دلانش باشد

یاری اهل دلان در دل و جانش باشد

دردمندی که به جان دُردی دردش نوشد

راحت جان طلبی در دو جهانش باشد

آتش عشق دلم سوخت چنان داغی را

در قیامت چو بجویند نشانش باشد

دیدهٔ اهل نظر نور از او می یابد

این چنین نور چنان عین عیانش باشد

عاقل ار عشق ندارد بر ما آنش نیست

رند مستی طلب ای دوست که آنش باشد

هر گدائی که بود بر در سلطان دائم

همچو ما بر دو جهان حکم روانش باشد

نعمت الله بسی بندگی سید کرد

لاجرم منصب عالی چنانش باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:33 AM

 

تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشد

نظر باز خوشی باشی چو منظورت نکو باشد

خیالش نقش می بندم به هر صورت که پیش آید

کجا غیری توان دیدن چو هر چه هست او باشد

ز آب چشم ما دایم بود خوش روی ما تازه

چو خوشروئی که پیوسته چو ما با آبرو باشد

بیا و خرقهٔ خود را به آب می نمازی کن

چو جان ما گرت میلی به سوی شست و شو باشد

در آن حضرت که غیر او نگنجد غیر او غیری

چه جای این و آن دارد چه قدر ما و تو باشد

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

نیاید عقل اگر آید مگر خواجه ولو باشد

بیا از نعمت الله جو مرادی را که می خواهی

که کام دل از او یابی تو را گر جستجو باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:33 AM

 

همه عالم خیال او باشد

در خیال آن جمال او باشد

هر خیالی که نقش می بندم

نظرم بر کمال او باشد

در همه آینه چو می نگرم

صورت بی مثال او باشد

جنت هر کسی سزای ویست

جنت ما وصال او باشد

مالک لم یزل خداوند است

ابداً لایزال او باشد

همه را رو به اوست از همه رو

همه را خود مأل او باشد

کفر و ایمان به نزد اهل دلان

از جمال و جلال او باشد

موج و بحر و حباب ما بنگر

همه آب زلال او باشد

گفتهٔ سیدم به جان بشنو

زانکه سحر حلال او باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:32 AM

 

هر که را شیخ آن چنان باشد

شرفش بر همه جهان باشد

دایره ای کرد او بود پرگار

او چو قطب است و در میان باشد

صورتش خلق و معنیش حق است

راحت جان انس و جان باشد

هر که با او نشست سلطان شد

زانکه او پادشه نشان باشد

هرچه خواهی از او همان یابی

زان که او را هم این هم آن باشد

همه محکوم حضرتش باشند

حکم او بر همه روان باشد

نعمت الله مرید حضرت اوست

لاجرم پیر عاشقان باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:32 AM

 

به یمن دولت وصلش جهان در حکم ما باشد

چنین شاهی که ما داریم در عالم که را باشد

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

چنین بزمی ملوکانه نمی دانم کجا باشد

اگر درد دلی داری بیا و نوش کن جامی

که جام دُرد درد او به از صاف دوا باشد

چنان مستغرق عشقم که خود از وی نمی دانم

در این دریا به هر سوئی که بینم عین ما باشد

محب غیر کی باشم چو یار نعمت اللهم

کجا با خلق پردازم چو محبوبم خدا باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:32 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123625
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث