به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

ما انا الحق از فنا خواهیم زد

خیمه در دار بقا خواهیم زد

پای کوبان جان خود خواهیم باخت

دستی از صدق و صفا خواهیم زد

در خرابات مغان خواهیم رفت

عاشقان را الصلا خواهیم زد

الوداع زاهدی خواهیم کرد

جام پر می یک دوتا خواهیم زد

گر بلائی بر دل ما بگذرد

مقبلانه مرحبا خواهیم زد

خویش را بیگانه وش خواهیم ساخت

این نفس با آشنا خواهیم زد

همچو سید در جهان بی خودی

دم ز توحید خدا خواهیم زد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

آتشی در دل است و جان سوزد

دل چنین سوخت جان چه سان سوزد

عشق او آتشی است جان سوزی

رشتهٔ شمع جان از آن سوزد

گوئیا عود مجمر عشقم

که مرا خوش در این میان سوزد

آتش عشق چون بر افروزد

عالمی را به یک زمان سوزد

آه دل سوز عاشقان بشنو

تا تو را دل به عاشقان سوزد

بر جگر داغ عشق او دارم

دلم از بهر این نشان سوزد

نام غیرش چو بر زبان آرم

آتش غیرتش زبان سوزد

سخن گرم من روان می خوان

که دل سوخته را روان سوزد

نعمت الله اگر چنین نالد

نفسش جملهٔ جهان سوزد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

اگر مه روی من روزی نقاب از رخ براندازد

چو ذره آفتاب جان به پای او سراندازد

اگر شهباز عقل کل کند پرواز در کویش

ندیده همچنان جزوی که از حیرت براندازد

حجاب دیدهٔ مردم خیال پردهٔ وهم است

جمال او نماید رو حجابش گر بر اندازد

کند معدوم را موجود از الطاف وجود خود

اگر از گوشهٔ چشمی نظر بر منظر اندازد

اگر سلطان عشق او به ملک دل فرود آید

ندای غارت جانها روان در کشور اندازد

تجلی صفاتش را مظاهر در ظهور آرد

ولی چون ذات بنماید نظر بر مظهر اندازد

به چشم مردمی یاری که روی سیدم بیند

نخواهد تا نظر باری به روی دیگر اندازد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

ساز عشقش نوای دل سازد

دُرد دردش دوای دل سازد

لطف سازنده بین که بر سازش

هر چه سازد برای دل سازد

به خدا کار دل رها کردیم

کار دل هم خدای دل سازد

آتش عشق جان ما را سوخت

سوختگان را هوای دل سازد

دل مقامی خوشست از آن دلدار

جای خود در سرای دل سازد

دل صاحبدلی به دست آور

تا تو را آشنای دل سازد

نعمت الله می نوازد ساز

بشنو کز نوای دل سازد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

نور با نور خوش در آویزد

آب با آب خوش درآمیزد

موج با بحر چون یگانه شود

این دوئی از میانه برخیزد

چشم مستش که فتنه انگیز است

هر زمان فتنه ای برانگیزد

مژهٔ شعر تیز من شب و روز

خاک درگاه یار می بیزد

عقل با عشق گفتگو نکند

بنده با پادشاه نستیزد

ساقی مست هر نفس جامی

گیرد و بر سرم فرو ریزد

سیدم زلف را چو بگشاید

عالمی دل در او درآویزد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

چشم مست تو گر از خواب گران برخیزد

سبک از هر طرفی فتنه دوان برخیزد

کر کلاله ز گل چهره براندازی باز

ناله از جان و دل پیر و جوان برخیزد

سر و بالای تو گر سوی چمن میل کند

ناودان از سر پا رقص کنان برخیزد

اثر شمع تجلیست ولی دریابد

که چو پروانه روان از سر و جان برخیزد

عاشقی بر سر کوی تو نشیند که به عشق

عاشقانه ز سر هر دو جهان برخیزد

کشتهٔ عشق تو گر بوی تو یابد در خاک

به هوای تو چو گل جامه دران برخیزد

چشم سید که حجابیست میان من و تو

خوش بود گرچو حجابی ز میان برخیزد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

هرکه فانی شود بقا یابد

خوش بقائی از این فنا یابد

آنکه نام و نشان خود گم کرد

آنچه گم کرده است وایابد

بنده ای کو گدای سلطان است

پادشاهی دو سرا یابد

هر که با بینوا دمی دم زد

خوش نوائی ز بینوا یابد

غرق بحر محیط هر که شود

عین ما را به عین ما یابد

عشق مست است و عقل مخمور است

ذوق مستان ما کجا یابد

نعمت الله که نور دیدهٔ ماست

نور او را به دیده ها یابد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

دلی که درد ندارد دوا کجا یابد

بلای عشق ندیده شفا کجا یابد

کسی که همدم جام شراب نیست مدام

حضور ساقی سرمست ما کجا یابد

حریف ما نشده ذوق ما کجا داند

نخورده ساغر دردی صفا کجا یابد

خدای خود نشناسد کسی که خود نشناخت

ز خود چو بی خبر است او خدا کجا یابد

سریر سلطنت عشق پادشاهان راست

چنان مقام بلندی گدا کجا یابد

در این طریق فقیری که می نهد قدمی

فنای خود چو نجوید بقا کجا یابد

به نور عشق توان یافت نعمت الله را

کسی که عشق ندارد ورا کجا یابد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

خراباتست و خم در جوش و ساقی مست و ما بی خود

سر از دستار نشناسیم و می از جام و نیک از بد

حضور باده نوشان است و رندان جمله سرمستند

نمی بینم کسی مخمور اگر یک بینم ور صد

اگر شمعی ز دلگرمی بپیچد از هوایش سر

روان از آتش غیرت کشیدش تیغ بر سر زد

ز آب و خاک میخانه مرا ایجاد فرمودند

زهی جام و زهی باده زهی موجد زهی موجد

در آن سرحد که جان بازند ما آنجا وطن داریم

که دارد عشق همراهی که می آید بدان سرحد

گذر فرما به خاک ما زیارت کن دمی ما را

که نور روح ما روشن توان دیدن در آن مرقد

صراط مستقیم من طریق نعمت الله است

به عمر خود نمی گردم سر موئی ز راه خود

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

ما به تو هستیم و تو هستی به خود

غیر تو را هست نگوید خرد

غیر یکی در دو جهان هست نیست

گرچه نماید به ظهور آن دو صد

ذات یکی و صفتش بی شمار

شیخ یکی خرقهٔ او بی عدد

وحدت و توحید و موحد یکیست

در نظر عارف ذات احد

نور جمالش بنماید عیان

در بصر هر که نباشد رمد

نیست شود هر چه بود غیر او

گر نکند از نفس خود مدد

سید ما با تو نگویم که کیست

در بر ما آینهٔ در نمد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:45 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123900
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث