به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بود

آن که صد مشکلش از زلف تو نگشاد که بود

غیر من کز تو به پابوس سگان خورسندم

آن که روئی به کف پای تو ننهاد که بود

جز دل من که فلک بسته به رو راه نشاط

آن که بر وی دری از وصل تو نگشاد که بود

بعد حرمان من نامهٔ سیاه آن که به تو

برگ سبزی و پیامی نفرستاد که بود

تا بریدی ز من ای گنج مراد آنکه نساخت

دل ویران به ملاقات تو آباد که بود

جز من تنگ دل ای خسرو شیرین دهنان

عمرها از تو به جان کندن فرهاد که بود

جز تو در ملک دل محتشم ای شوخ بلا

آن که داد ستم و جور و جفا داد که بود

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 4:33 PM

 

دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود

نارسیده بر سر من باز گردیدن چه بود

تشنه‌ای را کز تمنا عاقبت میسوختی

آب از بازیچه‌اش بر لب رسانیدن چه بود

خسته‌ای را کز جفا می‌کردی آخر قصد جان

در علاجش اول آن مقدار کوشیدن چه بود

گر دلت نشکفته بود از گریهٔ پردرد من

سر فرو بردن چو گل در جیب و خندیدن چه بود

گرنه مرگ من به کام دشمنان می‌خواستی

بهر قتلم با رقیب آن مصلحت دیدن چه بود

ور نبودت ننگ و عار از کشتن من بعد قتل

آن تاسف خوردن و انگشت خائیدن چه بود

محتشم ای گشته در عالم بدین داری علم

بعد چندین ساله زهد این بت پرستیدن چه بود

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 4:33 PM

 

یک دم ای سرو ز غمهای تو آزاد که بود

یک شب ای ماه ز بیداد تو بیداد که بود

مردم از ذوق چودی تیغ کشیدی بر من

کامشب از درد درین کوی به فریاد که بود

دور از بزم تو ماندم که ز می‌شستم دست

ورنه آن کس که مرا توبه ز می داد که بود

تا به خاک رهم از کینه برابر کردی

آن که پا بر سرم از دست تو ننهاد که بود

بخت دور از تو چه می‌کرد به خواب اجلم

آن که ننمود درین واقعه ارشاد که بود

چون به ناشادی مردم ز تو شادان بودم

آن که ناشادی من دید و نشد شاد که بود

چون تو ماهی که نترسید ز آه من و داد

خرمن محتشم دلشده برباد که بود

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 4:33 PM

 

گر شود پامال هجر این تن همان گیرم نبود

ور رود دل نیز یک دشمن همان گیرم نبود

گر دلم در سینه سوزان نباشد گو مباش

اخگری در گوشهٔ گلخن همان گیرم نبود

ز آفتاب هجر مغز استخوانم گو بریز

در چراغ مرده این روغن همان نگیرم نبود

ملک جانی کز خرابیها نمی‌ارزد به هیچ

گر فراق از من بگیرد من همان گیرم نبود

دیده گر خواهد شدن از گریه ویران کو بشو

در دل تاریک این روزن همان گیرم نبود

ناله از ضعف تنم گر برنیاید گو میا

در سرای سینه این شیون همان گیرم نبود

چون به تحریک تو می‌رانند ازین گلشن مرا

جا کنم در گلخن این گلشن هما نگیرم نبود

بود نافرمان دلی با من همان گیرم نزیست

بود بی سامان سری بر تن همان گیرم نبود

گفتم از عشقت به زاری محتشم دامن کیشد

گفت یک رسوای تر دامن همان گیرم نبود

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 4:33 PM

 

دردا که وصل یار به جز یک نفس نبود

یک جرعه از وصال چشیدیم و بس نبود

شد درد دل فزون که به عیسی دمی چنان

دل خسته‌ای چنین دو نفس هم نفس نبود

بختم ز وصل یک دمه آن مرهمی که ساخت

تسکین ده جراحت چندین هوس نبود

ظل همای وصل که گسترده شد مرا

بر سر به قدر سایهٔ بال مگس نبود

بردی مرا به نقش وفا نقد جان ز دست

این دستبرد جان کسی حد کس نبود

در گرمی وصال تمامم بسوختی

این نیم لطف از تو مرا ملتمس نبود

گر پشت دست خویش گزد محتشم سزد

جز یک دمش به وصل تو چون دسترس نبود

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 4:33 PM

 

مهی که شمع رخش نور دیدهٔ من بود

ز دیده رفت و مرا سوخت این چه رفتن بود

مرا کشنده‌ترین ورطهٔ محل وداع

سرشگ رانی آن سر پاکدامن بود

فکند چشم حسودم جدا ز دوست چه دوست

یکی که مایهٔ رشگ هزار دشمن بود

کشید روز به شامم چه شام آن که درو

ستارهٔ سحر روز مرگ روشن بود

وزید باد فراقی چه باد آنکه ز دهر

برندهٔ من بر باد رفته خرمن بود

رسید سیل فنائی چه سیل آن که رهش

به مامن من مجنون دشت مسکن بود

برآمد ابر بلائی چه ابر آن که نخست

ترشحش ز برای خرابی من بود

چو یار گرم سفر شد اگرچه شمع صفت

به باد می‌شد ازو هر سری که بر تن بود

بسوخت محتشم اول که از سپاه فراق

ستیزه یزک اندروی آتش افکن بود

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 4:33 PM

 

گنج وصل او به چون من بی‌وفائی حیف بود

همچو او شاهی به همچون من گدائی حیف بود

یاری آن نازنین کش بت پرستیدن سزاست

با چو من ناکس پرستی ناسزائی حیف بود

آشنائی‌های او کز الفت جان خوشتر است

با چو من بد الفتی نا آشنائی حیف بود

عهد مهر و شرط یاری کز وفا کرد آن نگار

با چو من بدعهد شرط و بی‌وفائی حیف بود

راست قولیهای او در ماجراهای نهان

با چو من کج بحث و کافر ماجرائی حیف بود

چون ز من جز بیوفائی سر نزد نسبت باو

بر سرم میزد اگر سنگ جفائی حیف بود

قصه کوته محتشم با چون تو کج خلق آدمی

آن چنان طوبی قدی حورا لقائی حیف بود

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 4:27 PM

 

دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود

در میان خواب و بیداری دلم با یار بود

گرچه بود از هر دو جانب بر دهن مهر سکوت

ناز او را با نیاز من سخن بسیار بود

کار من دامن گرفتن کار او دامن کشی

آن چه بر من می‌نمود آسان باو دشوار بود

هرچه در دل داشتم او را به خاطر می‌گذشت

بی‌نیاز از گفتن و مستغنی از اظهار بود

گرچه بود آن شمع شب تا روز در فانوس چشم

پردهٔ شرم از دو جانب مانع دیدار بود

آن چه آمد بر زبان با آن که حرفی بود و بس

معنی یک دفتر و مضمون صد طومار بود

من به میل خاطر خود محتشم تا روز حشر

ترک آن صحبت نمی‌کردم ولی ناچار بود

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 4:27 PM

 

همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود

کنج ویرانهٔ ما شاه نشین خواهد بود

زهره در مجلس ما سجده ز مه خواهد خواست

میر مجلس اگر آن زهره جبین خواهد بود

آتش از غیرت این خانه به خود خواهد زد

هر پری خانه که در روی زمین خواهد بود

ای که آگه نه‌ای از آمدن آن بت مست

ساعتی باش که صحبت به ازین خواهد بود

پیش آن بت که سراپردهٔ جان منزل اوست

کمترین پیشکش ما دل و دین خواهد بود

از بهشتی صفتی غمکدهٔ ما امشب

با سراپردهٔ فردوس قرین خواهد بود

محتشم محفل ما امشب از آن غیرت حور

من برآنم که به از خلد برین خواهد بود

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 4:27 PM

 

دی صبح دم که عارض او بی‌نقاب بود

چیزی که در حساب نبود آفتاب بود

صد عشوه کرد لیک مرا زان میانه کشت

نازی که در میانهٔ لطف و عتاب بود

از دام غیر جسته ز پر کارئی که داشت

می‌آمد آرمیده و در اضطراب بود

در انتظار دردم بسمل شدم هلاک

با آن که در هلاک من او را شتاب بود

تا در اسیر خانه آن زلف بود غیر

من در شکنجه بودم و او در عذاب بود

در صد کتاب یک سخن از سر عشق نیست

گفتیم یک سخن که در آن صد کتاب بود

امشب کسی نماند که لطفی ندید ازو

جز محتشم که دیدهٔ بختش به خواب بود

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 4:27 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5099946
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث