به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست

طمع مدار که دیگر کمر توانی بست

به بزم وصل قدم چون نهم که عصمت او

گشود دست و مرا پای کامرانی بست

دری که دیده بروی دلم گشود این بود

که عشق آمد و درهای شادمانی بست

گز از خماردهم جان عجب مدار ای دل

که ساقی از لب من آب زندگانی بست

رخ از دریچهٔ معنی نمود آن که به ناز

میان حسن و نظر سدلن ترانی بست

شکست ساغر دل را به صد ملامت و باز

به دستیاری یک عشوهٔ نهائی بست

به نیم معذرتی آن هم از زبان فریب

در هزار شکایت ز نکته دانی بست

چو گرد قصد نگه کار غیر ساخت نخست

که چشم او به فریب از نگاهبانی بست

به عرض عشق نهان محتشم زبان چو گشود

میانهٔ من و او راه همزبانی بست

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:54 PM

 

چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست

سر نیاز به فتراک بدگمانی بست

به دست جور چو داد از شکست عهد عنان

به یاد طاقت ما عهد هم عنانی بست

به بحر هجر چو لشگر شکست کشتی جان

اجل ز مرحمت احرام بادبانی بست

ز پای گرگ طمع دست حرص بند گشود

چو ناز او کمر سعی در شبانی بست

تو از طلب به همین باش و لب مبند که یار

زبان یک از پی ارنی ولن ترانی بست

تو ای سوار که بردی قرار و طاقت ما

بیا که دزد هوس دست پاسبانی بست

به روی من تو در مرگ نیز بگشائی

اگر توان در تقدیر آسمانی بست

کمند مهر چنان پاره کن که گر روزی

شوی ز کرده پشیمان به هم توانی بست

رقیب بار سکون بر در تو گو بگشا

که محتشم ز میان رخت کامرانی بست

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:54 PM

 

امشب دگر حریف شرابت که بوده است

تا روز پرده‌سوز حجابت که بوده است

آن دم که دور گشته و ساقی تو بوده‌ای

پیشت که گشته مست و خرابت که بوده است

جنبیده چون لب تو به مستانه حرفها

لذت چش سئوال و جوابت که بوده است

دوری که اقتضای غضب کرده طبع می

شیدای سر خوشانه عتابت که بوده است

دوری دگر که کرده شلاین زبان تو را

مدهوش پاس بستر خوابت که بوده است

چون محتشم نبوده به گرد درت دوان

مخصوص خدمت از همه بابت که بوده است

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:54 PM

 

از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است

دارالشفای عشق ز دیوانه پر شده است

از خود نگشته است به کس آشنا دلی

راه وثاقش از پی بیگانه پر شده است

تاره به جام خانه چشمم فکند عکس

این خانه از پری چو پری خانه پر شده است

از جرعه‌ای که ریخته ساقی به جام ما

گش فلک ز نعرهٔ مستانه پر شده است

رگهای جانم از گرهٔ غم به ذکر هجر

چون رشتهای سجه صد دانه پر شده است

عشاق را به دور تو از بادهٔ حیات

قالب تهی فتاده و پیمانه پر شده است

گردد مگر به وصف تو مقبول اهل طبع

دیوان محتشم که ز افسانه پر شده است

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:54 PM

 

آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است

می‌تواند کرد با او آن چه با من کرده است

عنقریب از گریه نابینا چو دیگر چشمهاست

دیده‌ای کان سست عهد امروز روشن کرده است

کرده در چشم رقیب بوم سیرت آشیان

شاهباز من عجب جائی نشیمن کرده است

یک جهت تا دیده‌ام با غیر آن بی‌درد را

غیرتم از صد جهت راضی به مردن کرده است

مردهٔ ما راهنوز از اختلاط اوست عار

کان مسیحا دم ز وصلش روح در تن کرده است

وه که شد آلوده دامان آن که در تمکین حسن

خنده بر مستوری صد پاکدامن کرده است

محتشم رخش ترقی بین که آن رعنا سوار

آهوی شیرافکنش را روبه افکن کرده است

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:54 PM

 

حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است

که حیا این همه آتش به گلت در زده است

زده جام غضب آن غمزه مگر غمزده‌ای

طاق ابروی تو را گفته و ساغر زده است

شعلهٔ شمع جمالت شده برهم زده آه

مرغ روح که به پیرامن آن پرزده است

خونت از غیرت اشک که به جوش است که باز

گل تبخاله ز شیرین رطبت سرزده است

می‌گذشتی وز میغ مژه خون می‌بارید

که به حیران شده‌ای چشم تو خنجر زده است

جیب جانش ز من اندر خطر است آن که چنین

دامن سعی به راه طلبت بر زده است

حاجبت کرده کمان زه مگر از کم حذری

داد جرات زده‌ای قصر تو را در زده است

خوش حریفیست که در وادی عشقت همه جا

خیمه با محتشم از لاف برابر زده است

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:54 PM

 

پای یکی به علت ادبار نارواست

رخش یکی به عرصهٔ اقبال در دو است

در افتاب وصل یکی گرم اختلاط

قانع یکی ز دور به یک ذره پرتو است

اما ازین چه غم که کهن دوستدار او

در خاطرش نشسته تر از عاشق نواست

شطرنج غایبانه شیرین به کوه کن

در دل به صد شکفتگی نرد خسرو است

زندان هجر او چه طلسمی است کاندران

نه طاقت نشست و نه راه بدر رو است

اعجاز عشق بین که تمنای هندویی

پاینده دار نام شهنشاه غزنو است

معلوم قدر دانهٔ اشک تو محتشم

جائی چنان که خرمن جانها به یک جواست

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:54 PM

 

غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است

پیش تیرت دو دل امروز نشان ساخته است

در حضور تو و رسوای دگر غمزه مرا

از اشارات دو ابرو دو زبان ساخته است

هر نگاهت ز ره شعبده یک پیک نظر

به دو اقلیم دل از سحر روان ساخته است

جنبش گوشه ابروی تو در پهلوی غیر

پردلی را هدف تیر و کمان ساخته است

در مزاج تو اثر کرده هوائی و مرا

سرعت نبض گمانی که از آن ساخته است

نظر غیر که پاس نگهم می‌دارد

چهرهٔ راز مرا از تو نهان ساخته است

می‌توان ساختن از دیدهٔ غماز نهان

نیم نازی که اسیر تو بدان ساخته است

غیر اگر جرعه‌ای از پند ندادست تو را

سرت از صحبت یاران که گران ساخته است

غم عشق تو که خو کرده به جانهای عزیز

سخت با محتشم سوخته جان ساخته است

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:54 PM

 

روی تو که اختر زمین است

رشگ مه آسمان نشین است

قدت که بلای راستان است

کاهندهٔ سرو راستین است

اندام تو زیر پیرهن نیز

سوزندهٔ برگ یاسمین است

چشم سیهت به تیغ مژگان

گردنزن آهوان چین است

خال تو که هست نقطهٔ کفر

انگشت نمای اهل دین است

دشنام تو زان لبان شیرین

زهریست که غرق انگبین است

آن غمزه که گرم چشم‌بندی است

بازی ده عقل دوربین است

خاک در بنده کمینت

تاج سر بنده کمین است

در دیدهٔ محتشم خیالت

نقشی است که در ته نگین است

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:54 PM

 

نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست

گنج خرابهٔ دل اندوهگین ماست

یاد تو زود چون رود از دل که همرهش

در اولین قدم نفس آخرین ماست

به خاک درگهت چه تفاوت اگر نهیم

سر بر زمین که کوی بلا سرزمین ماست

از کینه جوئی تو شکایت کنم چرا

کز شوخی آن چه نیست به یاد تو کین ماست

از توسن هوس ز ازل چون پیاده‌ایم

رخش مراد تا به ابد زیر زین ماست

نور جبین ما نه ز تاثیر طاعت است

داغی کهن ز لاله رخی بر جبین ماست

ای مرغ دل حذر که خدنگ افکنی عجیب

از ابروان کشیده کمان در کمین ماست

در بزم او همیشه ملولم که ناگهان

افتد به فکر او که چرا همنشین ماست

تا می‌کنیم محتشم از لعل او سخن

ملک سخن تمام به زیر نگین ماست

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:54 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5100696
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث