به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

آن که آیینهٔ صنع از روی نیکوی تو ساخت

همهٔ آیینهٔ رخان را خجل از روی تو ساخت

طاق ایوان خجالت گذرانید ز مه

آن که بالای دو رخ طاق دو ابروی تو ساخت

نخل بند چمن حسن تو بر قدرت خویش

آفرین کرد چو نخل قد دلجوی تو ساخت

بهر قتل دو جهان فتنه چو زه کرد کمان

کار خویش از مدد قوت بازوی تو ساخت

آسمان حسن گران سنگ تو چون می‌سنجید

مهر پر کوکبه را سنگ ترازوی تو ساخت

مرغ دل با همهٔ بی‌بال و پریها آخر

آشیانی عجب اندر شکن موی تو ساخت

فلک از درد سر آسود که در او عشق

سر پرشور مرا خاک سر کوی تو ساخت

فکر کار دگران کن که فلک کار مرا

به نخستین نگه از نرگس جادوی تو ساخت

دید فرمان تو در خاموشی لعل تو دل

رفت و پنهان ز تو با چشم سخنگوی تو ساخت

وه که هرگه قدمی رنجه به بزمم کردی

پیش دستی صبا بی خودم از بوی تو ساخت

محتشم مرتبهٔ عشق به اعجاز رساند

این که یک مرتبه جا در دل بدخوی تو ساخت

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:47 PM

 

داغ بر دست خود آن شوخ چو در صحبت سوخت

غیر در تاب شد و جان من از غیرت سوخت

صورت شمع رخش بر در و دیوار کشید

کلک نقاش دل خلق به این صورت سوخت

خواستم پیش رخش چهره بشویم به سرشک

آب در دیده‌ام از گرمی آن طلعت سوخت

غیر را خواست کند گرم زد آتش در من

هر یکی را به طریق دگر از غیرت سوخت

ذوق کردم چو شب آمد به وثاق تو رقیب

که مرا دید به پهلوی تو و ز حسرت سوخت

شعلهٔ آتش سودای رقیبم امشب

گشت معلوم زداغی که به آن رحمت سوخت

محتشم یافت که فهمیدی و خاطر خوش یافت

غیر کم حوصله چون داغ پی غیبت سوخت

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:47 PM

 

دور بر بسترم از هجر تو رنجور انداخت

چشم زخم عجبی از تو مرا دورانداخت

من که سر خوش نشدم از می صد خمخانه

به یکی ساغرم آن نرگس مخمور انداخت

آن که در کشتن من دست اجل بست به چوب

ناوکی بود که آن بازوی پرزور انداخت

رنج را از تن مایل به اجل دور افکند

مژدهٔ پرسش او بس که به دل شور انداخت

ساخت بر گنج حیات دو جهانم گنجور

به عیادت چو گذر بر من رنجور انداخت

از دل جن و بشر شعلهٔ غیرت سر زد

از گذاری که سلیمان به سر مور انداخت

کلبهٔ محتشم از غرفهٔ مه برد سبق

تا بر او پرتوی آن طلعت پرنور انداخت

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:47 PM

 

چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت

سکون سفینه به گرداب اضطراب انداخت

فلک ز بد مددیها تمام یاران را

چو دست بست گلیم مرا در آب انداخت

زمانه دست من اول به حیله بست آن گه

ز چهره شاهد مقصود را نقاب انداخت

به جنبشی که نمود از نسیم کاکل او

هزار رشتهٔ جان را به پیچ و تاب انداخت

گرفت محتشم از ساقی غمش جامی

که بوی او من میخواره را خراب انداخت

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:47 PM

 

یگانه‌ای در دل می‌زند به دست ارادت

که جای موکب حسنش ز طرف ماست زیادت

اگر کشاکش زور قضا بود ز دو جانب

میانهٔ من و او نگسلد کمند ارادت

در این ولایت پرشور و فتد خانهٔ کنعان

چه‌ها که مادر ایام کرد در دو ولایت

شکسته رنگی رنج خمار هجر زحد شد

ز گوشه‌ای بدرآ سرخوش ای سهیل سعادت

فتاده حوصلهٔ مرغ روح تنگ خدا را

بده به خسته پیکان خود نوید عیادت

به معبدیست رخ محتشم که می‌کند آنجا

نیاز یک شبه کار هزار ساله عبادت

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:47 PM

 

وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیب

یاران مفید بود بسی یاری رقیب

در شاه راه عشق کشیدم ز پای دل

صد خار غم به قوت غمخواری رقیب

بیزاریش چو داد ز یارم برات وصل

من نیز میدرم خط بیزاری رقیب

از جام هجر یار چوسرها شود گران

ما هم کنیم فکر سبکساری رقیب

در دوست دشمنی من درمانده مانده‌ام

بیچاره از محبت ناچاری رقیب

ما را بسی مقرب دلدار کرده است

دوراست این عمل ز علمداری رقیب

ترسم که عاقبت شود افسرده محتشم

بازار عشق ما ز کم آزاری رقیب

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:47 PM

 

بزم پر فتنه از آن طرز نگاهست امشب

فتنه در خانه آن چشم سیاهست امشب

دی گریبان رد حسن مه کنعانی بود

از صفا تابده پنجهٔ ماهست امشب

دوشم از عشق نهان هر گوهر راز که بود

پیش آن بت همه در رشتهٔ آهست امشب

به نظر بازی من گرنه گمان برده چرا

کار چشمش همه دزدیده نگاهست امشب

بهر ضبط من مجنون که کهن سلسله‌ام

فتنه از گیسوی او سلسله خواهست امشب

حسن را این همه بر آتش رخسارهٔ او

دامن افشانی از آن طرف کلاهست امشب

می‌رسد یار کشان دامن و در بزم خروش

که آستان روب گدا دامن شاهست امشب

بر چو من پر گنهی دم به دم از گوشهٔ چشم

نگه او اثر عفو گناهست امشب

محتشم پیک نظر گرنه سبک پاست چرا

کوه تمکین توبی وزن چو کاهست امشب

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:47 PM

 

خیالش را به نوعی انس در جان من است امشب

که با این نیم جانیها دو جانم در تنست امشب

به صحبت هر که را خواند نهان آرد به قتل آخر

مرا هم خوانده گویا نبوت قتل منست امشب

به کف شمشیر و رد سر باده چند اغیار را جوئی

مرا هم هست جانی کز غرض خونخوردنست امشب

ز بدمستی به مجلس دستم اندر گردن افکندی

اگر من جان برم صدخونت اندر گردنست امشب

سری کز باده بودی بر سر دوش سرافرازان

به هشیاری من افتاده را در دامنست امشب

سرم کوبند اگر چون زر بهم باشد به مهر او

که دل اسرار آن طرف عیار مخزنست امشب

ز بزم دوست محروم از زبان خود شدم اما

چه‌ها دربارهٔ من بر زبان دشمن است امشب

از آن خلعت که بر قد رقیب از لطف میدوزی

هزارم سوزن الماس در پیراهن است امشب

دمی بر محتشم پیما می دیدار ای ساقی

که ذوقش جرعه خواه از باده مردافکن است امشب

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:47 PM

 

نیست امروز شکست دلم از چشم پرآب

دایم این خانه خرابست ازین خانه خراب

رعشهٔ نخل وجودم نگذارد که به چشم

آشیان گرم کند طایر وحشی وش خواب

چو پر آشوب سواری که به شادی نرسید

فتنه را پا به زمین چون تو نهی پا برکاب

خواه چون شمع بسوزان همه را خواه بکش

که خطای تو ثوابست و گناه تو ثواب

تا خجالت ز سگانت نبرم بعد از قتل

استخوانم به بیابان عدم کن پرتاب

کر به جرم نگهی بی‌گنهی سوختنی است

بیش ازین نیز مسوزش که کبابست کباب

محتشم بر در عزلت زن و از سروا کن

صحبت اهل نصیحت که عذابست عذاب

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:47 PM

 

رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشب

هزارش مصلحت درهر تغافل کردنست امشب

بتی کز غمزه هر شب دیگری را افکند در خون

نگاهی کرد و دانستم که چشمش برمنست امشب

تن و جانم فدای نرگس غماز او بادا

که از طرز نگاهش فتنه را جان در تنست امشب

شراب دهشتم دست هوس کوتاه می‌دارد

ز نقل وصل کاندر بزم خرمن خرمن است امشب

کند بدگوئیم با غیر و من بازی دهم خود را

که دیگر دوست در بند فریب دشمن است امشب

در اثنای حدیث درد من آن عارض افزودن

برین کز عشقم آگه گشته وجهی روشن است امشب

در آغوش خیالش جان غم فرسوده را با او

حجاب اندر میان نازکتر از پیراهنست امشب

ز بزم شحنه مجلس خدا را برمخیزانم

که نقد وصل دامن دامنم در دامنست امشب

دو چشم محتشم آماجگاه تیر پی در پی

ز پاس گوشهای چشم آن صید افکن است امشب

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 مرداد 1396  - 3:47 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5100691
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث