به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

درآمد از درم خوش پادشاهی

که دیده این چنین شاهی چو ماهی

همه ارواح پاکان در رکابش

به شوکت پادشاهی با سپاهی

نهادم سر به پایش بوسه دادم

ندارم غیر لطفش عذرخواهی

به حمدالله که از لطف اللهی

مرا آمد چنین پشت و پناهی

به غیر او نکردم هیچ میلی

وگر کردم از او دارم گناهی

نشستم بر در میخانه سرمست

نباشد این چنین جائی و جاهی

طریق نعمت الله راه عشق است

چه خوش راهی و همراه به راهی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:37 PM

 

ز من توحید می پرسی جوابت چیست خاموشی

بگفتن کی توان دانست گویم گر به جان کوشی

ز توحید ار سخن گوئی موحد گویدت خاموش

سخن اینجا نمی گنجد مقام تو است خاموشی

تو پنداری که توحیدست این قولی که می گوئی

خدا را خلق می گوئی مگر بی عقل و بیهوشی

موحد او موحد او و توحید او چه می جوئی

من و تو کیستیم آخر به باطل حق چرا پوشی

معانی بدیع تو بیان علم توحید است

نه توحید است اگر گوئی که توحیدست فرموشی

حدیث می چه می گوئی بهه ذوق این جام می در کش

زمانی همدم ما شو برآ از خواب خرگوشی

ز جام ساقی وحدت می توحید می نوشم

حریف نعمت الله شو بیا گر باده می نوشی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:37 PM

 

بر تخت دلم نشسته شاهی

شاهی و چگونه شاه ماهی

قدسی ملکی ملک صفاتی

عالی قدری جهان پناهی

بر دست گرفته جام باده

مستانه نهاده کج کلاهی

جان بنده و عقل خادم از

دل تختی و عشق پادشاهی

ما راه روان کوی عشقیم

به زین نرود کسی به راهی

گوئی که ز باده توبه کردی

هرگز نکنم چنین گناهی

درخدمت سید خرابات

جاهی دارم چگونه جاهی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:37 PM

 

جان و جانان توئی چه پنداری

باش یکتا دوئی چه پنداری

از حدوث قدم چه می گوئی

کهنه و نو ، نوی چه پنداری

گفتمت عاشقانه می ، می نوش

قول ما نشنوی چه پنداری

راه میخانه را غلط کردی

به خطا می روی چه پنداری

ما چنین مست و تو چنان مخمور

تو چو ما کی شوی چه پنداری

یار در خانه و تو سرگشته

در به در می روی چه پنداری

می و جامی و سید و بنده

نعمت الله توئی چه پنداری

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:37 PM

 

ماه من امشب برآمد خوش خوشی

دلبرم از در درآمد خوش خوشی

در چنین شب این چنین ماه تمام

وه که خویم در خور آمد خوش خوشی

چشم من روشن شد از دیدار او

آرزوی من برآمد خوش خوشی

خوش خوشی از مجلس ما رفته بود

لطف کرد و دیگر آمد خوش خوشی

بس که آب دیده ام بر خاک ریخت

سرو نازم در برآمد خوش خوشی

خستهٔ هجرش به امید وصال

خوشتر است و بهتر آمد خوش خوشی

نعمت الله خوش خوشی عالم گرفت

در همه جا بر سرآمد خوش خوشی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:37 PM

 

خواه در خواب و خواه بیداری

در نظر دارمش چه پنداری

تا خیالش به خواب می بینم

نکنم هیچ میل بیداری

نقش غیری خیال اگر بندم

شرمسارم از آن گنهکاری

سر من و آستان حضرت او

هر شبی با دلی و صد زاری

چون همه دوستدار یارانند

شاید از یار او نیازاری

بر سر چارسو بیا می نوش

با حریفان رند بازاری

زاهدی را چه می کنی آخر

خبر از عاشقان اگر داری

سخن عشق اگر کنی با عقل

تخم در شوره زار می کاری

بر سر کوی ما مجاور شو

گر طلبکار ذوق خماری

جز یکی در شمار آید نه

گر یکی از هزار بشماری

نعمت الله اگر به یاد آری

لذت عمر جاودان داری

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:37 PM

 

عمر ضایع مکن به بیکاری

عمر آور حیل چه می آری

مو به مویت حساب خواهد بود

در چه اندیشه ای چه پنداری

تخم نیکی بکار و بد بگذار

نیک و بدکاری آنچه پنداری

تو که در خواب غفلتی دایم

چه شناسی حضور بیداری

درد آزار اگر بدانی تو

خاطر پشه ای نیازاری

طالب ذوق عاشقان باشی

گر نصیبی ز عاشقان داری

کار ما بندگیست ای سید

عمر ضایع مکن به بیکاری

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:37 PM

 

در خرابات مجو همچو من میخواری

که به عمری نتوان یافت چنین خماری

کار سودازدگان عاشقی و میخواریست

هر کسی در پی کاری و سر بازاری

دل ما بود امینی و امانت عشقش

آن امانت به امینی بسپارند آری

عشق او صدره اگرمی کشدم در روزی

خونبها می دهمش از لب خود هر باری

کفر او رونق ایمان مسلمانان است

بسته ام از سر زلفش به میان زُناری

غم من می خورد آن یار که جانم به فداش

شادمانم ز غم یار چنین غمخواری

در همه مجلس رندان جهان گردیدم

نیست چون سید سرمست دگر سرداری

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:37 PM

 

آمد به درت جان عزیز از سر یاری

محروم مگردان ز در خویش ز یاری

تنها نه منم سوختهٔ آتش عشقت

بسیار چو من عاشق دل سوخته داری

یک دم نرود عمر که بی یاد تو باشد

امید که ما را تو ز خاطر نگذاری

روزی به سر کوی تو جان را بسپارم

باشد که همان جا تو به خاکم بسپاری

گر جور کنی بر دل بیچارهٔ مسکین

ما را نبود چاره به جز ناله و زاری

ای دل به خرابات فنا خوش گذری کن

شاید که می جام بقا را به کف آری

می در قدح و ساقی ما سید سرمست

ای زاهد مخمور تو آخر به چه کاری

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:37 PM

 

سخن یار بشنو از یاری

تخم نیکی بکار اگر کاری

بد مکن ای عزیز نیک اندیش

تا نیابی جزای خود خواری

حضرت حق کجا بود راضی

که دل بنده اش بیازاری

دیگران بار تو کشند به دوش

گر کشی بار حضرت باری

گر ببینی جمال او باری

نقش عالم خیال پنداری

جام می را بگیر و خوش می نوش

گر هوائی به ذوق ما داری

سید و بنده را به هم بینی

نعمت الله اگر به دست آری

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:37 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5119597
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث