به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

گر ز صاحبنظر نظر یابی

نور او نور هر بصر یابی

ور درآئی به بحر ما با ما

بحر ما را پر از گهر یابی

ظاهر و باطنش نکو دریاب

مظهر و مظهرات اگر یابی

جام گیتی نما به دست آور

آفتابست و در قمر یابی

رند مستی مجو ز مخموری

که ز سوداش دردسر یابی

گذری گر کنی به میخانه

عالمی مست و بی خبر یابی

در خرابات اگر نهی قدمی

حال سید به ذوق دریابی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

خبری گر ز حال ما یابی

عمر گم کرده باز وایابی

دُرد دردش چو صاف درمان نوش

که از آن درد دل دوا یابی

باش با جام می دمی همدم

به از این همدمی کجا یابی

کشتهٔ عشق زنده و جاوید

رو فنا شو که تا بقا یابی

خوش بود گر چو ما در این دریا

عین ما را به عین ما یابی

همچو ما گر گدای سلطانی

پادشاهی چو این گدا یابی

نعمت الله را به دست آور

تا همه نعمت خدا یابی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

چو یارم دلبر دیگر نیابی

چنان دلبر درین کشور نیابی

چو روی خوب او مؤمن نبینی

چو کفر زلف او کافر نیابی

حریف سرخوشی ساقی رندی

چو چشم مست آن دلبر نیابی

بیابی ذوق از یک جرعهٔ می

که از صد ساغر کوثر نیابی

بیا و خرقه بفروش و به می ده

که سودائی ازین خوشتر نیابی

به درد دل بیا درمان طلب کن

ز من شکرانه بستان گر نیابی

غنیمت دان حضور نعمت الله

که عمری این چنین دیگر نیابی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

بی درد دلی دوا نیابی

بی رنج تنی شفا نیابی

در عین فنا بقا توان یافت

ناگشته فنا بقا نیابی

تا ترک خودی خود نگوئی

چون ما به خدا خدا نیابی

عاشق شو و عقل را رها کن

کز عقل دنی وفا نیابی

بیگانه مشو که در خرابات

رندی چو من آشنا نیابی

جز بر در بارگاه وحدت

ای یار مجو مرا نیابی

ساقی خوشی چو نعمت الله

در میکده حالیا نیایی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

بی درد دلی دوا نیابی

نگذشته ز خود خدا نیابی

با ما نه نشسته ای به دریا

شک نیست که عین ما نیابی

برخیز و بیا به جستجو باش

از پا منشین تو تا نیابی

تا گم نکنی تو خویشتن را

گم کردهٔ خویش را نیابی

با خضر رفیق شو که بی او

آن آب حیات را نیابی

بر دار فنا بر آ و خوش باش

بی دار فنا بقا نیابی

بیگانه ز خویش تا نگردی

چون سیدم آشنا نیابی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

ای خواجه در حجابی از خود صفا نیابی

تا ترک خود نگوئی هرگز خدا نیابی

هر جا که دردمندی باشد دواش دردیست

بی درد دل چه جوئی از ما دوا نیابی

سردار عاشقان شد منصور بر سر دار

دار فنا ندیده دار بقا نیابی

گم ساز خویشتن را در کوی عشقبازان

تا گم نکردی از خود گم کرده را نیابی

گر بینوای اوئی یابی از او نوائی

ور بینوا نباشی از وی نوا نیابی

ساقی بزم رندان امروز سید ماست

تا روی او نبینی مقصود را نیابی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

دنیا حکایتیست حکایت چه می کنی

حاصل چو نیست شکر شکایت چه می کنی

والی مجو ولایت او را به او گذار

بی والی و ولی تو ولایت چه می کنی

بحریست بیکران و در او ما مجاوریم

با بحر ما حدیث نهایت چه می کنی

منصوروار بر سر دار فنا بر آ

بگذر ز هست و نیست به غایت چه می کنی

عقل است دشمن تو و گوئی که یار ماست

چون دوستدار هست حمایت چه می کنی

گوئی که میل ماست به غایت در این طریق

غایت چو نیست میل به غایت چه می کنی

ترک هوای خویش بگو در هوای او

بی عشق او هوای هوایت چه می کنی

الهام دوست میرسدت دم به دم به دل

ای بی خبر حدیث و روایت چه می کنی

دریاب نعمت الله و جام مئی بنوش

با همدمی چنین تو حکایت چه می کنی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

هر زمان خاطر مرا شکنی

عهد بندی و باز واشکنی

مشکن آن زلف پرشکن که دلم

بشکند چون تو زلف را شکنی

مهر مهرت نهاده ام بر دل

حیف باشد که از جفا شکنی

ما به عهدت درست جانبازیم

گرچه تو قول و عهد ما شکنی

چون مراد تو دل شکستن ماست

دل به تو داده ایم تا شکنی

سر ما آستانهٔ در تو

گر به صد پاره بارها شکنی

نعمت الله شکستهٔ عشق است

بیگناهی دلش چرا شکنی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

هرکه از ذوق خبر دارد و داند سخنی

بجز از گفتهٔ عشاق نخواند سخنی

عاشقانه ز سر ذوق سخن می گویم

غیر این گفتهٔ مستانه نماند سخنی

سخن واعظ مخمور به کاری ناید

گرچه آید به سر منبر و راند سخنی

سخن نیک توان گفت ولیکن به محل

خود سخن بد کند آنکس که نداند سخنی

سخن سید ما ملک جهان را بگرفت

که تواند که به سید برساند سخنی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

ای درد تو درمان من جان منی تو یا تنی

من خود که باشم من تو ام می از من و تو خود منی

کل وجود جودک من جودک موجودنا

با من مگو ترکی دگر تا کی منی و سن سنی

خلوتسرای چشم ما خوش گوشهٔ آب روان

بر چشم ما بنشین دمی ای چشم ما را روشنی

هم سر توئی هم سر توئی هم مصر پر شکر توئی

هم یوسف دلبر توئی هم شخص و هم پیراهنی

جان مغز بادام است و تن همچون شجر ای جان من

تو در میان جان و تن ای جان دل چون روغنی

گر چه گدای حضرتم سلطان ملک همتم

ور چه فقیر خدمتم هستم ز عشق تو غنی

سید به جستجوی تو گردد به هر در روز و شب

او در برون جویای تو ، تو خود درون مخزنی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5119979
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث