به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

زهی عقل و زهی دانش که تو خود را نمی دانی

دمی باخود نپردازی کتاب خود نمی دانی

چو تو نشناختی خود را چگونه عارف اوئی

خدای خود نمی دانی بگو تا چون مسلمانی

خیالی نقش می بندی که کار بت پرستانست

رهاکن این خیال خود که یابی زان پشیمانی

اگر زلفش به دست آری بیابی مجمع دلها

بسی جمعیتی یابی از آن زلف پریشانی

گر از میخانهٔ باقی می جام فنا نوشی

حیات جاودان یابی و گردی ایمن از فانی

حریف نعمت الله شو که تا جانت بیاساید

که دارد در همه عالم چنین همصحبت جانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

مرنجان جان باقی را برای این تن فانی

دریغ از آن چنان جانی که بهر تن برنجانی

به دشواری مخور خونی مشو ممنون هر دونی

قناعت کن ز کسب خود بخور نانی به آسانی

هوای دیو نفسانی مسخر کن سلیمانی

چرا عاجز شدی آخر به دست دیو نفسانی

شراب عشق او در کش که تا چون ما شوی سرخوش

اگر فرمان نخواهی برد مخمورم تو می دانی

بزن شمشیر مردانه بگیر اقلیم شاهانه

بیا بر تخت دل بنشین که در عالم تو سلطانی

اگر دنیی اگر عقبی طلبکار همان ارزی

هر آن چیزی که می ورزی حقیقت دان که خود آنی

حریف نعمت الله شو که ذوق با خوشی یابی

چرا مخمور می گردی مگر غافل ز یارانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

گر چه آب حیات را مانی

در جهان جاودان کجا مانی

ای که گوئی به پادشا مانم

غلطی کرده ای گدا مانی

بر سر پل چه خانه می سازی

زود باشد که بی سرا مانی

ما چنین مست و تو چنان مخمور

که به رندان بزم ما مانی

درد باید که تا دوایابی

درد چون نیست بی دوا مانی

از رفیقی سید عالم

حیف باشد اگر تو وامانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

خواه نباتی و خواه حیوانی

هر یکی مظهریست ربانی

می و جامی و عاشق و معشوق

موج و بحر و حباب را مانی

دل خود را به دست زلفش ده

جمع می باش از پریشانی

گفتهٔ عارفان به جان بشنو

چند گفتار این و آن خوانی

گاه در نزد یار خود می جوی

باش با یارکان کرمانی

ای که جویای این و آن گشتی

باش با خود هم این و هم آنی

عارفانه به تخت دل بنشست

سید مسند سلیمانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

نعمت الله نمی شود فانی

این چنین دانی ار مسلمانی

عارف ار خرقه ای براندازد

نقش بندد خیال سبحانی

هر که او جان فدای جانان کرد

شاید ار گوئیش که جانانی

یک حقیقت به هر زبان گویا

خوش کلامی بود اگر خوانی

سر زلفش اگر به دست آری

جمع گردی ازین پریشانی

قول سید شنو که سلطان است

چه کنی گفته های خاقانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

حرف جام شراب اگر دانی

نسخهٔ جسم و روح برخوانی

صورتا ساغری و معنی می

ظاهراً این و باطناً آنی

عشق و معشوق و عاشق خویشی

دل و دلدار و جان و جانانی

چون سر زلف او پریشان شو

جمع می باش از پریشانی

در نظر نور دیدهٔ خلقی

گرچه از نور دیده پنهانی

هر چه خواهی ز خود طلب می کن

که توئی هر چه خواهی ار دانی

شادی روی نعمت الله نوش

می وحدت ز جام سبحانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی

گر جان طلبی هان بسپارند روانی

هر سو که نظر می کنم ای نور دو چشمم

بینم چو خودی بر سر کویت نگرانی

گر نام من ای یار بر آید به زبانت

در هر دو جهان یابم از آن نام و نشانی

خواهی که به پیری رسی ای جان ز جوانی

زنهار مکن قصد دل هیچ جوانی

این علم معانیست که کردیم بیانش

خود خوشتر از این قول که کرده است بیانی

ما نقش خیال تو نگاریم به دیده

بی نقش خیال تو نباشیم زمانی

در آینهٔ دیدهٔ سید همه بینند

آن نور که دیدیم در این دیده عیانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

ما آن تو ایم ، آن تو دانی

دل داده تو را و جان ، تو دانی

در عشق تو صادقیم جانا

صدق دل عاشقان تو دانی

دانی که تو چیست حال جانم

حال همهٔ جهان تو دانی

گر درد به ما دهی و گر صاف

تو حاکمی این و آن تو دانی

بی نام و نشان کوی عشقیم

دادیم تو را نشان تو دانی

از هر دو جهان کناره کردیم

سری است درین میان تو دانی

مستیم و حریف نعمت الله

میخانهٔ ما همان تو دانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

بی عشق مباش یک زمانی

کز عشق نکرد کس زیانی

آن آن دارد که عشق دارد

بی عشق کسی ندارد آبی

گر دست دهد ز ساقی ما

یک جرعهٔ می بخر به جانی

می نوش کنیم و عشق بازیم

گر زان که دهد خدا امانی

ساقی قدحی بیار حالی

مطرب غزلی بخوان روانی

این علم بدیع نعمت الله

بنویس معانی بیانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

 

در هوای دنیای دون دنی

روز و شب جانی به غصه می کنی

بی خبر از یوسف مصری چرا

در خیال مژده پیراهنی

ریسمان حرص دنیائی مدام

گرد خود چون عنکبوتی می تنی

گر تموز خان میری عاقبت

موم گردی فی المثل گر آهنی

خوش نشینی بر سر تاج شهان

گر به خاک راه خود را افکنی

حی قیومی و فارغ از هلاک

در خرابات فنا گر ساکنی

هر که را بگذار و جام می بنوش

نعمت الله جو اگر یار منی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:28 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5119979
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث