به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

دیده صبح از تو منور شده

طرهٔ شام از تو معنبر شده

باد صبا بوی تو را یافته

عالم از آن بوی معطر شده

در نظر اهل نظر کائنات

نقش خیالیست مصور شده

صورت و معنی چو مه و آفتاب

هر دو به هم نیک برابر شده

گشته روان چشمهٔ آب حیات

رهگذر ما همه خوشتر شده

عین مسما بود اسمش از آن

آمده و اول دفتر شده

گفتهٔ نوباوهٔ سید شنو

نه سخن آنکه مکرر شده

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:16 PM

 

حسن او در آینه پیدا شده

هر که دیده همچو ما شیدا شده

چشم ما روشن به نور روی اوست

دیدهٔ ما این چنین بینا شده

عین ما بیند به عین ما چو ما

عارفی کو غرقهٔ دریا شده

شمع عشقش آتشی در ما زده

سوخته داند که او چون تا شده

بر در او جنت المأوای ماست

دل مقیم جنت المأوا شده

قاب قوسین از میان برداشته

واقف اسرار او ادنی شده

نعمت الله در سخن آمد از آن

مشکلات عالمی حل وا شده

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:16 PM

 

دیدهٔ دل از تو منور شده

مجمع جان از تو معطر شده

زلف تو آشفته شده سر به سر

در سر سودات بسی سر شده

این دل ما بود به عشق تو خوش

وصل تو را یافته خوشتر شده

ذره ای از نور رخت تافته

در نظر روشن ما خور شده

قطره ای از آب زلال لبت

گشته روان چشمهٔ کوثر شده

نقش خیال تو پدید آمده

آدم از آن نقش مصور شده

ساغر می داده نشانی به ما

زان لب ما همدم ساغر شده

عقل اگر آمد و گر شد چه شد

آمده بسیار و مکرر شده

بنده زده بوسه ای بر پای او

در همه جا سید و سرور شده

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:16 PM

 

چشم نابینای ما از او بینا شده

هرکه دیده دیدهٔ ما همچو ما شیدا شده

آفتابی رو به مه بنموده در دور قمر

این چنین حسن خوشی در آینه پیدا شده

آب چشم ما به هر سو رو نهاده می رود

قطره قطره جمع گشته وانگهی دریا شده

دل به دست زلف او دادیم چون ما صد هزار

سر به پای او نهاده در سر سودا شده

ما بلای عشق او آلاء و نعما گفته ایم

زانکه کار مبتلایان از بلا بالا شده

عشق آمد شادمان و عقل و غم بگریختند

این چنین شاه آمده ساقی بزم ما شده

سید ما عاشقانه ترک عالم کرد و رفت

گوئیا با حضرت یکتای بی همتا شده

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:16 PM

 

در آینه عشق او نموده

حسنی به من و تو رو نموده

هر آینه را تو نیز بنگر

کو آینه را نکو نموده

در جام جهان نما نظر کن

گو دیده جمال او نموده

یک رو بود آینه چو بنمود

یک روست اگرچه دو نموده

بر آینه آفتاب چون یافت

پنهان چه کنیم چو نموده

با آینه روبرو نشسته

آن آینه روبرو نموده

در آینهٔ وجود سید

عالم همه مو به مو نموده

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:16 PM

 

جنت المأوای ما خلوتسرای میکده

جان سرمست خراباتی فدای میکده

در هوای میکده بر باد خواهم داد دل

هر که را جانی است باشد در هوای میکده

همدم میر خراباتیم و با رندان حریف

پادشاه عالمیم اما گدای میکده

عاشق و مستم برو ای عاقل خلوت نشین

صومعه هرگز ندارم من به جای میکده

صاف درمان است ما را دُرد درد عشق او

هر کرا دردیست باشد در هوای میکده

در سر بازار سودا مایه و سود دکان

هرچه حاصل کرده ام دادم برای میکده

نالهٔ دلسوز سید مطرب عشاق ماست

می نوازد ساز جانها از نوای میکده

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:16 PM

 

نوریست به چشم ما نموده

در جام جهان نما نموده

هر آینه که دیده دیده

آئینه به ما خدا نموده

باطن بنگر که پادشاه است

در ظاهر اگر گدا نموده

ما دُردی درد نوش کردیم

این درد به ما دوا نموده

بر دار فنا برآ که ما را

در عین فنا بقا نموده

در بحر محیط غرق گشتیم

ماهیت ما به ما نموده

بیگانه ندیده سید ما

او را همه آشنا نموده

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:16 PM

 

آن کیست کلای کج نهاده

بر بسته میان و برگشاده

بگشوده در شرابخانه

مستانه صلای عام داده

رندانه درآمده به مجلس

بر دست گرفته جام باده

سلطان خود و سپاه خویشست

گه گشته سوار و گه پیاده

در کنج دل خرابهٔ ما

گنجی ز محبتش نهاده

شاهانه به تخت دل نشسته

جان همچو غلام ایستاده

بر هر طرفش هزار سید

هستند خراب و اوفتاده

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:16 PM

 

در مظهر مطهر مظهر ظهور کرده

جام جهان نما را روشن چو نور کرده

در خلوت خرابات بزم خوشی نهاده

با یار خود نشسته اغیار دور کرده

تمثال بی مثالش در آینه نموده

حسن چنین لطیفی ایثار نور کرده

ما طالب بلائیم اما عنایت او

داده بلا به ایوب او را صبور کرده

بستان سرای ما را سرسبز آفریده

سیلاب رحمت او بر ما عبور کرده

هر آینه که بینی او را به ما نماید

در چشم روشن ما نورش ظهور کرده

خوش آتشی برافروخت عود دلم همه سوخت

از بهر نعمت الله جانها بخور کرده

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:16 PM

 

لطفش کرم نموده میخانه دام کرده

در حق جمله عالم انعام عام کرده

میخانه ای چنین خوش بر ما سبیل کرده

ما را شراب داده مست مدام کرده

کرده حلال بر ما جام می محبت

افشای سرّ خود را بر ما حرام کرده

سلطان حسن جانان ملک جهان گرفته

عقل آمده به خدمت خود را غلام کرده

جانان و جان سید باشند نعمت الله

نامش نکو نهاده ختم کلام کرده

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:16 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5119979
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث