به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

عمر بر باد می رود بی او

کی بود زندگی چنین نیکو

نفسی عمر را غنیمت دان

حاصل عمر خود ز خود می جو

ما چنین مست و عقل مخمور است

گو برو هر چه بایدش می گو

در دلم جز یکی نمی گنجد

غیر آن یک بگو که دیگر کو

گر هزار است و گر هزار هزار

نزد عارف یکیست بی من و تو

احول است آن که یک به دو بیند

تو چو احول نه ای نبینی دو

ذکر سید همیشه این باشد

وحده لا اله الا هو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:03 PM

 

این چشم تو دایم مدام آب روان دارد بجو

بنشین دمی بر چشم ما آن آبروی ما بجو

سرچشمهٔ آبی خوشست در عین ما می کن نظر

کآب زلالی می رود از دیدهٔ ما سو به سو

رو را به آب چشم خود می شو که تا یابی صفا

گر روی خود شوئی چو ما باشی چو ما پر آبرو

موج و حباب و قطره را می بین و در دریا نگر

با هر یکی یک دم بر آ وز هر یکی ما را بجو

ما آینه تو آینه آن یک نموده رو به ما

گر یک دو بنماید تو را باشد دوئی از ما و تو

از گرمی ما خم می در جوش آید باز هی

وز آتش دلسوز ما هم جام سوزد هم سبو

این قول مستانه شنو در بزم سید خوش بخوان

رندی اگر یابی دمی اسرار مستان بازگو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:03 PM

 

شد روان آب حیات ما به جو

عین ما می جو از این دریا و جو

آب را می نوش از جام حباب

تشنهٔ آب خوشی از ما بجو

عشق سرمستست در کوی مغان

می رود دل در پی او کو به کو

بشنو و از خود سخن دیگر مگو

هرچه گوید او بگو آنرا بگو

چشم ما روشن به نور روی اوست

لاجرم بینیم ما او را به او

موج دریائیم و دریا عین ما

خوش همی گردیم دائم سو به سو

در چنین آئینهٔ گیتی نما

سید و بنده نشسته روبرو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:03 PM

به وجود او یکی بود نه دو

وحده لا اله الا هو

آن یکی در ظهور دو بنمود

دو نماید ولی نباشد دو

نور او می نگر به هر چشمی

حسن او را ببین تو در هر دو

جام می را بنوش رندانه

قول مستانهٔ خوشی می گو

آفتابیست بر همه روشن

غیر یک آفتاب دیگر کو

در خرابات رند سرمستی

گر طلب می کنی مرا می جو

نعمت الله می کند تکرار

وحده لا اله الاهو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:03 PM

 

تا قیامت ترک جام می مگو

همدمی خوشتر ز جام می مجو

ساقیا در دور جام می در آ

خرقهٔ سالوس رندان را بشو

جان ما آئینهٔ جانان ماست

جان جانان خوش نشسته روبرو

واعظ ار منعت کند ازعاشقی

وعظ بی حاصل بگو دیگر مگو

یک نفس بی عشق و جام می مباش

گر نه ای همصحبت خواجه ولو

بسته ام نقش خیال او به چشم

هر چه آید در نظر بیند به او

نعمت الله در همه عالم یکی است

گر نه ای احول مبین آن یک به دو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:03 PM

 

بود ما پیدا شده از بود او

لاجرم داریم ما بودی نکو

عقل می گوید مگو اسرار عشق

عشق می گوید سخن مستانه گو

تا میانش در کنار آورده ایم

مو نمی گنجد میان ما و او

دیدهٔ ما هر یکی بیند یکی

چشم احول گر یکی بیند به دو

غرق دریائیم و گویا تشنه ایم

آب می جوئیم ما در بحر و جو

خوش درین دریای بی پایان در آ

تا ببینی عین ما را سو به سو

آینه داریم دایم در نظر

سید و بنده نشسته روبرو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:03 PM

 

در دو عالم یکست مثلش کو

کی بود مثل چون نباشد دو

به وجود او یکی است تا دانی

این دوئی از چه خاست از من و تو

به ظهور آن یکی هزار نمود

می نماید هزار اما کو

گنج و گنجینه و طلسمی تو

هر چه خواهی ز خویشتن می جو

میل با عاقل دو رو چه کنی

باش با عاشقان او یک رو

غیر اونیست ور تو گوئی هست

نبود هیچ هستئی بی او

نعمت الله یکی است در عالم

ور تو گوئی که دو برد می گو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:03 PM

 

این دوئی از چه خاست از من و تو

بی من و تو یکی بود نی دو

عقل گوید دوئی ولی مشنو

بگذارش بگو برو می گو

عشق داری در آ در این دریا

عین ما را به عین ما می جو

همه عالم وجود از او دارند

غیر او را وجود دیگر کو

چشم احول یکی دو می بیند

دو نماید در آینه یک رو

آفتابست و عالمی سایه

سایهٔ او کجا بود بی او

سید ما غلام حضرت اوست

پادشاهان به نزد او آنجو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:03 PM

 

این و آن در آرزوی او و او

با همه یک رو نشسته روبرو

غیر نور او ندیده چشم ما

گرچه گشته گر به عالم کو به کو

غرقهٔ دریای بی پایان شدیم

عین ما از ما در این دریا بجو

عقل مخمور است و ما مست وخراب

گفتهٔ مخمور با مستان مگو

یک زمان با ما درین دریا نشین

گرد هستی را چو ما از خود بشو

سهل باشد هر که او بیند به خود

ما نمی بینیم جز او را به او

سیدم زلف سیادت برفشاند

مجمع صاحبدلان شد مو به مو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:03 PM

 

چشمی که ندیده نور آن رو

تاریک بود چو روی هندو

با ما بنشین خوشی درین بحر

ما را به کف آر و ما به ما جو

از جام حباب آب می نوش

از ما بشنو مرو به هر جو

گنجینهٔ گنج پادشاهی

مفلس گردی روان به هر سو

هر ذره ز آفتاب حسنش

یا سایهٔ نور اوست یا او

در جام جهان نما نظر کن

تا بنماید به تو یکی دو

در مجلس عشق و بزم رندان

چون سید مست ما دگر کو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:03 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5120178
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث