به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

گوش کن تا بشنوی اسرار او

چشم بگشا و ببین انوار او

روشن است از نور رویش چشم ما

لاجرم بیند به او دیدار او

هر زمان او را بود کاری دگر

کار خود بگذار و بنگر کار او

ما خراباتی و رند و عاشقیم

اوفتاده بر در خمار او

غیر او در آتش غیرت بسوخت

کی بود با یار غار اغیار او

صورت و معنی به همدیگر نگر

هم موثر بین و هم آثار او

نعمت الله بر سر دار فنا

خوش برآید تا بود سردار او

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:00 PM

 

عالم منور است به نور حضور او

خوش روشن است دیدهٔ مردم به نور او

جام جهان نماست که داریم در نظر

در وی چو بنگریم نماید ظهور او

ما و شرابخانه و رندان باده نوش

زاهد به فکر جنت رضوان و حور او

عشق آتش خوشی است که عود دلم بسوخت

خوشبو شود دماغ جهان از بخور او

مغرور بود عقل ولی عشق چون رسید

مسکین زبون بماند نماند آن غرور او

هرکس که دل به غیر دلارام می دهد

آن از کمال نیست بود آن قصور او

سلطان به ملک و لشکر اگر شاد شد چه شد

سهل است نزد سید رندان سرور او

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:00 PM

 

چشم عالم روشن است از آفتاب روی او

هر چه می گویند مردم هست گفت و گوی او

جان چه باشد تا که باشد قیمت جانان من

هر دو عالم قیمت یک تاره ای از موی او

از عرب آمد ولی ملک عجم نیکو گرفت

شاه ترکستان شد از جان بندهٔ هندوی او

آینه با او نشسته روبرو دانی چرا

شاه دل از جان روان یک رو شده با روی او

در میان با هر یکی و در کنار هر یکی

عقل کل حیران و سرگردان شده در کوی او

مه نبینم گرنبینم نور او در روی ماه

گل نبویم گر نیابم بوی گل از بوی او

جستجوی هر کسی باشد به قدر همتش

نعمت الله روز و شب باشد به جست و جوی او

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:00 PM

 

هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای او

غنیمت دان اگر یابی در خلوتسرای او

نخواهی دید نور او اگر دیدت همین باشد

طلب کن نور چشم از ما که تا بینی لقای او

مقام سلطنت خواهی گدای حضرت او شو

که شاه تخت ملک دل به جان باشد گدای او

اگر دار بقا خواهی سر دار فنا بگزین

فنا شو از وجود خود که تا یابی بقای او

مرا میخانه ای بخشید میر جملهٔ رندان

همیشه باد ارزانی به بنده این عطای او

دلم خلوتسرای اوست غیری در نمی گنجد

که غیر او نمی زیبد درین خلوتسرای او

چه عالی منصبی دارم که هستم بندهٔ سید

فقیر حضرت اویم غنیم از غنای او

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:00 PM

 

نوای عالمی بخشی اگر یابی نوای او

همه بر رای تو باشد اگر باشی برای او

مقام سروری جوئی سر کویش غنیمت دان

بهشت جاودان خواهی در خلوتسرای او

به جانان جان سپار ای دل که کار عاشقان اینست

هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای او

بیا و دُردی دردش به شادی روی ما درکش

که خوش دردیست درد دل که آن باشد دوای او

گدای حضرت او شو که شاه عالمی گردی

همه باشد گدای تو اگر باشی گدای او

اگرچه مختصر باشد به نزد او همه عالم

فقیرانه فدا گردم ، فدای که ، فدای او

چو بنده هر که فانی شد حیات جاودانی یافت

همیشه زنده خواهد بود سید از بقای او

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:00 PM

 

آینهٔ جمال او نیست به جز جلال او

نیست به جز جلال او آینهٔ جمال او

مست می زلال او جان منست روز و شب

جان منست روز و شب مست می زلال او

صورت بی مثال او داده مثال خود مرا

داده مثال خود مرا صورت بی مثال او

دیده ام آن جمال او در همه حسن دلبران

در همه حسن دلبران دیده ام آن جمال او

نقش خیال خال او نور سواد چشم ما

نور سواد چشم ما نقش خیال خال او

عاشق ذوق حال او طالب ذوق حال ما

طالب ذوق و حال ما عاشق ذوق حال او

نقش خوش خیال او بسته خیال در نظر

بسته خیال در نظر نقش خوش خیال او

در حرم وصال او محرم نعمت اللهم

محرم نعمت اللهم در حرم وصال او

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:00 PM

 

عالم منور است به نور جمال او

داریم ما کمال ولی از کمال او

نقش خیال اوست که بر دیده رو نمود

در خواب دیده ایم از آن رو خیال او

آب حیات ماست که نوشند تشنگان

سرچشمهٔ خوشی بود آب زلال او

رندیم و لاابالی و نوشیم می مدام

نه بادهٔ حرام شراب حلال او

هر زنده ای که جان عزیزش ازو بود

جاوید باشد او و نباشد زوال او

مستی که اصل او بُود از کوی می فروش

جاوید باشد او و نباشد زوال او

سید یکیست در دو جهان مثل او کجاست

هرگز ندیده دیدهٔ مردم مثال او

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:00 PM

 

نقشی نبسته ایم به غیر از خیال او

حسنی نیافتم جدا از جمال او

از لوح کائنات نخواندیم هیچ حرف

کان حرف را نبود خطی از مثال او

ما را هوای چشمهٔ آب زلال نیست

تا نوش کرده ایم شراب زلال او

هر کس که نیست عاشق او ، نیست هیچکس

انسان نخوانمش که نخواهد وصال او

ماعاشقان بی سر و بی پای حالتیم

از حال ما مپرس که یابی تو حال او

ساقی سؤال کرد که می نوش می کنی

جانم فدای باده و حسن سؤال او

مستست نعمت الله و بر دست جام می

بستان و نوش کن که بیابی کمال او

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:00 PM

 

آه دلسوز عاشقان بشنو

نالهٔ جان بیدلان بشنو

سخنی خوش به ذوق می گویم

از سر ذوق یک زمان بشنو

سرّ ساقی و حال میخانه

با تو گویم یکان یکان بشنو

ذوق آب حیات اگر داری

نوش کن جام می روان بشنو

باز گلبانگ بلبل سرمست

از گلستان برآمد آن بشنو

مکن از عاشقان کنار ای دل

هست رازی درین میان بشنو

نعمت الله را غنیمت دان

با تو گفتم ز جان به جان بشنو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:00 PM

 

قول ما حق است از حق می شنو

نه مقید بلکه مطلق می شنو

از زبان هر چه آن دارد وجود

گوش کن سرّ انا الحق می شنو

عاشق و معشوق مشتق شد ز عشق

راز این مصدر ز مشتق می شنو

یک زمان با ما درین دریا درآ

حال بحر ما ز زورق می شنو

مجلس رندان ما با رونق است

قصهٔ مستان به رونق می شنو

ما و حق گر عقل گوید گو بگو

من نگویم قول احمق می شنو

گفتهٔ مستانهٔ سید بخوان

از همه اشیا تو صدّق می شنو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:00 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5120184
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث