به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

درآمد ترک سرمستی که غارت می کند خانه

چنان مستست کز مستی نداند خویش بیگانه

خراباتست و من سرمست و ساقی جام می بر دست

بهشت جاودان ما بود این کنج میخانه

ز عشقش آتشی افروخت جان عاشقان را سوخت

وجود ما و عشق او مثال شمع و پروانه

برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموری

سخن از غیر میگوئی مرا با غیر پروانه

درین بزم ملوکانه نشسته جان و جانانه

نشسته جان و جانانه در این بزم ملوکانه

اگر جانست حیرانست و گر دل والهٔ عشقست

اگر علمست نادانست و گر عقلست دیوانه

بیا ای مطرب عشاق و ساز عاشقان بنواز

حریف نعمت الله شو بخوان این قول مستانه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:12 PM

 

ساقی بده آن می شبانه

مستم کن ازین شرابخانه

بشنو تو رموز عشقبازان

کان است نشان و این نشانه

داریم بقای مطلق از حق

باقی همه کارها بهانه

کار دل ماست عشقبازی

از دولت عشق جاودانه

پروانهٔ جان ما روان سوخت

چون آتش عشق جاودانه

گر میل کنار یار داری

جانست بیار در میانه

از هستی خود چو نیست گشتی

در هر دو جهان توئی یگانه

دامی است وجود آدم ای یار

مائیم شکار و روح دانه

مطرب بنواز قول سید

وز نغمهٔ ساز عاشقانه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:12 PM

 

می و جامیم و جان و جانانه

شاه و دُستور و گنج و ویرانه

مهر و ماهیم و عاشق و معشوق

دل و دلدار و شمع و پروانه

در خرابات عشق نتوان یافت

چون من مست رند و دیوانه

خرقه بفروخته به جامی می

کرده سجاده وقف میخانه

به جز از عاشقی و میخواری

در جهان بهیچ پروانه

مستم و می به ذوق می نوشم

فارغ از آشنا و بیگانه

نعمت الله حریف و می در جام

گوشهٔ میفروش کاشانه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:12 PM

 

تا خیال روی خوبش دیده ام در آینه

روز و شب دارم ز عشقش در برابر آینه

روی او آئینهٔ گیتی نمای جان ماست

جان ما آئینه ای جانانه بنگر آینه

صورتی در آینه بنموده تمثالش عیان

شد ز عکس نور آن معنی مصور آینه

گر بود آئینه روشن روی بنماید تو را

ور نه رویش کی نماید در مکدر آینه

عشق او شمعست و جانم آینه وین رمز ما

عشقبازان را بود روشن منور آینه

من دلی دارم چو آئینه منیر و با صفا

آفتاب مهر رویش تافته بر آینه

برنداری آینه از پیش رویت یک زمان

همچو سید گر ببینی روی خود در آینه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:12 PM

آفتابی تافته بر آینه

می نماید روی او هر آینه

روشنست آئینهٔ گیتی نما

حسن او پیدا شده در آینه

عشق در دورست از آن دوران او

دائماً باشد مدور آینه

آینه چون می نماید حسن او

مظهر ما او و مظهر آینه

دلبر سید بود آئینه ای

خود که دیده عین دلبر آینه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:12 PM

 

همچو ما کیست در جهان تشنه

بحر جودیم و همچنان تشنه

عین آب حیات چشمهٔ ماست

چشمه در چشم ما به جان تشنه

می رود آب چشم ما هر سو

ما به هر سو شده روان تشنه

خوش کناری پرآب و دیدهٔ ماست

ما فتاده در این میان تشنه

همه عالم گرفته آب زلال

حیف باشد که تشنگان تشنه

آب دریا و تشنه مستسقی

می خورد آب ناتوان تشنه

سخن سید است آب حیات

خضر وقت امان به آن تشنه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:12 PM

 

تا ببیند روی خود در آینه

کرده پیدا خواب و درخور آینه

صورتش در آینه بنمود رو

گشته ز آن معنی مصور آینه

هر نفس جامی دهد ساقی مرا

بخشدم هر لحظه دیگر آینه

آینه با او نشسته روبرو

او تجلی کرده خوش بر آینه

روی او در آینه بیند عیان

هر که را باشد منور آینه

تا شود روشن تو را اسرار او

آینه بردار و بنگر آینه

ساغر می نوش کن شادی ما

نعمت الله را ببین در آینه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:12 PM

 

عمریست تا دل من با بیدلان نشسته

خوش گوشه ای گرفته در کنج جان نشسته

رندی حیات جاوید یابد که از سر ذوق

مستانه در خرابات خوش با مغان نشسته

سلطان عشق بنشست برتخت دل چو شاهی

تختی چنین که دیده شاهی چنان نشسته

خوش بلبلی است جانم کاندر هوای جانان

نالد به ذوق دایم در گلستان نشسته

گر عاشقی ز خود جو معشوق خویشتن را

زیرا که او همیشه با عاشقان نشسته

بر گرد قطب یاران پرگاروار گردند

سرگشته در کناره او در میان نشسته

رندی چو نعمت الله جوئی ولی نیابی

برخاسته ز عالم بی خان و مان نشسته

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:12 PM

 

نقش خیال رویش برآب دیده بسته

آن نور چشم مردم در آب خوش نشسته

روز الست با او عهد درست بستیم

جاوید من بر آنم گر چه دلم شکسته

دیشب خیال رویش در خواب دید دیده

امروز آن خیالش بر ما بود خجسته

زُنار کفر زلفش دل بر میان جان بست

خوشتر ازین میانی دیگر کسی نبسته

جام شراب وحدت نوشیم عاشقانه

شادی روی رندی کز خویش باز رسته

پیوسته ایم با او پیوسته ایم جاوید

پیوسته این چنین خوش از غیر او گسسته

از بندگی سید ذوق تمام داریم

سرمست تندرستیم نه از خمار خسته

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:12 PM

 

عقل در کوی عشق سرگشته

چون گدائیست در به در گشته

خبری یافته ز میخانه

زان خبر مست و بی خبر گشته

دیده نقش خیال او دیده

آب از آن روش در نظر گشته

همچو پرگار گرد نقطهٔ دل

سالها جان ما به سر گشته

از می و جام با خبر باشد

هر که چون ما به بحر و بر گشته

ساغر می مدام می نوشتم

لاجرم حال ما دگر گشته

هر که گشته غلام سید ما

در همه جای معتبر گشته

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:12 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5120181
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث