به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

صورتا چاکر است و معنی شاه

باطنا آفتاب و ظاهر ماه

لیس فی الدار غیره دیار

وحده لا اله الا الله

در همه آینه جمال نمود

غیر او را ندیده ام والله

گاه عاشق بود گهی معشوق

جز یکی نیست رهبر و همراه

جامع جملهٔ کمالات است

بندهٔ کامل است عبدالله

نعمت الله را به دست آور

تا ز خلق خدا شوی آگاه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:20 PM

 

حزنی آمد به نزدم صبحگاه

ره ندادم شد ز پیشم رو سیاه

در طریق عاشقی مردانه باش

تا رسی در بارگاه پادشاه

رهزنان در راه بسیارند لیک

رهبری جو تا نگردد دین تباه

سالک رهدار می دانی که کیست

آن که راه خویشتن دارد نگاه

راه تجرید است اگر ره می روی

بگذر از اسباب ملک و مال و جاه

در طریق حق گناه تو توئی

بگذر از خود گر نمی خواهی گناه

بزم سید جوی و کوی می فروش

روید از این خانهٔ بی راه آه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:20 PM

 

راهیم و رهنمائیم هم رهرویم و همراه

هم سیدیم و بنده هم چاکریم و هم شاه

جام می لطیف است این جسم و جان که داریم

در باطن آفتابیم در ظاهریم چون ماه

گاهی چنین که بینی بر تخت چون سلیمان

گاهی چنانکه دانی چون یوسفیم در چاه

رندیم و لاابالی سرمست در خرابات

با ساقئی حریفیم دایم به گاه و بیگاه

در راه بی کرانه ما می رویم دایم

گر عزم راه داری ما با تو ایم همراه

ای بنده بندگی کن تا پادشاه گردی

زیرا که پادشاهند این بندگان درگاه

توقیع آل دارد حکم ولایت ما

باشد نشان آن حکم بر نام نعمت الله

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:20 PM

 

به خدا تا ز خود شدم آگاه

بی خدا نیستم دمی والله

گرد کنج خراب می گشتیم

تا به گنجی فرو شدم ناگاه

یوسف جان نازنین تنم

سوی مصر دل آمد از تک چاه

مهر عشقش چو رو نمود به من

گرچه بودم هلال گشتم ماه

نور ظاهر شد و نماند ظلام

گشت فانی غلام و باقی شاه

چون همه اوست غیر او کس نیست

گفته ام لا اله الا الله

لاجرم سید وجود خودم

نعمت اللهم وز خود آگاه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:20 PM

 

هر بنده که سوی شه برد راه

هم شاد بود به دولت شاه

ما شاه درون پرده دیدیم

دیگر نرویم سوی خرگاه

ای شاه تو قرص آفتابی

ما خاک محقریم در راه

تو جان طلبی و ما نخواهیم

هستیم در این سخن به اکراه

ما زان تو ایم هر چه داریم

العبد و ماله لمولاه

هست از نظر تو ناظر حق

سلطان دو کون نعمت الله

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:20 PM

 

جانی که از تو نازد زیبا بود همیشه

چشمی که در تو بیند بینا بود همیشه

بلبل به دولت گل ناطق بود دو روزی

طوطی نطق عاشق گویا بود همیشه

گر در سماع عارف غوغا بود عجب نیست

جائی که باده نوشند غوغا بود همیشه

موج از زبان دریا می گفت این حکایت

قطره به ما چو پیوست از ما بود همیشه

چشمش به یک کرشمه غارت کند جهانی

در ملک جان از آن رو یغما بود همیشه

گفتم که عشق سید پنهان کنم ولیکن

هر کس که گشت عاشق رسوا بود همیشه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:20 PM

 

از همه پنهان و پیدا از همه

کی شناسد این سخن را بر همه

آفتابی می نماید ماه ما

این چنین نوری بود در خور همه

می برنگ جام پیدا آمده

یک شرابست او ولی ساغر همه

ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای

عاشقانه همچو ما می خور همه

لطف او مخمور کی ماند کسی

مست گرداند می و دلبر همه

جام می بشکست و می بر ما بریخت

خرقهٔ ما شسته شد دفتر همه

عالمی چون آینه روشن شده

می نماید سید ما در همه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:20 PM

 

برافشان کلاله ز روی چو لاله

صراحی به دست آر پرکن پیاله

مکن عیب رندان اگر باده نوشند

که پیش از من و تو چنین شد حواله

اگر عشق جانان مرا حاصل آید

روان جان سپارم چو این است احاله

منم بندهٔ او و دارم گواهان

دلم وقف عشق است و جانم قباله

میان من و او چو موئی نگنجد

چه قدر رقیب و چه جای دلاله

اگر نی بنالد مزن دست بر وی

که از نالهٔ ما گرفته است ناله

اگر ذوق داری بخوان گفتهٔ ما

که یک پند سید به از صد رساله

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:20 PM

 

فارغ است این ساقی ما از همه

باز آورده است ما را از همه

روز امروز است دیشب در گذشت

بگذر از فردا و فردا از همه

آبرو گر بایدت با ما نشین

ما ز دریا جو و دریا از همه

عارفانه شرح اسما را بخوان

یک مسما جو و اسما از همه

ای که گوئی از که جویم کام خود

از همه اشیا و اشیا از همه

سر بنه بر خاک پای عاشقان

تا شود جای تو بالا از همه

نعمت الله رند سرمستی خوش است

در دو عالم اوست یکتا از همه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:20 PM

 

جز یکی نیست بیائید که گوئیم همه

همه از عین یکی باز بجوئیم همه

ای که گوئی که چنان گفت و چنین می گوید

وقت آن است که در آب بشوئیم همه

ما همه آب حیاتیم و همه بحر محیط

گرچه مانند حبابیم بر اوئیم همه

بوی آن زلف ز هر تارهٔ مو می شنویم

لاجرم زلف بتان جمله ببوئیم همه

عقل دیوانه شود چون شنود قصهٔ عشق

دور نبود که بگوئیم که دوئیم همه

آبروی همهٔ قطره چو ما می بینیم

شاید ار ما همهٔ قطره بپوئیم همه

نعمت الله چو یکی باشد آن یک همه اوست

آن یکی را سزد ار زان که بگوئیم همه

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:20 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5117913
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث