به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

همه عین همند تا دانی

همه جام جمند تا دانی

باده نوشان که همدم مایند

عاشق بی غمند تا دانی

هفت دریا به پیش دیدهٔ ما

به مثل شبنمند تا دانی

نازنینان و سرو بالایان

در چمن می چمند تا دانی

بندگان جناب سید ما

در حرم محرمند تا دانی

رند و ساقی یکی است دریابش

جام و می همدمند تا دانی

گرچه بسیار عاشقان باشند

همچو سید کم اَند تا دانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:24 PM

 

هر چه هست آن یکی است تا دانی

جان جانان یکی است تا دانی

ساغر می یکیست نوشش کن

میر مستان یکی است تا دانی

موج و دریا اگرچه دو نامند

عین ایشان یکی است تا دانی

درخرابات عشق مستان را

کفر و ایمان یکی است تا دانی

روی خود را در آینه بنگر

دو مگو آن یکی است تا دانی

سخن ما یکیست دریابش

قول یاران یکی است تا دانی

نعمت الله در همه عالم

نزد رندان یکی است تا دانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:24 PM

 

در وجود او یکی است تا دانی

آن یکی بی شکی است تا دانی

جز یکی نیست پادشاه وجود

گر چه شکرلکی است تا دانی

هر سپاهی ز لشکر سلطان

شاه و خانی یکی است تا دانی

گر بیابی هزار موج حباب

عین ایشان یکی است تا دانی

عقل در بارگاه حضرت عشق

به مثل دلقکی است تا دانی

با محیطی که ما در آن غرقیم

هفت بحر اندکی است تا دانی

هر که داند که ما چه می گوئیم

یارکی زیرکی است تا دانی

نعمت الله که میرمستان است

ساقی نیککی است تا دانی

میر میران به نزد سید ما

میرک خُردکی است تا دانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:24 PM

 

همه تقدیر اوست تا دانی

همه زان رو نکوست تا دانی

جسم و جان را به همدگر می بین

بنگر آن مغز و پوست تا دانی

گفتهٔ عاشقان به جان بشنو

غیر این گفتگوست تا دانی

آب باشد یکی و ظرف بسی

گر چه مشک و سبوست تا دانی

با تو گر ماجرا همی دادم

غرضم شستشوست تا دانی

جام گیتی نماست در نظرم

جسم و جان روبروست تا دانی

نعت الله که نور دیدهٔ ماست

مظهر لطف اوست تا دانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:24 PM

 

شاه عالم گداست تا دانی

این گدا پادشاست تا دانی

هر خیالی که نقش می بندی

مظهر حسن ماست تا دانی

در محیطی که نیست پایانش

جان ما آشناست تا دانی

دل مجنون به عاشقی لیلی

مبتلای بلاست تا دانی

دُرد دردش بنوش خوش می باش

که تو را این دواست تا دانی

آفتابی و سایهٔ عالم

مر ترا در قفاست تا دانی

نعمت الله به خلق بنماید

هر چه لطف خداست تا دانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:24 PM

 

غیر حق باطلست تا دانی

عقل از این غافل است تا دانی

موج بحریم و عین ما آبست

عالمش ساحلست تا دانی

هر که عالم نشد به علم رسول

به خدا جاهلست تادانی

آنکه دانست این سخن به تمام

بندهٔ کاملست تا دانی

هر تجلی که بر دلت آید

از خدا نازل است تا دانی

هر که غیر از خداست ای درویش

همه بی حاصل است تا دانی

کشتهٔ عشق و زنده ام جاوید

سیدم قاتل است تا دانی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:24 PM

 

گفتم که نقش رویت گفتا در آب بینی

گفتم خیال وصلت گفتا به خواب بینی

گفتم لبت ببوسم گفتا بیار جامی

گفتم چه می کنی گفت تا در شراب بینی

گفتم حجاب بردار تا بی حجاب بینم

گفتا توئی حجابم چون بی حجاب بینی

ای عقل اگر بیابی ذوقی که هست ما را

هر قطره ای درین بحر دُر خوشاب بینی

در بارگاه خسرو گر بگذری چو فرهاد

شوری ز عشق شیرین در شیخ و شاب بینی

گر چشم تو ببیند نوری که دیده چشمم

هر ذره ای که بینی چون آفتاب بینی

از بحر نعمت الله گر جرعه ای بنوشی

دریا و ماسوی الله جمله سراب بینی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:24 PM

 

عالمی صورتست و او معنی

صورتی بس خوش و نکو معنی

صورت ار صدهزار می بینی

جز یکی را دگر مگو معنی

زلف هر صورتی که می گوئیم

می شماریم مو به مو معنی

ما ز ما عین آب می جوئیم

آب را دیده سو به سو معنی

خوش حبابی برآب در دورست

جام صورت بود در او معنی

مرد صورت پرست می گوید

همه خود صورتست کو معنی

نعمت الله را اگر یابی

دامنش گیر از او بجو معنی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:24 PM

 

ای که می گوئی که هستم از منی

از منی بگذر که این دم با منی

پیش کاید آدمی اندر وجود

معنیش جان بود و در صورت منی

از منی بگذر چو مردان خدا

کز منی پیدا شود مرد و زنی

سروری یابی چو سرداران عشق

گر به پای عاشقان سرافکنی

جان تو چون یوسف و تن پیرهن

یوسف مصری نه این پیراهنی

چون ز هر دل روزنی با حق بود

خاطر موری سزد گر نشکنی

نعمت الله جو که تا یابی مراد

بگذر از دنیا که دونست و دنی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:24 PM

بیا بر چشم ما بنشین که خوش آب روان بینی

دمی از خود بیاسائی سر آبی چنان بینی

در آ در گوشهٔ دیده کناری گیر از مردم

که بر دست و کنار آنجا کنارش در میان بینی

خیال عارضش جوئی در آب چشم ما می جو

که نور دیدهٔ مردم درین آب روان بینی

به بحر ما خوشی چون ما در آ با ما دمی بنشین

که ما را عین ما هم چون محیطی بی کران بینی

نشان و نام خود بگذار بی نام و نشان می رو

چو بی نام و نشان گشتی به نام او نشان بینی

حریف بزم رندان شو که عمر جاودان یابی

به میخانه در آ با ما که میر عاشقان بینی

ز سید جام می بستان و جام و می به هم می بین

بیابی لذتی چون ما اگر این بینی آن بینی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:24 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5119979
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث