به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

من عین تو و تو عین وین عینین

یک عین بود ظهور او در کونین

هر گه که دو جام پر کنند از یک می

این هر دو یکی باشد و آن یک اثنین

جامی ز شراب خانه دارد رطلی

جامی دگر از می مصفای متین

هر چند که آب را نباشد لونی

چون در دو قدح کنی نماید لونین

در شمس و قمر نگر که روشن بینی

یک نور که رو نموده اندر عنین

گر سلطنت صورت و معنی یابی

شاهی گردی چو حضرت ذوالقرنین

زاهد به هوای جنتین و سید

باشد بیدات جنتینش سجنین

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

گر خبری داری از آن و از این

چشم گشا بوالعجبی را ببین

نیم تنی ملک جهان را گرفت

گشت فقیری شه روی زمین

پای نه و چرخ به زیر قدم

دست نه و ملک به زیر نگین

ملک خدا می‌دهد اینجا که راست

زهره که گوید که چنان یا چنین

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

خادم او را سزد اقلیم شاهی یافتن

سلطنت از خدمت نور الهی یافتن

بندهٔ او شو اگر خواهی که گردی پادشاه

کز قبول او توانی پادشاهی یافتن

شرط جانبازان ما در عاشقی دانی که چیست

طرح کردن هرچه را از مال و جاهی یافتن

خوش بود سلطان معنی یافتن در صورتی

پادشه در جامهٔ مرد سپاهی یافتن

در ضمیر روشن می ، نور ساقی دیده ام

خوش بود در عین منهیات ناهی یافتن

ساقی سرمست دیدم صبح جام می به دست

خوش بود یاری چنین در صبحگاهی یافتن

نعمت الله گر همی خواهی بیا از ما طلب

ور ز غیر ما بخواهی آن نخواهی یافتن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

فرصت غنیمتست غنیمت رها مکن

بشنو نصیحتی و نصیحت رها مکن

رندی که از کرم به تو جام شراب داد

شکرش بگو به صدق و کریمت رها مکن

گفتی که می روم به سوی کوی می فروش

این نیتی خوش است عزیمت رها مکن

دُر یتیم اگر به کف آری نگاهدار

خوش گوهریست دُر یتیمت رها مکن

یار قدیم خویش نگه دار جاودان

با او بساز و یار قدیمت رها مکن

بنده ندیم حضرت سلطان عالمست

ای شاه روزگار ندیمت رها مکن

دریاب نعمت الله و با او دمی برآر

خوش نعمت خوشیست نعیمت رها مکن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

با همه این سخن توان گفتن

دُر معنی چنین توان سفتن

گر مجالی شود به دیده و سر

خاک درگاه او توان رفتن

بر در می فروش ای رندان

عاشقانه خوشی توان خفتن

هر چه سلطان عشق فرماید

کی تواند کسی چنان گفتن

سید از حق چو این سخن گوید

نتوان آن حدیث بنهفتتن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

ما آشنای خویشیم بیگانگی رها کن

دُردی به ذوق می نوش درد دلت دوا کن

در بحر ما قدم نه با ما دمی برآور

آب حیات ما نوش میلی به سوی ما کن

خواهی که پادشاهی یابی چو بندگانش

بر درگه کریمان در یوزه چون گدا کن

داری هوا که گردی سردار بر در او

در پای دار سر نه هم ترک دو سرا کن

هر مظهری که بینی جام جهان نمائیست

مظهر در او هویداست نظّارهٔ خدا کن

جام شراب می نوش شادی روی رندان

مستانه این چنین کار بی روی و بی ریا کن

با سید خرابات رندانه عهد بستی

مشکن تو عهد خود را آن عهد را وفا کن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

حال من از آن نرگس مستانه طلب کن

راز دلم از سنبل جانانه طلب کن

در صومعه باری نتوان یافت حضوری

ای یار حضور از در میخانه طلب کن

آن چیز که از عالم صدساله ندیدی

از یک نظر عاشق دیوان طلب کن

در کنج دلم گنج غم عشق دفین است

گنج ار طلبی در دل ویرانه طلب کن

جان باختن از عاشق بیدل طلب ای دوست

مردانگی از مردم مردانه طلب کن

سوز دل دلسوختهٔ آتش عشقش

در سینهٔ شمع و دل پروانه طلب کن

چون مردمک دیدهٔ دریا دل سید

در دیدهٔ ما در شو و دردانه طلب کن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

عاشقانه بشنو و خوش پند ما را گوش کن

در خرابات فنا جام بلا را نوش کن

سرخوشانه پای کوبان از در خلوت در آ

دست دل با دلبر سرمست در آغوش کن

ذوق سرمستی اگر داری در آ در میکده

آتشی درخوردن و چون خم می خوش جوش کن

زاهدی گر گویدت از باده نوشی توبه کن

جرعه ای در کام جانش ریز گو خاموش کن

پادشاه عشق خوش در غارت ملک دلست

گر تو را عشقست جان ، دل فدای اوش کن

مطربا قولی بگو عشاق را خوشوقت ساز

ساقیا جامی بیار و عالمی مدهوش کن

نعمت الله این سخن از ذوق می گوید به تو

ذوق اگر داری بیا و عاشقانه گوش کن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

دردمندیم و از دوا ایمن

بینوائیم وز نوا ایمن

در خرابات خلوتی داریم

خوش نشسته در این سرا ایمن

به خدا هر که باشد او باقی

همچو ما گردد از فنا ایمن

هر که خواهی و هر که بینی بود

یار ما باشد و ز ما ایمن

قدمی نه در آ به میخانه

تا که گردی چو اولیا ایمن

باش ایمن ز خوف بیگانه

بنشین پیش آشنا ایمن

بندهٔ سید خراباتی

رند مستیم و از شما ایمن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

در صحبت ما همه صفاین

ما را همه ذوق از خداین

تا روز صفا و ذوق مستی است

کامشب یاران حریف ماین

رندان مستند و لاابالی

مستانه سرود می سراین

در عالم معنی عین عشقیم

هر چند که صورتاً جداین

با دُردی درد عشق صافیم

رندان همه ایمن از دواین

مطرب سخنم چو خوش سراید

در پاش سران همه سراین

گوئی عشقش بلای جان است

می کش دایم که خوش بلاین

مستیم و خراب در خرابات

رندی که میش اوی کجاین

شاهان جهان به دولت عشق

در مجلس سیدم گداین

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5121841
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث