به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

بشنو ای یار و اضطراب مکن

خویش رسوای شیخ و شاب مکن

اگرت معنی ای است حاضر باش

صورت شرع را خراب مکن

چشم بر شاهد و شراب منه

گوش با نغمهٔ رباب مکن

می خوری ، خواب می کنی شب و روز

اعتمادی به خورد و خواب مکن

می مخور چون حرارتی دارد

خوردن خود به غیر آب مکن

ای که گوئی که خمر هست حلال

غلطی حکم ناصواب مکن

از سر ذوق با تو می گویم

قول ما بشنو و جواب مکن

ذره را آفتاب می خوانی

طعنه بر نور آفتاب مکن

آخرت را شوی چرا منکر

سر آبی چنان سراب مکن

کشف اسرار شرع جایز نیست

گوش کن منع و اجتناب مکن

عاقبت می روی سوی گیلان

چند روزی دگر شتاب مکن

نعمت الله را به دست آور

عمر بی خدمتش حساب مکن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

ای دل به درخانهٔ جانانه گذر کن

مستانه در آن کوچهٔ میخانه گذر کن

هشیار صفت بر سر کویش مرو ای دل

رندانه مجرد شو و مستانه گذر کن

با صورت جان مهر معانی نتوان یافت

چون سایه شو و بر در آن خانه گذر کن

جان ساز تو پروانهٔ آن شمع جمالش

مستانه بر آن شمع چو پروانه گذر کن

چون مردمک دیدهٔ ما گوشه نشین شو

بی منت کاشانه ز کاشانه گذر کن

ریش دل ما مرهم و افسون بپذیرد

ای ناصح ازین گفتن افسانه گذر کن

سید تو اگر طالب دردانهٔ عشقی

دریا شو و از قطرهٔ دردانه گذر کن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

خانهٔ دل ز غیر خالی کن

ترک این خلوت خیالی کن

از علی ولی ولایت جو

هم ولایت فدای والی کن

بندهٔ خادم علی می باش

فخر بر جملهٔ موالی کن

باش مولی حضرت مولی

منصب خویش نیک عالی کن

در حرم گر تو را نباشد راه

مسکن خود در آن حوالی کن

جام گیتی نما به دست آور

نظری کن در او و حالی کن

باطنا با جلال خوش می باش

ظاهر خویش را جمالی کن

آفتاب از چه ماه می طلبی

بر در سیدم هلالی کن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

در چشم پر آب ما نظر کن

هر سو برو و ز ما خبر کن

سودای میان تهی چه داری

رندانه بیا ز سر به در کن

خاک کف پای عاشقان شو

خود را به کمال معتبر کن

گر می خواهی بهشت جاوید

مستانه به بزم ما گذر کن

هستی بگذار عارفانه

در عالم نیستی سفر کن

جامی ز حباب پر کن از آب

با ما تو حدیث بحر و بر کن

بنگر تو جمال نعمت الله

در جام جهان نما نظر کن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

عالم سر آبی و سرابیست نظر کن

بنگر که سرآب و سرابیست نظر کن

نقشی و خیالیست از آن رو که خیالیست

در دیدهٔ ما صورت خوابیست نظر کن

اما نظری کن به حقیقت که توان دید

عالم همه چون آب و حبابیست نظر کن

آبست و حبابست درین بحر هویدا

این هر دو به هم جام و شرابیست نظر کن

گر در یتیم است و گر لؤلؤ لالاست

در اصل همه قطرهٔ آبیست نظر کن

هر ذره که بینی به تو خورشید نماید

روشن بنگر ماه نقابیست نظر کن

در کوی خرابات بجو سید ما را

می بین که چه خوش مست خرابیست نظر کن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

ای دل ز جهان ، جهان گذر کن

در عالم عاشقی سفر کن

از خلوت صومعه برون آی

در گوشهٔ میکده مقر کن

در بحر محیط حال حل شو

دامن چو صدف پر از گهر کن

مستانه در آی درخرابات

یاران حریف را خبر کن

از خانقه وجود و صورت

جز معنی عشق او به در کن

بگذر ز حدیث دی و فردا

امروز صفات خود دگر کن

خواهی که خدای را ببینی

در چهرهٔ سیدم نظر کن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

دمی در چشم مست ما نظر کن

ببین منظور و ناظر را نظر کن

نگر صورتگری در عین صورت

در این صورت تو آن معنی نظر کن

حباب و موج و قطره جمله آبند

بجو این جمله در دریا نظر کن

نقاب ماه را بگشا و بنگر

به نور آفتاب ما نظر کن

دلی چون آینه روشن به دست آر

در آن دلدار بی همتا نظر کن

خیالش نقش کن بر پردهٔ چشم

به عین دیدهٔ بینا نظر کن

چو عالم می نماید نعمت الله

نظر کن در همه اشیا نظر کن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

بیا در چشم مست ما نظر کن

ببین منظور و ناظر را نظر کن

درین دریای بی پایان قدم نه

به عین ما درین دریا نظر کن

هزاران آینه گر رو نماید

در آن یکتای بی همتا نظر کن

نظر کن ناظر و منظور بنگر

دمی در دیدهٔ بینا نظر کن

همه اشیا به ما او را نماید

نظر کن در همه اشیا نظر کن

به نور روی او او را توان دید

توان دید آنچنان جانا نظر کن

کتاب نعمت الله خوش بخوانش

مسما در همه اسما نظر کن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

از ما مکن کنار که مائیم در میان

ما را کنار گیر که آئیم در میان

نوری از آن کنار به ما رو نمود باز

روشن چو آفتاب نمائیم در میان

گر نه مراد اوست که گیریم در کنار

با این و آن همیشه چرائیم در میان

بسته کمر به خلوت میخانه می رویم

آنجا میان خویش گشائیم در میان

عشقست جان عاشق و دل زنده ایم ما

مائیم حی و عشق نمائیم در میان

عاشق کنار دارد و معشوق هم کنار

عشقیم و آمدیم که مائیم در میان

سید موحدیست که سلطان گدای اوست

اندیشه کج مبر که گدائیم در میان

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

وقت سرمستی است مخموری بمان

نیک نزدیکی مرو دوری بمان

آشنائی ترک بیگانه بگو

در وصالی هجر و مهجوری بمان

غرهٔ علم و عمل چندین مباش

بگذر از هستی و مغروری بمان

صحبت رندان غنیمت می شمر

قصهٔ رضوان مگو حوری بمان

نور چشم عالمی پیدا شده

روشنش می بین و مستوری بمان

غیرت ار داری ز غیرش در گذر

غیر او ناریست یا نوری بمان

از انا بگذر به حق می گو که حق

نعمت الله باش منصوری بمان

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5121849
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث