به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

راحت جانم توئی ای جان و ای جانان من

بی وصالت راحتی چندان ندارد جان من

رونق ایمان من قدرش نبودی این قدر

گر نبودی کفر زلفت رونق ایمان من

نقد گنج تو بود کنج دل ویرانه ام

گنج اگر خواهی بجو کنج دل ویران من

باده می نوشی در آ در گوشهٔ میخانه ای

ذوق ما داری طلب کن مجلس مستان من

مبتلایم از بلایت کار من بالا گرفت

دردمندم دُرد دردت می کند درمان من

ساقی سرمستم و میخانه را کردم سبیل

زاهد مخمور کی ماند درین دوران من

میر رندان جهان امروز نزد عارفان

نعمت الله منست و سید و سلطان من

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

 

دل که باشد گر نباشد بندهٔ فرمان من

جان چه ارزد گر نورزد عشق با جانان من

من که باشم گر نباشم بندهٔ فرمان او

می برم فرمان او زان شد روان فرمان من

در دل من عشق او گنجی است در ویرانه ای

گنج اگر خواهی بجو کنج دل ویران من

مجلس عشقست و من سرمست و با رندان حریف

ساقیا جامی که نوشم شادی یاران من

دردمندانه بیا دُردی دردم نوش کن

تا بدانی ذوق داروی من و درمان من

نالهٔ دلسوز من از حال جان دارد خبر

ناله ام بشنو که گوید با تو حال جان من

من ایاز حضرت محمود خویشم ای عزیز

بندگی سید محمود من سلطان من

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

 

اسم او گنج است و عالم چون طلسم

در طلسمش یافتم این گنج اسم

این طلسم و گنج باشد در ظهور

در حقیقت عین گنج آمد طلسم

ساغر و می نزد سرمستان یکی است

نام راحش روح و نام جام جسم

این معانی دارد و آن یک بیان

نعمت‌اللّه جمع کرده هر دو قسم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

 

هر کجا صورتی است در نظرم

شاهد معنثی در او نگرم

گوهر حقه‌های جوهریی

بر سر چارسو همی نگرم

نقد گنجینهٔ جهان دارم

لاجرم پادشاه بحر و برم

نعمت‌اللهم وز آل حسین

به امینی امانتی سپرم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

 

در نظر نقش خیال تو نگارم دایم

غیر از این کار دگر کار ندارم دایم

از ازل تا به ابد عشق تو در جان من است

روز و شب سرخوشم و عاشق زارم دایم

جان فدا کردم و سر در قدمت می بازم

به سر تو که ز دستت نگذارم دایم

همدم جامم و با ساقی سرمست حریف

کس نداند که من اینجا به چه کارم دایم

بر سر کوی تو ثابت قدمم تا باشم

لاجرم عمر گرامی به سر آرم دایم

گر پریشان بود این گفتهٔ من می شاید

زانکه سودا زدهٔ زلف نگارم دایم

در خرابات مغان سید سرمستانم

فارغ از عالم و ایمن ز خمارم دایم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

 

فارغیم از ملک عالم فارغیم

جام می نوشیم و از جم فارغیم

در خرابات مغان با عاشقان

خوش نشسته شاد و خرم فارغیم

جز حدیث عشق او با ما مگو

زان که ما از این و آن هم فارغیم

اسم اعظم خوانده ایم از لوح دل

از حروف اسم اعظم فارغیم

همدم جامیم و با ساقی حریف

غیر از این همدم ز همدم فارغیم

نعمت الله داده اند ما را تمام

فارغیم از بیش و از کم فارغیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:07 PM

 

ما گدایان حضرت شاهیم

پرده داران خاص اللهیم

باده نوشان مجلس عشقیم

ره نشینان خاک این راهیم

گر چه از خود خبر نمی داریم

به خدا کز خدای آگاهیم

در ضمیر منیر دل مهریم

بر سپهر وجود جان ماهیم

گاه در مصر تن عزیز خودیم

که چو یوسف فتاده درچاهیم

کام دل در کنار جان داریم

ایمن از آرزوی دلخواهیم

بندهٔ ذاکران توحیدیم

سید ملک نعمت اللهیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:06 PM

 

ما ازین خلوت میخانه به جائی نرویم

از چنین آب و هوائی به هوائی نرویم

عشق شاه است و روان از پی او می گردیم

در پی عاقل مسکین گدائی نرویم

نرویم از در میخانه به جائی دیگر

جنت ماست از این خانه به جائی نرویم

دُردی درد که یابیم خوشی نوش کنیم

دردمندیم پی هیچ دوائی نرویم

به هیاهوی رقیبان نرویم از در تو

دایما گر چه بگوئیم دعائی نرویم

نعمت الله به همه کس چو عطا می بخشد

ما از او تا نستانیم عطائی نرویم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:06 PM

 

هر که باشد خادم او حرمتی دارد تمام

بندهٔ او بر در او عزتی دارد تمام

رند سرمستی که او فرمان ساقی می برد

بند فرمانست از آن رو طاعتی دارد تمام

گر عزیزی را به عمر خویش دردسر کرد

چون ندارد درد عشقش زحمتی دارد تمام

خاک پایش هر که همچون تاج بر سر می نهد

پادشاهی می نماید دولتی دارد تمام

خرقه پوشی را که او از وصل داده وصله ای

در میان خرقه پوشان خلعتی دارد تمام

همت عالی ما با غیر اومیلی نکرد

شاید ار گوئی فلانی همتی دارد تمام

نعمت الله از خدا می جو که آن خوش نعمتی است

هر که دارد نعمت الله نعمتی دارد تمام

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

نعمت الله می است و عالم جام

این چنین جام و می مراست مدام

جز از اینسان حلال نیست شراب

هر که نوشد جز این شراب حرام

ساقی مست مجلس عشقیم

می فروشم حریف و همدم جام

در خرابات کاینات مجو

همچو من دردمند درد آشام

می وحدت به ذوق می نوشم

ذوق داری به بزم ما بخرام

جام و باده شدند همدم هم

مجلس می فروش یافت نظام

عشق شاد آمدی به پافرما

عقل خوش می روی به خیر و سلام

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5121983
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث