به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

درخرابات مغان دارم مقام

باده می نوشم ز جام جم مدام

جام و باده هر دو یک رنگ آمدند

من ندانم کین کدام است آن کدام

دولتی دارم به یمن وصل او

این سعادت بین که دارم بر دوام

نور و ظلمت هر دو را بگذاشتم

این یکی را با حلال آن حرام

با تمام و ناتمامم کار نیست

گرچه در کار است تمام و ناتمام

عاشقان را بار دادم در حرم

گر توئی عاشق در این خلوت خرام

سید و بنده چو آمد در میان

صورت و معنی یکی شد والسلام

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

هر زمان حسنی به هر دم می نماید نور چشم

هر دمی بر ما دری دیگر گشاید نور چشم

ما خیال عارضش بر آب دیده بسته ایم

لاجرم لحظه به لحظه می فزاید نور چشم

دوش می گفتم خیالش را که از چشمم مرو

ترک مردم هم به کلی می نشاید نور چشم

گر نباشد عشق او در جان نگیرد جان قرار

ور نبیند نور روی او نیابد نور چشم

توتیائی چشم ما از خاک راهش ساخته

تا غبار دیدهٔ ما را زداید نور چشم

بر سواد دیده هر نقشی که می بندد خیال

در نظر نقش خیال او نماید نور چشم

نور چشم نعمت الله گر شود روشن از او

پیش مردم در همه جا بر سر آید نور چشم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

هر دمی نقش خیالی می نگارد نور چشم

هر نفس شکلی دگر از نو برآرد نور چشم

این چنین خوناب دل کز چشم ما گشته روان

چشم ما بی آبروئی کی گذارد نور چشم

چون خیال اوست هر نقشی که آید در نظر

لاجرم بر پردهٔ دیده نگارد نور چشم

چشم مستش دل ز عیاران عالم می برد

مردم گوشه نشین را خود چه آرد نور چشم

نعمت الله نور چشم مردم بینا بود

این چنین نوری به مردم می سپارد نور چشم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

ما عاشق چشم مست عشقیم

سرمست می الست عشقیم

سودا زدگان باده نوشیم

شوریده و می پرست عشقیم

گلدستهٔ باغ لایزالیم

پیوسته چو گل به دست عشقیم

از هستی خویش نیست گشتیم

هستیم چنانکه مست عشقیم

در خلوت خانهٔ خرابات

رندانه حریف مست عشقیم

مائیم که ماهی محیطیم

افتاده به دام شست عشقیم

گه سید و گاه بنده باشیم

گه عالی و گاه پست عشقیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

ما گوهر بحر لایزالیم

ما پرتو نور ذوالجلالیم

گه نقش خیال یار داریم

گه آینه ایم و گه جمالیم

مائیم مثال خط وحدت

ما عین مثال بی مثالیم

خورشید سپهر جم و جانیم

گاهی قمریم و گه هلالیم

هم سیر کنان به کوی هجریم

هم ساکن خلوت وصالیم

ما تشنهٔ آن لب حیاتیم

وین طرفه که غرقهٔ زلالیم

با نقش خیال روی سید

ایمن ز خیال هر خیالیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیم

مستان حضرتیم و ز میخانه می رسیم

از ما نشان ذوق خرابات جو که ما

مستیم و لاابالی و رندانه می رسیم

ای عقل دور باش که رندیم و باده نوش

از بزم عشق و مجلس جانانه می رسیم

پروانه وار ز آتش عشقش بسوختیم

شمعی گرفته ایم و به پروانه می رسیم

تاجی ز ذوق بر سر و در بر قبای عشق

بسته کمر به عزت و شاهانه می رسیم

سرمست می رسیم ز میخانهٔ قدیم

مخمور نیستیم که مستانه می رسیم

از بندگی سید خود می رسیم باز

از ملک غیب ، ببین که چه مردانه می رسیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم

اما به روح پاک ز ابنای خاتمیم

هستیم بی نیاز و فقیریم از همه

این از کمال ماست که محتاج عالمیم

جام جهان نما که به ما نور خود نمود

گفتا ببین که آینهٔ اسم اعظمیم

ما را وجود داد و به خود هم ظهور کرد

پیوسته ایم بر هم و پیوسته با همیم

با جام می مدام چو رندان باده نوش

لب بر لبش نهاده و مستانه همدمیم

هر چند افصحیم در اوصاف او ولی

در کنه ذات عاجز و حیران و اَبکمیم

ما بنده ایم و سید ما نعمت الله است

نزد خدا و خلق از آن رو مکرمیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

نور چشمست او به او بینیم

لاجرم جمله را نکو بینیم

ما چو احول نه ایم ای بینا

کی چو احول یکی به دو بینیم

آینه گر هزار می نگریم

خود و محبوب روبرو بینیم

مجمع زلف او پریشان شد

حال مجموع مو به مو بینیم

آفتابی به ماه می یابیم

بلکه او را به نور او بینیم

موج بحریم و سو به سو گردیم

آب در دیده سو به سو بینیم

همه عالم چو نعمت الله است

غیر او را بگو که چو بینیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

عاشقانه عشقبازی می کنیم

تا نپنداری که بازی می کنیم

خان و مان عقل ویران کرده ایم

سرخوشیم و ترکتازی می کنیم

در پی کفر حقیقی می رویم

ترک اسلام مجازی می کنیم

کشتهٔ عشق و شهید حضرتیم

آفرین بر دست غازی می کنیم

ما به آب دیدهٔ ساغر مدام

خرقهٔ خود را نمازی می کنیم

هرچه می بینیم چون معشوق ماست

عاشقانه دل نوازی می کنیم

سیدیم و بندهٔ محمود خویش

بر در سلطان ایازی می کنیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم

صد درد دل به گوشهٔ چشمی دوا کنیم

در حبس صورتیم و چنین شاد وخرمیم

بنگر که در سراچهٔ معنی چه ها کنیم

رندان لاابالی و مستان سرخوشیم

هشیار را به مجلس خود کی رها کنیم

موج محیط و گوهر دریای عزتیم

ما میل دل به آب و گل آخر چرا کنیم

در دیده روی ساقی و بر دست جام می

باری بگو که گوش به عاقل چرا کنیم

از خود بر آ و در صف اصحاب ما خرام

تا سیدانه روی دلت با خدا کنیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122918
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث