به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

این عنایت بین که ما دربارهٔ جان کرده ایم

جان سرمست خوشی ایثار جانان کرده ایم

بنده ایم و بنده فرمانیم و فرمان می بریم

هرچه ما کردیم در عالم به فرمان کرده ایم

حضرتش سلطان و ما از جان غلام خدمتش

مخلصانه تخت دل تسلیم سلطان کرده ایم

درخرابات مغان بزم خوشی بنهاده ایم

خان و مان زاهدی را نیک ویران کرده ایم

جام دُرد درد دل چون صاف درمان خورده ایم

دردمندان را به دُرد درد درمان کرده ایم

خوش در میخانهٔ مستانه ای بگشوده ایم

نعمت الله را سبیل راه رندان کرده ایم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:44 PM

 

جان و دل ایثار جانان کرده ایم

عمر و سر در کار ایشان کرده ایم

جان فدا کردیم در میدان عشق

این کرم چون شیر مردان کرده ایم

جرعهٔ می را به عالم داده ایم

قیمت می نیک ارزان کرده ایم

جمع بنشستیم در گلزار عشق

سنبل زلفی پریشان کرده ایم

از برای گنج عشقش کنج دل

چون سرای خویش ویران کرده ایم

از سر ذوق این سخن را گفته ایم

ذوق در عالم فراوان کرده ایم

نعمت الله را به بزم آورده ایم

دعوتی از بهر مهمان کرده ایم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:44 PM

 

ما خراباتیان جان بازیم

محو سر خلوت رازیم

عالمی مست ذوق ما گردند

گر زمانی به خلق پردازیم

مطرب ما ز جان نوا یابد

ساز عشاق را چو بنوازیم

سرخوشیم و حریف خماریم

با لب جام باده دمسازیم

دلبر نازنین ما بر ماست

ما به آن نازنین همی نازیم

جان ما چون حجاب جانان است

از میان شاید ار براندازیم

بندهٔ ترک سرخوش خویشیم

سید عاشقان شیرازیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:44 PM

 

اجازت گر دهد دلبر به پای او سر اندازیم

سر اندازیم در پایش بپا انداز جانبازیم

خیال نقش روی او همیشه در نظر داریم

نمی بینیم جز رویش به غیر او نپردازیم

میان ما و او سریست غیر ما نمی داند

رقیبان غافلند از ما که چون محرم رازیم

اگر جانان بفرماید که جان و تن براندازیم

به جان او که این هر دو حجاب از رو بر اندازیم

نگار نازنین ما اگر نازی کند باری

نیازاریم ما ازجان به پیش ناز او نازیم

در آ در بحر ما با ما که ما موجیم و او دریا

به عینه ما یکی باشیم به اسم و رسم می نازیم

بیا ای سید مستان که ما رندان خوش باشیم

بیاور ساغر پر می که با وی نیک دمسازیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:44 PM

 

ما به لطف پادشه مستظهریم

نه به نانی چون گدا مستظهریم

روز و شب چون اوست استظهار ما

لاجرم پیوسته ما مستظهریم

گنج اسما را تصرف می کنیم

بر چنین گنج خدا مستظهریم

دیگران مستظهرند از جام می

ما به ساقی حالیا مستظهریم

دائما لاف محبت می زنیم

صادقیم و دائماً مستظهریم

اوست استظهار ما در دو سرا

ما به او در دو سرا مستظهریم

بندهٔ سید به استظهار ماست

تا نگوئی بر شما مستظهریم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:44 PM

 

ما عاشق رند دلپذیریم

ما ساقی مست دلپذیریم

معشوق خودیم و عاشق خود

جز دامن عشق خود نگیریم

مستغنیم از وجود عالم

دایم باشیم ما نمیریم

زنده به حیات جاودانیم

تا ظن نبری که ناگزیریم

گر طالب حضرت خدائی

ما را بطلب که ناگزیریم

این طرفه که ما محب خویشیم

محبوب بسی جوان و پیریم

از دولت بندگی سید

بر جملهٔ عاشقان امیریم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:44 PM

 

دایم به خیال آن نگاریم

کاری به جز این دگر نداریم

صاحبنظریم و نقش رویش

بر دیدهٔ دیده می نگاریم

هر دم که ز نقش خود برآئیم

جانی به هوای او سپاریم

ما عاشق مست و عقل مخمور

در صحبت خود کجا گذاریم

خوش درد دلی است در دل ما

دل زنده ز درد بی قراریم

مائیم و حیات جاودانی

با او نفسی دمی برآریم

با عمر عزیز در میانیم

با سید خویش در کناریم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:44 PM

 

نقش خیال رویش بر دیده می نگاریم

درخلوتی چنین خوش پیوسته با نگاریم

جام شراب نوشیم شادی روی ساقی

رندیم و لاابالی کاری دگر نداریم

گر شاهدی بیابیم لعل لبش ببوسیم

مستانه در خرابات با او دمی برآریم

جان شد قبول جانان شکرش نهاده برجان

یک جان چه باشد ای جان ، صد جان به او سپاریم

عشق است باقی ای دل باقی همه حکایت

ما عمر خویشتن را ضایع نمی گذاریم

خمخانه ایست معمور در وی شراب راوق

از بهر باده نوشان پیمانه میشماریم

هر عارفی که بینیم دایم امیدوار است

از ذوق نعمت الله ما نیز امیدواریم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:44 PM

 

ما عاشق چشم مست یاریم

آشفتهٔ زلف بیقراریم

سرمست می الست عشقیم

شوریدهٔ چشم پر خماریم

آئینهٔ روشن ضمیریم

خورشید منیر بی غباریم

پرگار وجود کایناتیم

هر چند که نقطه را نگاریم

هر دم که نفس ز خود برآریم

جانی به جهانیان سپاریم

در هر دو جهان یکیست موجود

باقی همه صورت نگاریم

یک باده و صد هزار جام است

ما جمله یکیم اگر هزاریم

سیمرغ هوای قاف قربیم

شهباز فضای برج یاریم

دُریم و لیک در محیطیم

بحریم ولیک درگذاریم

تا واصل ذات عشق گشتیم

در هر صفتی دمی برآریم

دریاب رموز نعمت الله

پنهان چه کنیم آشکاریم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:44 PM

 

خیزید که تا جام شرابی به کف آریم

این یک دو نفس عمر به ضایع نگذاریم

یک دم که ز ما فوت شود بی می و معشوق

شک نیست که آن دم ز خیالش نگذاریم

هر جام پر از می که بیابیم بنوشیم

با همنفسی عمر عزیزش به سر آریم

جان در تن ما عشق نهاده به امانت

امید که بر خاک در او بسپاریم

بزمیست ملوکانه و رندان همه سرمست

گر باده ننوشیم در اینجا به چه کاریم

آن عهد که با ساقی سرمست ببستیم

تا روز قیامت به همان قول و قراریم

روشن شده ازنور رخش دیدهٔ سید

خوش نقش خیالی است که بر دیده نگاریم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:44 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122780
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث