به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم

ما باده پرستیم و از این خلق جدائیم

بر طور وجودیم چو موسی شده ازدست

بی پا و سر آشفته و جویای لقائیم

روحیم که در جسم نباشد که نباشیم

موجیم که در بحر به یک جای نیائیم

در صومعهٔ سینهٔ ما یار مقیمست

ما از نظرش صوفی صافی صفائیم

ما غرق محیطیم نجوئیم دگر آب

ای بر لب ساحل تو چه دانی که کجائیم

مائیم که از سایه گذشتیم دگر بار

ما سایه نجوئیم همائیم همائیم

مائیم که از ما و منی هیچ نماندست

در عین بقائیم و منزه ز فنائیم

گاهی چو هلالیم و گهی بدر منیریم

گاهی شده در غرب و گه از شرق برائیم

سید چه کنی راز نهان فاش نگفتیم

در خود نگرستیم خدائیم خدائیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:49 PM

 

ما بندهٔ مطلق خدائیم

فرزند یقین مصطفائیم

در مجمع انبیا حریفیم

سر حلقهٔ جلمه اولیائیم

او با ما ، ما ندیم اوئیم

آیا تو کجا و ما کجائیم

مستیم ز شراب وحدت عشق

مستانه سرود می سرائیم

تا واصل ذات خویش گشتیم

با هر صفتی دمی سرائیم

یک معنی و صدهزار صورت

در دیدهٔ خلق می نمائیم

سید ز خودی خود فنا شد

والله به خدا که ما خدائیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:49 PM

 

غرقهٔ بحر بیکران مائیم

گاه موجیم و گاه دریائیم

بلبل گلستان معشوقیم

عاشقانه به عشق گویائیم

آفتاب سپهر جان و دلیم

بر یکی حال از آن نمی تائیم

به جز از کار عشق ورزیدن

هیچ کاری دگر نمی شائیم

ما چو امروز عاشق مستیم

بی خبر از خمار فردائیم

یار ما عین نور دیدهٔ ماست

لاجرم ما به عین بینائیم

این چنین مست و لاابالی وار

از خرابات عشق می آئیم

چون رخ و زلف یار خود دیدیم

گاه مؤمن گهی چو ترسائیم

خلق کورند و می نمی بینند

ور نه چون آفتاب پیدائیم

ما از آن آمدیم در عالم

تا خدا را به خلق بنمائیم

گر طبیبی طلب کند بیمار

ما طبیب جمیع اشیائیم

نعمت الله اگر کسی جوید

گو بیا نزد ما که او مائیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:49 PM

 

ما مظهر نور مصطفائیم

ما منبع سر مرتضائیم

ما فاتحهٔ کتاب عشقیم

ما صوفی صفهٔ صفائیم

ما سر خلیفهٔ زمینیم

ما نور صحیفهٔ سمائیم

ما کاشف معنی کلامیم

ما واصف صورت شمائیم

ما صدرنشین کوی عشقیم

ما صوفی صفهٔ صفائیم

ما گوهر بحر بیکرانیم

ما مخزن گنج پادشاهیم

ما جامع جمله اسمهائیم

ما جام جم جهان نمائیم

در شرع طریقت و حقیقت

ما بلبل و هدهد و همائیم

سیمرغ حقیقت است سید

ما باز فضای کبریائیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:49 PM

 

ما خود بینیم و خود نمائیم

در آینه خود به خود نمائیم

رندیم و مدام همدم جام

اما تو کجا و ما کجائیم

بحریم و حباب و موج و جوئیم

مائیم که هم حجاب مائیم

هر دم نقشی خیال بندیم

تا بسته تمام برگشائیم

یک رنگ به صد هزار رنگیم

یک جای به صد هزار جائیم

مستیم و خراب در خرابات

رندانه سرود می سرائیم

عالم یابند نعمت از ما

دارندهٔ نعمت خدائیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:49 PM

 

چنانکه عشق بگوید به ما چنان گوئیم

از آنکه در خم چوگان عشق چون گوئیم

چو آب جوی به هر سو اگرچه می گردیم

از آب جو به جز از آب جو نمی جوئیم

به خواب دیدهٔ ما گر خیال غیری دید

به آب چشم خیالش ز دیده می شوئیم

به هر طرف که رود می رویم در قدمش

به هر طریق که باشیم همره اوئیم

ز بوی سنبل و زلفش چو مشک بوئی یافت

به عشق بوی خوشش بوی مشک می بوئیم

چو آفتاب جمالش به ما تجلی کرد

به نور طلعت او روشنیم و مه روئیم

بیا که گفتهٔ سید به ذوق می خوانند

شنو به ذوق که ما هم به ذوق می گوئیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:49 PM

 

از ازل تا به ابد آینه دار اوئیم

با همه آینه داران جهان یک روئیم

موج دریای محیطیم و عجایب این است

عین آبیم ولی آب ز جو می جوئیم

گاه در میکده باشیم و گهی درمسجد

در همه حال که هستیم خوشی با اوئیم

روز و شب دیدهٔ ما گرد جهان می گردد

روشنائی نظر از نظرش می جوئیم

گوش کن گفتهٔ مستانهٔ ما را بشنو

که چنین گفتهٔ مستانهٔ از او می گوئیم

چشم ما نقش خیال دگری گر دیده

عاشقانه ز نظر پاک فرو می شوئیم

در خرابات مغان سید سرمستانیم

گرچه رندیم ولی رند خوش نیکوئیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:49 PM

 

زنده به حیات عشق اوئیم

پیوسته به عشق او نکوئیم

ما ساده دلیم و آینه هم

با او یک رو و رو بروئیم

گوئیم هر آنچه او بگوید

بی گفتهٔ او سخن نگوئیم

بحریم و حباب و موج و جوئیم

در آب نشسته آب جوئیم

ای عشق بیا که جان مائی

وی عقل برو که ما ولوئیم

نقشی که خیال غیر بندد

از چشمهٔ چشم خود بشوئیم

با سید خویشتن حریفیم

در خدمت بندگی اوئیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:49 PM

 

عشق است که مبتلای اوئیم

در هر حالی برای اوئیم

مستیم و حریف می فروشیم

خاک در آن سرای اوئیم

دل داده به باد در خرابات

سرگشته و در هوای اوئیم

در بحر محیط غرق گشتیم

مائیم که آشنای اوئیم

درد آمد و دردمند میجست

می گفت که ما دوای اوئیم

چون اوست دوای بینوایان

ما بندهٔ بینوای اوئیم

از دولت بندگی سید

شاهیم ولی گدای اوئیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:49 PM

 

مائیم کز جهان همه دل برگرفته ایم

جان داده ایم و دامن دلبر گرفته ایم

مست و خراب و عاشق و رندیم و باده نوش

آب حیات از لب ساغر گرفته ایم

چون مذهب قلندر رندی و عاشقی است

رندانه ما طریق قلندر گرفته ایم

صدبار خوانده ایم کلام خدا تمام

امروز فاتحه دگر از سر گرفته ایم

عشق آتشی گرفته و در جان ما زده

ما شمع وار از آتش او در گرفته ایم

بر لب گرفته ایم لب جام می مدام

دامان ساقی و لب کوثر گرفته ایم

یاران ندیم مجلس ما نعمت الله است

بنگر که ما حریف چه درخور گرفته ایم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:49 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122353
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث