به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

لذت رند مست ما دانیم

عادی می پرست ما دانیم

دل به میخانه رفت خوش بنشست

نیک جائی نشست دانیم

نقد گنجینهٔ حدوث و قدم

در وجود آنچه هست ما دانیم

جام می را مدام می نوشیم

توبهٔ ما شکست ما دانیم

رند مستیم و دامن ساقی

خوش گرفته به دست ما دانیم

دل ما تا ابد به عهد خود است

از ازل عهد بست ما دانیم

تو چه دانی که ذوق سید چیست

ذوق این میر مست ما دانیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم

از وجود حق مطلق ما اناالحق می زنیم

ماه گردون را به تیغ معجز انگشت عشق

همچو جد خویشتن بی خویشتن شق می زنیم

ما و حق گفتن معاذ الله چو ما بی ما شدیم

از حق ای یاران قفا بر فرق احمق می زنیم

چون کلام اوست هر قولی که می گویند خلق

لاحرم صدیق وار از صدق صدّق می زنیم

شیشهٔ تقوی دگر بر سنگ قلاشی زدیم

در خرابات مغان جام مروق می زنیم

نعمت الله از وجود خود چو فانی شد بگفت

ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

از ما کناره کردی ما با تو درمیانیم

با ما تو این چنینی ، ما با تو آنچنانیم

روز الست با تو عهد درست بستیم

نشکسته ایم ، جاوید ثابت قدم برآنیم

نقش خیال غیرت در دیده گر نماید

غیرت کجا گذارد از دیده اش برانیم

رندی اگر بیابیم بوسیم دست و پایش

ور زاهدی ببینیم در مجلسش نمانیم

برخاستن توانیم مستانه از سر سر

اما دمی نشستن بی تو نمی توانیم

آئینه منیریم روشن به نور رویت

جام جمیم دایم در بزم شه روانیم

رندانه در خرابات پیوسته در طوافیم

جز قول نعمت الله شعری دگر نخوانیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

نو فروشان کهنه پوشانیم

کهنه پوشان نوفروشانیم

مبتلای بلای خماریم

دردمندیم و درد نوشانیم

خویش بیچارگان بی خویشیم

یار خسته دلان خویشانیم

ایمنیم از وصال و از هجران

فارغ از جمع و از پریشانیم

گر گدائی درآید از درما

همچو شاهش به تخت بنشانیم

خلعت عشق اوست در بر ما

هرکه خواهیم ما بپوشانیم

نعمت الله آتشی افروخت

دیگ سودای عشق جوشانیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

ما ساقی سرمست خرابات جهانیم

سلطان سراپردهٔ میخانهٔ جانیم

ما آب حیاتیم که از جوی وجودیم

ما گوهر روحیم که در جسم روانیم

جامیم و شرابیم به معنی و به صورت

گنجیم و طلسمیم و هویدا و نهانیم

این حرفه که معشوق خود و عاشق خویشیم

هر چیز که ما طالب آنیم همانیم

گرچه نگرانند به ما خلق جهانی

در آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم

بی زهد توانیم که عمری به سر آریم

بی جام می عشق زمانی نتوانیم

آوازه درافتاد که ما مست خرابیم

والله به سر سید عالم که چنانیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

ظاهراً جسم و باطناً جانیم

آخراً این و اولاً آنیم

سخن غیر او مگو با ما

زان که ما غیر او نمی دانیم

وحده لاشریک له گوئیم

مومن و صادق و مسلمانیم

اسم اعظم که جامع اسماست

حافظانه به ذوق می خوانیم

عشق و معشوق و عاشق خویشیم

دل و دلدار و جان و جانانیم

کنج دل گنجخانهٔ عشق است

نقد این گنج و کُنج ویرانیم

بندهٔ سید خراباتیم

ساقی مست بزم رندانیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

مستیم و خرابیم و گرفتار فلانیم

سر حلقهٔ رندان خرابات جهانیم

ایمان به جز از کفر سر زلف نداریم

جز معرفت عشق دگر علم ندانیم

ما پیر خرابات جهانیم و لیکن

در عاشقی و باده خوری رند خرابیم

گو خلق بدانند که ما عاشق و مستیم

گو فاش بگویند که بر خود نگرانیم

ما نور قدیمیم که پیدا به حدوثیم

ما گنج وجودیم که از دیده نهانیم

بی عقل توانیم که عمری به سر آریم

بی جام می عشق زمانی نتوانیم

سید ز سر ذوق سخن گوید و خواند

هر قول که از ذوق بگویند بخوانیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

ما مرشد عشاق خرابات جهانیم

ساقی سراپردهٔ میخانهٔ جانیم

تو از همدانی ولیکن همه دان نه

از ما شنو ای دوست که سر همه دانیم

تو عالم یک حرفی ما عالم عالم

تو میر صدی باشی و ما شاه جهانیم

هر کس به جمال و رخ خوبی نگرانند

در آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم

از ما به همه عمر یکی مور نرنجید

تا بود بر این بوده و تا هست برآنیم

هر یار که بینیم که او قابل عشقست

حسنی بنمائیم و دلش را بستانیم

رندان سراپردهٔ ما عاشق و مستند

ما سید رندان سراپرده از آنیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

به سر خواجه که ما مستانیم

غیر می هر چه دهی نستانیم

داستان همه عالم مائیم

دست ما گیر کز آن دستانیم

در خرابات مغان مست وخراب

ساقی مجلس سر مستانیم

دل و دلدار خودیم و می و جام

جان و جانانه و این وآنیم

مطرب خوش نفس عشاقیم

عاشقانه غزلی می خوانیم

حالت ما دگر و ما دگریم

خدمتش زاهد و ما رندانیم

نعمت الله نهاده خوانی

قدمی نه که همه مهمانیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

 

بندهٔ سید سرمستانیم

همه عالم به جوی نستانیم

نقطه ای در الفی می یابیم

در کتبخانه کتب می خوانیم

باطنا گنج فراوان داریم

ظاهراً گرچه بسی ویرانیم

دُرد دردش به دوا می جوئیم

دردمندانه پی درمانیم

از در شاه گدائی کردیم

لاجرم در دو جهان سلطانیم

آنکه گویند و همانش خوانند

گر تو آن می طلبی ما آنیم

نعمت الله به همه بنمودیم

سر پیدا و نهان می دانیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:56 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122269
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث