به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

وقت سرمستی است مخموری بمان

نیک نزدیکی مرو دوری بمان

آشنائی ترک بیگانه بگو

در وصالی هجر و مهجوری بمان

غرهٔ علم و عمل چندین مباش

بگذر از هستی و مغروری بمان

صحبت رندان غنیمت می شمر

قصهٔ رضوان مگو حوری بمان

نور چشم عالمی پیدا شده

روشنش می بین و مستوری بمان

غیرت ار داری ز غیرش در گذر

غیر او ناریست یا نوری بمان

از انا بگذر به حق می گو که حق

نعمت الله باش منصوری بمان

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

گر خدا خواهی جدا از خود مدان

از خدا می دان خدا از خود مدان

گر همه عالم به درویشی دهی

لطف می فرما عطا از خود مدان

فاعل مختار در عالم یکی است

در حقیقت فعل ما از خود مدان

ما به او محتاج و او از ما غنی

تو فقیری این غنا از خود مدان

از فنا و از بقا بگذر خوشی

این فنا و این بقا از خود مدان

درد او بخشد دوا هم او دهد

عارفا درد و دوا از خود مدان

در همه حالی که باشی ای عزیز

نعمت الله را جدا از خود مدان

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

مائیم و جام باده و جانان جاودان

از خویش آشنا شده بیگانه جاودان

بگذر ز عقل و عاشق دیوانه را بگیر

یارب که باد عاشق دیوانه جاودان

خوش جنتی است روضهٔ رندان می فروش

جام شراب و صحبت رندانه جاودان

جاوید دل مجاور درگاه دلبر است

ثابت قدم ستاده و مردانه جاودان

در بزم عشق عاشق و مستیم و باده نوش

بنشسته دل همی خوش و مستانه جاودان

بنموده ایم ظاهر و باطن به هم عیان

پیوند جان ماست به جانانه جاودان

دیدیم سیدی که جهان در پناه اوست

بر عرش دل نشسته و شاهانه جاودان

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

جام گیتی نما ز ما بستان

ساغر پر ز ما بیا بستان

دُردی درد دل دوا باشد

دردمندی خوشی دوا بستان

گر بلائی دهد خدا دریاب

بخشش حضرت خدا بستان

چون رسیدی در این سرابستان

هم مرادی از این سرا بستان

بر سر آب چشم ما بنشین

آبروئی ز چشم ما بستان

گر به بستان گذر کنی نفسی

همچو بلبل ز گل نوا بستان

نعمت الله مجو ز بیگانه

هر چه خواهی ز آشنا بستان

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

گاه تاریکست و گه روشن سرای این جهان

غم مخور چون اهل دنیا از برای این جهان

گر نوای آن جهان داری بیا خوشوقت باش

بینوا باشی اگرخواهی نوای این جهان

اعتمادی نیست بر یاران این دنیای دون

عاقبت بیگانه گردد آشنای این جهان

بگذر از حرص جهان راه خطا دیگر مرو

خود که می یابد صوابی ازخطای این جهان

دائماً خر بنده ای باشد که آمد شد کند

هر که باشد همچو خواجه در قفای این جهان

می دهد عمر عزیز خویش بر باد هوا

باد پیماید که افتد در هوای این جهان

محنت آباد سرابی خاکدان ناخوشی

بی خرد نامش کند دولتسرای این جهان

نعمت الله دنیی و عقبی نخواهد از خدا

آن جهان هرگز نمی خواهد چه جای این جهان

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

جام می عشق تو نوشم به جان

دُردی دردت نفروشم به جان

از سر کویت نروم بعد از این

در ره عشق تو بکوشم به جان

نالهٔ دلسوز من از حالتی است

گوش کن ای یار خروشم به جان

جان جهانی و دلم برده ای

گوی مگو هیچ خموشم به جان

سید خود خوانیم ای جان من

بندهام و حلقه به گوشم به جان

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

قدمی نه به خلوت یاران

یار اگر بایدت بیا یاران

هر که ما چون فتاد در دریا

کی خورد غم ز قطرهٔ باران

کار ما عاشقی بود دائم

بود این کار کار بیکاران

ما و رندی و خدمت ساقی

زاهد و بندگی هشیاران

هر عزیزی که می خورد با ما

نبود خار پیش میخواران

وه که زلف بتم چه طرار است

می برد دل ز دست عیاران

بندهٔ سید خراباتم

لاجرم سرورم به سرداران

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

جام گیتی نمای ما انسان

حافظ جامع خدا انسان

صورت اسم اعظمش دانم

محرم راز کبریا انسان

گنج و گنجینه و طلسم به هم

می نماید عیان تو را انسان

هر چه در کاینات می خوانند

بندگانند و پادشاه انسان

خانقاهیست شش جهت به مثل

صوفی صفهٔ صفا انسان

موج و بحر و حباب قطره و جو

همه باشند نزد ما انسان

این سرا خانهٔ خراب بود

گر نباشد در این سرا انسان

دُردی درد دل که درمانست

می کند نوش دایما انسان

نعمت الله را اگر یابی

خوش ندا کن بگو که یا انسان

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

چه خوش ذوقیست ذوق باده نوشان

چه خوش کوئیست کوی می فروشان

چه خوش آهی است آه دردمندی

چه خوشوقتی است وقت کهنه پوشان

چه خوشحالی است حال بینوایان

چه خوش دردی است درد دُرد نوشان

شراب وحدت از جام محبت

به روی یار کردم دوش نوشان

حریف مجلس رندان عشقم

که باشد آب حیوان در سبوشان

چه خوش ساقی و خوش میخانه دارم

ز سر مستی همه خمهاش جوشان

چه خوش شعری است شعر نعمت الله

چه خوش قولی است گفتار خموشان

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

 

حمد تو بینهایت و لطف تو بیکران

با جمله در حدیث و جمال تو بس عیان

فی الجمله چون منم تو همه کیستی بگو

ور خود توئی بگو که من اکنون شدم نهان

در کعبه و کنشت و خرابات وصل تست

در زهد و در صلاح و در انکار و امتحان

فی الجمله عارفیم به هر صورتی که هست

در دیدن صفات و کمال تو هر زمان

با ما توئی و از تو جدا نیست هیچ چیز

پیوند ما و تو به کرم هست جاودان

نور تو آسمان و زمین را ظهور داد

روشن شد از جمال و کمال تو این جهان

سید به بنده داد و جودی ز جود خود

بنمود آنچه بود به ارباب این و آن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:42 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5121841
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث