به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

ای به روی تو دیده ها روشن

ای به نور تو جان ما روشن

به کمالت زبانها گویا

به جمال تو چشمها روشن

نور چشم منی از آن شب و روز

من به تو دیده ام تو را روشن

مردم دیده تا به خود بیناست

در همه دیده ام خدا روشن

مهر تو آفتاب جان و دل است

من چو ذره در آن هوا روشن

عشق تو شمع خلوت جان است

دل پروانه زان ضیا روشن

صورت روی خوب سید ماست

نور معنی والضحی روشن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:19 PM

 

ای به نور روی تو روشن دو چشم جان من

ای خلیل الله من فرزند من برهان من

شمع بزم جان من از نور رویت روشن است

باد روشن دائما چشم چراغ جان من

در نظر نقش خیال روی تو دارم مدام

ای دل و دلدار من ای جان و ای جانان من

مجلس عشقست و من میگویمت از جان دعا

گوش کن تا بشنوی ای میر سرمستان من

مدت هفتاد سال از عمر من بگذشته است

حاصل عمرم توئی ای عمر جاویدان من

بی رضای من نبودی یک زمان در هیچ حال

یک سخن هرگز نفرمودی تویی فرمان من

یادگار نعمت الله قرةالعین رسول

نور طه آل یاسین سایهٔ سلطان من

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:18 PM

 

ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نان

جانت مده به باد هوا در هوای نان

بگشاده‌ای چو کاسه دهان در خیال آش

مانند سفره حلقه به گوشی برای نان

بهر دو نان مرو بر ِ دونان و شرم‌دار

حیف است کآبروی فروشی بهای نان

آدم برای دانهٔ گندم بهشت هشت

تو بازخر به نان جو ای مبتلای نان

هر هشت خلد و شش جهت و پنج حس تو را

گردد مطیع اگر بدهی یک دو تای نان

دل را شراب ده که همین است دوای دل

نان پیش سگ بمان که همان است سزای نان

از خوان نعمت‌اللّه اگر خورده‌ای طعام

چه قدر آش نزد تو باشد چه جای نان

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:17 PM

 

موج دریا را به عین ما ببین

آب را در موج و در دریا ببین

جامی از می پر ز می بستان بنوش

ذوق سرمستان بیا از ما ببین

آینه بردار و خود را می نگر

صورت و معنی بی همتا ببین

می نماید آن یکی در هر یکی

آن یکی با هر یکی یکتا ببین

عاشقانه صحبتی با ما بدار

عاشق و معشوق را یک جا ببین

دیگران بینند او را در بهشت

تو بیا گر عارفی اینجا ببین

نعمت الله در همه عالم یکی است

آن یکی تنهای با تنها ببین

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

 

در جام جهان نما جهان بین

در آینه عین ما روان بین

جامی به کف آر عارفانه

معشوقهٔ جمله عاشقان بین

بر دیدهٔ ما نشین زمانی

نور بصر محققان بین

از دیدهٔ مردم ار نهانست

پیداست به چشم ما عیان بین

گوئی فردا ببینم او را

فردا امروز و این زمان بین

بگذر ز نشان و نام هستی

در عالم نیستی نشان بین

شادی روان نعمت الله

می نوش و حیات جاودان بین

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

 

نور او در دیدهٔ بینا ببین

آن یکی در هر یکی پیدا ببین

آبی از جام حبابی نوش کن

عین ما را هم به عین ما ببین

ای که می گوئی که آنجا بینمش

دیده را بگشا بیا اینجا ببین

بر لب دریاچه می گردی مدام

غرقهٔ دریا شو و دریا ببین

آینه گر صد ببینی ور هزار

در همه یکتای بی همتا ببین

در سرم سودای زلف او فتاد

حال این سودائی شیدا ببین

نعمت الله را اگر خواهی بیا

در خرابات مغان ما را ببین

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

 

هرچه بینی در میان انجمن

عاشق و معشوق را بین همچو من

گر خیال نقش بندی در ضمیر

یوسفی را می نگر در پیرهن

در دل ما آتش جانسوز عشق

روشنش می بین چو شمعی در لکن

کفر زلف اوست عالم سر به سر

کفر زلف از روی ایمان بر فکن

عاشق و معشوق عشقی ای عزیز

یادگار ما نگه دار این سخن

نور او در دیدهٔ عالم نگر

زان که او جانست عالم چون بدن

نور چشم نعمت الله را ببین

حق و خلق با همدگر می بین چو من

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

 

ایها الطالب چو جای ما و من

عین مطلوبم که می گویم سخن

تا که من با من بود من ، من نیم

چون نباشم من نباشد غیر من

عشق گه در جسم و گه در جان بود

گاه باشد یوسف و گه پیرهن

روحه روحی و روحی روحه

من رآی روحان حلافی البدن

من چو بی من در درون خلوتم

خواه پرده پوش خواهی برفکن

خواه می می نوش و خواهی توبه کن

خواه بت می ساز و خواهی می شکن

من چو از آل حسینم لاجرم

کل شیئی منکم عندی حسن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

 

چشم من شد به نور او روشن

نظری کن به نور او در من

هر خیالی که نقش می بندم

بود آن یوسفی و پیراهن

جام گیتی نما به دست آور

تا نماید تو را به تو روشن

کنج میخانه جنت الماویست

خوش بهشتیست گر کنی مسکن

دست ساقی ما بگیر و ببوس

سرخود را به پای او افکن

عاشق مست چون سخن گوید

عقل مخمور می شود الکن

گر تو هستی محب سید ما

دل رند شکسته را مشکن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

 

ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتن

یعقوب را دلشاد کن ای یوسف گل پیرهن

ای صورت لطف خدا وی پادشاه دو سرا

لطفی کن از روی کرم پرده ز رویت برفکن

آئینهٔ گیتی نما ، تمثال از تو یافته

تو جان جمله عالمی مجموع عالم چون بدن

بر پردهٔ دیده از آن نقش خیالت می کشم

تا غیر نور روی تو چیزی نبیند چشم من

خوش آتشی افروختی عود دل ما سوختی

از بوی دود عود ما گشته معطر انجمن

با نعمت الله همدمم در هر نفس جان پرورم

تا چشم مستش دیده ام مستانه می گویم سخن

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:08 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5121846
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث