به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

ز یاد عیش مرا سینه زنگ می گیرد

ز آب گوهرم آیینه زنگ می گیرد

فغان که آینه صاف صبح شنبه من

ز سایه شب آدینه زنگ می گیرد

فتاده است چنان آبدار گوهر من

که قفل بر در گنجینه زنگ می گیرد

می دو ساله جلا می دهد به یک نفسش

دلی که از غم دیرینه زنگ می گیرد

فلک به مردم روشن گهر کند بیداد

همیشه روی ز آیینه زنگ می گیرد

دلی که راه به آفات دوستداری برد

ز مهر بیشتر از کینه زنگ می گیرد

ز بس گزیده شدم از سخن، مرا صائب

ز طوطی آینه سینه زنگ می گیرد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

ز ناقصان خرد من کمال می گیرد

ز زنگ آینه من جمال می گیرد

چه حالت است که دشمن اگر شود ملزم

مرا ز شرم تب انفعال می گیرد

جنون بهانه تراش است و شوق طفل مزاج

ز رقص ذره مرا وجد و حال می گیرد

من و متابعت خضر نیک پی، هیهات

ز سایه فرد روان را ملال می گیرد

به روی آینه از خواب چون شود بیدار

نخست دل ز خود از بهر فال می گیرد!

کسی است صوفی صافی که خرقه اندازد

نه آن فسرده که بر دوش شال می گیرد

مرا ز نقش به نقاش چشم افتاده است

کجا دل از کف من خط و خال می گیرد؟

صفای گوهر دل در قبول آزارست

که مهر روشنی از خاکمال می گیرد

درون پوست نگنجد خطش ز رفتن حسن

که سایه عمر دراز از زوال می گیرد

ز هر کجا که غمی پای در رکاب آرد

نشان صائب شوریده حال می گیرد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

ملال در دل آزاده جا نمی گیرد

زمین ساده ما نقش پا نمی گیرد

حریف پرتو منت نمی شود دل من

ز صیقل آینه من جلا نمی گیرد

کجا دراز شود پیش این سیاه دلان؟

که رنگ، دست غیور از حنا نمی گیرد

سری به افسر آزادگی سزاوارست

که جا به سایه بال هما نمی گیرد

به هرکه نیست به حق آشنا، ندارد کار

سگی است نفس که جز آشنا نمی گیرد

چگونه بلبل ازین گلستان کند پرواز؟

که شبنم از رخ گلها هوا نمی گیرد

سبک ز دشت وجود آنچنان گذر کردیم

که خون آبله ای پای ما نمی گیرد

اگر سفر کنی از خویش در جوانی کن

که جای پای سبکرو عصا نمی گیرد

کریم را ز طرف نیست چشم استحقاق

به کفر، رزق ز کافر خدا نمی گیرد

اگر ز اهل دلی از گزند ایمن باش

سگ محله عشق آشنا نمی گیرد

کشیده ام ز طمع دست خود چنان صائب

که نقش، پهلویم از بوریا نمی گیرد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

ز می مرا تب لرز خمار می گیرد

ز صیقل آینه من غبار می گیرد

من اعتبار ز هرکس گرفتمی زین پیش

کنون ز من همه کس اعتبار می گیرد

ندیده است سیه مستی مرا خورشید

همیشه صبح مرا در خمار می گیرد

بنفشه می دمد از یاسمین اندامت

اگر نسیم ترا در کنار می گیرد

اگر سپند به من جای خویش ننماید

به بزم او که مرا در شمار می گیرد؟

چرا ز خصم کشم انتقام خود صائب؟

چو انتقام مرا روزگار می گیرد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

غزال چشم تو ره بر پلنگ می گیرد

حباب بحر تو باج از نهنگ می گیرد

بود مصاف تو ای چرخ با شکسته دلان

همیشه شیر تو آهوی لنگ می گیرد

مکش سر از خط تسلیم عشق کاین صیاد

به دام موج ز دریا نهنگ می گیرد

چه طالع است که شیرازه سفینه من

مزاج اره پشت نهنگ می گیرد

به چشم جوهریان آب چون نگرداند؟

ز آب این گهر آیینه زنگ می گیرد

ز قید عقل، مرا هر که می کند آزاد

اسیری از کف اهل فرنگ می گیرد

درین دیار چه لنگر فکنده ای صائب؟

چه قیمت آینه در شهر زنگ می گیرد؟

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

ز عشق رشته جانی که پیچ و تاب نخورد

ز چشمه گهر شاهوار آب نخورد

منم که رنگ ندارم ز روی گلرنگش

وگرنه لعل چه خونها ز آفتاب نخورد

کجا به شبنم و گل التفات خواهد کرد؟

ز چهره عرق افشان، دلی که آب نخورد

به خاک پای تو خون می خورد به رغبت می

همان حریف که در پای گل شراب نخورد

درین بهار که یک غنچه ناشکفته نماند

غنیمت است که دستی بر آن نقاب نخورد

چنان گرفت تکلف بساط عالم را

که خاک تشنه جگر آب بی گلاب نخورد!

تویی که سنگدلی، ورنه هیچ زهره جبین

به هر مکیدن لب خون آفتاب نخورد

صبور باش که در انتظار ابر بهار

صدف به تشنه لبی از محیط آب نخورد

ز خود برآی که در سنگ آتش سوزان

شراب لعل ز خونابه کباب نخورد

زمانه کشتی احسان چنان به خشکی بست

که هیچ تشنه جگر بازی سراب نخورد

ندامت است سرانجام میکشی صائب

خوشا کسی که ازین چشمه سار آب نخورد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

دل شکسته من درد را دوا گیرد

نمک به دیده من رنگ توتیا گیرد

چنین که من ز لباس تعلق آزادم

عجب که پهلوی من نقش بوریا گیرد

به خصم کینه نورزد دل ستمکش من

چراغ کشته من جانب صبا گردد

گر از کمین بناگوش خط برون ناید

دگر که داد مرا از تو بیوفا گیرد؟

چنان رمیده ز آسودگی دلم صائب

که همچو زلف پریشانی از هوا گیرد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

عنان آه چسان جسم ناتوان گیرد؟

چگونه مشت خسی برق را عنان گیرد؟

به آه داشتم امیدها، ندانستم

که این فلک زده هم رنگ آسمان گیرد

چه احتیاج کمندست در شکار ترا؟

که چشم شوخ تو نخجیر با کمان گیرد

ز شرم عشق همان حلقه برون درست

اگرچه فاخته بر سرو آشیان گیرد

مجو ز دولت نوکیسه چشم و دل سیری

که این هما ز دهان سگ استخوان گیرد

چو صبح، تیغ دو دم هرکه کار فرماید

امید هست که در یک نفس جهان گیرد

ز برق حادثه نتوان به ناتوانی جست

که آتش از شمع اول به ریسمان گیرد

اگر ز خویش تو پهلو تهی توانی کرد

چو ماه عید رکاب تو آسمان گیرد

چنین که نیست قرارش به هیچ جا صائب

عجب که شبنم ما رنگ بوستان گیرد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

دل غریب مرا بوی گل بجا آورد

کز آن بهار خبرهای آشنا آورد

به بوی پیرهن مصر بد مرساد!

که کار بسته ما را گرهگشا آورد

ز تیغ، فیض دم صبح عید می یابد

کسی که روی به سرمنزل رضا آورد

غرور عشق زلیخا بهانه انگیزست

وگرنه یوسف ما بندگی بجا آورد

همیشه سبز ز آب حیات باد چو خضر

خطی که حسن ترا بر سر وفا آورد

شکایت از ستم آسمان مروت نیست

که برگ سبزی ازان یار آشنا آورد

اگرچه گل به رخ یار نسبتی دارد

بدیهه عرق شرم از کجا آورد؟

همان که از گل بی خار داشت خار دریغ

مرا به سیر مغیلان پرهنه پا آورد

کجا به ناف کند بازگشت نافه چین؟

نمی توان دل رم کرده را بجا آورد

بساط مخمل و اطلس ز نقش ساده شده است

ز نقشهای مرادی که بوریا آورد

خط مسلمی از دار و گیر عقل گرفت

به آستانه عشق آن که التجا آورد

رسید تا به سگش استخوان من صائب

چها که بر سر من سایه هما آورد!

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

دم مسیح دل دردمند ما نخورد

اگر هلاک شود بازی دوا نخورد

تو ای که از دم عیسی فسانه پردازی

بهوش باش که بیمار ما هوا نخورد

بهشت در قدم مرد عاقبت بین است

کسی که رو به قفا می رود قفا نخورد

به لاله طعنه مستی چه می زنی صائب؟

میسرست قدح خوردنش، چرا نخورد؟

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5090751
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث