به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

صباح مستی و شام خمار می گذرد

خوشی و ناخوشی روزگار می گذرد

اگر ز شش جهت آیینه پیش رو دارم

ز هفت پرده چشمم غبار می گذرد

بیا که جوش گل بوسه است روی ترا

مرو که عمر چو باد بهار می گذرد

هر آنچه از پسر ناخلف رود به پدر

ز اهل عصر بر این روزگار می گذرد

همیشه روی تو یک پیرهن عرق دارد

که آب گوهر بر یک قرار می گذرد

به دامن افق آن صبح شوربختم من

که عمر خنده من در خمار می گذرد

بغیر خامه دریانژاد من صائب

که از سر گهر شاهوار می گذرد؟

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

ترا چه غم که شب ما دراز می گذرد؟

که روزگار تو در خواب ناز می گذرد

غرض ز سنگدلی داغ کردن شهداست

به لاله زار اگر آن سرو ناز می گذرد

نیازمندی ازو همچو ناز می بارد

ز ناز اگر چه ز من بی نیاز می گذرد

ز پا کشیدن زلف و غبار خط پیداست

که وقت خوبی آن دلنواز می گذرد

تو همچو باد سبک می روی، چه می دانی

بر این خرابه چه از ترکتاز می گذرد؟

ز پرده داری دل سینه ام چو گل شد چاک

چه بر صدف ز گهرهای راز می گذرد

حیات زنده دلان در گداز خویشتن است

نمرده شمع کج از گداز می گذرد؟

خبر ز عشق حقیقی ندارد آن غافل

که زندگیش به عشق مجاز می گذرد

ز کشور دل محمود گرد می خیزد

اگر نسیم به زلف ایاز می گذرد

زبان تیغ شهادت چنان فریبنده است

که خضر از سر عمر دراز می گذرد

چو صائب آن که به دولتسرای فقر رسید

ز صاحبان کرم بی نیاز می گذرد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد

بهار نشأه این باده را دوبالا کرد

گره ز غنچه پیکان گشودن آسان است

دل گرفته ما را توان وا کرد

درین ریاض به بی حاصلی علم گردد

چو سرو مصرع موزونی آن که انشا کرد

سیاه کرد به چشمش جهان روشن را

اگرچه در تن خفاش روح عیسی کرد

مرا به دست تهی همچو شانه می باید

گره ز کار پریشان عالمی وا کرد

نمی رسد به زمین پایش از صدای رحیل

سبکروی که سرانجام زاد عقبی کرد

ز تیغ حادثه پروا نمی کند عاشق

ز موج تر نشود هرکه دل به دریا کرد

در آفتاب جهانتاب محو شد صائب

چو شبنم آن که دل خویش را مصفا کرد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد

عرق ز پیرهن آفتا می گذرد

به خون دل گذرد روزگار سوختگان

مدار شعله به اشک کباب می گذرد

ازین چه سود که در گلستان وطن دارم؟

مرا که عمر چو نرگس به خواب می گذرد

ز پیش خرمن من برق از کم آزاری

به آرمیدگی ماهتاب می گذرد

کسی چگونه کند هوش را عنانداری؟

که موج لاله و گل از رکاب می گذرد

بنای توبه سنگین ما خطر دارد

اگر بهار به این آب و تاب می گذرد

به تشنگی گذرد ز آب زندگانی صائب

کسی که موسم گل از شراب می گذرد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

 

مرا به زخم زبان روزگار می گذرد

مدار آبله من به خار می گذرد

به اعتبار عزیز جهان شدن سهل است

عزیز اوست که از اعتبار می گذرد

به آب و رنگ جهان هرکه چشم کرد سیاه

چو لاله با جگر داغدار می گذرد

نفس شمرده برآور که خود حسابان را

حساب زود به روزشمار می گذرد

ز غفلت آن که نگیرد ز دیگران عبرت

ز صیدگان جهان بی شکار می گذرد

دل رمیده بود در بغل بیابانگرد

که موج در دل بحر از کنار می گذرد

چه سود ازین که سراپا چو نرگسی همه چشم؟

ترا که عمر به خواب و خمار می گذرد

به قدر جام تو از باده می کنی مستی

وگرنه بحر ازین جویبار می گذرد

به وصل سوخته ای زود خویش را برسان

وگرنه خرده جان چون شرار می گذرد

مخور ز بیخبری روی دست بیکاری

که مزد می رود و وقت کار می گذرد

عجب که صورت دیوار جان نمی یابد

به محفلی که در او حرف یار می گذرد

اگرچه وعده خوبان وفا نمی دارد

خوش آن حیات که در انتظار می گذرد

ترحم است بر آن مرده دل که از دنیا

به روشنایی شمع مزار می گذرد

در آن چمن که تو لنگر فکنده ای صائب

گل پیاده سبک چون سوار می گذرد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

خوش آن که چون گل ازین باغ خنده رو گذرد

چو برق بر خس و خاشاک آرزو گذرد

گره ز غنچه پیکان به عطسه بگشاید

اگر نسیم بر آن زلف مشکبو گذرد

ملایمت سپر سیل حادثات بود

شراب شیشه شکن مشکل از کدو گذرد

به سرعتی که کند سیر، ماه در ته ابر

ز پیش چشم من آن آفتاب رو گذرد

کسی که حفظ کند آبروی غیرت را

تمام مدت عمرش به یک وضو گذرد

سیاهروی بود پیش اهل حال کسی

که همچو خامه مدارش به گفتگو گذرد

به آفتاب جهانتاب می رسد صائب

سبکروی که چو شبنم ز رنگ و بو گذرد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

بیاض گردن او دست من ز کار برد

بیاض خوش قلم از دست اختیار برد

بجز خط تو کز او چشمها شود روشن

که دیده گرد که از دیده ها غبار برد؟

به خون کسی که تواند خمار خویش شکست

چرا به میکده دردسر خمار برد؟

نشسته است به خون گرچه هیچ کس خون را

مرا غبار ز دل سیر لاله زار برد

ز ضعف تن به زمین نقش بسته ام صائب

مگر مرا تپش دل به کوی یار برد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

ز زیر تیغ تغافل شکیب من جان برد

مرا به رنجش بیجا ز جای نتوان برد

ز بوی پیرهن مصر بی دماغ شود

صبا که راه به آن غنچه گریبان برد

من آن زمان ز دل چاک چاک شستم دست

که شانه راه به آن زلف عنبرافشان برد

ز مور خط تو در حیرتم که از لب تو

چگونه چاشنی خنده های پنهان برد

اگر چه خامه ام آتش به زیر پا دارد

حدیث شوق به پایان نیارد آسان برد

فغان که غنچه مشکل گشای دل امروز

مرا برای نسیمی به صد گلستان برد

لب تو زیر خط سبز چون نهان گردید؟

چگونه مورچه ای خاتم سلیمان برد؟

به جای طوطی شکرشکن، که جز صائب

ز هند بخت سیه جانب صفاهان برد؟

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

تو آن نه ای که ره از خود بدر توانی برد

نمرده از سر خود دردسر توانی برد

کمر نبسته به قصد هلاک خود چون شمع

کجا ز بزم جهان تاج زر توانی برد؟

ز شاخ خشک تو آن روز گل توانی چید

که در بهار سری زیر پر توانی برد

ترا ستیزه به گردون خوش است در وقتی

که التجا به سپهر دگر توانی برد

به داغ عشق اگر آشنا شوی امروز

در آفتاب قیامت بسر توانی برد

گره نکرده نفس را به سینه چون غواص

کجا ز بحر حقیقت گهر توانی برد؟

نه آنچنان ز خود افتاده ای تو غافل دور

که ره به منزل اصلی دگر توانی برد

اگر به خشک لبی چون صدف شوی قانع

به خانه نهر ز آب گهر توانی برد

تو کز صفای دل خویش عاجزی صائب

کلف چگونه ز روی قمر توانی برد؟

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

چگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟

من آن نیم که مرا در فراق خواب برد

ز روی کاتب اعمال شرم کن، تا کی

به نامه عملت حرف خورد و خواب برد؟

زمان دولت تر دامنان سبکسیرست

کسی چه شکوه شبنم به آفتاب برد؟

من و جدایی ازان آستان، خدا نکند!

مگر ز بزم تو بیرون مرا شراب برد

بغیر آه نداریم سینه پردازی

غبار تفرقه جغد از دل خراب برد

فتاده است مرا کار با خودآرایی

کز آب آینه، از چشم، گرد خواب برد

کجاست قاصد از سرگذشته ای صائب؟

کز این غبار سجودی به آن جناب برد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 7:19 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5090234
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث