به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

جان رمیده را به جهان بازگشت نیست

دست بریده را به دهان بازگشت نیست

شبنم دو بار بازی بستان نمی خورد

دل را به رنگ و بوی جهان بازگشت نیست

از اشک و آه خویش ندیدم نتیجه ای

در طالع شرار و دخان بازگشت نیست

دل چون ز دست رفت نیاید به جای خویش

یاقوت را به سینه کان بازگشت نیست

هر رقعه ای که می کنم انشا به آن نگار

در طالعش چو برگ خزان بازگشت نیست

پای به خواب رفته ما را چو پای خم

دیگر به خاک کوی مغان بازگشت نیست

افکنده سپهر نگردد دگر بلند

تیر شهاب را به کمان بازگشت نیست

جستیم از کشاکش چرخ از شکستگی

تیر شکسته را به کمان بازگشت نیست

مرغ ز دام جسته نیفتد دگر به دام

صائب مرا به ملک جهان بازگشت نیست

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 6:07 PM

می سنگ اگر زند به ایاغم شگفت نیست

گر بوی گل خورد به دماغم شگفت نیست

سودای زلف ریشه به مغزم دوانده است

خون مشک اگر شود به دماغم شگفت نیست

پروانه داغ گرمی هنگامه من است

دامن اگر زند به چراغم شگفت نیست

از کاوکاو ناخن الماس اگر جهد

برق از سیاه خانه داغم شگفت نیست

با عندلیب هم سبق ناله بوده ام

دلتنگ اگر ز صحبت زاغم شگفت نیست

صائب ز سوز سینه آتش فشان اگر

آتش چکد ز پنبه داغم شگفت نیست

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 6:07 PM

این بنای عالم خاک از شکست نیست

پستی عمارتی است که آن را نشست نیست

از برگریز مردم بی برگ ایمنند

رنگ شکسته را خطری از شکست نیست

پرواز می کند به پر و بال آفتاب

گلهای اعتبار جهان رنگ بست نیست

از عمر رفته حاصل من آه حسرت است

جز زنگ از شمردن این زر به دست نیست

پست است بر تو طارم گردون ز سرکشی

گر سر به جیب خودکشی این سقف پست نیست

نتوان عنان عمر به تعبیر تن گرفت

سیلاب را ملاحظه از کوچه بست نیست

چشمش بود چو جام به دست سبو مدام

صائب کسی که مست شراب الست نیست

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 6:07 PM

چشمم به دستگیری لطف جیب نیست

نبضم رهین منت دست طبیب نیست

(در بحر فکر از سر اخلاص می روم

باشد یتیم اگر گهر من غریب نیست)

(مقراض می کنیم به یک حرف زلف بحث

رعناست سرو اگر چه، ولی جامه زیب نیست)

(در شمع بین که چون سرش افتاد زیر پا

یک پله فراز جهان بی نشیب نیست)

(صد بوسه از لب تو لب جام می گرفت

یک بوسه قسمت لب این بی نصیب نیست)

(دست و بغل به خرمن گل رفته ایم ما

چون خرمن سرین تو آغوش زیب نیست)

دل می برد ز کف در و دیوار خانه ات

گلمیخ آستان تو بی عندلیب نیست

(صائب نمی زند نمکی بر جراحتم

حسنی که همچو دانه آدم فریب نیست)

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 6:07 PM

از ششدر جهات، امید نجات نیست

دربند روزگار، نجات از جهات نیست

طفلان مهد خاک ز شیرند بی نصیب

این گاهواره گویی از این امهات نیست

چون بید هر که تلخی بی حاصلی کشید

انجام کار، قسمت او جز نبات نیست

از گل به آفتاب جدایی نمی کنیم

چون شبنم آشنایی ما بی ثبات نیست

جانها ز خط پشت لب یار تازه شد

این لطف با سیاهی آب حیات نیست

بلبل عبث به خرده گل چشم دوخته است

بر هر زری که سال نگردد زکات نیست

چشم از جهان بپوش که رخسار زشت را

مشاطه ای به از عدم التفات نیست

از اعتبار دهر کناری گرفته است

صائب حریف دشمنی کاینات نیست

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 6:07 PM

خلقند جمله آلت شطرنج، زنده کیست؟

هر کس که هست باخته اینجا برنده کیست؟

از حیرت است در جگر سنگ پای من

هر دم مرا به عالم دیگر برنده کیست؟

در غور قطره ای نتواند رسید فکر

در بحر بیکنار حقیقت رسنده کیست؟

بر سنگ خاره نیست روان حکم آدمی

از سنگ، آبهای روان را کشنده کیست؟

این رهروان که روی زمین را گرفته اند

خرج رهند، راه به منزل برنده کیست؟

از حیرتند سنگ نشان سالکان راه

غیر از دل گداخته اینجا رونده کیست؟

از همت است هر که به هر جا رسیده است

بی بال پر به عالم بالا پرنده کیست؟

گر آفتاب عشق کشد روی در نقاب

این میوه های خام جهان را پزنده کیست؟

خالیست دست هر که به این نشأه آمده است

دست تهی است بهر گرفتن، دهنده کیست؟

فریاد چون سپند به جایی نمی رسد

از بحر آتشین حوادث، جهنده کیست؟

این سرو قامتان که درین سبز گلشنند

تیغ کشیده اند سراسر، کشنده کیست؟

امروز غیر طبع سخن آفرین تو

صائب به داد لفظ و معانی رسنده کیست؟

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 6:07 PM

این آهوی رمیده ز مردم، نگاه کیست؟

این فتنه پیشخدمت چشم سیاه کیست؟

با شمع آفتاب چه می جوید آسمان؟

شب تا به روز، دیده اجم به راه کیست؟

در آتش است نعل مه نو ز آفتاب

تا نعل آفتاب در آتش ز ماه کیست؟

بیش است از پیاله خورشید، این شراب

مستانه جلوه های فلک از نگاه کیست؟

تخم امید، روی زمین را گرفته است

تا روی گرم برق، نصیب گیاه کیست؟

شور قیامت از دل مرغان بلند شد

تا شاخ گل، نمونه طرف کلاه کیست؟

گردون به گرد دیده ما می کند طواف

تا این سیاه خانه، شبستان ماه کیست؟

خود را نکرد جمع فلک با هزار چشم

خرمن به باد داده برق نگاه کیست؟

ای کوه طور، گردن دعوی مکن بلند

آخر دل شکسته ما جلوه گاه کیست؟

معمور شد ز لطف تو هر ملک دل که بود

صائب خراب کرده چشم سیاه کیست؟

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 6:07 PM

ای بوالفضول شکوه ز جور زمانه چیست؟

ای اسب خام، سرکشی از تازیانه چیست؟

چون هر چه می رسد به تو از کرده های توست

جرم فلک کدام و گناه زمانه چیست؟

در گلشنی که خرمن گل می رود به باد

دلبستگی به خار و خس آشیانه چیست؟

ای خضر، غیر داغ عزیزان و دوستان

حاصل ترا ز زندگی جاودانه چیست؟

خاک مراد نیست به جز آستان عشق

رفتن به طوف کعبه ازین آستانه چیست؟

چون در میان کنار گرفتن میسرست

از حسرت کنار، غم بیکرانه چیست؟

بس نیست رطل خواب گران، مستی ترا؟

دیگر می صبوح و شراب شبانه چیست؟

دام است ریشه دانه این پر فریب را

از خرمن سپهر تمنای دانه چیست؟

پهلو به خاک تیره نهادی و از غرور

نشناختی چو تیر هوایی نشانه چیست

چشم تو فارغ است ز عرض نیاز ما

در خواب ناز رفته چه داند فسانه چیست؟

صائب مجو کدورت خاطر ز عارفان

غیر از صفای وقت در آیینه خانه چیست؟

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 6:07 PM

ای صبح، آه سرد تو در انتظار کیست؟

زخم دو تیغه باز تو از ذوالفقار کیست؟

آه تو پرده سوز و سرشک تو دلفروز

جان تو زخمی که، دلت داغدار کیست؟

چشم جهان ز پرتو او خیره می شود

داغ جگر گداز تو از لاله زار کیست؟

خون در رگ تو شیر ز مهر که می شود؟

خمیازه تو بر قدح بی خمار کیست

خورشید را زشوق تو در آتش است نعل

چشم ستاره بار تو در انتظار کیست؟

بر پشت نامه تو بود مهر آفتاب

تا روی نامه تو به سوی عذار کیست؟

از انفعال، خون ز شفق می کنی عرق

رخساره منیر تو تا شرمسار کیست؟

خون می خوری و آینه را پاک می کنی

تا سینه گشاد تو آیینه دار کیست؟

شستی به اشک، سرمه شب را ز چشم خویش

ای آفتاب روی، دلت سوکوار کیست؟

گردون ز نوشخند تو یک تنگ شکرست

این چاشنی ز کنج لب بوسه بار کیست؟

نیلوفر سپهر ز آب تو تازه است

شاخ گل تو تشنه لب جویبار کیست؟

جان را نسیم لطف تو از هوش می برد

این بوی روح بخش ز باغ و بهار کیست؟

بی سکه رایج است زر آفتاب تو

این نقد خوش عیار ز دارالعیار کیست؟

تیغ و سپر نمی کنی از خویشتن جدا

اندیشه ات ز غمزه مردم شکار کیست؟

در وصف صبح، این سخنان چو آفتاب

جز کلک صائب از قلم مشکبار کیست؟

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 6:07 PM

در حفظ جسم این همه فکر محال چیست؟

غیر از شکست، عاقبت این سفال چیست؟

عمر دوباره مهر ز صبح از زوال یافت

لرزیدن تو این همه بهر زوال چیست؟

آیینه بی مثال نماند چو باصفاست

ای جان، پی خرابی جسم این ملال چیست؟

در زیر آسمان چه بود جز مثال چند؟

در پرده های خواب بغیر از خیال چیست؟

انگار عید آمد و نوروز هم رسید

جز طی عمر در گره ماه و سال چیست؟

عزم درست، کار پر و بال می کند

ای مرغ پر شکسته تمنای بال چیست؟

آب گهر برای گهر ترجمان بس است

گر در تو هست حالتی، اظهار حال چیست؟

آن شاخ گل اگر نگذشته است از چمن

بر جبهه گل این عرق انفعال چیست؟

از قیل و قال چون نشود کس ز اهل حال

صائب بگو که حاصل این قیل و قال چیست؟

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 6:07 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5106415
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث