به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

مرا که پرده چشم و حجاب هر دو یکی است

قماش چهره او با نقاب هر دو یکی است

رسانده است به جایی غرور حسن ترا

که صبر پیش تو و اضطراب هر دو یکی است

ز دیدن تو شود دیده ها ستاره فشان

فروغ روی تو و آفتاب هر دو یکی است

به گوهری نرسد رشته اش ز بیتابی

دل رمیده و موج سراب هر دو یکی است

چو رخنه در دل سنگین یار ممکن نیست

چه خون ز دیده فشانی چه آب، هر دو یکی است

به مطلبی نرسد از ستاره سوختگی

مآب گریه من با کباب هر دو یکی است

نگاه تلخ و شکر خنده های شیرینش

به مشرب من عاشق شراب هر دو یکی است

گهی ستاره فشانم، گهی ستاره شمار

شب جدایی و روز حساب هر دو یکی است

چو از حیا نتوان از تو کام دل برداشت

چه در کنار درآیی چه خواب، هر دو یکی است

چو از حیا نتوان از تو کام دل برداشت

چه در کنار درآیی چه خواب، هر دو یکی است

به آبرو ز حیات ابد قناعت کنم

که طعم زندگی و طعم آب هر دو یکی است

ز علم، مقصد اصلی رسیدن است به عین

وگرنه پایه خشت و کتاب هر دو یکی است

چو راه عشق ندارد نهایتی صائب

اگر درنگ کنی ور شتاب، هر دو یکی است

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 11:06 AM

چراغ صبح و دم مستعار هر دو یکی است

بقای خرده جان و شرار هر دو یکی است

ز لطف و قهر نمی بالم و نمی نالم

به خار خشک، خزان و بهار هر دو یکی است

چنان ربوده این باغ و بوستان شده ام

که نوشخند گل و نیش خار هر دو یکی است

فسردگی و کدورت شده است عالمگیر

جوان و پیر درین روزگار هر دو یکی است

چنان گزیده دنیای بد گهر شده ام

که پیش دیده من گنج و مار هر دو یکی است

مکن به بدگهران مردمی که آتش را

چه گل به جیب فشانی چه خار هر دو یکی است

چه لازم است شب و روز خون دل خوردن؟

چو سنگ و لعل درین روزگار هر دو یکی است

توان به زنده دلی شد ز مردگان ممتاز

وگرنه سینه و لوح مزار هر دو یکی است

اگر دو بین ز دو رنگی نگشته ای صائب

شب جدایی و روز شمار هر دو یکی است

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 11:06 AM

میی که درد ندارد صفای درویشی است

گلی که رنگ نبازد لقای درویشی است

نسیم پیرهن یوسف از تهیدستی

خجل ز نافه پشمین قبای درویشی است

به سوزنم نتوان دوخت بر لباس حریر

دلم ربوده آهن ربای درویشی است

دلم ز سیل حوادث نمی رود از جای

به کوه، پشت من از متکای درویشی است

شعاع مهر که تیغش به ابر می ساید

اتاقه سر خورشید سای درویشی است

هزار تنگ شکر خواب در بغل دارد

چه راحت است که با بوریای درویشی است

غبار حادثه در خلوتش ندارد راه

دلی که آینه دانش ردای درویشی است

چرا به مشعل زرین شاه رشک برد؟

چراغ زنده دلی در سرای درویشی است

ز چنگ نعمت الوان خرید خون مرا

چه لذت است که با شوربای درویشی است

ز نغمه سنجی داود، گوش می گیرد

دلی که حلقه به گوش نوای درویشی است

شمیم نافه ز پشمینه پوشی فقرست

حلاوت شکر از بوریای درویشی است

نفس گداخته خود را به گوشه ای برسان

که حب جاه چو سگ در قفای درویشی است

کجا به خرقه شود حاصل آشنایی فقر؟

خوشا کسی که به دل آشنای درویشی است

خمیر صاف نهادان قدس را مالید

اگر چه طینت آدم ز لای درویشی است

به رستگاری جاوید چون ننازد فقر؟

محمد عربی رهنمای درویشی است

من شکسته زبان مدح فقر چون گویم؟

زبان معجزه مدحتسرای درویشی است

سخن رسید به نعت رسول حق صائب

ببوس خاک ادب را که جای درویشی است

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 11:06 AM

شدم غبار و همان خارخار من باقی است

توجه چمن آرا به این چمن باقی است

هزار جامه بدل کرد روزگار و هنوز

حدیث دیده یعقوب و پیرهن باقی است

به رنگ و بوی جهان دل منه، تماشا کن

که آه سرد و کف خاکی از چمن باقی است

گذشت فصل بهار و چمن ورق گرداند

همان به تازگی خویش داغ من باقی است

دلیل این که سخن آب زندگی خورده است

همین بس است که از رفتگان سخن باقی است

چه شیشه ها که تهی شد، چه جامها که شکست

به حال خود دل سنگین انجمن باقی است

ز پادشاهی پرویز جز فسانه نماند

هزار نقش نمایان ز کوهکن باقی است

جواب آن غزل است این که گفت عرفی ما

هزار شمع بکشتند و انجمن باقی است

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 11:06 AM

درین جان که سرانجام خانه پردازی است

عمارتی که به جای خودست خودسازی است

دل تو تا رگ خامی ز آرزو دارد

چو عنکبوت ترا کار ریسمان بازی است

درین محیط که جای نفس کشیدن نیست

نفس کشیدن ما چون حباب سربازی است

فریب آینه طوطی ز ساده لوحی خورد

وگرنه تخته تعلیم، سینه پردازی است

در آن مقام که پوشیده حال باید بود

در آستانه نشستن بلندپروازی است

به لفظ نازک صائب معانی رنگین

شراب لعلی در شیشه های شیرازی است

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 11:06 AM

ز یار لطف نهان خواستن فزون طلبی است

که دل زیاده برد خنده ای که زیر لبی است

به احتیاط سخن در حضور خوبان کن

که خوی سنگدلان آبگینه حلبی است

نمی کنند نظر عارفان به حسن مجاز

به ریگ سینه نهادن، دلیل تشنه لبی است

خسیس را ز مدارا زبان دراز شود

ز آب شعله کشد آتشی که بولهبی است

چراغ انجمن ماست دیده بیدار

می شبانه ما گریه های نیمشبی است

اگر چه نقش دویی نیست در قلمرو حسن

نظر به زلف و خط از روی یار، بی ادبی است

دلش به ما عجمی زادگان بود مایل

اگر چه لیلی صحرانشین ما عربی است

عروس عافیتی را که خلق می طلبند

چو نیک درنگری، در حباله عزبی است

رواست صائب، اگر نیست از ره دعوی

تتبع غزل خواجه گر چه بی ادبی است

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 11:06 AM

عمارتی که نگردد خراب، همواری است

گلی که رنگ شکستن ندیده هشیاری است

کنون که ابر گهربار و دشت زنگاری است

ز خویش خیمه برون زن، چه جای خودداری است؟

برآر سر ز گریبان که دامن صحرا

ز بس که زنگ ز دلها زدوده، زنگاری است

ز سنگ لاله برآمد، ز خاک سبزه دمید

قدم ز خانه به صحرا نه، این چه خودداری است؟

در آن رهی که به مستی توان سلامت رفت

قدم شمرده نهادن دلیل هشیاری است

مشو به مرگ ز امداد اهل دل نومید

که خواب مردم آگاه، عین بیداری است

رسید بر لب بام آفتاب زندگیش

هنوز خواجه مغرور، (گرم) گل کاری است

صدف به خاک نشسته است از گرانباری

حباب تاج سر بحر از سبکباری است

عزیز ناشده را نیست بیمی از خواری

یتیم را چه محابا ز خط بیزاری است؟

میان حسن تو و حسن یوسف مصری

تفاوتی است که در خانگی و بازاری است

نمی کشند دلیران به عاجزان شمشیر

سپر ز خصم فکندن گل جگرداری است

رهین ناز طبیبان چرا شوم صائب؟

مرا که شربت عناب، اشک گلناری است

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 11:06 AM

به نوخطان نگرستن دلیل دیده وری است

که حسن چهره بدیهی و حسن خط نظری است

خموش باش که آن کوه و ناز و تمکین را

خروش هر دو جهان خنده های کبک دری است

ز خاکبازی اطفال می توان دریافت

که عیش روی زمین در مقام بیخبری است

مخور فریب عمارت درین خراب آباد

که فرش خانه خرابان همیشه بال پری است

مدار چشم اقامت ز عمر بی بنیاد

که همچو ریگ روان، خرده های جان سفری است

مکن به پرده دل راز عشق را پنهان

که پرده داری حسن لطیف، پرده دری است

درین ریاض به بی حاصلی قناعت کن

که تازه رویی سرو چمن ز بی ثمری است

مباش وقت سحر بی ستاره ریزی اشک

که نور چهره گردون ز گریه سحری است

شود شکستگی دل ز فیض عشق درست

که مومیایی مینا، دکان شیشه گری است

به داغ عشق قناعت کن از جهان صائب

که دور خوبی گلهای بوستان سپری است

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 11:06 AM

 

ز موج لاله و گل باغ عالم آبی است

پی کشیدن دل هر بنفشه قلابی است

لباس تقوی ما را فروغ گل برقی است

کتان توبه ما را شکوفه مهتابی است

برای زیر و زبر کردن بنای صلاح

هوای ابر و نسیم بهار سیلابی است

ز برق و باد قدم وا کن که شبنم و گل

به روی آینه از دست رفته سیمابی است

اگر چه دولت بیدار گلشن است بهار

برای مردم بیدرد، پرده خوابی است

ز فکر ساقی و ساغر، حباب آسوده است

هوا بر تنک ظرف، باده نابی است

به کیش ما که وضو دست شستن از جان است

ز خویش هر که تهی گشته است، محرابی است

به هر رهی که روی، می رود به خانه حق

ز هر دری که درآیی، ز معرفت بابی است

به لاغری خط پاکی ز فربهی بستان

وگرنه هر سر موی تو تیغ قصابی است

به احتیاط سخن کن که دولت بیدار

در آن حریم که صائب بود، گرانخوابی است

ادامه مطلب
شنبه 22 خرداد 1395  - 11:06 AM

ز درد، عشق مرا بی نیاز ساخته است

ز جستجوی دوا بی نیاز ساخته است

ادا چگونه کنم شکر درد بی درمان؟

که از طبیب مرا بی نیاز ساخته است

کمند جاذبه بحر، همچو سیل بهار

مرا ز راهنما بی نیاز ساخته است

نظر به ملک سلیمان سیه نمی سازد

قناعتی که مرا بی نیاز ساخته است

خوشم به بی سر و پایی، که خانه بر دوشی

مرا ز هر دو سرا بی نیاز ساخته است

رسانده است مرا بیخودی به مأوایی

که از مقام رضا بی نیاز ساخته است

کباب حسن گلوسوز تشنگی گردم!

کز آب خضر، مرا بی نیاز ساخته است

تپیدن دل بیتاب در طریق طلب

مرا ز منت پا بی نیاز ساخته است

هوای باطل دنیا عجب فسونسازی است

که خلق را ز خدا بی نیاز ساخته است

جمال کعبه مقصود، از کمال ظهور

مرا ز قبله نما بی نیاز ساخته است

نیازمندی ما کی به خاطرت گذرد؟

چنین که ناز ترا بی نیاز ساخته است

نیازمند تو کرده است ما فقیران را

ترا کسی که ز ما بی نیاز ساخته است

منم که ناز به معشوق می کنم صائب

وگرنه عشق که را بی نیاز ساخته است؟

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 8:39 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5106781
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث