به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

غافلان را احتیاج باده گلرنگ نیست

خواب چون افتاد سنگین حاجت پاسنگ نیست

برنمی آید دل روشن به روی سخت خلق

جوشن داودیی آیینه را چون زنگ نیست

از شکست ایمن شود هر کس که خود را بشکند

از گل رعنا خزان سنگدل را رنگ نیست

هر که شد محو جمال آسوده گردد از جلال

هیچ پروا عاشق دیوانه را از سنگ نیست

جان آگاه از تن خاکی کدورت می کشد

پای خواب آلود را زحمت ز کفش تنگ نیست

هر مخالف در نیابد نغمه عشاق را

ناله بلبل به گوش بیغمان آهنگ نیست

خارخار آشیان را گر ز دل بیرون کند

چار دیوار قفس صائب به بلبل تنگ نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 3:05 PM

روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست

قسمت دیوانه از طفلان به غیر از سنگ نیست

تا نفس چون گردبادم هست، جولان می زنم

دشت پیمای جنون، پا بسته فرسنگ نیست

چند حرف سخت در کار دل نازک کنی؟

آخر ای بی رحم، جان شیشه ای از سنگ نیست

خارخار آشیان را گر ز دل بیرون کنند

چاردیوار قفس بر عندلیبان تنگ نیست

صائب ار ذوق تماشا گرد دل می گرددت

هیچ دامی همچو دام طره شبرنگ نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 3:05 PM

باده بی درد در میخانه افلاک نیست

دانه بی دام در وحشت سرای خاک نیست

آسمان از تلخکامیهای ما آسوده است

حقه خشخاش را دلگیری از تریاک نیست

ساده کن از نقش ها دل را که غیر از سادگی

هیچ نقشی در خور آیینه ادراک نیست

گردن آزادگان وادی تجرید را

طوق منت هیچ کم از حلقه فتراک نیست

اهل دل را عشق از خامی برون می آورد

آفتاب این ثمر جز روی آتشناک نیست

ریشه نخل امید اهل دل، چون گردباد

بر سر خاک است جولانش، ولی در خاک نیست

از لگدکوب حوادث صاف طبعان ایمنند

زیر دست و پا بود چندان که خرمن پاک نیست

در بهشت افتاد هر کس بست در بر روی خویش

غنچه تصویر از باد خزان غمناک نیست

می کشم چون بید از بیحاصلی ها انفعال

ورنه مجنون مرا از سنگ طفلان باک نیست

آن که گاهی دست بر دلهای غمگین می نهد

در ریاض آفرینش غیر برگ تاک نیست

دل به چاک سینه روشن کن که این کاشانه را

روزنی صائب به غیر از سینه صد چاک نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 3:05 PM

پاکدامان را غمی از تهمت ناپاک نیست

بحر را از پنجه خونین مرجان باک نیست

نیست اگر آب حیا در چشم گردون گو مباش

شکرلله تخم امیدی مرا در خاک نیست

گل به گلچین دست داد و بلبل از غیرت نسوخت

عشق بی غیرت برآید، حسن چون بیباک نیست

می شوند از گردش چشم بتان زیر و زبر

عشقبازان را غمی از گردش افلاک نیست

گر کمند وحتی در عالم ایجاد هست

پیش سربازان به غیر از حلقه فتراک نیست

می شود از خاک افزون دام را حرص شکار

چشم نرم حرص را اندیشه ای از خاک نیست

مصرع برجسته مستغنی است از تحسین خلق

از خس و خاشاک بال شعله ادراک نیست

پاس اوقات شریف از در گشودن مانع است

کعبه حاجت روا در بسته از امساک نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 3:05 PM

هیچ نخلی همچو رز در بوستان چالاک نیست

هیچ دستی در جهان بالای دست تاک نیست

همچو قمری گردن ما در خم طوق وفاست

صید ما را سرکشی از حلقه فتراک نیست

سبحه چون مار سیه بر دست ما پیچیده است

ورنه چین نارسایی در کمند تاک نیست

حسن او بی صنعت مشاطه عالمسوز شد

آتش گل زیر بار منت خاشاک نیست

همچو صائب با مفرح سر کن و سرسبز باش

هیچ زهری بهر اهل فکر چون تریاک نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 3:05 PM

موج آب زندگی جز پیچ و تاب عشق نیست

سوزد از لب تشنگی هر کس کباب عشق نیست

می رساند چون ره خوابیده رهرو را به جان

رشته جانی که در وی پیچ و تاب عشق نیست

استخوان را پنجه مرجان کند در زیر پوست

گر به ظاهر سرخ رویی در شراب عشق نیست

خاکیان را دل کجا ماند به جای خویشتن؟

آسمان را چون قرار از اضطراب عشق نیست

می کند ریگ روانش کار آب زندگی

پیچ و تاب ناامیدی در سراب عشق نیست

گریه عشاق دوزخ را کند باغ خلیل

آب این آتش به جز اشک کباب عشق نیست

شاه را درویش می سازد، گدا را پادشاه

عالمی چون عالم خوش انقلاب عشق نیست

پرتو شمع تجلی پرده سوز افتاده است

چشم پوشیدن حجاب آفتاب عشق نیست

مطلب از ایجاد دل کیفیت عشق است و بس

پیش سگ انداز آن دل را که باب عشق نیست

گوی چوگان سبکسیر حوادث می شود

هر که را در مغز سر بوی شراب عشق نیست

نیست در چشم بصیرت خال اگر صائب ترا

نقطه شک در سراپای کتاب عشق نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 3:05 PM

 

در نگارستان تهمت دامن گل پاک نیست

گر همه پیراهن یوسف بود، بی چاک نیست

ثابت و سیار او سوزانتر از یکدیگرند

آتش افسرده در خاکستر افلاک نیست

آسمان از گریه ما خاکساران فارغ است

باغبان را هیچ پروایی سرشک تاک نیست

ما سمندر مشربان را کی تواند صید کرد؟

از می گلگون رخ بزمی که آتشناک نیست

خاک بر فرقش اگر از کبر سر بالا کند

هر که داند بازگشت او به غیر از خاک نیست

طره دستار می باید که باشد زرنگار

اهل ظاهر را نظر بر شعله ادارک نیست

دل به روی راست، خال او ز مردم می برد

خانه صیاد اینجا از خس وخاشاک نیست

ما ز هر روزن سری چون مهر بیرون کرده ایم

روزن جنت به غیر از حلقه فتراک نیست

چون تواند صبح پیش سینه من شد سفید؟

در بساط صبح بیش از یک گریبان، چاک نیست

جاده چون مار سیه آوارگان را می گزد

ما و آن راهی که دام نقش پا در خاک نیست

روزگارم تیره صائب زین سواد ناقص است

شمع در ویرانه ام از شعله ادراک نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 3:05 PM

آب کن در شیشه ساقی گر شراب صاف نیست

کشتی ما را به خشکی بستن از انصاف نیست

می توانست از زر گل کرد ما را بی نیاز

حیف گوش باغبان را پرده انصاف نیست

گوهر نایاب را بتوان به شیرینی خرید

در بهای بوسه ای گر جان دهی اسراف نیست

گر سخن کیفیتی دارد سرایت می کند

هیچ عیبی اهل معنی را بتر از لاف نیست

پشت بر من می کند هر گاه رویی دید ازو

سینه ام با سینه آیینه زان رو صاف نیست

خرمن مه پیش من یک جو ندارد اعتبار

دانه عنقای ما جز نقطه های قاف نیست

در سخن از عرفی و طالب ندارد کوتهی

عیب صائب این بود کز زمره اسلاف نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 3:05 PM

در سر مشکل پسندان نشأه انصاف نیست

ورنه در تعمیر دلها، درد کم از صاف نیست

از جوانان پاکدامانی طمع کردن خطاست

در بهاران آبها در جویباران صاف نیست

دور باش وحشت ما سنگ دارد در بغل

عزلت عنقای ما را احتیاج قاف نیست

نیست بوی آشنا همچون نگاه آشنا

چشم آهوی ختا را نسبتی با ناف نیست

با دم معدود، از بیهوده گویی لب ببند

مفلسان را هیچ عیبی بدتر از اسراف نیست

می کند در پرده، از شرم کرم، احسان وجود

بر لب دریای گوهر، کف ز جوش لاف نیست

در چنین بحری که طوفان می کند آب گهر

کشتی ما را به خشکی بیستن از انصاف نیست

ناقصان صائب ز چرخ بی بصیرت خوشدلند

قلب چون نقدست رایج، هر کجا صراف نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 3:05 PM

آسمان سفله بی برگ و نوایی بیش نیست

آفتاب روشنش شبنم گدایی بیش نیست

در محیط آفرینش چون حباب شوخ چشم

شغل ما سرگشتگان کسب هوایی بیش نیست

زر که آرام از خسیسان رنگ زردش برده است

پیش ما کامل عیاران کهربایی بیش نیست

می نماید گر به ظاهر دامن دولت وسیع

دستگاهش سایه بال همایی بیش نیست

گر چه پیوند علایق را گسستن مشکل است

پیش ما وا کردن بند قبایی بیش نیست

برنمی آید به حق باطل، و گرنه چون کلیم

رایت ما و سپاه ما عصایی بیش نیست

خواب بر مخمل ز شکر خواب ما گشته است تلخ

گر چه در ویرانه ما بوریایی بیش نیست

آنچه باید خواست از آزادمردان همت است

سرو را در آستین دست دعایی بیش نیست

مطلبی جز ترک مطلب نیست ما را در جهان

مدعای ما دل بی مدعایی بیش نیست

قسمت ما از کریمان جهان آوازه ای است

رزق ما زین کاروان بانگ درایی بیش نیت

چرخ کجرو گر نگردد راست با ما، گو مگرد

مطلب آیینه از صیقل جلایی بیش نیست

روزی اهل بصیرت از فلک ها کلفت است

قسمت روزن، غبار آسیایی بیش نیست

گر چه می پوشم جهانی را لباس مغفرت

پوششم چون کعبه در سالی قبایی بیش نیست

باغبان ما را عبث از سیر مانع می شود

مطلب ما از گلستان همنوایی بیش نیست

چون شکر هر کس که دارد از حلاوت بهره ای

خانه و فرش و لباسش بوریایی بیش نیست

هر که دارد جوهری، نانش به خون افتاده است

قسمت شمشیر، آب ناشتایی بیش نیست

از هجوم میوه صائب شاخه ها خم می شود

حاصل از پیری ترا قد دوتایی بیش نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 3:05 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5115363
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث