به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

نیست تا پاک از غرضها در سخاوت سود نیست

در تلاش نام، سیم و زر فشاندن جود نیست

خواب غفلت پرده چشم غلط بین می شود

ورنه در مهد زمین آسودگی موجود نیست

آه را از درد و داغ عشق باشد بال و پر

نگذرد از پشت لب آهی که دردآلود نیست

می کند آب و علف ضایع درین بستانسرا

هر که از گفتار و کردارش دلی خشنود نیست

سیل را از بحر بی پایان گذشتن مشکل است

سنگ راهی شوق را چون منزل مقصود نیست

بوی خون می آید از گلهای این بستانسرا

سرو این گلزار کم از تیغ زهرآلود نیست

تیغ معذورست در کوتاهی زلف ایاز

سرکشی با پادشاهان عاقبت محمود نیست

زهر را بر خود گوارا می کند نفس خسیس

جز زیان عام مردم، تاجران را سود نیست

دیده ناقص بصیرت از هنر افتد به عیب

چشم روزن را نصیب از شمع غیر از دود نیست

بوی تسلیم از گلستان رضا نشنیده است

کوته اندیشی که از وضع جهان خشنود نیست

هر چه پیش از مرگ می بخشی به سایل همت است

برگ را در برگریز از خود فشاندن جود نیست

صلح کن صائب به داغ عشق ازین عبرت سرا

در بساط آسمان گر اختر مسعود نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 2:53 PM

روز وصل است و دل غم دیده ما شاد نیست

طفل ما در صبح نوروزی چنین آزاد نیست

ای نسیم از زلف او بردار دست رعشه دار

ناخن این کار در سر پنجه شمشاد نیست

داغ چندین لاله و گل دید و خاکستر نشد

مرغ جان سختی چو من در بیضه فولاد نیست

تا به گردن زیر بار منت نشو و نماست

سرو از بار تعلق در چمن آزاد نیست

بر سر آزادطبعان، سایه بال هما

در گرانی هیچ کم از تیشه فولاد نیست

از نگاه عجز ما شمشیر می افتد ز دست

دیده ما را نبستن صرفه جلاد نیست

تیشه را بایست اول بر سر خسرو زدن

جوهر مردانگی در طینت فرهاد نیست

پیش عاشق در بلا بودن به از بیم بلاست

مرغ زیرک بی سراغ خانه صیاد نیست

دست ارباب قلم را یکقلم بر چوب بست

در سخن چون صائب ما هیچ کس استاد نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 2:53 PM

صیقل آیینه دل غیر آه سرد نیست

هر که را در دل نباشد آه، مرد درد نیست

ای که خود را در دل ما زشت منظر دیده ای

رنگ خود را چاره کن، آیینه ما زرد نیست

دیده را در بسته وقف حسرت او کرده ایم

از نسیم مصر مارا چشم راه آورد نیست

میکشان در روز باران خسرو وقت خودند

ابر گوهربار، کم از گنج باد آورد نیست

سینه صافان را غباری گر بود بر چهره است

در درون خانه آیینه راه گرد نیست

سنگ در عصمت سرای جام جم می افکند

گر نریزد خون واعظ دختر رزمرد نیست!

روز باران، گر شب آدینه باشد، می کشد

صائب ما در میان میکشان بی درد نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 2:53 PM

خط سبز از صفحه عارض ستردن خوب نیست

آیه حرمت به آب تیغ شستن خوب نیست

بر چراغ ما که از روی تو روشن گشته است

گر نبخشی روغنی، دامن فشاندن خوب نیست

لاله زار عشق را هر داغ چشم حسرتی است

از سر خاک شهیدان تند رفتن خوب نیست

جانب بلبل عزیز و خاطر گل نازک است

در چنین فصل بهاری توبه کردن خوب نیست

جلوه ای سر کن گر از عالم نمی خواهی اثر

این زمین خشک را بی آب رفتن خوب نیست

سوخت در آتش زر گل، چون به دست خود نداد

خاطر امیدواران را شکستن خوب نیست

سهل باشد شبنمی گر محو شد در آفتاب

دامن قاتل به خون خود گرفتن خوب نیست

عشق را رسوا کند اظهار خواهش در لباس

پیش آن لب، بر جگر دندان فشردن خوب نیست

پا منه بیرون ز حد راستی در کفر هم

از سر ره راهرو را دور خفتن خوب نیست

آب حیوان می برد از دل غبار تیرگی

در دل شب باده روشن نخوردن خوب نیست

چون قضایی می شود نازل، مزن چین بر جبین

در به روی میهمان غیب بستن خوب نیست

هست چون در هر نفس آماده صد نعمت ترا

صائب از شکر خدا غافل نشستن خوب نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 2:53 PM

لاله ای جز داغ در صحرای امکان نیست نیست

سنبل این باغ جز خواب پریشان نیست نیست

دانه خود را به آب رو چو گوهر تازه دار

کز مروت نم به چشم ابر احسان نیست نیست

مزرع امید را در عهد این بی حاصلان

جز تریهای فلک امید باران نیست نیست

پا به دامن کش که در درگاه این بی حاصلان

مد احسانی به غیر از چوب دربان نیست نیست

از گذشت دامن شب بیکسان عشق را

دستگیری غیر صبح پاکدامان نیست نیست

این جواب آن که فرموده است عبدالله عشق

جان من معشوق بودن سهل و آسان نیست نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 2:53 PM

عالم اسباب غیر از پرده های خواب نیست

دیده بیدار دل بر عالم اسباب نیست

می کند خورشید هم دریوزه آب از دیده ها

نه همین در دیده بی شرم انجم آب نیست

سیر و دور ما به سیر و دور گردون بسته است

اختیاری موج را در حلقه گرداب نیست

لرزد از ظالم فزون مظلوم در زیر فلک

گرگ را چون گوسفند اندیشه از قصاب نیست

چون به منزل پشت پا در رهنوردی می زند؟

جذبه دریا اگر خضر ره سیلاب نیست

تا مباد از قیمت نازل به خاکش افکنند

گوهر ما در صدف بی رعشه سیماب نیست

در جهان ساده لوحی نقش نامحرم بود

در حریم کعبه طاق ابروی محراب نیست

جوهر تیغ است داغ پیچ و تاب آن کمر

این قدر در موی آتش دیده پیچ و تاب نیست

همچو غواصان به جای بی نفس کن جستجو

گر چه در این نه صدف آن گوهر نایاب نیست

هوشیارانند صائب مصرف این سیم قلب

در حریم میکشان رسم تکلف باب نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 2:53 PM

عشق خالص را تلاش دیدن محبوب نیست

چون شوددرد طلب کامل کم از مطلوب نیست

بوی پیراهن ز مصر آمد به کنعان سینه چاک

عصمت یوسف حریف جذبه یعقوب نیست

می کند گوینده را دشنام اول کام تلخ

هر که تندی می کند با خلق با خود خوب نیست

با همه زشتی ز دنیا چشم بستن مشکل است

هیچ مکروه اینقدر در دیده ها مرغوب نیست

از شجاعت نیست آلودن به خون حیض تیغ

هر که از نامرد رو گردان شود مغلوب نیست

چون دو دل در آشنایی صاف چون آیینه شد

پرده بیگانگی جز نامه و مکتوب نیست

آه گرد کلفت از دل می برد عشاق را

جز پروبال پری ویرانه را جاروب نیست

ترک هستی کن که در دیوان آن جان جهان

هیچ خدمت، تا ز هستی نگذری، محسوب نیست

بیخرد را مایه آزار گردد برگ عیش

از گلستان قسمت دیوانه غیر از چوب نیست

حور در آیینه تاریک زنگی می شود

هیچ کس در دیده روشندلان معیوب نیست

با گرانجانان عالم تازه رو بر می خوریم

صبر ما در پله خود کمتر از ایوب نیست

سرو صائب از دم سرد خزان آسوده است

مردم آزاده را پروایی از آشوب نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 2:53 PM

در حقیقت پرتو منت کم از سیلاب نیست

کلبه تاریک ما را حاجت مهتاب نیست

تهمت آسودگی بر دیده عاشق خطاست

خانه ای کز خود برآرد آب، جای خواب نیست

آب عیش خویش را نتوان به گردش صاف کرد

هیچ جا خاشاک بیش از دیده گرداب نیست

داغ حرمان لازم تن پروری افتاده است

جای این اخگر به جز خاکستر سنجاب نیست

کیمیا ساز وجود خاکساران است فقر

نافه را در پوست خونی غیر مشک ناب نیست

در گلستانی که زاغان نغمه پردازی کنند

گوش گل را گوشواری بهتر از سیماب نیست

از خیال یار محرومند غفلت پیشگان

ساغر این می به غیر از دیده بیخواب نیست

مرگ را نتوان به رشوت از سر خود دور کرد

این نهنگ جانستان را چشم بر اسباب نیست

در دیار ما که مذهب پرده دار مشرب است

گوشه رندی ندارد هر که در محراب نیست

تشنه چشمان را ز نعمت سیر کردن مشکل است

دشت اگر دریا شود ریگ روان سیراب نیست

سر برآورده است صائب دانه امید را

در چنین عهدی که در چشم مروت آب نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 2:53 PM

سنگ راهی شوق را چون جسم سنگین خواب نیست

راه پیما را براقی چون دل بیتاب نیست

از عزیزیهای غربت دل نمی گیرد قرار

آب در صلب گهر بی رعشه سیماب نیست

برگ از آزادگی بیرون نیارد سرو را

بر دل عارف گران جمعیت اسباب نیست

مشکل است از عالم آب آمدن آسان برون

موج این دریا به گیرایی کم از قلاب نیست

از خودآرایان، دل روشن طمع کردن خطاست

اخگر دل زنده در خاکستر سنجاب نیست

بخت روشنگر شود ز آیینه تاریک سبز

بحر را بر دل غبار از ظلمت سیلاب نیست

پرده پوش پای خواب آلود، طرف دامن است

زاهد دلمرده را جایی به از محراب نیست

آشنایانند یکسر پرده بیگانگی

فیض در جمعیت احباب چون اسباب نیست

می کشد موج می از دل ریشه غم را برون

این نهنگ جان ستان را غیر ازین قلاب نیست

از دل روشن شود نزدیک، منزلهای دور

شبروان را بال پروازی به از مهتاب نیست

پشت ما گرم است از خورشید عالمتاب عشق

دیده ما بر سمور و قاقم و سنجاب نیست

خواب مخمل پرده چشم غلط بینان شده است

ورنه در نی بوریا را غیر شکر خواب نیست

آه صائب کز لب میگون آن بیدادگر

عشقبازان را به جز خمیازه فتح الباب نیست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 2:53 PM

زلف شب عنبر فشان از نکهت گیسوی کیست؟

چهره روز آفتابی از فروغ روی کیست؟

آن که از رخسار آتشناک و خال عنبرین

داغ دارد عالمی را لاله خودروی کیست؟

در خم ابروی پر کار که دارد ماه نو؟

آفتاب شوخ چشم آیینه دار روی کیست؟

سرو پا بر جای را جستن خلاف عادت است

ناله قمری ز شوق قامت دلجوی کیست؟

شوخ چشمان ختن را پای گردون سیر نیست

لامکان پر گرد وحشت از رم آهوی کیست؟

پشت بر محراب، اهل دل عبادت می کنند

قبله این دوربینان گوشه ابروی کیست؟

جوهر آیینه همچون موی آتش دیده است

این تطاول از فروغ آفتاب روی کیست؟

آفتاب و ماه را در خلوت دل نیست راه

یارب این آیینه گستاخ همزانوی کیست؟

موج رغبت می زند از جوی خون چندین کنار

سرو بالا دست او تا در کنار جوی کیست؟

چون جمال لایزالی در نقاب عصمت است

عالم صورت نگارستان ز عکس روی کیست؟

گر نسیم صبحدم گل را گریبان چاک کرد

صبح را زخم نمایان بر دل از بازوی کیست؟

عالمی در جستجوی ماه اگر سرگشته اند

نعل ماه عید در آتش ز جست و جوی کیست؟

دیده ها آیینه امید صیقل می زنند

با نسیم صبحدم یارب غبار کوی کیست؟

نکهت مغز آشنایی کز تری و تازگی

می فشاند خفتگان را آب بر رو بوی کیست؟

از نمکدان که دارد عندلیب این شور را؟

طوق عنبر فام قمری حلقه گیسوی کیست؟

برنیامد جرأت منصور با دار فنا

این کمان سخت یارب در خور بازوی کیست؟

این قدر دانم که هر ساعت به رنگی می شوم

من چه می دانم دل سرگشته دستنبوی کیست؟

این جواب آن غزل صائب که غافل گفته است

جان به لب دارم، زبانم گرم گفت و گوی کیست؟

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 2:53 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5113819
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث