به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

دل می‌برد امشب ز من آن ماه، بگیرید

دزدست و شب تیره، برو راه بگیرید

اندر پی او آه منست آتش سوزان

گر شمع فرو میرد، ازین آه، بگیرید

گردن نکند نرم به فریاد و به زاری

او را ز چپ و راست با کراه بگیرید

ناگه دل من برد، چو آگه شدم، او را

آگاه کنید از من و ناگاه بگیرید

این قصه درازست، مگویید: چه کرد او؟

گویید: دلی گم شد و کوتاه بگیرید

گر زلف چو شستش به کف افتد ز رخ و لب

یک بوسه و ده بوسه، نه، پنجاه بگیرید

تا زنده‌ام او را برسانید به من باز

چون مرده شوم، خواه بشد، خواه بگیرید

زندان دل ما همه چاه زنخ اوست

دلهای گریزنده در آن چاه بگیرید

او گر ندهد داد دل اوحدی امشب

فردا به در آیید و در شاه بگیرید

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

باز پیوند، که دوری به نهایت برسید

چارهٔ درد دلم کن، که به غایت برسید

هیچ بر من نکنی چشم عنایت از خشم

تا دگر بار به گوشت چه حکایت برسید؟

رحمتی کن، که ز هجران تو حال دل من

قصه‌ای شد، که به هر شهر و ولایت برسید

جان همی دادم اگر زانکه خیال تو نه زود

یاد می‌داد دل من که عنایت برسید

خط سبز تو مرا در خطر انداخته بود

بوی آن زلف سیاهم به حمایت برسید

خبرت نیست که در عشق تو از دشمن و دوست

بر من خسته چه بیداد و جنایت برسید؟

اوحدی راز دل خویش بپوشید ولی

همه آفاق حدیثش به روایت برسید

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

دیریست که یار ما نمی‌آید

پیغام به کار ما نمی‌آید

هر کس به تفرجی و صحرایی

خود بوی بهار ما نمی‌آید

ما را به دیار او نباشد ره

او خود به دیار ما نمی‌آید

کمتر ز سگیم در شمار او

زیرا به شمار ما نمی‌آید

ای دل، بتو پیش ازین همی گفتم:

کین عشق به کار ما نمی‌آید

دولت همه جا برفت و باز آمد

هرگز بگذار ما نمی‌آید

یک دم نرود که یاد او صد پی

اندر دل زار ما نمی‌آید

آن دام که ما نهاده‌ایم، ای دل

در چشم شکار ما نمی‌آید

ای اوحدی، از خوشی کناری کن

کان بت به کنار ما نمی‌آید

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

دلی که در سر زلف شما همی آید

به پای خویش به دام بلا همی آید

بر آستان تو موقوفم، ای سعادت آن

کز آستان تو اندر سرا همی آید

نشانه جز دل ما نیست تیر چشم ترا

اگر صواب رود ور خطا همی آید

اگر بر تو به پا آمدم مرنج، که زود

به سر برون رود آن کو به پا همی آید

به دست حیلت و افسون سپر نشاید ساخت

بر آن رمیده که تیر قضا همی آید

دلم شکایت بیگانگان چگونه کند؟

چو بر من این همه از آشنا همی آید

هم آتشیست که در جان اوحدی زده‌ای

و گرنه این همه دود از کجا همی آید؟

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟

که خاک پای ترا از سپهر ننگ آید

بکن ز جور و جفا هر چه ممکنست امروز

که هر چه صورت زیبا کند بینگ آید

به زور بازوی مردی برون نشاید برد

بر آستان تو دستی که زیر سنگ آید

اگر چه شد ز روانی چو آب گفتهٔ ما

ز وصف قد تو چون بگذریم تنگ آید

چو میل سوی تو کردم به دوستی، دل گفت:

مکن، که جامهٔ این کار بر تو ننگ آید

ز رنگ ناخنت، ای ماه چهره،می‌نالم

به ناله‌ای، که چنان نالها ز چنگ آید

به صبغ مهر تو چون اوحدی دگر باره

در افکنیم شبی خرقه تا چه رنگ آید؟

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار می‌آید

درخت شوقم از برگش به برگ و بار می‌آید

ز توفان خفتگان کوچه را آگاه دار امشب

که سیل گریهٔ این دیدهٔ بیدار می‌آید

حروف نامه‌ام بی‌نقطه آن بهتر که از چشمم

بسست این قطره‌های خون که بر طومار می‌آید

نمی‌آید ز من کاری درین اندوه و سهلست این

گر آن دلدار شهر آشوب من در کار می‌آید

نگارینا، به خاک آستانت فخرها دارم

نمیدانم چرا از من چنینت عار می‌آید؟

اگر بیچاره‌ای نزد تو می‌آید، مکن عیبش

کمندش چون تو در خود میکشی ناچار می‌آید

مپرس از اوحدی حال نماز و صوم و قرایی

که مسکین این زمان از خانهٔ خمار می‌آید

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

هر کرا چون تو پریزاده ز در باز آید

به سرش سایهٔ اقبال و ظفر باز آید

کور اگر خاک سر کوی تو درد دیده کشد

هیچ شک نیست که نورش به بصر باز آید

کافر، از بهر چنین بت که تویی؛ نیست عجب

کز پرستیدن خورشید و قمر باز آید

هر که دیدار ترا دید و سفر کرد از شهر

هیچ سودش نکند تا ز سفر باز آید

آفتاب از سر هر کوچه که بیند رویت

شرمش آید که بدان کوچه دگر بازآید

عاشقی را که برانند ز پیشت به قفا

راستی بی‌قدمست ار نه به سر باز آید

نه هوای لب و چشم تو مرا صید تو کرد

طفل باشد که به بادام و شکر باز آید

بیدلی را که ز پیوند رخت منع کنند

در چه بندد دل خویش؟ از تو اگر باز آید

زین جهان اوحدی ار رخت بقا دربندد

زان جهانش، چو بپرسی تو خبر، باز آید

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

دل سرمست من آن نیست که باهوش آید

مگر آن لحظه کش آواز تو در گوش آید

رخت این آتش سوزنده که در سینه نهاد

عجب از دیگ هوس نیست که در جوش آید

بجز آن کایم و در پای غلامان افتم

چه غلامی ز من بی‌تن و بی‌توش آید؟

شربت قند رها کن، که از آن ساعد و دست

اگرم زهر دهی بر دل من نوش آید

مگرم داعیهٔ لطف تو بگشاید چشم

ورنه از من چه سکون و ادب و هوش آید؟

حسن پنهان تو بر خاطر من سهل کند

هر چه از جور رقیبان جفا کوش آید

بر نیازست و دعا دست جهانی زن و مرد

تا کرا گوهر آن گنج در آغوش آید؟

بیم آنست که: از فکرت و اندیشهٔ تو

همه تحصیل که کردیم فراموش آید

بید با قامت رعنای چنان شرط آنست

که به سر پیش تو، ای سرو قباپوش، آید

عجب از طالع خود دارم و دوران فلک

کان چنان صید به دام من مدهوش آید

اوحدی وقت سخن گر چه گهر بارد و در

پیش لعل لب گویای تو خاموش آید

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

مرا گر ز وصل تو رنگی برآید

رها کن، که نامم به ننگی برآید

عجب دان که از کارگاه ملاحت

جهان را بینگ توینگی برآید

بسی قرن باید که از باغ خوبی

نهالی چنین شوخ شنگی برآید

چنان شکری، کز دهان تو خیزد

مپندار کز هیچ تنگی برآید

از آن زلف مشکین اگر دام سازی

ز هر حلقه‌ای پالهنگی برآید

به امید صلح و کنار تو خواهم

که هر شب مرا با تو جنگی برآید

ز چنگت غمت هر دمی نالهٔ من

به زاری چو آواز چنگی برآید

کمان جفا میکشی سخت و ترسم

گریزان شوی چون خدنگی برآید

بدو نام قربان من کرده باشی

گر از کیش جورت ترنگی برآید

سراسیمه، گفتی: ندانم چرایی؟

بدانی، چو پایت به سنگی برآید

صبوری کند اوحدی، کین تمنا

از آن نیست کو بی‌درنگی برآید

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

هر که مشغول تو گشت از دگران باز آید

وانکه در پای تو افتاد سرافراز آید

هر کبوتر که ز دام سر زلفت بجهد

به سر دانهٔ خال تو سبک باز آید

وقت جان دادن اگر بر رخت افتد نظرم

چشم من تا به لب گور نظر باز آید

ور سگ کوی تو در گور من آواز دهد

استخوانم ز نشاط تو به آواز آید

مفلسی را که خیال تو در افتد به دماغ

گر صدش غم بود اندر طرب و ناز آید

آنکه با واقعهٔ عشق تو پرداخت چو من

چه عجب! اگر به سخن واقعه پرداز آید

خود گرفتم ز غم خویش بسوزی تو مرا

چون من امروز که داری که سخن ساز آید؟

قصهٔ اوحدی از راه سپاهان بشنو

همچو آوازهٔ سعدی که ز شیراز آید

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 133

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 4951680
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث