به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

در عشق اگر زبان تو با دل یکی شود

راه ترا هزار و دو منزل یکی شود

زین آب و گل گذر کن و مشنو که: در وجود

آن کو گل آفریند با گل یکی شود

یک اصل حاصل آید و آن اصل نام او

روزی که اصل و فرع مسایل یکی شود

جز در طریق عشق ندیدم که: هیچ وقت

مقتول با ارادت قاتل یکی شود

آنکش گشاده شد نظری بر جمال حق

مشنو که: با مزخرف باطل یکی شود

گر صد هزار نقش بداری مقابلش

با او مگر حقیقت قابل یکی شود

راه ار برد به حلقهٔ ابداعیان دلت

پست و بلند و خارج و داخل یکی شود

بسیار شد عجایب این بحر و چون ز موج

کشتی بر آوریم به ساحل یکی شود

زین لا و لم به عالم توحید راه تو

وقتی بری، که سامع و قایل یکی شود

تا در میان حدیث من و اوحدی بود

این داوری دو باشد و مشکل یکی شود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

بی تو دل و جان من زیر و زبر میشود

دم به دمم درد دل بیش و بتر می‌شود

عمر به سر شد مرا در غم هجران تو

تا تو نگویی: مرا بی‌تو به سر می‌شود

از رخ چون شمع خود روشنییی پیش تو

کین شب تاریک ما دیر سحر می‌شود

چند بپوشیدم این راز دل و خلق را

از سخن عاشقان زود خبر می‌شود

هر چه تو خواهی بگوی، کین همه دشنام تلخ

چون به لبت می‌رسد شهد و شکر می‌شود

گر نه دل اوحدی سوخته‌ای، هر دمش

سینه چه جان می‌کند، دیده چه تر می‌شود؟

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

هر که او بیدق این عرصه شود شاه شود

وانکه دور افتد ازین دایره گمراه شود

راز خود با دل هر ذره همی گوید دوست

تا ازین واقعه خود جان که آگاه شود؟

به حقیقت همه پروانهٔ‌شمع رخ اوست

روی خوبان جهان، گر به مثل ماه شود

گر چه بر راه دلم دام نهد از سر زلف

زان رسنها، دلم آن نیست، که در چاه شود

لبش از کام دلی دور نباشد، لیکن

نادر آید به کف آن دولت و ناگاه شود

حیرتش هر نفس آهیم بر آرد ز جگر

ترسم آیینهٔ دل در سر این آه شود

با مراد دل معشوق همی باید ساخت

کار عاشق، به نوا، خواه نشد، خواه شود

کاه باید که بنازد که خریداری یافت

کهربا را چه تفاخر که پی کاه شود

هر که دانست حکایت نتوانست از وی

عارفان را سخن اینجاست که کوتاه شود

اوحدی، بر درش افتادگی از دست مده

زانکه افتادگی اینجا مدد جاه شود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:57 PM

ترا چه تحفه فرستم که دلپذیر شود؟

مگر همین دل مسکین چو ناگزیر شود

به بوی زلف تو، از نو، جوان شوم هر بار

هزار بار تنم گر ز غصه پیر شود

گرم تمامت خوبان خلد پیش آرند

گمان مبر که مرا جز تو در ضمیر شود

بدان صفت که تو آن زلف می‌کشی در پای

بهر زمین که رسی خاک او عبیر شود

عجب که بوی لب و ذوق بوسهٔ تو دهد

به آب زندگی ار گل شکر خمیر شود

نبیند این همه خواری که از تو من دیدم

مجاهدی که به شهر فرنگ اسیر شود

خدنگ غمزهٔ شوخت ز جوشن دل من

گذار کرد چو سوزن که در حریر شود

گرش ز ابرو و مژگان حیات بارد و نوش

چو نوبتش به من آید کمان و تیر شود

در آن دلی که تو داری اثر نخواهد کرد

هزار بار گرم ناله بر اثیر شود

مرا که شوخی چشمت ز پا چنین انداخت

چه باشد از سر زلف تو دستگیر شود؟

ضرورتست که هم سایه‌ای بر اندازند

در آن دیار که همسایه‌ای فقیر شود

چنین که گشت به عشق تو اوحدی مشهور

عجب مدار که بر عاشقان امیر شود

کسی که صرف کند عمر خویش در کاری

شگفت نیست که در کار خود بصیر شود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

رخت دل بدزدد نهان شود

دلم بر تو زین بد گمان شود

چو زلف تو جستم کمند شد

گر ابروت جویم کمان شود

به وصل تو تعجیل کرد نیست

مبادا کزین پس گران شود

دلت می‌دهم، بوسه‌ای بده

کزان بوسه دل جفت جان شود

وگر نیستت بر من ایمنی

بیارم کسی، تا ضمان شود

نتانم که وصف لبت کنم

گرم موی بر تن زبان شود

سرم پیر شد ور رسم بتو

ز سر بار دیگر جوان شود

نگوید به ترک تو اوحدی

گرش دین و دنیا زیان شود

ازو به نیابی معاملی

که گویی چنین کس چنان شود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

گفتم: که: بی‌وصال تو ما را به سر شود

گر صبر صبر ماست عجب دارم ار شود

مهر تو بر صحیفهٔ جان نقش کرده‌ایم

مشکل خیال روی تو از دل بدر شود

گفتی که: مختصر بکنیم این سخن، ولی

گر بر لبم نهی لب خود، مختصر شود

غیر از دو بوسه هر چه به بیمار خود دهی

گر آب زندگیست، که بیمارتر شود

گر ما بلا کشیم ز بالات، عیب نیست

کار دلست و راست به خون جگر شود

از فرق آسمان برباید کلاه مهر

دستی که در میان تو روزی کمر شود

روزی به آستانهٔ وصلی برون خرام

تا اوحدی به جان و دلت خاک در شود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

ای کون و مکان از تو، اندر چه مکانی خود؟

مثل تو نمی‌یابم، آخر به چه مانی خود؟

هر کس که تو می‌بینی حالی بتو می‌گوید:

من هیچ نمی‌گویم، دانم که تو دانی خود

چون ز آتش آن شادی رنگیم نیفزودی

زین دود که بر کردی رنگی برسانی خود

من فاش همی دیدم روی تو ز هر رویی

اکنون چو نظر کردم از دیده نهانی خود

کس را چو نمی‌خواهی کاگه شود از حالت

خواهی که نماند کس، تا شاد بمانی خود

همراه شوی با ما و آنگاه چو کار افتاد

در غم بهلی مار را، تنها بدوانی خود

چون اوحدی از بیشی عذر تو همی خواهد

دانم که بهر جرمش از پیش نرانی خود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

در هر ولایتی ز شرف نام ما رود

گر دوست بر متابعت کام ما رود

ای باد صبح دم، خبر او بیار تو

آنجا مجال نیست که پیغام ما رود

هر حاصلی که داد به عمر دراز دست

ترسم که در سر هوس خام ما رود

هر لحظه نامه‌ای بنویسم به مجلسی

روزی مگر به مجلس او نام ما رود

دل را گر آرزوست که یابد مراد خود

ناچار بر مراد دلارام ما رود

زین سان که کم نمی‌کند آن شوخ سرکشی

بسیار فتنها که در ایام ما رود

ای اوحدی،مریز دگر دانهٔ سخن

کان مرغ نیست یار که در دام ما رود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

آن فروغ دیده و آن راحت دل می‌رود

رخت بردارید، همراهان، که محمل می‌رود

کاروان مشکل رود بیرون، کز آب چشم من

جمله را خر در خلاب و بار در گل می‌رود

ای که دیدی قتل من در پای آن سرو سهی

شحنه را ز این فتنه واقف کن که: قاتل می‌رود

مردمان گویند: هرچه از دیده رفت از دل برفت

نی، که بر جایست نقش یار و مشکل می‌رود

حق به دست ماست گر بر نیکوان عاشق شویم

و آنکه این را حق نمی‌داند به باطل می‌رود

منزل اندر جان ما دارد غم او بعد ازین

خرم آن جانی که با جانان به منزل می‌رود

در غمش دیوانه خواهد شد ز فردا زودتر

آنکه امروزش همی بینم که عاقل می‌رود

باز گردیدم که بنشینم به هجر او، ولی

هر کجا می‌آیم آن صورت مقابل می‌رود

آشکارا آب چشم اوحدی دیدی که رفت

این زمان بینش که پنهان خونش از دل می‌رود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

غیر ازو هر چه هست بازی بود

ما و من قصهٔ مجازی بود

زود بگذر، که اصل ذات یکیست

وین صفت‌ها بهانه‌سازی بود

تو ز دستش بداده‌ای، ورنه

دوست در عین دلنوازی بود

نفس کافر ترا ازو ببرید

هر که او نفس کشت غازی بود

عشق خود با تو فاش می‌گوید

که: بما اول او نیازی بود

حدث از تست ورنه پیش از تو

همه روی زمین نمازی بود

اوحدی، گر شناختی خاموش!

کین حدیث از زبان‌درازی بود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 133

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 4949934
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث