به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

سر دردم بر طبیب آسان نبود

گفت: تب داری، غلط کرد، آن نبود

نوش دارو داد و آن سودی نداشت

گل شکر فرمود و آن درمان نبود

بر طبیبم سوز دل پوشیده ماند

ورنه اشک دیده‌ام پنهان نبود

من بکوشیدم که: گویم حال خویش

دل به دست و نطق در فرمان نبود

عشق را هم عاشقی داند که: چیست؟

عشق دانستن چنین آسان نبود

از دلیل این درد را نتوان شناخت

در کتاب این نکته را برهان نبود

گر چه آهم برده بود از چهره رنگ

اشک چشمم کمتر از باران نبود

جان به یاد دوست می‌رفت از تنم

این چنین جان دادنی ارزان نبود

از فراق اندیشه‌ای می‌کرد دل

ورنه، بالله، کم سخن در جان نبود

ای که گفتی: چاره می‌دانم ترا

اوحدی نیز این چنین نادان نبود

چارهٔ من وصل بود، اما چه سود؟

کان ستمگر بر سر پیمان نبود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

این چنین نقشی اگر در چین بود

قبلهٔ خوبان آن ملک این بود

این چنین رخسار و دندان و جبین

مشتری، یا زهره، یا پروین بود؟

گر دهی دشنام ازان لبها دعاست

هر چه حلوایی دهد شیرین بود

گر دلت سیر آید از من طرفه نیست

عهد خوبان را بقا چندین بود

گوش بر گفتار ما کمتر کنی

فی‌المثل گر سورهٔ یاسین بود

ز آشنایان همچو فرزین بگذری

با غریبان اسب لطفت زین بود

چون به بخت اوحدی آید سخن

جمله صلحت خشم و مهرت کین بود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

تو را که گفت که من بی‌تو می‌توانم بود

که مرگ بادا گر بی‌تو زنده دانم بود

اگر به پیش کسی جز تو بسته‌ام کمری

گواه باش که: زنار در میانم بود

درون خویش بپرداختم ز هر نقشی

مگر وفای تو کندر میان جانم بود

هزار بار مرا سوختی و دم نزدم

که مهر در جگر و مهر بر زبانم بود

سکونت از من دل خسته در جدایی خود

طلب مدار، که ساکن نمی‌توانم بود

بگفت راز دل اوحدی به مرد و به زن

سرشک دیده، که در عشق ترجمانم بود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

میان ما و تو دوری به اختیار نبود

مرا زمان فراق تو در شمار نبود

گذار بود مرا با تو هر دمی ز هوس

به منزلی، که هوا را در آن گذار نبود

حدیث گفتن و اندیشه از رقیبی نه

بهم رسیدن و تشویش انتظار نبود

به چند گونه مرا از تو بوسه بود و کنار

که هیچ گونه ترا از برم کنار نبود

کنون ز هجر به روزی فتاده‌ام، که درو

گمان می‌برم که خود آن روز و روزگار نبود

هزار یار فزون داشتم، که هیچ مدد

ز هیچ یار ندیدم، چو بخت یار نبود

نظر به کار دل او حدیث بود ولی

چه سود از آن؟ چو دل ساده مرد کار نبود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

آن روز کو که روی غم اندر زوال بود؟

با او مرا به بوسه جواب و سؤال بود

با آن رخ چو ماه و جبین چو مشتری

هر ساعتم ز روی وفا اتصال بود

از روز وصل در شب هجر او فتاده‌ام

آه! آن زمان کجا شد و باز این چه حال بود؟

بر من چه شب گذشت ز هجران یار دوش؟

نه‌نه، شبش چگونه توان گفت؟سال بود

گفتم که: بی رخش بتوان بود مدتی

خود بی‌رخش بدیدم و بودن محال بود

آن بی‌وفا نگر که: جدا گشت و خود نگفت

روزی دلی ربودهٔ این زلف و خال بود

ای اوحدی، بریدن ازان زلف همچو جیم

دیدی که بر بلای دل خسته دال بود؟

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

دیگی که پار پختم چون ناتمام بود

باز آمدم که پخته شود هر چه خام بود

امسال نام خویش بشویم به آب می

کان زهدهای پار من از بهر نام بود

بسیار سالهاست که دل راه می‌رود

وانگه بدان که: منزل اول کدام بود؟

چون آمدم به تفرقه از جمع او، مگر

آن بار خاص باشد و این بار عام بود

بر دل شبی ز روزن جان پرتوی بتافت

گفتم که: صبح باشد و آن نیز شام بود

وقتی سلام او ز صبا می‌شنید گوش

در ورطها سلامت ما زان سلام بود

زین پس مگر به مصلحت خود نظر کنیم

کین چند گاه گردن ما زیر وام بود

دل زین سفر کشید به هر گام زحمتی

من بعد کام باشد، کان جمله گام بود

وقت این دمست اگر ز دم غول می‌رهیم

کان چند ساله راه پراز دیو و هام بود

در افت و خیز برده‌ام این راه را به سر

کان بار بس گران و شتر بس حمام بود

بر آسمان عشق وجود هلال من

صد بار بدر گشت ولی در غمام بود

جوهر نمی‌نمود ز زنگار نام وننگ

شمشیر ما که تا به کنون در نیام بود

اکنون درست گشت: جز احرام عشق او

در بند هر کمر که شد این دل حرام بود

گر دیرتر به خانه رسد زین سفر که کرد

تاوان بر اوحدی نبود، کو غلام بود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

دوشم از وصل کار چون زر بود

تا به روز آن نگار در بر بود

جام در دست و یار در پهلو

عشق در جان و شور در سر بود

گل و شکر بهم فرو کرده

وز دگر چیزها که در خور بود

با چنان رخ ز گل که گوید باز؟

با چنان لب چه جای شکر بود؟

زلف مشکین بر آتش رخ او

خوشتر از صد هزار عنبر بود

من و دلدار و مطربی سه به سه

چارمی حارسی که بردر بود

شب کوتاه روز ما بر کرد

ور نه بس کار ها میسر بود

مطرب از شعرها که میپرداخت

سخن اوحدی عجب تر بود

گر چه عیسی دمی نمود او نیز

نیم شب در میانه سر خر بود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

نازنینا، حسن و خوبی با وفا بهتر بود

گر وفا ورزی بهر حالی ترا بهتر بود

گر نباشد لطف طبع و حسن خلق و عز نفس

نقش دیواری ز صد ترک ختا بهتر بود

تکیه بر خوبی نشاید کرد کان ده روزه‌ایست

وندران ده روز اگر باشد وفا بهتر بود

گر بهای خون ما خاک تو باشد عیب نیست

زانکه خاک چون تویی از خون ما بهتر بود

پارسایان را نظر کردن به خوبان باک نیست

وان نظر بر روی یار پارسا بهتر بود

من دعا گویم تو دشنامی که خواهی میفرست

پیش ما دشنام یاران از دعا بهتر بود

گر هلاک اوحدی خواهی، بکش،تاخیر چیست؟

در بلا افتادن از بیم بلا بهتر بود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:50 PM

همیشه تا تن من برقرار خواهد بود

به کوی عشق دلم را گذار خواهد بود

سرم به خاک بپوسید و آتش غم دوست

در استخوان تن من به کار خواهد بود

بتا، بدور غم خویش کشته گیر مرا

جنایت تو اگر زین شمار خواهد بود

ز بهر کشتن من چرخ تیز می‌بینم

که باستیزهٔ چشم تو یار خواهد بود

بلای عشق تو خوش کرده‌ایم با دل خود

به بوی آنکه خزان را بهار خواهد بود

دلم ز هجر تو اندر حساب داشت غمی

گمان که برد که چندین هزار خواهد بود؟

بیا، که تا نبود پیشت اوحدی را باز

همیشه دیدهٔ او اشکبار خواهد بود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

 

تا کی از هجر تو بی‌خواب و خورم باید بود؟

به تو مشغول وز خود بی‌خبرم باید بود؟

چاره کردم که مگر درد تو بهتر گردد

چو بتر شد، به ازین چاره گرم باید بود

در میان بندم ازان زلف سیه زناری

اگر از دایره دین بدرم باید بود

دوستی کم نکنم، با تو پسر، ور به مثل

دشمن مادر و خصم پدرم باید بود

نگذارم که به خورشید کنندت مانند

ور به جان منکر شمس و قمرم باید بود

نه به مهری که بریدی تو، ز دستت بدهم

که گرم سر ببری سر به سرم باید بود

من که جز قصهٔ عشق تو ندانم سمری

اوحدی وار به عالم سمرم باید بود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 133

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 4948953
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث