به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

دل از فراق شما دردمند خواهد بود

زمان هجر ندانم که چند خواهد بود؟

دریغم آید از آن، گوهر پسندیده

که در تصرف هر ناپسند خواهد بود

بیار بندی از آن زلف عنبرین، کامروز

دوای این دل دیوانه بند خواهد بود

دلم چو ناله کند رستخیز خواهد کرد

لبم چو خنده کند زهر خند خواهد بود

به جستن تو سر اندر جهان نهم روزی

و گر سرم به مثل در کمند خواهد بود

چو از مقام تو چشمم به راه باید داشت

گمان مبر تو که گوشم به پند خواهد بود

به اوحدی سخنی چند نقد تلخ بگوی

که به ز شربت شیرین قند خواهد بود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

ز دور ار ترا ناتوانی ببیند

تنی مرده باشد، که جانی ببیند

کجا گنجد اندر زمین؟ عاشقی کو

رخت را به شادی زمانی ببیند

کسی را رسد لاف گردن کشیدن

که سر بر چنان آستانی ببیند

غریبی که شد شهر بند غم تو

عجب گرد گر خان و مانی ببیند!

دل من سبک چون نگردد ز غیرت؟

که هر دم ترا با گرانی ببیند

سر باغ و بستان نباشد کسی را

که همچون تو سرو روانی ببیند

مران اوحدی را ز پیشت چه باشد؟

که او هم ز وصلت نشانی ببیند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

آنرا که چون تو لاله رخی در سرا بود

میلش به دیدن گل و سوسن چرا بود؟

سرو و سمن به قد تو مانند و روی تو

گر سرو با کلاه و سمن در قبا بود

در پای خود کشی به ستم هر دمی مرا

بیچاره عاشقی که به دست شما بود

با این کمان و دست که ما راست، پیش تو

گر تیر بر نشانه زنیم از قضا بود

باری روا کن از دهن خویش کام من

زان پس گرم به جور بسوزی روا بود

یا زلف را مهل که کند قصد خون من

یا بوسه‌ای بده که مرا خون بها بود

یک دم دلم ز درد تو خالی نمی‌شود

من دل ندیده‌ام که چنین مبتلا بود

گویی: به صبر چاره کن این روز عشق را

آخر به روز عشق صبوری کجا بود؟

نام دوا مبر بر عاشق، که مرگ به

رنجور عشق را که نظر بر دوا بود

گفتی: شنیده‌ام سخن اوحدی، عجب!

کس چشم آن نداشت که گوشت به ما بود

گر زانکه خون من بخوری از تو طرفه نیست

کان کو غم شما خورد اینش سزا بود

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

 

آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند

می‌دان که: در حریم حرم جاش می‌دهند

صوفی، مباش منکر مردان که سرعشق

روز ازل به مردم قلاش می‌دهند

از لذت حیات ندارد تمتعی

امروز، هر که وعدهٔ فرداش می‌دهند

ساقی، بیار بادهٔ گل رنگ مشک بوی

کار باب عقل زحمت اوباش می‌دهند

خوش باش، اوحدی، که حریفان دردنوش

جام مطرب به عاشق خوش باش می‌دهند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

چون دو زلفش سر بر آن رخسار گلگون می‌نهند

آه و اشک من سر اندر کوه و هامون می‌نهند

از لب چون خون و آن روی چو آتش هر دمی

این دل شوریده را در آتش و خون می‌نهند

دور بینانی که دیدند آب خیز چشم من

دامنم را چون کنار آب جیحون می‌نهند

ساقیان مجلس عشق از برای قتل ما

در لب خود نوش و اندر باده افیون می‌نهند

در دل ما جای دارند این شگرفان روز و شب

گر چه ما را از میان کار بیرون می‌نهند

مدعی گفت: اوحدی باز آمدست از عشق او

زیر دیگ عشق او خود آتش اکنون می‌نهند

قصهٔ دلسوز ما قومی که دیدند، ای عجب!

بر دل ما تهمت آسودگی چون می‌نهند؟

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

گر نقش روی خوب تو بر منظری کنند

او را چو قبله کعبهٔ هر کشوری کنند

از حیرت جمال تو در چشم عاشقان

چندان نظر نماند، که بر دیگری کنند

بی‌زیوری چو فتنهٔ شهرست روی تو

خود رستخیز باشد ارش زیوری کنند

برگشتن از حضور تو ممکن نمی‌شود

بگذار تا بکشتن من محضری کنند

من دور ازین طرف نتوانم شدن به قصد

بر قصد من به هر طرف ار لشگری کنند

گر نقش چینیان بدو پیکر رسد ز چین

مشکل گمان برم که چنین پیکری کنند

خاک در تو بر سر من کن، که عار نیست

هم خاک کوی دوست اگر بر سری کنند

این جورها، اگر تو مسلمانی، ای پسر

هرگز روا مدار که: بر کافری کنند

از من مپیچ روی، که عیبی نداشتند

شاهان، گر التفات سوی چاکری کنند

ای اوحدی، گرت هوس دلبران کند

دل برجفا بنه، که وفا کمتری کنند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

مردم شهرم به می‌خوردن ملامت می‌کنند

ساقیا، می ده، بهل، کایشان قیامت می‌کنند

روی در محراب و دل پیش تو دارند، ای پسر

پیشوایانی که مردم را امامت می‌کنند

هر مقامی را بگردیدند سیاحان، کنون

بر سر کوی تو آهنگ اقامت می‌کنند

بر در مسجد گذاری کن، که پیش قامتت

در نماز آیند آنهایی که قامت می‌کنند

صوفیان کز حلقهٔ زلفت بجستند، این زمان

داده‌اند انصاف و ترتیب غرامت می‌کنند

باغبانان خدمت سرو و گل اندر بوستان

سال و مه بر یاد آن رخسار و قامت می‌کنند

هم بزیر لب به دشنامی جوابی می‌فرست

عاشقانی را که زیر لب سلامت می‌کنند

مردم چشمت به نشترهای مژگان چو تیر

سینهٔ ما را چرا چندین حجامت می‌کنند

اوحدی را از جهان چشم سلامت بود، لیک

خال و زلفت خاک در چشم سلامت می‌کنند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

در بند غم عشق تو بسیار کسانند

تنها نه منم خود، که درین غصه بسانند

در خاک به امید تو خلقیست نشسته

یک روز برون آی و ببین تا به چه سانند؟

عشاق تو در پیش گرفتند بیابان

کان طایفه ده را پس ازین هیچ کسانند

کو محرم رازی؟ که اسیران محبت

حالی بنویسند و سلامی برسانند

با محتسب شهر بگویید که: امشب

دستار نگه‌دار، که بیرون عسسانند

ای دانهٔ در، عشق تو دریاست ولیکن

افسوس ! که نزدیک کنار تو خسانند

شاید که ز مصرت به هوس مرد بیاید

خود مردم این شهر مگر بی‌هوسانند

با جور رقیبان ز لبت کام که یابد؟

من ترک بگفتم که عسل را مگسانند

ای اوحدی، از لاشهٔ لنگ تو چه خیزد؟

کندر طلب او همه تازی فرسانند

افسوس! که در پای تو این تندسواران

بسیار دویدند و همان باز پسانند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند

به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند

پادشاهان ولایت چو به نخجیر روند

صید را گر چه بگیرند رها نیز کنند

نظری کن به من، ای دوست، که ارباب کرم

به ضعیفان نظر از بهر خدا نیز کنند

بوسه‌ای زان دهن تنگ بده، یا بفروش

کین متاعیست که بخشند و بها نیز کنند

عاشقان را زبر خویش مران، تا بر تو

زر و سر هر دو ببازند و دعا نیز کنند

گر کند میل به خوبان دل من، عیب مکن

کین گناهیست که در شهر شما نیز کنند

بر زبان گر برود یاد منت باکی نیست

پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند

توختایی بچه‌ای، در تو خطا نیست عجب

کانچه بر راه صوابند خطا نیز کنند

اوحدی، گر نکند یار ز ما یاد، مرنج

ما که باشیم که اندیشهٔ ما نیز کنند؟

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

 

جماعتی که مرا توبه کار می‌خوانند

ز عشق توبه بکردم، بگوی: تا دانند

به بند عشق چو شد پای تا سرم بسته

به پند عقلم ازین کار منع نتوانند

ولایتیست دل و عشق آن صنم سلطان

در آن ولایت باقی گدای سلطانند

مکونات جهان را تو قطرها پندار

که آب خویش به دریای عشق می‌رانند

مجاهدان طلب را چو کاروان سلوک

به کوی عشق درآید، شتر بخوابانند

اگر نه سلسله جنبانشان بود شوقی

ستارگان سپهر از روش فرو مانند

خبر ز عشق ندارد وجود مدعیان

همیشه در پی انکار اوحدی زانند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 133

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 4954730
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث