به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

شهر دل در ولایت عشق است

ملک و جان در حمایت عشق است

دیده بینا به نور معرفت است

این عیان از عنایت عشق است

آنچه عقلم نهایتش می گفت

دیده ام آن بدایت عشق است

لیس فی الدار غیره دیار

این حدیث از روایت عشق است

هرچه گوئی ز عشق گو که مرا

سخن خوش حکایت عشق است

نالهٔ زار بلبلان شب و روز

در گلستان سرایت عشق است

نعمت الله را چنین حیران

گرد حسن کفایت عشق است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:03 PM

 

عقل از ما کنار کرد و برفت

گو برو زانکه در میان عشق است

عشق بخشد حیات جاویدان

حاصل عمر جاودان عشق است

عالم از نور عشق شد روشن

نظری کن که این و آن عشق است

دل عاقل به عقل مشغول است

مونس جان عاشقان عشق است

خوش بهشتی است مجلس سید

در چنین جنتی چنان عشق است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:03 PM

 

همه عالم تن است و جان عشق است

جان و جانان عاشقان عشق است

عشق هم صورتست و هم معنی

آشکارا و هم نهان عشق است

در میان آی و در کنارش گیر

خوش کناری که در میان عشقست

عشق و معشوق و عاشق خویشیم

هرچه هستیم این زمان عشق است

عمر جاوید خوش بُود با عشق

غرض از عمر جاودان عشق است

عاشقانه در آ درین مجلس

گر تو را عشق آن چنان عشق است

نعمت الله چو نور پیدا شد

نظری کن ببین که آن عشق است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:48 PM

 

شاه ما در همه جهان طاق است

بس کریم و لطیف اخلاق است

ما به او نیک نیک مشتاقیم

او به ما نیز نیک مشتاق است

هر که او دوستدار یاران است

یاری یار یار مصداق است

سخن عاقلان دگر باشد

قول ما گفته های عشاق است

جام با زهر را چه می نوشی

می عشقش بجو که تریاق است

سهل باشد هزار جان در عشق

نفسی در فراق او شاق است

نعمت الله که میر مستان است

سید عاشقان آفاق است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:48 PM

 

همسایهٔ حضرت شریف است

گر سایه لطیف یا کثیف است

انسان کبیر صورت اوست

دریاب که معنی لطیف است

گر روح مدبرش بدانی

انسان کبیر بس ظریفست

با عقل مگو حکایت عشق

زیرا که مزاج او ضعیف است

این طرفه نگر که جمله عالم

در غایت قوّت و نحیفست

معشوق خود است و عاشق خود

عشقی که چو عشق ما عفیف است

در خلوت خاص سید ماست

کاو خانهٔ خالی و لطیفست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:48 PM

 

عشق مستست و عقل مخمور است

عاقل از ذوق عاشقان دور است

شادمانی جاودان دارد

به غم عشق هر که مسرور است

دل ما جان خود به جانان داد

ز آن حیاتی که یافت مغرور است

جام گیتی نما چو می بینیم

در نظر ناظر است و منظور است

نور چشم است اگر نظر داری

آفتابی به ماه مستور است

زاهد ار ذوق ما نمی داند

عیب زاهد مکن که معذور است

نعمت الله رند سرمست است

در خرابات نیک مشهور است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:48 PM

 

عشق مست است و عقل مخمور است

عاقل از ذوق عاشقان دور است

دل ما گنجخانهٔ عشق است

گنجخانه به کُنج معمور است

نظری کن که نزد اهل نظر

هر که او ناظر است منظور است

نور چشم است در نظر پیدا

دیده ای کو ندید بی نور است

زاهد ار ذوق ما نمی داند

هیچ عیبش مکن که معذور است

آفتاب ار به نور پیدا شد

سید ما به نور مستور است

نعمت الله به رندی و مستی

در همه کاینات مشهور است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:48 PM

 

عشق مستت و عقل مخمور است

عقل از ذوق عاشقان دور است

دیدهٔ مردم است از او روشن

نظری کن ببین که منظور است

نقد گنج وی است در دل ما

گنج ویران به کُنج ویران است

شد دو عالم به نور او روشن

روشن این چشم ما از آن نور است

ذره ذره چو نور می نگرم

آفتابی به ماه مستور است

زاهدار ذوق ما نمی یابد

هیچ عیبش مکن که معذور است

عشق بازی و رندی سید

در خرابات نیک مشهور است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:48 PM

 

عشق مستست و عقل مخمور است

عاقل از عاشقی بسی دور است

ذوق مستی طلب کن از مستان

چه کنی همدمی که مخمور است

زاهد ار حال ما نمی داند

هیچ او را مگو که معذور است

آینه روشن است و می بینم

در نظر ناظری که منظور است

آفتاب جمال او بنمود

لاجرم عالمی پر از نور است

گنج ویرانه ای است این دل ما

لیکن از گنج عشق معمور است

دیگران گر به عقل معروفند

نعمت الله به عشق مشهور است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:48 PM

 

آفتاب خوشی هویدا گشت

شب نهان شد چو روز پیدا گشت

چشم ما قطره قطره آب بریخت

جو به جو شد روان و دریا گشت

در هزار آینه یکی بنمود

یک مسمی هزار اسما گشت

غیر دلبر نیافت این دل ما

گرچه در جستجو به هرجا گشت

در خرابات می کند دستان

هرکه در عشق بی سر و پا گشت

او که عالم مسخر او بود

خود بیامد مسخر ما گشت

رند مستی نیافت همچون ما

طالب ارچه به زیر و بالا گشت

عقل می گشت گرد میخانه

دید مستی ما ز در واگشت

نعمت الله چون ظهوری کرد

صورت و معنئی مهیا گشت

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:48 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123066
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث