به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

ما را وجود نیست و گر هست وجود اوست

بود وجود ما به حقیقت وجود اوست

بی نور بود ِ او نبُود بود هیچ بود

بودی که هست پرتوی از نور بود اوست

بشنو به ذوق گفتهٔ عشاق بزم عشق

کین قول عاشقانه ز گفت و شنود اوست

عود دلم به آتش عشقش روان بسوخت

بوی خوشی که می شنوی بوی عود اوست

گر رند دردمند خورد درد گو منال

کاین شربتی نکوست زیان نیست سود اوست

مستیم و لاابالی و بر دست جام می

در بزم هر چه هست ز انعام جود اوست

این قول سید است که نامش چو بشنوی

واجب شود به تو سخنی کان درود اوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

 

هر چه بینی مظهر اسمای اوست

دوست دارم هر که دارد دوست دوست

چشم عالم روشن است از نور او

لاجرم عالم به چشم ما نکوست

آینه گر صد ببینم ور هزار

در همه آئینه ها چشمم بر اوست

خیز با ما خوش درین دریا نشین

خویش را می شو که وقت شست و شوست

لب نهاده بر لب جامم مدام

با چنین همدم چه جای گفتگوست

چشم احول گر دو بیند تو مبین

رشتهٔ یک تو به چشم او دو توست

نعمت الله روشنست چون آینه

با جناب سید خود روبروست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

 

چشم من روشن به نور روی اوست

این چنین چشمی خوشی بینا نکوست

غیر او دیگر ندیده دیده ام

هرچه آید در نظر چشمم بر اوست

دیدهٔ بینا به من بخشید او

لاجرم من دوست می بینم به دوست

من چنین سرمست و با ساقی حریف

زاهد مخمور اگر در گفتگوست

صورتی بیند نبیند معنیش

عاقل بیچاره در ماند به پوست

غرق دریا آب می جوید مدام

بی خبر از عین ماء در جستجوست

نعمت الله خرقه می شوید به می

پاکبازی دائما در شست و شوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

 

در خانقهی که شیخ ما اوست

سرحلقه و شیخ هر دو نیکوست

دشمن چه کنیم یار غاریم

از دوست طلب کنیم هم دوست

آیینهٔ روشنی به دست آر

اما می بین که هر دو یک روست

زلفش بگشود و داد بر باد

زان بوی نسیم صبح خوشبوست

خورشید جمال او برآمد

عالم همه نور طلعت اوست

سر رشتهٔ فقر ما طلب کن

تا دریابی که رشته یک توست

شاه است چو سید یگانه

هر بنده که او به عشق آن جوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

 

چشم ما روشن به نور روی اوست

لاجرم من دوست می بینم به دوست

دیده ای کو نور او بیند به او

بد نبیند هرچه می بیند نکوست

جام می ارچه حبابست ای پسر

این کسی داند که او را آبروست

گر هزار آئینه آید در نظر

در همه آیینه ها چشمم بر اوست

اصل و فرع ما و تو هر دو یکی است

تا نپنداری که این رشته دوتوست

عشق سرمست است و دایم در حضور

عقل مخمور است از آن در گفتگوست

نعمت الله خرقه می شوید به می

پاک شوید کار او این شست و شوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

 

چشم ما روشن به نور روی اوست

هرچه بیند دوست را بیند به دوست

عاشق و معشوق ما هر دو یکی است

تا نپنداری که این رشته دوتوست

جرعهٔ جام می ما هر که خورد

چون محبان دائما در جستجوست

عشق سرمست است و فارغ از همه

عقل مخمور است و هم در گفتگوست

بسته ام نقش خیالش در نظر

هرچه دیده می شود چشمم بر اوست

خرقه می شویم به جام می مدام

مدتی شد تا مرا این شست و شوست

هر که بیند نعمت الله با همه

بد نبیند هرچه می بیند نکوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

 

چشم ما روشن به نور اوست

هرچه آید در نظر زان رو نکوست

مه شده روشن به نور آفتاب

یار مه رو را از آن داریم دوست

آبرو می جو به عین ما چو ما

زانکه دایم عین ما در جستجو است

گر هزار آئینه آید در نظر

چشم ما در آینه بر روی اوست

عاشق و معشوق ما هر دو یکی است

تا نپنداری که این رشته دوتوست

کهنه گر رفته است و نو باز آمده

نیک می بینش که کهنه عین نوست

هر که بیند نعمت الله در همه

بد نبیند هرچه می بیند نکوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

 

چشم ما روشن به نور روی اوست

لاجرم عالم به چشم ما نکوست

دیده ام آئینهٔ گیتی نما

عاشق و معشوق با هم روبروست

هر خیالی را که دیده نقش بست

دوست می دارم که می بینم به دوست

عشق سرمست است و فارغ از همه

عقل مخمور است و هم درگفتگو است

این عجب بنگر که آن مطلوب ما

طالبست و روز و شب در جستجوست

غیر اگر دیگر نمی آید به چشم

هرچه می بینیم میگوئیم اوست

سید و بنده به نزد ما یکی است

تا نپنداری که این رشته دوتوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

 

همه را از همه بجوی ای دوست

هر که بینی خوشی بگو ای دوست

یار و اغیار را اگر یابی

از همه بوی او ببو ای دوست

آینه پاک دار خوش بنگر

جان و جانانه روبرو ای دوست

غسل کن از جنابت هستی

که چنین است شست و شو ای دوست

خم و خمخانه را به دست آور

چه کنی جام یا سبو ای دوست

هرچه از دوست می رسد ما را

بد نباشد بُود نکو ای دوست

نزد ما موج و بحر هر دو یکی است

از همه عین ما بجو ای دوست

هر چه در کاینات می بینی

همچو ما یک به یک ببو ای دوست

نعمت الله نور چشم من است

دیده ام نور او به او ای دوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

چشم ما روشن به نور روی اوست

جان ما دایم به جست و جوی اوست

بلبل سرمست در گلزار عشق

هرچه می گوید بگفت و گوی اوست

جنت جاوید اگر خواهی بیا

پیش ما بنشین که جنت کوی اوست

یک سر مویش به جانی کی دهم

هر دو عالم قیمت یک موی اوست

آفتاب است او و خوبان همچو ماه

روشنی روی ماه از روی اوست

گفتهٔ مستانهٔ ما گوش کن

نیک بشنو گفتهٔ نیکوی اوست

خال هندویش دل ما صید کرد

سید ما بندهٔ هندوی اوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123066
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث