به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

صورت و معنی به همدیگر خوش است

آن چنان می در چنین ساغر خوشست

مجلس عشقست و ما مست و خراب

ما چنین هستیم و ساقی سرخوشست

هر که او با ما درین دریا نشست

از سرش تا پاشنه در زر خوشست

جان به جانان دل بدلبر داده ایم

در دل ما عشق آن دلبر خوشست

گوهر در یتیم از ما بجو

گر به دست آری چنین گوهر خوشست

عود دل در مجمر سینه بسوخت

بوی خوش ما را درین مجمر خوشست

نعمت الله دارد از سید نشان

این نشان آل پیغمبر خوشست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:48 PM

 

در سراپردهٔ جان خلوت جانانه خوشست

آن چنان گنج خوشی در دل ویرانه خوشست

رند سرمست بجو زاهد مخمور بمان

عاقلی را چه کنی عاشق دیوانه خوشست

جنتی را که در او دوست نیابی سهل است

یار اگر دست دهد گوشهٔ میخانه خوشست

گفتهٔ عاشق سرمست بخوان از مستان

زانکه در مجلس ما گفتهٔ مستانه خوشست

قدمی نه نفسی گفتهٔ ما را دریاب

بی تکلف بر ما صحبت رندانه خوشست

هر که درویش بود میل به شاهی نکند

دل درویش به آن همت شاهانه خوشست

نعمة الله به دست آر که سرمست خوشی است

زانکه این سید مستانهٔ مردانه خوشست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:48 PM

 

چشمهٔ چشم ما پر آب خوش است

سر آبی در این سراب خوش است

در ضمیر منیر هر ذره

دیدن نور آفتاب خوش است

جامی از می بگیر و پر می کن

که چنین جام پر شراب خوش است

عین آبیم و تشنه می گردیم

نزد ما آب پر حباب خوش است

آفتابی ز ماه بسته نقاب

روشنش بین در این نقاب خوش است

خوش بود بی حجاب دیدن او

ور بود نیز در حجاب خوش است

از سر ذوق گفتهٔ سید

گر بگوید کسی جواب خوش است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:48 PM

 

چو میخانه سرائی هیچ جانیست

مقامی همچو صحن آن سرا نیست

به هر سو آب چشم ما روان است

در این دریا به جز ما آشنا نیست

اگر تو طالب عشقی مرا هست

وگر تو عقل می جوئی مرا نیست

نوای ما نوای بی نوائی است

نوائی چون نوای بینوا نیست

مرو با زاهد رعنا در این راه

که ایشان را در این ره پا به جانیست

کسی کو گنج عشق یار دارد

به نزد عاشقان حق گدا نیست

خیال روی سید نور چشم است

دمی از دیدهٔ مردم جدا نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:12 PM

 

هر دل که به عشق مبتلا نیست

هستش مشمر که گوئیا نیست

تا دُردی درد نوش کردیم

دل را به از این دگر دوا نیست

رندیم و مدام جام رندان

از ساقی و جام می جدا نیست

مستیم و خراب در خرابات

ما را جائی دگر هوا نیست

در بحر محیط عشق غرقیم

جز ما خبرش ز حال ما نیست

هر نقش که در خیال آید

نیکش بنگر که بی خدا نیست

مستیم و حریف نعمت الله

حیف است که ذوق او تو را نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:12 PM

 

هرچه امروز حاصل ما نیست

طلب آن مکن که فردا نیست

گر در اینجا ندیده ای او را

رؤیت او تو را در اینجا نیست

حق به حق بین که ما چنین دیدیم

دیده ای کان ندید بینا نیست

وانکه حق را به خویشتن بیند

دیده اش بر کمال گویا نیست

هر که گوید که حق به خود بیند

این سعادت ورا مهیا نیست

گر چه آبند قطره و دریا

قطره در وصف همچو دریا نیست

نعمت الله نور دیده بود

چشم هر کو ندید بینا نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:11 PM

 

در این در به جز ما آشنا نیست

به نزد آشنا خود عین ما نیست

گمان کج مبر بشنو ز عطار

که هر کو در خدا گم شد جدا نیست

نه قربست و نه بعد آنجا که مائیم

مگو آنجا کجا آنجا کجا نیست

حباب و موج و دریا هر سه آبند

جدایند از هم و از هم جدا نیست

فنا شو از فنا و از بقا هم

فقیران را فنا و هم بقا نیست

حریف درد نوش و دردمندیم

از این خوشتر دل ما را دوا نیست

وجود این و آن نقش خیالست

حقیقت جز وجود کبریا نیست

اگر گوئی همه حقست حقست

وگر خلقش همی خوانی خطا نیست

چو سید نیست شو از هست و از نیست

چو تو خود نیستی هستی تو را نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:11 PM

 

با آفتاب حسنش مه نزد او هلالی است

هر ذره ای که بینی او را از او هلالی است

هر مختصر که بینی او معتبر بزرگیست

نقصی اگر بیابی آن نقص هم کمالی است

جائی که جز یکی نیست مثلش چگونه باشد

دو آینه از آن رو تمثال بی مثالی است

گیتی نمای ساقیست هر ساغری که نوشیم

عینی که دیده بیند سرچشمه زلالی است

او آفتاب تابان عالم همه چو سایه

غیرش مخوان که غیرش نزدیک ما خیالی است

عشق است جان عالم جانم فدای جانان

جانی که عشق دارد آن جان بی زوالی است

امروز یار ما شو بگذار دی و فردا

با حال نعمت الله اینها همه مجالیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:11 PM

 

دل جام جهان نمای شاهیست

آئینهٔ حضرت الهی است

نقدیست دفینه در دل و دل

گنجینهٔ گنج پادشاهی است

روز و شب ماست زلف و رویش

چه جای سفیدی و سیاهی است

نقشی که خیال غیر بندد

در مذهب ما همه مناهی است

دل بحر و محیط جان عالم

در بحر محیط همچو ماهی است

دل دادن و جان نهاده بر سر

در حضرت عشق عذرخواهیست

ای پایه وجود نعمت الله

پروردهٔ نعمت الهی است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:11 PM

 

تن میرد و روح پاک باقی است

خواه حیدریست و خواه نراقی است

تن زنده به جان و جان به جانان

گه مغربی است گه عراقی است

خوش جام مرصعیست پر می

مائیم حریف و عشق ساقی است

معنی بنمود رو به صورت

این صورت و معنی نفاقی است

جاوید بود حیات سید

باقی به بقای حی باقی است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:11 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123073
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث