یکدفعه عاشقم شد و کم کم مرا خرید
زیبا و زشت هرچه که بودم مرا خرید
مانند «جون»قبل محرم شدم غلام
مانند«عون» بعد محرم مرا خرید
هرجا رسید من ولی او را فروختم
هرجا رسید او ولی از دم مرا خرید
وقتی که عالِمِ دوسه شب گریه اش شدم
ازاینهمه مرید در عالَم، مرا خرید
ارباب من به قیمت بالای آن تنور
از شعله های داغ جهنم مرا خرید
ازخویشتن گرفت دلم را به روضه داد
ارباب هم فروخت مرا هم مرا خرید
اوج کریمی است که من را جدا فروخت
آنکس که در معامله درهم مرا خرید
یک عمر پای این دل بیچاره صبر کرد
تا آخرش به قیمت آدم مرا خرید
ادامه مطلب
آن شب که باغ حال و هوای دعا گرفت
هر شاخهای قنوت برای خدا گرفت
شعر علیل و واژهی بیاشتهای آن
با اشکهای شوق تشرف شفا گرفت
در گرگ و میش صبح، در انبوه خیر و شر
دل بیدلانه حالت خوف و رجا گرفت
امّا پس از طلوع فراگیر آفتاب
بیاختیار دامن مهر تو را گرفت!
مهر تو شرح روشن اشراق ناب بود
خورشید با تبسّم تو روشنا گرفت
عالم قرار بود پس از تو شود خراب
مهرت قدم نهاد که عالم بقا گرفت
با فطرت اویس دل آمد به سوی تو
از عطر مصطفای وجودت صفا گرفت
باغ از شکوفه هر سحر احرام شوق بست
اذن طواف در حرم کربلا گرفت
بی شک سراغ رایحهی گیسوی تو را
حافظ هزار بار ز باد صبا گرفت!
با شوق تو مشارق الهام جلوه کرد
با عطر تو عوالم ایجاد پا گرفت
دیدم چگونه شاهد بزم شهود شد
آن عاشقی که رخصت «یا لیتنا» گرفت!
از داغ تو که در دل افلاک جا گرفت
آدم به ناله آمد و خاتم عزا گرفت
فیض عظیم با «وَ فَدَیناهُ» موج زد
این جام را خلیل به لطف شما گرفت
حتی پیامبر به پیامت امید داشت
آن روز که تو را به سر شانهها گرفت
عمّان درست گفت: خدا در دم نخست
وقتی که امتحان ز همه اولیا گرفت
قلب تو بیشتر ز همه درد و داغ خواست
جانِ تو بهتر از همه جام بلا گرفت
ای دم به دم حماسه! ببخشا که شعر من
از حد گذشت و حال و هوای رثا گرفت
در حیرتم «کمیت» چگونه میان شعر
از دشمنان خون خدا خونبها گرفت؟!
"آنان که در مقام رضا آرمیدهاند"
دیدند دعبل از چه امامی قبا گرفت
من در خور عطای شما نیستم ولی
باید دهان شاعرتان را طلا گرفت
وقتی خروش کرد که "باز این چه شورش است"
آری، چه شورشی که جهان را فرا گرفت...
ادامه مطلب
ای آنكه نظر به نیمه ی پُر داری
یك سنگ، میانِ اینهمه دُر داری،
ناخالصی ام را به عنایت بردار!
آنگونه عنایتی كه با حُر داری
ادامه مطلب
از جهان گر چه به جز غصه ندیدیم حسین
غم و اندوه شما باز خریدیم حسین
شیوه ی چشم شما بود به دل آتش زد
چقدر از غم تان داغ کشیدیم حسین
آتش عشق تو تا روز ازل شعله کشید
ما چنان دانه ی اسپند پریدیم حسین
تو قتیل العبراتی، تو حسین اشکی
ما هم عمری است بپای تو شهیدیم حسین
قصد، پروانه شدن بود که بر سینه زدیم
پیله ی عشق تو در سینه تنیدیم حسین
قامت افراخته بودیم چنان سرو ولی
دخترت را چو بدیدیم خمیدیم حسین
ما به دنبال تو با پای پر از آبله اش
در پی قافله ی روضه دویدیم حسین
آنقدر خار به پاهای من و عمه رسید
تا به این منزل ویرانه رسیدیم حسین
***
ادامه مطلب

ادامه مطلب

نام حسین را که نوشتم قلم گریست
اول قلم گریست سپس دفترم گریست
هرچند باعث همه ی گریه ها (غم)است
اما همین که داغ تو را دید غم ، گریست
با ارزش است پیش تو و مادرت حسین
آن چشم ها که از غم تو دم به دم گریست
اشکی نداشت چشم من از کثرت گناه
آن را به حق فاطمه دادم قسم ، گریست
خوشبخت آن که بین حسینیه گریه کرد
خوشبخت تر کسی که میان حرم گریست
گوشه به گوشه کرببلا روضه های توست
اینگونه بود زائر تو هر قدم گریست
یک قطره اش شفاعت یوم الورود ماست
چشمان ما برای تو با این رقم گریست
در روز حشر حسرت بسیار می خورد
هر کس که در مصیبت ارباب کم گریست
***
با تشکر از شاعر گرامی مجتبی خرسندی
ادامه مطلب
مِن الغریب نوشتی إلی الحبیب سلامی
حبیب رفت به میدان چه رفتنی چه قیامی
سحر نسیم گذشت از سر مزار شهیدان
هنوز در پی بویی که می رسد به مشامی
و جبرئیل هم آن جا مجال پر زدنش نیست
رسیده اند شهیدان کربلا به مقامی...
یکی حسین امیرش شد و چه خوب امیری
یکی حسین امامش شد و چه خوب امامی
یکی بدون زره مرگ را گرفت در آغوش
یکی نماز تو را شد سپر بدون کلامی
یکی سیاه ولی روسپید؛ چون تو گرفتی
سر غلام به دامان خود چه حسن ختامی
یکی علی شد و اکبر شد و چه ماه منیری
یکی عمو شد و سقّا شد و چه ماه تمامی
به روی نیزه و در باد، گیسوان پریشان
چنان شدند که باقی نماند کوفه و شامی
دلم به حسرت یا لیتنا رسید و نگاهم
به سردر حرم افتاد، اُدخلوا بِسلامی...
ادامه مطلب
حسین آیینه دار جمال توحید است
حسین جلوه نمای جلال توحید است
حسین منحصرا واصل الی الحق است
حسین مظهر تام کمال توحید است
خدا برای خودش حجت موجه ساخت
حسین معجزه ی بی مثال توحید است
مقام اول خلقت به حضرت حق داد
طلای سینۀ خالق مدال توحید است
اساس مکتب یكتاپرستی عالم
چه مستند، سندی در قبال توحید است
شنیده ام دم هیئت! مریض داری گفت:
اگر حسین نباشد زوال توحید است
به راه غیر مرو! کعبه گم نکن حاجی
ره حسین، ره اتصال توحید است
شعور هر که ندارد! بما چه مربوط است
که شور سینه زنی اوج حال توحید است
حرام زاده سرش را چه بد جدا میکرد
حسین ذبح عظیم حلال توحید است
هزارپاره شد او! تا احد به جا ماند
چه شرحه شرحه تنی! شرح حال توحید است
ادامه مطلب

حدیث اول
روایت شده که:
«چون حضرت عیسی(ع) با حواریین به زمین کربلا رسیدند، گله آهوئی را دیدند که در آنجا جمع شده و گریه می کنند. پس عیسی(ع) گریه کرد و حواریین از گریه او گریستند. پس از او سبب گریستن را پرسیدند، فرمود: این زمینی است که کشته می شود در آن فرزند پیغمبر آخر زمان و فرزند طاهره بتول که شباهت دارد به مادر من و در اینجا مدفون خواهد شد و خاک این زمین از مشک خوشبوتر است».(1)
حدیث دوم
خدای تعالی - بنابر روایت سید بن طاووس - وحی نمود به حضرت عیسی(ع) که:
«ای عیسی پسر طاهره بتول! بشنو سخن مرا و در امر من جدّ و جهد کن. من تو را بدون پدر آفریدم و از نشانه های خود قرار دادم، پس مرا عبادت کن و بر من توکل کن و کتاب مرا به قوت بگیر و تفسیر کن برای اهل سوریا و خبر ده به ایشان که: منم خدای زنده که تغییری و زوالی برای من نیست. پس ایمان بیاورید به من و به آن رسول اُمی، یعنی آنکه زایشگاه او در امّ القری، یعنی مکّه بوده باشد که در آخر زمان به هم رسد و پیغمبر رحمت است و ملحمه اوّل و آخر است. اوّل پیغمبران به حسب خلق و آخر ایشان به حسب بعثت است و او است عاقبت و حاشر. پس بشارت بده به او بنی اسرائیل را.
ادامه مطلب
هیچ عملی از اعمال صالحه و هیچ عبادتی از عبادات مشروعه، در اجر و ثواب، به پایه گریستن بر حضرت امام حسین(ع) نیست، هر چند در بعضی اخبار تباکی، یعنی خود را به گریه داشتن، یعنی شبیه به گریه کننده در آوردن را، مانند گریستن در ثواب و اجر تصریح نموده اند.
از آن جمله خبریست که سید جلیل بزرگوار علی بن طاووس حسنی - قدس سرّه - در مقتل لهوف از آل رسول(ص) روایت کرده که گفته اند:
«و من بکی و أبکی فینا ماة فله الجنّة، و من بکی و أبکی خمسین فله الجنّة، و من بکی و أبکی ثلاثین فله الجنّة، و من بکی و أبکی عشرین فله الجنّة، و من بکی و أبکی عشرة فله الجنة، و من بکی و أبکی واحداً فله الجنّة، و من تباکی فله الجنّة».(1)
ادامه مطلب

نويسنده:حسين پوراحمدي
*چكيده
سنّت عزاداري امام حسين عليه السلام از سنّت هاي مهم و مؤثر شيعي است كه در طول تاريخ دچار تحوّلاتي گرديده است. براي دست يابي به شيوه هاي اصيل و دور از خرافات و تحريفات اين سنّت مهم، تأسّي به امامان معصوم شيعه عليهم السلام يكي از بهترين راه ها به شمار مي آيد. در اين مقاله، تلاش شده است در حدّ مقدور، شيوه برگزاري سنّت عزاداري بر امام حسين عليه السلام توسط امامان شيعه عليهم السلام و اهدافي كه آن بزرگواران از اين كار دنبال مي كردند، ترسيم گردد.
*مقدّمه
بي ترديد، يكي از سنّت هاي مهم شيعي، عزاداري براي شهادت امام حسين عليه السلام ، امام سوم شيعيان، است كه در عاشوراي 61 ه با وضعيتي دلخراش و بي سابقه همراه با عده اي از خويشان و اصحابش در كربلا به شهادت رسيد.
قيام امام حسين عليه السلام چنان تأثيري در استمرار حركت شيعه داشته كه در اين باره گفته شده است: « اِنَّ الاسلامَ عَلويٌ، و التّشيّعُ حسيني»؛(1) اسلام، علوي است و تشيّع، حسيني.
*امام سجّاد عليه السلام در سوگ پدر
سوگواري و بزرگداشت شهادت امام حسين عليه السلام و يارانش از همان آغاز و توسط فرزندش علي بن حسين عليه السلام ملقّب به «امام سجّاد» عليه السلام و خواهر گرامي اش حضرت زينب عليهاالسلام و ديگر همراهان آن حضرت، كه شاهد ماجرا بودند، برپا شده است.
ادامه مطلب
آیا حضرت علیاکبر(ع) از امامسجاد(ع) بزرگتر بود؟
حضرت علیاکبر همان طور که با اسمش است فرزند بزرگ اباعبدالله بودند، ایشان در کربلا حدود 27 سال داشتند و برادرشان امامسجاد(ع) حدود 23 ساله بودند.
فرزند ارشد علی اکبر است امام سجاد (ع) علی اوسط و علی اصغر فرزند کوچک بودند.
منبع : www.alamto.com
ادامه مطلب
















