کلامی از شهيد اكبر چاجي

 

براي اسلام و انقلاب تبليغات زيادي بكنيد تا نداي اسلام و اسلام طلبي به اقصي نقاط جهان برسد در اشاعه و گسترش فرهنگ اسلامي تلاش لازم را بنماييد و از هيچ كوششي دريغ نكنيد هميشه گوش به فرمان امام امت و مسئولين كشور باشيد.

شهيد اكبر چاجي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 فروردین 1395  ] [ 12:39 PM ] [ ]

خاطره ی از شهید مهدی زین الدین

 

نزديك عمليات بود. مى دانستم دختردار شده. يك روز ديدم سرِ پاكت نامه از جيبش زده بيرون. گفتم «اين چيه؟» گفت «عكس دخترمه.» گفتم «بده ببينمش.» گفت «خودم هنوز نديده مش.» گفتم «چرا؟» گفت «الآن موقع عملياته. مى ترسم مهرِ پدر و فرزندى كار دستم بده. باشه بعد.»

  شهید مهدی زین الدین

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 فروردین 1395  ] [ 12:38 PM ] [ ]

کلامی از شهیداميرسياوش مطلع

 

 از خداوند سبحان خواسته‌ام كه نه اسير شوم نه معلول بلكه تمامي پيكرم را خالق منان از من پذيرا باشد و اگر شهادت را نصيبم نمود در صف اول معركه شهيد شوم.

 شهیداميرسياوش مطلع

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 فروردین 1395  ] [ 12:37 PM ] [ ]

خاطره ی از شهید مهدي باكري

 

شهید مهدی باكری، معتقد بود كه نیروهای تخریب، خالص و مخلص هستند و بدون ریا كار می‌كنند. داخل مسجد كه می‌شد، بدون آنكه بداند چه كسی پیش نماز است، اقتدا می‌كرد. ما به ایشان می‌گفتیم: خودتان بروید جلو و نماز بخوانید؛ ولی نمی‌پذیرفت. یك روز منتظر شدیم تا بیاید؛ ولی ایشان دیر آمد. یكی از برادران به عنوان امام جماعت نماز خواند. بعد از نماز متوجه شدیم كه آقا مهدی به ایشان اقتدا كرده است. بعد از پایان نماز، به آرامی بلند شد و خواست بیرون رود كه از او پرسیدیم: چرا خودتان پیش نماز نمی‌شوید؟ یك روز با اصرار ایشان را به مسجد آوردیم و تأكید كردیم حتماً باید برود جلو نماز بخواند. شهید جوادی از آقا مهدی تقاضا كرد جلو برود و نماز را شروع كند. او گفت: شما از من ارجح هستید. ما باید به شما اقتدا كنیم. آقا مهدی گفت: من به نیروهای تخریب ایمان دارم؛ چرا كه اینها می‌روند و خود را فدا می‌كنند و خالص و مخلص هستند و بدون ریا كار می‌كنند  

شهید مهدي باكري

منبع : راوی: اكبر سعادت لو، ر. ك:روايت عشق، ص 69 - 70.

 

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 فروردین 1395  ] [ 12:37 PM ] [ ]

خاطره ی از شهید مهدی زین الدین

 

ساعت ده يازده بود كه آمد، حتي لاى موهايش پر از شن بود. سفره را انداختم. گفتم «تا شروع كنى، من ليلا رو بخوابونم.» گفت «نه، صبر مى كنم با هم بخوريم.» وقتى برگشتم، ديدم كنار سفره خوابش برده. داشتم پوتين هايش را در مى آوردم كه بيدار شد. گفت «مى خواى شرمندم كنى؟» گفتم «آخه خسته اى.» گفت «نه، تازه مى خوايم با هم شام بخوريم.»

  شهید مهدی زین الدین

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 فروردین 1395  ] [ 12:34 PM ] [ ]

کلامی از شهید دکتر بهشتی

 

در زندگی دنبال کسانی حرکت کنید که هر چه به جنبه های خصوصی تر زندگی ایشان نزدیک شوید تجلی ایمان را بیشتر می بینید.

شهید دکتر بهشتی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 فروردین 1395  ] [ 12:33 PM ] [ ]

خاطره ی از شهید محمد رضا احمدي گوگاني

 

در والفجر مقدماتى از ناحیه شكم مجروح شده بود. جراحتش خوب نشده بود؛ ولى در همه مراحل آموزش حضور داشت؛ حتّى گاهى در این كارها از محل زخمش خون جارى مى‏شد؛ ولى به روى خود نمى‏آورد. یك دفعه كه محل زخمش عفونت كرد، گفتم: «آقا رضا! آخه تو مربّى هستى و باید آموزش بدى، چه ضرورتى داره خودت هم سینه خیز برى...؟!» گفت: «من نمى‏توانم كارى رو كه نمى‏كنم، به بسیجیها تكلیف كنم.‌» محمدرضا در منطقه تمرچین - از حاج عمران در عملیات والفجر دو - كه به مین آلوده بود، بر اثر انفجار یك مین ضد تانك به شهادت رسید. بدن او از ناحیه كمر دو نیم شده بود

 
  شهید محمد رضا احمدي گوگاني

منبع : راوى: آفاقى، ر. ك: آشنایى‏ها، ص 61 - 64

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 فروردین 1395  ] [ 12:32 PM ] [ ]