مفهوم‌شناسی مصرف

مصرف در اصطلاح اقتصادی عبارت است از "ارزش پولی كالاها و خدماتی كه از سوی افراد خریداری و تهیه می‌شود." برخی دیگر در تعریف مصرف می‌گویند كه ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهای استهلاك) به دو منظور استفاده می‌شود؛ بخشی از آن به انباشتن ثروت و پس‌انداز اختصاص می‌یابد و بخش دیگر، صرف تحصیل لذت می‌شود. آن قسمت از درآمد كه صرف به‌دست آوردن لذت می‌گردد، مصرف نام دارد.

در دانش اقتصاد، مصرف، دو گروهِ عمده‌ی خوراكی‌ها و غیرخوراكی‌‌ها را دربرمی‌گیرد. خوراكی‌ها، شامل آشامیدنی‌ها، دخانیات، انواع نان، برنج، گوشت، لبنیات، روغن، میوه و سبزی و غیر‌خوراكی‌ها، شامل گروه‌های پوشاك و كفش، مسكن، اثاثیه‌ی منزل، بهداشت و درمان، حمل‌ونقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمی‌ها، خدمات فرهنگی و كالاها و خدمات متفرقه است.

 

به‌عبارت ساده، مصرف، یعنی بهره‌گیری از چیزی برای برآوردن یك یا چند نیاز ذاتى. بنابراین، شناخت شیوه‌های درست مصرف و رعایت آن و آشنایی با راه‌های درست استفاده از سرمایه و ابزار كار و لوازم زندگى، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

الگوی مصرف در اسلام و غرب

دنیای غرب می‌كوشد الگوهایی در مصرف به جوامع ارائه دهد كه رهاوردی جز فرسایش ثروت و امكانات زندگی آن‌ها ندارد. این تلاش غربی‌ها در محورهای زیر خلاصه می‌شود:

- ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف كالاهای تجملی و كم‌فایده

گسترش روحیه‌ی مصرف‌گرایى

انحراف ذهن‌ها از توجه به واقعیت‌های زندگى

اعلام پایان روزگار قناعت و فرارسیدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگی لوكس و تشریفاتى.

غرب سعی می‌كند این اهداف را با شیوه‌های گوناگونی مانند تبلیغ و اشاعه‌ی مدگرایى، تنوع‌‌طلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی پی‌گیرد و در این راه، از دولت‌ها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامه‌ها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره می‌برد.

بنابراین، پایه‌های الگوی مصرف در غرب عبارتند از:

1. تمتع و بهره‌وری هرچه بیشتر

2. رقابت و مسابقه در مصرف

3. تجمل‌گرایی و تشریفات زاید

 

آمار و ارقام به‌دست‌آمده در زمینه‌ی مصرف انرژی در كشورهای به‌ظاهر پیشرفته نشان می‌دهد كه این كشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه‌ی انرژی در آمریكا در دهه‌ی هفتاد حدود شش برابر مصرف سرانه‌ی انرژی در جهان بوده است، یا یك فرد فرانسوی سیصدبار بیش از یك فرد رواندایی انرژی مصرف می‌كند. نكته‌ی قابل تأمل این است كه مقدار زیادی از انرژی به مصرف‌های غیرضرور و صرفاً لوكس اختصاص دارد.

شركت‌های جهانى گرچه در اصطلاح، خود را موتور توسعه و عامل اساسی توسعه در جهان می‌دانند، ولی واقعیت چیز دیگری است. آنان به چیزی جز افزایش سود خود نمی‌اندیشند. آلبرت استریدزبرگ، از متخصصان تبلیغات جهانی می‌گوید: "ما باید خود را از شرّ یك سلسله‌عقاید متعارفی درباره‌ی این‌كه چه چیزهایی برای رفع نیازمندی‌های مادی فقر لازم است، خلاص كنیم."

اما باید توجه داشت كه انسان اقتصادی در اسلام، مساوی با نیازهای مادی نیست كه مصرف او به این نوع از نیازها محدود باشد، بلكه برخی از خواسته‌های معنوی نیز انگیزه‌ی مصرف اوست؛ مثل ادای برخی از فریضه‌ها مانند انفاق.

 

عوامل سبب‌سوز

نظر به آیات قرآنی و روایات و با بررسی نقشه‌ی اجتماعی و نیز رفتارهای حاكم در جامعه‌ی ایرانی و همچنین مطالعه‌ی پیشینه‌ی تاریخی كشور و با استناد به داده‌های آماری و تحقیقات انجام شده در طول سال‌های اخیر می‌توان مسائل گوناگونی را از جمله دلایل رشد روحیه‌ی مصرف‌گرایی در میان ایرانیان برشمرد.

(مربوط به محور همت مضاعف و کار مضاعف در استفاده ی بهینه از منابع و امکانات موجود)

(ادامه دارد...)

 

 



 نگاشته شده توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 2:09 PM نظرات 0 | لينک مطلب

مقدمه

واقعیت این است كه مسأله‌ی اسراف و هدر دادن منابع در اقتصاد ایران، دارای ابعادی فراتر از ابعاد فرهنگی است. این مسأله برای ایجاد تعادل میان درآمد و هزینه بسیار مهم و اساسی است و در حوزه‌ی اقتصاد خانواده نیز می‌تواند تأثیرگذار و سرنوشت‌ساز باشد. ذكر این نكته ضروری است كه اگر مصرف بی‌رویه و بی‌جا امری غیرعقلایی است، عدم‌مصرف و یا كم‌مصرف كردن در عین نیاز هم صحیح به نظر نمی‌رسد. در واقع آنچه در ارتباط با مصرف صحیح مطرح می‌گردد، كم‌مصرف كردن نیست، بلكه مراد از اصلاح الگوی مصرف و به تبع آن صرفه‌جویی، بهره‌مندی مناسب از نعمات خداوندی و استفاده‌ی حداكثری از تمامی قابلیت‌های هر چیزی است. همان امری كه در اقتصاد از آن به‌عنوان بهره‌وری یاد می‌شود. عده‌ای صرفه‌جویی را كم‌مصرف كردن معنا كرده‌اند ولی به نظر می‌رسد این معنا نمی‌تواند اقتصادی باشد، زیرا هدف از تولید یك شیء اقتصادی، مصرف آن است. بنابراین شخص لازم است تا در حد برآورده كردن كامل نیاز خود، چیزی را مصرف نماید و كم‌مصرف كردن نمی‌تواند نیاز وی را برآورده سازد.

 از سوی دیگر باید بدین نكته اذعان نمود كه اصلاح الگوی مصرف نیازی به برنامه‌های ضربتی ندارد، بلكه برنامه‌های تدریجی در بستری عقلانی راه‌حلی مناسب و قابل قبول است؛ امری كه تحقق آن مستلزم كوشش همگانی است.

تعریف و بیان مسأله

اصلاح الگوی مصرف موضوعی است كه باید برای رسیدن به مدلی معقول و پسندیده برای دست‌یابی به آن، همه‌ی جنبه‌های مثبت و منفی مصرف مورد توجه قرار گیرد. هرچند كه بازخوانی همه‌ی جنبه‌ها حتی جنبه‌های مصرف معنوی به غیر از امور اقتصادی و مادی مانند مصرف عمر و اتلاف وقت و تباهی آن با خوش‌گذرانی، شب‌نشینی و ولگردی‌های مدرن به شیوه‌ی وب‌گردی بی‌هدف، در این نوشتار كوتاه ممكن نیست، ولی می‌توان به حوزه‌های مصرف در حوزه‌ی امور مادی و اقتصادی بیش‌تر پرداخت. همچنین لازم است برای تبیین درست الگوی مصرف و اجرای طرح‌ها و برنامه‌های در راستای اصلاح الگوهای نادرست مصرف، همه‌ی جنبه‌ها و ابعاد مسأله واكاوی شود. از سوی دیگر با توجه به این‌كه هرگونه مصرفی در مسیر افراط و تفریط به‌عنوان شیوه‌ی رفتاری ناهنجار تلقی می‌شود، برای ارائه و اصلاح الگوی صحیح مصرف لازم است تا این جنبه از مصرف نیز شناسایی و معرفی شود.

 نگرش‌ها

اصلاح الگوی مصرف، از زوایای مختلف قابل تحلیل و بررسی است كه این‌جا به چند نمونه اشاره می‌شود.

1. برخی اصلاح الگوی مصرف را در حیطه‌ی امور فردی تلقی نموده، بر این باورند كه باید در خوراك، پوشاك و هزینه‌های زندگی، مصرف را مدیریت نموده، ‌از اسراف و تبذیر پرهیز كرد. در این بخش استفاده‌ی بهینه از عمر انسان‌ها نیز می‌تواند مورد توجه باشد.

2. عده‌ای دیگر بر این باورند كه باید در امور اجتماعی مصرف را كنترل نموده، از اسراف و تبذیر در امور اجتماعی پرهیز كرد؛ مانند عروسی‌ها،‌عزاداری‌ها، مسافرت‌ها، زیارت‌ها و...

3. گاهی هم این موضوع مربوط به هدفمندسازی یارانه‌ها و صرف بودجه‌های ملی در امتداد منافع محرومان تعریف می‌شود.

 4. شاید بتوان اصلاح الگوی مصرف را در بكارگیری امكانات فراوان دولتی و نیروهای انسانی درون سازمان‌ها تفسیر نموده، به دولت توصیه كرد كه برای اجرای فرمان رهبری لازم است سازمان‌های دولتی از تورم نیروی زائد اداری پرهیز نموده، با اشتغال كامل و افزایش بهره‌وری در نیروها و استفاده‌ی بهینه از امكانات اداری، از هدر دادن منابع و امكانات ملی جلوگیری كنند.

5. مورد دیگری كه می‌تواند در اصلاح الگوی مصرف مورد توجه قرار گیرد، ‌احداث ساختمان‌ها، ‌تجهیزات و تأسیسات تشریفاتی اداری است كه امروزه از نمونه‌های بارز فساد اداری به نظر می‌رسد.

 6. یكی از مصادیق دیگر اصلاح الگوی مصرف، می‌تواند روان‌سازی و اصلاح رویه‌های اداری برای جلوگیری از تضییع عمر مراجعین در پیچ و خم‌های اداری سازمان‌ها شمرده شود.

7. از نمونه‌های دیگر مصرف، استفاده از سرمایه و ذخائر ملی در روابط بین‌الملل و مبادلات تجاری با دیگر كشورها می‌باشد. در این روابط، گاهی سرمایه‌های ملی به تاراج می‌رود و كم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد.

 ) مربوط به محور همت مضاعف و کار مضاعف در استفاده ی بهینه از منابع و امکانات موجود)

(ادامه دارد...)

  



 نگاشته شده توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 2:08 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

مقدمه

یکی از برکات نظام مقدس جمهوری اسلامی وجود رهبری با درایت و آگاه و با بصیرت بوده و هست. طبق سنتي حسنه رهبر معظم انقلاب در ابتدای حلول هر سال نام و عنوانی را برگزیده و اعلام می‌نمایند. بر همین منوال قبل از لحظه تحویل سال عنوان سال جدید مورد گفت وشنود در بخش‌های مختلف جامعه بخصوص خانواده‌ها قرار می‌گیرد و هر کسی با توجه به دیدگاه خودش نامی را پیش‌بینی می‌کند.

امسال هم با توجه به اتفاقات و رخ‌دادهای خاص بعد از انتخابات بيست و دوم خرداد ماه 1388 اکثریت افراد عباراتي كه حاكي از وحدت و اتحاد ملی و انسجام اسلامی را مطرح مي‌كردند. لحظاتی پس از تحویل سال 1389 بر خلاف همه گمانه زنی‌ها وپیش‌بینی‌ها عبارت جدید ومهم «همت مضاعف، کار مضاعف» اعلام و بر سر زبان‌ها و پيامك‌هاي تلفن‌های همراه افتاد.

سه راه اول

امید است که این مهم مورد توجه و واکاوی موضوع و احصاي آن توسط دانشمندان و اندیشمندان و دانشجویان و در یک کلمه همه احاد ملت قرار بگيرد و تنها در سخنرانی‌هاو جلسات به ظاهر قضیه پرداخته نشود؛ چرا که با سخنرانی و پرداختن به ظاهر شعار، نمی‌توان در راستای تحقق ان گام برداشت، بلکه با دوری از خستگی و ضعف بایستی همت و کار مضاعف را در خودمان احیا کنیم.

این روند به تعبير آيت‌الله امامی کاشانی در بر داشتن سه قدم ممکن است؛

قدم اول «همت افاقه» است؛  یعنی به هوش آمدن و بیدار شدن. وقتی انسان بیدار شود باید به اطرافش نگاه کند و برنامه‌ریزی نماید، لذا اگر بیدار نشویم و افاقه پیدا نکنیم، نمی‌توانيم به گام دوم و سوم برسیم.

قدم دوم، «همت بی‌اعتنایی» است؛  این مسئله به معنی بی‌اعتنایی به مخالفان است. بی‌اعتنایی به عواملی که كم كم انسان را از پا درمي‌آورد و سرانجام او را از بین می‌برد. یعنی بی‌اعتنایی به کسالت، به خوشگذرانی‌ها، لهو و لعب‌ها، مواد مخدر، ولگردی و بی‌اعتنایی به ارزش‌ها و هنجارها یعنی انسان باید در برابر جهل  به شهوات، بی‌خبری‌ها، دروغ، خیانت وظلم، متکبر باشد و خود را از این‌ها دور کند.

قدم سوم «همتِ همت عالی» است؛  این مسئله بسیار مهم است وهمه موظف‌اند در جهت آن گام بردارند.

همت بلند دار که مردان روزگار

از همت بلند به جایی رسیده‌اند

«همت» که از آن به عنوان اراده و عزم هم تعبير مي‌كنند، وقتی واژه «مضاعف» هم به آن اضافه گردد، تأكيد و تشديد و  چندین برابر شدن را مي‌رساند تا به پيشرفت منجر شود، زيرا پیشرفت محصول همت مضاعف و کار مضاعف است.  

امیرالمؤمنین ـ عليه‌السلام ـ در حکمت چهارم نهج البلاغه، واژه همت را اساس ارزش انسان قرار داده و از آن به عنوان قدر انسان یاد نموده‌اند؛و به اين ترتيب به ما مي‌فهمانند که والا مقامی و یا پستی و بی‌ارزشی فرد، نتیجه بلند همتی و یا دون همتی خود اوست.

بلند همتی ان است که انسان در یک حد معین از امور که باعث فزونی فضیلت و شرف آدمي می‌گردد بسنده نکند تا به مقامی از آن ارزشمندتر و والا تر برسد و نتیجه چنین کار بزرگی عظمت و ستایش انسان است و دون همتی آن است که انسان به کارهای ناچیز و پست بسنده کند و از امور باارزش صرف نظر نماید.

الزامات و نیاز مندی‌های همت مضاعف و کار مضاعف

در این نوشتار بر آن شدیم تا «پارامترهایی از الزامات و نیاز مندی‌های همت مضاعف و در کنارش کار مضاعف» را مطرح كنيم. شاید ابتدا خودم و سپس دیگر عزیزان از آن بهره ببرند و نسبت به اجرای آنها اهتمام بورزند.

مربوط به محور همت مضاعف و کار مضاعف در تمام محور های موجود برای مطالب!)

به ادامه ی مطلب بروید...)


 



 نگاشته شده توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 1:53 PM نظرات 0 | لينک مطلب

انگيزه خوديابي يا تحقق خويشتن  

يکي از مهمترين و اساسي‏ترين انگيزه‏هاي آدمي که در رأس هِرَم نيازهاي «مزلو» قرار دارد، و نياز انسان به تعالي و ترقي، حقيقت‏جويي و کمال و گرايش به خير و زيبايي است. زماني که همه نيازهاي آدمي به نحوي برآورده گرديد، نياز به کمال بار ديگر او را به تکاپو و فعاليت وا مي‏دارد. گويا آدمي هميشه در جستجوي مرحله و مرتبه‏اي بالاتر است تا به حدّ اقناع برسد. اين نياز گاهي باعث مي‏گردد که ساير نيازها ناديده گرفته شده و تحت‏الشعاع قرار گيرند. مولانا درباره سير تکامل حيات آدمي مي‏سرايد
از جمادي مُردم و نامي شدم  
وز نما مردم ز حيوان سر زدم  
مردم از حيواني و آدم شدم  
پس چه ترسم کي ز مردن کم شدم  
جمله ديگر بميرم از بشر  
با ملائک پس در آرم بال و پر  
بار ديگر از ملک پرّان شوم  
آنچه اندر وهم نايد آن شوم  
پس عدم گردم عدم چون ارغنون  
گويد آن کانّا اليه راجعون  
فردي که به اين مرحله از تکامل در حيات خود رسيده است، ديگر انگيزه‏هاي ابتدايي، شخصيت وي را تحت‏الشعاع قرار نمي‏هد. وي به بينش و ادراکي قوي از موقعيت خود در رابطه با جهان و خالق آن رسيده است. در اين مرحله همه‏چيز يکسره پوچ و بيهوده مي‏نمايد و فقط دستيابي به نيکي امري مهم و ارزشمند است. کمال آدمي در نيکي نمودن به خويشاوندان و جامعه ـ از جمله از طريق وقف ـ است. قرآن مي‏فرمايد
« لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتي تُنْفِقُوا مِما تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا  
مِنْ شَي‏ءٍ فَاِنَ‏اللّه‏ بِه عليم » 
( آل‏عمران، 92
( هرگز به مقام نيکي نمي‏رسيد مگر از آنچه دوست مي‏داريد انفاق کنيد. پس به راستي خدا بسي بدان دانا است .) 
کلمه «نيکي» نشاندهنده دستيابي آدمي به کمال و ارضاي نياز تحقق خويشتن است. مرحوم آيت‏اللّه‏ طالقاني (ره) در تفسير گرانقدر پرتوي از قرآن در توضيح و تفسير اين آيه مي‏گويد
مفهوم انفاق ـ با نظر به ريشه لغوي آن ـ از دلبستگي به خود و علائق خود بازشدن و راه نهايي ـ نفق ـ به‏سوي ديگران گشودن است. براي انسان آگاه، در هر انفاقي اين رهايي و اوجگيري و وسعت‏يابي مشهود است و هرچه بيشتر موردنياز باشد و کار و کوشش بيشتري براي فراآوردنش شده باشد دلبستگي و محبوبيت بيشتري دارد و هرچه محبوبتر باشد انفاق آن تکان‏دهنده‏تر و رهاکننده‏تر است. پس آن‏که محبوب و دلبستگي و کوشش و محبوب قابل انفاق ندارد و آن که يکسره مجذوب رشته‏هاي مالي و محکوم علاقه‏هاي آن است جاذبه و انگيزه تکاملي ندارد
وي همچنين معتقد است که جاذبه و انگيزه تکاملي انسان از طريق انفاق ـ و يکي از مصاديق بارز آن يعني وقف ـ است که انسان را به «مقام» خلافت در زمين و مالکيت الهي و حقيقتي مي‏رساند(15 ). 
با توجه به سخنان آيت‏اللّه‏ طالقاني، اولاً يک انسان آگاه ـواقف ـ با وقف اموال خود به يک رهايي و وسعت نظر و انديشه دست مي‏يابد. ثانيا، هرچه فرد بيشتر اموال و دارايي خود را که مايه دلگرمي و دلبستگي اوست وقف نمايد اين وقف تکان‏دهنده‏تر است و انسان را بيشتر به کمال مي‏رساند، ثالثا، آن که کمتر به انفاق (وقف) مال و دارايي مي‏پردازد؛ در حالي‏که استطاعت و قدرت اين انفاق را دارد فاقد انگيزه تکاملي و تحقق شخصيت خود است
در نتيجه وقف اموال و دارايي يکي از بهترين طرق ارضاي انگيزه خوديابي است؛ چرا که  
1 ـ نيازهاي عالي انسان رشد و نموّي است که در واپسين مراحل کمال قرار دارد و در نتيجه واقف کسي است که از لحاظ نيازها به عاليترين مرحله شخصيت وجودي خود دست يافته است
2 ـ اشباع نيازهاي عالي آثاري را در انسان پديد مي‏آورد که به افزايش نيک‏بختي عميق او منجر مي‏شود؛ همچون احساس قرب به خداوند و محبت به او و فنا در او
3 ـ سرانجام، اشباع نيازهاي عالي براي ايجاد شخصيت والاي انسان مناسبتر است و بهترين وسيله اشباع اين نيازها وقف اموال و دارايي است
ذکر اين انگيزه‏ها جهت تعيين علل واقعي وقف، بدين‏معنا نيست که محرکهاي آدمي فقط در اين انگيزه‏ها خلاصه مي‏شود؛ بلکه ما مي‏توانيم در اين خصوص محرکها، تمايلات و انفعالات رفتاري ديگر را نيز ذکر نماييم. امام محمد غزالي که خود از پرورش‏يافتگان مدارس وقفي است، انگيزه‏ها و محرّکهاي رفتار آدمي را به اين‏نحو تقسيم‏بندي نموده است
1 ـ تقسيم محرّکهاي دروني برحسب طبيعت اخلاقي انسان که شامل چهار تمايل بهيمي، سبعي، شيطاني و رباني است .
2 ـ تقسيم محرّکهاي دروني، براساس توجه به حُبّ بقا در موجود زنده که شامل سه تمايل: فردي، اجتماعي و عالي است
3 ـ تقسيم محرّکهال دروني براساس نگرش به مقصد و هدف که شامل دو تمايل: ديني و هوي و هوس است(16 ). 
با توجه به تقسيم‏بندي غزالي ما مي‏توانيم وقف را از لحاظ محرک دروني واقفين توجيه و تبيين نماييم؛ في‏المثل محرّک آدمي در وقف اموال و دارايي برحسب طبيعت اخلاقي انسان جزو تمايلات ربّاني آدمي است؛ در حالي‏که محرّک آدمي در وقف اموال برحسب توجه به بقا مي‏تواند جزو هر سه دسته تمايل فردي، اجتماعي و عالي واقفين باشد و اين‏همه در حالي است که محرک واقف براساس نگرش به مقصد و هدف جزو تمايلات و انگيزه‏هاي ديني است

خلاصه  

بررسي ما با توجه به اين حديث صورت پذيرفت که «انما الاعمال بالنيات» و بدين‏دليل کالبدشکافي رواني وقف را معادل نيت‏شناسي دانستيم. بررسي انگيزه‏هاي آدمي و ارتباط آن با نيّات واقفين در اين زمينه صورت پذيرفت که اصل مسلم عمل اسلامي عبارت است از: شناسايي نيت عمل‏کننده. آيات، احاديث و روايات متعدد و متواتر درباره نيت‏شناسي ضرورت چنين تحليلي را توجيه مي‏نمايد. نيت امري مستور و ذهني و نامرئي است و کشف نيات کار ساده‏اي نيست و جز خداوند متعال کسي نمي‏داند که در دل انسانها چه مي‏گذرد؛ ليکن از روي اعمال افراد گاهي مي‏توان به نيّات آنها پي برد. به همين‏دليل منکر انگيزه‏هاي منفي افراد در وقف نمودن مال نيستيم. تاريخ اقتصادي و سياسي اين سرزمين گواه براين مطلب است که بسياري از افراد به دلايل اقتصادي و سياسي اموال خود را وقف نموده‏اند، که اين تحقيقي جامع و جداگانه مي‏طلبد
باري به همراه هر عمل صالح نيت خوبي وجود دارد و از روي اعمال صالح مي‏توان به نيات پاک افراد آگاهي يافت. پيامبر گرامي اسلام (ص) مي‏فرمايند: «نية‏المومن خير من عمله و نية‏الکافر شر من عمله و کل عامل يعمل علي نيّته» (نيت مومن بهتر از کردارش و نيت کافر بدتر از عملش است و هر عاملي عمل کند بر نيّتي که دارد) و انسان در مقابل کارهاي خود پاداش شايسته دريافت مي‏کند «فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره» و «من عمل صالحا من ذکرا وانثي و هو مومن فلنحيينه حياة طيبة» و در جايي ديگر نتيجه عمل صالح را مايه رسيدن به پايگاه رفيع مي‏داند:«فضلّ‏اللّه‏ المجاهدين باموالهم وانفسهم علي‏القاعدين درجة ». 
به اميد آنکه انگيزه و نيّات ما در اعمال و رفتارهاي اجتماعي و فردي، انگيزه‏هاي خدايي و کمال‏جويانه و قرب و رضاي الهي باشد

پی نوشت :

1- دکتر عظيمي، سيروس، روان‏شناسي عمومي، تهران، انتشارات دهخدا، 1348، ص30
2- بنياد انتقال به تعليم و تربيت اسلامي، ذکر، دفتر شماره 5، ص94
3- بنياد انتقال به تعليم و تربيت اسلامي، ذکر، دفتر شماره 7، ص160
4- دورانت، ويل، لذات فلسفه، ترجمه دکتر عباس زرياب خوئي
5- احمدي علون‏آبادي، احمد، مقدمه‏اي بر مشاوره و روان‏درماني، اصفهان، نشر جمعه، 1363، ص85
6- پال هرسي و بلانچارد، کنث، مديريت رفتار سازماني، دکتر علي علاقه‏بند (مترجم)، تهران، اميرکبير، ص18
7- طالقاني، سيدمحمود، پرتوي از قرآن، تهران، شرکت سهامي انتشار، جلد سوم
8- عبدالعظيم، علي، فلسفه شناخت در قرآن کريم، سيدصادق سجادي (مترجم)، ص130
9- منبع شماره 6، ص37
10- منبع شماره 8، ص149
11- منبع شماره 8، ص149
12- سپنتا، عبدالحسين، تاريخچه اوقاف اصفهان، اصفهان، انتشارات اوقاف اصفهان، 1346، ص371
13- منبع شماره 6، ص39
14- دکتر الکبيسي، محمد عبيد، احکام وقف در شريعت اسلام، صادقي گلدر (مترجم)، انتشارات اوقاف مازندران، ص113ـ112
15- منبع شماره 7
16- حجتي، محمدباقر، روان‏شناسي از ديدگاه غزالي و دانشمندان اسلامي، ص62


 



 نگاشته شده توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 1:51 PM نظرات 0 | لينک مطلب

(از وقفنامه مدرسه سلطاني اصفهان)  

2 ـ «... صرف صلحا و علماء سکان آنجا و خدمت از اماکن شريفه شود...» (از وقفنامه مدرسه نوزيه اصفهان)
3
ـ «.. و دو ثلث، صرف مصيبت حضرت ابي‏عبداللّه‏ و يک ثلث ديگر صرف خيرات مطلقه..» (از وقفنامه حاج‏رضا گوگدي در گلپايگان)
4
ـ در قريه مجومرد يزد جزو مصارف وقف «پاپوش براي زوّار» و آش و نان فقرا و تعمير پل و ايجاد راه و مخارج مکتب اطفال فقير و دستمزد معلم آنان معين شده است(12 ). 
بدين‏لحاظ پديده وقف به عنوان يک سنت و سيره نبوي داراي حيطه وسيعي از فعاليت و اقدام مي‏باشد تا جايي که اگر به درستي در جامعه عمل و اجرا شود، هيچ‏گاه در جامعه اسلامي با کمبودهاي اقتصادي، اجتماعي و آموزشي، فرهنگي روبه‏رو نخواهيم شد. با وجود اين پديده وقف در زمينه انگيزه اجتماعي اولاً توانسته است عواطف و نيازهاي اجتماعي واقفين را برآورده سازد، ثانيا وسيله‏اي دائمي براي تعديل امتيازهاي طبقاتي فراهم نمايد و ثالثا پديده زيانبار فقر را تا حد ممکن در جامعه ريشه‏کن نمايد

انگيزه احترام و جلب محبت  

يکي از انگيزه هايي که باعث مي‏شود فرد نحوه خاصي از رفتار را بروز دهد، انگيزه جلب احترام و محبت ديگران است. وجهه و احترام نوعي سلوک و رفتار است که انتظار مي‏رود ديگران در حضور شخص نشان دهند؛ از قبيل حرمت يا بي‏حرمتي، رسميت يا صميميت، مدارا يا  
صراحت(13).مردم در سراسر زندگي خود طالب و جوياي وجهه اجتماعي هستند و از طرق گونه‏گون همچون کسب و شغل پُر درآمد، حسن رفتار و اخلاق در برخورد با مردم، کسب مدارج بالاي تحصيلي و غيره در جهت ارضاي اين انگيزه مي‏کوشند. پديده وقف را نيز مي‏توان با همين ديد توجيه و تبيين نمود. واقف با اين عمل خود در عين اينکه وجهه و احترام اجتماعي دنيوي کسب مي‏کند، به سعادتي اخروي نيز دست مي‏يابد. به ديگر سخن، وقف نمودن مال يا دارايي يکي از بهترين طرق کسب وجهه و احترام اجتماعي است
نکته مهمي که باعث ارزشمندي وقف مي‏گردد انتخاب طريقه صحيح ارضاي نياز احترام و جلب محبت ديگران است. قرآن در مورد کساني که براي کسب احترام و اثبات برتري خود به رفتارهاي بيهوده دست مي‏زنند مي‏فرمايد: «الهيکم‏التکاثر حتي زرتم‏المقابر» (بسياري اموال و فرزندان شما را غافل داشته است تا آنجا که به ملاقات قبور رويد) و بدين‏سان در پي جلب احترام اجتماعي، به بسياري مال و فرزندان خود فخر مي‏نمايند تا جائي که يهوديان مي‏گفتند
«
ان‏اللّه‏ فقير و نحن اغنياء » 
(
آل‏عمران، 181
خداوند در جايي ديگر مي‏فرمايد
«
اِعْلَموْا اَنَّما الْحَيوة الدُّنيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينة وَ تَفاخُرٌ بَيْنکُمْ و تکاثُرٌ فيِ‏الْاَموالِ وَالْاَوْلادِ ...» 
(
حديد، آيه 20
(
بدانيد که زندگاني دنيا در حقيقت بازيچه است و لهو و عياشي و آرايش و تفاخر و خودستايي با يکديگر و حرص و زياد کردن مال و فرزندان و ...) 
خداوند در قرآن براي کسب وجهه و احترام اجتماعي انسانها را اندرز مي‏دهد و مي‏فرمايد
«
اَلْمالُ والْبَنُونَ زينَةُ الحَيوة الدُّنيا والباقِياتُ الصالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِکَ ثَوابا وَ خَيرٌ اَمَلاً » 
(
کهف، 46
(
مال و فرزندان زينت زندگي دنيا هستند و ليکن اعمال صالح که تا قيامت باقي است نزد پروردگار بسي بهتر و عاقبت آن نيکوتر است.)  
قرآن از مال و فرزندان صالح به عنوان زينتهاي حلال نام‏مي‏برد، ولي آنچه شايسته يک مؤمن واقعي است بهره‏برداري‏از اين زينتها در جهت عمل صالح ـ مثل وقف ـ براي دستيابي به سعادت آن جهان و رضايت خداوند است
«
امِنوُا بِاللّه‏ وَ رَسُولِه وَاَنْفِقُوا مِمّا جَعَلَکُمْ مَسْتَخلَفينَ فيهِ فَاّلَذينَ امَنوُا مِنْکُم وَاَنْفقُوا لَهُمْ اَجرٌ کَبيرٌ » 
(
حديد، 7
(
اي بندگان به خدا و رسول او ايمان آريد و از آنچه شما را در آن وارث گذشتگان گردانيد به راه خدا انفاق کنيد پس براي کساني از شما که ايمان آورده و انفاق کردند پاداشي بزرگ خواهد بود .) 
بدين‏لحاظ مي‏توان عنوان نمود که وقف ـ به عنوان يک عمل صالح ـ بهترين راه کسب احترام و محبت اجتماعي است؛ چرا که  
اولاً واقف به آرامش روحي مي‏رسد؛ زيرا مي‏داند که با وقف کردن مال خود ثوابي را کسب کرده و از گناهي اجتناب نموده است
ثانيا، واقف دين خود را به اجتماع ادا کرده و به نداي بزرگان دين و استغاثه نيازمندان پاسخ مثبت داده است
ثالثا، نيازهاي عاطفي خود را برطرف نموده و آينده روشن و ثابتي را براي فرزندان خود پي‏ريزي کرده است
رابعا، از طريق وقف، محبت مردم را ـ چه قبل و چه بعد از فوت ـ به سوي خود جلب کرده و خود را از درد تنهايي و غربت نجات داده است).

(مربوط به محور همت مضاعف و کار مضاعف در امور خیرالمنفعه و وقف و وظایف واقفان و...)

ادامه دارد...

منبع:میراث جاودان

 



 نگاشته شده توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 1:49 PM نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :10
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
Powered By Rasekhoon.net